سایر منابع:
سایر خبرها
زندگی نامه مرحوم عطاالله بهمنش
زشت و زیبا را بر در و دیوار آن آویخته اند و تماشاگران پس از دور زدن و نگاهی سرسری، پی کار خود را می گیرند تا گشایش نگارخانه دیگر. این کتاب که در سال 1361 به قلم استاد به نگارش درآمده است، افق بلند نگاه وی را نشان می دهد که چگونه با نکته سنجی و ذکاوت بر مسائلی دست می گذارد که امروز با نام "بداخلاقی" گریبان فوتبال ما را گرفته است. همچنین در جای دیگری از این کتاب آمده است: اگر هنر بازی با
کلید خانه مجردی زیر آجر بود وقتی وارد خانه شدم ...
از آن ها گفت بعدازظهر بیایید تصمیم بگیریم! ولی آن ها همان روز کردند تا این که 5 سال بعد دوباره افرادی در این پرونده به همراه آن 3 نفر دستگیر شدند که یکی از آن ها من بودم. چندین ماه بعد با سپردن وثیقه آزاد شدم و با اصرار مادرم با یکی از بستگانم ازدواج کردم اما چند روز قبل در حالی که تحقیقات پلیس در این پرونده جنایی ادامه داشت دوباره مرا برای بازجویی های بیشتر به پلیس آگاهی احضار کردند تا... اخبار زیر را از دست ندهید: اخبار زیر را از دست ندهید:
کتاب هایی که در بهار 96 خواندیم/ خوش اقبالی سوئدی ها در بازار نشر
نوشته مارتین مک دونا است که توسط زهرا جواهری ترجمه شده و هشتاد و سومین عنوان مجموعه نمایشنامه های برتر جهان است که توسط این ناشر چاپ می شود. مرد بالشی برای اولین بار در سال 2003 چاپ شد و در ایران هم اجرا شده است. زمانی که یک اثر هنری بودم نوشته اریک امانوئل اشمیت هم دیگر نمایشنامه پرفروش این ناشر است که توسط فرامرز ویسی و آسیه حیدری ترجمه شده است. این ترجمه در سال 94 توسط افراز چاپ شد. ترجمه شراره
30 سال زندگی با کابوس جنایت
نوجوانی پسرشیطانی بودم و مدام از مدرسه فرار می کردم. آن روز هم از مدرسه فرار کردم و به خانه خواهرم رفتم. داخل کوچه موتورسواری را دیدم که به پیرزن همسایه بسته ای داد. من آن موقع با پدرم هم اختلاف پیدا کرده بودم و با خواهرم درد دل می کردم. در میان این درد دل ها صحبت به پیرزن همسایه کشید که خواهرم گفت بلقیس خانم، زن پولداری است و 350 هزار تومان پول درخانه اش دارد. خواهرم مرا تشویق به سرقت پول
مجید درخشانی:باید آواز را از انحصاری بودن خارج کنیم
پسندم.خواننده های نسل امروز بسیار پرمدعا هستند وزمانی که یک گروه جوان بخواهد با آنها همکاری داشته باشد مبالغی را می خواهند که باعث تعجب است در صورتی که شاید حتی چند آلبومی که منتشر کرده اند را یک نفر گوش نداده باشد. مبالغی که این خواننده ها به عنوان دستمزد مطرح می کنند یک نوازنده با 30 سال تجربه کاری جرأت بیان ندارد اما چون آنها احساس می کنند که گروه وابسته به خواننده است هرگونه که بخواهند رفتار می کنند
جنازه که نه، قطعات بدن بالا می آوردیم!/ کابوسی که یک صندلی سنگین به بار آورد
به گزارش دیار آفتاب ؛ به نقل از جام جم آنلاین - سرهنگ منصور قاسمی فرمانده یکی از تیم های غواصی آن روزهای انقلاب است؛ اولین تیمی که سر صحنه سقوط هواپیما رسیده... تاریخ دوازدهم تیرماه برای همیشه در کنج ذهن این مرد با همه جزئیاتش ثبت شده ؛ همه لحظه های سخت عملیات جستجو و پیدا کردن اجساد و قطعات هواپیما... همه نگاه ها، حرف ها، اشک ها، غصه ها...همه آن چیزهایی که کنار هم قرار گرفتند و دوازدهم تیرماه
