سایر منابع:
سایر خبرها
بهترین نوع تسلیم چیست/ ماجرای سرقت لجام مرکب علی(ع)
یکی از فرزندان شان به شدت ناراحت و بی قرار بودند. فرزند ایشان مریض بود و در تب شدید می سوخت به حدّی که داشت جان می داد. امام(ع) آن قدر نگران حال بچه بودند که اصحاب حضرت می گویند: ما پیش خودمان گفتیم که اگر این بچه از دنیا برود، می ترسیم حضرت هم از دست برود! از بس که حضرت تلاش می کرد این بچه سلامت خود را پیدا کند. کمی بعد، یک دفعه ای از داخل خانه، صدای شیون خانم ها بلند شد و فهمیدیم که بچه
ناگفته های خواندنی بازیگر نقش ابن ملجم از سریال امام علی(ع)+عکس
پرسیدند چقدر کار داری؟ گفتم: احتمالا دو هفته یا یک ماه. ، بعد ایشان اجازه ما را گرفتند برای یک کار سینمایی فاخر که تا امروز اتفاق نیفتاده است. *** پس دلیل کم کاری شما در این چند وقت اخیر، این انتظارها بوده؟ بله، البته پارسال در فیلم سینمایی "قندان جهیزیه" چند سکانس کار کردم، این همان فیلمی است که ملاقلی پور برای کارگردانی آن جوایز زیادی هم گرفت. فیلم سختی بود ولی از آن بسیار خوشم
مدیر اماراتی؛ دومین متهم دکل گمشده/ آقای روحانی! صلح امام حسن(ع) را یاران خائن تحمیل کردند/ توافق هسته ...
به گزارش گروه سیاسی فرهنگ نیوز، روزنامه های صبح سه شنبه کشور، ساعات پایانی مذاکرات هسته ای را نظاره گراند و تحلیل ها و گزارش هایی را در این رابطه در صفحات روزنامه قرار داده اند. نه یونان به اتحادیه اروپا، شوک بزرگی به بدنه این اتحادیه بود، این اتفاق از منظر روزنامه های ایران نیز مورد توجه قرار گرفته است. 48 ساعت حساس/ جزئیات پرونده 200 جلدی بابک زنجانی / احمدی نژاد از اول ارتباطی با
وضعیت فوق العاده در بازار مسکن
....؛ که همه شواهد واقعی بازار املاک هم اثباتش میکنه. حالا یا همه احمقن و نمیفهن یا همه با شما دشمنن!!!!! برادر بسه ازسن توهمات بیا بیرون! درسته رفتی تو مسکن سرمایه گذاری کردی، ولی واقعیتو درست ببین! قرار نیست چون شما نمیخای ضرر کنی توی روز روشن چشمتو ببندی و داد بزنی شبه! اگه طاقت ضررو نداری بخاب رو سرمایت و ریسکشو قبول کن! ولی اگه فکر سرمایتی چشمتو درست بازکن! با حلوا حلوا
ناگفته های رضا رویگری 66 ساله و همسرش 25 ساله اش! (+عکس)
مصاحبه های دیگری از آنها نخوانده اید. پاسخ همه کنجکاوی های شما در دل این چند صفحه با جواب های رک، صادقانه و بی رودربایستی رویگری و همسرش داده شده است. مرام رفقا این روزها بیشتر از همه از چه چیزی دلگیر هستید؟ رضا: از اینکه سلامتی ندارم چون آدمی پرجنب و جوش بودم و این وضعیت خیلی آزارم می دهد. البته خدا را شکر حالا حالم بهتر است و خوب هم خواهم شد. گاهی شده دعوت به کار
نخستین زنان موتورسوار در ایران
خطرناک است و ممکن است دچار آسیب شوی اما کم کم با مشاهده اینکه تمام خانواده ما اصول ایمنی را رعایت می کنند از شدت نگرانی هایش کم شد. آسیب دیدگی هم در این راه داشتید؟ نظیفی: فقط یک بار به حرف مربی ام گوش نکردم و همین باعث شد که دستم بشکند اما خدا رو شکر مشکل جدی برایم ایجاد نشد. گفته بودید که شما نخستین بانوی موتورسوار ایرانی هستید. نظیفی: بله، البته چند وقت
کاربران خبرآنلاین به خبر کارمند بودن پسر ضرغامی چه واکنشی نشان دادند؟
