سایر منابع:
سایر خبرها
حاشیه دیدار رمضانی شاعران با رهبر معظم انقلاب اسلامی
مسئولین خودش پیگیر کارم می شود و زنگ می زند این ور و آن ور، و وقتی از توی لیست بودن اسمم مطمئن می شود، راهم می اندازد. جلوی درِ بعدی، مرتضی امیری اسفندقه را از دور می بینم. از دور هم دوست داشتنی است این مرد. نزدیک که می شود با همه دست می دهد؛ آشنا و غیر آشنا. موقع ورود، شناسنامه را در می آورد تا نشان بدهد و هویتش را اثبات کند. مأمور حفاظت شناسنامه را ندیده بر می گرداند و می گوید بابا هر روز سحر
وقتی برژینسکی تقریبا وزیر امور خارجه ایران شد
گذاشته بود. این شور و اشتیاق دوجانبه بود. زبیگنیو اشاره کرد که خانه آن ها پر شده بود از هنرهای دستی ایرانی و فرش؛ هدایایی که سفیر به مادر او می داد. بعدها زبیگنیو دریافت که سفیر ایران از مادرش خواسته که با او ازدواج کند: من تو را به تهران خواهم برد و زبیگنیو می تواند در مدرسه شبانه روزی شاهزاده محمدرضا (پادشاه بعدی ایران) در کنار او حضور داشته باشد. آن ها با هم بزرگ خواهند شد و شاهزاده
شعرا امسال در دیدار با مقام معظم رهبری چه خواندند و ایشان چه فرمودند
حاضر در جلسه، نگاشته است. الف- تا دیدار به فرمودۀ خود رهبری، نزدیک به سی سال است که نیمۀ رمضان هر سال، رسم دیدار ایشان با شاعران برقرار است. هرچند تفاوت کوچک امسال با سال های گذشته در آن بود که دیدار، روز میلاد حضرت امام حسن (ع) بود و سال های پیش، شبِ میلاد. به اشتیاق این دیدار که برای عده ای سالی یک بار و برای عدۀ دیگری عمری یک بار رخ می دهد، حدود 120 شاعر از شهرها و حتی
ابرار چه کسانی هستند؟
خداوندا مرا موافق با نیکان قرار بده، من موفق شوم آنچه که مردان نیک انجام دادند من هم همان را انجام دهم. لِموافَقَةِ الأبْرارِ یعنی همان چیزی باشم که ابرار و نیکان الهی انجام می دهند، اگر اینگونه شد انسان برنده خواهد شد. ابرار چه کسانی هستند که در دعای روز شانزدهم ماه مبارک رمضان می خوانیم لِموافَقَةِ الأبْرارِ و موافقت با ابرار بیان شده است، ابرار در روایات اسلامی، خصوصیاتی
یادی از شهدای مدافع حرم در دیدار حضرت ماه
/> شاید اگر تو نیز به دریا نمی زدی هرگز به این جزیره کسی پا نمی گذاشت گر عقل در جدال جنون، مرد جنگ بود ما را در این مبارزه تنها نمی گذاشت ای دل بگو به عقل که دشمن هم این چنین در خون مرا به حال خودم وا نمی گذاشت ما داغدار بوسه ی وصلیم چون دو شمع ای کاش عشق سر به سر ما نمی گذاشت علی محمد مودب مرا مبین
اعمال شب های قدر
إِنِّی أَسْأَلُکَ بِکِتَابِکَ الْمُنْزَلِ وَ مَا فِیهِ وَ فِیهِ اسْمُکَ الْأَکْبَرُ وَ أَسْمَاؤُکَ الْحُسْنَی وَ مَا یُخَافُ وَ یُرْجَی أَنْ تَجْعَلَنِی مِنْ عُتَقَائِکَ مِنَ النَّارِ. خدایا از تو درخواست می کنم به حق کتاب نازل شده ات و آنچه در آن است و در آن است نام بزرگترت، و نام های نیکوترت و آنچه بیم انگیز است و امیدبخش، اینکه مرا از آزادشدگان از آتش دوزخ قرار دهی. سپس هر
قصه ی پرغصه ای به نام “اوتیسم”
