سایر منابع:
سایر خبرها
6 روز اسارت معاون بانک ملی در غار کوهستانی
صبح روز شنبه 6 تیرماه بود که به قصد رفتن به سر کار از خانه خارج شدم. پس از چند قدم سوار تاکسی که منتظر خروج من از خانه بود، شدم. غافل از این که سرنشینان این تاکسی نقشه ربودنم را کشیده بودند. چند متر آنطرف تر مسافر دیگری سوار شد. چیزی که توجه ام را در این خودرو جلب کرد این بود که هم راننده و هم مسافری که سوار شد ماسک فصلی زده بودند. با این حال تصور نمی کرد حادثه شومی در انتظارم است تا این که ناگهان
عجیب ترین روش خواستگاری این پسر /عکس
مرده است . این نقشه باموفقیت اجرا شد اگرچه این دختر خانم که ایرانا نام دارد بعد از فهمیدن دروغی بودن این مسئله گفت دوست دارد خودش الکسی را بکشد. ایران ناز: :” آن روز الکسی به من گفت کار مهمی با من دارد و جایی را برای قرار ملاقات در نظر گرفت. وقتی به آن محل رسیدم با صحنه ای وحشتناک از دود و تصادف و آمبولانس و حضور جمعیت روبرو شدم که مرا ترساند. وقتی جلوتر رفتم “الکسی” را دیدم که غرق در
نقاش بوسنیایی: عاشق ایران و هنر اسلامی آن هستم
دانشکده هنرهای زیبای بوسنی به صورت آکادمیک آموختم و مدرک فوق لیسانس را در نقاشی و خطاطی اسلامی گرفتم. بعد از آن از خطاطی اسلامی به عنوان محور و موضوع اصلی در کارهایم استفاده کردم. سبکی که از آن الهام گرفته ام خط کوفی است چرا که این خط برای من بسیار قدرتمند و معنادار است و توانسته مرا جذب کند. او با اشاره به ویژگی های آثار هنری خود اظهار کرد : نقاشی های من بعضی اوقات شامل بخش هایی از خط
کجا بروید که بخندید؟
تماشایش می نشیند و هر بار هم که آمده تا یک هفته حالش خوب بوده. آقای راننده حتی به صورت مسافرانش نگاه هم نمی کند، آنقدر باجدیت اخم کرده و روبه رویش را نگاه می کند که کسی جرات نمی کند در تاکسی حرف بزند، یک برگه بزرگ هم کنار آیینه ماشین نصب شده که رویش نوشته: مسافر محترم با موبایل صحبت نکنید. سر حرف را با همراهم باز می کنم و شروع می کنم در مورد برنامه شب گذشته خندوانه و حرف هایی که در مورد
نمایشگاه کتاب فرانکفورت و دیدار با محافظی که از غرفه خالی اسرائیل محافظت می کرد
می دهند. آقا آقای قیصری هم گشتی در غرفه می زند و نگاهی به کتاب ها می اندازد. فرصت را غنیمت می شمارم و در گفت وگوی کوتاهی با آقای قیصری، نقد موضوعی خود را درباره داستان های ایشان مطرح می کنم. البته قبل از طرح مسئله تأکید می کنم که من داستان نویس نیستم و به عنوان یک مخاطب عام نظر می دهم. آقای قیصری با متانت و آرامش نقدهای مرا می شنود و با صداقت نوع نگاهش را توصیف می کند
نخستین زنان موتورسوار در ایران
عنوان بهترین دختر موتور سوار جهان شناخته شده است مسابقه دهم. حضور او کنار من موجب تقویت اعتماد به نفسم شد. اشلی ناشنواست و با وجود این توانسته به این موفقیت برسد. به نظرم او می تواند الگوی خوبی برای زنان موتور سوار ایرانی شود. کمک تان کرد؟ نراقی: بله، ایشان خیلی هوای مرا داشت و اجازه نمی داد مشکلی برایم پیش بیاید. واقعا به ایشان مدیون هستم. تمام مدت ایشان در منزلش از من پذیرایی
نقشه پرستار قلابی برای سرقت از زنان تنها
شدم. بعد از آن وقتی به هوش آمدم تمام پول و طلاهای داخل گاوصندوقم سرقت شده بود. با اعلام این شکایت موضوع در دستور کار ماموران قرار گرفت و با آغاز تحقیقات یک زن میانسال دیگر هم به دادسرا مراجعه کرد و شکایت مشابهی را مطرح کرد. در ادامه تجسس ها به صورت گسترده تر ادامه یافت تا اینکه زن پرستار شناسایی و دستگیر شد. این زن در بازجویی ها با اعتراف به جرم خود به ماموران گفت
در امتداد تاریکی..."وسوسه ای برای سرقت"!
