سایر منابع:
سایر خبرها
رؤیای زندگی در ترکیه من را قاتل کرد
به گزارش عصر امروز، بهمن سال 89 فردی با پلیس 110 تماس گرفت و از وقوع یک فقره قتل در یک ساختمان نیمه کاره در شرق تهران خبر داد. مأموران با شنیدن این خبر، به سرعت خود را به محل وقوع حادثه رساندند و متوجه شدند مقتول پسر 17ساله ای افغانستانی است که با ضربه چاقو به قتل رسیده است. آنها در ادامه تحقیقات، متوجه شدند شب حادثه، پسری افغان برای خوردن شام به اتاق مقتول رفته است. با کشف این سرنخ، هویت متهم
افشای راز قتل مرد دوزنه روی خط آلمان - تهران
. اودرادامه گفت: پدرم یک هفته پیش از مرگش در پیامی از من 100 هزار یورو پول خواست که من گفتم نمی توانم این مبلغ را برایش مهیا کنم. بعد از آن دیگر ارتباطی با هم نداشتیم تا اینکه فهمیدم کشته شده است. سپس به دستور رئیس دادگاه، فرانک متهم ردیف اول پرونده در جایگاه ایستاد. این زن دیپلمه و خانه دارکه مادر دو فرزند خردسال است به قضات گفت: چند وقت پیش از این اتفاق با کامیار آشنا شده بودم. شرط من برای ازدواج
راز نقشه سیاه خواستگار کثیف با آب انار در اورژانس بر ملا شد!
، بیرون چیزی خوردی؟ دختر جوان نای حرف زدن نداشت. با صدای آرام گفت: نه باور کن. فقط یک لیوان آب انار! تازه متوجه شدم آن همه خواهش و تمنای پسر جوان برای چه بود. همانطور که بیمار را برای انتقال به آمبولانس آماده می کردیم، خانم دکتر گفت: در آزمایشات قبل از عقد خواهرم و نامزدش(در این لحظه نگاه خشمگینی به پسر جوان کرد و رو برگرداند!) فهمیدیم که این آقا معتاد است و پدرم
قتل دوستانه پشت شمشادهای پارک
دانسته مجازات کسی که آدم بکشد چیست. بعد از صحبت های داغ وکیل مهرداد که با چهره ای متفاوت از روزهای نوجوانی اش در دادگاه حضور دارد، با پایی لرزان در جایگاه متهم قرار می گیرد، صدای پای بندها، سکوت چند لحظه ای دادگاه را درهم می شکند تا مهرداد شروع به سخن کند. قبول دارم که سهیل را کشتم اما قسم می خورم که قصد کشتن او را نداشتم. مهرداد همچنان که سرش پایین است و تلاش می کند چشم در چشم
سه مرد کثیف در بیابان لباس هایم را کندند / پرونده آدم ربایان در شرق تهران!
