سایر منابع:
سایر خبرها
حاشیه های دیدار رمضانی شاعران با رهبر معظم انقلاب
سمت برخی پیشکسوتان رفتند برای خوشامدگویی و احوال پرسی. پس از صرف افطار، دقایقی قبل از اینکه ساعت به 10 شب برسد مراسم با تلاوت قرآن، رسمی شد. شاعر عزیز و مهربان انقلاب، علیرضا قزوه بار دیگر مجری جلسه بود. بر اساس رسم مألوف و معهود چند بیت مختصر از سروده های خودش را که مناسبت موضوعی خوبی هم داشت خواند، این بیت ها حضرت آقا را در آغاز جلسه به وجد آورد: اول سلام و بعد سلام و سپس، سلام
عکس:پسر رئیس با دخترم رفتار زشتی کرد، رئیس و پسرش را کشتم
داد میلاد 20 ساله در سال گذشته و پس از مسافرت به زادگاه قاتل در بوکان ، دیگر تماسی با اعضای خانواده اش نداشته است و این در حالی بود که در این مدت قاتل ادعا می کرد که میلاد را به صورت غیرقانونی به کشور عراق فرستاده است. در ادامه رسیدگی به پرونده قتل مریم و احتمال وقوع دومین جنایت توسط مردجنایتکار، تحقیقات پلیسی از "بهروز . س" 37 ساله در خصوص گمشدن میلاد در دستور کار قرار گرفت و سرانجام
فرزند شهید: پدرم به دلیل ابداع در استفاده از ادوات جنگی پیشرفت در جنگ سوریه را جلو انداخت/ دوست داشت مثل ...
میگفتند: ما در تعجب هستیم که محمدرضا تمام جنگ را حضور داشت آن هم در مناطق عملیاتی چطور شهید نشده است. و محمدرضا باید شهید میشد. روزی که دوستانش متوجه رفتن پدرم به سوریه شدند همگی میگفتند برنمی گردد. البته مشخص بود که این رفتن برگشتی ندارد چرا که بعد از این همه سال چند ماه قبل از رفتن شروع به نوشتن خاطرات کرده بود و همه خانواده هم بی خبر از علت این کار بودند. نحوه شهادت پدر را می فرمایید؟
توبه کردم من را ببخشید
مقتول حمله و او را از پشت غافلگیر و با پارچه ای خفه کرده است. هرچند متهم بعد از قتل اقدام به فرار کرد اما ساعاتی بعد مأموران او را شناسایی و بازداشت کردند. با توجه به اینکه متهم زمان قتل زیر 18 سال داشته است، درخواست دارم مطابق ماده 91 قانون مجازات اسلامی محاکمه شود. در ادامه اولیای دم در جایگاه حاضر شدند و تأکید کردند درخواست قصاص دارند و خواستار اجرای حکم هم هستند. وقتی نوبت به متهم رسید
اگر جبهه نبود، مداحی را ادامه نمی دادم
همیشه با شوخی به من و حاج احمد اصفهانی می گفت: خدا به داد شما برسد، خیلی ها پای منبرهای شما گریه کردند، الان شهید شدند و رستگار ،اما شما معلوم نیست جایتان کجا باشد...! و کی حاج مهدی منصوری شدید؟ حاجی شدنمان هم ماجرا دارد. سال 64بود.یک شب در جبهه وقتی متوجه شدم رفقایم راهی مکه هستند، دلم شکست. دعای توسل خواندم و به حضرت زهرا(س) متوسل شدم. از ناراحتی شب هم رفتم در دل بیابان خوابیدم
سردار گرجی زاده: سیاست مدبرانه نیروهای سپاه انصار نبود ده ها شهید و مجروح دیگر اضافه می شد/ این موضوع که ...
