سایر منابع:
سایر خبرها
توضیحات محمد رویانیان در مورد پرونده محمدرضا خلعتبری
باشگاه مرده بود دفاع کند؟ یعنی از باشگاه توضیح نخواستند و یک سره حکم صادر کردند؟ به من چه؟ من دو سال پیش مدیریت را ول کردم رفتم. مدیرهایی که بعد از من بودند باید این را پیگیری می کردند. من تخلفی نکردم. من بازیکن ایرانی را برداشتم آوردم. اصلا زرنگی کردم؛ قلدری کردم؛ هر کاری کردم بازیکن خودمان را آوردم، به هر شکلی! آن موقع هوادارها به به می گفتند همه تعریف می کردند. این قدرت من و قدرت باشگاه بوده.
فیلم هایی که بی خود و بی جهت توقیف شدند!
است، ربطی به دوره خاصی هم ندارد. تا امروز فیلم هایی که از محاق بیرون آمده اند و در معرض قضاوت عموم قرار گرفته اند این سوال را پیش می آورد که اصلا هدف چه بوده که جلوی نمایش یک فیلم گرفته شده و حالا که نمایش عمومی دارد چه ضرری داشته؟ تازه ترین نمونه های آن را می توان در اکران سال 94 و در رأس آن از رییس جمهور پاداش نگیرید و قصه ها جستجو کرد. فیلم کمال تبریزی هفت سال در محاق بود. گفته می شد
روایت ابراهیم گلستان از آدم ها و قصه ها/ کیمیایی برایم تراژدی است
این کتاب های فارسی چاپ شود و در دسترس همه قرار بگیرد . من یادم است سال 1334 یعنی شصت سال پیش در تهران دنبال یک نسخه چاپی از مثنوی می گشتم و پیدا نمی کردم . مثنوی را خانه پدرم خوانده بودم و می خواستم خودم یک نسخه چاپی از آن پیدا کنم و بخرم . نبود . اینکه می گویم دو سال بعد از سقوط مصدق است . شما نمی توانید باور کنید که دو سال بعد از سقوط مصدق من تمام کتابفروشی های تهران را زیر پا گذاشتم که مثنوی پیدا
سوری ها گفتند فاطمیون نباشند عملیات نمی کنیم
بنایی به اینجا آمده اند نیروی ویژه نداریم. بااین حال گفتند اگر نیروهای فاطمیون نباشند اصلاً روی این عملیات حساب نمی کنیم . با همه این صحبت ها ، نیروها 6 کیلومتر داخل شدند و خط اول را باز کردند، ولی مسائلی پیش آمد که محاسبه نشده و امکانات زرهی و آتش پشتیبانی فراهم نشده بود. دشمن در محدوده آتش سنگینی ریخت و نتیجه این شد که با دادن 29 شهید و اسیر و مفقود ازآنجا عقب نشینی کردیم.
ناله های قنوتشان گوش فلک را کر می کرد
تشییع شان، زن و مرد و پیر و جوان آنها را مشایعت کردند. به نظر می رسد کسانی که زمان جنگ می خواستند وارد گردان غواصی شوند باید با شرایط دریا آشنایی کامل داشته باشند اما شما از مشهد اعزام شده بودید و بعد هم مسئول آموزش شدید، چطور؟ بنا به همان ماموریتی که خداوند ما را خلق کرده و در دنیا فرستاده است و بعد هم خودش گوهر عقل را به ما داده تا از آن استفاده کنیم و یاد بگیریم، من هم به
اگر هاشمی نمی آمد، احمدی نژاد پیروز نمی شد
از آن طرف آقای هاشمی آمد و ثبت نام کرد از این طرف هم آقای احمدی نژاد وارد شد و کوس استقلال زد و گفت من در قالب آن 5 نفر نمی گنجم. در نهایت تصمیم ها و تدابیر اصولگرایان بهم ریخت و آن 5 نفر هم همه وارد شدند و هیچ کدام هم موفق نشدند. مصباحی مقدم ادامه داد: بنده معتقدم سال 84 اگر آقای هاشمی می پذیرفتند و نمی آمدند، بعد به عنوان یک شخصیت اثر گذار پشت جریان اصولگرا قرار می گرفتند و شخصیتی مانند آقای ولایتی را که قبول هم داشتند به میدان می فرستادند و بر روی او تاکید می کردند، حتما اتفاق دیگری می افتاد و این مسائلی که بعدا پدید آمد، پدید نمی آمد. ...
