سایر منابع:
سایر خبرها
نخستین زنان موتورسوار در ایران
می کرد و کمک کرد در مسابقات شرکت کنم. محبت او به من باور کردنی نبود. شما هم دوره های آموزشی را گذرانده اید؟ نظیفی: خیر، دوره های حرفه ای را نگذراندم ولی نورا آموزش های لازم را به من داده است. برخوردها با شما چگونه بود؟ نراقی: برخورد خاصی نشد. به هرحال ما هنوز مشکلات فرهنگی داریم و موتورسواری بانوان جا نیفتاده است. مشکلاتی که پیش می آید هم از این دست است
6 روز اسارت معاون بانک در غار کوهستانی
کشیده بودند. چند متر آنطرف تر مسافر دیگری سوار شد. چیزی که توجه ام را در این خودرو جلب کرد این بود که هم راننده و هم مسافری که سوار شد ماسک فصلی زده بودند. با این حال تصور نمی کرد حادثه شومی در انتظارم است تا این که ناگهان مرد مسافرنما اسلحه ای را به سمت من گرفت. بلافاصله با او درگیر شدم. در گیرودار درگیری اسلحه اش را از ماشین بیرون انداختم و سعی کردم خودم را هم بیرون پرت کنم؛ اما راننده با اسپری
قاتل: زنم بچه می خواست او را کشتم!
حادثه گفت: آن روز در حیاط خانه نشسته بودیم که الناز گفت دوست دارد بچه دار شود و حس مادر بودن را درک کند. او گفت که در خانه تنها است و حوصله اش سر می رود و کلافه می شود. وقتی خواسته اش را رد کردم، درخواست طلاق کرد. با شنیدن این جمله به شدت عصبانی شدم. چوبی را که روی زمین افتاده بود، برداشتم و چند ضربه به او زدم که فوت شد. بعد جسد را به اتاق منتقل کردم و پای تلویزیون خوابیدم و سریال تماشا کردم. ساعتی بعد وقتی برادرم به خانه آمد و جسد همسرم را دید، پلیس را از ماجرا باخبر کرد. به گزارش جوان، قاضی قربان زاده بعد از شنیدن آخرین دفاع متهم ختم جلسه را اعلام کرد و با هیئت قضایی وارد شور شد. ...
ماجرای شناسایی محل استقرار تانک ها توسط بهنام و مواجهه او با افسر بعثی/ حماسه سازان میدان راه آهن خرمشهر ...
می ریخت و نیروهای مقاومت با کمبود نفرات و تسلیحات دست و پنجه نرم می کردند، در چنین وضعیتی قرار داشتم که حضور بهنام و سلامتی او نیز گوشه ای از ذهنم را اشغال کرده بود، حضور نوجوان 13 ساله در شهری که آماج آتش حملات دشمن قرار گرفته بود، دور از احتیاط به نظر می رسید؛ لذا تصمیم گرفتم علی رغم میل باطنی اش او را نزد خانواده به اهواز ببرم تا هم بهنام را به جای امنی سپرده و هم اینکه با آرامش خاطر به دفاع
اولادی: بزرگترین اشتباه زندگی ام رفتن به استقلال بود/ از فوتبال در کوچه پس کوچه های قائمشهر تا رستوران ...
