سایر منابع:
سایر خبرها
درگیری لفظی شدید مدیران اپراتورهای تلفن همراه آمریکایی
متقبل می شود. بعد از این اظهارنظر مدیر تی موبایل، مدیر اسپرینت این پاسخ تند توییتری را به وی داد: شما یک تنه از هر دو اپراتور دیگر تلفن همراه بدترید و من از شنیدن مزخرفات تو به شدت خسته شده ام. وی در این پاسخ طعنه ای به یکی از طرح های غیرشفاف تی موبایل هم زد که در قالب آن می توان با پرداخت 15 دلار در ماه یک گوشی آیفون 6 اجاره کرد. البته تی – موبایل به کاربران خود نگفته که در
ماجراهای ساینا ؛ رمانی فلسفی برای دبستانی ها
خواست کوله پشتی های خودمون را برداریم و بعد از پیاده شدن کنار هم باشیم. هوای بهاری و منظره ی کوه واقعا عالی بود. چقدر کوه بلند و بزرگه؛ روی قله هاش هنوز برف زمستانی نشسته و آب نشده بودند. دوست داشتم می تونستم تا اون بالا بالا برم؛ یعنی چند نفر تونستند تا بالاترین نقطه ی این کوه برند؟ اصلا این کوه یادش می مونه چند نفر اومدند و ازش بالا رفتند؟ بوته های خودروی گیاه اینجا و اونجا دیده می شد
اَجِرنا مِنَ النَارِ یا مُجیرَم آروزست
شاهرود را پشت سر گذاشتیم و خدا می خواست که آن شب زنده ماندیم. دو آتش سوزی ماشین داشتیم بعد از تمام شدن اطفای یکی هنوز به آتش نشانی نرسیده خبر آتش سوزی دوم را دادند به محل اعزام شدیم، فقط یک کوچه بهار و نوبهار را اشتباه کردیم به فاصله 30 ثانیه دیر رسیدیم ولی همین سی ثانیه بچه ها را نجات داد. او می گوید اگر همان سی ثانیه را زودتر رسیده بودیم بچه ها دل آتش بودند و انفجار خودرو یقینا جان
کاش نیروی انتظامی، لا اقل با روزه خواران سیگاری و پفکی و آدامسی برخورد می کرد
ماه مبارک باشه یا نباشه باید خاموش کنین! چون تو تاکسی سیگار کشیدن ممنوعه. جرمه. گفت من تا حالا نشنیده بودم. گفتم شاید جوری برخورد کردین که ملت ترسیدن بهتون تذکر بدن. من دارم می گم خدمتتون جرمه. در اماکن عمومی مسقف و وسایل نقلیه ی عمومی سیگار کشیدن جرمه. تازه کلا پشت فرمون سیگار کشیدن جرمه! یعنی الان دارید هم زمان چند جرمو مرتکب می شین؛ روزه خواری، سیگار کشیدن حین رانندگی، سیگار کشیدن در تاکسی
فوتبالیستی که به هیچ پیراهنی تعصب ندارد!
حضور در تیم ملی امید را دارم، پس از آن به عنوان سومین گلزن لیگ برتر انتخاب شدم، مدتی بعد آقای گل شدم، 7 سال به تیم سپاهان رفتم و بعد هم به پیکان منتقل شدم. در این مدت به تیم ملی نیز دعوت شدید؟ حدود یک سال بعد از حضورم در تیم پیکان، به تیم ملی دعوت شدم که حضور در تیم ملی به خوبی برایم بود. مارکوپولوی فوتبال که در باتریسازی کار می کرد در تیم استقلال هم حضور داشتید
آمدن به استقلال بزرگ ترین ریسک ممکن بود
اتفاق تنها یکسری کارهای اداری مانده است. وقتی باشگاه صبا با استقلال به صورت کتبی مکاتبه می کند و پول می گیرد یعنی رضایت داده که من جدا بشوم. اما صبایی ها مدعی اند تو هنوز رضایتنامه نداری؟ اتفاقاً من روزی با استقلال قرارداد بستم که رضایتنامه ام صادر شده بود و پول هم از جانب باشگاه استقلال واریز شده بود. این حرف ها به نظرم تنها ماجرا را پیچیده تر می کند و کاری پیش نمی برد.