معرض تعدیل با ماهی 800 تومن حقوق و چند سر عائله موضوع مناسب برای علیخانی و ماه عسل جور شده بفرستید بره ماه عسل. بعضی ها هم با اشاره به حرف های کفاشیان درباره شغل پسرش اشاره ای به آن ماجرا داشتند : چقدر این حرف ها آشناست دیگه عادت کردیم نمونه اش رییس یکی از فدراسیون ها بود اون بنده خدا هم می گفت پسرش تو جیبش پشه پرورش می ده اما مازراتی خریده. کاظم هم گفت هزاران جوان داریم
نمایشگاه کتاب فرانکفورت و دیدار با محافظی که از غرفه خالی اسرائیل محافظت می کرد
... من مسیر رو بلدم. با تراموا هم یه خط مستقیمه. نگران من نباشید. خوبه، شما زبان نمی دونید. اگه به زبان تسلط داشتین حتماً این چند روز تنها همه جا می رفتین. پیش خودم می گویم: حتماً همینطوره. اگه زبان می دونستم که کسی را معطل نمی کردم و برنامه خودمو دنبال می کردم. شما میدان معروف شهرداری فرانکفورت را ندیدید. اول به اونجا می ریم. این میدان نقش مؤثری در جنگ جهانی دوم داشته و قدیمی ترین بخش شهره. با تأخیر امروزم چاره ای جز پذیرفتن ندارم. ساعت از شش بعدازظهر گذشته است که ما به سمت میدان شهرداری فرانکفورت حرکت می کنیم. ...
نخستین زنان موتورسوار در ایران
می کنند از شدت نگرانی هایش کم شد. آسیب دیدگی هم در این راه داشتید؟ نظیفی: فقط یک بار به حرف مربی ام گوش نکردم و همین باعث شد که دستم بشکند اما خدا رو شکر مشکل جدی برایم ایجاد نشد. گفته بودید که شما نخستین بانوی موتورسوار ایرانی هستید. نظیفی: بله، البته چند وقت پیش خانمی به اسم مولایی به باشگاه آمدند و از این موضوع گلایه داشتند. ایشان می گفتند قبل از
واکنش کاربران به پست اینستاگرامی ضرغامی درباره آقازاده اش!
دکتر هر شبکه ای را که می دیدیم دو تا کارشناس نقد دولت می کردند بدون حضور نماینده دولت؟ - خب بیای مجلس به کسی چه کی از شما بهتر واسه مجلس من خودم بهتون رای می دم - فکر کنم اینا روزه هم نیستن روشنفکرن!!!! - با سلام جناب مهندس به فرزند گرامی بفرمایید نگران نباشد خدا بزرگ است و رحمان و رحیم حتی با موتور نیز می توان درآمد داشته باشی - آقاسید بد اخلاقی های جامعه
ماجراهای ساینا ؛ رمانی فلسفی برای دبستانی ها
، پس خاطره ای یا تصوری از قبل ترها و گذشته نداره! چیستا پرسید: اسم این آقا چیه؟ حتما اسم داره مگه نه؟ آقای پرتو: بله اسم این آقا آدم هستش! سلام کنید! همه با هم گفتیم: سلام! آقای پرتو رو کرد به آدم و گفت: دوست عزیز، این بچه ها دانش آموزان من هستند! بعد گفت: خب بچه ها، اگه آدم از من بپرسه که شما چیکار می کنید، چه جوابی باید بهش بدم؟
چرا معاملات مسکن در بهار کاهش یافت؟
رکود ورکود ومتعاقبا" کاهش قیمتها حتمیست گول این دلالای بیکس وکار را نخورید قیمتهای درج شده روی قیمتهای مسکن خواسته دلالان وطرفداران انهاست وقیمتهای واقعی نیستند 217546 جالبه که شما بهزاد دلالی و بد داری میسوزی رفتی تو گرونی 115 متری تو مرزداران خریدی حالا رو دستت مونده حسابی این بازار پر از فروشندت مشکل اینجاست که اغلب میخوان با همون قیمتهای حبابی بفروشند و تنها کسانی موفق به
آینده بازار مسکن پس از توافق هسته ای
دلار و سکه ،یهویی حبابش ترکید حالا میخوان آپارتمانهاشون رو به قیمت 3 سال پیش بخرن،زهی خیال باطل شما که آپارتمارنتو نفروختی . صبر کن سونامی بشه بعذ بفروش 10 برابر 3 سال پیش !! البته در هنگام فروش مواظب باش از خواب نپری حالت گرفته بشه !!!!! من دلال نیستم.بساز و بفروشم نیستم.بخاطر اینکه شغلمو که صادرات خشکبار بود بنا به دلایلی از دست دادم مجبور به فروش دو واحد از ساختمانی
چرخی در بازار!
