سایر منابع:
سایر خبرها
یک پلاک و چند تکه استخوان؛تنها یادگاری ستار برای خانواده اش
شهدای محله جودایه هستند،دوست بود و در کنار هم به فعالیت های مذهبی در محله می پرداختند.همین صمیمیت هم باعث شد که بعد از شروع جنگ،با هم به جبهه های جنگ اعزام شوند.همسرش در این باره می گوید: بعد از شروع جنگ،مدام حرف از رفتن می زد.دوباره نگرانی هایم شروع شد.2سال از شروع جنگ گذشته بود و او در این مدت در انجمن اسلامی بیمارستان امیرالمومنین سعی می کردکه همکارانش را برای رفتن به جبهه اعزام کند.سرانجام خودش
روایتی مادرانه از سردار شهید موصل
به عراق شروع شد، به او گفتم: مادر تو در جبهه های دفاع مقدس، 8 سال جنگیدی. دیگر نرو. تو سهم خودت را رفتی. می گفت: نروم تا بیایند ایران را بگیرند؟ من پیش خدا مسئولم . می گفت: مادر! برای انقلاب و آقا دعا کنید . به او می گفتم: انشاالله شهید بشوی اما بعد از 120 سال این مادر شهید از همراهی با عقاید پسرش در این مسیر جهاد چنین می گوید: ماندن را نمی پسندید. همیشه دوست داشت برود و در
روایتی از زندگی بیسیم چی احمد متوسلیان که در سوریه شهید شد + تصاویر
مأموریتی از طرف بسیج به مشهد رفت که همانجا سکته قلبی کرد و فوت شد. پدر اصغر هم با رفتنش به جنگ مخالف بود اما مادرش نه به همین دلیل با کلی ترفند خود را به منطقه می رساند. چند ماهی بعد از فوت پدرم بابای اصغر با او در جبهه تماس می گیرد و می گوید می خواهیم برای دختر عزیز آقا برویم خواستگاری به نظرم مناسب شماست. شهید فلاح پیشه می گوید صبر کنید تا اطلاع بدم. استخاره می کند و جوابش می اید که چقدر کنجکاوی
شهید نصیری تا ظهور مولا خود را سرباز نظام می دانست
به گزارش دولت بهار به نقل از دفاع پرس، اسمش شعبان است و در آخرین روز از ماه شعبان به شهادت رسید. هرکس که زندگی سراسر مجاهدانه شعبان نصیری را بداند به حال او غبطه می خورد که چه خوب زندگی اش را وقف جهاد در راه دین کرد و در آخر مزدش را با شهادت گرفت. متولد سال 1338 و از پاسداران کهنه کار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود که در 8 سال دفاع مقدس در جبهه های نبرد حضور یافت. او که به واسطه
گریه برای شهادتش را قدغن کرده بود
. خیلی هم در شغلش مهارت داشت و درآمد خوبی هم کسب می کرد. پس چطور عازم جبهه های دفاع از حرم شد؟ خودش دوست داشت که برود. از سال 93 در ذهنش عشق رفتن به سوریه را داشت. وقتی سال 92 به ایران آمدیم، همان ابتدا داداش کوچک حسن به سوریه سفر کرد، در برگشت گفت: حرم بی بی زینب (س) چقدر غریب و تنها شده است و این حرف موجب شد که هیجان رفتن حسن به سوریه بیشتر شود. یک روز که حسن از سرکار به خانه آمد، به من
خاطرات جبهه ام را به توصیه رهبر انقلاب نوشتم
به گزارش جهان نیوز ، صادق آهنگران از جمله افرادی است که نامش با جنگ و دفاع مقدس پیوند خورده است. ای لشکر صاحب زمان، آماده باش، آماده باش ، با نوای کاروان ، سوی دیار عاشقان و دیگر نوحه های او، خلق شیوه ای جدید در عرصه نوحه بود؛ شیوه ای که با همکاری زنده یاد معلمی شکل گرفت و بعد از آن، تا امروز به شکل های مختلفی ادامه دارد. صادق آهنگران به لحاظ حضورش در جبهه و نقشی که در پشت جبهه برعهده