گرفتم وسوسه شدم که یک شارژ تلفن همراه نیز برای خودم خریداری کنم چرا که این مبلغ در برابر کاری که برای آن زن کرده بودم چیزی نبود، اما پس از خرید شارژ رمز دوم هم برای کارت او ایجاد کردم و سپس کارت آن زن را به او بازگرداندم از آن روز به بعد مبالغی را به صورت اینترنتی از حساب او خرید می کردم تا این که توسط پلیس دستگیر شدم این جا بود که فهمیدم آن زن در کوره آجرپزی کار می کرد و همه موجودی اش 350 هزار تومان بوده که آن را برای اجاره منزلش پس انداز کرده بود. کاش... ماجرای واقعی با همکاری پلیس فتای خراسان رضوی *خراسان ...
جانباز دفاع مقدس شهید دفاع از حرم شد
می اندازد. عکسی سه نفری که به یادگار مانده است. در آن عملیات پدر و شهید سلطانمرادی به شهادت می رسند و دوست دیگرش مجروح می شود. بابا بعد از مجروحیت دوستش او را به عقب می آورد و دوباره به جلو می رود. اما به کمین برمی خورد و در بیسیم اعلام می کند که من نمی توانم تکان بخورم. اگر حرکت کنم مرا می زنند. اما آن اشقیا پدر را به شهادت می رسانند و شهید سلطانمرادی، گزارش شهادت پدر را با بیسیم
ماجرای شناسایی محل استقرار تانک ها توسط بهنام و مواجهه او با افسر بعثی/ حماسه سازان میدان راه آهن خرمشهر ...
و تا ظهر ادامه پیدا کرده بود، دیدم تشنگی زایدالوصفی بر نیروها وارد شده و دیگر توانی برای جنگیدن نیست، بهنام را صدا کردم و به او گفتم ما داریم از تشنگی هلاک می شویم، برو برای مان آب بیاور؛ بهنام رفت و بعد از دقایقی با یک سطل آب آمد، سطل آب را از او گرفتم و به طرف بچه ها رفته و شروع به خوردن آب کردیم، اولین جرعه آب را که خوردیم همگی متوجه بوی بد آب شده و با تعجب از بهنام پرسیدیم این آب رو از کجا
90/ مشکل استقلال قلعه نوعی بود که رفت
توانید به فرزندتان کمک کنید. فاصله سنی زیاد، شما را از او دور می کند. چه کیفی دارد با پسر 20 ساله تان بروید بیرون در حالی که شما هم جوان هستید. حسرت این را می خورم! خیلی دلچسب است. البته خیلی ها حواسشان به پیری نیست. 90: همان داستان لالایی خوب و... خودم را هم می گویم. فکر کنم ما را بعد از فوت شهرداری جمع کند! 90: به نظر شما سینمای ایران سوپراستار واقعی دارد؟ در حال حاضر
اولادی: بزرگترین اشتباه زندگی ام رفتن به استقلال بود/ از فوتبال در کوچه پس کوچه های قائمشهر تا رستوران ...