چشم به دهان دکتر دوختم تا این کلمه ی ناملموس و ناآشنا را دوباره تکرار کند. مثل یک شناگر ناآشنا وسط اقیانوس بودم. شما بودید چه می کردید؟. پس از تشخیص به کجا مراجعه کردید؟ آن زمان انجمن یا نهاد خاصی برای حمایت از اوتیسم نبود و خودم ناچار شدم تا منابع خارجی را با زحمت ترجمه کنم و بعدها پزشک معالج فرزاد که شوق و اشتیاق مرا برای نجات او دید ترجمه ی منابع خارجی را بر عهده گرفت و از آن لحظه تا کنون که
30 دعای ماه رمضان را با ترجمه ای شاعرانه و متفاوت بخوانید
مناجات است. خلوت کردن با خدا در سایر روز و شب های سال معمولا یک آرزوی دور از دسترس است که به ندرت پیش می آید محقق شود. اما در رمضان، انگار همه چیز مهیای این راز و نیازهای عاشقانه است. روزه جانمان را لطیف می کند و روح بی غش آماده اتصال با مبدا جهان می شود. شاهدش هم مفاتیح عزیز است و دعاهای کوچک و بزرگی که همه در ماه رمضان وارد شده اند. از جوشن و ابوحمزه و افتتاح و مجیر تا دعای سحر و ادعیه بعد نماز و
تا مدت ها صدای حرف زدن نداشتم!
کرده تا بتوانم این اشک ارتباط را همیشه داشته باشم. حتی یک جایی رفته بودم که کسی مرا نمی شناخت. جمعیت خیلی زیادی بود. یک ساعت آن جا نشستم کسی مرا نمی شناخت. تا پشت بلندگو رفتم همه جا سکوت شد چون همه یک صدای آشنایی را می شنیدند. مدیر کانال تلگرامی من روزانه تعداد زیادی پیام دریافت می کند از کسانی که با صدای من خاطره دارند و یا این صدا و دعاخوانی ها لحظه های خاصی را در زندگی شان به وجود آورده است.
دخترم می پرسد بابا بالاخره شغلت چیست؟ +عکس
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان ، خودش را فرزند انقلاب می داند؛ زیرا درست روز 22 بهمن سال 57 در خانواده ای روحانی در محله پامنار شهر تهران متولد شده است، چهار برادر و دو خواهر دارد، همه برادرانش نیز مانند او، قبل از تحصیل دروس حوزوی وارد دانشگاه شده اند. وی با دو سال وقفه بالاخره در رشته دلخواهش عمران در دانشگاه قبول می شود و بعد از آن راهی شهر مقدس قم می شود. اکنون دکترای
استاد فاطمی نیا:حلم امیرالمومنین(ع) نزدیک به معجزه است
: امشب نماز شب بخوان و او گفت: نمی توانم و بیدار نمی شوم، آقای قاضی گفت: من بیدارت می کنم. قاسم تعریف می کند: سمت صبح حالم منقلب شد و بلند شدم تا وضو بگیرم چشمم که به آب افتاد منقلب شدم، من امشب به دروغ درب خانه ات آمدم اما گذشته مرا نادیده بگیر دیگر نزدت می مانم و نمی روم. از عباد و زهاد شد. امام حسن مجتبی علیه السلام عده ای جوان را دیدند دستشان را بالا بردند و فرمودند: خدایا همانطور که
گزارش کاملی از شعرخوانی شاعران در محضر رهبر انقلاب
یک شیشه جا خوش کرده بود تا به او گفتم مرا در سینه بشکن... گریه کرد شعر عبدالحسین انصاری : کنایه رهبر انقلاب درباره بی اعصاب ها بگذار پای غنچه به لبخند وا شود شاید دری به سمت خداوند وا شود بستیم سیب سرخ به نارنج های دوست ای کاش بخت این همه پیوند وا شود سر می رسد دوباره بهار از سفر اگر از دست و بال
از غزل خوانی عاشقانه-عارفانه فاضل نظری تا شعری که چندین بار تحسین رهبر انقلاب را به همراه داشت
