سایر خبرها
تجاوز به مدیر شرکت در دفتر تبلیغاتی
در ماجرای آزار و اذیت زن جوان بی گناه دانست، اما وقتی در برابر فیلم دوربین مداربسته قرار گرفت، در تناقض گویی هایش مجبور به اعتراف شد. پسرجوان گفت: پس از آزادی از زندان، بیکار بودم و در خیابان های پایتخت پرسه می زدم که یک آگهی جذب نیرو برای پخش کردن کارت های تبلیغاتی روی دیوار مشاهده کردم و پس از تماس با مدیر شرکت که یک زن بود، برای شروع به کار راهی آن جا شدم. ابتدا تصمیم به کار داشتم و
احمد توکلی: مخالف نخست وزیر شدن ولایتی بودم/اصولگرایان به آزادی و نقش مردم کم اهمیت می دهند
خاطره ها هم ناخوشی های آن روزها بود. چند خواهر و برادر بودید؟ ما جمعا چهار فرزند بودیم، دو پسر و دو دختر. و شما فرزند چندم؟ من آخری بودم. عموما بچه های ته تغاری برای پدر و مادر عزیزتر و در عین حال لوس تر هستند. این موضوع در مورد شما هم صدق می کرد؟ اصلا در خانه ما لوس بازی باب نبود. پدرم اهل لوس کردن بچه ها نبود و از این جهت هیچ کدام
دام سیاه رابین هود قلابی برای دختر جوان
داد: میثم که مدعی بود مأمور است و به راحتی می تواند برایم دردسر ایجاد کند، چند روز بعد تماس گرفت و با تهدید مجبورم کرد که 3میلیون تومان به حسابش بریزم. او از من می خواست که تن به خواسته های شیطانی اش بدهم و به این ترتیب چندبار مرا به مخفیگاهش کشاند و مورد آزار و اذیت قرار داد. دختر جوان ادامه داد: زندگی ام به هم ریخته بود. دیگر نمی دانستم چه باید کنم. از این وحشت داشتم که او آبرویم را
توکلی: اصولگرایان به نقش مردم کم اهمیت می دهند
نمی دانم. آقای دکتر! از خاطرات کودکی تان چقدر به خاطر دارید؟ یادم می آید پدرم به تهران رفته بود و برای برادرم دوچرخه 24 فیلیپس خریده بود. شب وقتی با قطار به خانه رسید، دوچرخه را به شاگرد مغازه سر کوچه مان دادیم که آچارکشی و مونتاژ کند که سر پا شود. برادرم خیلی خوشحال بود و ایستاده بود که درست شود، من هم کنارش ایستاده بودم. دوچرخه که آماده شد، اول دست من داد و گفت اول تو سوار
دکتر ابهری: روابط جنسی غلط تابعی از سبک زندگی است/ دچار شلختگی فرهنگی شده ایم
طوری شده است که واقعا در اتاق خواب هم آن لباس ها را نمی پوشند ، و آن خانم با آن پوشش به خیابان می آید ، یک جوان ، متاهل هم که باشد ، وقتی این را می بینید با آن خوشگلی و با آن لباس و وضعیت زننده، تحریک می شود. پوشش زنان بایدساماندهی شود . الان در خیابان پوششهایی را می بیند که در سالن های رقص غربی نمی بینید، خوب وقتی یک مرد چه مجرد و چه متاهل ،آن وضعیت را می بیند ، تحریک می شود بعد می
هیچ کدام از کارهایم را با گران ترین آثار فرشچیان عوض نمی کنم
. الخاص آمریکایی ها را دعوت می کرد ایران تا بیایند و کارهای ما که شاگردانش بودیم را ببینند. این خیلی برای ما اهمیت داشت. الخاص مهمانی می داد؛ همه ی دختر پسرهای جوان را دعوت می کرد. اصلاً ما چنین معلمی را هیچ وقت ندیده بودیم. چه معلمی چنین کاری می کرد؟ از طرف دانشکده ، به ما بهترین قلم موها و رنگ ها را مجانی می دادند. از آثار ما جوان ها نمایشگاه می گذاشتند. بعد هم یک روز خبرش می آمد که مثلاً دو اثر از ما
سارقان مسلح: می خواستیم یک شبه پولدار شویم
طلاهای داخل ویترینش را در ساک آنها بریزد. مرد طلافروش از ترس، تسلیم خواسته سارقان شد. وقتی سارقان با ساک پر از طلا از مغازه طلافروشی خارج شدند، صاحب طلافروشی به داخل خیابان آمد و از رهگذران درخواست کمک کرد. سارقان با دیدن این صحنه پا به فرار گذاشتند، اما چند قدمی آن طرف تر رهگذری موفق شد سارقی را که کیف پر از طلا را زیر بغل گرفته و در حال فرار بود، دستگیر کند. دقایقی بعد از اعلام این خبر
مرد شرور پسر دانشجو را به بیابان های قیامدشت برد و ...
