سایر منابع:
سایر خبرها
نغمه دل نشین ترانه مادری در ماه عسل
: در رابطه شما و محترم خانم، محترم زحمت بیشتری برای شما می کشد، شما برای او چه کار کردید؟ فریبا گفت: در ظاهر کسی متوجه بیماری محترم نمی شود، ولی تمام کارهایی که او امروز قادر به انجام دادن آنهاست از من یاد گرفته است. کارهایی مثل غذاخوردن، حمام کردن، لباس پوشیدن، ارتباط با دیگران و ... را من به او آموزش دادم. به همین خاطر بهزیستی حتی پیشنهاد داد که من به چند نفر دیگر آموزش بدهم ولی من قبول نکردم.
همسرکشی به دلیل اختلافات خانوادگی
به گزارش حافظ نیوز به نقل از روزنامه شرق، کارآگاهان جنایی استان فارس چند روز قبل از مرگ زنی جوان، به نام زهره، در خانه اش مطلع شدند و وقتی آنجا رفتند مشاهده کردند این زن به دلیل اصابت گلوله از پا درآمده است. ظاهر خانه نشان می داد هیچ سرقتی انجام نشده است. از سویی دیگر، نشانه ای از ورود به عنف به خانه وجود نداشت. این دو سرنخ پلیس را با این فرضیه مواجه کرد که جنایت توسط فردی آشنا و با انگیزه شخصی
بازجویی برای یک عاشقانه غربی
موسیقی ام به کشورم خدمت کنم. او پس از این اتفاقات نظرش کمی تغییر کرد: مدتی گذشت و من متوجه شدم که باید از خیلی چیزها بزنم تا بتوانم به عنوان یک نوازنده پیانو در کره شمالی زندگی کنم. من ناامید شده بودم. سه روز سخت را پشت سر گذاشتم و دودل بودم که از کشورم فرار کنم یا خیر. او در نهایت راه دوم را انتخاب کرد: فرار از کره شمالی. با اینکه حدس می زد شاید خانواده اش به او اجازه ندهند
17 زن و دختر از شیاطین پایتخت شکایت کردند
در بیابان رها کرده و رفتند. چگونه از بیابان نجات پیدا کردی؟ قدرت فکر کردن نداشتم. چند دقیقه ای در بیابان سرگردان بودم تا این که توانستم بسختی خودم را به کنار اتوبان برسانم. در آنجا پسر جوان موتورسواری مرا سوار کرد و به یافت آباد رساند، در آنجا با پلیس تماس گرفتم و موضوع را اعلام کردم و به خانواده ام خبر دادم. چطور متوجه دستگیری متهمان شدی؟ چند روز قبل متوجه شدم
قرآن کتاب حکایت و قصه نیست
بگذارد، ناگهان می بینیم دختر بی چادر و پسر بی نماز شد. لذا این قوانین که درباره اش صحبت می کنم، بعضی اوقات یک جمله کوچکش از نظر ترقّی و تنزّل فوق العاده مهم است. ابی بصیر یکی از روات عالیقدر است. می گوید یک همسایه داشتم که وضعش خیلی بد بود. شبانه روز خانه اش مزاحم من بود و ساز و آواز و رفت و آمدهای نامناسب بود. روزی رفتم خانه اش و صبر کردم همه رفتند و من و او ماندیم. یک جمله به او گفتم که
قتل رفیق پولدار به خاطر نارضایتی از بی پولی
زندگی اش را سر و سامان دهد، اما ساعتی بعد به خاطر عذاب وجدان تسلیم پلیس شد. این مرد که حکم قصاصش تایید شده بود، با کمک خیرین توانست رضایت اولیای دم را جلب کند و دیروز از جنبه عمومی جرم محاکمه و حکم آزادی اش صادر شد. در جلسه رسیدگی به این پرونده که دیروز در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی عزیزمحمدی و با حضور دو مستشار تشکیل شد ابتدا نماینده دادستان کیفرخواست را خواند
ممنوع الخروجی 3 فتنه گر/ بی حجابی جرم بوده و با آن برخورد می شود/محکومیت 50 میلیارد دلاری آمریکا/ ...
