سایر منابع:
سایر خبرها
بازیگران زن ایرانی که کچل کردند! +تصاویر
تنبیه می شود. به این ترتیب تراشیدن سر بازیگر در زندان زنان توجیه دراماتیک می یابد. زهرا داودنژاد؛ بچه های بد؛ 1379 ماجرای فیلم: علیرضا داودنژاد با بچه های بد یک بار دیگر به مسئله جوان ها و دغدغه آنها پرداخت. خط کلی داستان ماجرای دو دوست قدیمی است که در مسیر رفتن به شمال با دختری آشنا می شوند (رویا با بازی زهرا داودنژاد). او گذشته تلخش را بازگو می کند و بعد از آن دست به خودکشی می
دلم برای هوای جبهه تنگ شده است
شکر از مرگ حتمی نجات پیدا کرده بودند. آن زمانی که همراه داشتن عکس و رساله امام خمینی جرم محسوب می شد پدر عکس و رساله ایشان را به خانه آورده بود. بعد از پیروزی انقلاب و سال 1359 که غائله کردستان به اوج خود رسیده بود، پدر برای مبارزه با ضد انقلاب به آنجا می رود و سه ماهی در آنجا خدمت می کند. پدرم در جبهه های جنگ حضور داشت تا اینکه در سال 1361 حین انجام مأموریت کاری به شهادت می رسد. برادرم علی هم دو
راهِ ایناریتو؛ مرد بی رقیب اسکار
سال پیش به عنوان فیلمسازی کم کار شناخته می شد؛ کسی که کارگردانی را دیر شروع کرده بود، سر صبر و با دقت کار می کرد و فیلم هایی شخصی می ساخت. حاصل کار پانزده ساله اش پنج فیلم بلند داستانی بود که همه در اسکار نامزدی هایی به دست آورده بودند اما تا پیش از بردمن هیچ وقت این جایزه نصیب ایناریتو نشده بود. وقتی یک سال پیش شان پن برای اعلام نام برنده بهترین فیلم روی سن اسکار رفت و پیش از خواندن
سید حسن خمینی؛ آرام در دل طوفان
خمینی در سال 1356، دست راست پدرش بود و به عنوان دستیار ارشد رهبر انقلاب فعالیت می کرد. او که نزد مردم به حاج احمدآقا مشهور بود در سال 1373، یعنی 23 سال پیش دار فانی را وداع گفت. 3. مادرش سیده فاطمه طباطبایی است. دختر آیت العظمی سلطانی طباطبایی (ره). مادر فاطمه هم که صدیقه نام داشت فرزند آیت الله العظمی سید صدرالدین صدر (ره) از مراجع ثلاث و نوه آیت الله العظمی حاج آقا حسین قمی (قده) از
اسیر خوی شیطانی کیوان شدم و حالا ...
مریم پریشان و نگران بود. چشم هایش از گریه پف کرده بود اما سیل اشک همچنان روی گونه هایش جاری بود. با نگرانی روی لبه صندلی نشست و در حالی که بند کیفش را در دستانش مچاله می کرد، گفت: حدود 10 سال قبل به اجبار و اصرار خانواده ام پای سفره عقد با مردی نشستم که هیچ احساسی به او نداشتم. توجیه خانواده ام این بود که من به خاطر سن کم نمی توانم خوب و بد زندگی وآینده ام را تشخیص دهم وفقط آنها خیر و صلاحم را
کاش به تعداد موی سرم پسر داشتم + عکس
خانواده خالقی پور به اتمام نرسیده. هنوز پدرشان زنده است. وقتی او هم شهید شد امیرحسین دو ساله ام را برای آزادی قدس آماده می کنم و اگر او هم نباشد خودم چادر به کمر می بندم و با دشمنان می جنگم. این را که گفتم مردم تکبیر گفتند. بعدها به من گفتند این حرف ها مثل خونی در رگ بسیجی ها بود. گویا رسول هم مثل برادرش اول جانباز می شود؟ سال 65 عملیات کربلای5 شروع شد و دو گلوله به دست رسول خورد. هفت