/> دردا که خدایان زر و زور در عالم یک روز نکردند بر این گله شبانی با این همه ای رایحه روشن ایمان دارد نفس سبز تو از باغ نشانی کس چون تو نرفته ست به هر حادثه بی باک یعنی که نداری تو در این معرکه ثانی در واژه نگنجید چو ایثار تو دیروز لنگ است به توصیف تو امروز معانی در خط خطر، آن همه چالاک دویدی تا نام
گزارشی از حاشیه دیدار صمیمانه شاعران با رهبر انقلاب
اتفاق افتد؛ او با مهربانی باز رهبری می کند تا در مسیر محکم تر قدم برداریم، زمان موعود رسید. صدای دوربین های عکاسان و صلوات پیاپی ذوق را دو چندان کرد. اما می دانستیم که باز هم آقایان مقدم هستند و ابتدای امر آنها می توانند کتاب هایشان را هدیه کنند یا در مقابل حضرت آقا نشسته و کمی حرف بزنند. از دور رشک می بردیم به آن لحظه ها. اقامه نماز با اذان ریتم این گفت وگوهای صمیمانه را تند کرد تا همه
حجت الاسلام بنیانیان: مشغول بودن به اهل بیت(ع)، قیمتی است+گزارش تصویری
را ادا کن و بعد بگو خدا روزی مرا زیاد کن و اگر هم نشد بگو نشد این هم سراغ رمال و دعانویس و ... رفتی این راه را هم امتحان کن، هر روز برای امام حسین علیه السلام گریه کنید! نمی شود هر روز گریه کرد نمی دانیم وقتش کی هست؟ می دانید چرا در ماه رمضان بیشتر برای امام حسین علیه السلام گریه می کنید؟ چون سحرها بیدار هستید. امام صادق علیه السلام رزق ولایت و گریه بر حسین علیه السلام یک ساعت قبل از نماز صبح پخش
چه کسی نام حماس را انتخاب کرد
از دوران کودکی تا زمان آزادی پرداخته و مطالب مهم و جالب توجهی را روایت نمود. با توجه نزدیکی روز جهانی قدس بر آن شدیم خاطرت عبدالحکیم حنینی را ترجمه و در اختیار کاربران عزیز قرار دهیم. این خاطرات به مرور به صورت اختصاصی در گروه جهاد و مقاومت مشرق تقدیم خواهد شد. بسم الله الرحمن الرحیم آنچه در پی می آید، بخش دوم از خاطرات عبدالحکیم حنینی (از بنیانگذاران بخش امنیتی و
بانوی دانمارکی که با روضه حضرت زهرا(س) مسلمان شد
مسلمان شدنش یادآور شد: شوهرم با دوستانش یک حسینیه درست کرده بودند، آن زمان من مسیحی بودم، ولی ما به سنت اسلام با هم عقد کرده بودیم. چون من کلاً به همۀ ادیان از جمله دین اسلام احترام می گذاشتم ولی نمی خواستم مسلمان باشم. خلاصه یک روز در شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) بود که همسرم به من اصرار کرد من در این برنامه شرکت کنم. وی افزود: من هم آمدم، در جلسه من یک حالت خاصی داشتم، انگار روحم پرواز کرد و
بارقه های امید از پشت دیوارهای ندامت
خواندن دسته جمعی دعای سلامتی امام زمان عجل الله تعالی بود که هم زندانیان و هم مسئولین زمزمه کردند؛ فرازی از آیه شریفه 32 سوره مائده نیز بر سردرب بازداشتگاه شاید تعیین کننده اصلی ترین خط مشی مسئولین زندان باشد که پرده از وظیفه حساس آنان بر می دارد و آن اینکه ... و هر کس انسانی را حیات بخشد ( از مرگ نجات دهد یا از کفر به اسلام آورد ) گویی همه مردم را زنده کرده ( و هدایت نموده ) است.
