سایر منابع:
سایر خبرها
روایتی از یک ایثارگری/ معلمی که کلیه اش را به یک دانش آموز اهدا کرد
آن ماجرا نخواستم ببینم. به خانواده ی روح الله هم گفتم که نمی خواهم به دیدن من بیایید، چون مادرم از این ماجرا بی خبر است و نمی خواهم چیزی بداند. از طرف دیگر نمی خواستم با روح الله رو به رو شوم چرا که نمی خواستم فکر کند که مدیون من است. روح الله(جوانی که آقای حاجی زاده کلیه اش را به او اهدا می کند): خانواده اش نمی دانستند. بعد از 15 سال رفتم و کسی که زندگی دوباره به من بخشیده را پیدای
به مناسبت اولین سالگرد شهید مدافع حرم،مهدی بیدی که اثر اصابت ترکش به پشت سر و کمر روزی خور مولای شهیدان ...
صحبت می کنم و می خواهم پیش همه این ها بگویم دوستت دارم. این زنگ آخرش بود و دیگر با او تماسی نداشتیم. من به هیچ کس نگفته بودم که همسرم رفته سوریه. حتی به مادرم. گفتم بچه ها را یک سفر می برم سبزوار و می آورم و بعدا به مادرم می گویم. چون پدرم را پنج شش ماه بود از دست داده بودم. مادرم هم قندی بود. گفتم زود این خبر را به او نگویم. روز شنبه همه از شهادتش خبر داشتند به جز من. همسر خواهرم زنگ زد و
پسر 9ساله ای که اشک قاضی را درآورد
در یکی از روزهای اوایل خرداد که همه دانش آموزان خود را برای فصل امتحانات آماده می کردند، فرزاد - 9 ساله- با همراهی مددکار سازمان بهزیستی تهران قدم به مجتمع قضایی ونک گذاشته بود تا مادرش را بعد از 7 سال ببیند. به گزارش ایران ؛قبل از رسیدن مادر، قاضی شعبه 273 دادگاه خانواده پسربچه و مددکار بهزیستی را به داخل اتاق دعوت کرد تا از او درباره وضعیت درسی و فعالیت هایش بپرسد. پسر بچه با جملاتی
به بهانه سالگرد شهادت شهید حسین رضایی
شهید حسین رضایی به گزارش "ایثار لرستان" هنگامی که در12 آبان ماه سال 1332درخانواده ای مذهبی ،متدین و معتقدبه ارزشهای دینی و اسلامی در روستای افرینه ازتوابع بخش معمولان شهرستان پلدخترپسری دیده به جهان گشودودر آغوش گرم مادرو پدری نشو و نما پیداکرد که آوای زمزمه های مناجات شبانه شان آرامبخش روح و روان وی ،خانواده و همه اهالی آن روستا بود ،کسی تعجب نکرد که ماحصل آن عبادتها و مناجات ها پرورش
ارجمند: استخاره بد آمد نقش مالک اشتر را نپذیرفتم/ اکبری مبارکه: مادرم از ایفای نقش ابن ملجم ناراحت شد/ ...