حاج آقا، در تقدیم فرزندش به اسلام، هیچ تردیدی نداشت
مرتضی آمد پیش من و به من گفت مامان نگذارید محمد به جنگ برود اگر هر دو نفر ما برویم شما تنها می مانید. اما محمد گوش نکرد و وقتی مرتضی رفت محمد هم بعد از او به جنگ رفت. مادر شهید از آخرین دیدار خودش با فرزندش مرتضی این گونه می گوید: آخرین بار سرم روی بالش بود که مرتضی گفت مادر من دارم می روم. اما محمد را نگذارید بیاید. من در آن زمان باردار بودم و حالم خوب نبود که با حالت عادی خداحافظی کردم و
آهنگران:خاطراتم را به توصیه رهبری نوشتم
به گزارش فرهنگ نیوز، صادق آهنگران از جمله افرادی است که نامش با جنگ و دفاع مقدس پیوند خورده است. ای لشکر صاحب زمان، آماده باش، آماده باش ، با نوای کاروان ، سوی دیار عاشقان و دیگر نوحه های او، خلق شیوه ای جدید در عرصه نوحه بود؛ شیوه ای که با همکاری زنده یاد معلمی شکل گرفت و بعد از آن، تا امروز به شکل های مختلفی ادامه دارد. صادق آهنگران به لحاظ حضورش در جبهه و نقشی که در پشت جبهه برعهده
صادق آهنگران:خاطراتم را به توصیه رهبری نوشتم
به گزارش پایگاه انقلاب نیوز ،صادق آهنگران از جمله افرادی است که نامش با جنگ و دفاع مقدس پیوند خورده است. ای لشکر صاحب زمان، آماده باش، آماده باش ، با نوای کاروان ، سوی دیار عاشقان و دیگر نوحه های او، خلق شیوه ای جدید در عرصه نوحه بود؛ شیوه ای که با همکاری زنده یاد معلمی شکل گرفت و بعد از آن، تا امروز به شکل های مختلفی ادامه دارد. صادق آهنگران به لحاظ حضورش در جبهه و نقشی که در پشت جبهه
عزم جزم جبهه پایداری برای حذف علی مطهری
شرق نوشت: قاسم میرزایی نیکو، درباره شرایط فراکسیون امید، از بد عهدی برخی نمایندگان و عزم جزم جبهه پایداری برای حذف علی مطهری سخن گفته است. دلیل مخالفت با نایب رئیسی مطهری چیست، چه کسانی پشت این تلاش ها هستند؟ جبهه پایداری ها محکم ایستاده اند که مطهری نیاید. هنوز جمع بندی نهایی صورت نگرفته و باید ببینم در نهایت تکلیف هیئت رئیسه چه می شود. به هر حال تعداد پایداری ها
پایان شوم دوستی پسر تهرانی با زن آمریکایی در حاشیه پایتخت / ادعای عجیب سامان در دادگاه + عکس
برگزار شد، وکلای مدافع اولیای دم به نمایندگی از آنها خواستار قصاص شدند و گفتند او سال ها قبل از مرگ به دین اسلام مشرف شده بود. در ادامه نوبت به سامان رسید تا از خودش دفاع کند. او گفت: روز دوستم بابک گفت که با زنی آمریکایی دوست شده است. او گفت زن ثروتمند است و می توانیم از او کنیم. به این ترتیب با وی قرار گذاشتیم و دونفری در محل قرار حاضر شدیم. بابک روی صندلی جلو نشست و من روی صندلی عقب. همان
خاطرات یک پستچی از جنگ تحمیلی کتاب شد
دیگر به گذشته برگردد و در پاسخ به سؤال هایم، به رنج های سالیان نه چندان دورش در پس سیم خاردارهای اردوگاه دشمن فکر کند. مرور خاطرات گذشته هرچند درد و داغ را تازه می کرد، اما او به صبوری روزها و ماه هایی که در اسارت پشت سر گذاشته بود، در چند دیدار روبه رویم نشست و نه از جنگ، که در مورد انسان های جنگ حرف زدیم؛ انسان هایی که شاید عادی و معمولی بودند اما در ماه ها و سال های سخت جنگ، آبدیده و بزرگ شدند
واقعاً دعوا سر سربند یا فاطمه(س) بود!