وارش نیوز: مهرداد اولادی، مهاجم خوش تکنیک فوتبال ایران، هر چند سالهاست در پرسپولیس بازی نمی کند، اما هنوز خود را پرسپولیسی و رفتن به استقلال را بزرگترین اشتباه زندگیش می داند.او گفتگویی با سین جیم کرده که در ادامه می خوانید: سین: مهرداد اولادی چه سالی متولد شد؟ جیم: من 4 خرداد 1364 در قائمشهر استان مازندران به دنیا آمدم. سین: چند خواهر و برادر دارید؟ جیم: دو خواهر و دو برادر،
زندگی نامه "حسین چریک" و پیغام سردار سلیمانی به پدر شهید
اینگونه توصیف می کند: پسرم حسین از زمانی که راه رفتن را یاد گرفت و قدری به مسایل دینی آشنا شد همیشه پای منبرها بود .کارهای عجیبی می کرد هر وقت می خواست نماز بخواند اول خودش می خواند بعد من و مادرش را بیدار می کرد .هر شب به مسجد روستا می رفت و تا اذان صبح در مسجد بود و به راز و نیاز می پرداخت .یک روز صبح که از خواب بیدار شدم زن همسایه مان در را کوبید و وقتی در را باز کردم گفت حاج محمد جلوی حسینت
آقای روحانی! صلح امام حسن(ع) را یاران خائن تحمیل کردند/ نظر سنجی هسته ای از ایرانی ها و امریکایی ها/ ...
ای در وین به سر می برد، در مراسم احیای شب قدر در مرکز اسلامی امام علی(ع) وین حاضر شد. ایلنا نوشت؛ تیم مذاکره کننده ایران و جمعی از خبرنگاران نیز به همراه ظریف در این مراسم حضور پیدا کرده اند. وی بعد از این مراسم در جمع خبرنگاران گفت که نتیجه کار هنوز معلوم نیست. در حال تلاش هستیم. ظریف از مردم خواست دعا کنند تا ان شاءا... هر چه صلاح کشور، اسلام، مسلمین و مردم خوب ما است، در این شب مقدر شود.
پشت سوژه های ماه عسل معنا و هدف نهفته است/ معیار انتخاب سوژه ها
. ما وقتی اسیدپاشی را می آوریم نمی گوییم هر آدمی مورد اسیدپاشی قرار گرفته اما موضوعی است که مبتلابه بوده و هست و ما هم در حوادث می خوانیم و مردم هم از آن هراس دارند. من در اطرافم می بینم دوستی را که پسر جوانی دارد که عاشق دختر خانمی شده و می گوید نگرانم که کار دست خودش بدهد. واقعا این نگرانی ها را در جامعه نمی بیند؟! همسایه، فامیل، آشنا، دوست و... جوان هایی که قبل از اینکه به بلوغ فکری برسند عاشق
از هیولاهای پنهان در فضای کیهان تا پیشروی آنفولانزای مرغی تا دروازه پایتخت
رسیم که به خبر گیر کردن دست دزد در جیب مرد مسافر و فاش شدن راز سرقت های سریالی اش پرداخته است. ماجرا از این قرار است که مرد تبهکاری که دستش در جیب مرد مسافری گیر کرد، با محاسبه کردن مسافران بی آر تی میدان گمرک دستگیر و راز سرقت های سریالی اش فاش شد. این روزنامه در ادامه به موضوعی با عنوان دزدی 500 میلیونی حسابدار زن از مدیر رستوران پرداخته است. باج گیری مرگ بار در
نگاه شما: چرا بیکاری؟
چند ماهه شرکت کردم و مدرک آرایشگری مردانه گرفتم در همان خوابگاه در اوقات مناسب سر دانشجویان را با مبلغ پایینی اصلاح می کردم و برای خودم درآمد داشتم ولی تعدادی از دوستان دانشجویم چشمشان به مبالغی بود که از طرف خانواده برایشان ارسال می شد و حاضر نبودند به اصطلاح خودشان هر کاری را انجام دهند. بعد از فارغ التحصیلی تعدادی از دوستانم برای ادامه تحصیل به خارج از کشور رفتند بعد از مدتی کاشف به
معیار انتخاب سوژه ها در ماه عسل چیست؟/ به جذابیت محتاجیم اما نه بدون محتوا!
