سایر منابع:
سایر خبرها
از شب اول عروسی خواسته های شوهرم آزار دهنده بود و من تحملش را نداشتم!
باشم غمگینم و روزی صد بار از اینکه خودکشی کردم به خودم لعنت می فرستم. زندگی ام مختل شده و به شدت افسرده ام و نگرانم تصمیم احمقانه دیگری بگیرم. رادیو سهام 110 زن تهرانی که مورد آزار قرار گرفته بود: کاش مرا کشته بودند اما! راز قرار ملاقات کثیف مرد جوان با همسر باجناقش لو رفت! + عکس دختر 19 ساله گفت مسبب رفتارهای کثیف من پدر و مادر کثیف تر از خودم بود! بعد از تلفن های مشکوک، وقتی زنم را تعقیب کردم دیدم او به محل کارش نرفت / با واقعیت تلخی روبرو شدم! 7 روز از عقدم نگذشته بود که شوهرم از قرار من و محسن در آن روز باخبر شد! ...
7 روز از عقدم نگذشته بود که شوهرم از قرار من و محسن در آن روز باخبر شد!
جوانی بود که 23 دی سال 91 در یک نزاع دوستش را در ملارد کرج به قتل رسانده بود. رادیو سهام 110 از شب اول عروسی خواسته های شوهرم آزار دهنده بود و من تحملش را نداشتم! زن تهرانی که مورد آزار قرار گرفته بود: کاش مرا کشته بودند اما! راز قرار ملاقات کثیف مرد جوان با همسر باجناقش لو رفت! + عکس دختر 19 ساله گفت مسبب رفتارهای کثیف من پدر و مادر کثیف تر از خودم بود! بعد از تلفن های مشکوک، وقتی زنم را تعقیب کردم دیدم او به محل کارش نرفت / با واقعیت تلخی روبرو شدم! ...
دختر 19 ساله گفت مسبب رفتارهای کثیف من پدر و مادر کثیف تر از خودم بود!
برای رهایی از سرگردانی به پیشنهادش پاسخ مثبت دادم با این تفاوت که این بار حرفه آرایشگری آموخته بودم و مخارج خودم را تامین می کردم. هنوز یک سال از این ماجرا نگذشته بود که او را با زن دیگری در خانه به دام انداختم و دوباره از اوطلاق گرفتم. این بار نزد عموی دیگرم در تهران رفتم ولی زن عمویم راضی به حضور من در آن جا نبود و به همین خاطر کج خلقی می کرد. مجبور شدم اوایل سال 95 دوباره به کاشمر
زن تهرانی که مورد آزار قرار گرفته بود: کاش مرا کشته بودند اما!
و این اقدام شوم را به اجرا رساندم. سابقه داری؟ بله، یک بار به خاطر شرکت در نزاع دسته جمعی که منجر به قتل شده بود، دستگیر شدم و یک بار هم به خاطر حمل سلاح گرم به زندان رفتم. قتل؟ پسرعمویم در یک درگیری به قتل رسید و چون من در آن درگیری حضور داشتم نیز دستگیر شدم. الان به چه جرمی دستگیر شده ای؟ تجاوز و آدم ربایی زن جوان را می
راز قرار ملاقات کثیف مرد جوان با همسر باجناقش لو رفت! + عکس
در خواب بوده به قتل رسیده است. همسر مقتول که تنها شاهد جنایت بود، به کارآگاهان گفت: 10 روز قبل شوهر خواهرم پرویز به خانه ما آمد و گفت با خواهرم مشکل پیدا کرده و چون بیکار بود از شوهرم شایان خواست تا برایش کاری دست و پا کند. چند روزی در خانه ما بود تا اینکه صبح امروز با صدای فریاد همسرم از خواب پریدم. همان موقع پرویز را دیدم که با چاقویی خون آلود در دستش روی سینه شوهرم نشسته است. وقتی مرا دید به
بعد از تلفن های مشکوک، وقتی زنم را تعقیب کردم دیدم او به محل کارش نرفت / با واقعیت تلخی روبرو شدم!