کشتن داماد به بهانه ادب کردن آن
به گزارش دولت بهار به نقل از باشگاه خبرنگاران، دوازدهم بهمن سال 87، متوجه وقوع یک قتل در روستای آب شیب شهرستان داراب شدیم. آن زمان من به عنوان افسر ویژه قتل در پلیس آگاهی استان فارس خدمت می کردم. برای بررسی موضوع با تیم تشخیص هویت به محل حادثه در هفت کیلومتری ستاد فرماندهی داراب رفتیم. قتل در یک خانه روستایی کوچک رخ داده بود. با ورود به حیاط خانه با جسد طاق باز مرد 30 ساله ای روبه رو شدم که آثار
کجا برویم که بخندیم؟
، رییس انجمن علمی روانپزشکان ایران اعلام کرده است: بر اساس تحقیقات به عمل آمده، بیش از یک پنجم مردم ایران درگیر مشکلات عصبی و افسردگی هستند و این رقم در تهران به یک سوم جمعیت می رسد. این آمارها مانند آمارهای رسمی دیگری که در حوزه های مختلف منتشر می شوند، چندان غیرقابل باور و دور از ذهن نیستند. تنها کافی است در اماکن عمومی و خیابان و حتی خانه، نگاهی به اطراف مان بیندازیم تا متوجه این شویم
پسری که هاف لایف 2 را دزدید؛ داستان پشت پرده ی سرقت 250 میلیون دلاری
، در اینترنت و به صورت غیر قانونی پخش شده است. بازی قرار بود چند هفته بعد منتشر شود، اما تیم سازنده 12 ماه از برنامه عقب بود. هاف لایف 2 قرار بود تاخیر بخورد و هنوز خبر آن از سوی گیب نیوول اعلام نشده بود. انتشار غیر قانونی بازی در اینترنت، آن هم در این شرایط، نه تنها از لحاظ مالی بسیار تهدیدآمیز بود، بلکه رسوایی بزرگی هم برای شرکت والو به دنبال داشت. در ادامه با دیجیاتو همراه
صادقی: رقم استقلال بالاتر از ذوب آهن بود
به گزارش "ورزش سه"، او در گفتگوی خود با ایمنا از دلایل پیوستنش به تیم اصفهانی تا شایعات مبنی بر قرارداد میلیاردی با ذوب آهن صحبت کرد. گفتگوی ایمنا را با هافبک جدید تیم ذوب آهن اصفهان در ادامه می خوانید: چه شد که به ذوب آهن پیوستی؟ من پیشنهاد خیلی خوبی از ذوب آهن داشتم و بعد از بررسی های لازم، راهی تیمی شدم که شهر خوب با آدم ها و مردم خوبی داشت و کادر فنی خوبی را به خود
شهیار قنبری: اول آرتیست شوید، بعد ترانه بنویسید
ترانه می نویسد، در جایی گفته من اگر اسم محله ها و مکان های قدیمی را آوردم، برای این است که مردمی که در آن دوران زنده گی کرده اند، خوش حال بشوند! این حرف یک آرتیست است؟ بعد همین آقا در یک فیلم مستند که من باعث شدم پخش نشود، با افتخار گفته بود ما روزی که آمدیم در این کار، هیچ چی بلد نبودیم؛ که البته هنوز هم چیزی بلد نیست. اما ما روزی که وارد این کار شدیم، در همان شانزده هفده ساله گی، کلی کتاب خوانده
زمانی که یکی از والدین شما سرطان دارد!