دوباره همان کار را انجام می دادم و می رفتم. درس خواندنم در انگلستان بهترین تجربه زندگی ام بود و با تمام سختی هایش من را ساخت. آنجا کلی تجربه به دست آوردم که بابت همین کلی به خاله و شوهر خاله ام که در آن مدت پیش آن ها زندگی کردم، مدیون هستم. * وقتی بازیگر شدید، نگاه ها در خانواده تان عوض شد دیگر؟ -بله، وقتی امام علی (ع) را بازی کردم و سریال گل کرد، تازه همه گفتند ویشکا معلوم
غریبانه؛ از اعزام تا شهادت
آمد و سوژه ها را یادداشت کرده بودم. اینها گوشه ذهنم بود تا اینکه شهید محمدخانی در سوریه به شهادت رسید. وی افزود: من با شهید محمدخانی رفیق بودم و در زمان دانشجویی که در دانشگاه یزد درس می خواندم، ایشان دانشگاه آزاد یزد درس می خواندند. در برنامه های فرهنگی مثل یادواره شهدایی که از طرف دانشگاه آزاد برگزار می شد یا تدفین شهدای گمنام در دانشگاه یزد و یکی دو تا اردوی جهادی با هم بودیم. در
تعمیرکاری که بازیگر شمر در گروه تعزیه شد
پسر از جانب خدا وی ادامه داد: زمانی که در راه صحرا بودم از امام حسین(ع) خواستم به من پسری عطا کند، بعد از سقوط صدام دو فرزند پسر خدا به نام عباس و حسن به من عطا کرد و دو پسر دیگر هم به من بخشید. کاظم علی در ادامه اظهار کرد: خانواده مذهبی دارم که در شهر معروف هستند و حسینیه ای داریم که برای ائمه(ع) مراسم برپا می کنیم؛ من علاقه شدیدی به حضرت ابوالفضل(ع) دارم. کاظم
در مسیر جاده چالوس این مکان ها را از دست ندهید + عکس
به گزارش کرج رسا به نقل از میزان، اگر اهل طبیعت گردی هستید و در روزهای باقی مانده از بهار می توانید دو روز آخر هفته تان را به این کار اختصاص دهید، طبیعتی بکر و دست نخورده در جاده ای که یک طرفش به بعد از تونل کندوان در جاده چالوس می خورد و طرف دیگرش به جاده هراز در 45 کیلومتری آمل. طول کلی این جاده 113 کیلومتر است که یک بخش به نام بلده و تعداد زیادی روستا و ده با نام کلی اوزرود را به در خود جای
روایت راز فرشته نجات در ماه عسل/ معجزه ای که منجر به اهدای عضو شد
شدیم متوجه می شوند بدن من گرم است. برای درمان من را به یکی از بیمارستان های تهران می آوردند. من چهارشنبه تصادف کردم و دوشنبه به هوش آمدم یک هفته ای در بیمارستان بودم. با توجه به اینکه آن سال تلفن همراه زیاد نبود من خبری به خانواده ندادم آنها تصور کردند من دانشگاه هستم. همسر حاجی زاده گفت: به دلیل اینکه چهار روز در هفته دانشگاه بودند ما فکر کردیم به خاطر کلاس ها به خانه نیامدند تا اینکه بعد
یتیم اینترنتی
کاش یک گیگ اینترنت بودم نه یک کودک. کاش من هم یک گیگ اینترنت پر سرعت بودم تا هر از گاهی دستان پر مهر پدر و مادرم را لمس میکردم، مرا با حرص و ولع وصف ناشدنی در آغوش می کشیدند و شب ها در بغلشان می خوابیدم، اما افسوس که انسان هستم و یک کودک!!!! یتیم اینترنتی کودکانی هستند که والدین شان به حدی در باتلاق عمیق فضای مجازی غرق شدهاند که فرصت جزئیترین تعامل را با آنها ندارند و به شدت احساس تنهایی و طرد
دست نوازش امام روحیه استکبارستیزی را در من بیدار کرد
گذاشت که جای دیگری امکان دست یافتن به آن نداشتید؟ زمانی که به جبهه رفتم برایم افتخاری بود با آن سن کم در کنار بزرگسالان و پیرمردان برای جهاد و دفاع از کشورم عازم مناطق جنگی شده ام. فکرش را نمی کردم با توپ و تانک روبه رو شوم. زمانی که رفتم من از بچگی دنبال کار نظامی و مسائل جنگی بودم. من 14 ساله بودم که وارد منطقه شدم. برای مرگ ارزش قائل نبودم و به تنها چیزی که فکر نمی کردم ترس هایم بود. می
