سایر منابع:
سایر خبرها
مسجد محوری بهترین راهکار توسعه فعالیت های قرآنی است
را در مسجد انجام می داد. شاید در نگاه اول مساجد و امور اقتصادی کوچک ترین سنخیتی با یکدیگر نداشته باشند اما بنابر اشارات برخی سیاحان و گزارش های تاریخی، اغلب جهان گردان و بازرگانان به محض ورود به شهرها و محلات به مساجد مراجعه می نمودند، از این رو حضور آنان در مساجد نشان از ورود کالاهای جدیدی داشت که به محض اتمام نماز، خریداران کالا وارد بحث و مذاکره برای خرید و فروش یا مبادله می شدند و
خط امام پروژه جدید جریان انحرافی با مدیریت احمدی نژاد/ ناامیدی اصلاح طلبان از مذاکرات
توییت ظریف بود که برخی از خبرنگاران در توییت های خود نوشتند: در حال حاضر مذاکرات میان ایران و 1 + 1 + 1 + 1 + 1 + 1 است. کنایه هایی که از عدم انسجام میان تیم های مذاکره کننده 1 + 5 در برابر ایران خبر می داد. محمد جواد ظریف چند ساعت پس از انتشار این توییت برای انجام مراسم شب قدر به مرکز امام علی در مرکز شهر وین رفت و آنجا بود که در محاصره خبرنگاران در خصوص آنچه مانع رسیدن به توافق در حال حاضر است
به هیچ وجه نگذارید کلیدداران به تشکل های انقلابی فشار وارد کنند
گفتند. رهبر انقلاب در این دیدار که از ساعت هجده آغاز و بعد از نماز و افطار نیز ادامه یافت با اشاره به حسرت جاری در روزهای پایانی ماه مبارک رمضان، خاطرنشان کردند: هرکس در این بهار معنویت و صفا، دلش را تحت تأثیر باران رحمت و لطف الهی قرار داده، در آینده از میوه های این بذر افشانی معنوی، بهره ها خواهد برد. ایشان در پاسخ به سؤال همیشگی جوانان درباره راههای تعالی روحی، افزودند: از
گفتگوی “محمد جعفر محمد زاده” با “مهدی نژاد” امام جمعه سابق کوهدشت
به مناسبت پنجمین سالگرد ارتحال ملکوتی عالم ربانی حضرت آیت الله حاج شیخ ماشا الله مروجی (ره) گفتگوی صمیمانه دکتر محمد جعفر محمد زاده را با حاج سید علی مهدی نژاد امام جمعه سابق کوهدشت و امام جمعه فعلی گرمسار را خدمت مخاطبان ارائه دهیم . دکتر محمد جعفر محمد زاده : در یک روزجمعه بهاری [...] به مناسبت پنجمین سالگرد ارتحال ملکوتی عالم ربانی حضرت آیت الله حاج شیخ ماشا الله مروجی (ره) گفتگوی صمیمانه دکتر محمد جعفر محمد زاده را با حاج سید علی مهدی نژاد امام جمعه سابق کوهدشت و امام جمعه فعلی گرمسار را خدمت مخاطبان ارائه دهیم . دکتر محمد جعفر محمد زاده : در یک روزجمعه بهاری با قرار قبلی راهی گرمسار شدم .از سالهایی که جناب حجه الاسلام والمسلمین حاج سید علی مهدی نژاد کوهدشت بوده تا الان ارتباط مستمر و البته خانوادگی ام با ایشان قطع نشده است. بار چهارمی است که به گرمسار می آیم ، سه بارش جمعه بوده و توفیق شرکت در نماز جمعه را هم یافته ام. واین بار به قصد دیگری آمدم ،چهارمین سالگرد رحلت حضرت آیت الله مروجی نزدیک است و قصد دارم برای سالگردش مجموعه مختصری منتشر کنم .بعد از نماز جمعه به منزل آمدیم و آقای مهدی نژاد با همان صمیمیت قدیم و قبلی گرم پذیرایی و صحبت شد. اجازه خواستم بحث را روی موضوع اصلی متمرکز کنم ضبط را روشن کردم وبحث آغاز شد. بحث کوهدشت که به میان می آید آقای مهدی نژاد گل از گلش می شکفد و با لذت خاطرات کوهدشت را تعریف میکند.صحبتها از مرحوم اقای مروجی شروع شد و به دوران دفاع مقدس و ویژگی های مردم کوهدشت وبرخی تلخ وشیرین های کوهدشت کشیده شد.وقتی از کوهدشت و مردمش به اسم یاد می کند تو گویی که زاده کوهدشت و دهها سال در میان مردم بوده است.هنوز هم ارتباطش را با برخی اهالی کوهدشت قطع نشده و بعضی ها استخاره و مسایل شرعی شان را تلفنی با وی در میان می گذارند.سال 65 که در میان استقبال مردم وارد کوهدشت شد 28-29 سال بیشتر نداشت وده سال در میان مردم ماند وعلیرغم خواست مردم و علاقه قلبی اش به شهرستان الیگودرز رفت و حدود 8 سال هم آنجا ماند و پس از آن به گرمسار که استان زادگاهش هست آمده است. اکنون هم فعال و با نشاط علاوه بر کار امامت جمعه مسئولیت اداره حوزه های علمیه استان را بر عهده دارد و به همین جهت است که غالبا هفته ای سه روز را در سمنان و یا سایر شهرستانها برای رسیدگی به امور حوزه می گذراند.در این سفر سید حسن پسر ارشدشان که تا اوایل دوره راهنمایی را در کوهدشت درس خوانده بود دیدم و متوجه شدم که پس از ده سال درس و بحث مستمر حوزوی در قم به گرمسار آمده و کمک کار پدر شده است ودر غیاب او نماز جماعات را به جا می آورد و نایب پدر است.و چقدر شبیه روزهایی است که پدرش به کوهدشت آمده بود. پدری که امروز دانه های موی سیاه در سر وصورتش نایاب شده است. با تشکر از جنابعالی که فرصت دادید و مجالی فراهم فرمودید تا در باره موضوعاتی که قطعا مورد علاقه شما هم هست گفتگو کنیم.