سایر منابع:
سایر خبرها
شیرمرد دجیل هم آسمانی شد
. مادرم به این ازدواج اعتراض داشت و می گفت: تو بچه هستی، سید جاسم از تو بزرگ تر است. اما من نپذیرفتم و می گفتم مهم اخلاق و ایمان سید است که من قبولش دارم. سید حتی اجازه نداد که من امتحان تجدیدی ریاضی خود را بدهم. در نهایت به لطف خدا با مهریه 50 هزار تومانی به عقد ایشان درآمدم. شهریور ماه سال 1366 بود. از بزرگان و بستگان دعوت کردیم و مهمانی ساده ای را در حمیدیه برگزار کردیم و رفتیم سر خانه و زندگی
شایعات پزشکی وایبری: درست یا غلط؟
کنیم مصرف فست فود را به حداقل برسانید. فست فودها از نظر غذایی بسیار بی ارزش اند و مصرف آنها به طور مداوم و به خصوص برای خانم های جوان مضر است. در رابطه با مصرف چای هم باید رعایت کنید و حداقل بین 30 دقیقه تا یک ساعت بعد از غذا چای بنوشید، چراکه در جذب آهن تداخل ایجاد می کند. توصیه مفید: اول صبح مقدار جذب آهن بالاست، درنتیجه باید همه به خصوص خانم های جوان مصرف صبحانه را به منظور جذب آهن و
حضرت آیت الله مظاهری: غذای حرام انسان را از همه چیز باز می دارد/ امروزه اقتصاد کشور روی ربا می چرخد
است و پدر و مادر و دختر و پسر همین است و بیگانه و همسایه همین است و بازار و غیر بازار همین است و باید با صفا و صمیمیت و صداقت باشند و هرکه اینطور نباشد مسلمان عملی نیست. لذا در قرآن اطلاق کفر بر این شده است. از نظر عقیده کافر نیست و از نظر شعار و زبان کافر نیست، پس این کفری که قرآن روی اینها دارد، کفر عملی است. این مرجع تقلید گفت: بارها گفتم الحمدلله همۀ ما از نظر عقیده خوبیم و
اینجا زندان شیشه ای زنان است
، آه می کشد و می گوید: سخت است مادر باشی و ندانی دو فرزند پسر داری...سخت است مادر باشی و طعم محبت مادری را به فرزندانت نچشانده باشی. سال 88 مواد مخدر ارزان شد او بغض دارد و گاهی در میان صحبت هایش از مسئولان گله می کند، می گوید: سیگار دروازه گرفتاری و اعتیاد است. سال 88 بود که کاهش قیمت شیشه و کراک و رسیدن آن به گرمی 5 هزار تومان جوانان را گرفتار کرد و هر شخصی به راحتی مواد را در
بی سرپرستی تحمیل شده به قامت کوچک زندگی/ نوازشت بوی مادر نمی دهد
گفته مدیر عامل خانه شکوفه های اردبیل سالانه نزدیک به 50 کودک ورودی این مراکز نگه داری هستند و اگر واگذاری کودک و یا تحویل مجدد برخی کودکان به خانواده جدید نباشد نگه داری حقیقتا سخت می شود. سید آقا سید حاتمی تصریح کرد: طی سال های اخیر مراکز نگه داری کودکان به مراتب امکانات بهتری پیدا کرده و حالا شما می توانید فضاهای استاندارد بازی، خواب، غذا خوری و سرویس های مناسب بهداشتی را مشاهده کنید
عطر بهار نارنج از بابل تا تهران
مردم تهران می آورند. خانه کوچک پشت وانت چهارشنبه شب بار سفرشان را می بندند. ساعت حرکتشان از بابل مشخص نیست. اگر همه چیز خوب پیش برود و همه محصولاتشان را آماده کرده باشند حدود 11شب حرکت می کنند. 3 روز تهران می مانند. سفارش مشتری ها را تحویل می دهند. شنبه شب به سمت توپخانه می روند و سفارش های آن قسمت را هم تحویل می دهند و دوباره به سمت بابل حرکت می کنند. البته این برنامه فقط
ما قصه تعریف می کنیم و با شاد یا غمگین بودن آن کاری نداریم
