سایر منابع:
سایر خبرها
پدری برای گرفتن دیه، کودکش را زیر ماشین انداخت!
نزدیکی های چهارراهی رسیدم که چراغ راهنمایی آن در حال قرمز شدن بود. می خواستم با شتاب قبل از قرمز شدن چراغ از چهارراه عبورکنم که ناگهان متوجه شدم شخصی می خواهد پسربچه 6 ساله اش را به خیابان پرتاب کند. از آنجا که فاصله مان صدمتر بیشتر نبود نتوانستم ماشینم را کنترل کنم و با او برخورد کردم. سریع با اورژانس تماس گرفتم تا بچه را به بیمارستان ببرند. وقتی ماجرا را برای پلیس تعریف کردید چه اتفاقی
تولد نوزاد جدید، فرزند بزرگتر را دریابید!
. هنگامی که فرزندتان درباره تولد از شما م یپرسد، مثلا بچه ها چطور دنیا میآیند و این بچه جدید چطوری است و چه تغییری در زندگی ما به وجود خواهد آورد؟ باید کم کم طی چند نوبت اطلاعات جزئی به او بدهید. همیشه حقیقت را به بچه بگویید. درو غهایی مثل بچه کوچک را از مغازه خریده ایم ، اونو از پرورشگاه انتخاب کرده ایم یا حاجی لک لک این بچه رو پشت در خونمون گذاشته ذهن بچه اول را آشفته میکند و ممکن است این تصور
خسرو شکیبایی؛ بازیگری تماشایی با صدایی جادویی
است. صدای پدر مثل آبشار جاری می شد در گوش هایش و او آرام آرام به خواب می رفت. گویی بازی زمان است و نمی دانم در این بازی، او از گذشته به حال آمده یا من به گذشته سفر کرده ام که انگار جوانی او رو به روی من نشسته است. پوریا شکیبایی به طرز شگفت انگیزی شبیه پدرش است و حالا این مرد جوان روبه روی ما است تا گپ و گفتی داشته باشیم درباره پدرش؛ خسرو شکیبایی. شکیبایی فقط بازیگری تماشایی نبود، او
اشک های سوزناک پدر و مادر آتنا در غم فراق فرزند + فیلم
در تلگرام مبنی بر گمشدن دختر بچه 7 ساله به نام آتنا اصلانی در شهرستان پارس آباد منتشر شد. پدر آتنا سال ها بود که در خیابان پزشکان پارس آباد دستفروشی می کرد و پوشاک می فروخت. در این میان دختربچه 7 ساله اش که به گفته اطرافیانش دختری باهوش وخوش زبان بود، گاهی همراه پدر می شد تا به او کمک کند. روز حادثه هم آتنا کنار بساط پدرش بود. آن روز وقتی پدر مشغول گفتگو با مشتری بود، آنجا را ترک کرد و
جمال شورجه: با 5000 تومان زندگی مشترک را آغاز کردیم
ذهنی و جهان بینی خودش را به تصویر می کشد. از نوع رفتار و سبک زندگی شما می توان چنین برداشت کرد که خانواده پدری هرچند مذهبی اما معتدل بوده اند که شما از مذهب سرخورده نشده اید. در خانه پدری هیچ تحکمی وجود نداشت؛ پدر، مادر و برادران بزرگ تر دین و مذهب را به ما تحکم نمی کردند. در آرامش و با اعتمادی که به بزرگ ترها داشتیم در کنار آنها باورها و اعتقاداتمان را شکل می دادیم. مراسم
آیا قصورهای پزشکی، استثنا هستند؟
هم شروع کرد به نوشتن نظرات و تشخیص اش در پرونده پزشکی من. خدارو شکر کردم. حتماً دردها عصبی اند. شاید به آرامش بیشتری نیاز دارم. اما یک آن یاد پدر بچه ها لرزه به تنم انداخت. سر درد داشت. مدت ها پیش این دکتر و آن دکتر می بردمش. همه از کارش می پرسیدند. تا می گفتم نویسنده و خبرنگار همه می گفتند همینه. دردهاش به خاطر مشکل های اجتماعه. باید کمتر فکر و خیال کند و بیشتر به خودش آرامش بدهد تا سردردهاش آرام
ماموریت ویژه پلیس در پرونده آتنا
تکان داد و رفت. وقتی شنیدم این مرد قاتل است خیلی تعجب کردم مگر می شود یک انسان به این اندازه بی وجدان، بی رحم وسنگدل باشد. زن جوانی هم که جلوی داروخانه آن سوی خیابان محل حادثه ایستاده بود اظهارداشت: قاتل باید خیلی سریع اعدام شود چگونه دلش آمده که دختربچه ای را بکشد، مگر خودش بچه ندارد. شنیده ام یک پسر 16 ساله و یک دختر کوچک دارد. پس چطور دلش آمده آتنا را به این شکل به قتل برساند.