اهدای خون ایثار در راه خداوند است/ با نذر خون به همنوعان خود زندگی ببخشیم
احساسی به شما دست می دهد؟ احساس دوباره زنده شدن، شادابی و طراوت دارم و حس انسان دوستانه آن برایم بسیار لذت بخش است. آیا غیر از شما از افراد خانواده کسی هم خون اهدا می کند؟ بله جز خودم برادرانم نیز خون اهدا می کنند؛ البته پدر و مادرم به علت بیماری قادر به اهدای خون نیستند. آیا می دانید با هر بار اهدای خون توسط شما خون چند نفر تامین می شوند؟ فکر می
امام علی(ع) به هیچ وجه حاضر به امنیتی کردن جامعه نشد
کرد. این منش برآمده از مبانی اعتقادی بود یا روحیه شخصی ایشان؟ منش انسان، ارثی نیست بلکه منش به تدریج ایجاد می شود. البته هم ارث موثر است که از اجداد ممکن است به دست بیاید و هم تربیت محیط. هر دو موثر هستند و نه می شود این را کنار گذاشت و نه آن را. این منش را از کجا آورده، خودش بیان می کند؛ در خطبه قاسعه که خطبه 192 است. می گوید من طفلی بودم که پیغمبر من را به نزد خود برد. یعنی
از واقعیت تا سراب بازاریابی شبکه ای در کرمان
احساسی خیلی درگیر می شوند. او در پاسخ به این سؤال که آیا دست گذاشتن روی عواطف و احساسات افراد ازنظر اخلاقی درست است می گوید: ما روی احساسات و عواطف دست نمی گذاریم. افراد خودشان انتخاب می کنند. افضلی در پاسخ به این سؤال که چرا به نتورک مارکتینگ ادامه دادید می گوید: من در یک خانواده ای بزرگ شدم که همیشه حرف از بی پولی، قسط و وام و این داستان ها بود. من در نتورک مارکتینگ متوجه شدم که می توانم دیگر این
مرکز دنیا
را برف پوشانده است و من حسابی ذوق کنم.بعد از آن برایم خیلی مهم بود که یک گوشه دنج و خلوت در اتاقم داشته باشم. جایی که شایسته عبادت کردن باشد. پاک و مطهر باشد و بتوانم فکرم را متمرکز کنم. گوشه دنج اتاق من ضلع شمالی آن بود. جایی که سجاده را پهن کرده بودم و آن طرف ترَش هم یک پتوی نازک انداخته بودم و یک بالش کوچک به دیوار تکیه داده بودم تا هروقت دلم گرفت آنجا بنشینم. یک میز کوچک هم داشتم که می توانستم
خاطره بازی نسل ها
کردیم و به خانه یکی از اقواممان در روستا رفتیم. خانه آنها هم فضای آنچنانی نداشت. دو اتاق بزرگ در اختیار من و خانواده ام قرار داده بودند که همه وسایلمان را توی آنها چیده بودیم. یادم می آید روی دیوار یکی از اتاق هایمان، عکس بزرگی از امام خمینی (ره) نصب کرده بودیم. یک تلویزیون کوچک به رنگ قرمز هم داشتیم که هر شب دور هم می نشستیم و اخبار گوش می دادیم. گمان نمی کنم چیز دیگری در این اتاق ها وجود داشت
دعوا بر سر مدیریت کارخانه دولتی!/ 1400 کارگر کارخانه ما را به 60 نفر تقلیل دادند
اند یک باندی را در وزارت کار گرفته اند که این آقایان می رفتند شرکت ها را می نوشتند و بعد در بیرون دلال ها می گفتند که درصد بدهید تا کار شما را درست کنیم. همان وقت رفتم، گفتم که پرونده مرا حل کنید، به ناحق است. اما هیچ کس اعتنا نکرد و پول های من در شرکت های دولتی ماند و بالاخره اینطور شد که ما را بیچاره کردند و هزار و 400 کارگر ما، 60 نفر شد و الآن خانواده های کارگرها زنگ می زنند، گریه
صعود از مرحله گروهی جام جهانی برای تیم ملی ایران شدنی است
