سایر منابع:
سایر خبرها
نوجوان17ساله:نامادری ام مرا شیشه ای کرد / با وعده او برای رابطه جنسی، به کشتن پدرم تحریک شدم
... چند وقت بود که شیشه مصرف می کردی؟تقریباً 5-6 ماهی بود. پول شیشه را از کجا می آوردی؟نامادری ام می داد. پدرم پولدار بود و تمام پول های پدرم هم دست نامادری بود. محاکمه نامادری پس از اظهارات متهم ردیف اول، شهره - 35 ساله – متهم ردیف دوم به اتهام معاونت در قتل و همچنین رابطه نامشروع پای میز محاکمه ایستاد تا به سؤالات قضات پاسخ دهد. چند سال با
دستبرد سارق به خانه قاضی پرونده
ششم بود که دستگیر شدیم. او در خصوص اقلام سرقتی گفت: برایمان مهم نبود چه چیزی را سرقت کنیم و در خانه ها دستمان به هرچه می رسید سرقت می کردیم. از پول و طلا تا لباس و. . . . در ادامه دیگر متهم نیز به جرمش اقرار کرد و در بررسی ها مشخص شد ارزش تقریبی اموال مسروقه حدود 200 میلیون تومان است. پرونده با کامل شدن تحقیقات به شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. روز گذشته احد از زندان
دستبرد دزد بدشانس به خانه قاضی
دلیل زندانی بودن در کرمانشاه در جلسه غایب بود. هر کدام از مالباخته ها با اشاره به سرقت 25 تا صد میلیون تومانی از خانه شان خواستار مجازات متهم شدند. سپس یکی از آنها که قاضی است، گفت: پیش از این متهم را به جرم کلاهبرداری محاکمه کرده بودم. فکر می کنم او به خاطر این مساله از خانه ام سرقت کرده است. به گفته شاکیان، سارقان حتی لباس های داخل خانه و آهن پاره های شوفاژهای اسقاطی در انباری ها را نیز می
اعضای بزرگترین باند سرقت های سریالی دستگیر شدند
بازداشت شد، اما طی یک اقدام عجیب موفق شد از دست پلیس فرار کند. سرقت های سریالی و دستگیری 5 متهم چندی قبل مردی با حضور در شعبه چهارم بازپرسی دادسرای ناحیه 34 تهران از سرقت شبانه منزلش خبر داد. او به بازپرس رستمی گفت: چند روزی با خانواده به مسافرت رفته بودیم، وقتی به خانه رسیدیم متوجه شدم که درِ ورودی خانه باز است. با عجله به داخل خانه رفتم، اما هیچ چیزی سر جایش نبود. کل خانه زیر و رو
قصاص فرجام قتل پدر با همدستی نامادری
قائل شوند. سپس راحله گفت: چند روز قبل از حادثه بر سر شستن لباس ها با شوهرم درگیر شدم و به خانه مادرم قهر کردم. روز قتل هم در خانه نبودم و نمی دانستم سعید می خواهد پدرش را بکشد. از ماجرای سر رسید هم خبری نداشتم. درست است که رابطه من و سعید معمولی بود، اما من با او دشمنی نداشتم که بخواهم به شیشه معتادش کنم. من شوهرم را دوست داشتم و اختلافاتمان معمولی بود. در ادامه، جلسه رسیدگی برای بررسی اتهام
واقعیت هایی در مورد دستمزد بازیگران
می خواهد؟ گفت: آره، مگه شما خودتون حقوق نمی گیرید؛ گفتم: بله، ماهی چهار صد، پونصد هزار تومان می گیرم؛ گفت شما بعد این همه سال، ماهی این قدر می گیرید؟ گفتم: بله، پسر شما هم اگر خواست بازیگر شود باید ده سال بیاید؛ اگر آن ها دیدند این کاره است برایش حقوق در نظر می گیرند؛ گفت: هی آقا، حقوق نباشه که فایده ندارد؛ این شازده همین الآن اندازه حقوق شما پول تو جیبی از من می گیره... تا به حال
خنده های قلندرانه فرزاد و دلشاد به یک بیماری نادر
و افکارش را پریشان کرده بود، ادامه داد: آنقدر بی پول بودیم که همسایه ها و مردم خیرخواه محل برای همسرم مراسم ختم برگزار کردند و تا مدتی بعد از خاکسپاری اش، از باقیمانده مواد غذایی شکم بچه ها را سیر می کردم، اما مدتی بعد که خوراکی ها تمام شد دوباره همان آش و همان کاسه. چاره ای نبود جز اینکه در خانه این و آن کار کنم و با کمک هایی که از کمیته امداد می گرفتم زندگی بخور و نمیر مان را پیش ببرم.