از کند بودن رسیدگی را نمی دانم، چرا که انصافاً از زمان بازداشت وی، اقدامات فوق العاده ای انجام شده است و شاهد این مدعا کیفرخواست ایشان است، چنان که اکنون دادگاه در رابطه با مطالعه این پرونده با توجه به وسعت بازجویی ها و تحقیقات، درمانده است. سخنگوی دستگاه قضا افزود: در برخی موارد متهمین در بازجویی در رابطه با محل پول ها همکاری می کنند، ولی این متهم در دادسرا همکاری نکرد و تا آخر بازجویی
حجاب من را ازخطر و تهدید حفظ کرد
نکردم. گفتم ببخشید ما به هم نمی خوریم من این تیپی دوست ندارم. گذشت تا یکی دو سال بعد در محرم در برنامه ای برای امام حسین(ع) بودم که دیدمش ولی تیپی حزب اللهی و مرتب داشت. خوشم آمد گفتم این خوبه. دوست مادرم گفت این همان آقاست گفتم نه شما اشتباه می کنید! خلاصه بعد از مدتی ازدواج کردیم. بعد از واقعه 11 سپتامبر و تروریست معرفی کردن مسلمانان شرایط چگونه بود؟ دوران بسیار سختی داشتیم. خیلی
نقش مرد مرموز سیاسی ایران در کودتای نوژه
عصای موسی را توصیه کردم و چند روز نگذشت که جواب رسید: OK. خیلی هم قرص و محکم . زیرا بنده گفته بودم چند شرط لازمه ایفای یک نقش تاریخی است و این شروط اگر در کسی جمع بود لاجرم به سراغ او باید رفت . اول اعتقاد به اصول و داشتن هدف . دوم استواری شخصیت . سوم از خودگذشتگی و بی پروایی . چهارم پاکی و درستی . پنجم مقبولیت در میان خواص و عوام و داشتن نام و شهرت و سابقه ای که خلایق را رم ندهد. مطلب
قتل دوست صمیمی با قابلمه
زمین افتاد و بیهوش شد. بعد از مدتی متوجه شدم کشته شده. خیلی ترسیده بودم برای همین فرار کردم. متهم ادامه داد: پس از چند ساعت با دامادم تماس گرفتم و موضوع را تعریف کردم. او خواست خودم را تسلیم کنم. من هم به کلانتری گلبرگ رفتم و ماجرا را تعریف کردم. با ثبت اعترافات متهم، پرونده برای رسیدگی در اختیار قضات شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفت. اولیای دم تقاضای قصاص قاتل را
امید رفت و برگشت و مصدومیتی که آمد اما برنگشت
تمرین بیرون کشید و از من خواست کاری را قبل انجام داده بودم را دوباره تکرار کنم و بعد به بچه ها گفت که همه باید مثل من تمرین را انجام دهند، همین کار مربی باعث یک حس خوب در من شد که در اولین جلسه به چشم مربی آمده ام و همه برایم دست زدند، این خاطره ام برای سوم ابتدایی بود. سین: در کودکی به جز فوتبال به چیز دیگری علاقه داشتید؟ جیم: واقعاً نه! چون از زمانی که یادم می آید عاشق توپ
دخالت خانواده ها، یکی از 10 عامل اصلی طلاق
. ناپختگی اجتماعی در سکونت کنار خانواده همسر از وقتی ازدواج کرده حتی یک بار هم دست پخت همسرش را نخورده و همیشه مادرزنش این مسئولیت را عهده دار شده است. عرفان پسر جوانی که بنا بر شرایطی که خانواده دختر برای او در لحظه عقد گذاشتند، در یکی از واحدهای آپارتمان پدرزنش و در کنار آنها زندگی می کند. یک سال بعد از ازدواج در مورد این سبک از سکونت، می گوید: وقتی این شرط را برای من گذاشتند اوایل
راز ناپدید شدن دختر فراری