این جانباز را شناسایی کنید!
کارمندهای سفارت هم همانجا هستند. همین دوست من چون از شهرستان آمده بود، به من می گفت چرا این مرکز را آورند اینجا؟! حداقل می بردند جایی که مردمش درد شما را بفهمند. اینها کجا می دانند که جنگ چه بوده؟! جبهه چه بود؟! جانباز کیه؟! حالا آن موقع ما جوان بودیم و شور وشر داشتیم. من به او گفتم می خواهی به تو ثابت کنم که اینها اینجور که تو می گویی نیستند؟! او هم گفت آره ثابت کن. با چندتا از
پایان بی قراری ها پس از 31 سال
نه، تو درگیری های قبل از انقلاب مرا دیده بود و با من دعوا کرده بود که چرا تنهایی به درگیری آمده ای؟ تو بچه کی هستی؟ منم گفتم: به تو چه بچه کی هستم؟ چرا جلوی من ایستادی و مرا هل دادی؟ گفت: اگر این کار را نمی کردم تیر به تو اصابت می کرد و کشته می شدی . از بس که عشق راهپیمایی داشتم پابرهنه بودم. گفت: پابرهنه هم که هستی، کفشت کو؟ گفتم: از ترس پدر و مادرم دمپایی رو گذاشتم خونه، تا پدر و
بحران خشونت در جامعه ایران در میزگرد شفقنا: در مرز فاجعه ایم/ گفت وگو را به فرهنگ تبدیل کنیم/ موازین ...
برای آموزش به کودک هست. بدترین نوع رفتار! حتی اگر شما به فرزند هم اعمال خشونت نکنید در منزل با هم گفتمان خشن داشته باشید، حتی اگر خشونت به صورت فیزیکی هم صورت نگیرد فقط گفتمان خشن نسبت به هم داشته باشید خشونت حتماً نمی تواند فیزیکی وروانی باشد، ما حتی بحث خشونت مالی هم داریم. این که همسر به خانمش خرجی ندهد یا در مسائل مالی همسرش دخالت کند این می شود خشونت اقتصادی، حتی بچه نباید شاهد این نوع خشونت هم
به اندازه تمام مادران دنیا لالایی وجود دارد
مادربزرگ پدر پروین بوده. سواد داشته و حتما آواز می خوانده است مانند تمام زنان ایل. بداهه زندگی می کنند. صبح نان می پزند، ظهر نان می پزند، شب نان می پزند. اگر به چادر قشقایی ها بروید همان لحظه که چایی آماده می کنند، کنار میهمان می نشینند و قند می شکنند. پروین هنوز هم رسم قشقایی ها را حفظ کرده. بداهه زندگی می کند و بداهه می خواند. با همان حسی که می گوید مخصوص موسیقی نواحی است. همان حسی که
افزایش اعتماد به نفس کودکان، بچه ها را تشویق کنید
شوند. کمی خود را کنار بکشید درست است که باید روی کارهای فرزندتان نظارت داشته باشید تا به خودش صدمه ای نزند، ولی برای آن که به بچه هاکمک کنید تا واقعاً مهارت جدیدی را یاد بگیرند، نباید بیش ازحد دخالت کنید. به آنها این فرصت را بدهید که کاری جدید را امتحان کنند، اشتباه کنند و از اشتباهاتشان درس بگیرند. به عنوان مثال ، اگر پسر خردسالتان دوست دارد یاد بگیرد که یک ساندویچ
ترس کودکان از غریبه ها، چسبیدن به والدین
زندگی مستقل در دوران بزرگسالی آماده می کنید پس مطابق این دستورالعمل رفتار کنید. قدم اول: بدون اطلاع کودک و بهانه ریختن ترس او از جمع، او را یکدفعه رها نکنید و تنها نگذارید. قبل از این که بروید برنامه تان را به زبان ساده برایش توضیح دهید و به او بگویید که در این مدت چه کارهایی می تواند بکند. پسر یا دختر کوچک شما باید در نبودتان احساس امنیت و آرامش کند و با مشکلی مواجه نخواهد شد. یادتان باشد
