سایر منابع:
سایر خبرها
روایت نیکو آخوندی نسب از نخستین حضور ایران در گردهمایی برندگان جایزه نوبل در آلمان
این گردهمایی آمده ام و من هم گفتم که از به عنوان Young Scientist انتخاب شده ام، بدون ذره ای تامل دقیقا همین سوال را من از او پرسیدم و با لبخندی در جواب گفت که او برنده نوبل فیزیک است. همان لحظه بود که فهمیدم بند گردنی آبی برای برندگان جایزه نوبل است. فرانسوا انگلرت اهل بلژیک اولین فردی بود که با او آشنا شدم. در ادامه روی کشتی، دکتر وفایی را دیدم که خود ایشان هم به برنامه دعوت شده بودند
مدعیان جدید مجلس از تهران چه کسانی هستند/ اصولگرایان علیه اصولگرایان
احمدی نژاد بی گدار به آب نزند. پروین احمدی نژاد سال 90 در راهیابی به مجلس از استان سمنان ناکام بود اما این دوره احتمالا نام او پیشانی لیست یاران رئیس جمهور سابق در تهران خواهد بود. عضو دوره سوم شورای شهر تهران برخلاف برادر دیگرشان، داود، ارتباط خوبی با محمود احمدی نژاد دارد. بعید نیست پروین احمدی نژاد از حوزه ای به جز تهران نیز نامزد شود. محمد ناصر سقای بی ریا یکی از همراهان آقاتهرانی در
عراقچی: شاید تا فرداشب هم به توافق نرسیم/ دیدار وزیران خارجه ایران و چین
وین حاضر باشند، از صبح امروز گروه های متعدد خبری از رسانه های مختلف جهان در سه محل چادر خبرنگاران، روبروی هتل کوبورگ و همچنین مسیر پشت هتل مستقر شده اند تا کوچکترین رخداد و رفت و آمدی از دید آنها پنهان نماند. فضای حاکم اما به دلیل بازگشت محمدجواد ظریف وزیر امورخارجه کشورمان به وین بعد از سفری کوتاه به تهران برای انجام برخی مشورت هاست، سفری که پیش از این از آن به عنوان سفر سرنوشت ساز نام
انتصاب در شیراز اعتراض در بهارستان/ دولت مسیر گرانی را باز کرد
روزهای اوج میانه دهه 70 تا میانه دهه 80 بازگردند. برنامه اصلاح طلبان دیگر نه مانند قبل طیف بندی دارد و نه چندین لیدر سیاسی برای آنها تصمیم گیری خواهند کرد. آنها اکنون متحدتر از همیشه می خواهند بار دیگر طعم شیرینی اعتدال را به کام ملت بریزند و در این مسیر از کوششی دریغ ندارند. شاید بتوان اینگونه اذعان داشت که اصلاح طلبان به شیوه جدیدی روی آورده اند و آن هم بستن چتری است که تنها نام اصلاحات بر آن
ملاقات با نویسنده ای که هرگز مصاحبه نمی کند
کتاب کند. او گفت که دست نوشته برو یک بپا بگذار توسط دوست و وکیلش در یک گاوصندوق قدیمی پیدا شده و به زودی منتشر می شود. این نویسنده عنوان دومین رمانش را از خطی در انجیل قرض گرفته. این کتاب در دهه 1950 به نگارش درآمده، اما ناشر به او پیشنهاد کرده داستان را در کتابی دیگر از زاویه دید اسکوت روایت کند. داستان این رمان 20 سال پس از رویدادهای کشتن مرغ مقلد اتفاق می افتد ، زمانی که دختر آتیکوس فینچ برای دیدن پدرش به آلاباما سفر می کند. برو یک بپا بگذار فردا چهاردهم جولای (بیست وسوم تیرماه) روی پیشخوان کتابفروشی ها قرار می گیرد. انتهای پیام ...
آقای علیخانی! ماهت عسل نیست این روزها
بهترین انتخاب ها، مهمان های روز دهم ماه عسل بودند. فرصت نابی که به هدر رفت. حضور یک خانم مدل با نام تلطیف شده پُزر ، در کنار دختر جوانی که از پنج سالگی به همراه پدر برای امرار معاش با موتور روی دیواری به نام دیوار مرگ می رانده تا در شهربازی تماشاچیان را سرگرم کند. او حالا پدرش را هم در همین عملیات از دست داده اما باز هم به کارش ادامه می دهد و باور دارد که ممکن است هر بار آخرین بار باشد
22 تیر - 13 جولای؛ در تاریخ چه گذشت؟
، بوهم و آرشیدوک اتریش عباس زریاب خویی 1919 - زادروز عباس زریاب خویی مترجم، تاریخ دان و کتاب شناس ایرانی 1934 - زادروز وله سوینکا نویسنده، شاعر، نمایشنامه نویس اهل نیجریه، برندهٔ جایزه نوبل ادبیات وله سوینکا 1942 - زادروز هریسون فورد بازیگر آمریکایی 1297 - زادروز ارنست اینگمار برگمن، کارگردان و فیلم ساز معاصر سوئدی هریسون فورد
بادامچیان: رضا شاه هم اصلاح طلب بود
اسفند امسال انتخاباتی نفس گیر در پیش است و هر چه از ماه های سال 94 بیشتر سپری می شود هیجان سیاسی نیز در جناح های سیاسی افزایش می یابد. این روزها هر یک از جناح های سیاسی به سمتی می روند که استراتژی مشخص تری را اتخاذ کنند. بر اساس اذعان اصولگرایان، آنان در انتخابات پیش رو، رقیبی جدی به نام اصلاح طلبان دارند. به عبارت دیگر، اصولگرایان پس از چند دور رقابت درون جناحی بر سر کرسی های مجلس
نخست وزیر هند وارد تاجیکستان شد
جانبه هند و تاجیکستان در زمینه های مختلف تبادل نظر خواهد کرد. همچنین ضمن این مذاکرات امضای تعدادی از توافق نامه های همکاری بین این 2 کشور مدنظر است. نخست وزیر هند امروز همچنین در مراسم افتتاح مجسمه نیم تنه رابیندرانات تاگور نویسنده، شاعر، آهنگساز هند و برنده جایز نوبل در منطقه ادبیات شرکت خواهد کرد.