گرفته اما موضوعی است که مبتلابه بوده و هست و ما هم در حوادث می خوانیم و مردم هم از آن هراس دارند. من در اطرافم می بینم دوستی را که پسر جوانی دارد که عاشق دختر خانمی شده و می گوید نگرانم که کار دست خودش بدهد. واقعا این نگرانی ها را در جامعه نمی بیند؟! همسایه، فامیل، آشنا، دوست و... جوان هایی که قبل از اینکه به بلوغ فکری برسند عاشق می شوند؟! از سوی دیگر اینکه متهم شدیم که چرا همیشه روی خوش
قاتل باپرداخت400میلیون تومان به خانواده مقتول از قصاص نجات یافت/پایان خونین یک رابطه خیابانی وخیانت
این ماجرای مرگبار خیلی زود به کارآگاهان پلیس مخابره شد و پسرجوان به نزدیک ترین بیمارستان انتقال یافت. دقایقی بعد بازپرس ویژه قتل پای در قتلگاه دختر جوان گذاشت و به تحقیقات میدانی پرداخت. تیم جنایی در تحقیقات نخست پی برد قربانی زهره نام دارد و نیم ساعت پیش با مادرش برای خرید از خانه بیرون آمده و در خیابان پسرجوانی با چاقو به وی حمله ور شده و سپس خودش نیز اقدام به خودزنی کرده است
از آدم ربایی تا سرقت های خشن در پرونده باند خانوادگی
به گزارش همشهری، اعضای این شبکه بعد از سرقت خودروی یک زن در تهران راهی استان های دیگر شدند و دست به ربودن افراد و زورگیری از آنها می زدند. اوایل خرداد زنی به اداره پلیس رفت تا مأموران را در جریان سرقت ماشینش قرار دهد. وی گفت: سوار خودروی 206خود بودم و وقتی مقابل خانه مان رسیدم از ماشین پیاده شدم تا در پارکینگ را باز کنم. در همان لحظه خودروی مزدا3 که 2سرنشین داشت در نزدیکی
روایت یک فیلم ساز زن لبنانی از زندگی با داعش
با هزینه خودم برای کانال Otv برنامه می سازم و بعد این برنامه ها را به کانال Otv و کانال های دیگر می فروشم. پس بنابراین من عضو کانال و شبکه ای نیستم و مستقل هستم. چگونه و با چه انگیزه ای وارد عرصه مستندسازی شدید؟ من در دانشگاه علوم طب خواندم، ولی چون این کار را دوست دارم و هیجان آور است، وارد آن شدم. در خانواده من همه در این فضا بزرگ شدند و رشد کردند، در خانواده من همه اهل
قطام افسانه یا واقعیت؟
را با دیگری (آنهم با اشعث) در میان نهد. بلاذری در کتاب انساب الاشراف آورده است: گفته اند پسر ملجم شب را نزد اشعث بن قیس بود و با وی آهسته سخن می گفت تا آنکه اشعث او را گفت: برخیز که بامداد تو را شناساند. حجر بن عدی چون گفته او را شنید گفت: ای یک چشم او را کشتی . نیز نوشته اند، بامداد آن روز که پسر ملجم، علی را ضربت زد، اشعث پسر خود را به خانه علی فرستاد و گفت بنگر در چه حالی
سارقان خشن در دام قانون
بودند . در ادامه تحقیقات ، کارآگاهان علاوه بر شناسایی سرقت های به عنف ارتکابی شهر تهران موفق به شناسایی دهها فقره زورگیری ، کیف قاپی ، گردنبند قاپی و سرقت های بعنف منازل در اسلامشهر و رباط کریم شدند که متهمین طی روز در این شهرستان ها انجام داده و شب ها نیز سایر سرقت ها خود را در شهر تهران ادامه می دادند . با دستگیری شش عضو گروه ، آنها علاوه بر اعتراف به دهها فقره سرقت منازل در
اشعار ویژه شهادت امیر المومنین علیه السلام
آسمان زدند وقتی زن جوان مرا بی امان زدند از هوش رفته بود ولی همچنان زدند در این میانه صبر علی کار مشکلیست این خاطرات قاتل تدریجی علیست با عطر یاس زخم سرم را دوا کنید ای کودکان شهر علی را دعا کنید نزدیک خانه است علی را رها کنید فکری به حال دختر خیر النسا کنید دل نازک است،چشم ترم را ببیند او دق میکند چو زخم سرم را ببیند او زهرا س که رفت