تلویزیون دیدن بچه ها، نظر جو فراست
/> کودکانی که در طول روز بیش از 2ساعت پای تلویزیون هستند احتمال اینکه دچار اضافه وزن شوند خیلی بیشتر است چرا که بچه ها پای تلویزیون بیشتر میل به خوردن دارند. اگر به فرزندتان اجازه دهید که جلوی تلویزیون چیزی بخورد یعنی اینکه شما مدت زمان تماشای تلویزیون فرزند خود را افزایش داده اید و او را به زیاد خوردن تشویق کرده اید. بنابراین اجازه غذا خوردن جلوی تلویزیون را به فرزندتان ندهید. خواب نامنظم
چرا کسی پاسخگوی مرگ همسرم در قصور پزشکی نیست
به آرامش بیشتری نیاز دارم. اما یک آن یاد پدر بچه ها لرزه به تنم انداخت. سر درد داشت. مدت ها پیش این دکتر و آن دکتر می بردمش. همه از کارش می پرسیدند. تا می گفتم نویسنده و خبرنگار همه می گفتند همینه. دردهاش به خاطر مشکل های اجتماعه. باید کمتر فکر و خیال کند و بیشتر به خودش آرامش بدهد تا سردردهاش آرام بگیرد. مدت ها بود که چشم هایش ضعیف و ضعیف تر می شد، حتی انحراف پیدا کرده بود. و چشم پزشک نیز هر بار
اقتصاد خانواده در دستان تو
وقتی رفتار برخی افراد به دقت بررسی می شود، می بینید همیشه در حالت افراط و تفریط هستند و ضررهای زیادی را به خود و دیگران می زنند. از جمله مسائلی که در جامعه و کشور ما توجه ویژه ای را می طلبد، داشتن تعادل و حتی صرفه جویی در مصرف برخی از منابع از جمله آب، گاز، برق و غیره ... است. که نه تنها موجب بهبود وضعیت فعلی می شود بلکه کمک می کند تا منابع مدت زمان بیشتری در اختیار نسل های بعدی قرار
همسر شهیدی که به تازگی فرزندش را از دست داده
احمد آقا پیش خودم می گفتم این بچه زود زبان باز کرد تا حسرت بابا شنیدن روی دل پدرش نماند. اسم حسین را به خاطر علاقه پدر شهیدش به حضرت اباعبدالله(ع) رویش گذاشتید؟ بله دقیقاً همینطور است. قرارگذاشته بودیم اگر بچه مان پسر باشد اسمش را حسین بگذاریم و اگر دختر شد نام زینب را برایش انتخاب کنیم. پسرمان درست روز نیمه شعبان سال 89 متولد شد. هر کسی ملاقات می آمد می گفت چرا اسم مهدی را برایش
اشک های دادستان پرونده آتنا
کردم مگر می شود یک انسان به این اندازه بی وجدان، بی رحم وسنگدل باشد. زن جوانی هم که جلوی داروخانه آن سوی خیابان محل حادثه ایستاده بود اظهارداشت: قاتل باید خیلی سریع اعدام شود چگونه دلش آمده که دختربچه ای را بکشد، مگر خودش بچه ندارد. شنیده ام یک پسر 16 ساله و یک دختر کوچک دارد. پس چطور دلش آمده آتنا را به این شکل به قتل برساند. زن عصبانی ادامه داد: نمی دانم چرا تا حالا قاتل را
روش های درست ایجاد انگیزه در کودکان
به عنوان والدین باید به کودکان خود یاد بدهید که قدرشناس مهربانی دیگران باشند، نسبت به کسانی که رفتار خوبی ندارند صبور باشند. در رابطه با دیگران همدلی داشته باشند. اقدام عملی شما به عنوان پدر و مادر بهترین راه آموزش این رفتار به بچه ها است . کاری کنید که بچه های شما احساس امنیت و ایمنی کنند و به آنها اطمینان دهید که همیشه آنها را دوست خواهید داشت . موقعیت های منفی مثل جر و بحث دو بچه می
تأثیر اولین شغل در شکل گیری DNA شما. دقت کنید!
