سایر منابع:
سایر خبرها
ماجرای همسر صیغه ای مرد سرشناس مشهدی
عامل تهدیدات که وکیلی 35 ساله بود را شناسایی و دستگیر کردند که با اعترافات او دو زن 30 و 32 ساله نیز به دام افتادند. هر سه نفر نیز به جرایم شان اعتراف کردند و مشخص شد همسر موقت مرد سرشناس با کار گذاشتن ماهرانه دوربین در ساعت دیواری اتاق، تصاویر خصوصی شان را ضبط کرده است. متهمان همچنین مدعی شدند با همدستی یکدیگر افراد سرشناس را شناسایی کرده و با این ترفند از آنها اخاذی کرده اند که تحقیقات در این باره نیز ادامه دارد. منبع: ایران انتهای متن/*
دختر 15 ساله هم گفت: مرد جوان کثیف در آن خانه وحشت انگیز به من نزدیک شد و...
به گزارش جام نیوز ، دختر 15 ساله ای که حلقه دستبندهای قانون بر دستان لاغر و ظریفش گره خورده و به اتهام ارتباط با جوان غریبه دستگیر شده بود در حالی که گریه می کرد، با صدای لرزانی به کارشناس اجتماعی کلانتری سجاد مشهد گفت: شب گذشته وقتی توسط ماموران انتظامی دستگیر شدم و شب را پشت میله های بازداشتگاه کلانتری بانوان گذراندم، تازه فهمیدم که چه اشتباه بزرگی مرتکب شده ام و بدترین راه را برای حل مشکلاتم
ناپدید شدن زن جوان در هاله ابهام
/> همزمان با شکایت این مرد، ماموران در تلاش برای یافتن او بودند تا این که چند روز پیش معلوم شد این زن در تلگرام با مردی میانسال آشنا شده و با او در ارتباط بوده است. آخرین نفری هم که با او حرف زده همان مرد بوده و بعد از آن این زن ناپدید شده است. تحقیقات برای یافتن این مرد ادامه داشت تا این که ماموران خانه اش را در یکی از محله های مرکزی تهران شناسایی کردند. ماموران با حضور در آنجا متوجه شدند این
دردسر ارتباط دوستی مرد متاهل تهرانی با دختر آبادانی +عکس
دوربین هایی مداربسته در خیابان شهید منتظری رفتند. کارآگاهان در ادامه با بررسی دوربین های مداربسته یکی از متهمان سابقه دار شهر که با مدیر قطار مسافربری طرح دوستی ریخته بود را شناسایی کردند و همین کافی بود تا عملیات برای دستگیری این زورگیر خشن و همدستش کلید زده شود. کارآگاهان با اقدامات فنی و پلیسی پی بردند که این دو زورگیر برای شکار طعمه دیگری پای در بازار گذاشته اند و در این
همسرصیغه ای مرد سرشناس مشهدی تهدیدکرد فیلم روابط خصوصی با شوهرش را درفضای مجازی منتشر می کند
این فیلم را برایم فرستاد و تهدید کرد اگر مبلغ درخواستی شان را پرداخت نکنم آنرا منتشر خواهد کرد. با اعلام این گزارش به پلیس فتای استان، کارآگاهان با ردگیری های تخصصی عامل تهدیدات که وکیلی 35 ساله بود را شناسایی و دستگیر کردند که با اعترافات او دو زن 30 و 32 ساله نیز به دام افتادند. هر سه نفر نیز به جرایم شان اعتراف کردند و مشخص شد همسر موقت مرد سرشناس با کار گذاشتن ماهرانه
فرار نوعروس جوان، یک هفته قبل از ازدواج