شما ده سال از بهترین سالهارا در کوهدشت سپری کردید ،بهترین که می گویم از چند جهت ،یکی اینکه دوره ای به کوهدشت آمدید که تجربه قبلی امامت جمعه در دو شهر را داشتید وامام جمعه با تجربه ای محسوب می شدید و دیگراینکه حدود یک دهه از انقلاب اسلامی گذشته بود و مردم کوهدشت هم به بلوغ سیاسی اجتماعی خوبی رسیده بودند و دوران شور و شعور دفاع مقدس هم بود و بعد هم از جهت میزان اثر گذاری حضور ده ساله شما که واقعا دوره ای ماندگار و به یاد ماندنی و پر خاطره است، به مناسبت سالگرد رحلت مرحوم آیت الله مروجی بحث را از ایشان شروع می کنیم و از جنابعالی میخواهم هر طور صلاح می دانید آغاز بفرمایید. بسم الله الرحمن الرحیم. ضمن تشکر و قدردانی از شما به خاطر ایده خوب و خیری که در زمینه کارهای فرهنگی دارید به ویژه این که در باره آیت الله مروجی می خواهید کاری انجام دهید. زمانی که کوهدشت بودم هر موقع مهمانی برای ما می رسید به ویژه مهمانانی که مقداری به طرف دنیا متمایل شده بودند تلاش می کردیم هرجور شده ترتیب ملاقات آنها را با آقای مروجی بدهیم ومعمولا این اشخاص وقتی می رفتند و بر می گشتند خیلی تحت تاثیر قرار می گرفتند وخود شان به زبان می آوردند که ما بد جوری در مسایل دنیا گرفتار شده ایم و باید برویم تغییری در خودمان ایجاد کنیم.ایشان دو تا اتاق کوچک داشت که خود من چند بار به ایشان گفتم که اجازه بدهید دستی به سر و روی این دو اتاق بکشیم و حد اقل سفیدشان کنیم و او می گفت نه نیازی نیست، تا به حال عمر من اینگونه گذشته است . در هر صورت تا آنجا بودیم حتی اجازه سفید کردن آن دو اتاق را ندادند.همه مردم کوهدشت هم معتقد بودند از منزل ایشان تا مسجد جامع، مردم مسیر از برکت وجودشان متاثر شده اند.اهل ذکر بودنش و ذکر گفتن و تواضعش و سلوک و راه رفتنش و نحوه برخوردش با مردم به نحوی بود که همه مردم را تحت تاثیر قرار داده بود. بالاخره ایشان تقریبا تنها روحانی مقیم شهر بودند و شما هم امام جمعه شهر ،قطعا به واسطه دغدغه های مشترک و از جمله حوزه علمیه ارتباطات شما در آن ده سال با ایشان زیاد بود و می دانستید که مرحوم آقای مروجی نسبت به حوزه علمیه باقر العلوم که خودش بنا نهاده بود حساسیت ویژه داشت.نگاه ایشان به حوزه و تربیت طلاب چگونه بود؟ گاهی اوقات راجع به حوزه باهم صحبت می کردیم که خوب است مقداری بیشتر به طلبه ها برسیم واز جهت امکانات و شهریه قدری توجه بیشتری بکنیم.ایشان می گفت:طلبه اگر سختی نبیند در آینده نمی تواند فرد مفیدی باشد باید در شرایط سخت با زی طلبگی درس بخوانند تا بتوانند رشد معنوی کنند.در هر صورت ایشان به همان اندازه ای که برای خودشان چیزی نمی خواستند در نقطه مقابل دغدغه حوزه و طلبه ها را داشتند. به نظر شما راز محبوبیت ایشان و جایگاهشان در دلهای مردم چه چیز می تواند باشد؟ ایشان در رفتار شخصی شان بسیار اهل مراقبت بودند، روزی به ایشان تعارف کردم که از چای و امکان پذیرایی که بود میل بفرمایند ،گفت نذر کرده ام اگر بیشتر از مقدار معین و مورد نیاز مثلا بیشتر از یک چای بخورم روزه فردا بر من واجب شود وخودم را عادت داده ام که کم غذا بخورم و کم استفاده کنم. کارهایش روی حساب و کتاب بود،در خوردن و آشامیدن در سخن گفتن وخیلی چیز های دیگر اهل رعایت و مراقبت بود.مردم هم واقعا چون می دیدند ایشان عالم عامل است و خودش اهل عمل است خیلی متوجه ایشان بودند و احترام می گذاشتند و در دل مردم جای گرفته بود . ارتباط کاری شما با ایشان در بحث مراجعات مردم و پاسخگویی به نیاز های دینی مردم چگونه بود؟در هر صورت شما امام جمعه شهر بودید و ایشان روحانی قدیمی، شما جوان و پر انرژی بودید وایشان دوران کهولت و پیریشان را می گذراندند. در طول ده سالی که در کوهدشت بودم ارتباط من با ایشان بسیار گرم و صمیمی بود.اواخر صحبت شده بود که بعد از ده سال از کوهدشت به الیگودرز بروم خوب مردم آن زمان خیلی لطف داشتند وایشان با اینکه اهل فضل و دانش بود و من هیچ گاه خودم را طلبه ای بیشتر در مقابل شان نمی دانستم دیدم با جمعی از معتمدین شهر آمدند منزل ما و تعبیراتی به کار بردند که باعث شرمندگی من شد، این روحانی پیرمرد با آن اوصاف معنوی و شان و جایگاه معنوی که داشتند گفتند:امام جمعه در یک شهر حکم پدر را دارد و پدر هیچ موقع بچه هایش را رها نمی کند برود،الان اگر شما این شهر را رها کنید و بروید این شهر بی صاحب میشود وامروز که در کوهدشت یک وحدتی ایجاد شده است وجود شما ضروری است . خلاصه اینکه ایشان وقتی بنا بود برای خودشان قدمی بر دارند هیچگاه جلو نمی افتاد اما وقتی می دید موضوعی برای عموم است پیش قدم میشد .