شور شدند و متهم را به قصاص محکوم کردند. در نهایت این مرد جوان توانست رضایت پدر نیلوفر را نیز جلب کند و از چوبه دار رهایی یابد. این مرد روز گذشته از جنبه عمومی جرم پای میز محاکمه رفت و گفت: مدتی است مواد مخدر را ترک کرده ام و درحال حاضر پاک هستم. می دانم اشتباه کرده ام. از دادگاه می خواهم به من تخفیف بدهد تا هرچه زودتر به خانه برگردم که بتوانم از تنها یادگاری همسرم نگهداری کنم و برای او پدر خوبی
نجوای عاشقانه شهید مدافع حرم با خداوند/دوست دارم تو را در حالی ملاقات کنم که در خون خود غوطه ورم
شناخت و ملاک هایی که برای ازدواج داشتم و در ایشان یافتم، با پاسخ به درخواست ازدواج ایشان، در سال 86 زندگی مشترک خود را آغاز کردیم، که حاصل 9 سال زندگی عاشقانه ما دو فرزند پسر به نام های امیرعلی 7 ساله و امیرمحمد 3 ساله است. همسر شهید مدافع حرم بابیان ویژگی های اخلاقی همسرش عنوان کرد: بیان خصایل اخلاقی آقا محمدحسین واقعاً در قالب چند جمله نمی گنجد، ولی احترام به والدینشان و محبت به
مستند خاتوزین در سقز ساخته شد+ زندگی نامه
نامدار کرد) در مورد او چنین می گوید: وی با مردم دوست و رفیق بود، مردم هم سخنان قلب او بودند که تارهای قلب او را می ریسیدند این زن هنرمند کرد با آنکه بی سواد بود اما ذهنی قوی و فکری عمیق داشت، خاتوزین چنین می گفت : چند سال قبل شور و شوق ساخت وسایلی غیر از تنور و کوزه را در وجودم احساس کردم، من هم به احساسات قلبم پاسخ دادم و آن پرنده ها و موجوداتی را که در طول زندگی دیده بودم و همچنین
شریعتی به روایت عابران خیابان شریعتی
چه تصویری از شریعتی در ذهن خود دارند؟ برای پاسخ به این پرسش، باید از عابران، همه گروه های سنی در خیابان شریعتی درباره او پرسید. در دو روز متوالی عابران و ساکنان این خیابان، صاحبان مغازه ها و مجتمع تجاری و اداری، گیم نت، مسجد، کتاب فروشی، جلوی ورودی ایستگاه مترو شریعتی، قلهک و صدر، ایستگاه اتوبوس های شهری، شهرکتاب ها، سینماها و سفره خانه، جلوی در آپارتمان ها و کوچه ها از شریعتی می گویند؛ جوان هایی
ستاد روحانی هم تتلو زیاد داشت!/موضع گیری متفاوت انصار حزب الله مشهد علیه الله کرم/جزئیات استخدام فرزند ...
کالج سنت آنتونی دانشگاه آکسفورد برگزار شد و من نیز به این کنفرانس دعوت شده بودم. در این کنفرانس دو روزه مقاله ای را ارائه کردم و با دلایل و مستندات تاریخی فراوان نشان دادم در مرداد ماه سال 1332 هیچ کودتایی علیه مصدق انجام نشده و هم او بود که با اجرای طرح انگلستان زمینه صدور فرمان نخست وزیری فضل الله زاهدی و سپس تسلیم قدرت دولتی به او را فراهم ساخت. ادامه اختلافات میان هنرمندان و
گام کوچک برای تغییر بزرگ در شلنگ آباد اهواز
گفت دو راه داری یا می روی دانشگاه یا همین حالا، یک راست می روی خانه پسرعمویت. پیرمرد شوخی نداشت. لیلا پنام تمام یک سال نخست دانشگاه را گریه کرد. بین اهواز و کرمانشاه در سفر بود و می گریست. او می خواست پزشکی قبول شود، ولی کارشناسی اتاق عمل قبول شده بود. شاخه مغز و اعصاب. با بهترین نمرات. پدر همان پایان سال نخست می میرد و پسرعمو هم زن دیگری می گیرد. اما پنام ادامه می دهد. هنوز هیچ کس نمی
