سایر منابع:
سایر خبرها
90/ مشکل استقلال قلعه نوعی بود که رفت
خدشه دار کند. اما ما اینجا محروم هستیم. شما دست آقایان و خانم ها حلقه می بینی؟ نه فقط در هنرمندان. در همه اقشار. چند ماه که از ازدواج می گذرد طرف یا حلقه اش تنگ می شود یا نگین حلقه اش می افتد و از این بازی ها! شما ببینید در تلویزیون هم این مسئله رعایت نمی شود. زوج های جوان حلقه دستشان نیست! یعنی حتی آنجا که اقتضای سناریو و نقش هم هست رعایت نمی شود. 90: بحثی که شما در مورد فساد در سینما مطرح
نخستین زنان موتورسوار در ایران
می کنم. می دانم که دخترم مهارت کافی دارد و به همین دلیل ترس زیادی ندارم اما به هرحال مادر هستم! خانواده تان مشکلی با موتورسواری شما نداشتند؟ نظیفی: زمانی که مادرم فهمید من نیز موتور سواری می کنم بسیار نگران بود. مدام به من تذکر می داد که این رشته خطرناک است و ممکن است دچار آسیب شوی اما کم کم با مشاهده اینکه تمام خانواده ما اصول ایمنی را رعایت می کنند از شدت نگرانی هایش کم شد
گزارش رسانه ها از مذاکرات وین
دیگه فردا بین ما نباشه. سردبیر :| قانون خبرنگار اعزامی: با سلام ... سردبیر: یه لحظه اجازه بده. آقای به اصطلاح طنزنویس! ما مگه با شما شوخی داریم؟ طنزنویس: بابا با همه شوخی کردیم. زشته با خودمون شوخی نکنیم. سردبیر: جمع کن ... جمع کن این بساط مسخره بازی رو. طنزنویس: یه ذره با بخش طنز شوخی می کنم. تو رو خدا. سردبیر: نخیر آقا. این که میذاریم با همه شوخی
پشت سوژه های ماه عسل معنا و هدف نهفته است/ معیار انتخاب سوژه ها
. مثلا می گویند که چی در برنامه زنده خواستگاری به راه انداختید؟ خب پشت آن برنامه چند معنی وجود داشت. اول) بچه های بهزیستی 18 سالگی رها می شوند. چرا؟ به بچه هایی که اول راه هستند می گویند این 7 میلیون را بگیر و برو. آن بچه با آن 7 میلیونی که گویا الان شده 14 میلیون، در این جامعه باید چه کار کند؟ ما می خواهیم این خلاء را پر کنیم. خیلی از خیریه ها به ما زنگ می زنند و پیشنهاد سوژه می دهند اما
درآمدزایی یک نهاد رسمی از اختلاف و طلاق
های فرهنگی انجام می شده برایتان دشوار است چراکه بیشتر شبیه به یک انبار به هم ریخته با وسایل به روی هم انباشته و پر از گرد و خاک بود. با گذشتن از راهروی سنگی به محل مرکز کاهش طلاق رسیدیم. اتاقی در روبه روی پله ها که با پارتیشن جدا شده بود؛ یک مرد جوان که از سر و صدا و بی نظمی افراد کلافه بود و دائم در حال تذکر دادن، چند صندلی به پارتیشن چسبیده بود و یک میز و چند خودکار و یک راهروی دراز و تاریک که
چیزی که زنان آرزو میکنند مردان درک کنند
یادتون باشه که ما مثل مردا نیستیم و میتونیم احساساتمون رو کنترل کنیم، پس وقتی مثل بچه ها نق میزنین یا حتی گاهی گریه میکنین، این اصلا چیزی نیست که ما انتظارشو در طول زندگیمون داشته باشیم. وقتی ما حرف میزنیم ، به چیزایی که میگیم توجه کنین، فقط به تکون دادن سرتون اکتفا نکنین و بعدش هم به تماشای تلویزیون ادامه بدین. مادرتون ممکنه آشپزیش فوق العاده باشه و به چشم بر هم زدنی همه کارا رو انجام
19 فیلم سهم تلویزیون در تعطیلات