قصاص برای پسر به جرم قتل پدر
نوجوان به قتل پدرش اعتراف کرد و مدعی شد که پس از جنایت قصد داشته جسد او را در جایی خلوت رها کند که بعد از چند ساعت سرگردانی، زمانی که کنار خیابان پارک کرده بود، پشت فرمان خوابش برده است. پسر نوجوان که زمان جنایت 17سال داشت در دادگاه ادعا کرد که تحت تأثیر حرف های نامادری اش دست به جنایت زده است. در ادامه پرونده به پزشکی قانونی فرستاده شد و پزشکان اعلام کردند که متهم در زمان جنایت، ماهیت
سرقت 24 میلیارد تومانی در دستبرد به 288 خانه
زمان مرد تاجری به اداره پلیس رفت و به مأموران گفت دزدان به خانه اعیانی اش دستبرد زده و در حدود 2میلیارد تومان از اموالش را سرقت کرده اند. وی گفت: به همراه خانواده ام به سفر رفته بودم که پس از بازگشت با تخریب در روبه رو شدم. دزدان خوب می دانستند که من چند روزی نیستم و سر فرصت میله حفاظ را بریده و با تخریب در وارد خانه ویلایی ام شده بودند. آنها تمام اموال با ارزش شامل پول، طلاها و جواهرات
قتل هولناک پسر معتاد بدست پدر در اسلام آباد غرب
: قاتل 69 ساله اختلاف خانوادگی و اعتیاد را تنها دلیل قتل فرزند خود عنوان کرد و گفت فرزندم به شیشه اعتیاد داشت و مداوم جهت تهیه پول مواد ما را مورد اذیت و آزار قرار می داد تا اینکه ساعت 7 صبح به بالین وی رفتم و با ضربات چماق به سرش او را به قتل رساندم. سرهنگ سرتیپ نیا در پایان افزود: قاتل در اجرای دستور مقام قضائی با قرار بازداشت موقت روانه زندان شد. کشف 2 میلیاردی سیگار قاچاق
با این 10 نکته خواستگار قلابی و کلاهبردار را بشناسید
به گزارش راهنمای سفر من به نقل از پارس نیوز، چندی قبل دختر جوانی به دادسرا رفت و مدعی شد خواستگارش کلاهبردار از آب درآمده است. او در توضیح ماجرا گفت: چندماه پیش از طریق تلگرام با مردی آشنا شدم. اوایل فقط با هم صحبت میکردیم اما مدتی که گذشت او مرا به رستورانی دعوت کرد تا برای نخستین بار یکدیگر را ملاقات کنیم. آن روز با دیدنش به او علاقهمند شدم.او میگفت مهندس است، من هم کاملا
قصاص مجازات قتل پدر
خودرو رفتم. همان جا پشت فرمانش خوابم برد. همین خواب کوتاه کافی بود تا کارگران نمایندگی خودرو به ماجرا مشکوک شوند و پلیس را در جریان قرار دهند. متهم صبح دیروز در شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد و به هیأت قضائی گفت: نامادری ام با پدرم اختلاف داشت. او به من قول داده بود اگر پدرم را بکشم، رضایت اولیای دم، را جلب می کند تا آزاد شوم. او از من خواسته بود تا بعد از قتل از
پایان آشنایی مجازی؛ تجاوز یا حق السکوت؟