نقشه شوم مرد شیطان صفت برای زن جوان در تهرانسر
به گزارش گروه انتظامی و حوادث خبرگزاری برنا ،ساعت 6 عصر 21تیر سال گذشته، ماجرای این جنایت به کلانتری150 تهرانسر اطلاع داده شد یکی از همسایه ها به مأموران و بازپرس گفت: داخل خانه بودم که با شنیدن صدای داد و فریاد و جیغ های زن همسایه به طبقه پایین آمدم که ناگهان جوانی30ساله را مقابلم دیدم.او در راه پله ها مرا به سمت دیوار پرتاب کرد و بسرعت از ساختمان خارج شد. وقتی به خانه زن همسایه رفتم
4 کاری که یک هفته مانده به کنکور باید انجام دهیم!/ رتبه های برتر کنکور هفته آخر چه کردند؟
کشور: چند روز اول سعی کردم بعضی از مباحث عربی و ریاضی و زیست را که نیاز به توجه بیش تر داشت مرور کنم. من در یکی از آزمون های سنجش ثبت نام کرده بودم اما شرکت نکردم و آن آزمون را در منزل در هفته ی آخر از خودم امتحان گرفتم. تاریخ ادبیات و یک سری لغت را هم مرور کردم. سعی کردم نگاهی به کتاب زمین شناسی داشته باشم و به مرور آیات دین و زندگی نیز پرداختم. احسان موهبتی، رتبه ی 3 انسانی منطقه ی 2
درخشنده: به همه کاراکترهای فیلمم حق می دهم/ مجد: سینما می تواند برای حل کردن مشکلات متعدد در جامعه موثر ...
همسرم با من این کار را کرد و این چنین مرا آزرد من به فردی که سال ها قبل از ازدواج با همسرم خواستگارم بود زنگ زدم و با وی تلفنی صحبت می کنم! قطعاً تمامی این اتفاقات بسیار دراماتیک است و برای تبدیل شدن به یک اثر سینمایی می تواند جذابیت های لازم را دارا باشد؛ همین که ما فکر کنیم شیوع و گسترش چنین اتفاقاتی تا چه میزان می تواند برای آینده جامعه و کشورمان خطرناک و دردناک باشد خود یک تلنگر بر همه
کالبدشکافیِ یک مرگ
، دلیلش مرگ نمادینی است که ذهن ها را بیدار و سرها را به عقب چرخانده است، به چهل سال پیش، جایی که هوشنگ گلشیری آغاز کرد. محمود دولت آبادی، از معدود نویسندگان حی وحاضر از نسل تنومند داستان ایرانی، در مراسم بدرقه پیکر اسدی، پیش از گفتن از کورش اسدی از روزگار رفته بر نویسنده ایرانی سخن گفت. مرگ ناگهان از راه می رسد و انسان را غافلگیر می کند. سوال من این است انسانی که در موقعیت پختگی خود به عنوان یک
هیچ کس غم نان نداشته باشد
رضا آشفته: پنج دقیقه با... ، عنوان ستون تازه ای است که به گپ کوتاه پنج دقیقه ای با هنرمندان حوزه های مختلف می پردازد تا از چالش ها، امیدها و آرزوهایشان بگویند. ستون امروز را به هادی مرزبان، کارگردان نمایش های اجتماعی و ایرانی، اختصاص داده ایم که تاکنون بسیاری از متون اکبر رادی را به صحنه آورده و درحال حاضر هم بنگاه تئاترال ش در تالار سنگلج اجرا می شود. این روزها درباره مشغولیتم: الان دارم
گفت وگو با قاتلی که پس از 30 سال فرار خود را تسلیم کرد