کارگردانی محمدعلی طالبی، پنجشنبه 17تیر ماه ساعت 9 صبح از شبکه دو سیما پخش می شود. در این فیلم با بازی سمانه جعفر طالبی، رایا نصیری، علی آشکار، شقایق اسلامی و زهرا هادی پور خواهیم دید: سمانه دختر بچه ای است که به همراه مادرش زندگی فقیرانه ای دارد. روزی مادرش برای او یک جفت چکمه می خرد. اما فردای آن روز وقتی در بغل مادرش خواب است یک لنگه آن گم می شود و او مریض می شود. مادر تصمیم دارد که لنگه
آقا شال سبز کدام شهید را گرفت + عکس
: آقا سید شما هم ساداتی و هم رزمنده.... اگر اشکالی نداره این شال پیش من باشه.... و سید هم با کمال تواضع به شرط دعا برای شهادت قبول میکنه.... در پایان دیدار و وقت رفتن آقا به فرماندهان سفارش سید رو میکنه...که مواظبش باشید این سید اهل موندن نیست و رفتنیه... سید در حال مداحی و شال سبز سید بر دوش آقا آخرین باری که سید رو در حال خوندن دیدم با بچه های گردان حضرت علی اکبر علیه
معیار انتخاب سوژه ها در ماه عسل چیست؟/ به جذابیت محتاجیم اما نه بدون محتوا!
/> مثلا می گویند که چی در برنامه زنده خواستگاری به راه انداختید؟ خب پشت آن برنامه چند معنی وجود داشت. اول) بچه های بهزیستی 18 سالگی رها می شوند. چرا؟ به بچه هایی که اول راه هستند می گویند این 7 میلیون را بگیر و برو. آن بچه با آن 7 میلیونی که گویا الان شده 14 میلیون، در این جامعه باید چه کار کند؟ ما می خواهیم این خلاء را پر کنیم. خیلی از خیریه ها به ما زنگ می زنند و پیشنهاد سوژه می دهند اما اتفاقی که
احمدی نژاد در عرصه سیاسی موفق نخواهد بود/سوداگری تولید ملی را هدف قرار می دهد
جوان و ضربه به بخش های مولد از جمله اثرات سوداگری است. چه عواملی در سالهای گذشته دست به دست هم داده تا فعالیت های سوداگرایانه گسترش پیدا کند و آن طبقه نوکیسه ای که شما اشاره کردید شکل بگیرد؟ سیاست های دولت گذشته را در شکل گیری این طبقه چقدر موثر می دانید؟ این مطلب را باید فرادولتی و فراجناحی نگاه کرد. این خیلی بد است که ما خیلی از پدیده ها را با انگیزه سیاسی دفاع کنیم. شما به دولت قبلی
جاسوسی از نوزادان تا حمله به زنان محجبه!
/> آیا تا به حال از خود سوال کرده اید که یک بچه مدرسه ای مسلمان به نظرسنجی هایی که می گویند آنها مشکل ساز هستند و یا تهدید محسوب می شوند، چگونه واکنش نشان می دهند. من مدت هاست که دختر هشت ساله ام را از خواندن و یا تماشای اخبار باز می دارم . من از دوستان و بستگان خود که همه آنها افرادی وطن پرست و از طبقه متوسط هستند خواستم تا احساس خود را از اینکه انگلیسی و مسلمان هستند، بیان کنند. می دانید
بزرگترین سفره افطار تهران+تصاویر
معنوی شرکت کردند. وقتی آوای خوش ربنا در فضای خیابان ولیعصر(عج) پیچید، رهگذران پای سفره افطار نشسته بودند. جوان ترها با دیدن افراد سالخورده و پیر، جای خودشان را به آنها دادند و آرام در گوشه ای ایستادند و روزه شان را باز کردند. این از برکات سفره های ساده افطاری در ماه مبارک رمضان است که باعث می شود آدم ها نسبت به انسان های دور و برشان دقت بیشتری داشته باشند. در این بین شهروندانی بودند که به طور گمنام، کفش روزه داران را در جای مناسب جفت می کردند تا در عبور و مرور شهروندان از پیاده رو مشکلی ایجاد نشود. ...