تهران ایستاد، با رد ادعاهای شاکی گفت: من و مهسا مدتی قبل درفضای مجازی آشنا شدیم. او از همان اول می دانست متأهل هستم اما بعد از مدتی تهدیدهایش شروع شد و گفت اگر به خواسته هایش عمل نکنم همه چیز را به همسرم می گوید. ترس از برملاشدن این رابطه پنهانی باعث شده بود که به خواسته های مالی مهسا تن بدهم. در حقیقت کارت بانکی ام دست او بود و هر زمانی که دلش می خواست از حسابم پول برمی داشت. این وضعیت
مرد معتاد،صاحب کارش را در حالی که داخل چاه بود،با پرتاب مصالح ساختمانی کشت - جنایت بعدی،قتل همسراو
هولناک به دست آمد. با توجه به اینکه این مرد جوان همزمان با قتل همراه خانواده اش متواری شده بود تحقیقات برای دستگیری اش ادامه یافت و سرانجام متهم در محله قلهک-تهران- دستگیر شد. سعید پس از دستگیری لب به اعتراف گشود و گفت: مدتی بود که با مقتول کار می کردم و او دستمزدم را به طور هفتگی به همسرم می داد. ولی آخرین بار و قبل از قتل به درخواست خودم دستمزد هفتگی ام را به حسابم واریز کرد. اما
قتل زوج جوان توسط شاگرد
لفظی بین ما شروع شد و من هم از بالا چند بلوک سیمانی به داخل چاه انداختم و بعد از آن پاکت سیمان و گچ و مقداری خاک داخل چاه ریختم و او را زنده در چاه دفن کردم. ضربات چاقو بر تن مقتوله متهم به قتل عنوان کرد: پس از این کار به خانه خودم برگشتم و حوالی ساعت 22:30 به بهانه ای از خانه بیرون رفتم و پیکوری که متعلق به مقتول بود را برداشتم و به منزل وی بردم.گوشی مقتول در دستم بود و خانمش مدام
بیت المال را به مال البیت تبدیل کرده ایم
این ماجرا چگونه است؟ وقتی عده ای خیلی دارند و خیلی ها هیچ ندارند، این اتفاق می افتد. در گذشته شاید تحمل این فاصله ممکن بود و گفته می شد که روزی هر کسی دست خداست، اما وقتی جوانان می بینند که عده ای از راه های غیرمشروع مانند اختلاس، ارتشا، مفاسد اخلاقی و اقتصادی متمول شده اند در مقام مقایسه قرار می گیرند. به عبارت دیگر وقتی جایی انباشتی از غذا و جایی دیگر انبوهی از گرسنگان باشد و بین اینها
2 روایت عجیب از عاقبت شوم یک دوستی اینترنتی
دختر 30ساله ای به اداره پلیس رفت و به مأموران گفت: مردی به نام مجید مرا ربوده و با تهدید به قتل، نقشه شیطانی اش را اجرا کرد. وی ادامه داد: حدود 3 ماه قبل یکی از دوستانم مرا عضو گروهی در بی تاک کرد. در آنجا مردی حدودا 45ساله به نام مجید عضو گروه بود که گاهی پیام و متن های عرفانی به اشتراک می گذاشت. مدتی بعد او برایم پیامی فرستاد و گفت عکس پروفایل مرا دیده و از من خوشش آمده است.
2 داستان در یک پرونده جنایی
سوءاستفاده کند و من نیز که پول زیادی در بساط نداشتم، تصمیم به پایان دادن به دوستی ام با فریبا گرفتم و می دانم این زن به خاطر کینه ای که از من دارد، این داستان سرایی دروغین را مطرح کرده تا انتقام بگیرد. بازپرس مرشدلو در این مرحله دستور داد تا متهم برای تحقیقات بیشتر و افشای راز این دو داستان سرایی عجیب در اختیار ماموران پلیس آگاهی تهران قرار گیرد.