نزند چند ضربه به او زدم. پول ها را سرقت کردی؟ شاید باورتان نشود اما دریغ از یک ریال. حتی یک قطعه طلای کوچک هم داخل خانه اش نبود و من بی دلیل شدم یک آدمکش و سال ها عذاب کشیدم. خواهرم تصور می کرد که من پول ها را برداشته ام و به او دروغ می گویم. او در این سال ها مدام مرا تهدید می کرد و ارثیه ام را هم برای خودش برداشت. از اینکه خودم را معرفی کردم ناراحت نیستم. شاید اگر قصاصم کنند
مروری برزندگی نامه عطاء الله بهمنش
ببینند. او همچنان که در گزارشگری رادیو و تلویزیون یک فرد خارق العاده بود، در حرفه روزنامه نگاری نیز یک فرد چیره دست به شمار می آمد. بهمنش نویسندگی را از دی ماه 1330 در مجلهی ورزشی "نیرو و راستی" که توسط "منیر مهران" و "منوچهر مهران" منتشر می شد، شروع کرد و همکاری خود با آن نشریه را تا هنگام تعطیلی آن در سال 1337 ادامه داد. مرحوم بهمنش همچنین در سال های 1333 تا 1337 در نشریه
تکاوران خرمشهر دوباره در بازار کتاب/ کتاب یاحسینی برای نوجوانان خواندنی شد
/> در ابتدای کتاب می خوانیم: ناخدا یکم بازنشسته هوشنگ صمدی هستم. در بهمن ماه 1318 در روستای کلخوران از توابع اردبیل متولد شدم. این روستا امروزه جزء شهر اردبیل به شمار می رود. دبستان و سه سال اول دبیرستان را در همان اردبیل درس خواندم. در پاییز 1334 در تهران به دبیرستان بهبهانی رفتم. کلاس های ده، یازده را در همین دبیرستان تمام کردم. برای سال دوازده به مدرسه ای در خیابان لاله زار رفتم و خرداد ماه
روحانی: از هر داستانی سریالی برای ما تولید می کنند/ تازه عده ای کلمه رکود را یاد گرفته اند
ایشان به عنوان یکی از فضلای بنام حوزه علمیه قم در کنار امام راحل بود. روحانی گفت: بعد از پیروزی انقلاب هم بار بسیار سنگینی را بردوش گرفت و واقعا صبر ایشان به گونه ای بود که دیگر صبر خسته شده بود و خود ایشان خسته نمی شد؛ آن هم اتهاماتی که در آن روزگار در سال 58 و59 تا روز شهادتش واقعا کمتر مظلومی را در تاریخ بعد از انقلاب اسلامی مشاهده می کنیم. وی خاطر نشان کرد: حالا تا زمان
گلزار سوپراستار نیست!
اینکه سال 71 در برنامه جنگ جوان مرکز رشت مجری بازیگر شدم. بازغی در ادامه خطاب به مجری برنامه گفت: من اجرا و بازیگری را از هم جدا نمی دانم. مثل شما که با روح و احساس من بازی می کنید و با کلمات از من بازی می گیرید. می خواهید من را عصبانی کنید و بخندانید. ما با من گفتمان می کنید و می خواهید با صحبت هایتان مرا عصبانی کنید . این ها همه یک نوع بازی است و اجرا نیست. اجرا یک نوع بازی است و من با
روحانی:انقلابی بودن به معنای منزوی کردن آمریکاست/قادریم بهانه های حقوق بشری را بگیریم
دقیق در زمینه تربیت جوان ها برای مدیریت آینده کشور و طلاب جوان برای توانمندی در برابر نیازهای زمان بود؛ از وقتی هم که نهضت اسلامی شروع شد، همواره ایشان به عنوان یکی از فضلای بنام حوزه علمیه قم در کنار امام راحل بود. روحانی گفت: بعد از پیروزی انقلاب هم بار بسیار سنگینی را بردوش گرفت و واقعا صبر ایشان به گونه ای بود که دیگر صبر خسته شده بود و خود ایشان خسته نمی شد؛ آن هم اتهاماتی که در آن روزگار در سال
محاکمه زن در ماجرای قتل شوهرش