ضمن اینکه واقعا پشتوانه بزرگی برای فعالیتهای دینی و مذهبی امام جمعه در شهر بودند. یکی دیگر از ویژگی های مرحوم آیت الله مروجی عزت نفس ایشان بودکه من در ده سالی که در کوهدشت بودم یک بار ندیدم که یک جمله ای مبنی بر احتیاج و نیاز شخصی خودشان بر زبان بیاورند و تا جایی که بیاد دارم ندیدم از کسی یا جایی چیزی بخواهد و اظهار نیازی بکند،عزت نفس ایشان به اندازه ای بود که هیچ موقع نه به خودش و نه به دیگران اجازه نداد برای او چیزی بخواهند مستغنی مستغنی بود.با حد اقل ممکن زندگی می کرد و زندگی ایشان هم برای ما و هم برای همه کسانی که می آمدند و می دیدند باعث عبرت بود.روزی یکی از آقایان روحانی که در تهران برای خودش زندگی مرفهی درست کرده بود به دیدن من آمد،من دیدم بهترین راه برای اینکه ایشان مقداری متنبه شوند این است که ببرمشان پیش آقای مروجی ،وقتی برگشتیم دیدم که ایشان بسیار متاثر شده و با خود می گفت:خدایا ایشان دارد زندگی می کند ما هم داریم زندگی می کنیم،او به چه فکر می کند و ما در چه افکاری هستیم وبه چه صورت دارد حرکت می کند وچه کسی را الگوی خود قرار داده است.به این جهات بود که مردم به او علاقمند شده بودند وهمیشه هم این مطلب را داشت و می گفت:باید اول خدا را راضی کرد بعد مابقی چیزها خودشان درست می شوند. او به این حد از اطمینان قلبی رسیده بود. خدمات مرحوم آیت الله مروجی و مشخصا خدمت ماندگار ایشان یعنی تاسیس وتداوم حوزه علمیه حضرت باقرالعلوم(ع) حایز اهمیت است،از آنجایی که شما به حسب مسئولیتتان در شهر در جریان کار حوزه و نقش مرحوم ایشان بوده اید در این زمینه اگر نکته ای باقی مانده بفرمایید. حوزه علمیه در هر جایی چراغ دین در آن جا محسوب می شود.آقای مروجی برای حوزه علمیه خیلی زحمت کشیدند و خیلی تلاش کردند.علیرغم اینکه آقای مروجی اهل هیچ درخواستی نبود ولی ایشان برای ارتقا حوزه از هیچ کوششی فر گذار نبودند برای پیشرفت حوزه هر گاه موقعیتی پیش می آمد مثلا مسئولی می آمد و یا خودشان در زمینه جمع آوری زکات، با زحمت فراوان اقدام می کردند.بلاخره حوزه ای را که خودشان سالها پیش با جمع محدودی طلبه پایه گذاری کرده بودند ، بنای ساختمانی اش هم با همت خودش آغاز شده بود وتا بود تمام توانش این بود که حوزه را به نحواحسن اداره کند و البته به اداره حوزه بر اساس روش سنتی حوزه هم اعتقاد داشت.همانطور که امام فرموده بودند به فقه جواهری اعتقاد دارند ایشان هم بر این روال معتقد بود وبرای تربیت طلاب با زی طلبگی، از ظاهر گرفته تا درس و بحث بسیار کوشا و جدی بودند والحمد لله امروز حوزه کوهدشت از حوزه های خوب و فعال استان لرستان محسوب می شودکه طلاب خوبی تربیت کرده و آینده درخشانی هم دارد که جزو باقیات الصالحات ایشان محسوب میشود. شما ده سال یعنی از سال 65 تا 75 در کوهدشت بودید.قبل از آن هم تجربه امامت جمعه در رامشیر و رامهرمز را هم داشتید از سال 75 هم تا کنون در شهرهای الیگودرز و گرمسار مشغول اداره این جایگاه اجتماعی و معنوی هستید .کوهدشت را در مقایسه با جاهای دیگر چطور دیدید؟ بنده تقریبا 31 سال است که امام جمعه هستم. در کوهدشت یکی از ویژگی های مردم این بود که ظاهر و باطن مردم یکی بود،در این مدتی که من کوهدشت بودم مردم اعتماد خاصی پیدا کرده بودند که من این اعتماد را نه قبل دیده بودم و نه بعد که تا این اندازه به یک طلبه اطمینان شود. مثلا در نماز وقتی برای باران دعا می کردیم مردم اعتقاد داشتند که حتما باران می آید واصل هم برای استجابت دعا هم همین اعتقاد است، لذا به خاطر همین اعتقاد خداوند هم تفضل می کرد و باران رحمتش را نازل می نمود.ویژگی دیگر مردم کوهدشت این بود که زیاد سخت گیر نبودند که همه چیز را از لحاظ قانونی حل وفصل کنند سعی می کردند کمتر دادگاه بروند و راضی بودند مشکلاتشان را پیش یک طلبه مطرح کنند تا بروند دادگاه پیش قاضی و این هم نشانه اعتمادشان به روحانیت بود شما آن زمان را به یاد بیاورید یک شهرستان بود و یک قاضی به نام آقای عبداللهی که به همه امور می رسید برای اینکه مردم قسمت عمده مسایلشان را در بین خودشان و یا در دفتر امام جمعه رفع و رجوع می کردند.ویژگی دیگر مردم کوهدشت سخاوتمندی آنها بود علیرغم اینکه وضع مالی آنجا خیلی خوب نبود ولی با این وجود مردم بسیار سخی بودند و خدا هم بر همین اساس خیر و برکتش را بر مردم نازل می کرد .خصوصیت دیگر مردم پافشاریشان بر حق بود معمولا مردم اگر به مطلب حقی می رسیدند دیگر رها نمی کردند.