گفت در خانه حوصله اش سر رفته و از من دعوت کرد با هم قرار بگذاریم و برای تفریح بیرون برویم. عصر جمعه برای اولین بار در خیابان با امیر قرار گذاشتم و با پرایدم دنبال او رفتم. امیر که جای چندین بریدگی روی صورتش نمایان بود سوار ماشینم شد. از امیر ترسیده بودم اما خجالت کشیدم حرفی بزنم .ما با هم شروع به گشت زنی در خیابان های شرق تهران کردیم و او به بهانه پیدا کردن یک آدرس مرا به سمت قیامدشت برد . هوا
با مریلا زارعی از سینمای اجتماعی تا سیاست
می تواند نتیجه قابل اعتنایی به بار بیاورد؛ وگرنه این خام دستی ها از طرف بعضی تازه واردان واقعا می تواند در بعضی حوزه ها آسیب زننده باشد. متوجه منظورتان نمی شوم! یعنی برخی فیلمسازان جوان و تازه وارد سبب لطمه زدن به سوژه ها و برخی حوزه ها می شوند؟! به نظرم موضوعاتی که ریشه در باورها و اعتقادات دارد؛ مثل موضوعات مذهبی و ارزشی مخصوصا موضوعات مرتبط با دفاع مقدس یا سوژه هایی که به
اعدام؛ آخرین برگ پرونده کرکس های سیاه
. او وحشت کرده بود و با دیدن پلیس به گریه افتاد و گفت 2مرد جوان او را ربوده و با تهدید، وی را تسلیم نیت شیطانی خود کرده بودند. دخترجوان توضیح داد: عصر دیروز در خیابان ستارخان منتظر تاکسی بودم که خودروی پیکان مقابلم توقف کرد و سوار شدم. در بین راه مرد جوانی که به نظر می رسید مسافر است، تیغه چاقویش را روی پهلویم گذاشت و با تهدید سرم را به زیر صندلی برد. او همه پول ها و طلاهایم را گرفت و گفت
وقتی قرار دختر و پسری تبدیل به یک فاجعه میشود
همیشه خداحافظی کنیم. او می گفت اصلا نمی خواهد تن به ازدواجی احساسی بدهد و باید به نظر پدر و مادرش هم توجه کند. هوا تاریک شده بود و از پارک بیرون آمدم. پسر جوان گفت مرا تا نزدیک خانه مان می رساند. سوار ماشین او شدم و به راه افتادیم. من روی صندلی عقب نشسته بودم که ناگهان در خیابانی خلوت یک خودرو راه ما را سد کرد و دو مرد جوان با عجله سوار خودرو ماشدند. آن ها راننده را مورد ضرب و
تحلیل وقایع غائله هجدهم تیرماه 1378
داخل پیش آمد: فلان جا گروهی حمله کردند و جمعیتی را زدند که فوراً در رادیوها و در بعضی از وسایل ارتباطی که با دشمنان همسو بودند، ناگهان منتشر میشد که: بله؛ اینها از طرف نظامند، اینها مربوط به نظامند – مایه اغتشاش ذهنی مردم را فراهم میکردند – این هم یک نوع از حوادث بود. از طرفی، شایعه اختلاف بین مسؤولان طراز اوّل کشور را پخش میکردند؛ که جنگ قدرت است و با هم دعوا و کشمکش میکنند! ما میبینیم
حس خوب حجاب با نگاه به مستند از لاک جیغ تا خدا
حجاب و بانوان محجبه، روایتگری بانوانی است که به تازگی موفق به استفاده از حجاب برتر شده اند. الگوسازی برای جامعه دختران و زنان کشور و نیز ارائه حجاب برتر از اهداف این برنامه است. می توان گفت انعکاس و تصویر تحولات درونی انسان در این برنامه که تاکنون بیش از 100 قسمت از آن پخش شده و همچنان در حال تولید و پخش است، مورد توجه مخاطبان (اعم از مرد و زن) قرار گرفته است. نویسنده این سطور تماشای