اکثر شهدا مردم عادی، ارباب رجوع و تعدادی از کارمندان عزیز مجلس شورای اسلامی هستند. این نکته برای ما عجیب نیست اینها به قدری وحشی بودند که به خانمی که بچه بغلش بود شلیک می کردند و بعد وقتی متوجه شدند مجروح شده است او را دنبال کردند که خوشبختانه آن خانم نجات پیدا کرد. یکی از پرسنل ما خانم دیگری همراه بچه کوچکش را به قسمت بیرونی لای درخت ها هدایت و آنها را مخفی کرد. سبعیت و حیوان صفتی عجیبی در آنها بسیار دیده می شود، از جمله اینکه به مجروحی که یکی دو تیر خورده است، ولی دارد حرکت می کند باز هم تیر می زنند. ...
قتل پایان نزاع پیک موتوری و صاحب چرخ دستی
/> با توجه به تحقیقات میدانی و در ادامه تحقیقات پلیسی از متهم پرونده، نهایتاً سعید ضمن اعتراف صریح به درگیری فیزیکی با مقتول و تأیید اظهارات شهود بیان داشت: پس از درگیری لفظی ابتدا صاحب چرخ دستی با مشت به صورتم زد؛ عصبانی شدم و چند مشت به سر و صورت متوفی زده و او را هل دادم که با پشت سر به زمین برخورد کرد؛ پس از جدا کردن توسط مردم، ناگهان متوفی به زمین افتاد که بلافاصله به بیمارستان منتقل شد.
مرد همسرکش: مرا به خاطر دخترم ببخشید!
زن نیز در نخستین مراحل بازجویی به قتل اعتراف کرد. او گفت: در حال مشاجره با هم بودیم که همسرم به پدر و مادرم ناسزا گفت که نتوانستم خودم را کنترل کنم. به همین خاطر عصبانی شدم و با بستن پرده توری به دور گردنش او را خفه کردم؛ در حالی که قصد کشتنش را نداشتم. مرد جوان پس از محاکمه در دادگاه کیفری یک استان تهران با توجه به درخواست اولیای دم به قصاص محکوم شد اما چون مقتول یک زن بود، باید والدین
یادی از شهدای مدافع حرم در دیدار حضرت ماه
اند؟ از خلیجِ خسته عَدَن چند نامه آمده؟ آی آهوان! آهوان امنِ جاده جهان ! چندتا شهید تازه از منامه آمده؟ چند انفجار در دمشق؟ آی آفتابی ادامه دار! از تو پس چرا نمی شود نوشت؟ * کاشکی جهانِ خسته از صدای انفجار روی ساحل سپید صلح آفتاب می گرفت حیف حیف
دیوانعالی کشور:پسر14ساله هنگام قتل دوستش متوجه کار خود بوده،بنابراین لغو حکم قصاص قانونی نیست
پسر نوجوانی که برای کشتن دوستش، دو سال نقشه کشیده و سرانجام او را از پا درآورده بود، درحالی با حکم قضات دادگاه کیفری از قصاص گریخته بود که دیوانعالی کشور این حکم را نقض کرد. ایران نوشت:چرا که آنها معتقدند، عامل قتل، هنگام ارتکاب جنایت از رشد عقلی کافی برخوردار بوده است. بدین ترتیب عامل جنایت بار دیگر پای میز محاکمه ایستاد.صبح دیروز متهم نوجوان از کانون اصلاح و تربیت به شعبه هفتم دادگاه
قتل همکاردختر با بند کنفی / وقتی زنم در خلوت ما زنگ زد او ناراحت شد و ...
به گزارش ستاره ها به نقل از رکنا: ماجرای این جنایت هولناک از آن جا آغاز شد که شب دوم تیرماه سال 95، مأموران انتظامی در تماس با قاضی سیدجواد حسینی (بازپرس ویژه قتل عمد در زمان حادثه) از جسد رها شده زن جوانی در ابتدای خیابان شهیدکلانتری12 خبر دادند. دقایقی بعد، وقتی مقام قضایی به محل حادثه رسید، شواهد موجود بیانگر آن بود که مدت زمان اندکی از قتل و رها شدن جسد زن جوان در محل کشف می گذرد. آثار کبودی
تعبیر یک رویا
شد که با چشمان خود نخستین پیروزی را در ورزشگاه آزادی جشن می گرفتند. 6- بعد از اتمام بازی هم نتوانستم بی خیال شان شوم. همین طور که با چشمم دنبال شان می کردم، نگاهم متوجه زنی شد که به نظرم حدود 40 ساله آمد. همراه با چند زن دیگر و یک دختری که بعد فهمیدم فرزند خودش است. لیلا.س می گفت فکرش را هم نمی کرده روزی وارد ورزشگاه آزادی شود: ساعت 6 به فدراسیون رسیدیم و پس از گذشت یک ساعت و نیم و عبور
گفت وگوی با قاتل نوجوانی که گفت از یک قدمی مرگ می آیم!