ما اول که آمدیم مردم خیلی روی خوش نشان ندادند 150 نفر بیشتر نماز جمعه نمی آمدند بعد وقتی دیدند راهی که ما دنبال می کنیم راه حقی است و دنبال خط و جناح نیستیم دیگر رها نکردند و از این رو تا روزهای آخر که آنجا بودیم همیشه نماز جمعه با شکوهی داشتیم ولذا وقتی آقای موسوی دامغانی معاون شورای سیاستگذاری ائمه جمعه برای معرفی امام جمعه بعدی رفته بودند تعریف می کرد می گفت من اولین باری است که برای معرفی امام جمعه ای می روم می بینم مردم برای امام جمعه قبلی گریه می کنند.و لذا این را که گفتم فقط برای این بود که بگویم مردم کوهدشت وقتی حقی و یا راه درستی را تشخیص می دهند پای کار می ایستند و در حمایت از مسیر درست هم همواره حساب شده و با اعتقاد هستند. مردم کوهدشت در شجاعت هم کم نظیرند. آیت الله نعیم آبادی امام جمعه ونماینده فعلی ولی فقیه در بندر عباس، آن زمان آمده بود کوهدشت و رشادت رزمندگان کوهدشت را که دیده و شنیده بود می گفت نظام به جای اینکه برود در برخی جاها برای جنگ سرمایگذاری کند بهتراست قدری بیشتر به کوهدشت توجه کند و توانش را اینجا بگذارد همین جوانان تکلیف جنگ را روشن می کنند. در عملیات مرصاد هفت هزار نفر از مردم کوهدشت رفتند و سینه سپر کردند جلوی دشمن ایستادند واین در حالی بود که خیلی از شهرها ی اطراف تخلیه کرده و رفته بودند در هر صورت در کنار سایر صفات خوب مردم کوهدشت شجاعت،سخاوت و یک رنگی از مشاهدات عینی من در آنجا بود. شما در طول مدتی که در کوهدشت بودید منشا برکات و خدمات خوبی شدید با وجود اینکه می فرمایید در ابتدا کار سخت بود اما به سرعت توانستید در دل مردم جا باز کنید از روزهای آغاز کار و کلا فضای کارهای فرهنگی کوهدشت حتما گفتنی های فراوانی دارید که البته باید در مجال جداگانه ای به آن پرداخت ولی مایلم از این فرصت پیش آمده قدری خاطرات شما را مرور کنیم. از همان ابتدا در کوهدشت احساس می کردم اگر سخنی می گویم هدر نمی رود. مثلا یک روز همان اوایل رفتم مجلس ختمی در مسجد دیدم از شدت دود داخل مسجد پیدا نیست گفتم این جا چه خبر است؟گفتند در فاتحه خوانی رسم است که تا پایان چند بار سینی پر از سیگار را می چرخانند ومردم هم سیگار بر می دارند و می کشند. من دیدم عجب چیز بدی است، یک اطلاعیه ای دادم و در آن پیشنهادهایی نوشتم که در مراسم ختم و فاتحه چه بشود و چه نشود،خیلی زود مردم همراهی کردند ،خادم مسجد آمد گفت که در اولین مجلس سیگار آورده اند و من گفته ام که امام جمعه ممنوع کرده است و صاحب عزا بدون هیچ مقاومتی پذیرفته است . یا مثلا دیدم در کوهدشت تا چهل روز در منزل صاحب عزا خرج می دهند ، اطلاعیه دادم که برای اموات، مستحب چیست و واجب کدام است و توصیه دین چیست،دیدم خیلی زود جا افتاد و مقاومتی هم نشد. همان طور که گفتم در حل و فصل دعوا ها و اختلافات مردم بیشتر حکمیت یک طلبه را می پذیرفتند تا محکمه و قاضی و دادگاه واین را شما در خیلی از جاها نمی دیدید.الان هم من در جاهای دیگر وقت می گذارم و صحبت می کنم ولی تاثیری که در کوهدشت می دیدم نمی بینم. از ویژگی های کوهدشت خیلی می توان گفت.من وقتی از سفر مکه برگشتم به آقای هادیان گفتم که برای نزدیکان و مسئولین شهر یک نوبت شام بدهیم شما خودتان هم در جریان بودید ،دیدم مردم به اندازه ای لطف کردند ومحبت نمودندکه ما چندین شبانه روزشام و نهار درست کردیم و مهمانی دادیم. البته مایه اش هم خیرات خود مردم بود که هدیه می آوردند وما هم فقط درست می کردیم وتبدیل به غذا می کردیم و پذیرایی می کردیم تا جایی که من دیگر توان سر پا ایستادن نداشتم.محبت مردم به گونه ای بود که امام جمعه را متعلق به خودشان می دانستند به نحوی که من احساس می کردم مهمان مردم هستم. سالهای اول حضور شما در کوهدشت مصادف بود با سالهای اوج دفاع مقدس که دوران افتخار آمیزی برای تاریخ کوهدشت است و شما خیلی از شهدای گرانقدر که سرمایه های ابدی مردم کوهدشت هستند و خانواده های آنها را می شناسید به نظر شما مناسبات مردم با دفاع مقدس چگونه بود؟ گذشته از گردانهای رزمی جوانان کوهدشتی و دلاوری هایشان ،مردم عادی در کمک به جبهه و جنگ با اینکه وضع مالی مناسبی هم نداشتند در بحث کمک به جبهه بسیار فعال و سخاوتمند بودند. به خاطره دارم که یک روز سردار حاج نوری فرمانده لشکر 57 حضرت ابوالفضل(ع) تماس گرفتند وگفتند که رزمندگان در کردستان با کمبود آذوقه به ویژه گوشت و مواد پروتئینی مواجه اند.با اینکه شهر بمباران می شد ومردم در شهر نبودند همان موقع در دفتر امام جمعه جلسه ای تشکیل دادم و گفتم از جبهه این پیغام رسیده است.در مدت یک هفته 13 کامیون گوسفند جمع آوری شد و من خودم و نماینده وقت و چند نفر از مسئولین شهرستان رفتیم منطقه عملیاتی “گمو”و” گرد رش” هدایای مردم را به رزمندگان رساندیم و برگشتیم. شما میدانید که موشکهایی که به عراق اصابت میکرد بخشی از مناطق اطراف کوهدشت پرتاب می شد اما من نشنیدم که کسی پیدا شود و علیه نظام قدمی بردارد و اسرار نظام را افشا کند.