ادبیات ضد صهیونیسم و گل ریزان برای وزارت ارشاد
ضدصهیونیستی را سر و سامان بدهد؟ در این میان جای بسی شگفتی است که گاه نویسندگان و شاعران غربی به صورت خودجوش در وادی ادبیات ضدصهیونیستی فعالیت می کنند.آنچنان که گونترگراس، نویسنده و شاعر فقید و نام آشنای آلمانی و برنده جایزه نوبل ادبیات، با سرودن شعری سیاست صهیونیست ها را به باد انتقاد می گیرد. گونترگراس در قطعه شعر خود با عنوان یک فریاد که در صفحه اول شماره چهارشنبه روزنامه های زود دویچه
مروری بر دنیای بازی های ویدیویی در هفته ای که گذشت [14 تیر-21 تیر]
توانایی را دارد که باعث شکل گیری برخی از اتفاقات پیرامون خود شود. بنابراین سانست در کنار فضای داستانی قدرتمند خود، یک بازی سرگرم کننده هم به شمار می رود. وقایع سانست در سال 1972 میلادی اتفاق می افتند. شخصیت اصلی بازی، زنی آفریقایی-آمریکایی است به نام آنجلا برنز که از آمریکا به کشور خیالی آنکوریا در آفریقا سفر کرده است. هدف او از این سفر، ادامه ی تحصیل بود اما به دلیل انقلاب مردم آن کشور علیه
رقابت هارپر لی با هری پاتر
، زمانی که دختر آتیکوس فینچ برای دیدن پدرش به آلاباما سفر می کند. به گزارش گاردین ، کشتن مرغ مقلد از زمان چاپ تاکنون حدود 40 میلیون نسخه در سراسر جهان فروش داشته و جایزه پولیتزر را برای لی به ارمغان آورد. این اثر به فیلمی سینمایی هم تبدیل شد و گری گوری پک ، بازیگر نقش اصلی مرد آن جایزه اسکار را از آن خود کرد. لی چند ماه پیش اعلام کرد پس از 55 سال تصمیم گرفته دنباله رمان برنده
خاموشی چشمان دکتر ژیواگو
سینمادوستان به خوبی درخشید؛ لورنس عربستان و دکتر ژیواگو آثری از دیوید لین و اسب کهر را بنگر ساخته فرد زینه مان. او آنچنان به نقشهایش در این فیلمها جان بخشید که هنوز پس از گذشت دهه ها او را با نام همان شخصیتها می شناسیم. او 83 سال زیست و هنوز فروغ چشمان او در نقش یوری در ساخته جاودانه دیوید لین بر جهان سینما و دوستدارانش می تابد. به مناسبت درگذشت این بازیگر فقید، بخشی از مصاحبه او در سن 82 سالگی با
چهار دهه وزارت؛ حمایت از اسرائیل، دشمنی با ایران و تمجید غرب
تحلیف امیر سعود در مقام وزیر خارجه، در ماه مارس و چند هفته پس از آغاز پادشاهی ملک سلمان صورت گرفت. سعود الفیصل در اکتبر 1975 و هفت ماه پس از آنکه پدرش ملک فیصل به دست یکی از برادرزاده های خود ترور شد از سوی پادشاه تازه به مقام وزارت خارجه منصوب شد. در ارتباط با ایران، سعود الفیصل حامی تحریم های بین المللی علیه فعالیت های اتمی تهران و منع سفر مقام های جمهوری اسلامی بود. وی در
فریبی به نام مالکیت خصوصی و بازار آزاد +فیلم
برقرار شد قدری امیدوارم کرد. یک لحظه از ذهنم گذشت که شاید پسرعمو تصمیم گرفته فوراً جواب ندهد و بگذارد از سرعت این بحثِ پینگ پونگی قدری کاسته... انتقامت را از تدبیر و امید و همه ی چیزهای خوبِ دنیا گرفتی؟! برنده شدی؟! آفرین! هیچ کس نمی فهمد و فقط تو خوبی! تویی که مشکل اصلی ات نه فقر است نه بی عدالتی! بلکه ریاکارانه از این ها نام می بری! مشکل اصلی تو و همفکرانت با "مالکیت خصوصی" است! شماها
احسان علیخانی در ممنوع التصویریم بی تقصیر است/ رقص و پایکوبی در هتل کوبورگ
تنها راه حل مشکلات کشور، به نتیجه رسیدن مذاکرات و رفع تحریم ها نیست. آنها افق دورتری به نام رابطه با امریکا را در سر دارند و معتقدند آرمان شهر زمانی شکل می گیرد که ما با امریکا دست دوستی بدهیم و بر گذشته پر از خیانت و جنایت امریکا نسبت به ملت ایران صلوات بفرستیم. درواقع آنهایی که یک روز مذاکره را تنها عامل حل مشکلات کشور می دانستند، درحال طراحی یک مسیر انحرافی بودند. دور شدن از آرمان ها و رابطه با
روایت استاد آمریکایی از فرهنگ ایرانی
با تو از ایران بگوید و آنچه در این سفر دیده و دریافته؛ پس ایمیل خود را در اختیار تو قرار می دهد و با مهربانی از تو می خواهد خبر و مصاحبه را رها کنی تا وقتی دیگر. گفتگوی مهر با ویلیام بیمن، رئیس دپارتمان انسان شناسی دانشگاه مینه سوتای آمریکا که در سایت انسان شناسی و فرهنگ از او به عنوان یکی از بزرگ ترین تعزیه شناسان یاد شده است، آمیخته ای از گفته ها و شنیده های دوستانه آن روز و گفتگوی
21 تیر - 12 جولای؛ در تاریخ چه گذشت؟
، نویسنده و برندۀ جایزه ادبیات نوبل اهل شیلی پابلو نرودا 1997 - زادروز ملاله یوسف زی فعال حقوق بشر و حقوق کودکان و عضو کمپین تحصیل دختران اهل پاکستان، برندۀ جایزه صلح نوبل ملاله یوسف زی درگذشت ها 1536 - درگذشت دزیدریوس اراسموس دانشمند ، فیلسوف و ادیب هلندی ، خالق کتاب در ستایش دیوانگی 1751 - درگذشت توکوگاوا یوشیمونه هشتمین شوگون در دورۀ
عمر شریف در هشتاد و سه سالگی درگذشت
، پدرش جوزف شلهوب یک تاجر ثروتمند خوب بود و مادرش در دربار پادشاه مصر کار می کرد. او در جوانی در کالج ویکتوریا در شهر اسکندریه تحصیل خود را آغاز کرد و در رشته ریاضی و فیزیک فارغ التحصیل شد و پیش از این که به تحصیل در رشته بازیگری در آکادمی سلطنتی هنرهای نمایشی در لندن بپردازد، چند سالی را در کسب و کار پدرش و همچنین تجارت سپری کرد. وی در سال 1955 مسلمان شد و با فاتن حمامه بازیگر سرشناس سینمای مصر
توییت مقام وزارت خارجه ایران حذف شد؛ فعلا خبری در راه نیست/ تأخیر در سفر لاوروف به وین/ موگرینی: پیشرفت ...