مبلغ درخواستی شان را جور کنم. آن موقع پدر و مادرم پشت در زندان منتظر بودند. اینها بخشی از حرف های پیمان است که هفت سال پیش در یک نزاع دسته جمعی مرتکب قتل پسری 17 ساله شد. اولیای دم برای بخشش، مبلغی درخواست کرده بودند اما خانواده پیمان با وجود فروش خانه و گرفتن قرض، در تامین آن ناتوان بودند تا این که جمعیت امداد دانشجویی مردمی امام علی (ع) و خیرین به کمکشان آمدند و مبلغ درخواستی را جور
نزاع مرگبار پیک موتوری و صاحب چرخ دستی
تحقیقات میدانی و در ادامه تحقیقات پلیسی از متهم پرونده، نهایتاً سعید ضمن اعتراف صریح به درگیری فیزیکی با مقتول و تأیید اظهارات شهود بیان داشت: پس از درگیری لفظی ابتدا صاحب چرخ دستی با مشت به صورتم زد؛ عصبانی شدم و چند مشت به سر و صورت متوفی زده و او را هل دادم که با پشت سر به زمین برخورد کرد؛ پس از جدا کردن توسط مردم، ناگهان متوفی به زمین افتاد که بلافاصله به بیمارستان منتقل شد. سرهنگ
گزارش کاملی از شعرخوانی شاعران در محضر رهبر انقلاب
انگشترش که معروف است مرد منفور در خواص و عوام آه سردی کشید و گفت: هنوز عده ای در صف نبرد دمشق مست جان بازی اند و یک عده مست مال و منال و نام ومقام خواست از جام زهر دم بزند سرفه ی شیمیایی اش گل کرد مصرع بعد سرفه بود فقط مصرع بعد سرفه بود پیام شهریاری بلند شد پرسید:
دلنوشته ای به پاس تقدیر از فداکاریهای شهدای مدافع حرم
. حسین می گفت: اینها عزیزاشون رو در راه دفاع از کشور دادن و قهرمانان ملی ما هستن . همیشه هم بعد از هر بازدید کلی افسوس میخورد که چرا چند سال بزرگتر نیست تا بتونه به جبهه بره و در راه دفاع از وطنش کشته بشه . راستش رو بخواهید اگرچه فاصله سنی ما با هم زیاد نبود ولی حسین واسه من یک الگوی دوست داشتنی و یک مرد به تمام معنا بود. کودکی مون به سرعت برق و باد گذشت و دیگه خیلی کمتر از هم خبر داشتیم تا
در جشن تولد بی هوش شدم وقتی چشم باز کردم دیدم سهیل کار کثیفی با من کرده است و.....+عکس
هیچ قیمتی حاضر به گذشت نیستند. سپس مهرداد به دفاع پرداخت و گفت: قتل Murder را قبول دارم اما من قصد کشتن Killing سهیل را نداشتم. او در تشریح جزییات ماجرا گفت: سال 90 وقتی که 14 ساله بودم به جشن تولد دوستم پوریا دعوت شدم. در آن جشن که سهیل هم حضور داشت مشروب خوردم و مست شدم. از هوش رفته بودم که سهیل مرا آزار داد. از آن روز به بعد روزگارم سیاه شد. سهیل به همه دوستانم گفته بود مرا آزار داده
درخواست 2 مرد همسرکش از دادگاه