به پورتو بنفیکا و منچستر جواب منفی دادم
. رونالدو به اندازه کافی برای کاپیتان شدن بالغ نبود. علاوه بر این، او به اندازه کافی در آن سال خوب نبود چون با مصدومیت دست و پنجه نرم می کرد. اولین بار من بودم که او را به منچستریونایتد توصیه کردم تا به این تیم بیاید. بعد از جام جهانی 2006 و اتفاقاتی که بین او و وین رونی رخ داد، باز هم من بودم که به رونالدو توصیه کردم که به یونایتد باز گردد. من در لیسبون در منزلم
بولتن موسیقی و تئاتر: آواز پارسی به روایت ناظری ها/ به تئاتر آمدم تا نفس بکشم
صورت تسلسل وجود دارد اما در موسیقی سنتی دشوار است. به همین دلیل با توجه به تجربه ام در حوزه موسیقی سنتی و کلاسیک که پیش از این در سال 2006 و 2007 انجام داده بودم، این کار را با یک نگاه مقامی انجام دادم. حافظ ناظری: حدود 17 سال گذشته پیش از آنکه برای تحصیل به امریکا بروم با وجود سن کمی که داشتم در کنسرت ها در کنار استاد ناظری می نشستم و ساز می زدم و برای نخستین بار توانستیم به همراه تعدادی از
بولتن سینما و تلویزیون:نمی دانیم از سینما چه می خواهیم/ انیمیشنی که مهجور ماند و جهانی شد!
تیک آف رفتم بوشهر آن هم با دستمزدی کمتر از نخستین فیلم سینمایی ام و 40 روز کار کردم. دیگر نمی دانم کجا باید بروم! در چنین شرایطی فقط می ماند فیلمسازان اولی که محصول جریانی به اسم اتفاق هستند که اگر سر راهت قرار بگیرند، ممکن است اتفاقی برایت بیفتد یا فیلمسازانی که هر چند سال یک بار فقط فیلم می سازند. در این موقعیت هم باید امیدوار باشی که این فیلمسازان در دوران ثبات فیلم بسازند. البته جهان همه چیز
رئیسی نمیتواند لیدر اصولگرایان باشد
یک خانواده چهارنفره متشکل از پدر و مادر و دو جوان بیکار داریم که نفری 250 تومان بابت بیکاری و هر چهار نفر 150 تومان یارانه می گیرند این می تواند بزرگترین اغواگری برای اینکه به نامزد مورد نظر رای دهند، باشد. آیا امکان پرداخت یک میلیون و 200 هزار تومان به هر خانوار وجود دارد؟ به سه دهک نه همه. *همین هم یک عددی می شود. مگر خود دولت به یک دهک اسفندماه سه برابر یارانه
سامان جلیلی: آلبوم جدیدم بهترین آلبوم دوران زندگی من است
کرده که این آلبوم اواخر خرداد ماه روانه بازار موسیقی کشور خواهد شد. همه این اتفاقات، اصلی ترین دلیل این گفتگوی تفصیلی با سامان جلیلی است که برای نخستین بار به آنها پاسخ داده است. این خواننده به همراه محمد قیامتی (مدیربرنامه هایش) در دفتر سایت موسیقی ما در عصری بهاری حاضر شدند و متن زیر چکیده ای از گفت وگوی دو ساعته با این خواننده است که در ادامه می خوانید: * کم حرف ترین خواننده
اهانت ، کلید واژه ادبیات هنرمند نماها
پدر 75 ساله ام که 50 سال است در این سینماست، فیلمی را با تمام سختی ها ساخته است و به یک سری افراد که می خواهند تخریب کنند، واکنش نشان می دهم. در جمعی که مسعود کیمیایی و آقای سعید راد و این همه کارگردان حضور دارند و این فیلم را می بینند، این واکنش ها جالب نیست. اگر در سانس دیگر و جای دیگر گوجه و تخم و مرغ هم پرتاب کنند قبول است، اما آدم به پدر و یا پدربزرگ خود که توهین نمی کند. بعضی از هنرمندان ما