/> 17:15 نشریه ساندی تایمز: دولت باراک اوباما برای دستیابی به توافق تاریخی هسته ای با ایران در هفته جاری به هر کاری دست می زند. به نوشته ساندی تایمز ، مقامات کنونی و پیشین آمریکایی می گویند اوباما سخت در تلاش است نام خود را در تاریخ ثبت کند و روابط دیپلماتیک آمریکا و ایران را بعد از دهه ها دشمنی بهبود بخشد.یک دیپلمات آمریکایی دخیل در مذاکرات هسته ای ایران گفته است اوباما این توافق را
گفتگوی “محمد جعفر محمد زاده” با “مهدی نژاد” امام جمعه سابق کوهدشت
به مناسبت پنجمین سالگرد ارتحال ملکوتی عالم ربانی حضرت آیت الله حاج شیخ ماشا الله مروجی (ره) گفتگوی صمیمانه دکتر محمد جعفر محمد زاده را با حاج سید علی مهدی نژاد امام جمعه سابق کوهدشت و امام جمعه فعلی گرمسار را خدمت مخاطبان ارائه دهیم . دکتر محمد جعفر محمد زاده : در یک روزجمعه بهاری [...] به مناسبت پنجمین سالگرد ارتحال ملکوتی عالم ربانی حضرت آیت الله حاج شیخ ماشا الله مروجی (ره) گفتگوی صمیمانه دکتر محمد جعفر محمد زاده را با حاج سید علی مهدی نژاد امام جمعه سابق کوهدشت و امام جمعه فعلی گرمسار را خدمت مخاطبان ارائه دهیم . دکتر محمد جعفر محمد زاده : در یک روزجمعه بهاری با قرار قبلی راهی گرمسار شدم .از سالهایی که جناب حجه الاسلام والمسلمین حاج سید علی مهدی نژاد کوهدشت بوده تا الان ارتباط مستمر و البته خانوادگی ام با ایشان قطع نشده است. بار چهارمی است که به گرمسار می آیم ، سه بارش جمعه بوده و توفیق شرکت در نماز جمعه را هم یافته ام. واین بار به قصد دیگری آمدم ،چهارمین سالگرد رحلت حضرت آیت الله مروجی نزدیک است و قصد دارم برای سالگردش مجموعه مختصری منتشر کنم .بعد از نماز جمعه به منزل آمدیم و آقای مهدی نژاد با همان صمیمیت قدیم و قبلی گرم پذیرایی و صحبت شد. اجازه خواستم بحث را روی موضوع اصلی متمرکز کنم ضبط را روشن کردم وبحث آغاز شد. بحث کوهدشت که به میان می آید آقای مهدی نژاد گل از گلش می شکفد و با لذت خاطرات کوهدشت را تعریف میکند.صحبتها از مرحوم اقای مروجی شروع شد و به دوران دفاع مقدس و ویژگی های مردم کوهدشت وبرخی تلخ وشیرین های کوهدشت کشیده شد.وقتی از کوهدشت و مردمش به اسم یاد می کند تو گویی که زاده کوهدشت و دهها سال در میان مردم بوده است.هنوز هم ارتباطش را با برخی اهالی کوهدشت قطع نشده و بعضی ها استخاره و مسایل شرعی شان را تلفنی با وی در میان می گذارند.سال 65 که در میان استقبال مردم وارد کوهدشت شد 28-29 سال بیشتر نداشت وده سال در میان مردم ماند وعلیرغم خواست مردم و علاقه قلبی اش به شهرستان الیگودرز رفت و حدود 8 سال هم آنجا ماند و پس از آن به گرمسار که استان زادگاهش هست آمده است. اکنون هم فعال و با نشاط علاوه بر کار امامت جمعه مسئولیت اداره حوزه های علمیه استان را بر عهده دارد و به همین جهت است که غالبا هفته ای سه روز را در سمنان و یا سایر شهرستانها برای رسیدگی به امور حوزه می گذراند.در این سفر سید حسن پسر ارشدشان که تا اوایل دوره راهنمایی را در کوهدشت درس خوانده بود دیدم و متوجه شدم که پس از ده سال درس و بحث مستمر حوزوی در قم به گرمسار آمده و کمک کار پدر شده است ودر غیاب او نماز جماعات را به جا می آورد و نایب پدر است.و چقدر شبیه روزهایی است که پدرش به کوهدشت آمده بود. پدری که امروز دانه های موی سیاه در سر وصورتش نایاب شده است. با تشکر از جنابعالی که فرصت دادید و مجالی فراهم فرمودید تا در باره موضوعاتی که قطعا مورد علاقه شما هم هست گفتگو کنیم.شما ده سال از بهترین سالهارا در کوهدشت سپری کردید ،بهترین که می گویم از چند جهت ،یکی اینکه دوره ای به کوهدشت آمدید که تجربه قبلی امامت جمعه در دو شهر را داشتید وامام جمعه با تجربه ای محسوب می شدید و دیگراینکه حدود یک دهه از انقلاب اسلامی گذشته بود و مردم کوهدشت هم به بلوغ سیاسی اجتماعی خوبی رسیده بودند و دوران شور و شعور دفاع مقدس هم بود و بعد هم از جهت میزان اثر گذاری حضور ده ساله شما که واقعا دوره ای ماندگار و به یاد ماندنی و پر خاطره است، به مناسبت سالگرد رحلت مرحوم آیت الله مروجی بحث را از ایشان شروع می کنیم و از جنابعالی میخواهم هر طور صلاح می دانید آغاز بفرمایید. بسم الله الرحمن الرحیم. ضمن تشکر و قدردانی از شما به خاطر ایده خوب و خیری که در زمینه کارهای فرهنگی دارید به ویژه این که در باره آیت الله مروجی می خواهید کاری انجام دهید. زمانی که کوهدشت بودم هر موقع مهمانی برای ما می رسید به ویژه مهمانانی که مقداری به طرف دنیا متمایل شده بودند تلاش می کردیم هرجور شده ترتیب ملاقات آنها را با آقای مروجی بدهیم ومعمولا این اشخاص وقتی می رفتند و بر می گشتند خیلی تحت تاثیر قرار می گرفتند وخود شان به زبان می آوردند که ما بد جوری در مسایل دنیا گرفتار شده ایم و باید برویم تغییری در خودمان ایجاد کنیم.