بازجویی قرار گرفت و گفت: از مدتی قبل با شوهرم اختلاف داشتم. او معتاد بود و مرا مجبور می کرد با یکی از دوستانش به نام کامران ارتباط داشته باشم. کامران دیروز به خانه ام آمد و گفت هوشنگ را کشته است. مدتی بعد کامران نیز دستگیر شد و با اعتراف به قتل گفت: نقشه قتل را سمیه همسر مقتول کشید. روز حادثه، سوار نیسان هوشنگ شدم و با او به شمال رفتم. سمیه هم با ماشین دیگری پشت ما آمد. در راه بازگشت
خرید جنجالی استقلال؛ شنیده ام کریمی مرا می خواهد اما اولویتم حضور در اروپا است
نظر علی کریمی هستم، ولی واقعیت این است که تا الان از باشگاه نفت صحبتی با من انجام نشده است. شاگردی کریمی برای من افتخار است و زمانی که در پرسپولیس بودم اولین بازی خودم در لیگ برتر را در کنار ایشان انجام دادم. آن زمان دنیزلی سرمربی تیم بود و در شرایطی به زمین رفتم که علی کریمی کاپیتان پرسپولیس بود. مدافع فصل گذشته استقلال درمورد اینکه آیا از دیگر تیم های ایرانی هم پیشنهاد دارد یا خیر، عنوان کرد: چند پیشنهاد دارم، ولی همه چیز را به مدیربرنامه هایم سپرده ام. امسال سال جام جهانی است و من به هیچ عنوان نمی خواهم در تصمیم گیری عجله کنم. امیدوارم بهترین انتخاب را انجام دهم. ...
گفتم، دوست دارید شهردار شوید؟
... به امید خدا انتخاب شدیم من یک شهردار خوب سراغ دارم. پرسیدند کی؟ گفتم به نظرم آقای احمدی نژاد برای شهردارشدن خوب است. از ستاد مذکور بازدید کردیم و به ستاد برگشتیم. این صحنه را یادم نمی رود که آقای احمدی نژاد در همان ساختمان خیابان فاطمی اتاق کوچکی داشتند که این اتاق به سمت حیاط بود. رفتم و دیدم که آقای احمدی نژاد نشسته و سلام و احوالپرسی کردیم و ایشان تبریک گفت. من بی مقدمه گفتم آقای دکتر دوست
کاوش درتاریخ شکوهمند علم ایران
/> دانشگاه را نه، در فرانسه رفتم. پس تا چند سالگی ایران بودید؟ من تا 18سالگی ایران بودم و بعد به فرانسه رفتم ولی مرتب ایران می آمدم. رشته ای که آنجا شروع کردم، بیوشیمی و سپس ویروس شناسی بود. چرا تصمیم گرفتید به فرانسه بروید؟ چون می خواستم حتماً بیوشیمی بخوانم و شاید هم دلم می خواست خودم راه زندگی ام را انتخاب کنم و شاید هدفم دیدن باقی دنیا بود! اینها
تحمّل دردهای جسمی برای جانباز کافیست؛ لطفا تحقیر نکنید!
فاش نیوز - جانباز "خلیل ابراهیمی" از جانبازان نخاعی کشورمان است که این روزها در بیمارستان خاتم الانبیا (ص) بستری است. اما آنچه او را در این روزها رنج می دهد بیماری نیست، بلکه بی مهری و توهین و تحقیری است که در این چند روز از سوی برخی پرسنل این بیمارستان بر این جانباز نخاعی رو داشته شده است. وی در عملیات های آزادسازی خرمشهر، رمضان، والفجر مقدماتی و بسیاری از عملیات های دیگر حضور داشته
سعید شیخ زاده؛ مجری، بازیگر و دوبلور:شکرگزاری باعث شادی و رضایتمندی می شود
، پشتکار خودتان چگونه بود؟ بازیگری ابتدا برایم زیاد جدی نبود، اول به عنوان یک بچه مقابل دوربین می رفتم و نقش پسربچه ای را بازی می کردم، اما بعد که قضیه برایم جدی شد،پدر و مادرم توصیه کردند که جوری کار کنم تا کارهایم جزو پنج کار اول و برتر باشد. وقتی برنامه ریزی ات این باشد که جزو برترین ها باشی، تلاش می کنی که جایگاه خوبی به دست بیاوری. این خوب باش و کامل باشی که از طرف والدین به