طنز )چرخی در بازار! کفش فروشی رحمانی فضلی: آقا اون کفش بنفشه رو میشه بدید؟ همون کفش آلمانیه؟ که زیره چرم داره؟ دست دوز و لب دوز هم هست؟ همون که پارچه رویه اش ایتالیاییه؟ بله همون آلمانی، زیره چرم، پارچه ایتالیاییه کدوم کفش آلمانی، زیره چرم، پارچه ایتالیاییه؟! ما همچین کفشی نداریم! کی گفته ما همچین کفشی داریم؟ باز این رسانه ها از قول من چیزی گفتند؟!
تاثیر افزایش عوارض ساخت وساز بر بازار مسکن؟
/> بدون هیچ معیاری مبالغ من درآوردی رو فقط تایپ می کنه و از این رو هرروز تعداد آگهی ها بیشتر و بیشتر می شه و کسی که قصد فروش هم نداره راغب میشه به قیمتهای درج شده در سایتها بفروشه و به قول خودش تبدیل به احسن کنه و این دور باطل همچنان ادامه داره و بقول خودت شمای سرمایه گذار مسکن امر بهت مشبه میشه که مسکن در حال تورم و افزایش قیمته . شما هم کارشناس قحطی آوردید رفتید از چندتا بنگاهی بیسواد و
طنز/ احمدی نژاد چطور می خواست البرادعی و آژانس اتمی را بخرد؟
نداریم، چون اگر به جایی بخواهیم کمک بلاعوض کنیم، مجلس باید تصویب کند. گفتند: من به شما می گویم، شما چه کار دارید! *** نمای اول ببین بابک جان آقای رییس جمهور آژانس رو می خواد؛ کار خودته! می ری آژانس، اونجا ببین چند تا راننده دارن، چند تا ماشین، چقدر زنگ خور و چند تا مشترک. هر چی داشتن ضرب در سه کن بهشون پیشنهاد بده! بگو حقوق مکفی می دیم، هرچی هم درآوردن واسه خودشون. کارت
جریان انحرافی و بازخوانی خط امام/ ورود به کمای هسته ای در وین/ آغاز شناسایی نامزدهای اصلاح طلب برای مجلس
/> همزمان با نزدیک تر شدن به موعد انتخابات رایزنی در مورد احتمال حضور احمدی نژاد و یارانش در این رقابت سیاسی بیشتر می شود در همین حال محمود احمدی نژاد، رییس جمهور سابق کشورمان در مراسم ضیافت افطار با شماری از مسئولان دولت های نهم و دهم، در جمع دوستان قدیمی خود خطاب به آنان گفت: البته اکثر شما می دانید که ما اینجا سرگرم چه کاری و دنبال چه برنامه هایی هستیم. بعضی دوستان اطلاع نداشتند و خواستند
خلاصه کتاب طنز خمپاره های فاسد +تصاویر
خبردار شده و تماس گرفته تا خبر اخراجش را بدهد، گوشی را به گوشش چسباند. - در خدمتم. فرمانده با شور و خوشحالی نعره می زند: الله اکبر، دست مریزاد، شیرین کاشتید. همه شون تار و مار شدند. شما از کجا فهمیدید؟! علی مراد که گیج شده می پرسد: سید جان، داری چی می گی؟ فرمانده می گوید: اگه به موقع خمپاره ها رو شلیک نمی کردید، تمام بچه ها قتل عام می شدند. اما خمپاره های شما چنان
فراخوان حمایت از دوستان و آشنایان / طنز
. اومدیم جلسه رو جمع کنیم که دیدیم چندتا از بچه ها تو خودشون هستن. گفتیم چیه شما چرا ناراحتین، گفتن خب ما نتونستیم طرحی بدیم، ما چیکار کنیم. خلاصه هر چی پرسیدیم چیکار می تونید بکنید، چیز زیادی به مغزشون نرسید. یکی از بچه ها گفت من تو نونوایی پشت دخل کار می کنم، گفتیم خب این که حله شما طرح نوبت دهی صف نون رو ارایه کن. گفت یعنی چی؟ گفتیم یعنی هر کی میاد تو نونوایی یه کاغذ شماره میدی دستش