مردم واقعا در شرایط سخت جنگ همراهی شان با نظام در سطح عالی بود در برخی جاها می شنیدیم مردم به خاطر کمبود آذوقه اعتصاب و یا اظهار نارضایتی می کردند اما در کوهدشت در آن شرایط سخت نانوایی ها نانشان می ماند ،علتش هم این بود که روستاییان که میزبان مردم جنگ زده بودند خودشان آذوقه مردم را تامین میکردند وکمبودی احساس نمی شد حتی در قم از این دست مشکلات وجود داشت و البته ما وقتی تعریف می کردیم خیلی ها باورشان نمی شد. رابطه مردم کوهدشت را در کل با روحانیت چگونه ارزیابی می کنید؟ روحانیت در کوهدشت علیرغم تعداد کم، خوب عمل کرده است و به همین جهت مردم هم خوب برخورد می کردند حتی اگر شخصی عملکرد بدی هم داشت مردم رازداری می کردند.مثلا طلبه ای رفته بود جایی و بد عمل کرده بود ولی مردم به من منتقل نکردند بعد گفتم چر نگفته اید گفتند ما سعی کردیم که پنهان کنیم که هم شما را ناراحت نکنیم هم آسیبی به آبروی روحانیت وارد نشود.در کل روحانیت نزد مردم کوهدشت احترام داشت و رابطه حسنه ای وجود داشت که البته احترام و رابطه دو طرفه ومتقابل بود. در مدتی که در کوهدشت بودید حتما به این نکته التفات فرمودید که مردم کوهدشت و به ویژه جوانان آن از هوش سیاسی سرشاری بهره مند هستند و قطعا خاطرات خوبی هم دارید. بله واقعا کوهدشتی ها دارای اطلاعات و معلومات عمیق سیاسی هستند.شش ماه قبل از اینکه آقای منتظری برکنار شوند آن موقع در دبیرستان امام جعفر صادق(ع) که من رفته بودم برای سخنرانی برخی آمدند و به من گفتند این شیخ هم که خراب کرده است و این نشان میداد که مردم و به ویژه جوانان نسبت به موضوعات سیاسی حساس وپیگیر هستند واز مسایل سیاسی پشت پرده هم با اطلاعند، لذا همانطور است که می گوئید مردم کوهدشت دارای بینش سیاسی دقیق و عمیقی هستند و فکر می کنم از قبل هم چنین بوده اند. دوره ای که شما کوهدشت بودید حوادث تلخ و شیرین سیاسی زیادی مخصوصا در جریان انتخابات کوهدشت رخ می داد، حتما خاطراتی هم از آن دوره دارید.مخصوصا آن واقعه تلخی که چند نفر بی گناه کشته شدند و درگیریهایی در اطراف فرمانداری رخ داد. انتخابات(سال68) را به آرامی پیش برده بودیم، ولی معاون سیاسی و فرماندار وقت مقداری کار شکنی کردند ونگذاشتند. همان روز ها رییس اداره اطلاعات وقت کوهدشت آمد و گفت اگر شما ورود نکنی اینها نمی توانند هیات اجرایی تشکیل بدهند. البته آنها نمی خواستند امام جمعه در کارشان دخالت کند بعد دیدند ظاهرا چاره ای ندارند ،بعد از نماز مغرب و عشاء بود که فرماندار آمد پیش من و گفت خوب است امشب شما هم سری بزنید فرمانداری. من هم رفتم و با وساطت من و صحبتی که با عقلای هر دو طرف کردم لیست هشت نفر را به 30 نفر مدعو دادم و گفتم لطفا به اینها رای بدهید تا غائله بخوابد با اینکه برخی معترض بودند ولی با رای زنی با اشخاصی مثل مرحوم حاج سید علی رضا هاشمی،ابراهیم باقری وعلی تیموری به نتیجه رسیدیم تا اینکه ساعت 11 شب قبل از اتمام مهلت قانونی هیات اجرایی تشکیل شد. در کل مسئولین سیاسی شهر و استان به علت محاسبات غلطی که داشتند دچار اشتباه شدند و بعد ازانتخابات مردم متاسفانه به خیابانها ریختند و بعد چند نفر بی گناه هم کشته شدند. اگر به محض وقوع هم من در جریان قرار می گرفتم شاید می شد مانع از آن اتفاق ناگوار شد ولی چون نمی خواستند من در مسائلشان دخالت کنم مرا در جریان نگذاشتند . بعد هم وقتی رییس اطلاعات گفته بود برویم فلانی را بیاوریم گفته بودند که در شهرستان نیست در حالی که بودم و اگر در بین مردم حاضر می شدم مردم به حسب تجربه در موقعیت های دیگر حرف مرا گوش می کردند و متفرق می شدند . بعد هم وارد ماجرا شدیم و با کمک معتمدین، شهر آرام شد وجالب که همان کارهایی که در دفتر من مکتوب و به توافق وامضای طرفین رسید تا شهر آرام گرفت را در شورای تامین استان بدون اینکه نامی ببرند به عنوان کار خودشان معرفی کردند . البته خاطرات شیرین کوهدشت بیش از تلخی هاست . مجددا از شما سپاسگزارم که وقت دادید و این مجال فراهم شد. برای بنده هم فرصت مغتنمی بود تا هم امروز در نماز جمعه با شکوه گرمسار شرکت کنم و تداعی خاطرات 20-25 سال پیش بشود و هم از سخنان ارزشمند شما در باره مرحوم آیت الله مروجی وسایر موضوعاتی که مطرح شد بهره ببرم. من هم برای شما توفیق آرزو می کنم و امیدوارم در مسیر فعالیتهای فرهنگی تان خداوند شما را یاری بدهد . کانون فرهنگی سبحان تصاویر : اختصاصی میرملاس درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت ) ...