آشنایی با کارآفرینان موفق ایران- مرتضی سلطانی، خالق برند زر ماکارون
مادرم که بعد از فوت همسر اول به ناچار با پدر ازدواج کرده بود، باید بار زندگی و تربیت 3 فرزند یتیم دیگرش را هم به دوش می کشید. آغاز کودکی من، در محرومیت از حداقل های زندگی سپری شد. اما این تنها مشکل نبود، تقدیر، محبت واقعی پدر را نیز از من سلب کرد و حتی مرا مجبور ساخت در همان دوره کودکی، زمانی را از مهر مادری دور باشم. سرما، تنهایی، گرسنگی و بی محبتی، تمام چیزهایی بودند که در آن دوران
ماجرای هولناک 14 اقدام سیاه با زنان و دختران در آزادراه تهران-کرج / کرکس های کرج در آستانه اعدام + عکس
کاراگاهان گفت: بعدازظهر قصد رفتن به خانه یکی از اقوامم را داشتم که در منطقه آریاشهر تهران، سوار خودروی مسافرکشی شدم و راننده که یک مسافر مرد هم همراهش بودند حرکت کرد، در میانه راه، سرنشینان خودرو با زور و تهدید چاقو، مرا ربودند و با انتقال به بیابان های اطراف شهر مورد آزار و اذیت قرار دادند و اموالم را به سرقت Stealing بردند. به دنبال شکایت دختر جوان، چهره نگاری رایانه ای از مردان شرور صورت
پسرم، تکیه گاه پدرت باش
و زیبایی نداشت. این بار نه یک نفر بلکه کل کلاس روان شناسانه به این نتیجه رسیدند که قیس بنی عامر از اول د یوانه بوده عقل درست حسابی نداشته که عاشق یک دختر زشت شده تازه به خاطر او هم سر به بیابان گذاشته است خلاصه گیج و مات از کلاس درس بیرون آمدم و ماندم که باید به این نسل جدید چه درسی داد که به تمسخر نگیرند و بدون فکر قضاوت نکنند. ماندم که این نسل جدید در کجا می خواهند صبوری و از خود گذشتگی را
سحرگاه سیاه دختر نوجوان
سحرگاه دوشنبه 22 خردادماه امسال دختر نوجوانی در خانه مادربزرگش در آبادان سرگرم درس خواندن بود و هنوز لحظاتی از ورود نامزدش نگذشته بود که صدای مرموزی از حیاط خانه به گوش رسید. ناگهان چند مرد که چاقو و قمه به دست بودند از بالای دیوار خانه وارد حیاط شده و خودشان را به داخل خانه رساندند. نامزد نسرین با دیدن این صحنه شوکه شده بود که مردان خشن او را هدف ضربات چاقو قرار داده و در ادامه مردان جوان در
آیین حفظ خوانی قرآن؛ میراث معنوی کاشان / عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد
، صفوفی مرتب از مرد و زن در پشت رحل های قرآن و تلاوت آیات نور توسط حافظان قرآن و نهج البلاغه. سی شب مراسم آیین حفظ خوانی قرآن در ماه مبارک رمضان، یک ساعت بعد افطار و درفضای باز شهری در حالی در چهارمین سال برگزاری آن، مورد استقبال بیش از یک هزار خانواده از کودک و نوجوان و جوان و افراد میانسال از مرد و زن در پارک ملت کاشان قرار گرفت که خود را با اشتیاق فراوان به این مراسم می رساندند.