بسیج مالک اشتر واقع در خیابان خاوران عضو بودم. آن موقع منزل ما در میدان خراسان بود. ما پنج برادر و یک خواهر بودیم که یکی از برادران من به نام عباس در دوران دفاع مقدس به شهادت رسید. همه برادرانم در جنگ بودند اما من و عباس بیشتر حضور داشتیم. شش سالی رزمندگی کردم تا پایان جنگ؛ البته مقداری هم بعد از جنگ هم در صحنه های مختلف جهادی و سازندگی حضور فعال داشتم. *نخستین مرتبه ای که به عرصه دفاع
انگار همه آماده شهادتند
المقدس را اینگونه روایت می کند: یک ماه قبل از اعزامم به جبهه ها، اوایل جنگ بود، یکی، دوبار می خواستم فرار کنم و به جبهه بروم؛ ولی متاسفانه خانواده ام متوجه شده و از رفتنم جلوگیری کردند. من علاقه زیادی به جنگ داشتم، دوست داشتم مثل مردها بجنگم و کشته شوم، آن روزها فقط 15 سال داشتم، یادم می آیدکه برای اعزام به بسیج رفتم ولی گفتند تو خیلی سن ات کم است؛ ولی خوشبختانه بعد از چند ماه تلاش، اسمم را برای
شهادت؛ منزلگاه آرمان خواهی و عزت طلبی
. در گزارشی دیگر از این روزنامه با عنوان عارفی که خمپاره هایش دقیقاً به هدف اصابت می کرد ، آمده است: در حالی که به تازگی چهارم خرداد روز مقاومت دزفول را پشت سرگذاشته ایم، یاد و نام روحانی بزرگی چون آیت الله قاضی دزفولی تازه می شود. پیرمردی 80 ساله که با وجود کهولت سن بارها در جبهه های جنگ حضور یافت و در جمع رزمندگان دفاع مقدس قرار گرفت. آیت الله قاضی همان راه و روشی را طی کرد که بسیاری از
شبی خاطره انگیز با سردار جستجوگر نور
قرار گرفته که علی رضا در محیط حصار درخانواده ای مستضعف تولد ورشدیافته ، در آن محیط بزرگ شده وادامه تحصیل نموده عمد فعالیت وی درمسجد محل بنام امام حسن مجتبی(ع) بوده و کار در سرمزارع با شروع دفاع مقدس راهی جبهه های جنگ شد وخدمت سربازی خود را در واحد اطلاعات عملیات انجام داد، علی آن موقع که در شهر بود به فکر خدمت به دوستان وفقرا بود وآن موقع هم که در جبهه بود مشغول کار وتلاش ورزم وبقولی شمع محفل دوستان
حجله شهادت را بیشتر از حجله بخت پسندید
که شهید مقدسی کهنه بچه را عوض کرده و حسابی تر و خشکش کرده است. این همه صبر و حوصله اش در برخورد با بچه ها، خبر از عواطف عمیقش می داد. شهید ازدواج کرده بود؟ اصلاً چه زمانی به جبهه رفت؟ تا آنجا که من یادم است، از وقتی جنگ شروع شد علی محمد به جبهه می رفت. مرتب بین منقطه و شهر تردد می کرد. همه چیزش شده بود جبهه. سال 64 با اصرار خانواده نامزد کرد. اما باز هم به جبهه می رفت و رفتارش طوری بود
پروین: پرسپولیس با گل مهدی صعود می کند
ایران آنلاین / اسطوره پرسپولیسی ها معتقد است ایستادن پشت ضربه پنالتی جیگر می خواهد و خیلی هم راحت نیست. اگر توپ را گل کنی، همه می گویند کار مهمی نکردی اما وای به روزی که پنالتی ات را خراب کنی و... پروین دیروز هم در مصاحبه اختصاصی با خبرورزشی کلی از مهدی طارمی دفاع و از او تعریف کرد. او حرف های جالب دیگری هم زد که در ادامه می خوانید: شما معمولاً مسابقات را خوب پیش بینی می