ایشان دو تا اتاق کوچک داشت که خود من چند بار به ایشان گفتم که اجازه بدهید دستی به سر و روی این دو اتاق بکشیم و حد اقل سفیدشان کنیم و او می گفت نه نیازی نیست، تا به حال عمر من اینگونه گذشته است . در هر صورت تا آنجا بودیم حتی اجازه سفید کردن آن دو اتاق را ندادند.همه مردم کوهدشت هم معتقد بودند از منزل ایشان تا مسجد جامع، مردم مسیر از برکت وجودشان متاثر شده اند.اهل ذکر بودنش و ذکر گفتن و تواضعش و سلوک و راه رفتنش و نحوه برخوردش با مردم به نحوی بود که همه مردم را تحت تاثیر قرار داده بود. بالاخره ایشان تقریبا تنها روحانی مقیم شهر بودند و شما هم امام جمعه شهر ،قطعا به واسطه دغدغه های مشترک و از جمله حوزه علمیه ارتباطات شما در آن ده سال با ایشان زیاد بود و می دانستید که مرحوم آقای مروجی نسبت به حوزه علمیه باقر العلوم که خودش بنا نهاده بود حساسیت ویژه داشت.نگاه ایشان به حوزه و تربیت طلاب چگونه بود؟ گاهی اوقات راجع به حوزه باهم صحبت می کردیم که خوب است مقداری بیشتر به طلبه ها برسیم واز جهت امکانات و شهریه قدری توجه بیشتری بکنیم.ایشان می گفت:طلبه اگر سختی نبیند در آینده نمی تواند فرد مفیدی باشد باید در شرایط سخت با زی طلبگی درس بخوانند تا بتوانند رشد معنوی کنند.در هر صورت ایشان به همان اندازه ای که برای خودشان چیزی نمی خواستند در نقطه مقابل دغدغه حوزه و طلبه ها را داشتند. به نظر شما راز محبوبیت ایشان و جایگاهشان در دلهای مردم چه چیز می تواند باشد؟ ایشان در رفتار شخصی شان بسیار اهل مراقبت بودند، روزی به ایشان تعارف کردم که از چای و امکان پذیرایی که بود میل بفرمایند ،گفت نذر کرده ام اگر بیشتر از مقدار معین و مورد نیاز مثلا بیشتر از یک چای بخورم روزه فردا بر من واجب شود وخودم را عادت داده ام که کم غذا بخورم و کم استفاده کنم. کارهایش روی حساب و کتاب بود،در خوردن و آشامیدن در سخن گفتن وخیلی چیز های دیگر اهل رعایت و مراقبت بود.مردم هم واقعا چون می دیدند ایشان عالم عامل است و خودش اهل عمل است خیلی متوجه ایشان بودند و احترام می گذاشتند و در دل مردم جای گرفته بود . ارتباط کاری شما با ایشان در بحث مراجعات مردم و پاسخگویی به نیاز های دینی مردم چگونه بود؟در هر صورت شما امام جمعه شهر بودید و ایشان روحانی قدیمی، شما جوان و پر انرژی بودید وایشان دوران کهولت و پیریشان را می گذراندند. در طول ده سالی که در کوهدشت بودم ارتباط من با ایشان بسیار گرم و صمیمی بود.اواخر صحبت شده بود که بعد از ده سال از کوهدشت به الیگودرز بروم خوب مردم آن زمان خیلی لطف داشتند وایشان با اینکه اهل فضل و دانش بود و من هیچ گاه خودم را طلبه ای بیشتر در مقابل شان نمی دانستم دیدم با جمعی از معتمدین شهر آمدند منزل ما و تعبیراتی به کار بردند که باعث شرمندگی من شد، این روحانی پیرمرد با آن اوصاف معنوی و شان و جایگاه معنوی که داشتند گفتند:امام جمعه در یک شهر حکم پدر را دارد و پدر هیچ موقع بچه هایش را رها نمی کند برود،الان اگر شما این شهر را رها کنید و بروید این شهر بی صاحب میشود وامروز که در کوهدشت یک وحدتی ایجاد شده است وجود شما ضروری است . خلاصه اینکه ایشان وقتی بنا بود برای خودشان قدمی بر دارند هیچگاه جلو نمی افتاد اما وقتی می دید موضوعی برای عموم است پیش قدم میشد .ضمن اینکه واقعا پشتوانه بزرگی برای فعالیتهای دینی و مذهبی امام جمعه در شهر بودند. یکی دیگر از ویژگی های مرحوم آیت الله مروجی عزت نفس ایشان بودکه من در ده سالی که در کوهدشت بودم یک بار ندیدم که یک جمله ای مبنی بر احتیاج و نیاز شخصی خودشان بر زبان بیاورند و تا جایی که بیاد دارم ندیدم از کسی یا جایی چیزی بخواهد و اظهار نیازی بکند،عزت نفس ایشان به اندازه ای بود که هیچ موقع نه به خودش و نه به دیگران اجازه نداد برای او چیزی بخواهند مستغنی مستغنی بود.با حد اقل ممکن زندگی می کرد و زندگی ایشان هم برای ما و هم برای همه کسانی که می آمدند و می دیدند باعث عبرت بود.