محسن چاوشی بالاخره به حرف آمد (3)
هیچوقت نگذاشت دستمان جلوی کسی دراز شود و مردانه اوضاع خانواده را مدیریت کرد. پدرم یک مدتی مسئول همین شهرک بود. بنیادی بود به اسم بنیاد مهاجرین جنگ تحمیلی که پدر مسئول آنجا شد. بعد آنجا تبدیل شد به ستاد بازسازی و نوسازی. پدرم آدم باسوادی بود و هست. وقتی پدرم بازنشسته شد با پیکانش کار می کرد. یکی از ترانه های که خوانده ام و شما هم آن را قبل از این گفت و گو شنیدی حرف از یک پیکان دلتنگ می زدید. این همان
خبری که امیرالمومنین از معراج نبی آورد
داد؟ دارد که حضرت سلمان وقتی این را شنید، از مولی الموالی به وحشت افتاد که حضرت چه دارد تعریف می کند؟! این جریان مال صد سال است- چون بیان شده که حضرت سلمان دویست سال عمر داشتند – امیرالمؤمنین که بیست و هفت سالش است! متعجّب است. بعد خود مولی الموالی بیان می کند و بعضی هم گفتند از این باب که لِیَطْمَئِنَّ قَلْبی باشد، خود حضرت سلمان عرضه داشت که شما جریان را برای من بگویید کیّفیتش چگونه
فقط گاهی می شود با رئیس جمهور شوخی کرد
برای نقش صفا به سراغ پرویز پرستویی رفتیم ولی ایشان وقتی فیلمنامه را خواندند به من گفتند که چون من یک بار در لیلی با من است این نقش را بازی کرده ام اجازه بده من آن را بازی نکنم. برای رفتن سراغ حسن معجونی من و حبیب رضایی خیلی با هم گفت وگو کردیم. همان طور که شما هم اشاره کردید واقعیت این بود که رفتن به سراغ یک بازیگر تئاتر برای تهیه کننده و کارگردان می تواند یک ریسک بالایی را همراه داشته باشد. حتی
خواندنی هایی از بازطراحی واحد اطلاعات سپاه
بود، چون ایشان از همان روزهای اول انقلاب آموزش نظامی را در اوین شروع کرد، یعنی اوین را تحویل گرفت و آنجا را مرکز آموزش کرد، چون سالن تیراندازی داشت و یک منطقه مناسب و تقریباً کوهستانی هم بود و در آنجا آموزش نظامی را شروع کرد. البته دوستان دیگری هم همراه ایشان بودند. آقای مصطفی از فرماندهان نظامی گروه صف که دوره دیده قدیم بود . آقا مصطفی چی؟ به ایشان می گفتند آقا مصطفی طاهری
درس های اخلاق: نجواهای دلتنگی(شرح دعای 45 صحیفه سجادیه) جلسه بیست ودوم؛ بلندپروازی حکیمانه در مقام د
خَلَقْنَاکُمْ عَبَثًا. 5 البته خدای متعال یک عمل خوب کوچک را که در یک ساعت انجام گرفته، بی نهایت پاداش می دهد، اما این پاداشِ همین عمل است و چیزی در همین راستا است با امتدادی بی نهایت. همه کارها در دنیا محدود است اما پاداش های آن ها بی نهایت است. ولی هر کدام کانال مخصوصی دارد که این کانال در امتداد بی نهایت است. خدا چیز عبث را نمی خواهد، بلکه کار را حکیمانه می خواهد. تفضل او هم حساب دارد و گزاف
خون پسرم برای حجاب و غیرت به زمین ریخت/ رفتار جلیلم را امروز با افرادی مقایسه می کنم که بیت المال را هدر ...