پشت پرده معمای اسیدپاشی به مهندس جوان
، خانواده کیهانی منتظر هیچ کس نبودند. با این حال دختر 15 ساله اسماعیل خواست آیفون را جواب بدهد که پدربا نگرانی به دخترش گفت: دیروقت است بگذار خودم جواب می دهم. از پشت آیفون صدای ضعیفی به گوش رسید: ... منزل آقای کیهانی مقدم...؟ آقا اسماعیل یک لحظه بیا پایین، کار کوچکی با شما دارم. مهندس جوان در جواب گفت: متأسفانه شما را نمی شناسم لطفاً خودتان را معرفی کنید. شخص ناشناس به آرامی و البته با لحنی
زوجی عاشق که 60 سال پیش ارتباط ماهواره ای داشتند
/> زن: 84 سالم است. مرد: 87 ساله ام. علیخانی: برویم 65 سال پیش. آن زمان که هنوز با هم ازدواج نکرده بودید. چطور با هم آشنا شدید؟ زن: ما اهل تبریز هستیم. در تبریز درس می خواندم. تا سال ششم ابتدایی درس خواندم. آن زمان در تبریز رسم بود که دختران فقط تا کلاس ششم درس می خواندند و اجازه ی تحصیل بیشتر را نداشتند. مدیرمان تا کلاس 12 درس خوانده بود و ناظممان کلاس نهم بود. دو
درنگی بر مجموعه داستان “زیر پل سوخته کابل “
/> اما جاهایی نیز در این مجموعه به چشم می خورد که نمی تواند مخاطب را به قطعیتی کامل برساند، داستان" حماقت "که روایت زندگی زن جوانی است که همسرش به دلیل شرکت در جنگ ، معلول و قطع نخاع شده است و قصد دارد برای رسیدن به آرزوهایش از جمله داشتن فرزند، همسفر دیگری برای ادامه ی مسیر زندگی اش برگزیند،و همسر معلولش را به آسایشگاه معلولین بفرستد... که در واقع تلاش شده تا مخاطب قبول کند ماجرا در
قبولی در کنکور، شروع راه طولانی برای دستیابی به موفقیت است
/> *نحوه درس خواندنتان به چه نحو بود؟ بنده از دوره دبیرستان علاقه به مطالعه و درس خواندن داشتم و هر فرصتی پیدا می کردم به مطالعه اختصاص می دادم (مطالعه درسی و غیر درسی)؛ شش ماه آخر مانده به کنکور ارشد بقیه مطالعه ها را کمتر کرده و توجه خودم را بیشتر متمرکز به منابع آزمون کارشناسی ارشدکردم و بعضی از منابع را حتی چندین دور خواندم. البته از کارهای روزمره خودم نیز غافل نبودم. *از قورتان
جهان فیلمسازی سهراب شهیدثالث در گفت و گو با رضا حائری، مستندساز
آغاز کرده است و همین مرا ترغیب به همکاری با موزه هنرهای معاصر کرد و طرح را به آنها پیشنهاد دادم و آنها نیز استقبال کردند. اما این تازه اول گرفتاری ها بود. از آنجایی که سفارت آلمان تنها جایی بود که می توانست فیلم ها را به شکل رسمی به دست ما برساند مسئولان سینماتک با آنها تماس گرفتند و یک پیگیری مداوم و فوق العاده خوب از سوی تیم بخش فرهنگی سفارت آلمان در عرض یک سال ونیم گذشته شروع شد. اما باز هم
ماجرای جهان دیدگانی که دور هم خاطره می گویند/ امید و شادی در میان زنان سالمند
کنم. کسی بود که به کلاس خاطره گویی آوردم و سنش بالا بود. نمی توانست راه برود. همه می گفتند خانم صحت برای این خانم ورزش کردن خطرناک است. آن زمان گردن بند و پابند بسته بود. اما الان همه را باز کرده است. دو سال پیش همسرم را از دست دادم. همسری که خیلی مشوقم بود. وقتی ازدواج کردیم، خودم سیکل بودم اما همسرم کمتر درس خوانده بود. کمکش کردم و درس خواند و افسری رفت و در نهایت درجه سرهنگی گرفت