وارش نیوز: مهرداد اولادی، مهاجم خوش تکنیک فوتبال ایران، هر چند سالهاست در پرسپولیس بازی نمی کند، اما هنوز خود را پرسپولیسی و رفتن به استقلال را بزرگترین اشتباه زندگیش می داند.او گفتگویی با سین جیم کرده که در ادامه می خوانید: سین: مهرداد اولادی چه سالی متولد شد؟ جیم: من 4 خرداد 1364 در قائمشهر استان مازندران به دنیا آمدم. سین: چند خواهر و برادر دارید؟ جیم: دو خواهر و دو برادر،
همسرم ماهیانه 2 میلیون تومان پول می خواهد
به گزارش خبرنگار حوزه حوادث گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران ، چندی پیش زوج جوانی به دادگاه خانواده رفتند و درخواست طلاق دادند. مرد جوان در خصوص علت آن به قاضی گفت: آقای قاضی من همیشه با کار کردن همسرم مخالف بودم و این موضوع را از همان روز اول به او گفتم. هیچ وقت دوست نداشتم همسرم بیرون از خانه کار کند. او هم پذیرفت و قول داد که هیچوقت بیرون از خانه کار نکند. اما حالا پس از چند ماه زندگی
فوتبالیستی که به هیچ پیراهنی تعصب ندارد
/> سید محمد سید صالحی هستم، متولد 5 مرداد سال 1360. اهل کجایید؟ اهل تهران. کودکیتان در کدام منطقه از تهران سپری شد؟ کودکی و نوجوانی ام را در منطقه 14 که به اصفهانک یا دولاب معروف است، گذرانده ام . چندخواهر و برادر دارید؟ من دو خواهر و دو برادر دارم. ازدواج کردید؟ بله متاهل هستم. چطور با همسرتان آشنا شدید؟ همسرم
یک اصلاح طلب: آقای روحانی! صلح امام حسن(ع) را یاران خائن تحمیل کردند/ مجازات استفاده غیرمجاز از آب و برق
توافقی غیر الزام آور با ایران است. یادآور می شود دکتر ظریف وزیر امور خارجه در حاشیه مراسم شب قدر در مسجد امام علی(ع) شهر وین تأکید کرد: در مذاکرات هنوز هیچ چیز معلوم نیست، ما داریم تلاش می کنیم و برخی اختلافات همچنان باقی است. به اعتبار مقاومت و ایستادگی تیم ایران، جان کری از در تهدید داخل شده و مدعی شده است: پیشرفت های مهمی در مذاکرات به دست آمده اما هنوز چند مشکل دشوار وجود دارد که باید
نگاه شما: چرا بیکاری؟
بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد اتفاقا پسر پادشاه به خاطر علاقه اش به دختر شرط او را پذیرفت و در حرفه نجاری تبحر پیدا کرد و سپس با برآورده شدن شرط دختر مورد علاقه اش با او ازدواج کرد مدتی نگذشت که دشمنان آن پادشاه به کشور او حمله کردند و تمامی مال و اموال آنها را گرفتند پسر پادشاه به همراه دختر مورد علاقه اش به کشور دیگری پناهنده شدند و همین حرفه آن پسر بیشتر از پسر پادشاه بودن در
نگاه چپ! انگیزه جنایت خیابانی
3 متهم یک پرونده جنایی که پس از چندین ماه فرار در چنگ قانون گرفتار شده اند یکشنبه گذشته در بازسازی صحنه جنایت عنوان کردند که نزاع خونین خیابانی فقط به خاطر یک نگاه چپ! رخ داد. به گزارش خراسان، بیست و چهارم دی سال 92 چند جوان در خیابان شهید علیمردانی مشهد کنار شعله های آتش داخل یک پیت حلبی تجمع کرده بودند که خودروی پیکانی در نزدیکی آنان توقف کرد وقتی سرنشینان خودرو قصد داشتند برای خرید
قاتل باپرداخت400میلیون تومان به خانواده مقتول از قصاص نجات یافت/پایان خونین یک رابطه خیابانی وخیانت