/> بعد از مطرح شدن شکایت، پرونده به دستور قاضی مدیر روستا، بازپرس ویژه قتل در اختیار کارآگاهان مبارزه با آدم ربایی قرار گرفت. با نشانی هایی که شاهدان در اختیار پلیس گذاشتند زوج میانسال شناسایی و بازداشت شدند. مرد میانسال در اولین بررسی ها گفت: دو ماه قبل دخترم مونا ناپدید شد و من راهی اداره پلیس شدم و شکایت کردم اما در این مدت از او خبری نشد. وقتی پلیس نتوانست به من کمک کند، تصمیم
نقد استدلال تکفیری ها وداعشی ها براولویت کشتن مسلمانان
عباس نقل شده است که جهاد با کفار با جنگ است و جهاد با منافقان این است که با آن ها با تندی صحبت کنیم. بنابراین، آیات شریفه سوره توبه هیچ مسلمانی را به سوی جنگ با مسلمانان-که اختلاف هایی با یکدیگر دارند و احیانا از نگاه یکدیگر منافق شمرده می شوند - دستور نداده است، بلکه آیه مربوط به آن دسته از کفار رسمی است که از سوی آنها بخاطر نزدیک بودنشان به جامعه اسلامی خطری متوجه حکومت اسلامی است. 6
عشق بعد از ازدواج آغاز می شود یا قبل از آن؟
مدت است که به وجود می آید. و ازدواج برای زوج ها فرصت های خیلی زیادی را برای تمرین آن فراهم می کند. یک نمونه کلاسیک از عشق بعد از ازدواج را در فیلم "فیدلر روی پشت بام" می توان دید. این فیلم درمورد یک خانواده روسی است که سه دختر زیبا و دوست داشتنی دارند. یک روز، شوهر از زن می پرسد، "منو دوست داری؟" و زن در جواب می گوید، "بعد از 25 سال از من می پرسی که دوستت دارم یا نه؟ بعد از همه کارهایی که
پرده خوانان کوچک
اند و قرار است به زودی به روسیه هم بروند. محمد، خاطره های جالبی از اجراهای مختلف دارد: زمانی که در هفته فرهنگی ونزوئلا در ایران اجرا داشتیم، پسر سفیر ونزوئلا در ایران و دختر رایزن فرهنگی این کشور عضو گروه مان شدند. خیلی برایم جالب بود که پسر سفیر، بعد از چند وقت دیگر بتمن را قبول نداشت و رستم را به عنوان پهلوان واقعی می پذیرفت، چون واقعیت رستم را پذیرفته بود و اینکه نباید
قتل دردناک کودک 5 ماهه به دست پدرش
کلانتری دستگیر شد و تحت بازجویی قرار گرفت. همسایه ها چه گفتند یکی از همسایه های خانواده باران کوچولو به شوک گفت: این زوج جوان سه سال است که ازدواج کرده اند، حمید و مریم زندگی خوبی داشتند تا اینکه در 3-2 ماه گذشته متوجه شدیم حمید معتاد شده است و دائماً سر همین مسأله با مریم دعوا و مشاجره می کند. او شغل اش را از دست داده بود و با مصرف بیش از حد شیشه با مریم درگیر می شد و
سرقت خودرو از سارقان حرفه ای
دو متهم به دادسرای ویژه سرقت، پسر جوان به نام میلاد با قبول اتهام سرقت خودروی تیبا گفت: چندسالی است معتاد به مواد مخدر شیشه هستم. برای تامین هزینه موادمخدر مجبور به سرقت بودم برای همین تاکنون دو بار به اتهام سرقت لوازم داخل خودرو و دو بار به اتهام موادمخدر دستگیر شده و 40 ماه از زندگی ام را زندان گذرانده ام. یک هفته قبل پس از تحمل ده ماه حبس به اتهام سرقت، از زندان آزاد شدم و پس از چند
پدری که تنها درآمد زندگی اش یارانه است