روایت پزشکیار دوران دفاع مقدس در مرهمی بر شانه های زخمی
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، خاطرات زهرا حیدری مجد (پزشکیار دوران دفاع مقدس) که سال های زیادی در مناطق مختلف جنگ فعالیت پزشکی و پرستاری داشته است، با نام مرهمی بر شانه های زخمی به قلم حامد سعادتی بیشه وری توسط انتشارات سفیر اردهال منتشر و وارد بازار کتاب شد. مرهمی بر شانه های زخمی روایت زندگی خانم پزشکیار هجده ساله اهل ساری است که از سال های ابتدایی جنگ، از طریق بهداری سپاه و
بی مهری مسئولان به جانباز بویراحمدی که با مرگ دست و پنجه نرم می کند + تصاویر
بعد از شنیدن اسم جنگ برای دیدن این جانباز به اتاق رفتم وی روی زمین بر روی تشکی دراز کشیده بود و ویلچری که کارت ملی اش را امانت گذاشته بود و گرفته بود کنارش بود جواب سلامم را داد نمی توانست حرف بزند تنها یک جمله ازش پرسیدم اگر برگردی به هشت سال دفاع مقدس بازهم در جنگ شرکت می کنی؟ اسم جبهه و جنگ که امد اشک جشمانش سرازیر شد و با دستش اشکانش را پاک کرد و گفت: بله شرکت می کنم و
قیدی: نهادها شعارهای حمایتی خود را عملیاتی کنند/ افشار: با سینمای حاتمی کیا به سینمای جنگ علاقمند شدم
به گزارش خبرنگار حوزه سینما گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ این روزها ویلایی ها فیلمی با موضوع دفاع مقدس بر پرده سینما خودنمایی می کند فیلمی که با نگاهی متفاوت به این ژانر، قصه خانواده های فرماندهان سپاه و ارتش در سال 1365 را روایت می کند. عزیز زن 50 ساله ای است که همراه نوه هایش وارد مجموعه ویلاها می شود. الیاس نیز راننده بسیجی است که هر وقت وارد مجموعه می شود همه نگران این می شوند که شاید
پدران زندانی / سایه ایی پشت میله های خط خطی
زندگی مان بهتر بود حالا سه سال که همه جور حقارت و نداری و بیچارگی را تحمل می کنم، خودم به جهنم اما برای بچه هام خیلی نگرانم. سرنوشت این زن و بچه هایش برایم درد آور بود مثل چند وقت پیش که یه زن مسن با بچه کوچکی همراش به استانداری آمد و از من خواست برایش درخواست کمک بنویسم، مشکلش را جویا شدم که در جواب گفت، پسرم معلم بود ولی اصرار داشت با یکی دیگر از پسرانم کارخانه بزنه و شغل ایجاد کنه، وام
سوژه خبری صدا و سیما در سال 1361
نامه های دوران دفاع مقدس نقش بست، با خواهرش مرضیه رحیمی همکلام شدیم تا حکایتگر این عکس ماندگار و صاحب باصفایش باشد. شهید رحیمی موقع شهادت 16 سال بیشتر نداشت، نوجوانی مثل او چطور گذرش به جبهه های جنگ افتاد؟ مجید در دوران دبیرستان در گروهی به نام گروه مقاومت فعالیت داشت و آموزش های رزمی و نظامی را سپری کرده بود. ما هم بعد از شهادتش متوجه فعالیت های ایشان شدیم. گویی در امور تربیتی
واکنش علی لاریجانی به زمزمه ها برای برکناری مطهری از هیات رئیسه مجلس /عزم جزم پایداری ها برای حذف مطهری ...