شعبه هفتم بازپرسی دادسرای جنایی تهران منتقل شد و به قاضی پرونده گفت: من در یک جشن عروسی با پسری جوان آشنا شدم و در ادامه این ارتباط به هم علاقه مند شدیم. می خواستیم با هم ازدواج کنیم اما او شرایط دلخواه خانواده ام را نداشت و کار و بارش رو به راه نبود. همین باعث شد خانواده ام به خواستگاری او پاسخ منفی بدهند. سعی کردم او را فراموش کنم که نتوانستم. سرانجام خانواده ام مرا به زور به عقد مرد دیگری
پلیس فداکار گلستان 3 نفر از میان آتش و دود نجات داد
گروهبان یکم هادی خواجه نژاد، افسر 26 ساله اداره اطلاعات-امنیت استان گلستان است که سال 91 کارش را در نیروی انتظامی آغاز و سال 92 ازدواج کرد. وی چشم انتظار فرزندی است که بزودی با آمدنش زندگی او و همسرش را شیرین تر می کند. مامور جوان که دانشجوی رشته حقوق است، هفته گذشته با به خطرانداختن جان خود درساختمانی که درحال سوختن بود، توانست جان دوزن و یک مرد را نجات دهد. خواجه نژاد در گفت وگو با جام جم از
رسیدگی به 2 پرونده تعرض در دادگاه کیفری تهران
متهمان صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه هشتم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی اصغرزاده ارسال شد و متهمان پای میز محاکمه رفتند. ابتدای جلسه، نماینده دادستان کیفرخواست را قرائت کرد. سپس فریبا بار دیگر شکایت خود را مطرح کرد بعد از آن سجاد در برابر قضات ایستاد و گفت: فریبا دروغ می گوید. من هرگز به او تجاوز نکرده ام. چندی پیش با فریبا آشنا شدم، قرار بود با یکدیگر ازدواج کنیم. همراه با خانواده ام
همچنان در تعقیب مرد همسرکش
آغاز شد. ابتدا پدر مقتول به افسر تحقیق گفت: دخترم متأهل بوده و دختری ده ساله دارد. نوه ام را دامادمان به مدرسه می برد. من و دخترم با هم کار می کردیم. صبح ها با هم به محل کارمان می رفتیم. امروز آمدم اما در را باز نکرد. تلفن خانه و گوشی همراهش نیز خاموش بود. به مدرسه نوه ام رفتم، کلید یدک را گرفتم و با آن در آپارتمان را بازکردم و با جسد دخترم رو به رو شدم. جستجوها ادامه داشت تا اینکه معلوم
درآمد 700 میلیونی دزدان طلای رانندگان
به گزارش جام جم، چندی پیش مردی با حضوردر شعبه چهارم بازپرسی دادسرای ناحیه 34 تهران از دو مرد به اتهام سرقت طلاهایش شکایت کرد. شاکی به قاضی رستمی گفت: سوار بر خودرویم به سمت خانه ام در یکی از محله های مرکزی تهران بازمی گشتم که خودروی پرایدی با خودروی من تصادف کرد و مجبور به توقف شدم. برای بررسی میزان خسارت پیاده شدم که دو سرنشین خودروی پراید هم پیاده شدند. زمانی که به چند قدمی آنها
ناکامی مرد همسرکش در خودکشی با مرگ موش
به گزارش راهنمای سفر من به نقل از جام جم آنلاین، اوایل هفته گذشته مردی میانسال با پلیس شهریار در غرب استان تهران تماس گرفت و از کشف جسد دختر 20 ساله اش در خانه شان در یکی از محله های شهر یار خبرداد. ماموران با حضور در این خانه مشاهده کردند، جسد زن جوان در اتاق نشیمن در حالی افتاده بود که لباس بیرون از خانه به تن داشته و شال سیاهی به دور گردنش گره خورده بود. بررسی ها نشان می داد او به
دختر خیابانی می ترسید ولی بالاخره لو داد که دو مامور پلیس او را .. + تصاویر بدون پوشش!