همان جا از شدت برق گرفتگی پودر شده بودم.19 عمل جراحی هم افاقه نکرد آمبولانس من را به بیمارستان طالقانی در سه راه فردوسی رساند اما آن جا گفته بودند کار ما نیست و تنها از قفسه سینه و سر من عکس گرفته و مرا منتقل به بیمارستان امام رضا(ع) کردند. پزشکان ابتدا به خانواده ام گفتند باید انگشت های دستان و پاهایش قطع شود اما بعد متوجه می شوند که دست و پاهای من سیاه شده و به همین دلیل به پدر و
عکس روز/ روایت تکان دهنده از یک قربانی اسید پاشی
کرد و همه می آیند که من را ببینند. روز به روز متوجه شدم کسی من را دیگر قبول نمی کند. مردم به خانواده ام گفته بودند که حقم بوده است زیرا دختر بدی بوده ام. مردم نمی خواستند به خانه مان برای دیدار من بیایند. می گفتند که این موضوع تفصیر من بوده است. از مادرم خواستم تا سم بیاورد که بخورم تا بمیرم. می گفتم نمی خواهم زنده بمانم. مادرم نیز گریه می کرد. پیش از این ماجرا مادرم بسیار چاق بود اما
پرستاری مرد 63ساله میانه ای از 3 بیمارش
برای کار کردن به تهران آمدم، تا ششم ابتدایی در میانه بیشتر درس نخواندم، ابتدا مدت کوتاهی در خیاطی کار کردم و بدون اینکه پدر و مادرم متوجه شوند ازدواج کردم. ثمره ازدواجم 4 فرزند است، بعد از ازدواج کردن در یک مسافرخانه در خیابان ناصرخسرو، مدیر شیفت شب بودم و بعد از آن نیز به شرکت حفاری چاهای عمیق آب رفتم. هنگامی که تهران موشک باران شد در سمنان و سپس در کاشان چاه حفر می کردم و
روایت یک مادر از ورودخانواده اش به عرفان حلقه
و الآن کالبد شوهرش رفته و راحت شده است. وقتی دیدم یک استاد دانشگاه این طور حرف می زند با او دوست شدم. بعد از تعطیلی کلاس ها به زندگی عادی بازگشته بودم اما چند روز بعد همان عطاری که کلاس های کرمان را معرفی کرده بود، زنگ زد و گفت کلاس ها در رفسنجان زیر نظر فردی به نام ابوطالبی دایر است. ما سر کلاس رفتیم و ابوطالبی از ما خواست برایش شاگرد بیاوریم تا آن ها را نیز به سطح ما برساند و سپس آموزش هایش را
سلطه گری خواستگار شیطان صفت بر زن جوان
زن جوان که با وعده ازدواج همکارش روبه رو شده بود، در دام سلطه گری های شیطانی وی افتاد. به گزارش ایران، 16 تیرماه سال جاری زن جوانی به نام ناهید با مراجعه به پلیس ادعا کرد عکس های خصوصی او در شبکه های اجتماعی توسط خواستگار آشنا منتشر شده است.سرهنگ یزدان نیکنام رئیس پلیس فتای استان البرز گفت: ناهید 38 ساله در محل کارش با مردی آشنا می شود و او با وعده ازدواج با ناهید رابطه پنهانی برقرار می کند و چند
از اخاذی بی تالکی تا دستگیری شوهر به اتهام هتک حرمت همسر در اینترنت
به گزارش روز دوشنبه ایرنا از پایگاه اطلاع رسانی پلیس فتا سرهنگ سید موسی حسینی گفت: خانم جوان شیرازی با ارائه مرجوعه قضائی مدعی شد فردی با ارسال پیام های تهدید آمیز از طریق نرم افزار پیام رسان تلفن همراه بی تالک ، قصد اخاذی از وی را دارد. وی ادامه داد: پس از تشکیل پرونده کارشناسان پلیس فتا اقدامات فنی خود را جهت شناسایی متهم یا متهمان آغاز کرده و در نهایت موفق به شناسایی متهم شدند.