سرانجام معامله برد-برد با رهبر معظم انقلاب/ موضوع شفافیت اطلاعاتی در دیدار دانشجویی با رهبری پیگیری شود
درخواست از خدمت شما دارم. درخواست اولم این است که برای مادر بزرگ، پدر بزرگ و دوستم آقای جلال فر از اعضای شورای مرکزی که سال گذشته فوت کرده است- طلب مغفرت کنید که آقا فرمودند که خدا انشاالله آن ها را رحمت کند؛ خدا ما و شما را هم رحمت کند. درخواست دومی که خدمت آقا گفتم این بود که برسم خدمت شما یک معامله برد بردی داشته باشم؛ که آقا خندیدند و گفتند چه، گفتم من قول بدهم تا سال دیگر ازدواج کنم، شما هم قول
مجید مظفری: بعضی بدشان نمی آمد، نتوانیم اجرا برویم
ساعت 21:30 در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه می رود. آن چه در ادامه می خوانید، حاصل گفت و گو با این بازیگران است که از ایراد وارد به نماینده ملت در خصوص دوپارگی آن، کمبود وقت و ریسک همه اعضای گروه برای رفتن روی صحنه، جنس کمدی نماینده ملت ، بازی هایشان، مسائل مالی و نسبت این اثر با شرایط روز جامعه گفتند. یکی از ایراداتی که برخی به نمایش نماینده ملت وارد می
داستان اصلی بِرِن و لوتین اثر تالکین پس از صد سال منتشر شد
وارد بازار کتاب می شود. کتاب برِن و لوتین نام این اثر جدید است و داستان لوتین ، که نقش مهمی در داستان ارباب حلقه ها دارد، از آغاز روایت می شود. این کتاب توسط پسر آقای نویسنده، کریستوفر تالکین ویرایش شده است و داستان عشق بین یک انسان و پری نامیرا را روایت می کند. پدر لوتین تنها در صورتی اجازه می دهد دخترش با این مرد ازدواج کند که بتواند چیزی را از پادشاه تاریکی بدزدد. البته یک
درد دل خواننده جوان انقلابی/ 80 درصد آثارم را با هزینه شخصی تولید کردم/ به خاطر دغدغه هایمان وارد میدان ...
شروع کردم؛ ولی از آنجا که خانواده ما یک خانواده مذهبی بود، ادامه ندادم و در دوره های مختلف با شرکت در گروه های سرود کار موسیقی را دنبال می کردم. تا جایی که به طور تخصصی از سال 80 زیر نظر استاد پناهی دوره های مختلف صداسازی، سولفژ، آواز و بخشی از آهنگسازی را تقریبا تا سال 83 ادامه دادم. باشگاه خبرنگارن جوان- موسیقی سبک و مسیرهای مختلفی دارد که امروزه در بین جوانان خیلی طرفدار دارد؛ چرا
ناگفته های برادر کمترشناخته شده آیت الله هاشمی
به جمهوری اسلامی، انقلاب و مردم وارد نکنند چون واقعا انقلاب برای مردم گران تمام شد. چقدر شهید دادند و زندگی ها از هم پاشیده شد. اما به هر حال عده ای رعایت نمی کنند و سودجو هستند. آخرین بار چه زمانی حاج آقا را دیدید؟ دو یا سه روز قبل از فوتشان که عقد دختر یاسر بود، همه اقوام درجه یک به خانه یاسر رفتند و حاج آقا صیغه ازدواج آنها را خواند و نصحیتشان کرد. البته دو روز بعد از این
مطالبه جدی جوانان انقلابی حضور در عرصه های اثرگذاری کشور است/ برای یک فعال دانشجویی موقعیتی بالاتر از ...