ارتباط نامشروع 30 افسر پلیس شهر " اکلند " آمریکا با یک دختر نوجوان موجب رسوایی دیگری برای پلیس این کشور شده است. بنا به ادعای " جاسمین آبوس لین " 19 ساله، وی هنگامی که زیر سن قانونی 18 سال بوده این افسران پلیس Police با او رابطه نامشروع داشته اند. بنا به گفته وی تنها 3 افسر بعد از رابطه نامشروع به وی پول پرداخت کرده بودند. وی که خود دختر یک زن پلیس است در خیابان خود را با
خانم منشی دکتر دور از چشم شوهرش چه ها که نکرد! + عکس
اختیار دارند و این در حالی بود که سارق مطب با در اختیار داشتن کلید و بدون تخریب درها به راحتی وارد مطب شده بود. در این مرحله 2 زن جوان هدف تحقیق پلیس قرار گرفتند و با توجه به اینکه هیچ سرنخی در دست نبود و پزشک متخصص پس از بازگشتن به آبادان ادعا کرد با توجه به اعتمادی که منشی هایش دارد کار سرقت نمی تواند که از سوی آنها صورت گرفته باشد. کارآگاهان در ادامه به سراغ فیلم دوربین مداربسته مطب
جزئیات جدید از انتحار تروریست 130 کیلویی مرقد امام! +عکس
زمین را توده چربی جسد وی فراگرفته بود و سرش هم پس از انفجار به داخل باغچه پرتاب شد. جام جم 110 مرد هزار چهره ایرانی به ایستگاه آخر رسید / او را می شناسید؟! عکس خانم میانسالی که با پوشیدن لباس مردانه به خوابگاه مردان رفت و ! زن جوان تهرانی به سیم آخر زد و همه راز ارتباط خود و راننده کثیف را لو داد ! فرار مجری معروف تلویزیون از مرگ
تهدید لادن طباطبایی بعد از حادثه تروریستی +عکس
لادن طباطبایی بازیگر سینما و تلویزیون، در ارتباط با حمله ی تروریستی دیروز در صفحه ی اینستاگرامش پستی قرار داده بود که ظاهرا به مذاق یک ناشناس خوش نیامده بود. این فرد بازیگر سینما را تهدید کرده که صفحه شخصی اش را هک می کند. لادن طباطبایی می نویسد: بدون شرح...پ . ن: اگه هک شدم در کنار تلگرام اعلام می کنم. پ.ن 2: به خدا می سپارمتون.
تهدید بازیگر زن ایرانی بعد ازحادثه تروریستی تهران+عکس
واکنش لادن طباطبایی به حادثه تروریستی تهران با واکنش تهدید آمیزی همراه بود و پستی که این بازیگر سینما و تلویزیون در صفحه شخصی اش قرار داده بود ظاهرا به مذاق یک ناشناس خوش نیامده و این فرد بازیگر سینما را تهدید کرده که صفحه شخصی اش را هک می کند.لادن طباطبایی لادن طباطبایی می نویسد: بدون شرح...پ . ن:اگه هک شدم در کنار تلگرام اعلام می کنم. پ.ن 2:به خدا می سپارمتون. بیوگرافی
اسیدپاشی اشتباهی در پارک
پرداختند تا شاید بتوانند ردی از اسیدپاش فراری پیدا کنند. در ادامه این تحقیقات بود که مردی نزد پلیس آمد و اطلاعات جدیدی را در اختیار ماموران قرار داد. این مرد به افسر تحقیق گفت: چند ساعت پیش همراه خانواده ام بعد از افطار برای تفریح به بوستان فداییان اسلام آمدیم. مکانی را انتخاب کرده و همراه افرادی که همراهمان بودند، والیبال بازی می کردیم. نیم ساعتی از حضورمان در پارک نگذشته بود که خانواده
تهدید بازیگر زن معروف به خاطر یک پست علیه تروریست های داعش + عکس