امام موسی صدر نگذاشت شهید چمران پیش امام خمینی برود/ شهید رجایی را از نهضت آزادی جدا کردم
چند روزی که من در نجف بودم، همین آقای دعایی، ایشان به من گفتند اجازه میدهید که من به امام بگویم که این درسهای ولایت فقیه ایشان را شما به صورت کتاب درآورید؛ خواستم بگویم که خود امام این را فرمودند، بعد مکثی کردم و گفتم، خیلی خوب است! ایشان رفت و بلافاصله با شادی آمد و گفت امام قبول کردند. دیگر نگفتم قبلاً چه اتفاقی افتاده و ایشان هم واسطه بود. من این کتاب را به بیروت بردم و آنجا این دولت خدمتگزار را
سه اتفاق شوم که ثمره محبت های جزئی اند
با این محبت ها سیرآب نمی شود. وقتی می گوییم که زندگی بهتر با محبت شدید شکل می گیرد، منظورمان این قبیل محبت های جزئی نیست. البته اگر این محبت ها هم در زندگی باشد خوب است و باید شکرش را به جا بیاوریم، ولی اگر نبود هم زیاد اشکالی ندارد. زیاد به خاطر نبودن این محبت ها خودت را اذیت نکن! یک جوان می گفت: من به رشتۀ درسی خودم علاقه ندارم. گفتم: خُب رشتۀ تحصیلی خودت را عوض کن. گفت
سرنوشت منفورترین ملکۀ تاریخ
جانشان را کف دستشان گرفته بودند تا مستقیماً با خانم کسری بودجه رو به رو شوند. ماری پابرهنه و نیم برهنه به اتاق پادشاه فرار کرده بود و جانش را به در برد. جماعت خشمگین زیر یک بالکن جمع شدند و یکصدا خواستار دیدن ملکه شدند. ماری که تا به حال به کسانی که در جایگاهی پایینتر از خود می انگاشت، وقعی نمی نهاد، ضایع شده بود و چاره ای نداشت. او به همراه پسر کوچک و دخترش با قامتی راست و ظاهر قوی بیرون
گله مندیهای جوان فعال انتخاباتی :برخی مدیران ضعیف در لرستان، از دولت قبل مانده اند
در ابتدا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید چه سمتی در ستاد انتخابات دکتر روحانی در استان داشتید؟ بنام خدا سعید نظری متولد 1362 خرم آباد هستم دانشجوی دکترای جامعه شناسی ،در ایام انتخابات ریاست جمهوری در سال 92 رییس ستاد جوانان دکتر روحانی در استان لرستان بودم آیا فعالیت انتخاباتی شما صرفا در سال 92 آغاز شده یا سابقه فعالیت انتخاباتی از قبل را دارید؟ بله سابقه فعالیت
چرا داعش جاذبه دارد؟!
پیوندند، از خانواده هایی از قشر متوسط جامعه هستند و چشم انداز زندگی آنها عالی بوده است. اگر این مردان جوان و به طور فزاینده زنان جوان، تا این اندازه خود را مشتاق به پیوستن به جنبشی می بینند که در نهایت احتمالا منجر به مرگ آنها خواهد شد، می بایست دلیل و برهانی مهم تر از مشکلات اقتصادی و یا شرایط خوب اجتماعی وجود داشته باشد. داعش به این دلیل برای مسلمانان اروپایی جذاب نیست که به آنها کمک می کند
در مورد اسمشونبرها با فرزندتان حرف بزنید
کنید و تا زمانی که احساس می کنید قانع نشده، برایش در این باره توضیح دهید. دختر شما قبل از 10 ساله شدن باید در مورد عادت ماهانه خانم ها بداند. اگر هم فرزند پسر دارید، باید قبل از 12 سالگی در مورد تغییراتی که در بدن پسرها رخ می دهد و نعوظ آقایان با او صحبت کنید. بهتر است والد همجنس برای صحبت کردن در این موارد سراغ دختر برود و بد نیست که به او در مورد جنس مخالف و تغییرات بدنی اش هم اطلاعاتی دهد.