اخبار دانشگاهی را از کانال اخبار دانشگاهی SNN.ir دنبال کنید به گزارش خبرنگار دانشگاه خبرگزاری دانشجو ، قائد شرف، دبیر دفتر تحکیم وحدت که سال گذشته در دیدار رمضانیه رهبر معظم انقلاب با دانشجویان، مفتخر به ایراد سخنرانی در محضر معظم له شد، در نشستی که با حضور مجتبی رئیسی و علیرضا احمدی از دیگر سخنرانان سال گذشته دیدار رهبری در خبرگزاری دانشجو برگزار شد، گفت: مسئله دیدار رهبر انقلاب از آن
از شب های رمضان تا بانوی ملکوت
نسل از خاندان کتابچی در حوزه نشر کتاب با سابقه بیش از 120 سال، اظهار داشت: در هجدهمین روز از مهرماه 1326 خورشیدی در تهران به دنیا آمدم و خودم را در حرفه پدرم سیدمحمود کتابچی، در حوزه نشر و کتاب دیدم. در چاپخانه های مختلفی چون چاپخانه های تابش در سعدی شمالی، حیدری در ناصرخسرو، 2000 در خیابان انقلاب، آفتاب مقابل کاخ دادگستری و ... فعالیت داشتم. این پیشکسوت حوزه نشر کتاب در تشریح کتاب های
باید به سوریه برگردم و مدافع حرم شوم
کد:1909021||تاریخ:16 خرداد 1396 به گزارش مشهدپیام ، شهید حسین هریری در تاریخ 22 آبان ماه 95 در مبارزه با تروریست های تکفیری و برای دفاع از حرم و حریم اهل بیت (ع) در سوریه به درجه شهادت رسید. همزمان با نخستین بهارِ پس از پرواز آسمانی شهید هریری گفت وگویی با خانواده بزرگوار ایشان ترتیب دادیم؛ همسر شهید هریری که در زمان شهادت ایشان تنها چندماه از ازدوج اش می گذشت، در زمان این گفت وگو به زیارت
از لحظه شماری برای حضور در حلقه محافظان حرم تا آخرین تماس قبل از شهادت
به آرزوی دیرینه اش رسید. الهام نیک دارنو امروز برای خوانندگان فرهیخته خبرگزاری حوزه از عاشقانه های همسرش نسبت به شهادت صحبت می کنند. همسر شهید: سید اصغر متولد سال 1364 از روستای قلعه حمود از توابع امیدیه خوزستان است. من و سید در یک محله زندگی می کردیم. مردم روستا سید را به عنوان فردی مؤمن و خوش اخلاق می شناختند. ده سالی می شد که در حوزه درس می خواند و روحانی بود. سید و پدرم
روایت زندگی های شاد در برنامه ماه عسل
دارد و مرد 87 ساله است. فرنگیس درباره ی زندگی خود می گوید: با خانواده ام در تبریز زندگی می کردم، دو تا خواهر و چهار تا برادر داشتم. همسرش نیز در ادامه صحبت های همسرش می گوید: خانواده ام در ارومیه زندگی می کردند. چهار برادر و سه خواهر هستیم. یکی از برادرانم فوت شده است. تحصیلاتم در شهرستان بود. پدرم نظامی بود و خودم هم به ارتش رفتم. نسبت های فامیلی با همسرم داریم.
وقتی علیخانی از ارتباط ماهواره ای زوج 80 ساله شگفت زده شد/ خاطره بازی در قاب ماه عسل
نجف اشرف خانم کلباسی را بر عهده گرفته است. بعد از تیتراژ برنامه ماه عسل با صدای محمد علیزاده، احسان علیخانی در بخش نخست گفتگو، میزبان خانواده اسلام پسند شد. گفتگوی شب گذشته احسان علیخانی با یک زوج خوشبخت که خانم 84 سال و آقا 87 سال سن داشتند، آغاز شد. این زوج درباره شروع زندگی خود اینگونه صحبت را آغاز کردند: مدت 63 سال از زندگی مشترک ما می گذرد. خانم اسلام
ناگفته هایی از مقاومت اسلامی فلسطین +عکس
اسرائیلی در جریان تبادل وفاء الاحرار . در این قسمت و قسمت های آتی، درباره ی تجربه ی تلخی که در زندان های اشغالگران اسرائیلی از سر گذرانده شهادت خواهد داد، تجربه ی تلخی که حدود 750 هزار فلسطینی از سال 1967 تا الان تجربه ی آن را داشته اند، یعنی عددی نزدیک به یک چهارم جمعیت فلسطین. در بین آنان هم مرد بوده هم زن، هم افرادی با سن بالا بوده و هم افرادی با سن پایین. حتی کودکان هم از تجربه ی اسارت و
فرزندانم از بصیرت مِنها نشوید/ برماست که چون مردم کوفه نباشیم
فرنخ و مه نخ قزوین مشغول به کار بود. این شهید در 24 اسفندماه سال 66 در عملیات والفجر 10 در منطقه حلبچه به شهادت رسید. در بخشی از وصیت نامه شهید آمده است: شهدا رفتند و مسؤولیت سنگینی را بر دوش ما گذاشتند و ما باید راه آن ها را ادامه دهیم. * امیدواریم شیرت را حلالم کنی وصیت می کنم به برادران و خواهرانم، اگر شهادت نصیب من شد مرا در مزار شهدا دفن کنید و در ضمن برای من بسیار گریه نکنید؛ وصیت می کنم به همسرم که شما وصی من باش و فرزندانم را نگهداری کن و تمام شب های جمعه به مزارم بیا. مادر عزیزم! امیدوارم شیرت را حلالم کنی و روز قیامت مرا ببخشی. ...