از ماشین شرکت برای خودش استفاده کند. الان که بگویم همه دوستانش تصدیق می کنند که او اصلا دوست نداشت ماشین بیت المال را سوار شود. لقمه از دهان خودش می گرفت و به آنها می داد. وقتی رفته بود جبهه، غذا به اندازه کافی به آنها نمی رسید، دوستانش تعریف می کردند که سید جلیل غذای خودش را به ما می داد. *من نمی خواهم شما را خسته کنم.. من از تعریف کردن سرگذشت پسرم خسته نمی شوم. ببین پسرم! تو
گرسنه ماندن 3 روزه دوقلوهای ایرانی +عکس
. همه ساکت شدند. بعد گفت: سامانم را خیلی دوست داشتم. به تصویرش نگاه کرد و ادامه داد: مشکل قلبی داشت. پدر رقیه، پیرمرد 70 ساله ای است که کلاه سبزش رسم زیبای قدیم را همراه دارد و ما هم به رسم قدیم گفتیم: خدا قوت آقا سید... شما تعریف کن ... سکوت کرد! مادر رقیه هم در طول مصاحبه سخن نگفت. همه ساکت بودند... رقیه گفت: این خانه که الان در آن زندگی می کنیم یک حال و 2 اتاق خواب دارد. خانه را یک خانم
روش های جذب و تربیت نیرو/ گفتاری از دکتر حمید حبشی
گروه دیگری بودند. همه آرایش کرده بودند. یک نفر محجه در اینها نبود. گفت اینها همان ها هستند بعد از یک سال ورود به دانشگاه! این عکس دوم از همایش سال دوم آنهاست. در این دانشگاه من و معاونت فرهنگی و نهاد و حراست و کمیته انضباطی هستیم که نباید بگذاریم از آن به این تبدیل شود. چه شد که این اینطور تغییر کردند؟ آن دوازده سالی که در مدارس تعلیمشان دادند کجا رفت؟ من پاسخم همین بود که آنچه خانواده ها و مدارس
خون پسرم برای حجاب و غیرت به زمین ریخت
رفته بود جبهه، غذا به اندازه کافی به آنها نمی رسید، دوستانش تعریف می کردند که سید جلیل غذای خودش را به ما می داد. من نمی خواهم شما را خسته کنم.. من از تعریف کردن سرگذشت پسرم خسته نمی شوم. ببین پسرم! تو هم مثل پسر من هستی. همه شما فرزندان عزیز من هستید. سید جلیل من، می دانست که شهید می شود. او هنوز به دنیا نیامده بود و اصلا هنوز من با پدرش ازدواج نکرده بودم که مرد روشن ضمیری
سینما فقط ژست روشنفکری نیست
شد چون به طور مثال اگر بخواهم یک بادبادک را نشان بدهم که بالا می رود یا باید دوربین را از پایین به بالا بیاورم و یا باید از پا کات بزنم و بادبادک را نشان دهم. به هرحال ما درباره یک انسان فیلم ساختیم که جز چهره او دیگر نماهای بدن می تواند نمایش داده شود و این از نظر احساسی به مخاطب ضربه ای نمی زند. *از نظر من هم اشکالی ندارد ولی شما همه جا روی این موضوع مانور دادید که فیلمی از پاها ساخته
درگیری با مددکاران شهرداری هشت ماه زمینگیرم کرد
مصاحبه زیر این گونه سخن می گوید: به گزارش سلامت نیوز، روزنامه اعتماد نوشت: آقای جلیل نژاد بعد از یک سال می خواهیم بار دیگر پرونده درگیری شما با ماموران شهرداری را مرور کنیم و از روزهای درمان و روند بهبود بشنویم. برای آغاز گفت وگو شاید بد نباشد که ابتدا مروری داشته باشیم بر آنچه در روز حادثه اتفاق افتاد. آن روز چه چیزی باعث شد تا شما با ماموران شهرداری درگیر شوید؟ من با ماموران
مراجع از اهل منبر میخواستند اهل سیاست بازی نباشند
تاریخی و....، تاریخ را به گونه ای بیان می کرد که شنونده خود را در متن آن می دید. مثلاً اگر واقعه أُحد را بیان می کرد، طوری عنوان می کرد که شنونده خود را در همان فضای جنگ اُحد تصور می کرد. اگر گوینده به این شیوه عمل کند به خوبی خواهد توانست مستمعین را جذب نماید. بنده به منبری های جوان گفته ام؛ اگر می خواهید ببینید منبر شما خوب بوده یا نه، بعد از سخنرانی نگاه کنید آیا مردم از سخنان شما