ها بود. همان روز از کاری که کردم پشیمان شدم و خودم را به کلانتری معرفی کردم. متهم ادامه داد: اکنون هشت سال است در زندانم. رئیس قوه از طرف دختر خردسالم درخواست دیه کرده اما مادر مقتول قصاص می خواهد. مدتی قبل، پدر مقتول نیز فوت کرد و حالا باید وراث او مشخص شوند. این شرایط باعث بلاتکلیفی من در زندان شده است. از قضات می خواهم تکلیفم را مشخص کنند. دومین پرونده نیز به قتل زنی در 19 مرداد 88
سنجش خردمند ناب
بود: نبوغ چیزی نیست جز حاصل کار بی وقفه، متراکم و اندیشیده . اگر با این نظر توافق داشته باشیم، در نبوغ عزت الله فولادوند تردید نباید کرد. در باره آثار ایشان من تجربه ها و دیده و شنیده های بسیار دارم. یکی را اینجا نقل می کنم؛ هنگام محاکمه شهردار تهران آقای کرباسچی، من در تحریر دفاعیات ایشان مشارکت داشتم. زمانی بود که ماجرای دادگاه از تلویزیون پخش می شد و فشار عجیبی به این مرد مقاوم وارد می کردند. من
نقض حکم تبرئه پسر نوجوان از اتهام قتل
رویداد24 -پسر نوجوانی که دوستش را در یک پارک به قتل رساند، با شکسته شدن حکم تبرئه، بار دیگر در مقابل قضات جنایی دادگاه ایستاد و از خود دفاع کرد. روز دوم اردیبهشت سال 93 به ماموران پلیس پایتخت خبر رسید که دو پسر جوان و نوجوان در پارکی در خیابان پیروزی تهران با یکدیگر درگیر شده و این درگیری به یک جنایت ختم شده است. بلافاصله ماموران پلیس راهی محل حادثه شدند و تحقیقات خود را در این رابطه
سرنوشت عجیب یک قاتل کر و لال طی 15 سال
/> کارشناس نیز با زبان اشاره با متهم صحبت کرده و به مأموران گفت: او قتل را قبول دارد و می گوید به دلیل اختلاف قبلی که با مقتول داشته است، دست به این کار زده است. با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، پرونده به دادگاه کیفری استان تهران رفت و متهم باز هم با زبان اشاره با دادگاه صحبت کرد و گفت که قتل را قبول دارد؛ بااین حال توان بازگوکردن جزئیات را نداشت. وضعیت متهم به نحوی بود که اولیای دم اعلام کردند
از اغفال زنان تا هلاکت قاچاقچی مسلح
تنکابن جسد کودک 3 ساله تهرانی در رودخانه دوهزار تنکابن از توابع بخش خرم آباد این شهرستان پیدا شد. رئیس جمعیت هلال احمر تنکابن با بیان اینکه این حادثه ساعت 15 دیروز در منطقه چالدره این شهرستان روی داد گفت: خانواده این دختربچه که برای مسافرت به این منطقه آمده بودند بدون توجه به تابلو های هشدار دهنده در کنار رودخانه خروشان دوهزار چادر زدند. یدالله صالحی افزود: بعد از
مهشید در خانه را به روی مرد غریبه باز کرد و ...