اعتدال و تدبیر و امید را می کنند. حداقل حوزه انتخابیه آنها باید بداند که آنها در مجلس جور دیگری موضع می گیرند، اما در شهرستان که می روند حرف دیگری می زنند. اگر موضع ها روشن شود برای مردم هم شفاف سازی می شود. از این تعداد نماینده که می فرمایید، اگر بخواهیم خالص آن را دربیاوریم فکر می کنید چند نفر باشند؟ حدود 80 نفر. مشکل این افراد چیست، چرا از نام امید استفاده کرده و بعد
شهدای ترور مظلوم هستند/ راز درخت کاج کتابی جذاب اما مغفول مانده
گم شدن نیمه جانش سپری کرد و با ذکر بای ذنب قُتلت دختر کوچکش را به خاک سپرد. نامش میترا بود ولی دوست داشت زینب صدایش کنند. صبور بود اما فعال؛ در کلاس های قرآن و نهج البلاغه شرکت می کرد، خوش رو و دلسوز همکلاسی هایش بود. در مدرسه گروهای هنری تشکیل می داد و فعالیت های تربیتی می کرد. به عیادت مجروحان جنگ در بیمارستان ها می رفت و حرف هایشان را سر صف مدرسه برای دخترهای هم سن وسالش بازگو می کرد
2سال از شهادت پدرم می گذرد اما هنوز سنگ مزار ندارد!
بیت را ببیند. نمی توانست منتظر باشد تا دشمن به مرزهایمان برسد. نمی خواست از کنار جنایات تروریست ها بی تفاوت عبور کند. به همین خاطر رفت و به شهادت رسید. چه خاطره ای از پدر دارید؟ پدرم خیلی یاد مرگ می کرد. پنج سال قبل از جنگ سوریه قاب عکس خودش را آورد و به دیوار خانه نصب کرد. یک روز برادرم توپش را به شیشه قاب عکس زد و قاب شکست. پدر قاب را دوباره گذاشت و گفت هر وقت از دنیا رفتم چند سال بعد
41 سال زندان و شلاق، تاوان فریب دختران
متهم جوانی که خود را طلافروش جا زده و شش زن و دختر را فریب داده بود، روز یک شنبه پای میز محاکمه ایستاد و به 41سال زندان و شلاق محکوم شد . رسیدگی به این پرونده از29 آذر ماه سال 94 به دنبال شکایت یک زن جوان در دستور کار افسران کلانتری 123 نیاوران تهران قرار گرفت . زن جوان گفت: چند روز قبل با یک مرد جوان به نام "امیر" آشنا شدم. او به من ابراز علاقه کرد و از من خواست تا با هم به
سر نمازهایتان امام را دعا کنید
مشهد آمد. البته حدود سال 1350 به کار نانوایی مشغول شد و در زمان انقلاب هم در تظاهرات مردمی شرکت می کرد و بعد از پیروزی انقلاب عضو فعال بسیج بود و حدودا سه سال پشت سر هم به جبهه حق علیه باطل رفت و یک بار هم مجروح شد و گلوله ای به پایش اصابت کرد، سرانجام در تاریخ 12 اسفند 1362 در عملیات خیبر در جزیره مجنون به شهادت رسید. وصیت نامه شهید در خصوص رهبر کبیر انقلاب بسم الله الرحمن الرحیم امروز، میدان
هاشمی طبا، برنده کاپ اخلاق: فقط 20 میلیون خرج کردم
مهم ترین ویژگی مهندس هاشمی طبا نیست و آنچه باعث شد نام او در این دوره سر زبان ها بیفتد، اخلاقش بود. زمانی که کاندیداها تلاش می کردند به هر شکلی از خجالت هم دربیایند، هاشمی طبا از برنامه ها و مشکلات می گفت و وقتی همه منتظر بودند تا آخرین ضربه استاد را به هم وارد کنند با کمال آرامش پشت تریبون قرار گرفت و شعری را خواند که نوه اش دوست دارد. همین مسئله بهانه ای شد تا بعد از تقریبا پنج سال
جانبازی که 14 سال دور از خانواده بود آسمانی شد
مراسم تشییع وخاکسپاری محمدعلی سورانی از جانبازان دوران دفاع مقدس در بهشت زهرا(س) برگزار شد. محمدعلی سورانی متولد سال 1328, از کارمندان جهاد سازندگی و از سنگرسازان بی سنگر دوران دفاع مقدس بوده است. مرحوم سورانی نزدیک به پنج سال و اندی در جبهه های حق علیه باطل حضور داشت و با رشادت ها و جان فشانی های فراوان سرانجام مدال جانبازی را بر گردن آویخت. مرحوم سورانی که آثاری از موج انفجار و حملات شیمیایی