84 درصد مردان به زنان محجبه و عفیف تمایل دارند
باشد راهکار های زیادی برای ازدواج دختر مجرد وجود دارد. وی در ادامه یکی از دلایل عدم تمایل به دواج را خودباختگی دختران می داند و می گوید: پسر زمانی به ازدواج با یک دختر اشتیاق نشان می دهد که ببیند او فردی نجیب و با خانواده است، وقتی ببینید دختر خیلی راحت با او رفت و آمد می کند و برای به دست آوردنش نباید تلاشی انجام دهد، زیر بار مسئولیت زندگی نمی رود و براحتی به ارتباط خود با او ادامه می
آزادی قانونی تمام حرف من است
فردا بعد از ظهر نشستم و یادداشتی را که در نون نوشتن می بینید، نوشتم. سه سال بعد که شروع کردم به نوشتن کلنل یادم آمد که سال 59 آن خواب را دیده ام. یعنی سه سال قبل تم داستان را خواب دیده بودم. این همان نقطه ی بار برداشتن است که اشاره کردم و یکی از اتفاقات عجیب در روانشناسی . مرا به بیمارستانی در تجریش دعوت کردند که رفتم و آن ماجراها را توضیح دادم اما هیچ یک از پزشکان مغز و اعصاب هیچ پاسخی نداشتند
راز شجاعت رهبر کره شمالی چیست؟/کشف شیره تریاک از پاشنه کفش/پیشنهاد رابطه جنسی پس از وعده اشتغال/7 ورزشی ...
آمریکایی که رسانه های این کشور داعیه آن را به گوش فلک رسانده اند و افتخارش را تابلوی فخرفروشی کرده اند، نه تنها راه حلی پیش پا نمی نهد که خود به تقویت این فاجعه و غده بدخیم کمک می کند. 7 ورزشی که بیش از دویدن کالری می سوزانند برای افرادی که قصد دارند لاغر شوند دویدن می تواند گزینه مناسبی باشد. با این حال برخی ورزش ها از دویدن نیز کالری بیشتری می سوزانند. دختری در اسارتگاه مأمور قلابی دختر جوان، زمانی که با کمک مردی ازتله پسران شرور نجات می یافت نمی دانست چه سرنوشتی درانتظارش است. انتهای پیام/ ...
متن کامل سخنان اسماعیل هنیه درباره سیاست های حماس
ایستادگی خود ادامه می دهند، تیم های پزشکی، اورژانس و امداد و نجات، معلمان و اساتید دانشگاه ها، دانش آموزان و دانشجویان، پزشکان، مهندسان و تمامی فعالان بخش ساختمان و سازندگی و سازندگان آینده بهتر برای پسران و دختران مان درود بفرستم. برادران و خواهران: من امروز از سرزمین فلسطین و از وسط غزه سربلند با ملت فلسطین در هر جایی که هستند و تمامی طیف ها و جریان های آن صحبت می کنم. ملت
میزان درآمدروسای جمهور جهان/قوانین جالب کره شمالی برای استخدام دختران پلیس/نظافت دندان ها در کمتر از 10 ...