هنوز در شب های عملیات حنا می بندیم
هم در عملیات والفجر6 در تنگه چزابه از ناحیه پهلو مجروح شدم. حدود چهار سال در جبهه بودم، دو سال جنوب کشور و دو سال غرب کشور. یک بار هم زمان بازپس گیری فاو به دست عراقی ها شیمیایی شدم. آخرین عملیاتی که در آن حضور داشتم عملیات مرصاد بود. الان چند درصد جانبازی دارم اما وقتی مجاهدت جانبازان قطع نخاعی را می بینم نمی توانم خودم را جانباز معرفی کنم. شما دین خودتان را به انقلاب و نظام در سال
نگذاشت معلولیت برایش محدودیت بسازد
."مهدی ماندگاری" یکی از این افراد است. مهدی ورزشکار 19 ساله بندرعباس که از بدو تولد دچار معلولیت جسمی و حرکتی مادرزادی بوده، با شرکت در مسابقات آسیایی بسکتبال با ویلچر تایلند، موفق به کسب مقام قهرمانی و جواز حضور در مسابقات جهانی کانادا را به دست آورد. این جوان قهرمان، ورزش خود را از سال 92 به صورت حرفه ای شروع کرد و از سال 95 با پیگیری جدی و حرفه ای توانست برای اولین بار در مسابقات آسیایی
فاصله نیمکت مدرسه تا سفره عقد
دلیل مراجعه ی دختری با این سن و سال به دادگاه تعجب برانگیز باشد، ولی این حقیقت تلخ جامعه است که دختر 15 ساله منتظر موافقت دادگاه برای درخواست طلاقش است. نزدیکش شده و علت حضورش را پرسیده و می گویم اکنون فصل امتحانات است، تو باید در مدرسه سر امتحان باشی، چرا به دادگاه آمده ای؟ چند لحظه سکوت می کند و می گوید: سه سال پیش وقتی 12 ساله بودم بدون اینکه بدانم ازدواج چیست، عروس شدم و به خانه بخت
یادکردی از چهارمین شهید محراب "آیت الله شهید شیخ محمد صدوقی"
یزد منصوب گردید . ایشان به اقدامات فرهنگی و عمرانی فراوانی دست زد که می توان به تعمیر 18 مسجد، تاسیس و تعمیر 19 مدرسه علوم دینی، تاسیس سازمانهای خیریه و بنیاد صدوق قم به مساحت 220 هزار متر مربع و . . . اشاره نمود. وی به دلیل تاثیرگذاری فراوان در جریان انقلاب، به شدت مورد خشم دشمنان انقلاب قرار داشت و چند بار نیز مورد سوء قصد قرار گرفت. سرانجام در رمضان سال 1360 (ه . ش) بعد از نماز
روایت همرزم تبریزی شهید چمران از سرنگونی مجسمه شاه در میدان ساعت
متوجه بخار ایجاد شده روی پلاستیک جلوی بینی من می شود. داد میزند که این زنده است. دکتر ها می آیند و تست می کنند و مرا می برند به اتاق عمل. 58 روز در کما بودم. 12 بار عمل جراحی کردند. بعد از 58 روز که از کما بیدار شدم سرباز قضیه را برایم تعریف کرد. 4 سال طول کشید از بیمارستان مرخص شوم. 7 ماه زیر سرم بودم. در این 7 ماه وقتی یک نفر آب می خورد ملافه را روی سرم می کشیدم و گریه می کردم. حساب
همنوایی برخی از مسؤولان داخلی با دشمنان
از انقلاب اسلامی است، این نهاد آن قدر مقدس است که امام راحل فرمودند که ای کاش من هم یک پاسدار بودم . شفیعی عنوان کرد: اینکه در فضای داخلی کشور، گاهی مطالبی از زبان ها و یا اینکه قلم هایی صادر شود، که خواسته یا ناخواسته همنوایی با صدای دشمنان باشد، قابل قبول و پذیرش نیست. رئیس دفاتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه های استان خوزستان گفت: مسؤولان کشور در هر رده و جایگاهی