از بهارستان تا بهشت
دو دغدغه مند محرومیت های کودکان. روایت آنچه را در آن روز بر این دو گذشته است اینجا بخوانید. مهدیه هراتی؛ بهار بی پایان من و خانم هر دو فرهنگی و معلم هستیم اما ایشان به لحاظ اخلاقی گاهی معلم خود ما هم بود،نه که من پدرش هستم بگویم واقعاً به لحاظ اخلاقی زبانزد بود و الگوی خانواده. درست است که رابطه احساساتی بین دختر و پدر وجود دارد اما از نظر من آنقدر شخصیتش ممتاز بود که حقش بود
زندگی دوباره با ترانه تازه فریدون
به بیمارستان می رساند. از آن طرف دوستان پسرم با همسرم تماس می گیرند و او را در جریان اتفاقی که افتاده بود قرار می دهند. کبری یوسفی اسد که از شدت گریه نمی توانست به راحتی صحبت کند، ادامه داد: این همه اتفاق افتاده بود در حالی که من از همه جا بی خبر بودم و پدر ناصر برای اینکه مراسم شادمانی اقوام منحل نشود سه روز تمام، من و خانواده را از این واقعیت بی خبر گذاشته بود، اما در تمام این سه روز مدام
عمل سزارین در ایران، مقایسه با آمار جهانی
29 ساله می گوید: ترجیح می دهم که طبیعی زایمان کنم به دلیل اینکه عوارض سزارین بسیار زیاد است. بیشترین عاملی که موجب می شود زنان زایمان طبیعی انجام ندهند ترس است که اگر بتوان ترس را مدیریت کرد می شود زایمان بهتری انجام داد. کتایون 26 ساله می گوید: به نظر من اکثر زنان به دلیل ترس از زایمان طبیعی گریزان هستند در زایمان طبیعی زن درد بیشتری را تحمل می کند اما در سزارین این درد پس از تولد نوزاد
مسأله دینداری نسل نو و توصیه های آیت الله العظمی سیستانی
مرد چند فرزند یتیم برایم به جا مانده است و پولی هم ندارم. برای همین مجبور شدم برای مردم کار کنم. امیرالمؤمنین(ع) از آن زن دور شد؛ ولی آن شب تا صبح مضطرب بود. صبح هنگام زنبیلی را پر از غذا کرد و بر دوش کشید. یکی از یاران حضرت گفت اجازه دهید به جای شما، من این زنبیل را بیاورم. امام پاسخ داد: اگر چنین کنی آن وقت در روزی قیامت چه کسی بار مرا خواهد کشید؟! حضرت زنبیل را تا درب خانه آن زن آورد و در زد. زن
آزادی از استودیوی ماه عسل
بدهکارانشان محکوم شده بودند. خانمی برای پرداخت حدود 13 میلیون تومان بدهی و آقایی به خاطر 18 میلیون تومان بدهی به زندان افتاده بودند و هر کدام، چند و حتی چندین سال از حبسشان می گذشت. دو خانم و دو آقا مهمان برنامه ی ماه عسل بودند. این خانم ها و آقایان ماجرا و اوضاعشان را اینگونه روایت کردند: خانم(اول) : حکمم غیابی آمد. ورشکسته شدم. دونه دونه چک هایم را گرفتم. برای 13 میلیون و
بلایی که مرد بر سر نوعروس و دو دخترش آورد!
همیشه بیمار بود ولی همسرم او را نزد پزشک عمومی می برد تا هزینه های درمان زیاد نشود. با آن که پزشک عمومی هم ما را از خطر سرطان فرزندم آگاه کرده بود ولی محمدولی توجهی به این حرف ها نداشت تا این که جگرگوشه ام را در دوران جوانی از دست دادم . حالا هم که هر دو نفر ما بازنشسته شده ایم رفتارهای همسرم تغییری نکرده است به طوری که 2دختر دیگرم با آن که در رشته های خوب پزشکی فعالیت دارند ولی به خاطر رفتارهای زشت
وقتی در مورد پیام های عاشقانه یک مرد از زنم پرسیدم با بی حیایی تو چشمانم نگاه کرد و ...