. البته ناگفته نماند بعضی از آن ها به گونه ای اظهار نظر می کنند که شاید جایی در ماه عسل پیدا کنند. مثلا جامعه شناسی هست که به من زنگ زده تا تنها چند دقیقه در برنامه حاضر شود اما من مخالفت کرده و گفته ام که این برنامه متعلق به مردم است و آن ها هستند باید روی صندلی های ماه عسل بنشینند. حالا این فرد می رود و نقد منفی و مغرضانه درباره ماه عسل می نویسد. من با همه احترامی که برای او و امثال او قائلم
300 پایگاه جمع آوری فطریه و کفاره در مشهد دایر میشود
جمع آوری شد و برای امسال هم پیشبینی افزایش این مبلغ را داریم و مردم خیر در طول سال به خصوص در ماه مبارک رمضان همکاری کردند و در طول 30 شب این ماه مبارک سفرههای افطاری دایر بود. کامیار اذعان داشت: مردم خیر و نیکوکار میتوانند کمکهای نقدی خود را به شماره حساب جام بانک ملت 3300035070 و شماره کارت6104337770079208 و شماره حساب سیبا بانک ملی ایران 0102452967007 و شماره کارت6037991199510391 واریز
بدون دست هم می توان قنوت گرفت
محرومیتش هیچ وقت او را محدود نکرده. خودش می گوید: من در سال 1311 در شهرستان ابهر متولد شدم. تولد یک نوزاد دختر با دستان معلول حتما برای خانواده ام غم انگیز بوده اما هرگز و هرگز من احساس اندوه و تاسف را در چهره پدر و مادرم مشاهده نکردم تا جایی که اصلا نمی دانستم با بچه های دیگر فرق دارم. 83 سال پیش پدر و مادر من طوری من را تربیت کردند که نه تنها احساس کمبود نمی کردم بلکه فکر
ولایت؛ شرط زندگی بهتر
کنار گذاشت! و آن آقا پسر هم می گفت: من می ترسم بروم و به یک دلیلی از آن خانم خوشم بیاید، اما واقعاً آن خانم مصلحت من نباشد معمولاً گرفتاری پدر و مادرها این است که چرا پسرشان یا دخترشان به حرف آنها گوش نمی دهد و خودش یک کسی را می پسندد و دیگر به عقلانیت پدر و مادر هم توجه نمی کند! ولی در این ماجرا، مسأله برعکس بود. چه کسی می تواند زندگی بهتر داشته باشد؟ کسی که بتواند از بالا نگاه کند. چه
جمع آوری 200 میلیون تومان برای حمایت از زندانیان/ 25 هزار خانواده زندانی تهرانی از هیچ نهادی حمایت نمی ...
آقای محسن اژه ای به خانه آنان رفتیم و مادر این خانواده را آقای اژه ای برای افطار به خانه خودشان دعوت کرد. و به این خانم تا پایان ماه مبارک رمضان مرخصی داده شد. دومین خانواده، خانواده یک زندانی بودند که در خرابه ها زندگی می کردند. شورای شهر تهران را هماهنگ کردیم و خانه ای برای آنان در حال تهیه است. سومین خانواده مشکل کار داشتند که کارشان دارد درست می شود و خیرین نیز کمک می کنند. این
گذشت را از امام رضا(ع) آموختم
خدایم کمکم کرد و بعد شما اهل بیت تا دستم به خون قاتل فرزندم آلوده نشود. شاکر خدایم و اکنون در لحظه های بی قراری، روح شما را ضامن می کنم تا شفاعتم را بخواهید و آرامش را با دست های کریمانه تان به من هدیه دهید. آقاجان اول ظهور آقا امام زمان(عج) و سلامتی کلّ مسلمانان، شفای همه مریض ها و سلامتی خانواده ام را از شما خواستارم. *زن ایرانی؛ مادر سال ترکیه 19 اردیبهشت ماه سال
انتقاد هاشمی از ناهماهنگی در اعلام عید فطر/راهکار ضرغامی برای جلوگیری از طلاق توافقی/واکنش متفاوت دلار ...