نقطه مشترک داعش و قاتل امام علی(ع)/ ناپدید شدن یک شبه یک دریاچه/ توصیه حائری به هاشمی/ واکنش فرمانده ...
یک دهه اخیر شدت یافته است. پسر رامین اسپانسر استقلال شد+تکذیب آبی پوشان که در فصل پیش روی همانند سال گذشته شرکت توسعه صنایع نوین را به عنوان شرکت بهره بردار خود می بینند، قرارداد با یک شرکت سرمایه گذاری جهت اسپانسرینگ پیراهن خود را به امضا رساندند که در عکسهای منتشر شده از این جلسه حضور یک شخصیت جالب توجه است.یاسین رامین(نفر اول از سمت راست) همسر مهناز افشار ستاره سینما که طی
با بهشت و جهنم بیشتر آشنا شویم
: پس کجاست؟ گفت: فراتر از آسمان هفتم، زیر عرش خداوند. (بحار الانوار، ج 8، ص 83) پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: وارد بهشت شدم، دیدم در جبهه آن سه خط زرین با زر نه، با آب طلا نوشته شده است. سطر نخست لا اله الا اللَّه، محمد رسول اللَّه بود. سطر دوم چنین بود: آنچه که پیش فرستادیم، اینجا یافتیم. آنچه در آن جهان خوردیم، سودی بود که بردیم و آنچه گذاشتیم، زیان کردیم. سطر سوم چنین بود: امتی
برگزاری کنفرانس بین المللی روز جهانی قدس در بلغارستان
. شرکت کنندگان در این تظاهراتی که هر سال هر چه پرجمعیت تر می شوند، هرچند از اقوام و دین خود، مردمی طرفداران آزادی و برابری هستند. به نظر آن ها هیچ ملتی امتیاز و برتری بر ملتی دیگر ندارد. آن ها تجاوز رژیم صهیونیستی را در مقابل ملت فلسطین، سرزمین های مقدس و خدا قبول نمی کنند. این استاد دانشگاه صوفیه در ادامه سخنانش گفت: رهبر کبیر انقلاب ایران به عنوان مردی فداکار و با توجه به مشکلات محرومان
برگزاری کنفرانس بین المللی روز جهانی قدس در بلغارستان
مراسم بزرگداشت روز جهانی قدس با همت سفارت و رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در بلغارستان با حضور دکتر عبد الله نوروزی، سفیر و محمد علی کیانی، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در بلغاستان و سفیران و دیپلمات های مقیم و شخصیت های فرهنگی و سیاسی بلغاری و فلسطینی در هتل موسکوا بلغارستان برگزار شد. به گزارش گروه دریافت خبر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در ابتدای مراسم خانم الکساندرا
داعش و شیوخ عرب حوزه خلیج فارس
هوادارانی از این گروه در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس است. داعش و بحرین (1) ظهور داعش در بحرین به ماه ژوئیه گذشته و به طور مشخص نماز عید فطر سال گذشته باز می گردد که پرچم های داعش در مسجد الفاتح ، بزرگ ترین مسجد شهر منامه، پایتخت بحرین توسط نمازگزاران به اهتزاز درآمد. این درحالی است که تا آن زمان حکومت بحرین تاکید می کرد، داعش هواداران و طرفدارانی قابل توجهی در این کشور ندارد و حکومت
وصیت نامه نخستین شهید غواص شناسایی شده منتشر شد
... شهید سید جلیل میری در روز بیست و ششم آذر ماه سال 1365، هشت روز قبل از شهادت در وصیت نامه ای کوتاه خطاب به خانواده اش می نویسد: ...راه پدر را به بچه هایم بیاموزید که همانا راه حسین (ع) است، امام را تنها نگذارید و پشتیبان اسلام باشید. می خواستم قبرم در خاک پاک ویکان باشد ولی از آنجایی که زمستان است و سخت، هر جایی که خودتان خواستید دفنم کنید... بچه که تازه به دنیا آمده اگر پسر بود اسمش سید محمد مهدی،و (بهرام) صدایش کنید و اگر دختر بود سید زهرا (آزاده) صدایش کنید. (داخل پرانتز اسم مستعار می باشد.) امضاء: سید جلیل میری ورکی 26/9/ ...