وحشتناک بود. بعد با خود فکر کردم، هی! من واقعاً راجع به سرطان چه می دانم؟ جواب درستی نداشتم. بنابراین در اینترنت شروع به خواندن درباره سرطان کردم. حتی پدرم گفت که برخی از چیزهایی که من در اینترنت پیدا کرده ام در مورد سرطان او درست نیست. سرطان همچنان خیلی ترسناک است ولی من شنیده ام که افرادی هم جان سالم به در می برند. دیگر خیلی نمی ترسم. عبدل 14 ساله آگاهی درباره سرطان موجب می
علی(ع) داروی بیماری های فکری و روحی است
شریک بروم مثل دیگران همه زندگی ام باطل می شود، این شرکی که قرآن می گوید شرک در اطاعت است، شرک در ربوبیت است، به این معنا که می گویند من هم خدا را اطاعت می کنم هم خواسته دیگران را، که حالا یا هوای نفس خودم است یا خواسته همسرم است یا بچه ام است و یا رفیقم است که می دانم هم مخالف با خواسته خداست اطاعت می کنم. بعد هم خودم را توجیه می کنم چاره ای ندارم زندگی ام به هم ریخته خب در کنار خدا زندگی
ناگفته های خواندنی بازیگر نقش ابن ملجم از سریال امام علی(ع)+عکس
شیراز خواست، ولی آقای بهزاد فراهانی و گروه ما نرفتیم. در همین ایام بود که دانشگاه تهران قبل از انقلاب قبول شدم و درس می خواندم. روزی آقای بیضایی متنی سر کلاس به من داد و گفت که این متن را بخوان. گفتم شرمنده من با آقای محمود جعفری "ارباب پویتلا و نوکرش ماتی" (نوشته برت) را کار می کنم و نمی توانم بیایم. به آقای جعفری قول داده بودم. بعد از کلاس همه به من اعتراض کردند که تو شعورت نمی رسد
گناهی که مرگ را شتاب و حبس رزق می کند
، چیست؟ دلیل این است: شیطان به آدم سجده نکرد. تازه این طور هم عرضه نداشت که خدایا! تو به ملائکه امر به سجده کردی و من اصلاً ملک نبودم. بلکه حسادت کرد و گفت: خَلَقْتَنی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طین . بارها بیان کردیم که جورچین شیطان به هم خورده بود. او می دانست که سجده مختصّ به ذوالجلال و الاکرام است، بعد با خود می گفت: حالا باید به این تازه به دوران رسیده، سجده کنند؟! آن هم چه کسانی
محسن تنابنده: برخی زیر باد کولر می نشینند، سیگار می کشند و آروغ روشنفکری می زنند/ شکاف وحشتناکی بین مردم ...
تمام این سال ها باعث شده کار در شرایط سخت تلویزیون را بپذیرد، فکر می کنید این سریال ظرفیت ادامه مسیر را در فصل های آینده خواهد داشت و اصلا صحبتی درباره ادامه دارشدن مجموعه وجود دارد؟ این سریال به گونه ای نوشته شده که ظرفیت ادامه دارشدن را دارد و حقیقتا اصرار مردم باعث ساخته شدن پایتخت بوده است، اما این قدر این روزها خسته ام که نمی توانم به این سؤال فکر کنم و نمی دانم چه پاسخی بدهم. احترام مردم ایران برایمان واجب است و هرکاری می کنیم برای آنهاست. اما پاسخ روشنی برای این پرسش ندارم... . منبع: روزنامه شرق ...
انگار اینجا دنیایی دیگر است!