کمک شان بروم در این وضعیت خیلی به دردشان می خورد. یک بار هم که در عراق تا نزدیکی های حرم آمده بودند خیلی ناراحت شده بود. شما با رفتنشان مخالفت نکردید؟ در مدتی که نمی توانست برود با هم صحبت می کردیم. من سعی می کردم قانعشان کنم که نرود و ایشان هم مرا برای رفتنش قانع می کرد. هر روز به مدت دو، سه ساعت با هم صحبت می کردیم. آخر صحبت هایشان طوری بود که قبول می کردم. حرفش حق بود و
دام مرد هزار چهره برای زنان
کند. او حتی وانمود می کرد سهمیه خودروهای مدل بالا دارد و اگر بخواهند با قیمت پایین این خودروها را می فروشد. جام جم نوشت: با این ترفندها، زنان را فریب می داد و از آنها کلاهبرداری می کرد. برنامه رادیویی یک پرونده یک روایت رادیو جوان در برنامه سه شنبه خود به گفت وگو با این متهم که معروف به مرد هزارچهره است، پرداخته که در ادامه مشروح این گفت وگو را می خوانید. در دوران کودکی دوست
نقشه شیطانی راننده شاسی بلند برای دختری در پاسداران تهران
...، مأموران پلیس آگاهی خیلی زود مرد مأمور نما را که میلاد نام دارد، بازداشت کردند. میثم در بازجویی ها جرم Crime خود را انکار کرد. وی گفت: مدتی قبل با شاکی دوست شدم. ما با هم ارتباط داشتیم و با رضایت به خانه من رفت و آمد داشت تا اینکه مبلغ 20 میلیون تومان به او قرض دادم. مدتی بعد خواستم بدهی اش را پس بدهد، اما او زیر بار نرفت و من هم عکس هایش را برای بستگانش فرستادم تا مجبور شود طلب مرا پرداخت کند. تحقیقات درباره ادعاهای شاکی و متهم از سوی مأموران پلیس ادامه دارد تا زوایای پنهان این حادثه Incident بر ملا شود ...
اشتغال زنان از نگاه اسلام تا واقعیت جامعه
ایجاد یک مهارت و خدمت رسانی به جامعه منجر شود، در این میان نیاز به مدیریتی صحیح به منظور احصای کمبودهای جامعه و تربیت نخبگان در این زمینه داریم تا با علم آموزی در زمینه های مورد نیاز، به رفع مشکلات مربوطه بپردازند؛ اما آنچه در حال حاضر در دانشگاه ها مشاهده می شود باز بودن بدون برنامه درب های دانشگاه به روی خیل عظیمی از دختران و پسران جوان است که در بسیاری موارد نه تنها به درستی و مطابق با علایق و نیاز
دختر جوان 2 ماه بازیچه نقشه سیاه مرد مامورنما شد
دادند. مرد شیک پوش در ادامه برای این که جوانمردی خودش را ثابت کند، از دختر جوان خواست تا سوار بر خودرویش شود تا او را به خانه برساند. شیدا که نمی خواست دیگر در محاصره پسران مزاحم گرفتار شود، پیشنهاد مرد شیک پوش را پذیرفت و سوار بر خودروی لوکس شد و در همان ابتدا مرد جوان خود را آرمان و مامور پلیس معرفی کرد. دختر جوان خیلی زود به آرمان اعتماد کرد و درحالی که پسر جوان با
محمود دولت آبادی : آزادی قانونی تمام حرف من است/ آقای روحانی؛ آرای انبوه مردم بسیارسنگین اند!
، داستان گونه است و با تخیل توام شده . در دیدار بلوچ عناصری پیدا کردم که داستان گونه است؛ دو زنی که ازآن سوی کشور می آیند دنبال مردهای خود که برای کار آمده اند و آن ها را نمی یابند ؛ وقتی به ناداری محض دچار و ناچار می شوند برای کرایه بازگشت پولی تهیه کنند به طرف کسانی دست دراز می کنند که بالای چهل سال دارند. یا آن مرد بلوچی که می خواهد مرا ببرد مهمان کند ولی می دانم سفره اش خالی است. اینها خیال انگیز