روزی یکی از آقایان روحانی که در تهران برای خودش زندگی مرفهی درست کرده بود به دیدن من آمد،من دیدم بهترین راه برای اینکه ایشان مقداری متنبه شوند این است که ببرمشان پیش آقای مروجی ،وقتی برگشتیم دیدم که ایشان بسیار متاثر شده و با خود می گفت:خدایا ایشان دارد زندگی می کند ما هم داریم زندگی می کنیم،او به چه فکر می کند و ما در چه افکاری هستیم وبه چه صورت دارد حرکت می کند وچه کسی را الگوی خود قرار داده است.به این جهات بود که مردم به او علاقمند شده بودند وهمیشه هم این مطلب را داشت و می گفت:باید اول خدا را راضی کرد بعد مابقی چیزها خودشان درست می شوند. او به این حد از اطمینان قلبی رسیده بود. خدمات مرحوم آیت الله مروجی و مشخصا خدمت ماندگار ایشان یعنی تاسیس وتداوم حوزه علمیه حضرت باقرالعلوم(ع) حایز اهمیت است،از آنجایی که شما به حسب مسئولیتتان در شهر در جریان کار حوزه و نقش مرحوم ایشان بوده اید در این زمینه اگر نکته ای باقی مانده بفرمایید. حوزه علمیه در هر جایی چراغ دین در آن جا محسوب می شود.آقای مروجی برای حوزه علمیه خیلی زحمت کشیدند و خیلی تلاش کردند.علیرغم اینکه آقای مروجی اهل هیچ درخواستی نبود ولی ایشان برای ارتقا حوزه از هیچ کوششی فر گذار نبودند برای پیشرفت حوزه هر گاه موقعیتی پیش می آمد مثلا مسئولی می آمد و یا خودشان در زمینه جمع آوری زکات، با زحمت فراوان اقدام می کردند.بلاخره حوزه ای را که خودشان سالها پیش با جمع محدودی طلبه پایه گذاری کرده بودند ، بنای ساختمانی اش هم با همت خودش آغاز شده بود وتا بود تمام توانش این بود که حوزه را به نحواحسن اداره کند و البته به اداره حوزه بر اساس روش سنتی حوزه هم اعتقاد داشت.همانطور که امام فرموده بودند به فقه جواهری اعتقاد دارند ایشان هم بر این روال معتقد بود وبرای تربیت طلاب با زی طلبگی، از ظاهر گرفته تا درس و بحث بسیار کوشا و جدی بودند والحمد لله امروز حوزه کوهدشت از حوزه های خوب و فعال استان لرستان محسوب می شودکه طلاب خوبی تربیت کرده و آینده درخشانی هم دارد که جزو باقیات الصالحات ایشان محسوب میشود. شما ده سال یعنی از سال 65 تا 75 در کوهدشت بودید.قبل از آن هم تجربه امامت جمعه در رامشیر و رامهرمز را هم داشتید از سال 75 هم تا کنون در شهرهای الیگودرز و گرمسار مشغول اداره این جایگاه اجتماعی و معنوی هستید .کوهدشت را در مقایسه با جاهای دیگر چطور دیدید؟ بنده تقریبا 31 سال است که امام جمعه هستم. در کوهدشت یکی از ویژگی های مردم این بود که ظاهر و باطن مردم یکی بود،در این مدتی که من کوهدشت بودم مردم اعتماد خاصی پیدا کرده بودند که من این اعتماد را نه قبل دیده بودم و نه بعد که تا این اندازه به یک طلبه اطمینان شود. مثلا در نماز وقتی برای باران دعا می کردیم مردم اعتقاد داشتند که حتما باران می آید واصل هم برای استجابت دعا هم همین اعتقاد است، لذا به خاطر همین اعتقاد خداوند هم تفضل می کرد و باران رحمتش را نازل می نمود.ویژگی دیگر مردم کوهدشت این بود که زیاد سخت گیر نبودند که همه چیز را از لحاظ قانونی حل وفصل کنند سعی می کردند کمتر دادگاه بروند و راضی بودند مشکلاتشان را پیش یک طلبه مطرح کنند تا بروند دادگاه پیش قاضی و این هم نشانه اعتمادشان به روحانیت بود شما آن زمان را به یاد بیاورید یک شهرستان بود و یک قاضی به نام آقای عبداللهی که به همه امور می رسید برای اینکه مردم قسمت عمده مسایلشان را در بین خودشان و یا در دفتر امام جمعه رفع و رجوع می کردند.ویژگی دیگر مردم کوهدشت سخاوتمندی آنها بود علیرغم اینکه وضع مالی آنجا خیلی خوب نبود ولی با این وجود مردم بسیار سخی بودند و خدا هم بر همین اساس خیر و برکتش را بر مردم نازل می کرد .خصوصیت دیگر مردم پافشاریشان بر حق بود معمولا مردم اگر به مطلب حقی می رسیدند دیگر رها نمی کردند.ما اول که آمدیم مردم خیلی روی خوش نشان ندادند 150 نفر بیشتر نماز جمعه نمی آمدند بعد وقتی دیدند راهی که ما دنبال می کنیم راه حقی است و دنبال خط و جناح نیستیم دیگر رها نکردند و از این رو تا روزهای آخر که آنجا بودیم همیشه نماز جمعه با شکوهی داشتیم ولذا وقتی آقای موسوی دامغانی معاون شورای سیاستگذاری ائمه جمعه برای معرفی امام جمعه بعدی رفته بودند تعریف می کرد می گفت من اولین باری است که برای معرفی امام جمعه ای می روم می بینم مردم برای امام جمعه قبلی گریه می کنند.