به گزارش سرویس حوادث جام نیوز ، سه مرد که با آدم ربایی و پس از ضرب و شتم بیرحمانه طعمه شان وی را مورد سرقت قرار داده بودند، در بازجویی ها اعتراف کردند که اعضای باند سرقت های سریالی از خانه های پردیس هستند و تاکنون مبالغی هنگفت از دست کم 40 خانه دزدیده اند. آنها پس از ورود به خانه ها نه تنها طلا و جواهرات بلکه وسایل دیگری مانند لباس های صاحبخانه، شیرآلات، کابل های برق، دریل و ... را نیز می دزدیدند
پیشنهاد کثیف خواهرزنم به من بعد از عروسی و در خانه اش بود! + عکس
به گزارش سرویس حوادث جام نیوز ، 25 اردیبهشت سال گذشته، خبر قتل مردی در محله سعادت آباد تهران، بازپرس ویژه قتل و تیم پلیس آگاهی تهران را به محل جنایت کشاند. بررسی های مقدماتی نشان می داد قربانی مو جوگندمی، با ضربه جسمی نوک تیز، هنگامی که در خواب بوده به قتل رسیده است. همسر مقتول که تنها شاهد جنایت بود، به کارآگاهان گفت: 10 روز قبل شوهر خواهرم پرویز به خانه ما آمد و گفت با خواهرم مشکل پیدا کرده و
مسئولان عالی رتبه چگونه با همسرانشان آشنا شدند؟ +تصاویر
/> در کتاب "شرح اسم" که به بیان زندگی نامه مقام معظم رهبری در سال های قبل از انقلاب پرداخته است، مطلب مربوط به ازدواج ایشان به شرح زیر است: مدتی از بازگشت به مشهد نمی گذشت. بانو خدیجه [ مادر حضرت آیت الله خامنه ای ] که در اندیشه ازدواج پسر دومش بود، دست به کار شد و دختری را که در خانواده ای سنتی و با علائق مذهبی پرورش یافته بود، به او پیشنهاد کرد. پا پیش گذاشت و مقدمات خواستگاری را فراهم
اعدام زجرآور با تزریق سم
کارآگاهان پلیس خودروی او را برای به دست آوردن سرنخ مورد بررسی قرار می دادند، پارچه ای پیدا کردند که نماد 666 روی آن نقش بسته بود. ویل کینز، دو نفر از مقتولان را در خودرویشان با شلیک گلوله کشته بود. او دو دقیقه بعد نیز به سمت یک باجه تلفن تیراندازی کرد و مردی را که در آنجا مشغول حرف زدن بود، به قتل رسانده بود. متهم پس از دستگیری به هر سه قتل اعتراف کرد و 12 مارس 2008 به اعدام محکوم شد. 90 دقیقه قبل از
بخشش قاتل به احترام شب های قدر
از سر عصبانیت بود چند دقیقه بعد از کاری که کرده بودم پشیمان شدم اما دیگر کار از کار گذشته بود. با پایان دفاعیات متهم، قضات دادگاه برای تصمیم گیری وارد شور شدند. 110 این اخبار را از دست ندهید: صحنه های رقص عامل حادثه تروریستی در مراسم ازدواج خواهرش! + تصاویر تصاویر ویدئویی راز کثیف توطئه زن جوان را با مرد همسایه لو داد!+ عکس شمشیر نادرشاه را
ذره بین
با او ملاقات کرده بودم. آخرین بار قرار بود رضایت او را جلب کنم اما پدرم به خاطر کهولت سن جان سپرد و نتوانستم برای مصالحه پیش مهدی بروم اما حالا از قضات دادگاه تقاضا دارم به من چند روز مهلت بدهند تا با پرداخت دیه رضایت مهدی را جلب کنم. با رد این درخواست از سوی قضات دادگاه آنها وارد شور شدند و حکم به قطع انگشت کوچک دست راست علی دادند.
خانواده ای با چهار قهرمان
ورزشی باعث شناخته شدن بیشتر ورزشکاران و ترویج این رشته در تمام سطوح شهرستانها و استان پرداخته است . در این بین با مربی تکواندو کار همدانی فاطمه علیزاده و خواهر وی که فعال و مقام آور این رشته ورزشی است به گفتو گو پرداختیم . فاطمه علیزاده به خبرنگار ما گفت: ورزش تکواندو یک ورزش رزمی است که با پا ضربه زده وبا دست اصولا دفاع میشود . کره مهد تکواندو دنیا وی
قصاص برای نوجوان 18 ساله
استقبال کرد و قرار شد با هم برای کار به ترکیه برویم. روزی مقتول گفت 300 میلیون طلا و پول نقد دارد و برای سفر مشکلی نداریم. این حرف مرا وسوسه کرد. شب حادثه با دوستم به بهانه ای با او درگیر شدیم و دوستم با چکش به سرش زد و من هم با بالشت او را خفه کردم. برای اطمینان از مرگ محمد با چاقو چند ضربه زدم و بعد از قتل با سرقت پول و طلاها فرار کردیم. متهم در ادامه گفت: در حال فراهم کردن مقدمات سفر به
ثانیه شمار زندگی رضا توکل در دستان خیّران است
حسن توکل، برادر فرج الله توکل متهم به قتل عمد، در گفت وگو با خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، گفت: برادرم فرج الله در کودکی از پدر و مادر یتیم شد و سرپرستی و نگهداری از او و برادر دیگرم را من برعهده گرفتم. وی با بیان اینکه تمام تلاش خود را برای تربیت رضا انجام دادم، افزود: خانواده ما، پدر و مادر و دو برادر از دست داده است، از همین رو به شدت مراقب برادرم رضا بودم تا مبادا برای
دو دختر تهرانی چگونه اسیر دو پسر جوان در باغ گلابی شدند؟!