فاکس نیوز امروز در گزارش خود از توافق هسته ای ایران، از واژه عراق به جای ایران استفاده کرده و به نقل از آسوشیتدپرس نوشت: دیپلمات های ارشد غربی هبر از توافق هسته ای با عراق داده اند. تولید نفت عربستان رکورد 35 ساله را شکست عربستان سعودی به عنوان بزرگترین صادر کننده نفت خام جهان، تولید خود را در ماه ژوئن به بالاترین میزان در 35 سال اخیر رساند. در همین حال، تولید نفت عربستان در
دعای مادر شهید عملیات رمضان در برج صدام! +عکس
اعتصاب غذا دست زدند و در مسجد محل به بست نشستند. سپس در ساعت یک بعد ازظهر به طرف روستای مجاور راهپیمایی کردند و نسبت به برنامه ها و عملکرد های دولت اعتراض کردند. دفتر عقد نامه را بست و از من خداحافظی کرد و رفت! زبیده حسنی؛ همسر شهید روایت میکند: خانواده علی اکبر در همسایگی ما زندگی می کردند. هم محله بودیم. آوازه او را در صفوف تظاهرات علیه رژیم شنیده و می شناختمش. من 19 سال داشتم
بابا مامانم تو زندونن / روایت فرزندان زندانیان از نبودن پدر و مادر
پدرش می گذرد و سه خواهر جوان و یک برادر 12 ساله دارد که هزینه آنها بسیار سنگین است. این خانم جوان ادامه داد: شرمنده روی نامزدم هستم چون گاهی او برای خانواده ما خرجی می آورد و خرید می کند و از آنجا که دو دختر عقد کرده در خانه داریم تهیه جهیزیه برای مادرم بسیار سخت است. اینها تنها شمه ای از مشکلات چند خانواده زندانی به صورت نمونه بود که در این گزارش آورده شده است به امید روزی که بتوانیم گره از کار همدیگر باز کنیم و خانواده های زندانیان را جزو خانواده خود ببینیم. 4747 ...
حضور مسئولان نظام در منزل حسن روحانی (عکس)
...، رحلت والده ایشان را تسلیت و برای دکتر روحانی و بازماندگان، سلامتی و صبر مسألت کردند. بانوی مؤمنه و مجاهده خانم سکینه پیوندی مادر رییس جمهوری محترم که در دوران نهضت اسلامی و دفاع مقدس رنج های فراوانی کشید، پس از تحمل چند ماه بیماری و در سن 90 سالگی، صبح جمعه دار فانی را وداع گفت. مراسم تشییع و خاکسپاری آن مرحومه صبح روز یکشنبه دوم فروردین 94 در سرخه و مراسم ختم در همان روز در سرخه و همچنین در سمنان و مراسم در تهران نیز صبح روز چهارشنبه پنجم فروردین در مدرسه عالی شهید مطهری تهران برگزار خواهد شد. اخبار سیاسی - عصرایران ...