ابتکار جالب طلبه شهید در شرایط سخت
و مقطع راهنمایی را در شهر خوراسگان شروع و به پایان رساند. دبیرستان را در مدرسه نشاط آغاز نمود. در کنار تحصیل روح آزادمنشانه اش وی را به خیابان می کشاند و در کنار مردم علیه رژیم شاهنشاهی شعار می داد. محمد در جلسات مذهبی شرکت فعال داشت و در حقیقت این جلسات، انگیزة مبارزة او برای پیروزی را تقویت می کرد. در صبحگاه پیروزی، چلچله ها ترانة رهایی را سر دادند و در جشن پیروزی انقلاب، محمد نماز
نشریه خبر روز جامعه مدرسین مورخ 1394/04/20
رهبری، مجلس و دولت در مذاکرات حضور دارند اما اسیر هیچ گونه فشار و جنگ روانی نمی شوند. * به توافق خوب دست پیدا نکنیم شکست نخورده ایم آیت الله سیداحمد علم الهدی امام جمعه مشهد، گفت: برخی مسئولان به گونه ای عمل نکنند که چنین تصور شود که مردم در فراق آمریکا بودند لذا از توافق خوب خوشحال هستند. او ادامه داد: اگر به توافق خوب دست نیابیم، باز هم شکست نخورده ایم و در نتیجه پایمردی و استقامت
مرید حاج همت
داده شد. این شهید والامقام در تاریخ 1393/12/13 همزمان با سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا(سلام علیها) تشییع و در گلزار شهدای یافت آباد به خاک سپرده شد، متن پیش رو گفت وگویی است با مادر بزرگوار شهید امرالله معروف وند. آغاز راه عشق! پسرم سال 61 برای اولین بار به جبهه رفت. آن موقع 14 ساله بود. حدود سه ماه بعد در عملیات والفجر مقدماتی مجروح شد و در بیمارستانی در اهواز تحت معالجه قرار گرفت
حجت الاسلام قرائتی: نیمی از زمان منبرها به تفسیر قرآن اختصاص یابد
ها را بخوانند که در میان تعداد کثیری از این نامه ها یک نامه متعلق به شیرین ترین نماز یک دختر 11 ساله بود که به همراه پدرش با اتوبوس به مسافرت رفته بود. زمانی که این پدر و دختر در اتوبوس بودند دختر با نگاه به خورشید در حال غروب به یاد می آورد که نمازش را نخوانده است و به پدرش اصرار می کند که به راننده بگوید اتوبوس را نگه دارد تا نمازش را بخواند اما پدرش می گوید راننده به خاطر یک نفر این کار
آرزوی شریعتمداری برای مذاکرات /سلفی دبیر و بچه محل ها/خیس شدن احمدی نژاد
خود در حاشیه راهپیمایی روز قدس در پست اخیرش ابراز امیدواری کرد مذاکرات در مسیر درست خود طی طریق کند و به نتیجه مطلوب برسد. به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی "خرد"، محمد شریعتمداری در حاشیه حضور در راهپیمایی روز قدس، درباره زیاده خواهی های طرف آمریکایی اظهار کرد: ما بر منطق خودمان همانند گذشته استوار هستیم و جمهوری اسلامی ایران بر حق خود و دفاع از آنچه که حقوق ملت است البته در چارچوب
ماجرای خواب شهادت یکی از شهدای غواص
رسیدند، زمانی که مشخصات وی را اعلام کردم، بعد از گذشت یک هفته اعلام کردند همسر من بین شهدای غواصی که تازه تفحص شده اند، شناسایی شده است. بعد از شنیدن این خبر و اینکه پدر فرزندانتان بعد از 29 سال دوری به خانه برگشته چه حسی داشتید؟ همسر شهید میری : با شنیدن این خبر خوشحالی را در چهره فرزندانم دیدم، با برگشت همسرم گویی بار دیگر ستون خانه ما محکم شده، همسرم ستون خانه و خانواده بود
تجهیز رژیم پهلوی به سلاح هسته ای توسط آمریکا
ملی رسید.[1] به موازات همکاری های هسته ای تهران و واشنگتن، انستیتو علوم هسته ای که تحت نظارت سازمان مرکزی پیمان سنتو بود در سال 1957 میلادی از بغداد به تهران منتقل و در دانشگاه تهران مستقر شد. دو سال بعد به دستور محمد رضا شاه پهلوی مرکز اتمی دانشگاه تهران تاسیس شد و تنها یک سال بعد یعنی در سال 1960 میلادی آمریکا یک رآکتور تحقیقاتی 5 مگاواتی به ایران واگذار کرد. این رآکتور که با نام اختصاری
فیلم هایی که بی خود و بی جهت توقیف شدند!
به گوش می رسید تا اینکه چند روز بعد رسما وزیر ارشاد وقت این خبر را تایید کرد. درست در روز سه شنبه 29 دی سال 88 سید محمد حسینی اما به طور مصداقی درباره توقیف فیلم حرفی نزد و به کلیات بسنده کرد: وقتی فیلمی معیارها و موازین ارزشی را رعایت نکند، قطعا توقیف می شود. بعدها جواد شمقدری و علیرضا سجادپور بارها عنوان کردند فیلم تبریزی که آن زمان پاداش نام داشت نیاز به اصلاحات و حتی فیلمبرداری مجدد
3 روز شهید بودم!
چندی پیش که برای تحقیق به کتابخانه ملی مراجعه کرده بودم با خبر شدم یکی از کارمندان آنجا جانبازی است که پس از مجروحیت ابتدا تصور می شود وی به شهادت رسیده ولی پس از سه روز در سردخانه متوجه می شوند که زنده است. پس از مصاحبه متوجه شدم آقای حمید زمانی همان جانباز 70 درصد با وجود مجروحیت پس از پایان جنگ به تحصیل ادامه داده و در سال 84 با دریافت مدرک لیسانس فارغ التحصیل شده اند. وا قعا درک افرادی نظیر
پناهیان: آدم گاهی باید برای زندگی بجنگد
به گزارش عرش نیوز ؛حجت الاسلام علیرضا پناهیان که در رمضان گذشته با موضوع تنها مسیر-راهبرد اصلی در نظام تربیت دینی سخنرانی کرد و مورد استقبال جوانان قرار گرفت، امسال قرار است به مدت 30 شب در مسجد امام صادق(ع) میدان فلسطین به موضوع تنها مسیر برای زندگی بهتر بپردازد و به سوال چگونه یک زندگی بهتر داشته باشیم؟ پاسخ دهد. در ادامه فرازهایی از چهاردهمین جلسه این سخنرانی را می خوانید: زندگی بهتر یعنی زندگی پرتلاش و سرشار از مبارزه/ آدم گاهی باید برای زندگی