پشت تریبون دفاع گفت: یک سال پیش از جنایت در خیابان شهید چمران در حال عبور بودم که خیلی اتفاقی با زهره آشنا شدم. مدتی با هم تلفنی در ارتباط بودیم تا اینکه با هم قرار ملاقات گذاشتیم. قبل از این آشنایی من به خواستگاری دختری در شمال رفته و چون کاری نداشتم پدر آن دختر با ازدواجمان مخالفت کرد. وقتی با زهره آشنا شدم موضوع شکست در خواستگاری ام را برای او تعریف کردم. مدتی گذشت توانستم برای خود
روایت یک فیلم ساز زن لبنانی از زندگی با داعش
با هزینه خودم برای کانال Otv برنامه می سازم و بعد این برنامه ها را به کانال Otv و کانال های دیگر می فروشم. پس بنابراین من عضو کانال و شبکه ای نیستم و مستقل هستم. چگونه و با چه انگیزه ای وارد عرصه مستندسازی شدید؟ من در دانشگاه علوم طب خواندم، ولی چون این کار را دوست دارم و هیجان آور است، وارد آن شدم. در خانواده من همه در این فضا بزرگ شدند و رشد کردند، در خانواده من همه اهل
از قطع پا در درگیری با منافقین تا قهرمانی در مسابقات ورزشی
و دشوار بود. وی افزود: پس از این که پای چپ خود را از دست دادم به خاطر دارم که در خانه بستری شده بودم و بیرون نمی آمدم و انگیزه ای برای زندگی نداشتم تا این که به پیشنهاد یکی از دوستان جانباز و ورزشکارم به سالن ورزشی رفتم. کریمی تصریح کرد: پس از این که به سالن ورزشی رفتم به تدریج در چند رشته مختلف ورزش را آغاز کردم و با این که ابتدا برایم دشواری های زیادی داشت رفته رفته با ورزش خو گرفتم
سه اتفاق شوم که ثمره محبت های جزئی اند
بیان فرمودند که یک روز پیامبر گرامی اسلام(ص) به من رسیدند و فرمودند: حالت چطور است؟ و من عرض کردم: درگیر هستم؛ چیزی غیر از آب در دستم نیست، نان و بساطی نداریم، و به خاطر حال جگرگوشه هایم حسن و حسین دلم را غم گرفته است و باید بروم نان اینها را تهیه کنم. بعد رسول خدا(ص) به علی(ع) فرمود: غم عیال داشتن و غم نان تهیه کردن برای خانواده، ستری برای از آتش عذاب است و طاعت خدا امان از عذاب است، و
بنیاد در آینه مطبوعات
: جای داداش هادی معرکه است روح ا... هاشمی، برادر شهید، سیاه پوشیده و در حال تکریم میهمانان برادرش است. او از ماه رمضان متفاوت امسال تعریف می کند و از وابستگی اش به هادی می گوید. از اینکه در خیلی از جلسه های مذهبی محله، همراه او بوده و امسال جای او خالی است؛ با اینکه اختلاف سنی زیادی با برادرم داشتم، بیشتر تصمیم هایم را با او درمیان می گذاشتم. این جمله را تا به حال به کسی نگفته ام تا باعث
عواملی که بیشترین ضربه را به امیرالمؤمنین زندند
. حکومت امیرالمومنین علی(ع) یکی از نقاط عطف و تاثیرگذار تاریخ است. نوع مواجه حضرت با فتنه ها و معضلاتی که حکومت با آن مواجه میشد – چه پیش از رسیدن به خلافت و چه حین آن – همواره برای اهل تفکر و تحقیق محل بحث بوده است؛ چهار سال و 9 ماهی که می تواند برای هر حکومت عدالتخواهی سرمشق باشد. ماه مبارک رمضان فرصت مغتنمی دست داد تا از منبر استاد ارجمند حجت الاسلام و المسلمین حامد کاشانی، استاد
سرنوشت منفورترین ملکۀ تاریخ
، دوری می جست و تمام توجهش را صرف بچه هایش می کرد و از این می ترسید که اگر بیشتر خودش را درگیر کند، به دوپاره کردن فرانسه متهم خواهد شد. در 4 ژوئن 1789، تراژدی به وقوع پیوست. پسر بزرگ ماری و وارث تاج درگذشت. زوج سلطنتی به خاطر از دست دادن فرزندی که مدتها انتظارش را کشیده بودند، غرق در اندوه و عزا شدند. چنین مرگی که در گذشته عزای ملی تلقی می شد، در شرایطی که مردم قحطی زده به دنبال زنده نگه