بابا دست و پا ندارد ؛ 19 عمل جراحی هم افاقه نکرد + تصاویر
/> هیچکس دیگر امیدی نداشت، گفتم خدا خودش داده و حالا می خواهد آنها را پس بگیرد. گفتم فقط من زنده بمانم که بتوانم بالای سر همسر و فرزندانم باشم؛ 19 عمل جراحی انجام دادم و تقریبا یک هفته در آی.سی.یو بودم به طوری که همه فکر می کردند من تمام کرده ام و سه ماه نیز در بیمارستان امام رضا(ع) بستری شدم؛ در تمام این مدت تنها کسی که به من امیدواری می داد بعد از خدا، همسرم بود. خیلی سخت است برای یک زن جوان که پای
ناشناس ماند چون بر نفسش سوار بود
گرایی هستیم بلکه به عشق امام، اسلام و انقلاب وارد جنگ شدند. محمدرضا و علیرضا قبل از انقلاب با وجود سن کم شان از نیروهای فعال انقلابی بودند. ساواک یک بار هم محمدرضا را دستگیر کرده بود. وقتی به مادرم درگذشت محمدرضا را گفتیم خدا را شکر کرد که به آرزویش رسیده و به سوی برادرانش پر کشیده است. مادرم دو شب قبل از فوت محمدرضا خوابی می بیند و من هم منتظر اتفاقی بودم. دفاع مقدس علیرضا
هادی در روز تولدش دوباره متولد شد
شدم. یک شب به همراه برادرش که پزشک و پاسدار بود با سینی حلوا آمدند منزل ما، خانم سیده گریه می کرد و می گفت پسر شهیدم به خوابش رفته و گفته چرا دست مادرم را بوسیدی مادرم ناراحت می شود. مطمئنم خدا پسرم را گلچین کرد که در این زمان به شهادت رسید. از خدا می خواهم این هدیه را از ما قبول کند. شهید حبیب الله پور از بابلسر که او نیز شهید مدافع حرم است پیکرش را نیاوردند، خدا به خانواده اش صبر دهد هر وقت غصه
پاداش 400 هزار تومانی کاریابی ها در ازای اشتغال هر مددجوی امداد
اتفاق افتاد و در این زمینه 130 سارق دستگیر شدند. رسولی افزود: سال 94 در فروردین و اردیبهشت ماه 127 مورد سرقت صندوق صدقات داشتیم و در این زمینه با روسای کلانتری ها نشستی برگزار شد و در نتیجه اکنون در شبانه روز، گشت های نامحسوس با حضور نیروهای لباس شخصی ناجا و پرسنل امداد انجام می شود که بر این اساس در خردادماه سرقت ها به 15 مورد کاهش یافت. وی با تأکید بر این که صدقه نیت قلبی فرد
حنجره ای که لانه سرطان است...
پلان اول: فلج شدن ستون خانه تهمینه بانو مادر این خانه است. او 14ساله بود که لباس سفید عروس را بر تن کرد و مثل همه تازه عروس ها با هزار و یک آرزو و البته با اجازه بزرگ ترها بله را بر زبان جاری ساخت. اینطور که از شواهد پیداست روزگار آنطور که باید به کام این مادر شیرین نبوده است. او می گوید: پدرم با درآمد حلال کارگری 7فرزندش را بزرگ کرد. ما از همان بچگی پرتوقع و دندانگرد بار نیامده بودیم. دنیای آرزوی های کودکی ما قابل مقایسه با آر
خون پسرم برای حجاب و غیرت به زمین ریخت
به گزارش گروه سایر رسانه های دفاع پرس ، قسمت بیستم برنامه "ماه عسل" میزبان خانواده نخستین شهید شناسایی شده کربلای 4 بود. فرصت مغتنمی دست داد تا ما هم با مادر شهید سید جلیل میری، نخستین شهید غواص شناسایی شده به گفتگو بنشینیم. هر کدام از مادران شهدا ملکه های منحصر به فردی هستند که توانسته اند چنین شیرمردانی را تربیت کنند. وقتی راجع به مواجهه با باقی مانده های پیکر فرزندش صحبت می کرد و از لالایی آخر
تو را من چشم در راهم...
خدایی، هنرمندی که از ناحیه گردن به پایین هیچ حس و حرکتی ندارد، در معرفی خود می گوید: در یکی از روزهای مهر ماه 1351 در تهران و در یک خانواده 5 نفره شاد و صمیمی به دنیا آمدم و کودکی ام مثل همه در خوشی و بازی و درس خلاصه شد. علاقه زیادی به تحصیل نداشتم و زود جذب بازار کار شدم. در حرفه لوازم صوتی و تصویری مشغول به فعالیت بودم، تا این که در سال 1375 بر اثر یک سانحه رانندگی، دچار ضایعه نخاعی از ناحیه گردن
مریم طوسی یواشکی ورزشکار شد!