ملاقات با ژان والژان در تهران
سیب بدی، یه پرتقال بدی؟ مگه من گدام؟ حدود 45 ساله به نظر می رسید اما هنوز موهای سرو صورتش که ژولیده و بهم ریخته بودن سفید نشده بودن. گفتم: خب اگه پول داری بیا و وقتی مغازه بازه پول بده بخر گفت: پول ندارم هرچی درمیارم باید بدم دوا بخرم. 15 ساله که هیچی ندارم، صبح تا شب اینور و اونور میرم بیست سی تومن جمع می کنم که شب سرم رو راحت بذارم زمین . محمود 15 سال است که همه درآمد روزانه
تور خداشناسی در بهشت زهرا (س)
ساخت مستند دراین خصوص باعث شد خانواده اش نگران او شوند و به او بگویند که باید بیشتر به فکر خودش باشد؛ پدرم مدتی بود که به من می گفت باید بری دکتر مغز و اعصاب، حتما مشکلی داری که مردم رو داخل قبل می بری. از طرف دیگر مادرم نگران بود و می گفت همه از من می پرسند مستند پسرت درباره چیه؟ من هم می گم اسمش دوباره زندگی است. آنها هم می گویند: همون که مردم رو می بره تو قبر؟ تو رو خدا دیگه بس کن علی. این چه
طنز؛ هیس! خواستگارها فریاد نمی زنند
پیدا شد که تازه بچه هم داره. خب شما چرا بچه را پیش یه دکتر متخصص نمی بری؟ دختر جوان: بردم اما گفته باید فِلَش بشه. دکتر سنگ صبور: یعنی چی؟ یعنی چی باید فِلَش بشه؟ بچه تون چند سالشه؟ دختر جوان: سی و شیش سال! دکتر سنگ صبور: ببخشید! این دیگه بچه نیست. نرّه غوله. حالا اسمش چیه این بچه؟ دختر جوان: پو! دکتر سنگ صبور: از تهیه کننده محترم
رمضان های جنگ به روایت کتاب های روزگاران و یادگاران
که بیش ترشان در منزل امام بود. ایام فاطمیه، یا محرم، یا رمضان می آمد منبر می رفت. نیم ساعت یا بیش تر می ایستاد و داغ و آتشین صحبت می کرد. نیمه پنهان ماه 20: شهید قریشی به روایت همسر،نویسنده: لیلا سادات باقری، 64 ص، چاپ اول 1391، تیراژ تا کنون 3300 آن شب بعد از این که با بچه ها کلی بازی کرد، نخوابید. گفت ممکن است این ماه مبارک رمضان نباشم. دلم هوای دعای ابوحمزه ثمالی رو کرده
ماجرای یک شتر و هزاران تفسیر!
بشند . حسن روحانی- ما یک طرح بلند مد ت ریختیم برای اینکه شتر رو پید ا کنیم و به صاحبش برگرد ونیم، ولی امید واریم که توافق هسته ای انجام بشه که بتونیم با قد رت به د نبال شتر بگرد یم و پید اش کنیم و د ل مرد م رو شاد کنیم. حسین شریعتمد اری-گفتم شتر گم شد ، گفت برای پید ا کرد نش باید توافق صورت بگیره! حسن روحانی- آقا به من چیکار د اری؟ جواب خود تو بد ه! محمود احمد ی نژاد
شبگردی خانه به خانه با سبدهایی پر از مهربانی
اصلاً اینجا چه کار می کنم. چشم باز می کنم می بینم کلی کیسه بار زده ایم و قرار است برویم محله ای حوالی شوش. در این فکر هستم که چه شد امسال ماه رمضان قسمتم شد در جمع باصفای این جوان ها باشم که یکدفعه می بینم سرپرست گروه سیدمهدی داد می زند: چرا وایستادید؟ مات و مبهوت کجا رو نگاه می کنید؟ دست بجنبونید سحر شد و غذاها نرسید. اگه نمی خواهید از ثواب سحر جا بمونید بدوید. سیدمهدی واسطه و بانی این