گورخواب ها بعد از 6ماه چه اوضاعی دارند؟ رانده از گور، مانده در بیابان / تن فروشی برای جای خواب/ عکس
. با چاقوی توی دستش شروع می کند با زخم هایی که روی دستش ایجاد کرده و نتیجه خودزنی است، بازی کردن. پدرش می گوید: این فرهادِ ما به خاطر مواد، چند سال زندان قزل حصار بوده. زیاد اعصاب درست و درمون نداره... الانم میاد اینجا پیش من... فرهاد کم کم از حال وهوای دست و چاقو بیرون می آید و می گوید: از زندون دراومدم، دیدم مادرمم داره مصرف میکنه. تو یه خونه ای که همه مصرف میکنن، میخوای نرم سراغ مواد
قتل زوج جوان به خاطر عصبانیت
/> متهم به قتل زوج طبسی در ادامه اعترافاتش گفت که ساعت 15 روز بعد آماده شدم تا سر کار بروم، چون به علت گرمای شدید هوا در طبس کار من بعدازظهر شروع می شد. وقتی به محل ساختمان رسیدم، مقتول پایین چاه بود که همان ابتدا به خاطر حرف هایی که درباره همسرم گفته بود، درگیری لفظی بین ما شروع شد و من هم از بالا چند بلوک سیمانی به داخل چاه انداختم و بعد از آن پاکت سیمان و گچ و مقداری خاک داخل چاه ریختم و او
کلاهبرداری میلیونی در بنگاه کاغذی
مسیل جاجرود است. به بنگاه املاک یاس در خیابان یاس رفته و در آنجا مدیر جوان بنگاه مدعی شد که واحد مسکونی اش را با شرایط ودیعه کامل در منطقه تهرانپارس اجاره می دهد و من هم پس از بازدید واحد مسکونی مذکور، قولنامه اجاره سالیانه را تنظیم و مبلغ داخل قرارداد را نیز با شرایط رهن کامل منزل به حساب مدیر بنگاه واریز کردم و پس از آن خانه به من تحویل داده شد و پس از گذشت چند روز به آنجا اسباب کشی کردم
قتل در پی یک پیشنهاد بی شرمانه
به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از شرق ، مردادماه سال 93 مأموران پلیس با شکایت مردی مطلع شدند جوانی به نام کسرا گم شده است. این مرد که همراه عروسش به سراغ مأموران آمده بود، گفت: به گفته عروسم پسرم از خانه خارج شده و دیگر بازنگشته است. وقتی مأموران تحقیقات خود را آغاز کردند، متوجه شدند یک روز قبل از اینکه پلیس در جریان گم شدن کسرا قرار بگیرد، در نزدیکی محل زندگی این مرد تصادفی رخ داده و پلیس چند متر
بی گناهی زن جوان در قتل شوهرثابت شد
. اما حالا می گویم من بی گناهم و محمد به تنهایی شوهرم را کشته است. او به در خانه مان آمد و مرا از کشتن شوهرم مطلع کرد. حتی تهدیدم کرد اگر به کسی حرفی بزنم من و فرزند کوچکم را هم می کشد.از سوی دیگر محمد(متهم اصلی) در دادگاه گفت: حکم قصاصم تأیید شده و چیزی برای از دست دادن ندارم. به همین خاطر می خواهم حقیقت را بگویم. لیلا در این ماجرا دستی نداشت. و من پس از کشتن شوهرش او را تهدید کرده بودم تا درباره
کار کثیف مرد شیطان صفت با دختر جوان/ داخل ماشین بودم که به من حمله کرد و...