می گردم خیلی خسته می شم، اما زمانی که تمرین نداشته باشم حتما در کارها به مادرم کمک می کنم. در مورد آشپزی هم باید بگویم شاید کمتر بتونم غذا بپزم. اما معمولا طعمش خوب از آب در می آید. خودت دوست داری کم کم تشکیل خانواده بدی؟ بله من هم مانند همه دوست دارم زندگی خودم را تشکیل بدهم. به هر حال جزئی از زندگی است ولی در حال حاضر به دلیل پیش رو داشتن تورنمنت های مهم سعی می کنم ذهنم را
روایت محمد مهدی عبد خدایی از واقعه گوهرشاد
شهرهای مذهبی فراوان تأکید می شده است که باید مدارس مختلط باشد. من به یاد دارم کودک بودم، پدرم بارها سال 1322، 1323 که مدرسه می رفتیم خدا را شکر می کرد و می گفت که چقدر خوشحالم که سال هایی که مدارس مختلط نیست شما به مدارس می روید. این مسئله تحمیل رضاخان بوده که مدارس حتماً دختر و پسر مختلط باشند. به خصوص من یاد دارم که وقیحانه به پسرها دستور می دادند که شلوار کوتاه بپوشند و تقریباً لباس های
خون پسرم برای حجاب و غیرت به زمین ریخت
مادر شهید جلیل میری گفت: فکر نکنید ما بی خیال از کنار بدحجاب ها عبور می کنیم حرص می خورم و یاد لحظاتی می افتم که پسرم با دیدن بدحجابی غیرتی می شد؛ خون پسرم برای حجاب و غیرت به زمین ریخته شده است. به گزارش گروه فضای مجازی "بی باک" ، قسمت بیستم برنامه "ماه عسل" میزبان خانواده نخستین شهید شناسایی شده کربلای 4 بود. فرصت مغتنمی دست داد تا ما هم با مادر شهید سید جلیل میری، نخستین شهید غواص
14 خاطره مردمی از کشف حجاب زنان در زمان رضاخان
) 13- خاطره نقل شده از مادر من صفورا عباسی است که از مادر خودشان حدیقه عباسی نقل شده است. مادرم می گفتند ان زمان وضع مالی همه ضعیف بود. کارهای دستی انجام می دادند تا امرار معاش کنند. با پول کار چادری می خریدند و همسایگان را دعوت می کردند برای برش چادر و جشن گرفتن. برای مادر من هم این کار را کردند. مادر بزرگم خیلی خوشحال از این قضیه بعد از دو روز که می رفتند خانه عمه شان برای نشان دادن
نغمه دل نشین ترانه مادری در ماه عسل
عسل را ترک کرد و گفت: هیچ چیز به اندازه این تصویرهایی که دیدیم و این عشق و رفاقت جذاب نبود. هم بین خانم نظری و محترم خانم و هم در خانواده حسن زاده، مادر همه چیز را گفت. دیگر چه می توان گفت... هیچ... ماهتون عسل
حجاب من را ازخطر و تهدید حفظ کرد
روزها یعنی هفته حجاب و عفاف خواندن آن خالی از لطف نیست. چرا و از چه زمانی راهی امریکا شدید؟ آن زمان من سه سال بیشتر نداشتم پدرم مکانیک هواپیما بود قرار بود تا یک دوره کوتاه 18 ماه به امریکا برویم. آن موقع عموی من ساکن کالیفرنیا بود پیشنهاد داد پیش آنها برویم. من تنها فرزند خانواده بودم مادرم اصلاً رضایت به رفتن نداشت ولی چون دوره کوتاه بود قبول کرد که البته خیلی طولانی شد.
تاریخ شفاهی کشف حجاب به روایت مادربزرگ های ایران زمین
می آید و می خواسته چارقد زنی را بکشد. زن مقاومت می کند. فرمانده می آید و چارقدش را می کشد و خاله پدرم از پشت با چوب فرمانده را می زند و از اسب می اندازد. فرمانده و افرادش اسلحه می کشند و عشایر نیز اسلحه می آورند و جبهه گیری می کنند برای درگیر شدن. یک ریش سفید شرایط را آرام می کند و آنها را به غذا دعوت می کند. در آخر تهدید می کنند که دفعه بعد که آمدیم باید همه کشف حجاب کنند. خاله پدرم هم می گوید که