ماجرای حذف شدن پاورقی های علامه طباطبایی از کتاب بحارالانوار
دهد. پدر من نیز این کار را کرد و در بازگشت به نجف بود که به فروش کتاب سفینه البحار مشغول شد و این آغاز کار ایشان در عرصه کتاب بود. وی افزود: پدر در سال 1317 به ایران بازگشتند و ازدواج کردند و 2 سال بعد من در 13 دی ماه 1321 در تهران، در خانواده ای که 5 برادر و یک خواهر داشتم، به دنیا آمدم. تا کلاس چهارم ابتدایی در مدرسه مرتضوی در حوالی بازار تهران و در ادامه به دبیرستان کمال در نارمک
قدرتمند ترین آقازاده ها +تصاویر
پیرس، چهاردهمین رئیس جمهور آمریکا است. شاهزاده ویلیام نوه ملکه انگلیس او از نوادگان ملکه انگلیس است و بعد از پدرش دومین فرد در دودمان خاندان سلطنتی به حساب می آید؛ به همین خاطر او را می توان از معروف ترین آقازاده های دنیا به حساب آورد. یکی از اتفاقاتی که آنها را در چند سال گذشته بیش از پیش مورد توجه مردم دنیا قرار داده است ازدواج او با کیت میدلتون بود کسی که بعدها به خاطر سبک
اختلال دوقطبی؛ ایستادن میان دو قطب
این طور نیست که حوادث مثبت زندگی از قبیل حضور در مجالس جشن و سرور بتوانند این حالت ها را ایجاد کنند. البته دوره های شیدایی در افرادی که زمینه های این اختلال را دارند ممکن است متعاقب تجربه هر نوع استرس مهمی در زندگی؛ چه مثبت و چه منفی، بروز کنند. مثلا ممکن است شخص چند شب بی خوابی داشته باشد و علایمش عود کند، یا گاهی ممکن است به دنبال ازدواج یا حتی بعد از فوت یکی از نزدیکان (که ما به همه این ها
فرزندانم هم مثل خودم زود ازدواج کردند
بودند تحصیلات حوزوی را گذراندم آنجا به صورت شبانه روزی بود و هم زمان درس هم به صورت متفرقه در رشته اقتصاد خواندم. *وقتی ازدواج کردید چند ساله بودید؟ 16 سال. سوم نظری بودم که ازدواج کردم؛ و بعد جریانات کردستان پیش آمد و یک و سال و نیم در کردستان بودیم. البته به خاطر شغل همسرم در شهرهای مختلف بودیم. *مهریه شما چقدر بود؟ تا زمانی که برای عقد نزد امام رفتیم
آسمان آبی چادر
تو همه آشناهام و فک و فامیل کسی رو مثل خودم سراغ ندارم که برای چادری شدن این همه گیج بزنه و شل کن سفت کن در بیاره. از خانواده مقیدی هستم.اما هرگز مجبور به استفاده از چادر نشدم انتخاب با خودم بود. البته همیشه یک حجب و حیای ذاتی در وجودم بود که هر وقت به هر میزان حجابم کم رنگ می شد صدای اعتراض درونم رو می شنیدم ،هرچقدر هم که سعی می کردم خودم رو به بی خیالی بزنم باز آشفتگیم رو حس می کردم