نهایت با چرب زبانی مرا فریب داد به طوری که حرف هایش را باور کردم و به او علاقه پیدا کردم. وی ادامه داد: ارتباط تلفنی و پیامکی ما ادامه داشت و گاهی هم یکدیگر را ملاقات می کردیم تا اینکه متوجه شدم، متأهل است. پس از این سعی کردم ارتباطم را قطع کنم، اما قنبر دست بردار نبود و هر روز تلفنی اصرار داشت مرا ببیند. وقتی فهمید اصرار فایده ای ندارد، مرا تهدید کرد. چند روز قبل داخل گروه به یکی از دوستانم گفتم
نقشه کثیف دختر تتو کار برای پسر نمایشگاه دار
ماشین را بخرم. ابتدا خودروی 206 خود را فروختم. آن روز 5 هزار دلار، 370 هزار تومان پول نقد و دسته چک و کارت های عابربانکم را برداشتم و با آژانس به طرف محل قرار که در شرق تهران بود، حرکت کردم. وقتی به محل قرار رسیدم، سجاد و دو نفر از دوستانش که سوار پراید بودند از راه رسیدند. بعد سوار ماشین آنها شدم و حرکت کردند تا اینکه خودرو مقابل ساختمانی چند طبقه توقف کرد. سجاد گفت که مدارک هیوندا داخل
قتل مثل سونامی زندگی آدم را ویران می کند
تعصب بی مورد سر پسرعمویم، آن بیچاره کشته شد و خود من هم پنج سال از بهترین روزهای جوانی و عمرم را در زندان گذراندم و خانه و زندگی ام از دست رفت و الان هم بی کار و افسرده هستم. با وجود این، همین که زنده ماندم، خدا را شکر می کنم از شرایط زیر حکم به اینجا رسیدم و اگر بی کاری دو، سه ماه باشد، مهم نیست و تحمل می کنم. چطور دستگیر شدی؟ سه روز فراری بودم و به تهران آمده بودم. به خاطر
رابطه عاشقانه که به قتل در جاده چالوس منجر شد
ایران آنلاین / شهریور 93 زن سالخورده ای به همراه نوه اش با حضور در کلانتری تهرانسر از ناپدیدشدن دختر 50 ساله اش به نام الهام خبر داد. این زن به مأموران گفت: دخترم 2 فرزند دارد اما پس از طلاق تنها زندگی می کرد. از چند سال پیش هم با پسرجوانی به نام سلمان آشنا شده بود. 5 روز قبل الهام خانه اش را اجاره داده و 14 میلیون تومان پول نقد و چک گرفت اما صبح امروز سلمان مبلغ ودیعه را با پیک موتوری
دستگیری داعشی های قلابی در تهران
گرفتار شده اند. جست وجوها دراین باره ادامه داشت تا این که مردی در تماس با پلیس مدعی شد داعشی ها به او حمله کرده اند. ماموران با اطلاعاتی که از این مرد به دست آوردند به محل سرقت در حوالی نواب رفتند. آنها با حضور در آنجا مردی را دیدند که وحشت زده بود و با دیدن ماموران به سمت شان رفت و کمک خواست. دستگیری دزدان داعشی نما ماموران پس از گفت وگو با وی متوجه شدند او
با مته به صورت او زدم
خاطر صحبت های مقتول اعصابم به هم ریخته بود. متهم به قتل زوج طبسی در ادامه اعترافاتش گفت که ساعت 15 روز بعد آماده شدم تا سر کار بروم، چون به علت گرمای شدید هوا در طبس کار من بعدازظهر شروع می شد. وقتی به محل ساختمان رسیدم، مقتول پایین چاه بود که همان ابتدا به خاطر حرف هایی که به همسرم نسبت داده بود، درگیری لفظی بین ما شروع شد و من هم از بالا چند بلوک سیمانی به داخل چاه انداختم و بعد از آن پاکت سیمان
30 سال زندگی با کابوس جنایت
کرد. چرا پیرزن را کشتی؟ نمی خواستم او را بکشم، من برای سرقت وارد آن خانه شده بودم که ناخواسته این اتفاق افتاد. از کجا می دانستی که پیرزن داخل خانه اش پول دارد؟ در نوجوانی پسرشیطانی بودم و مدام از مدرسه فرار می کردم. آن روز هم از مدرسه فرار کردم و به خانه خواهرم رفتم. داخل کوچه موتورسواری را دیدم که به پیرزن همسایه بسته ای داد. من آن موقع با