نمایشگاه کتاب فرانکفورت و دیدار با محافظی که از غرفه خالی اسرائیل محافظت می کرد
سردشت رو به خاطر دارین؟ . بله، به یاد دارم. البته اون زمان در کردستان نبودم. اما این فاجعه به خوبی در خاطرم مانده. من اون زمان در کردستان بودم. من جزو نیروهای ارتشی بودم. عجب پس شما در جنگ شرکت داشتین. بله، من روزای اول جنگ هم تو خرمشهر دفاع می کردم. نمی دانم چرا برای یک لحظه چهره و ظاهر مرد ایرانی مرا به یاد تکاوران در خرمشهر انداخت و بدون مکث پرسیدم: شما از
اشعار ویژه شهادت امیر المومنین علیه السلام
مرحم قلبم صدای اوست حیدر دخیل زمزمه ی ربنای اوست امشب تمام روضه ی چشمم برای اوست دلشوره ی علی سفر کربلای اوست گودال و ... علی حنیفه: وقتی که ذره ذره بشر در خدا شود آن آینه فرابشری چون شما شود با آفتاب سایه به سایه قدم زند پای هر آن کسی که به کوی تو وا شود تو کیستی ? به سرفه پیر زنی نحیف چیزی نمانده بند ز بندت جدا شود
الگوی حکومت امیر المؤمنین علیه السلام در اندیشه ی امام خمینی (ره)
اهل قبله گشوده است و فتنه ها همچون شب تار رو آور شده است، که جز افراد صبور و بینا و آگاه به رازها، تاب این حوادث را ندارند، من شما رابه راه و رسم پیامبر اسلام (ص) سوق خواهم داد، و آنچه را که به آن مامور شدم در میان شما اجرا می کنم، در صورتی که از یاری من دست برندارید و من از خداوند یاری می طلبم. آگاه باشید، گمان مبرید که پس از درگذشت پیامبر خدا ص من دگرگون شده ام، بلکه من اکنون همان هستم که در زمان
خداوند دوست دارد صدای دلسوختگان را بشنود
مردم می پرداخت. با این حال، از قدرت دور نبوده است. هر از چند گاهی از دولت انتقاد می کند. دفترش روی همه چهره های سیاسی و اجتماعی باز است. سید مهدی طباطبایی شیرازی میهمان این شماره دیدار است تا با او درباره مسائل مختلف از جمله فضیلت های شب قدر سخن بگویم. حاج آقای طباطبایی! ماه مبارک رمضان که می رسد، حال و هوای همه متفاوت می شود، شما هم قطعاً انبوهی خاطره از ماه خدا در ذهن
برای بازی در نقش قاتل امام علی(ع) از سه شب قبل خواب نداشتم
بیایم. آقای میرباقری از من پرسیدند چقدر کار داری؟ گفتم: احتمالا دو هفته یا یک ماه. ، بعد ایشان اجازه ما را گرفتند برای یک کار سینمایی فاخر که تا امروز اتفاق نیفتاده است. *** پس دلیل کم کاری شما در این چند وقت اخیر، این انتظارها بوده؟ بله، البته پارسال در فیلم سینمایی "قندان جهیزیه" چند سکانس کار کردم، این همان فیلمی است که ملاقلی پور برای کارگردانی آن جوایز زیادی هم گرفت. فیلم
عشق رزمندگان به امام خمینی(ره) بی بدیل بود
بیرون گذاشتم، سربازهای عراقی کل آن محل را بمباران کردند و متوجه شدم سعادت شهادت را ندارم. خیلی جالب است که میان دوستان تقسیم کار می شد. یک شب قرار بود من امام جماعت باشم و یک بنده خدایی اذان بگوید. من در آن زمان پاس بخش بودم. رفتم آقایی که قرار بود اذان بگوید را بیدار کردم. این بنده خدا بسیار خوابش می آمد. از آنجایی که او هنوز هوشیار نشده بود من را متهم به ریاکاری کرد و من گفتم: تو باید الان اذان