چند راز مردانه، برای تسخیر قلب شوهران
در هفته نامه ای نوشت: تازه ازدواج کرده اید یا چند سال از زندگی مشترک تان می گذرد و هنوز رگ خواب شوهرتان دستتان نیامده است؟! نمی دانید چطور خواسته تان را به همسرتان بگویید که به او بر نخورد و غرور مردانه اش جریحه دار نشود؟! خسته اید از بس حسرت رابطه خوب دوستتان با همسرش را خورده اید؟ نیازها یکی است؛ زبان آدم ها متفاوت است اصلی به عنوان اصل تفاوت های فردی در روانشناسی وجود دارد که بر
خداوند دوست دارد صدای دلسوختگان را بشنود
نوجوانی ام اختصاص دارد که با آن خانواده بزرگ دور یک سفره می نشستیم و سحری و افطار می خوردیم؛ آن لحظات زیبا هرگز از ذهنم پاک نمی شوند. و یادتان هست در اولین روزه داری دقیقاً چند ساله بودید؟ بله هفت یا هشت ساله بودم که برای اولین بار روزه گرفتم، البته اوایل روزه کله گنجشکی و سه چهار سال بعد روزه داری ام کامل بود. اولین افطار هم یادتان هست؟ بله، نان و پنیر و
برای بازی در نقش قاتل امام علی(ع) از سه شب قبل خواب نداشتم
حمله کرده باشند آن هم در نماز؟ همیشه رو در رو بوده، فقط مرادی بوده که از پشت حمله می کند، آن هم کجا؟ سر نیایش، سر نماز خواندن. پس قرار بود من شقی ترین فرد تاریخ را بازی کنم. خیلی سخت بود. آقای میرباقری و آقای شریفی نیا خیلی به من کمک کردند. خدا را گواه می گیرم که من از سه شب قبل از این که اولین سکانس ضربت زدن را شروع کنیم که خواب نداشتم و می ترسیدم. ***هنوز هم خیلی ها شما را با آن نقش می
عشق رزمندگان به امام خمینی(ره) بی بدیل بود
بالا رفتم در حالی که فکر می کردم اگر یک هول بدهم مجسمه به پایین پرت می شود، دیدم اصلا تکان نمی خورد. به همین خاطر وانت آوردیم و با سیم بوکسل این کار را انجام دادیم ولی باز هم نتوانستیم حرکتش دهیم. این بار بنزین آوردیم و مجسمه را آتش زدیم که کمی نرم تر شد. بعد از آن مجسمه به زیر کشیده شد. مجسمه را انداختیم پایین، حالا نمی دانستیم با مجسمه پایین کشیده شده چه کنیم؟ مجسمه را به سمت راه آهن
پیش بینی آیت الله حائری از آینده رهبری
بیشتر نداشتم و با پدرمان به قم رفتم. سال 38 بود. با اینکه کم سن و سال و به محیط قم نا آشنا هم بودم، گشتم تا آقا را پیدا کنم. به مدرسه حجتیه و حجره شان رفتم و دیدم ایشان برای درس رفته اند. غرض اینکه از همان بچگی به آقا علاقه داشتم. در سال های آغازین دهه 40، ارتباطم با ایشان بیشتر شد. چون گاهی در خدمت ایشان به سفرهای تبلیغی می رفتم. در سال 41 در خدمت ایشان به کاشمر رفتم. هنوز طلبه سال اول
کلاس های رزمی انگیزه جدایی
چندی پیش مرد جوانی با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد و در خصوص علت آن به قاضی گفت: آقای قاضی همسرم به کلاس های رزمی می رود و حرکات پسرانه انجام می دهد. کارهای رزمی و حرکات خشن شده تمام زندگی این زن و حتی در خانه هم همیشه در حال تمرین اینگونه حرکات و ورزش ها است. وی افزود: همسرم اصلا روحیه زنانه ندارد و به یک زن خشن و بداخلاق تبدیل شده است. او عاشق کارهای رزمی است و حاضر نیست
گزارشی از قرار سالانه ی شعرا با رهبر انقلاب
پایگاه تحلیلی خبری هم اندیشی : وقتی وارد محوطه ی حیاط بیت شدم فضا آرام بود و چند نفری نشسته بودند روی زیلوهای پهن شده در حیاط. هوا دم داشت، معلوم بود قبل از آمدن شعرا زمین را آب زده اند. همه داشتند خوش و بش می کردند. بعضی نشسته بودند در صف دوم و سوم نماز، لابد به هوای نزدیک تر بودن به آقا. غافل از اینکه موقع آمدن ایشان تغییر و تحولات زیادی رخ می دهد. بین آنها که عقب نشسته بودند