کدام دعا سریع تر از همه اجابت می شود؟
خودی در دعا عندالله استجابت است و هرکه دعایش، دعا باشد اصلاً نیازی به استجابت نمی بیند، چون درون خود دعا استجابت هست و لذا از دعا لذّت می برد امّا بعضی ها از دعا خسته می شوند. اولیاء خدا نه تنها از این لذّت دائمیه خسته نمی شوند بلکه هر روز، حالشان منقلب تر و اتّصالشان به دعا بیشتر می شود و همان طور که در دعا عرض کردم، اولیاء خدا دعاهایی را بلد می شوند که من و شما از آن دعاها خبر نداریم. امّا وقتی
هیچ فقیهی تشکیل حکومت اسلامی را حرام ندانسته است
ازادی مطبوعات ببیند همه بحثهایی که در دوران ما هست شکل ابتداییش همان دوران همینها بوده . میگوید اقا در روزنامه هاشان دارند تصویر آخوند میکشند به شکل سگ قران را پاره پاره میکنند در صحن مجلس بعد من اینها را گزارش کردم و نامه نوشته ام به نجف اقایان گفته اند که اگر اینهاست که اینها خلاف شرع است گفتیم بابا همینهاست و الا در کلیات که ما و شما داریم یک چیز را می گوییم حتی می گویند بعدها مرحوم میرزای
آمریکا به دنبال انتقام است نه تفاهم عادلانه
شناسند، اصلاً عجیب و غریب نبود اظهار داشت: در پاسخ این زیاده خواهی ها، دیپلمات های ما گفتند آمریکا باید از دلبستگی عاطفی به تحریم ها، دست بکشد که خیلی ها با پوزخند گفتند مگر می شود یک کشور تعلق خاطر و دلبستگی عاطفی به یک مقررات داشته باشد و سوال می کردند که این واژه دلبستگی به تحریم یعنی چه؟ . وی در ادامه تاکید کرد: پاسخ این است که بله، آنچه دیپلمات های ما در قالب الفاظ دیپلماتیک آن را
الاغو این همه هوادار
تعطیلی ندارد ولی کیهان به جای استکبار نوشته است آمریکا ! گفتم: در همان بیانات ایشان تاکید شده بود که آمریکا مصداق اتمّ (کامل) استکبار است. حالا چرا این دو مدیر دولتی از هر حرف و سخنی که علیه آمریکا باشد اینطور عصبانی می شوند و جیلیز و ویلیز می کنند؟! گفت: چه عرض کنم؟! گفتم: یارو الاغش مرده بود، یک عده رفتند به او تسلیت گفتند! و اینکه، هر چی خاک آن مرحوم است، عمر شما باشد و... دیدند یارو خیلی توی فکر فرو رفته! پرسیدند چی شده؟ گفت؛ از شما چه پنهان که من تا حالا نمی دانستم الاغ بنده، این همه هوادار داشته است؟! م ...
آسوده نخوابید، شهر در امن و امان نیست
یک سال و دو ماه است که سرنوشتش با تخت اتاقش گره خورده. از همان روزی که آن حادثه شوم در پارک ارم برای او و دو دوست دیگرش اتفاق افتاد. جمعه 19 اردیبهشت 93. همان شبی که قرار بود شبی خاطره انگیز برای سه دوست هم دانشگاهی و همراهان شان باشد. همه چیز هم خوب پیش می رفت. ساعت های خوش تفریح و بازی و شادی در لونا پارک ارم. تا اینکه به تصویب جمع قرار شد همگی بازی موش دیوانه را تجربه کنند. کابین هایی که روی
درخواست مادران شهدای کهگیلویه و بویراحمد برای عفو محیط بان دنا
گلایه از برخی بی تدبیری های صورت گرفته طی چند سال گذشته در خصوص این پرونده، اضافه کرد: اگر این بی تدبیری ها انجام نمی شد من در همان سال اول رضایت می دادم اما گرهی که با دست باز می شد را می خواستند با دندان باز کنند. یادآور می شود، مرحوم مجتبی رضایی، جوان طبیعت دوست از استان کهگیلویه و بویراحمد در 26 مردادماه سال 1387 طی حادثه ای توسط اسعد تقی زاده، یکی از محیط بانان پارک ملی دنا دار فانی را
برای تراکتور شرط مالی نگذاشتم!