کشورمان در سال های اخیر دانست و گفت: مطمئناً تیم ملی فوتبال ایران می تواند باز هم در رقابت های جام جهانی مسکو با صعود از مرحله گروهی رکورد جدیدی را به نام خود ثبت کند که باید خود را برای این ثبت تاریخی آماده کنیم و این برای تیم بزرگی که در قاره آسیا حرف اول را می زند، شدنی است.امروز فوتبال به ورزش عمومی تبدیل شده و همه مردم اعم از زن و مرد و دختر و پسر به این ورزش علاقه دارند. رئیس جمهور گفت: هیجانی
افشای راز قتل مرد دوزنه روی خط آلمان - تهران
صبح ساحل ، حوادث - خواهر و برادری که درتوطئه ای شوم، مرد ایرانی ثروتمند مقیم آلمان را به قتل رسانده بودند، در شعبه دوم دادگاه کیفری تهران محاکمه شدند.به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان به نقل از ایران ،27 تیر 92، زنی با مراجعه به یکی ازکلانتری های شمال تهران از ناپدید شدن همسر 44 ساله اش خبر داد. این زن ایرانی مقیم آلمان به افسرتحقیق گفت: همسرم مدتی قبل ازآلمان به تهران آمده بود. و چندی پیش بازن
متن کامل دعای ابوحمزه ثمالی
وَحِیداً فِی حُفْرَتِی وَ ارْحَمْ فِی ذَلِکَ الْبَیْتِ الْجَدِیدِ غُرْبَتِی حَتَّی لا أَسْتَأْنِسَ بِغَیْرِکَ یَا سَیِّدِی إِنْ وَکَلْتَنِی إِلَی نَفْسِی هَلَکْتُ، و آنچه را که مرا به آن پوشاندی تداوم بخش، و به من در حال افتادن در بستر مرگ که دست های دوستانم مرا این طرف و آن طرف کند رحم فرما، و به من محبت فرما در آن حال که روی تخت غسّالخانه به صورت درازا افتاده ام، و همسایگان شایسه مرا به این
ایران حامی اصلی عراق و نیروهای بسیج مردمی
به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری صدا و سیما معاون سازمان بسیج نیروهای مردمی عراق با اعلام اینکه حامی اصلی عراق و نیروهای بسیج مردمی عراقی از همان اول، جمهوری اسلامی ایران بوده است گفت ایران با تمام قدرت از بغداد و اربیل حمایت کرد و جلوی فروپاشی اربیل را در برابر داعش گرفت. شبکه تلویزیونی المنار با ابومهدی المهندس به مناسبت سومین سالگرد تأسیس نیروهای بسیج مردمی عراق مصاحبه اختصاصی کرد.
شهیدی که مدفن خود را تعیین کرده بود/رازهایی که بعد از شهادت اعیان آشکار شد
/> سال های جنگ که تمام شد فرصت بیشتری برای دیدن خانواده و اطرافیان پیدا می کردم، اما با این وجود کمتر شاهد قد کشیدن نور عین مادر بودم.. اعیان روز به روز در دامن مهربانی های مادر و لبخندهایش قد می کشید؛ کوچکتر از پسر من بود ولی با این وجود اصرار بر این داشت که عمو صدایش کنند. کم سن و سال بودن عمو مانع از خطاب قرار دادن به این عنوان از سوی نوه های خانواده می شد و همین برخوردهای
در سینمای ایران حرف های ناگفته بسیار است
های جامعه باشد. از آنجا که من همواره در مورد مسائل اجتماعی و معضلات خانواده دغدغه هایی دارم و خانواده در ذهنم از محوریت خاصی برخوردار است، فکر می کردم سینما جایی است که می توانم در این زمینه ها خیلی خوب کار کنم. حالا بعد از 30 سال که از فعالیت من در سینمای پس از انقلاب می گذرد، احساس می کنم سینما با آن آرمان هایی که من داشتم خیلی فرق دارد. سینما در طول این سال ها به جای اینکه به طرف فرهنگسازی و
چگونه این زن جوان ایرانی دوبار سرطان را شکست داد؟! +تصاویر