و لذا این را که گفتم فقط برای این بود که بگویم مردم کوهدشت وقتی حقی و یا راه درستی را تشخیص می دهند پای کار می ایستند و در حمایت از مسیر درست هم همواره حساب شده و با اعتقاد هستند. مردم کوهدشت در شجاعت هم کم نظیرند. آیت الله نعیم آبادی امام جمعه ونماینده فعلی ولی فقیه در بندر عباس، آن زمان آمده بود کوهدشت و رشادت رزمندگان کوهدشت را که دیده و شنیده بود می گفت نظام به جای اینکه برود در برخی جاها برای جنگ سرمایگذاری کند بهتراست قدری بیشتر به کوهدشت توجه کند و توانش را اینجا بگذارد همین جوانان تکلیف جنگ را روشن می کنند. در عملیات مرصاد هفت هزار نفر از مردم کوهدشت رفتند و سینه سپر کردند جلوی دشمن ایستادند واین در حالی بود که خیلی از شهرها ی اطراف تخلیه کرده و رفته بودند در هر صورت در کنار سایر صفات خوب مردم کوهدشت شجاعت،سخاوت و یک رنگی از مشاهدات عینی من در آنجا بود. شما در طول مدتی که در کوهدشت بودید منشا برکات و خدمات خوبی شدید با وجود اینکه می فرمایید در ابتدا کار سخت بود اما به سرعت توانستید در دل مردم جا باز کنید از روزهای آغاز کار و کلا فضای کارهای فرهنگی کوهدشت حتما گفتنی های فراوانی دارید که البته باید در مجال جداگانه ای به آن پرداخت ولی مایلم از این فرصت پیش آمده قدری خاطرات شما را مرور کنیم. از همان ابتدا در کوهدشت احساس می کردم اگر سخنی می گویم هدر نمی رود. مثلا یک روز همان اوایل رفتم مجلس ختمی در مسجد دیدم از شدت دود داخل مسجد پیدا نیست گفتم این جا چه خبر است؟گفتند در فاتحه خوانی رسم است که تا پایان چند بار سینی پر از سیگار را می چرخانند ومردم هم سیگار بر می دارند و می کشند. من دیدم عجب چیز بدی است، یک اطلاعیه ای دادم و در آن پیشنهادهایی نوشتم که در مراسم ختم و فاتحه چه بشود و چه نشود،خیلی زود مردم همراهی کردند ،خادم مسجد آمد گفت که در اولین مجلس سیگار آورده اند و من گفته ام که امام جمعه ممنوع کرده است و صاحب عزا بدون هیچ مقاومتی پذیرفته است . یا مثلا دیدم در کوهدشت تا چهل روز در منزل صاحب عزا خرج می دهند ، اطلاعیه دادم که برای اموات، مستحب چیست و واجب کدام است و توصیه دین چیست،دیدم خیلی زود جا افتاد و مقاومتی هم نشد. همان طور که گفتم در حل و فصل دعوا ها و اختلافات مردم بیشتر حکمیت یک طلبه را می پذیرفتند تا محکمه و قاضی و دادگاه واین را شما در خیلی از جاها نمی دیدید.الان هم من در جاهای دیگر وقت می گذارم و صحبت می کنم ولی تاثیری که در کوهدشت می دیدم نمی بینم. از ویژگی های کوهدشت خیلی می توان گفت.من وقتی از سفر مکه برگشتم به آقای هادیان گفتم که برای نزدیکان و مسئولین شهر یک نوبت شام بدهیم شما خودتان هم در جریان بودید ،دیدم مردم به اندازه ای لطف کردند ومحبت نمودندکه ما چندین شبانه روزشام و نهار درست کردیم و مهمانی دادیم. البته مایه اش هم خیرات خود مردم بود که هدیه می آوردند وما هم فقط درست می کردیم وتبدیل به غذا می کردیم و پذیرایی می کردیم تا جایی که من دیگر توان سر پا ایستادن نداشتم.محبت مردم به گونه ای بود که امام جمعه را متعلق به خودشان می دانستند به نحوی که من احساس می کردم مهمان مردم هستم. سالهای اول حضور شما در کوهدشت مصادف بود با سالهای اوج دفاع مقدس که دوران افتخار آمیزی برای تاریخ کوهدشت است و شما خیلی از شهدای گرانقدر که سرمایه های ابدی مردم کوهدشت هستند و خانواده های آنها را می شناسید به نظر شما مناسبات مردم با دفاع مقدس چگونه بود؟ گذشته از گردانهای رزمی جوانان کوهدشتی و دلاوری هایشان ،مردم عادی در کمک به جبهه و جنگ با اینکه وضع مالی مناسبی هم نداشتند در بحث کمک به جبهه بسیار فعال و سخاوتمند بودند. به خاطره دارم که یک روز سردار حاج نوری فرمانده لشکر 57 حضرت ابوالفضل(ع) تماس گرفتند وگفتند که رزمندگان در کردستان با کمبود آذوقه به ویژه گوشت و مواد پروتئینی مواجه اند.با اینکه شهر بمباران می شد ومردم در شهر نبودند همان موقع در دفتر امام جمعه جلسه ای تشکیل دادم و گفتم از جبهه این پیغام رسیده است.در مدت یک هفته 13 کامیون گوسفند جمع آوری شد و من خودم و نماینده وقت و چند نفر از مسئولین شهرستان رفتیم منطقه عملیاتی “گمو”و” گرد رش” هدایای مردم را به رزمندگان رساندیم و برگشتیم. شما میدانید که موشکهایی که به عراق اصابت میکرد بخشی از مناطق اطراف کوهدشت پرتاب می شد اما من نشنیدم که کسی پیدا شود و علیه نظام قدمی بردارد و اسرار نظام را افشا کند.