به گزارش پیک نکا ، 12 سال پیش ازدواج کردم همسرم در یک خانواده پر از تنش بزرگ شده بود، آن ها مادرشان را در بچگی از دست داده بودند و زیر دست نامادری بزرگ شده اند. پدرش مردی خشن و سخت گیر بود و فرزندانش را از همه لحاظ محدود کرده از طرفی غلام حلقه بگوش زنش محسوب می شدند. زهرا 16 سالش بود که به خاطر رهایی از فشارهای پدر و نامادری با من ازدواج کرد، تا دو سال اول زندگی
نوشیدنی مرگبار پدر برای پسر
مرگ مرموز علی، بازپرس کشیک قتل تهران دستور بازداشت مادر علی را صادر کرد. مسمومیت متادونی علی و لیدا این مادر پس از سه روز بازداشت در اداره آگاهی، ظهر دیروز به دادسرای جنایی تهران منتقل شد و در برابر بازپرس منافی آذر قرار گرفت. او در اظهاراتش به بازپرس پرونده گفت: من خانه نبودم، همسرم تماس گرفت و گفت که علی روی پایش بند نیست، حالش بد است. لیدا هم کمی بی حال است. من هم نزدیک
حفاظت از محیط زیست زمینه ساز توسعه پایدار
است. اگر در روز 500 طلاق ثبت شود، طلاق توافقی بر صدر جدول نشسته و به راحتی جاری می شود. خانم، مثل آب خوردنه، انگار رفتی بانک داری یه فیش بانکی پر می کنی به همین راحتی. یعنی به این سرعت؟بله، فقط یه تمبر باطل می کنی و بقیه کارها روتینه و در یه چشم به هم زدن انجام میشه. چون راحته طلاق توافقی رو انتخاب کردی؟ خب اولش نمی دونستم این قدر سریع انجام میشه ولی چون با همسرم موافق بودیم اینو انتخاب کردیم
بنیاد نصرت در خانه اش در رشت تاسیس شود/ شعر نصرت، جهان شخصی خودش بود
ی پیرسرا زندگی می کرد. من از سال های قبل تر از اینکه او به رشت بیاید او را می شناختم؛ البته ارتباط ما به شکلی نبود که به مرحله ی رفاقت برسد. ولی بعد از انقلاب که در رشت ماندگار شد، ارتباط مختصری بین ما برقرار شد. این ارتباط هم از اینجا شکل گرفت که من و محمدتقی صالح پور نشریه ای در رشت در می آوردیم. من پیشنهاد دادم که برویم از نصرت مصاحبه ای بگیریم. البته آن زمان مصاحبه کردن با چهره هایی مثل نصرت
ماه عسل برای آنان که زندانی آمدند؛ آزاد بازگشتند
خانه دخترم زندگی می کنند.هر زنی یک مثلث خوشبختی دارد. خانواده، آبرو و اعتبار. یک زن وقتی وارد زندان می شود این مثلث را از دست می دهد. وقتی وارد زندان شدم فهمیدم که چقدر بی کس و بی پناه شده ام. او ادامه می دهد: خانه ای در ماهدشت کرج با مبلغ دومیلیون رهن و ماهی 300 هزار تومان اجاره کرده ام. اکنون که در زندان هستم چون اجاره نداده ام، ودیعه ام را صاحبخانه برداشته و دیگر پناهی ندارم. اگر از
بیشتر مسؤولان دنیاپرست شده اند/ نگذارید خون شهدا پایمال شود
رفت. آخرین باری که می خواست برود چیزی در یادتان مانده است؟ بله، آخرین باری که می خواست برود احساس ناراحت کننده ای داشتم، آن روز صورتش مظلوم و نورانی شده بود، از همه اقوام و فامیل خداحافظی کرده بود از همه همسایه ها، مغازه دار ها، می گفت: شاید این آخرین بار باشد، هر چند که شهادت نصیب ما نمی شود ولی شاید این بار شهید شدم و شما از من راضی باشید، هر اشتباهی از من دیدید ببخشید .
کی روش: از رونالدو متنفر نیستم/ به پورتو بنفیکا و منچستر جوابی منفی دادم
فردیناند و اسکولز را هم به یاد دارم. او در پاسخ به این سوال که برای رونالدو، پدر بود یا خیر، گفت : این سوالی است که باید خود کریستیانو رونالدو پاسخ دهد. سرمربی تیم ملی فوتبال ایران همچنین به سوال های کوتاه درباره کریستیانو رونالدو پاسخ داد: * از رونالدو نفرت دارید؟ خیر به هیچ وجه. * آخرین بار با رونالدو کی صحبت کردی؟ بعد از جام جهانی