ضربه شلاق محکوم شدند. رادیو سهام 110 این اخبار را از دست ندهید: صحنه های رقص عامل حادثه تروریستی در مراسم ازدواج خواهرش! + تصاویر تصاویر ویدئویی راز کثیف توطئه زن جوان را با مرد همسایه لو داد!+ عکس شمشیر نادرشاه را دزدید! + تصاویر خارج کردن 12 کیلو مدفوع از شکم مردی که یبوست داشت / تصاویر + 16 نمی دانم چرا مادرم
دزد مسلح بانک ملت تهران با ضربه بیل مشتری دستگیر شد / گفتگو با زن و مرد در پلیس
متهم از روز سرقت بگو؟ من اصلا در جریان اسلحه نبودم تا زمانی که او داخل بانک شد و مردم را با اسلحه تهدید کرد. من قرار بود پول ها را جمع کنم که این کار را هم کردم و بقیه داستانم که می دانید. بعد چه شد؟ از بانک خارج شدیم که کارمند بانک فریاد زد دزد که مردم مرا گرفتند و با میله به سرم کوبیدند. من نمی دانستم بانک را می خواهیم سرقت کنیم. یعنی شما
جنایت آتشین خواهر و برادر + عکس
او نیز مدتی قبل به ایران آمده و با زنی جوان به نام راحله آشنا شده بود. با کسب این سرنخ، راحله شناسایی و دستگیر شد. او در بازجویی ها پرده از جزئیات مرگ سعید برداشت و گفت: قرار بود با سعید ازدواج کنم اما چند روز پیش به رفتارهایش مشکوک شدم. فکر کردم با یکی از زن های شرکتش ارتباط دارد برای همین با هم درگیر شدیم و او مرا کتک زد. به برادرم امیر زنگ زدم. وقتی آمد درگیری ادامه پیدا کرد اما
دردسر زن صیغه ای برای مهندس شیمی مقیم آلمان در در تهران / او با یک کارمند زن هم ارتباط داشت!
شهرستان بردیم تا اینکه بازداشت شدیم. دفاع از خواهر بعد از توضیحات متهم، برادر او نیز در جایگاه حاضر شد و با تأیید صحبت های خواهرش با انکار قتل گفت: فقط برای هواداری از خواهرم با مقتول درگیر شدم و آسیبی به او نرساندم. او خودکشی کرد و ما در این ماجرا بی تقصیریم. در پایان بعد از آخرین دفاع متهم، هیئت قضایی وارد شور شد. اخبار زیر را از دست ندهید: اخبار زیر را از دست ندهید:
تاج: با کی روش خوب تا نکردند
کرده است. خب من در این مدت خیلی با کی روش درباره این مسائل حرف زدم و او تقریبا در جریان همه اتفاقات هست. او دلش از چیزهای دیگری گرفته. من هم دلم گرفته. ببینید دو روز مانده به بازی تیم ملی برای ما گزارش زدند و همه ما را به مشروب خواری هم متهم کردند! اینها را من نمی دانم برایش چه حرفی بزنم. بالاخره ماها هم یک ظرفیتی داریم. این فضاها، فضاهای خوبی نیست که هر روز برای تیم ملی ایجاد می کنند
قربانیان گردش به چپ