متقاضیان دارند این است که در جایی بدون استرس مشغول به کار شوند تا هم امنیت شغلی بالایی داشته باشند، هم کم کار کنند و هم بیمه، سنوات، عیدی و ... ایشان به راه باشد . دسته دوم کسانی هستند که نسبت به گروه اول کمی متفکرتر هستند و می دانند که مشاغل دولتی مناسب کسانی که تمایل به رشد و ترقی دارند -البته از راه سالم و بدون چاپلوسی- نیست، لذا به دنبال شرکت های خصوصی می گردند تا شغلی یافته، کم کم
ماجرای نخلی که در برابر امام صادق(ع) خم شد
حکم آنها قاصر است به او نسبت داده و از وی روایت کرده اند. گویند کتاب جفری که در مغرب به پسران عبدالمؤمن به ارث رسیده، از جمله سخنان اوست. براستی که این خود منقبتی والا و در مقام فضایل، مرتبه بلندی است. 1. ابن ابی حازم گوید: من در خدمت جعفر بن محمّد(ع) بودم ناگاه دربانش آمد و گفت سفیان ثوری پشت در است، فرمود: بگو بیاید. سفیان وارد شد، جعفر بن محمّد فرمود: ای سفیان تو کسی هستی که
اسماعیل گفته بود به خاطر طلاها آتنا را کشته، در حالی که حساب بانکی اش 800 میلیون تومان پس انداز دارد
مادر به او خطرات بیرون از خانه را گوشزد کرده بودید؟ بله، مرتب و بارها تکرار می کردم، هشدار زیادی هم داده بودیم، پدرش هم تذکر می داد. او هم دختر باهوشی بود و نزد غریبه ها نمی رفت. تا حالا نگفته بود از کسی می ترسد؟ اصلاً، خیلی جسور و باهوش بود، خیلی وقت ها در تاریکی هم تنها بیرون می رفت اما هیچ نگرانی ای نداشتیم. پدر: خیلی ها او را دوست داشتند و در محله آدم
برقراری توازن بین ریاضی و مادر بودن خیلی سخت است
از مراسم فرصتی یافتیم تا با خانم میرزاخانی گپی دوستانه بزنیم. درباره شروع علاقه اش به ریاضیات از دوره المپیاد گفت و اینکه در دنیای ریاضی ترجیح می دهد روی مسائلی فکر کند که صورت ساده ای داشته باشند و در عین حال به موضوعات مختلفی ربط پیدا کنند. از سختیهای کار کردن با داشتن یک دختر سه ساله گفت و اینکه همیشه ترجیح می دهد در یک محیط آرام به کار خود بپردازد. از نکاتی که
نائومی واتس از سریال جدیدش در نت فلیکس و پدرش می گوید
والدینش در حالی دیده می شوند که در ساحلی در سن تروپه با پینک فلوید هستند. او به یاد می آورد که کودکی بود که دقیقا برعکس تمام این چیزها را می خواست. به اندازه کافی باحال بودن در زندگی ام داشتم. باحال بودن نمی خواستم. می خواستم والدینم کت و شلوارهای معمولی بپوشند نه اینکه شلوار چرم و چکمه های بزرگ داشته باشند. والدینش در سال 1972 وقتی که واتس چهار سال داشت از هم طلاق گرفتند و بعد پدرش در 31 سالگی
مردی که پدر ژنتیکی 200 کودک است! +تصاویر