الگوی حکومت امیر المؤمنین علیه السلام در اندیشه ی امام خمینی (ره)
اهل قبله گشوده است و فتنه ها همچون شب تار رو آور شده است، که جز افراد صبور و بینا و آگاه به رازها، تاب این حوادث را ندارند، من شما رابه راه و رسم پیامبر اسلام (ص) سوق خواهم داد، و آنچه را که به آن مامور شدم در میان شما اجرا می کنم، در صورتی که از یاری من دست برندارید و من از خداوند یاری می طلبم. آگاه باشید، گمان مبرید که پس از درگذشت پیامبر خدا ص من دگرگون شده ام، بلکه من اکنون همان هستم که در زمان
برای بازی در نقش قاتل امام علی(ع) از سه شب قبل خواب نداشتم
از انقلاب گروه ما را جشنواره هنر شیراز خواست، ولی آقای بهزاد فراهانی و گروه ما نرفتیم. در همین ایام بود که دانشگاه تهران قبل از انقلاب قبول شدم و درس می خواندم. روزی آقای بیضایی متنی سر کلاس به من داد و گفت که این متن را بخوان. گفتم شرمنده من با آقای محمود جعفری "ارباب پویتلا و نوکرش ماتی" (نوشته برت) را کار می کنم و نمی توانم بیایم. به آقای جعفری قول داده بودم. بعد از کلاس همه به من
غرویان:عده ای معتقدند برای حفظ نظام ، حتی می توانیم دروغ بگوییم و تهمت بزنیم
گرفتم .در مدت ده روز به پنج شهر سفر کردم . چیزی که بنده دیدم و درکتاب ها هم وجود دارد و تایید هم می کنند این است که ژاپنی ها همدیگر را دوست دارند . یعنی انسان ها همدیگر را دوست دارند . یعنی باورشان شده است که باید همسایه و رفیق و افراد دیگر جامعه را دوست بدارم و خدمت کنم تا از او بهره مند شوم و به آرامش برسم . ما اینکه همدیگر را دوست بداریم ،به هم محبت کنیم و نسبت به هم عشق بورزیم در جامعه کم داریم
دزدی برای ازدواج با دختر ثروتمند!
روز نو : مردی که صاحب بنگاه معاملات املاک است چندی پیش به دادسرای ناحیه پنج تهران رفت و در شکایتی گفت: پسری که مدتی برایم کار می کرد با سرقت 40 میلیون تومان پول پیش یکی از خانه های اجاره ای فرار کرده است . بنابراین موضوع در دستور کار مأموران قرار گرفت و تلاش ها برای دستگیری متهم آغاز شد. پسر جوان بعد از بازداشت در بازجویی ها ضمن اعتراف به جرم خود گفت: یک سال پیش از طریق آگهی
تالیف 25 کتاب توسط بانوی نخبه نابینای خراسان جنوبی
هم برای نخستین بار مقاله ای با موضوع خانه برای روز جهانی اسکان بشر نوشتم و مقاله من به مراحل پایانی راه پیدا کرد و از آن روز به بعد بود که دنیای من با دیگر افراد و خودم متفاوت شد و تصمیم گرفتم کتاب بنوسیم و اصلا برایم مهم نبود که من تنها تا چهارم ابتدایی درس خواندم. ماه پری شمسی افزود: در حال حاضر من عضو رسمی انجمن نخبگان خراسان جنوبی، عنوان برگزیده جشنواره علی اصغر و به عنوان جوان
اعتراف بوکسوری که قاتل شد
استفاده کردم و یک مشت به مقتول زدم. بعد چه شد؟ او از حال رفت. من هم دست و پای مقتول را بستم و انگار باعث مرگش شدم. چرا دست و پایش را بستی؟ راستش قبل از اینکه او از حال برود، دیدم ظاهر مرتبی دارد و پول و موبایل گران قیمتی همراهش است و تصمیم به سرقت آنها گرفتم. او حاضر نشد اموالش را تحویلم بدهد. به من برخورد و برای آنکه مابقی معتادان حساب کار دستشان بیاید، یک