ساواک قرار داد چرا که اثبات این نزاع و معرفی اعضای سازمان مجاهدین به عنوان قاتلان مجید شریف واقفی، شکستی سخت برای سازمان در افکار عمومی مخالفان بود. ساواک حتی تلاش کرد از خانواده شریف واقفی مصاحبه ای تلویزیونی علیه سازمان و برای تشکر از رژیم شاه بگیرد تا بر اساس آن بتواند ضرباتی سخت تر به پیکر سازمان وارد کند که ناکام ماند. در روز 10 دی ماه 1354 دادگاه نظامی تهران اعلام کرد 10 نفر را به اتهام
داعشی چهارم در سالن مجلس فقط تیرخلاص می زد / مجروحان چه گفتند؟ + عکس
بازنشسته نظامی هستم که در شهر دورود زندگی می کنم. برای یکسری کارهای شخصی به تهران آمده بودم. حدود ساعت 10 و 30 دقیقه روز چهارشنبه در تقاطع خیابان بهارستان و مجاهدین در ضلع شمالی مجلس به صورت پیاده در حرکت بودم که دیدم وضعیت امنیتی شده و جلوی تردد خودروها را گرفته اند. با توجه به سابقه نظامی که دارم کنجکاو شدم و رفتم تا از نیروی انتظامی مجلس بپرسم چه خبر شده است، ظاهراً مدتی از ورود تروریست های داعشی
دلیل کاهش سن مجرمان
نیز با جنس مخالف داشته و روز جنایت وقتی در مدرسه بوده در موبایل یکی از دوستانش فیلم مبتذل تماشا کرده و همین عامل باعث شده بعدازظهر دست به چنین اقدامی بزند. او در جریان تحقیقات پلیسی گفته بود: من ابتدا قصد کشتن ستایش را نداشتم اما وقتی مادرش مقابل خانه ما آمد و صدایش کرد چون نمی توانستم ستایش را ساکت کنم، او را به طبقه بالا برده و با روسری خفه اش کردم. سپس جسد را داخل یک جعبه بزرگ باند قرار دادم و
مرگ مشکوک مرد معتاد در راه کمپ
خانه مان را دادم. بعد از ظهر آنها آمدند. خواستم چون برادرم سه چاقو در خانه داشت، موقع بردن وی مراقب باشند. آنها آمدند و به زور برادرم را با خود بردند. آنها شوکر و اسپری اشک آور داشتند و ضربه هایی به برادرم زدند. او را داخل خودرویی انداختند و به سمت کمپ حرکت کردند. با اطلاعات به دست آمده، مشخصات چهار جوانی که او را به کمپ آورده بودند شناسایی و آنها تحت تعقیب پلیس قرار گرفتند تا این که یکی
حمله خونین به خواستگار پشیمان!
متهم در شرح ماجرا به قضات گفت: جوان همسایه- شاکی پرونده- خواستگار خواهرم بود اما وقتی متوجه شدم از ازدواج با خواهرم منصرف شده است بشدت عصبانی شدم. او از مدت ها پیش با خواهرم در ارتباط بود و افراد فامیل و ساکنان محل همه می دانستند که قرار است دامادمان شود. برسر همین موضوع با هم درگیر شدیم و در حالی که خونم به جوش آمده بود چند ضربه به او زدم اما حالا پشیمان هستم و تقاضای عفو و بخشش دارم. سپس
حمله خونین به خواستگار پشیمان!