پیش بینی آیت الله حائری از آینده رهبری
صراط: در خردادی که بر ما گذشت، از بیست و ششمین سالروز رهبری خورشید انقلاب عبور کردیم. حق آن بوده و هست که در باب منش علمی و عملی رهبری، بیش از آنچه تاکنون صورت گرفته، پژوهش صورت گیرد، هرچند که امروز آفتاب درایت او، جهانی را در برگرفته و این فروغ به خودی خود، معرف خویشتن است. آنچه پیش رو دارید، گفت وگویی است که با آیت الله سید احمد علم الهدی (امام جمعه محترم مشهد مقدس) در باب خاطرات ایشان از منش فردی و اجتماعی رهبر معظم انقلاب با روزنامه جوان ان
چرا دخترها سیگار می کشند؟
هم تصنعیه. ولی خب خیلی زیاد هم نیستند. بیشتر توی تهران اینجوریه. دختر کنار دستیش هم، شبیه به او حرف می زد: *از چند سالگی شروع کردی؟ الان سه ساله دیگه. یعنی از 22 سالگی. *تنهایی سیگار می کشی؟ اول با دوستای خارج از دانشگاهم. بعد که دیدم بچه های دانشگاه هم اهلش هستند، با اون ها هم. *خود سیگار بیشتر برات موضوعیت داره یا اون
مرعشی:به دنبال ترمیم پیوندهای مان با رهبری هستیم
تضمین می شود و مجلس بزرگان شکل میگیرد. او ادامه می دهد به همین دلیل ما از حضور اقای ناطق استقبال می کنیم. ایشان رقیب نیرومندی برای ما می تواند باشد و رقابت با یک رقیب قدرتمند می تواند جناح ما را قدرتمند کند. مشروح گفت و گوی خبرآنلاین با حسین مرعشی را در ادامه می خوانید: در حال حاضر ارزیابی شما از ساز و کارهای انتخاباتی اصلاح طلبان چیست؟ اصلاح طبان چند امکان و فرصت
تهدید به مرگ پسر قلعه نوعی در شوش+تصویر
طور که نمی شود به هر حال من هم جوان هستم و یکسری کارها بنا بر اقتضای سنم است که فکر نمی کنم ایراد داشته باشد. وی درباره تصویری که چند وقت پیش منتشر کرده و ترازویی را نشان می داد که پدرش در یک کفه و سایر مربیان استقلال مانند زنده یاد حجازی، مظلومی و یکی دو نفر دیگر در کفه دیگر گذاشته شده و باعث ناراحتی هواداران شده بود گفت: آن تصویر گویای همه چیز بود و فکر نمی کنم جایی برای ناراحت شدن داشت
گزارشی از قرار سالانه ی شعرا با رهبر انقلاب
، سبزی، خرما، چای، حلوا، برنج، مرغ و البته آب. بین غذا خوردن آقا طبق معمول بعضی آمدند به سلام و علیک. آقا با یک دست آرام غذایشان را می خوردند و بینش جواب هم می دادند. بعد از غذا هم یکی از شاعران جوان آمد جلو که آقا بوسیدش. چیزهایی گفتند که نشنیدم. آقا به کسی رو کردند و گفتند: اینها حاضریراقان صحنه هستند. جوان ادب کرد و گفت: ما دلگرمیم به دعاهای شما. آقا گفتند: ای عشقِ دل افروز، دل من به تو گرم است. به
ماجراهای ساینا ؛ رمانی فلسفی برای دبستانی ها
، پس خاطره ای یا تصوری از قبل ترها و گذشته نداره! چیستا پرسید: اسم این آقا چیه؟ حتما اسم داره مگه نه؟ آقای پرتو: بله اسم این آقا آدم هستش! سلام کنید! همه با هم گفتیم: سلام! آقای پرتو رو کرد به آدم و گفت: دوست عزیز، این بچه ها دانش آموزان من هستند! بعد گفت: خب بچه ها، اگه آدم از من بپرسه که شما چیکار می کنید، چه جوابی باید بهش بدم؟