وی در توضیحات این پست نوشت: بدون شرح. . پ.ن. اگر هک شدم در کانال اعلام می کنم. پ.ن.دو. به خدا می سپارمتون. این پیام بعد از این پست لادن طباطبایی به وی داده شد. اخبار زیر را از دست ندهید:
راز قتل مرد معتاد با طناب قرمز سر به مهر ماند
بود و مدتی قبل با زنی آشنا شده بود که با هم ارتباط داشتند. آن زن وقتی متوجه اعتیاد پسرم شد، او را ترک کرد. به همین دلیل به او مشکوکم. بعد از توضیحات پدر مقتول، زن 35 ساله که فریبا نام داشت به عنوان مظنون شناسایی و بازداشت شد. فریبا گفت: بعد از آشنایی با احسان، او پیشنهاد صیغه داد. بعد از آن خانه ای اجاره کرد و با هم زندگی می کردیم تا اینکه متوجه شدم معتاد است و با دوستان نابابی ارتباط دارد. این
متجاوز فراری از زندان جنایت خود را تکرار کرد
هایم دست مرد شیطان صفت بود و از اینکه آنها را منتشر کند وحشت داشتم. در فکر این بودم که چه کاری انجام دهم تا اینکه 2روز بعد مرد جوان که روز حادثه به زور با خط من به گوشی خودش زنگ زده و شماره موبایلم را به دست آورده بود پیامی تهدید آمیز در تلگرام برایم فرستاد تا نقشه دیگری برای سوءاستفاده از من اجرا کند. او تهدید کرد که اگر 5 میلیون تومان به حسابش واریز نکنم تمام عکس و فیلم ها را در گروه و
زن جوان تهرانی به سیم آخر زد و همه راز ارتباط خود و راننده کثیف را لو داد !
بازپرس جنایی به جرم اش اعتراف کرد.در ادامه تحقیقات قضایی، پلیسی مشخص شد وی دو سال قبل به اتهام آزار و اذیت دو زن جوان بازداشت شده و در دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه رفته و به 15 سال حبس محکوم شده است. اما پس از مدتی با قرار وثیقه آزاد شده و جرایم سیاهش را ازسرگرفته است. باتوجه به اینکه احتمال می رود دختران و زنان دیگری دردام سیاه راننده شیطان صفت افتاده باشند، تحقیقات تخصصی
قتل با ضربات مرگبار چاقو
به گزارش سرویس حوادث جام نیوز ، دقایقی بعد امدادگران خود را مقابل ساختمان 20 واحدی رسانده و به طبقه سوم رفتند. پیکر زن جوانی غرق در خون در میان پذیرایی افتاده بود. به معاینه او پرداختند که معلوم شد چند ساعتی از مرگ او می گذرد. ضربه های چاقو و خونریزی شدید باعث مرگ این زن شده بود. در ادامه ماموران کلانتری در محل حاضر شدند. بررسی ها نشان می داد این زن قربانی سرقت از خانه اش شده بود
حجت الاسلام ریاضت: از ملاک های خوش اخلاقی؛ ترک کردن حرام است+گزارش تصویری
آمد و حرفش را قطع کرد و گفت: چراجلوی زن و بچه ات را نمی گیری؟ ما نمیتوانیم مثل تو زن و بچه داری کنیم. حضرت فرمود: آرام باش، چه شده؟ مرتکب حرام شدم؟ او گفت: نه اینطور که شما با آنها برخورد میکنید آنها توقع زیادی پیدا می کنند. معنای التَّوَسُّعُ عَلَی الْعِیالِ این است که هر فضایی برای خودتان ایجاد می کنید برای خانواده تان هم ایجاد کنید. در روایت دارد پیامبر صلی الله علیه و آله در صفات
زن شوهردار را به اتاقک داخل باغ آوردند و ...