نداشتم و دل شوره عجیبی پیدا کرده بودم و فکر مهشید یک لحظه هم از ذهنم پاک نمی شد. فکرم کار نمی کرد و همه جور فکرای عجیب و غریب به مغزم خطور می کرد؛ دور خودم می چرخیدم و نمی دونستم باید چکار کنم؛ آخر هیچ وقت بدون اطلاع و هماهنگی من جایی نمی رفتند با دست پاچگی به گوشی خانومم زنگ زدم؛ چند باری جواب نداد و بالاخره بعد از چند بار زنگ زدن به محض جواب دادن با هق هق گریه هاش متوجه وخامت اوضاع شدم و شستم
مروری بر مقالات شماره 83 فصلنامه کاوشی نو در فقه
دستمایه این مقایسه قرار گرفته است. دانلود مقاله مسئولیت کیفری قاتل در موارد اقرار معارض / اسماعیل آقابابائی بنی بر اساس یکی از آرای مطرح در فقه، هرگاه فردی به قتل کسی اقرار کرده باشد و پس از او فرد دیگری به قتل عمدی همان مقتول اقرار کند، در صورتی که اولی از اقرار خود برگردد، قصاص و دیه از هر دو ساقط و دیه مقتول از بیت المال پرداخت می شود. حذف این مسئله از قانون مجازات اسلامی
آگاهانه به سمت مرگ می رفتیم
شدم. اولین بار بود که اشک در چشمانم هویدا می شد، نه از خون و نه از درد، بلکه از اتفاقی که در شرف وقوع بود. از شدت ترس کرخت شده بودم. وقتی صدای ضربات به دیگران را می شنیدم، هراس من ورای وحشت بود. می دانستم صدای چیست. پیرمرد کنار من بود، بالاتنه اش چند بار منقبض شد و بعد روی من افتاد. همان لحظه پسر کوچکی را دیدم که او را به خوبی می شناختم، از جا بلند شد و مادرش را صدا زد و بعد پاشیدن
چرا مردم تماشاچی حمله داعش به مجلس بودند
. متوجه شدم افراد مختلف و خصوصا کسانی که در سنین کودکی و نوجوانی، شاهد بالا رفتن شخصی از چوبه دار و طناب دار می شوند و بعد جانش گرفته می شود، بدون این که بچه ها متوجه این قضیه شوند خشم و خشونت و دشمنی کردن در آن بچه ها تقویت می شود. آن بچه پیش خودش و در درون خودش فکر می کند این که این آدم به وسیله طناب خفه شد، حالا من اگر یک مشت به صورت یک آدم بزنم این که دیگر چیزی نیست. همین خشونت ها در سطح
ذره بین
سرگردانی بعد از قتل همسر شهروند| مرد میانسالی که 8 سال پیش همسرش را به قتل رسانده بود، به خاطر پیگیری نکردن پرونده اش از سوی اولیای دم از قضات دادگاه درخواست کمک کرد. نوزدهم مرداد 88 متهم 40ساله در یک درگیری با همسرش به نام رضوان وی را در خانه شان در یاخچی آباد به قتل رساند. این مرد که پس از جنایت با خوردن قرص دست به خودکشی زده بود، زنده ماند و پس از دستگیری به قتل اعتراف کرد. فرزندان این
شوهرم در نبود پسرم 3 بار عروسمان را مورد آزار قرار داد!
به گزارش سرویس حوادث جام نیوز ، رسانه های محلی پاکستان قتل Murder مرد میانسال توسط دو تن از اعضای خانواده خود را به عنوان یک قتل ناموسی نادر توصیف کردند. در این حادثه Incident مرد میانسالی به اتهام تجاوز Rape به عروسش به ضرب گلوله کشته شد. بر اساس اظهارات پلیس، مقتول زمانی که خواب بود با شلیک همسرش با همدستی عروسش به قتل رسید. بیگم بی بی که در روستای شانگلا خیبر زندگی می کند، گفت: گلبر
جنایت مرد دستفروش برای سرقت تلفن همراه
به من بدهدکه با هم درگیر شدیم. با چاقو ضربه ای به وی زدم که غرق در خون کف خیابان افتاد. فقط گوشی اش را دزدیدم و فرار کردم. نمی دانستم او مرده است. متهم به قتل افزود: چند روز بعد که برای سرکشی به محل درگیری رفتم، از مردم شنیدم که مرد موتورسوار فوت کرده است. خیلی ترسیدم و شبانه تهران را ترک کردم. بعد هم گوشی را خاموش کردم. در این مدت زندگی مخفیانه ای داشتم اما سرانجام توسط پلیس بازداشت شدم. *جام جم
همچنان در تعقیب مرد همسرکش
ساعت 10 صبح 16 بهمن سال گذشته مردی با پلیس تماس گرفت و از قتل دختر 30 ساله اش در آپارتمانش در منطقه مرزداران خبر داد. مأموران و بازپرس سجاد منافی آذر، کشیک قتل دادسرای جنایی تهران در طبقه اول آپارتمان حاضر و با جسد زن 30 ساله ای در اتاق خواب رو به رو شدندکه با چهار ضربه چاقو کشته شده بود. همزمان با تشکیل پرونده قضائی در شعبه سوم بازپرسی دادسرای جنایی تهران تحقیق پلیس از خانواده مقتول