تالیف 25 کتاب توسط بانوی نخبه نابینای خراسان جنوبی
هنگامی که به هوش آمد من سعی کردم آرامش کنم و با اینکه حال خودم زیاد خوب نبود، اما او را دلداری می دادم و گفتم مادرجان به پیش چند دکتر دیگر می رویم و نظرات آنها را هم می پرسیم، شاید دکتر اشتباه تشخیص داده است. بعد از مدتی به پزشکان زیادی مراجعه کردیم و آنها هم تشخیص دادند که بیماری من بیماری چشمی نادر به نام آرپی است و در این بیماری به مرور زمان فرد بینایی خود را از دست می دهد و تنها تا
اعتراف بوکسوری که قاتل شد
استفاده کردم و یک مشت به مقتول زدم. بعد چه شد؟ او از حال رفت. من هم دست و پای مقتول را بستم و انگار باعث مرگش شدم. چرا دست و پایش را بستی؟ راستش قبل از اینکه او از حال برود، دیدم ظاهر مرتبی دارد و پول و موبایل گران قیمتی همراهش است و تصمیم به سرقت آنها گرفتم. او حاضر نشد اموالش را تحویلم بدهد. به من برخورد و برای آنکه مابقی معتادان حساب کار دستشان بیاید، یک
در ستایشِ حیات وحش و حکایت دردناک جامعه ما
وضعیت اجتماعی مان در حیطه های گوناگون، نگران کننده است. در زمینه قتل و همدیگرکشی رفتارهایی از ما سر می زند که در حیات وحش کم سابقه است. حتی برخی حیوانات ناهمگون به خاطر اینکه تحت تأثیر همزیستی قرار گرفته اند، رفتارشان نسبت به هم جالب توجه است. درندگان یکدیگر را تکه پاره نمی کنند و گزارش شده که در برخی زیست بوم ها، حیوانات ناهمجنس (قوی و ضعیف) رفتاری مسالمت آمیز با هم دارند. فیلم های مستندی
روایت صادقانه مهمان ماه عسل از یک زندگی دوباره
/> آن زمان، یعنی حدود 22 سال پیش که تعداد مسلمانان درآمریکا خیلی کم بودند، در لس آنجلس مجلسی به عنوان هیئت امام حسین (ع) توسط یک ایرانی به نام علی برگزار می شد؛ خیلی دوست داشتم به آنجا بروم و سؤالاتم را بپرسم. همانجا با خانواده همسرم آشنا شدم و زمینه ازدواج ما فراهم شد. و این برکت شب های محرم و امام حسین(ع) بود که شامل حالم شد. اطلاعات زیادی راجع به امام حسین (ع) نداشتم. ولی بعدها که تاری را مرور
هفتاد منقبت انحصاری برای امیرالمؤمنین( ع) از زبان خود حضرت
برادر من هستی و من برادر تو و دست تو در دست من است تا آنکه وارد بهشت گردیم. 12. رسول خدا صل�'ی الله علیه و آله فرمود: ای علی! تو در میان امت من بسان کشتی نوح هستی که هر کس بر آن نشست نجات یافت و هر کس از آن جا ماند، غرق گشت. 13. رسول خدا عمامه خودش را به دست خودش بر سر من پیچید و برای من دعای پیروزی بر دشمنان خدا را خواند و من دشمنان را به اذن خداوند عز و جل شکست دادم. 14
قتل دختر دبیرستانی پس از تجاوز بی رحمانه/ ماجرای قتل مادربزرگ ها پس از سرقت اموالشان/ اقدام بی شرمانه یک ...
رحمانه/ قاتل 31 سال مورد احترام خانواده قربانی بود! + تصاویر به گزارش پلیس بریستون مردی که 31 سال پیش دختر جوان را پس از تعرض به قتل رساند و دستگیر شد. روشی مرگبار برای رسیدن به لندن/ مرگ تلخ مهاجر جوان زنگ خطر را به صدا آورد + تصاویر به گزارش پلیس انگلستان در لندن ، مرد بد اقبال مهاجر به دنبال رسیدن به آرزوهای خود با انتخاب مسیری خطرناک منجر به مرگ خود شد.