بلوکه ای رفتم و منتظر آن ها ماندم. چند ساعت بعد ابراهیم و دوستش زنی را با سر و صورت بسته داخل خانه انداختند. او التماس می کرد که رهایش کنیم اما من هم که مانند پسر خاله ام و دوستش دچار هوس های شیطانی شدم، نتوانستم خودم را کنترل کنم. با این وجود نمی دانم چه اتفاقی رخ داد که این اعمال شیطانی تکرار شد و آن ها زنان و دختران را به زور و تهدید به مرگ به خانه بلوکه ای می کشاندند و من هم که فریب خورده
9 کاری که زنان موفق هرگز انجام نمی دهند
وقتی قرار است که تجربیات یک زن، حاصل کار کردن اش در محیطی کاملا جدی و مردانه مثل اف بی آی، و بدون وجود حتی یک همکار زن باشد به طور حتم توجه ویژه به تصمیمات و نگرش خود برای تجربه ی موفقیت اجتناب ناپذیر است. من به عنوان یک افسر زن اف بی آی یاد گرفتم که کامیابی و موفقیت با تصمیمات و رویکرد کاری ام ارتباط مستقیمی دارد، و اینکه رشد و پیشرفت من، با اقدامات سنجیده و انتخاب های درستم ارتباط
رستاخیز تلگرام
می خواهند تا مبلغ مورد نیاز و شماره حساب اعلام شود. یکی از آنها زن میانسالی است که لباس های روشنی تنش کرده: پسر خودم دانشجوی همین دانشگاه بود و ازطریق مادرانی که دریک گروه تلگرامی هستیم، از ماجرا با خبر شدم. شاید یک ساعت است که خبردار شدم و سریع خودم را به مراسم رساندم تا کمکی کنم. او می گوید: بیشتر کسانی که برای کمک به این جوان دور هم جمع شده اند، ازطریق تلگرام از مراسم باخبر شده اند. چند قدم آن
امیر مرا تهدید می کرد که ارتباطمان را به شوهرم می گوید و من ...
بود. بعد از تماس، راننده آمد و ماشینش را جابه جا کرد. او بعد از جابه جایی خودرو اش کارت طلافروشی را به من داد و پیشنهاد داد برای خرید طلا به مغازه او بروم. چند روز بعد با امیر تماس گرفتم و به آدرس مغازه که در اقدسیه بود، رفتم. همین ملاقات با آن جوان خوش تیپ و مؤدب منجر به علاقه شد و از من خواست از طریق اینستاگرام با هم در ارتباط باشیم. شاکی در ادامه گفت: این ارتباط ادامه داشت تا اینکه وقتی عکس
التماس های دختر 7 ساله در مخفیگاه شیطان
انتقال به پلیس آگاهی استان البرز، بازجویی شد و اظهاراتی ضد و نقیض بیان کرد، اما زمانی که او در میان چند متهم در بازداشتگاه پلیس آگاهی قرار گرفت از سوی دختر خردسال شناسایی شد. متهم پس از شناسایی توسط دختر خردسال در اظهاراتش به افسر تحقیق گفت: یک روز به طور اتفاقی این دختر خردسال را دیدم که از مدرسه به خانه اش می رفت. وسوسه شدم و تصمیم گرفتم او را ربوده و نقشه شیطانی ام را عملی کنم. او ر ا
نقش غریبه ها در عروسی
به گزارش خبرگزاری دانا،اردیبهشت ماه بود. یک جمعه شب نیمه ابری با رگبارهایی که مدام قطع و وصل می شد. ما، یعنی من و مسعود، به همراه خانواده های هر دو طرف برای شام به پارک رفته بودیم. بعد از شام که زحمت آن را مادرهایمان کشیده بودند، پدر مسعود دوباره سر حرف تاریخ عروسی را باز کرد. پدر من هم در تأیید اینکه ما نباید بیشتر از این عقد باقی بمانیم پی حرف را گرفت و برادر کوچکم را فرستاد تا از ماشین تقویم
با هوو نمی توانم زندگی کنم
من نگاه نمی کرد. تقریباً با تصوراتم و توصیفات زن عمو یکسان بود؛ چهره ای کشیده، موهای قهوه ای روشن و لبخندی با آرامش. آن شب که با هم حرف زدیم پسر بدی به نظر نمی آمد. 26 سالش بود، لیسانس برق داشت و در شرکتی کار می کرد. رفتار خیلی جذابی داشت. خوشم آمده بود. قرار بود نظرم را به زن عمو بگویم و زن عمو بعد از چند روز خبر دهد.همه چیز خیلی زود پیش رفت آنقدر که یهو دیدم با لباس سفید کنارش نشسته ام و عاقد