مردم واقعا در شرایط سخت جنگ همراهی شان با نظام در سطح عالی بود در برخی جاها می شنیدیم مردم به خاطر کمبود آذوقه اعتصاب و یا اظهار نارضایتی می کردند اما در کوهدشت در آن شرایط سخت نانوایی ها نانشان می ماند ،علتش هم این بود که روستاییان که میزبان مردم جنگ زده بودند خودشان آذوقه مردم را تامین میکردند وکمبودی احساس نمی شد حتی در قم از این دست مشکلات وجود داشت و البته ما وقتی تعریف می کردیم خیلی ها باورشان نمی شد. رابطه مردم کوهدشت را در کل با روحانیت چگونه ارزیابی می کنید؟ روحانیت در کوهدشت علیرغم تعداد کم، خوب عمل کرده است و به همین جهت مردم هم خوب برخورد می کردند حتی اگر شخصی عملکرد بدی هم داشت مردم رازداری می کردند.مثلا طلبه ای رفته بود جایی و بد عمل کرده بود ولی مردم به من منتقل نکردند بعد گفتم چر نگفته اید گفتند ما سعی کردیم که پنهان کنیم که هم شما را ناراحت نکنیم هم آسیبی به آبروی روحانیت وارد نشود.در کل روحانیت نزد مردم کوهدشت احترام داشت و رابطه حسنه ای وجود داشت که البته احترام و رابطه دو طرفه ومتقابل بود. در مدتی که در کوهدشت بودید حتما به این نکته التفات فرمودید که مردم کوهدشت و به ویژه جوانان آن از هوش سیاسی سرشاری بهره مند هستند و قطعا خاطرات خوبی هم دارید. بله واقعا کوهدشتی ها دارای اطلاعات و معلومات عمیق سیاسی هستند.شش ماه قبل از اینکه آقای منتظری برکنار شوند آن موقع در دبیرستان امام جعفر صادق(ع) که من رفته بودم برای سخنرانی برخی آمدند و به من گفتند این شیخ هم که خراب کرده است و این نشان میداد که مردم و به ویژه جوانان نسبت به موضوعات سیاسی حساس وپیگیر هستند واز مسایل سیاسی پشت پرده هم با اطلاعند، لذا همانطور است که می گوئید مردم کوهدشت دارای بینش سیاسی دقیق و عمیقی هستند و فکر می کنم از قبل هم چنین بوده اند. دوره ای که شما کوهدشت بودید حوادث تلخ و شیرین سیاسی زیادی مخصوصا در جریان انتخابات کوهدشت رخ می داد، حتما خاطراتی هم از آن دوره دارید.مخصوصا آن واقعه تلخی که چند نفر بی گناه کشته شدند و درگیریهایی در اطراف فرمانداری رخ داد. انتخابات(سال68) را به آرامی پیش برده بودیم، ولی معاون سیاسی و فرماندار وقت مقداری کار شکنی کردند ونگذاشتند. همان روز ها رییس اداره اطلاعات وقت کوهدشت آمد و گفت اگر شما ورود نکنی اینها نمی توانند هیات اجرایی تشکیل بدهند. البته آنها نمی خواستند امام جمعه در کارشان دخالت کند بعد دیدند ظاهرا چاره ای ندارند ،بعد از نماز مغرب و عشاء بود که فرماندار آمد پیش من و گفت خوب است امشب شما هم سری بزنید فرمانداری. من هم رفتم و با وساطت من و صحبتی که با عقلای هر دو طرف کردم لیست هشت نفر را به 30 نفر مدعو دادم و گفتم لطفا به اینها رای بدهید تا غائله بخوابد با اینکه برخی معترض بودند ولی با رای زنی با اشخاصی مثل مرحوم حاج سید علی رضا هاشمی،ابراهیم باقری وعلی تیموری به نتیجه رسیدیم تا اینکه ساعت 11 شب قبل از اتمام مهلت قانونی هیات اجرایی تشکیل شد. در کل مسئولین سیاسی شهر و استان به علت محاسبات غلطی که داشتند دچار اشتباه شدند و بعد ازانتخابات مردم متاسفانه به خیابانها ریختند و بعد چند نفر بی گناه هم کشته شدند. اگر به محض وقوع هم من در جریان قرار می گرفتم شاید می شد مانع از آن اتفاق ناگوار شد ولی چون نمی خواستند من در مسائلشان دخالت کنم مرا در جریان نگذاشتند . بعد هم وقتی رییس اطلاعات گفته بود برویم فلانی را بیاوریم گفته بودند که در شهرستان نیست در حالی که بودم و اگر در بین مردم حاضر می شدم مردم به حسب تجربه در موقعیت های دیگر حرف مرا گوش می کردند و متفرق می شدند . بعد هم وارد ماجرا شدیم و با کمک معتمدین، شهر آرام شد وجالب که همان کارهایی که در دفتر من مکتوب و به توافق وامضای طرفین رسید تا شهر آرام گرفت را در شورای تامین استان بدون اینکه نامی ببرند به عنوان کار خودشان معرفی کردند . البته خاطرات شیرین کوهدشت بیش از تلخی هاست . مجددا از شما سپاسگزارم که وقت دادید و این مجال فراهم شد. برای بنده هم فرصت مغتنمی بود تا هم امروز در نماز جمعه با شکوه گرمسار شرکت کنم و تداعی خاطرات 20-25 سال پیش بشود و هم از سخنان ارزشمند شما در باره مرحوم آیت الله مروجی وسایر موضوعاتی که مطرح شد بهره ببرم. من هم برای شما توفیق آرزو می کنم و امیدوارم در مسیر فعالیتهای فرهنگی تان خداوند شما را یاری بدهد . کانون فرهنگی سبحان تصاویر : اختصاصی میرملاس درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت ) ...