را بر جهان می گشاید. " انگار اینجا دنیایی دیگر است " و این جمله ای بود که به همراه شوکی فراموش نشدنی از زبان معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده شنیده شد ؛ اولین مقام دولتی که ساعاتی را در محله دروازه غار تهران می گذراند که البته بهانه اش بازدید از خانه خورشید بود. دنیای عجیبی که برخی ساکنانش در هپروت نشئه گی شان حتی تو را نمی بینند و صدای قدم هایت را نمی شنوند . در پیاده راههای پارک که
افطار آخر
هم رفتم در آشپزخانه و مشغول آماده کردن افطاری شدم. موقع افطار که از آشپزخانه بیرون آمدم دیدم مسعود نیست. گفتم شاید دارد نماز می خواند که بعد از جستجو در خانه فهمیدیم پسرم در طبقه بالا خودش را آویزان کرده است اصلاً باورکردنی نبود! وی افزود: چند ماه قبل از این حادثه، حدوداً چهار ماه پیش، وقتی برای نماز صبح بیدار شدم، دیدم مسعود حالش خوب نیست فوری به بیمارستان رفتیم در آنجا بود که متوجه شدیم
چه کسانی به شب قدر وارد نمی شوند؟
برویم خانه. که چه بشود؟ اصلاً مگر اسم قدر، شب احیا نیست؟! یعنی زنده نگاه داشتن. بنا نیست شب احیاء هم بخوابیم. برویم جایی که زود تمام می شود، اینجا دیر شد و ... . این همه می دویم، عجله داریم، کجا را می خواهیم بگیریم؟ عمرهایمان خودش دارد سریع می گذرد. جدّاً باور نکردنی است، فردا شب، شب نوزدهم است؛ یعنی قریب به بیست روز گذشت! تازه روزهای مثلاً طولانی! ما که عمرمان دارد به سرعت می گذرد، بعد خودمان هم
ناگفته های رضا رویگری 66 ساله و همسرش 25 ساله اش! (+عکس)
مهم نبود. شاید خیلی ها می گفتند و هنوز هم می گویند که رضا جای پدرت است؛ حتی به رغم آنکه می دانند ما زن و شوهر هستیم اما کنایه هایی به این شکل می زنند اما اصلا برایم مهم نبود چون یاد گرفته ام به حرف مردم اهمیتی ندهم؛ من نمی دانم چه بلایی سر مردم ما آمده است که از خوشحالی تو خوشحال نمی شوند و خود را در غم و اندوه تو شریک نمی دانند؛ به همه چیز بی تفاوت هستند و مراقب حرفی که به زبان می آورند نیستند. به
شبی با کارتن خواب های بی خواب
صاحبخانه این مددسرا است؛ مردی که حدودا 40ساله به نظر می رسد و به گفته خودش 5سالی می شود که در اینجا سکونت دارد؛ نخستین بار حدود 5سال قبل به اینجا آمدم و هنوز هم این مددسرا خانه ام است و شب هایم را در آن سپری می کنم. من توسط گشت 137به مددسرا انتقال داده شدم و کم کم تبدیل شدم به یکی از قدیمی ها و ساکنین اصلی این ساختمان. زمستان ها من در کنار سایر مسئولان مددسرا کار می کنم اما تابستان ها چون تعداد
نخستین زنان موتورسوار در ایران
مبلغ 500 تا 600 هزار تومان دوره های آموزشی را بدون نیاز به موتور و لباس های مخصوص بگذرانند و بعد از آن از موتور های با قیمت پایین تر استفاده یا موتور اجاره کنند اما بعد در رده های بالا تر هزینه ها به شدت افزایش پیدا می کند به طوری که هزینه یک موتور به 40 میلیون تومان نیز می رسد البته امیدوار هستیم با برگزاری مسابقه ها برای بانوان، اسپانسر ها این هزینه ها را برای قهرمان ها کاهش دهند. در
حضور در استقلال؛ بزرگترین اشتباه زندگی یک ستاره
است؟ جیم: بله، من با تمام احترامی که برای هواداران استقلال قائل هستم، اما خود را پرسپولیسی می دانم و رفتن به جمع آبی پوشان یک اشتباه بزرگ زندگی من بود و امیدوارم دوباره روزهای قبلم در پرسپولیس باز گردد. سین: اولین سالی که به پرسپولیس تهران آمدید چه زمانی بود؟ جیم: سال 81 در حین اینکه ملی پوش بودم به پرسپولیس آمدم و تست دادم، در آن زمان بیشتر بزرگهای پرسپولیس مثل