خاطره دو شهیدی که در مجلس ترحیم خود حضور داشتند
و بازگشت از اسارت، برای گرفتن دیپلم و حضور در دانشگاه اقدام کرده است، آن را به عنوان نمونه ای از برنامه داشتن هم نسلان خود برای زندگی برشمرد و این سوال را مطرح کرد: آیا جوانان امروز هم به همین اندازه مسئولیت پذیر است؟ وی در ادامه خاطره ای از دوران اسارت خود گفت: در حالی که ما اسیر شده بودیم تا یازده ماه نام ما را به صلیب سرخ اعلام نکرده بودند و خانواده از ما بی خبر بودند و به گمان شهادت
مرجع تقلیدی که پدرش اورا وقف امام زمان کرد
بدهم (حالا اسلحه خودش داشت یا طرف به او داد دقیقاً یادم نیست) من آمدم، اول رفتم حرم حضرت معصومه(علیها السلام) ناگهان منقلب شدم و به قلب من افتاد که این چه کاری است که من می کنم آیا خدا از این کار راضی است؟! دگرگون شدم و گفتم بیایم و جریان را به شما خبر بدهم تا مراقب و مواظب باشید. این را گفت و خداحافظی کرد و رفت. نماز باران سال 1375، ایران دچار فاجعه خشکسالی سخت و کم سابقه ای
ناشناس ماند چون بر نفسش سوار بود
زاده هنوز روحیاتی را که از دوران دفاع مقدس داشت، حفظ کرده بود. ایشان همان فردی که سال 61 با او آشنا شدم بود و هیچ تغییری نکرده بود. در خواندن نماز شب، داشتن سجده های طولانی و رعایت مسائل اخلاقی همان فرد زمان جنگ بود. با اینکه دو برادرشان شهید شده بود باز هم تا پایان جنگ در مناطق عملیاتی حضور داشت. طوری برخورد می کرد که فقط ما که از نزدیکان و دوستانش بودیم، می دانستیم در جنگ حضور داشته و
خبری که امیرالمومنین از معراج نبی آورد
بن عباس بیان می کند که با پیامبر بیرون شدم، نزد زینب دختر جحش رفتیم که دخترخوانده ایشان می شوند و بعد به خانه ام سلمه آمدند. پیامبر نزد امّ سلمه بودند و هنوز ننشسته بودند که فهمیدند دق الباب می کنند منتها آهسته. فاستبشر رسول اللّه الدق هنوز دق الباب است، معلوم نیست پشت درب کیست امّا پیامبر خوشحال شد. و انکرته ام سلمه امّا امّ سلمه خوشش نیامد. فکر کرد حالا امروز که پیامبر پیش اوست، گفت: مزاحمی آمده
آیین سنتی سخنوری چرا فراموش شد؟
شاید این پرسش یرای ما که بیشتر اوقات فراغت مان را امروزه پای جعبه سیاه تلویزیون نشسته ایم ایجاد شود در ده های گذشته مردم چگونه اوقات فراغت خود را می گذراندند؟. یا مردم در گذشته نه چندان دور شب های مناسبتی مانند ماه رمضان را علاوه بر حضور در مساجد در کجا ها می گذارندند. اما با پرس وجو از مردم شهر می شود نشانه ای پیدا کرد از سنت های فراموش شده، که اگر یادی از آنها نشود است برای ابد فراموش می شوند
ارزیابی یک نماینده مجلس در بازدید از زندان زنان
مکان ها موجب استقبال بیشتر مردم می شود؛ اما امسال با توجه به بررسی های انجام شده و در قیاس با سال گذشته یک سری اشکالاتی مطرح است. مصلی با نمایشگاه قرآن سنخیت بیشتری دارد. مردم سال ها مصلی را به عنوان پاتوق شب های ماه مبارک رمضان خود می دانستند و اکنون چه در جمع عامه مردم و چه در جمع همکاران نماینده دوگانگی ایجاد شده است و از اینکه دقیق نمی دانند کجا باید مراجعه کنند اظهار گلایه می کنند
علل انتخاب کوفه به عنوان مرکز خلافت از سوی حضرت علی علیه السلام
همراه امام در جنگ جمل، چهار هزار نفر است. چنین جمعیتی قادر نبود مشکلات خلافت را در مواجهه با دشمنان فراوانش حل کند. هم چنین بستگان اموی و بستگان شورش جمل اجازه همکاری کامل را به همین نیروی اندک هم نمی دادند. 3 - مردم این شهر به ویژه برخی از اصحاب، کسانی چون عبداللّه بن عمر، سعد بن ابی وقاص، محمد بن مسلمه، زیدبن ثابت و بسیاری دیگر، کوچک ترین علاقه ای به امام نداشتند و خود را مجتهدتر از آن می
مراسم روز جهانی قدس در کشورهای مختلف برگزار شد
آنها تأکید کرد و گفت: ایران همواره از آرمان های بلند مردم فلسطین پشتیبانی کرده است. در ادامه این مراسم که اغلب ایرانیان مقیم و کارکنان نهادهای ایرانی به خصوص سفارت ایران و رایزنی فرهنگی کشورمان نیز حضور داشتند، نماز جمعه به امامت مفتی محمد یوسف سپاهیچ، امام جمعه شهر بلگراد اقامه شد. خطیب جمعه بلگراد هم در بخشی از خطبه های نماز، اهمیت قبله اول مسلمانان را تشریح و جایگاه مهم آن را
مساله فلسطین مساله قرن مسلمین
ارزشمند و فتوای تاریخی معمار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) است و امروز شاهد هستیم در تمام کشورهای اسلامی علی رغم برخی محدودیت ها مسلمانان روزه دار به خیابان ها آمده اند تا حمایتشان را از مردم مظلوم فلسطین اعلام کنند. حقیقی ادامه داد: قدس محل معراج حضرت محمد (ص) و محل بعثت بعضی از پیامبران الهی است و قبله گاه اولیه مسلمانان عالم است که متأسفانه بیش از 60 سال دولتی نامشروع، جعلی
پیشتازی مثل خون در رگ های من در فهرست پر فروش ها/ صد سال تنهایی ، هنر شفاف اندیشیدن و بیشعوری به دنبال ...
زندگی، عشق و احساس 14 فروشگاه شهر کتاب مرکزی مجموعه ای از کتاب های ادبی، جامعه شناسی و فلسفی، فهرست پر فروش ترین کتاب های این فروشگاه در هفته گذشته را تشکیل داده اند که بر این اساس نامه های احمد شاملو به آیدا با عنوان مثل خون در رگ های من با 18 جلد فروش در صدر این فهرست و بیشعوری با 17 جلد فروش رده دوم این فهرست قرار گرفته اند. جستارهایی درباره عشق و صد سال تنهایی نیز هر یک با 15 جلد