5 وسترن مدرن سینما را بشناسید/ از مرد مرده تا جسی جیمز
رمانی به همین نام، نوشته کورمک مک کارتی، ساخته شده است. این فیلم برنده چهار جایزه اسکار از جمله اسکار بهترین فیلم شد و از این نظر در این فهرست جایگاهی خاص دارد. این فیلم با خط داستانی بسیار نازکش، ماجرای چند میلیون دلار پول گمشده در جریان درگیری بین دلالان موادمخدر در مرز مکزیک و آمریکاست. این پول زندگی سه نفر را دگرگون می کند؛ کلانتر اد بل فیلسوف مآب با بازی تامی لی جونز، لولین ماس، خلافکار خرده
لاوروف امروز به وین بازمی گردد/ دیدار دکتر صالحی با ارنست مونیز/ ظریف: امیدوارم روز دوشنبه در وین نباشم/ ...
استفاده از ابزارهای پیشرفته نظارتی در تأسیسات ایران می شود. 17:05 به گزارش مشرق، طبق برنامه دکتر ظریف پس از پایان مذاکرات، وین را به مقصد مسکو ترک خواهد کرد اما اگر مذاکرات به روز پنج شنبه بکشد، احتمالا سفر به مسکو نیز منتفی خواهد شد. 16:45 روزنامه اسرائیلی "هاآرتص" در گزارشی از فابیوس وزیر امور خارجه فرانسه به عنوان پلیس بد در مذاکرات نام برد و از وی بابت به تاخیر انداختن توافق
نشر شورآفرین مجموعه آثار پاتریک وایت را منتشر می کند
اندازه ی انسان، غیرانسانی نیست ! تولدِ دوباره ی اِدی توآی بورن (1979): این رمان در همان سال انتشارش، نامزد دریافت جایزه ی ادبی بوکر شد، اما وایت درخواست کرد تا نام او را از میان اسامی نامزد ها خط بزنند تا با این کار شانس دریافت این جایزه را به نویسندگان جوان تر بدهد. همانند بیش تر آثار وایت، محوریت این رمان نیز مساله ی هویت است؛ مشاجرات یک ماجراجو به نام هربرت مورفی با مادرش که ادعا می کند او ادی دخترِ مادرش است . مجموعه آثار پاتریک وایت با ترجمه ی سارا مصطفاپور و از سوی نشر شورآفرین منتشر می شود. پایان پیام/ پایان پیام/ 37 ...
فیصل در پرده آخر
با خاکسپاری شاهزاده سعود فیصل، وزیر امور خارجه پیشین عربستان سعودی قطعا بخش قابل توجهی از اسرار دیپلماسی ریاض دفن خواهد شد. بر اساس گزارش ها مردی که چهار دهه رهبری و همزمان با دوره سلطنت چهار پادشاهی دستگاه دیپلماسی عربستان را برعهده داشت، پنجشنبه در گذشته است. دربار پادشاهی عربستان سعودی در بیانیه ای با تایید این خبر، علت مرگ شاهزاده سعود فیصل 75 ساله را ناراحتی قلبی عنوان کرده است. در بیانیه
کسی از احوال محمد حسین نمی پرسد + عکس
بهزاد فرد تا نفر دهم نیز اعلام نشد. تنها به دلیل نام کشورش و مذهبش شاید و احیانا سوء نیتی که برگزارکنندگان این مسابقه، نسبت به نام بلند ایران و مذهب پرافتخارش دارند. و این یعنی کینه افراطی و غرض و یعنی اینکه به هر آبروریزی و وقاحتی شده نباید نام ایرانی برده شود ولو اینکه عدالت قربانی مجادله های مذهبی و سیاسی شود. محمدحسین، تنها با مادرش به این سفر رفته بود و همراهی در
آدری هپبرن و شمایل منحصر به فردش
بازیگر. هد در فیلم تعطیلات رمی با او همکار شد و گفت: شمایل و برازندگی او بلافاصله به من نشان داد که با دختری طرفم که به دنیا آمده است تا طراحان را خرسند و شادمان کند. هپبرن همیشه انگلیسی را با لحنی صحبت می کرد که انگار یک زبان بیگانه بود؛ که البته همین طور هم بود. مادرش یک بارونس هلندی بود و پدرش - که آن ها را در شش سالگیِ آدری رها کرد - یک فاشیست انگلیسی بود. آدری و مادرش دوران جنگ را
این یک رمان پلیسی نیست زندگی خودمان است/ سفر به رودخانه مرموز
خبرگزاری مهر _ گروه فرهنگ: فیلم سینمایی رودخانه میستیک کلینک ایستوود را بسیاری از فیلم بین های ایرانی دیده اند و طرفداران زیادی هم بین این جمعیت دارد. این فیلم با بازی بازیگرانی چون شان پن، تیم رابینز و... یک اثر اجتماعی تاثیرگذار است که با اقتباس از رمانی با همین نام به قلم نویسنده ای به نام دنیس لیهان ساخته شده است. این رمان در سال 2001 منتشر شده و همان سال برنده جایزه دیلی شد. کلینت
راهنمای فرصت های تحصیلی در اوکراین
سرمای اوکراین نیز، برای زندگی چند ساله در این کشور در نظر داشته باشید. سرمای زیر صفر چند ماهه، قطعاً برای کسانی که از مناطق مرکزی و جنوبی کشور قصد تحصیل در این کشور را دارند، مشکل ساز است. اما همه این ها، برای مشتاقان علم و تحصیل، مساله ای مهمی نیست. هدف، چیز دیگری است. شاید برای متقاضیان تحصیل در کیف (پایتخت اوکراین)، انجام یک سفر 1 یا 2 هفته ای به این شهر زیبا و بررسی شرایط مختلف آن، پیش از اخذ
انتخاب های سخت (14)
برنده جایزه صلح نوبل شده بود. پس از شانزده سال دور بودن از مناصب دولتی، در سال 2006 بار دیگر با موفقیت در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرد و به منادی مهم حاکمیت مسئول و توسعه پایدار تبدیل شد. در اوایل ماه جولای، با او تماس گرفتم. ما درباره نیاز به اطمینان یافتن از برگزاری انتخابات در تاریخ مقرر در ماه نوامبر گفت وگو کردیم. او برای امتحان کردن میانجیگیری برای یک توافق آماده بود اما نگران بود که زلایا