از اینکه نقشی در انقلاب نداشتم، خجالت می کشم/ ما سیاسی بودیم ولی "سیاسی کار" نبودیم
، تلویزیون یا در تاکسی ها و اتوبوسها پخش می شد ، مبتذل بود. پدرم وقتی در این ماشینها می نشستند معمولا اعتراض می کردند بعضی ها ضبط را خاموش می کردند بعضی وقتها هم ما از ماشین پیاده می شدیم. من خودم بارها با رانندگان بحث می کردم و گاهی پیاده هم از ماشین می شدم. بعد از انقلاب موسیقی که طرب انگیز و غنا باشد را می گفتند حرام است مواردی که در رادیو تلویزیون پخش می شد را حلال می دانستیم ولی حالا اینکه ما
مسیح در شب قدر + عکس و فیلم
غصه، رنگ کریسمس را از خانه زدوده، عموگابریل و زن عمو در این پانزده روز، به اندازه ی پانزده سال پیر شده اند. زنگ خانه به صدا درمی آید و لحظاتی بعد، پسرعمویم با دو جوان که ارمنی هم نیستند، یاالله گویان وارد خانه می شوند. ظاهراً از قبل قرار بوده که گروهی امشب بیایند و مصاحبه ای تهیه کنند. نمی دانم عمو و زن عمو با این حال و روز، با چه دل و دماغی می خواهند حرف بزنند. هر چه باشد فقط دو هفته از
نمایشگاه کتاب فرانکفورت و دیدار با محافظی که از غرفه خالی اسرائیل محافظت می کرد
دارم. البته اون زمان در کردستان نبودم. اما این فاجعه به خوبی در خاطرم مانده. من اون زمان در کردستان بودم. من جزو نیروهای ارتشی بودم. عجب پس شما در جنگ شرکت داشتین. بله، من روزای اول جنگ هم تو خرمشهر دفاع می کردم. نمی دانم چرا برای یک لحظه چهره و ظاهر مرد ایرانی مرا به یاد تکاوران در خرمشهر انداخت و بدون مکث پرسیدم: شما از تکاورهای ارتش بودین. با شنیدن کلمه ی
نخستین زنان موتورسوار در ایران
بعد از آن از موتور های با قیمت پایین تر استفاده یا موتور اجاره کنند اما بعد در رده های بالا تر هزینه ها به شدت افزایش پیدا می کند به طوری که هزینه یک موتور به 40 میلیون تومان نیز می رسد البته امیدوار هستیم با برگزاری مسابقه ها برای بانوان، اسپانسر ها این هزینه ها را برای قهرمان ها کاهش دهند. در این رشته آسیب هم دیده اید؟ نراقی: من چندین بار زمین خورده ام اما هیچ وقت مشکل جدی
90/ مشکل استقلال قلعه نوعی بود که رفت
ایمان دارم. خیلی گل است (می خندد) باور کنید در روزگاری که انسان بزرگ و واقعی کم داریم مهران مدیری یک انسان است. 90: مهران مغرور است؟ اصلاً! از بیرون قضاوت نکنید. خود من سر یک کاری از بعد از چند جلسه اتفاق جالبی برایم افتاد. چند نفر به من گفتند ما را حلال کن. فکر می کردیم تو گنده دماغ و لوس هستی. اما حالا دیدیم که چقدر خاکی هستی. می خواهم بگویم کار هنری حاشیه دارد و برخی به آن پر و بال
علیپور: با همسرم در تهران آواره شده ایم
به گزارش خبرآنلاین؛ روز گذشته علی علیپور به باشگاه پرسپولیس رفت تا به مشکلات مالی اش رسیدگی شود اما با دست خالی و البته ناراحت از باشگاه خارج شد. علیپور دیروز هنگام خروج از باشگاه خیلی کوتاه درباره مشکلش که مربوط به محل سکونتش است حرف زد. اما گویا مشکل خیلی بزرگ تر از این حرف هاست: همراه همسرم در تهران آواره شده ام. قبلا باشگاه راه آهن 10 میلیون تومان به من پول داد که یک انباری در نازی آباد اجاره
گزارشی از قرار سالانه ی شعرا با رهبر انقلاب
بفرمایید. آقا گفتند: اصل برای من در این جلسه استماع است نه تکلم. در بین صحبت های قزوه و آقا اسم اسفندقه آمد به شعرخوانی. اسفندقه گفت از بین 7-8 غزلی که برای همسرم خواندم، یکی را خودش انتخاب کرد تا اینجا بخوانم. جمع خندید، آقا گفتند: پس شعرتان زن پسند است! امیری اسفندقه خواند: عمر از چهل گذشت و دلم ناامید نیست عاشق شدن هنوز از این دل بعید نیست بعد از شعر آقا