مجموعه استاتوس شب قدر و کپشن برای اینستاگرام
و استاتوس شب قدر خداوندا، من در حالی که بنده آستان تو بودم، شب را به پایان بردم، مرا اندیشه سود و زیانی برای خویشتن نیست و قدرت آن را در خود نمی بینم که بدی را از خویش دور نمایم، این اعتراف را به زیان خود و به سبب ناتوانی و درماندگی می کنم، پس از تو می خواهم که بر محمد و آل او رحمت فرستی و آنچه را که از آمرزش به من و همگی زن و مرد مؤ من نوید داده ای، به انجام رسان و نعمت خود را بر این
دلنوشته ای به پاس تقدیر از فداکاریهای شهدای مدافع حرم
روزانه مان می پردازیم. آری امنیت امروز مرهون خون پاک جوانان ایران سرزمین پر گهر است،همان دلیر مردانی که کیلومترها آن طرف تر برای امنیت من و شما در حال جانفشانیند: آری،مدافعان حرم... سال گذشته دلنوشته ای تقدیم روح بلند این عزیزان کردم. لازم دیدم امروز مجددا آن را منتشر کنم ... به نام خداوند مهربان بیتی که نام و یاد تو در آن نوشته شد یک بیت ساده نیست که بیت
آرامش ناب در سحرگاهان حرم حضرت هلال بن علی(ع)
هزاران ملایک فرش گستر ساحت مقدس بقعه اش شده اند بقعه ی حضرت محمد هلال بن علی "ع" فضا پر است از بوی معنویت و مرا ارامش ناب ارزوست ارامشی که ان را نه در هیاهوی روز بلکه در صحبتی ارام در فضایی اکنده از عطر عود و گلاب می توان جستجو کرد. این جا، در آستان دوست، همه چیز اماده است تا تو از نردبان امیدهایت بالا بروی نگاهت را به سوی کوچه بندگی و عبودیت بدوزی و تا خانه معبود بی سر بدوی و از
کوهنورد معلولی که با دو پای مصنوعی بر بام دماوند ایستاد
انجام شد بلکه توانسته بودم رکورد جهانی صعود به قله دماوند با ارتفاع 5671 متر را با پاهای مصنوعی به نام خود ثبت کنم. لحظه باشکوهی بود، آن بالا بالاها پس از همه فراز و نشیبی که تحمل کرده بودم، خداوند را از هر زمانی به خود نزدیکتر احساس میکردم؛ سجده شکر بر خاک پاک قله دماوند بجا آوردم و زمان آن رسیده بود تا برای همه کسانی که برایم آرزوی بهبودی داشتند، آرزوی سلامتی کنم.بلافاصله مسیر فرود را از کافر دره
از شهید کشتی گیر مدافع حرم تا شهید فوتبالیست آبادانی در تهران
چنین نوشته است: اینجانب حیدر ابراهیم خانی این وصیت نامه را در تاریخ 22/11/94 با آیه شریفه 111 سوه توبه آغاز می کنم و آن به این شرح است که خداوند از مومنان جان و مالشان را به بهای اینکه بهشت برای انان باشد خریده است. به اینگونه که در راه خدا می جنگند می کشند و کشته می شوند. خداوند کریم همیشه به من نظر لطف و محبت داشتند و به واسطه امام عزیزی که کریم اهل بیت است دعاهای مرا مستجاب نمودند و با جرات می
از هشدار نسبت به فتنه تا یادی از مدافعان حرم
مودب مرا مبین که چنین آب رفته لبخندم هنوز غرقه امواج سرد اروندم در این شبانه که غواص درد مواجم به دستگیری یاران رفته محتاجم کسی نگفته و مانده است ناشنیده کسی منم شبیه کسی، آنکه خواب دیده کسی منم شمایل داغی که شرقیان دیدند گلی که در شب آشوب، غربیان چیدند منم شبیه به خوابی که این و آن دیدند برای این همه مه پیکر جوان دیدند منم که با
زندگی بی حاشیه، حاشیه ای پر از زندگی!