به استقلالی ها گفتم سربازم رحمانی: برای تراکتور شرط مالی نگذاشتم! مسئولین گفتند سربازی، گفتم چشم در رابطه با سربازی ام حرف خاصی برای زدن ندارم فقط این را بگویم که مسوولان به من گفتند تو سرباز هستی و من هم با گفتن چشم به آنها گفتم راهی تبریز می شوم و هر چیزی که قسمت باشد همان را انجام می دهم. از استقلالی ها ممنونم ولی سرباز تراکتور هستم جا دارد از خیلی ها اینجا تشکر
گذری در کوچه خاطرات یک رزمنده متفاوت
؟ نه، چند سال بعد قرار بود مصاحبه تلویزیونی داشته باشم و مطالب را مرور می کردم که شب شد و خوابم برد. آقای مرعشی به خوابم آمد و گفت حق نداری بگویی. اگر بگویی اجر و پاداش خود را از دست می دهی. پرسیدم چرا؟ گفت برای اینکه باور نمی کنند و آن وقت تو دروغگو می شوی، چون مردم درک دنیایی دارند و از دید دنیا می بینند، پذیرفتنش برایشان مشکل است. پس از بهبودی با توجه به شرایطی که داشتید
ادعای پیامبری و طی الارض بعد از ورود به "عرفان حلقه"
نداشت. چون این کلاس ها را بیشتر برای درمان می رفتیم چیزی نمی گفت و کمک هم می کرد. پسرتان از چه زمانی وارد این کلاس ها شد؟ بعد از این که دختر خواهرم قدری بهتر شد، پسرم را که بیمار بود و 22 سال داشت را نزد آن عطاری بردم. بعد از چند جلسه، پسرم می گفت شب ها حالت عجیبی پیدا می کند. بعد از چند جلسه مراجعه به این عطاری که هر جلسه هم 5 هزار تومان می گرفت از وی خواستم تمام حلقه ها را به من
ترتیل جزء بیست و ششم قرآن کریم با قرائت استاد کریم منصوری + متن و صوت
خداست و آنچه را بدان فرستاده شده ام به شما می رسانم ولی من شما را گروهی می بینم که در جهل اصرار می ورزید (23) قَالَ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِندَ اللَّهِ وَأُبَلِّغُکُم مَّا أُرْسِلْتُ بِهِ وَلَکِنِّی أَرَاکُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ ﴿23﴾ پس چون آن [عذاب] را [به صورت] ابری روی آورنده به سوی وادیهای خود دیدند گفتند این ابری است که بارش دهنده ماست [هود گفت نه] بلکه همان چیزی است که به
رابطه با نامزد شکاک را به هم بزنیم؟
بعد از ترک محیط و تنها شدن با شما به اوج خودش برسد. خوب است بدانید عادی ترین رفتار و حرکات کسی که مورد بدبینی نامزد شکاک شما قرار گرفته می تواند به بی محلی، تحقیر یا تهدید تعبیر شود و فاجعه اینجاست که شخص بدبین بخواهد براساس همین برداشت های اشتباه و بیمارگونه خودش به اطرافیان واکنش نشان داده و با فرد یا افراد مورد نظر، درگیر هم شود. رسیدن به این نقطه همان جایی است که مشاور محترم ازدواج در مورد ادامه دوران نامزدی با نامزد رؤیایی تان به شما اخطار خواهد داد و پیشنهاد می کند نامزدی را به هم بزنید.
ضرورت داشته باشد قرارداد کی روش تمدید می شود
حضور داشته باشیم. وی در ادامه درباره پاداش ملی پوشان گفت: پاداشی که برای هر بازی در نظر گرفته ایم مشخص است. پاداش دیدار برابر بوسنی و آرژانتین با هم برابر است. این تصمیمی است که گرفته ایم و من نشنیده ام که بازیکنان ناراحت باشند. حتی امروز با کاپیتان تیم ملی هم صحبت کردم و او گفت که بازیکنان هیچ ناراحتی ندارند و این واقعیتی است که در اردوی تیم ملی وجود دارد. سجادی ادامه داد