روز نو : پسر جوانی که خواستگار خواهرش را با چاقو زخمی کرده بود، پس از محاکمه در شعبه هشتم دادگاه کیفری تهران به پرداخت بیش از یک دیه کامل مرد مسلمان و 5 سال حبس محکوم شد. متهم در آخرین دفاع به دادرسان دادگاه گفت: پسر همسایه مان که خواستگار خواهرم بود وقتی برای ازدواج زیر حرفش زد و خودش را کنار کشید با او درگیر شدم. این درگیری روز پنجم دی ماه سال 92 در یکی از خیابان های
حضرت علی (ع)
بودم که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بشانه علی بن ابیطالب زد و فرمود یا علی تو از مؤمنین،اولین کسی هستی که ایمان آوردی و تو از مسلمین اولین کسی هستی که اسلام اختیار کردی و مقام و نسبت تو بمن مانند مقام و منزلت هارون است بموسی. همچنین نوشته اند که بعث النبی صلی الله علیه و آله یوم الاثنین و اسلم علی یوم الثلاثا . (4) یعنی نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روز دوشنبه بنبوت
اخبار حوادث
قتل نامادری به خاطر سوءظن اوایل آبان 88، مردی افغان با مراجعه به یکی از کلانتری های چهاردانگه از مفقود شدن ناگهانی همسرش خبر داد. تحقیقات برای کشف سرنخی از زن 45 ساله آغاز شده بود که تیمی از ماموران در یک عملیات موفق به انهدام باند چهار نفره سرقت از پمپ بنزین های چهاردانگه شدند. یکی از اعضای این باند در بازجویی ها به قتل مادرخوانده اش اعتراف کرد و گفت: مدتی قبل پدرم با زنی
تعجب علیخانی از روش پولدار شدن مرد روستایی/ تلخ ترین حرفی که مسیر زندگی مهمان ماه عسل را تغییر داد
خاطر اینکه یک نفر را داشته باشم که به من روحیه بدهد با همسرم ازدواج کردم. من نیمه گمشده خودم را در سن 20 سالگی پیدا کردم. در دوران دانش آموزی او را دیده بودم اما این آشنایی تمام شد و در رفت و آمدی که به خانه خاله شان در خمین می آمدند دوباره پیگیر شدم و آدرس خانه آنها در تهران را گرفتم. وی افزود: تصور می کردم که وقتی به خواستگار بروم جواب رد می شنوم به همین خاطر با عمویم به
بهاره رهنما: در زندگی هیچ وقت با خیانت مواجه نشده ام
! این که می گویند سرانه مطالعه ما پایین است خود را در چنین جاهایی نشان می دهد؛ بازیگرانی که نمی توانند متنی کمی ادبی را از رو بخوانند! این شد که با خود فکر کردم باید به سراغ یک بازیگر- نویسنده بروم. زنی که کلمات را بشناسد؛ دو انتخاب داشتم، شیوا اردویی و ساناز بیان که پیش از این برای هر دویشان بازی کرده بودم. در نهایت با شیوا اردویی به توافق رسیدیم و (با لبخند) روز اولی که متن را دست گرفت کاملا به
زندان و پرداخت دیه مجازات معلول کردن خواستگار
صحبت کنیم. وقتی سر قرار رفتم پدر و برادر نرگس به من حمله کردند. برادر نرگس با چاقو چند ضربه به من زد که سبب شد از ناحیه دو پا فلج شوم، بنابراین از آنها شکایت دارم. بعد از طرح شکایت مرد 55 ساله و پسر 25 ساله اش بازداشت شدند. نادر در شرح ماجرا گفت: نیما مدت ها بود که به خواهرم قول ازدواج داده بود و ما هم از این ماجرا با خبر بودیم. در این مدت به خاطر اعتمادی که به او پیدا کرده بودیم، مبلغی
قتل عمه به خاطر ارث
کردند. خواهر مقتول گفت: روز حادثه، رامین به سر خواهرم زد و او به خاطر این ضربه دچار خونریزی مغزی شد، ما قصاص می خواهیم. سپس نوبت به رامین رسید. او بار دیگر اتهام خود را انکار کرد و گفت: پس از فوت پدربزرگ و مادربزرگم، همراه عمه هایم در یک آپارتمان زندگی می کردیم. با هم سر ارث اختلاف داشتیم و پدرم چند بار با خواهرهایش درگیر شده بود تا این که روز حادثه، یکی از عمه هایم به خانه مان زنگ زد و