نشوم، از ابتدا آن را برایم شرح می دهند. ایشان گوینده خوب و من هم شنونده خوبی هستم. بسیار سنگ صبور است و آن قدر قابل اطمینان که جایی برای بازگو کردن آن وجود ندارد. ایشان بسیار مراعات حال مرا می کند و یک حس دوست داشتن فوق العاده همراه با احترام برای ایشان قائل هستم، به طوری که همه اطرافیانم هم این موضوع را به خوبی درک کرده اند. فاش نیوز: بزرگترین ثروت زندگی شما چیست؟ - بهترین
سنجش خردمند ناب
زمان منتظرقائم و شاهچراغی نشر می شد) نیازمندیم تا مجادلات کیان. البته آن مباحث هم مفید است، اما جایش اینجا نیست و... صبح روز بعد خبر شدیم که می توانیم به کارمان ادامه دهیم و برای یک صفحه کامل با تیراژ 750 هزار نسخه در هر روز می باید مطلب تهیه می کردیم. تجربه ای سخت و تازه بود و ما برای این وسعت و حجم، جوان و کم تجربه بودیم، اما هدف گذاری درستی داشتیم. همین امر تداوم کارمان را ضمانت کرد
سلام فدایی زینب! عجب ماه رمضانی بود!
برگشته است! و این اتفاق در ایام ماه مبارک رمضان سال گذشته افتاد و رویای صادقه هانیه مالمیر همسر شهید مدافع حرم مهدی حیدری به واقعیت پیوست. پیکر مطهر این پاسدار سلحشور و با صلابت پس از وداع در معراج الشهداء بر دستان همرزمان، مردم شهیدپرور ورامین و خانواده معظم او تشییع و در قبور شهدای خیرآباد به خاک سپرده می شود. شربت شهادت گوارایت باد و چه وصال شیرین دیگری میان تو و همسرت رقم خواهد خورد آن
گناه، ما را از مقام انسانیت ساقط می کند
محضر ذوالجلال و الاکرامیم، اولا نه خلوتی دارد نه جلوتی، در همه ی حالات مراقبه می کنیم، آن چیزی که اولیاء خدا و عرفا و متخلقین به اخلاق الهی بالاترین عنوان رو مراقبه می دانند؛ یعنی وقتی به درجه ی اعلای معرفت رسیدند تازه از اینجا به بعد مراقبه نیاز هست. اگر یک لحظه انسان مراقب نباشد سقوط می کند. چه زمانی مراقبه می شود؟ چون بحثم نیست کوتاه عرض بکنم: آن زمانی مراقبه زیادتر می شود که معرفت
متن شب قدر، دعا و شعر شب های قدر ماه رمضان 96
دوست را ننماید، شب وصال، دراز بر آر دست تضرع، ببار اشک ندم ز بی نیاز بخواه، آنچه بایدت بی ناز جملات زیبا، اشعار کوتاه، دعا و متن شب قدر چه لذت بخش است که در شب نزول قرآن، کنار چشمه سار کلام وحی خاضعانه بنشینیم و دل و قلب تشنه را از آن سیراب نماییم. و چه شیرین و شور آفرین است لحظه فرا رسیدن وقت دیدار و عروج که مریضان و دردمندان در ساحت قرآن دست نیاز بلند
برادر کجایی؟
تأکید کرد به مادرم بگو برای من دعا کند. اعتقاد عجیبی به دعای مادر داشت. در آخر از من خواست تا مراقب بچه ها باشم و سپس تماس قطع شد. این آخرین باری بود که صدای حمید را شنیدم. از آن روز دیگر خبری از حمید نداریم. من تسلیم خدا هستم و خوشحالم که همسرم راهی را رفت که دوست داشت. می دانم که خدا نگهدار او است. خداوند در قرآن تأکید کرده است که مرگ انسانی را لحظه ای جلو و یا عقب نمی اندازد و همانطور که شهید