بود ؛ من از سه سال قبل در یک شرکت کار می کردم ؛ قطعات صندلی تولید می کردیم، در این مدت با فوت و فن کار آشنا شده بودم، تا اینکه تصمیم گرفتم خودم تعدادی از این قطعه ها را تولید کنم.برای شروع احتیاج به سرمایه داشتم به خاطر همین از خانواده ام کمک گرفتم ؛ آن موقع مادرم نزدیک 100 گرم طلا فروخت و پدرم هم 5 میلیون کمک کرد تا من یک کارگاه کوچک راه بیندازم... روزهای آغاز بیماری اما این
2 مرد سیما را به زور به باغی در جنوب تهران بردند و ... / گزارش عملیات دستگیری 2 شیطان
نقشه های شیطانی خود داشتیم، می خواستیم به جنایت سیاه خود ادامه دهیم که خیلی زود دستگیر شدیم. ما هرگز تصورش را هم نمی کردیم که به این زودی و در کمتر از یک هفته توسط دستگیر شویم. متهمان دستگیر شدند و سیما، دختری که به خاطر اتفاق تلخی که برایش رخ داده شده بود از طرف خانواده، دوستان و اطرافیان طرد شده و آنها به او گفته بودند که حرف هایش را باور ندارند، بی گناهی اش ثابت شد. اخبار زیر را از دست ندهید: اخبار زیر را از دست ندهید:
مسئولان عالی رتبه چگونه با همسرانشان آشنا شدند؟ +تصاویر
/> در کتاب "شرح اسم" که به بیان زندگی نامه مقام معظم رهبری در سال های قبل از انقلاب پرداخته است، مطلب مربوط به ازدواج ایشان به شرح زیر است: مدتی از بازگشت به مشهد نمی گذشت. بانو خدیجه [ مادر حضرت آیت الله خامنه ای ] که در اندیشه ازدواج پسر دومش بود، دست به کار شد و دختری را که در خانواده ای سنتی و با علائق مذهبی پرورش یافته بود، به او پیشنهاد کرد. پا پیش گذاشت و مقدمات خواستگاری را فراهم
صدای شخصیت ها را می شنوم
بودم، چون در کنار بسیاری از قصه گویان بزرگ شدم. هم چنین پدر و مادرم همیشه برایم داستان می خواندند. به محض این که خواندن و نوشتن یاد گرفتم، مادرم کارت عضویت یک کتاب خانه را به من هدیه داد. همیشه کتاب های زیادی همراهم داشتم، چون وقتی در روستا زندگی کنید، همیشه وقت زیادی برای خواندن دارید. مایه ی اصلی نوشتن را از کجا می آورید؟ واقعیت یا تخیل؟ من فکر می کنم همیشه چیزهایی
این زن دوبار سرطان را شکست داده +تصاویر
تصمیم گرفتم خودم تعدادی از این قطعه ها را تولید کنم.برای شروع احتیاج به سرمایه داشتم به خاطر همین از خانواده ام کمک گرفتم ؛ آن موقع مادرم نزدیک 100 گرم طلا فروخت و پدرم هم 5 میلیون کمک کرد تا من یک کارگاه کوچک راه بیندازم... روزهای آغاز بیماری اما این همه ماجرا نبود؛ در روزهایی که رویا با شوق شروع یک کار جدید این طرف و آن طرف می رفت بدنش مقدمات میزبانی از مهمانی ناخوانده را
بخشش قاتل به احترام شب های قدر
به گزارش جام نیوز ، روز 15شهریور ماه سال 92به پلیس خبر رسید که زنی در خانه اش با یک روسری خفه شده است. در ادامه مردی به جرم قتل دستگیر شد و در اعترافاتش گفت: مدتی قبل به طور اتفاقی با زن جوان آشنا شدم. این در حالی بود که من متاهل و صاحب فرزند بودم. رابطه مان ادامه داشت تا اینکه او گفت اگر ترکش کنم حقیقت را به همسرم می گوید. من هم او را به قتل رساندم. این مرد دیروز در شعبه دهم دادگاه
توپ زنی برای صلح
محمد اختر ماکویی : کمتر از چند هفته پیش در اوج مناظرات انتخاباتی ایران، یک جام فوتبال با حضور دو تیم از ایران برگزار شد؛ مسابقاتی برای جلب توجه به صلح در هرات. این گزارش درباره تأثیری است که این مسابقه بر حال وهوای شهر و مردم آن گذاشته است. شادی با توفان در روز اول این جام تیم صرافان با نماینده تربت جام، به رقابت پرداخت؛ در آن روز، حتی روی دیوارهای ورزشگاه 15 هزارنفری هرات هم تماشاگر