متهم: نمی توانستم بیکاری را تحمل کنم
تهران بررسی و متهم به درخواست اولیای دم به قصاص محکوم شد. در حالی که مقدمات اجرای حکم در حال اجرا بود، جمشید با کمک افراد خیر موفق به جلب رضایت اولیای دم و فاصله گرفتن از طناب دار شد، بنابراین پرونده این بار برای رسیدگی از جنبه عمومی جرم روی میز هیئت قضایی شعبه دو دادگاه کیفری یک استان تهران قرار گرفت. جمشید وقتی مقابل هیئت قضایی قرار گرفت، گفت: از یک سال قبل بود که با رضا دوست شدم. وقتی در
آسوده نخوابید، شهر در امن و امان نیست
؛ و به همان نسبت، صدای جیغ سرنشینان آن هم بلندتر و بیشتر می شود؛ اوج هیجان. هیجانی که تنها چند دقیقه بعد با جیغ های ترس آور سه دختر جوان در هم می آمیزد و فاجعه ای بی سابقه را رقم می زند. میله شفتی که کابین را به ریل های مارپیچ دستگاه متصل می کرد می شکند و کابین فلزی با سه سرنشین آن از ارتفاع شش متری به سمت زمین سقوط می کند و... از همان روز نگار 24 ساله دیروز و 25 ساله امروز که تا قبل از
معجزه موسی ...
را تامین کنم یخچالی را که به قیمت تعاونی و با سه هزار و 600 تومان خریده بودم به 20 هزار تومان در بازار آزاد فروختم و با این کار قصد داشتم جشن عروسیمان را برپا کنم. در همین اوضاع یکی از دوستانم هم که طلبه بود قصد ازدواج با دختری را داشت که من به او معرفی کرده بودم. درست چهار روز قبل از عروسی ما با دوستم برای خرید عروسی به کرمان آمدم. توی بازار متوجه شدم دوستم برای ادامه خرید پولی ندارد و
تسویه حساب خونین دوست صمیمی با پرتاب چاقو
روز نو : دوم مهرماه سال 92 ماموران پلیس در جریان وقوع یک قتل قرار گرفتند و با حضور در محل حادثه در شهرک واوان به تحقیق در این رابطه پرداختند. با حضور ماموران مشخص شد که پسر جوانی با ضربه چاقو به قتل رسیده است. مادر مقتول در جریان تحقیقات به ماموران گفت: دو نفر از دوستان پسرم امروز به خانه ما آمدند و پس از درگیری یکی از آنها با چاقو ضربه ای به پسرم زد و فرار کرد.
خواندنی هایی ازبازطراحی واحداطلاعات سپاه
طاهری، از نیروی مخصوص جدا شده بود و از قبل از انقلاب با صف همکاری می کرد. انسان بسیار وارسته ای بود . گروه فجر اسلام که نمی خواهم وارد بحث انقلابش شوم و تزاحم ها و جدایی هایی که با صف داشتند. بعد از انقلاب رابطه شان با صف چه جور بود؟ بیشتر تکیه ام در این باره روی جلساتی است که خودم بوده ام. بعد از انقلاب، سازمان که شکل گرفت و قرار شد اعلام موجودیت کند، دوستان رفتند و دلخوری هایی
افشای راز سرقت های دنباله دار/ تقسیم طلاها در چلوکبابی
به گزارش خبرگزاری مهر ، 31 خرداد ماه امسال از طریق تماس یکی از شهروندان خانم با مرکز فوریت های پلیسی 110، اخبار و اطلاعاتی مبنی بر حضور مشکوک چند جوان در داخل یک رستوران چلوکبابی در منطقه تهرانپارس اعلام شد. زن جوان به اپراتور 110 گفت: در حال خرید از مغازه میوه فروشی جنب سالن چلو کبابی بودم که متوجه حضور دو جوان قوی هیکل داخل سالن غذا خوری شدم. مردان جوان بدون توجه به اینکه داخل سالن غذا خوری از