/> زمانیکه لوته 16 ساله شد، احساس کرد که اشتیاق فراوانی برای تماس با پدرش ندارد. دو سال بعد، یاناتان دیدگاه متفاوتی پیدا کرد. "برای یک پسر، بزرگ شدن بدون داشتن یک پدر که بتواند با او صحبت کند مساله بغرنجی است. پدر به خصوص برای پسران بسیار دارای اهمیت است. من می خواستم پی ببرم که او کیست: چیزهایی بود که من مایل بودم که از او بپرسم؛ و می خواستم بیشتر در رابطه با بعضی از خصوصیات اخلاقی فرزندانم بدانم، مثلا
ده ترفند برای از شیر گرفتن کودک
دیگر در دوره ای طولانی و با سختی های بسیار، راضی به خوردن غذاهای دیگر می شوند. برخی از اصول روان شناختی می تواند برای از شیر گرفتن کودک از شیر مادر موثر باشد. مادران کودکان یک تا دو ساله معمولاً در جمع های خانوادگی سوالی دارند که از همه مادران می پرسند: شما چطور او را از شیر گرفتید؟ اگر شما هم این مشکل را دارید و هنوز فرزند دلبندتان را از شیر نگرفته اید، توصیه های زیر را هم بخوانید.
نحوه مراقبت از نوزاد، عفونت دارد
سوال مخاطب نی نی بان: با سلام. دخترم 11 ماهشه. چند روز پیش تب داشت. به دکتر بندرعباس مراجعه کردیم. گفت عفونت گوش است. آنتی بیوتیک داده. اما دو روزه که به اصفهان اومدیم. سرفه شدید طولانی داره و خس خس. که دکتر گفت حساسیت داره. باید بوی عطر و دود و ... بهش نخوره تا 7 سال. پدرش هم قبلا آسم داشته. لطفا بگید از این بچه چطور مراقبت کنم؟ نگرانم. پاسخ دکتر علی اصغر حلیمی، متخصص اطفال:
تقویت اعتماد به نفس در نوجوانان
احساسات شما در قبال نوجوان و احساس او نسبت به خودش، مستقیما روی اعتماد به نفس او تأثیر می گذارد. رفتار شما در برابر نوجوانتان، تعیین کننده رفتار دیگران با اوست. اگر خود شما به فرزندتان بها ندهید، نمی توانید انتظار داشته باشید جامعه او را به رسمیت بشناسد. با نوجوانتان محترمانه برخورد کنید فراموش نکنید فرزند شما دیگر یک کودک نیست بلکه دارد به یک جوان بالغ تبدیل می شود، پس مانند
پروانه سلحشوری:وزیر زن، کف انتظارات ماست
داشته باشند، راضی اند که زیر 13 سال با اذن پدر ازدواج کند که برای بقیه نسخه می پیچند؟ اما فقط تلاشی را که ما شروع کرده بودیم، زیر سوال بردند. این قضیه آخر به کجا رسید؟ می دانم که در آن زمان که شما و بقیه اعضای فراکسیون زنان به قم سفر کرده بودید، توانستید موافقت تعدادی از علما را برای بیشتر کردن سن قانونی ازدواج دختران بگیرید. با مخالفت هایی که بعد از آن با شما شد، این تلاش هم تمام شد؟ یا
ناگفته های زندگی قاتل آتنا از زبان همسایه ها
من می گرفتند. اول فکر کردیم به خاطر طلاهایش او را دزدیده اند و امیدوار بودیم پیدا بشود؛ اما تقریبا بعد از 20 روز گفتند به قتل رسیده. اصلا باورم نشد، شوک بزرگی بود. بعد از شنیدن این خبر حالم خیلی بد شد. هرگز فکر نمی کردم چنین آدمی در شهر ما و میان ما زندگی می کند. چطور آدم می تواند این بلا را سر دختر بچه ای معصوم بیاورد. هر بلایی هم سر قاتل بیاورند، کم است. حالا فقط از خدا می خواهم به خانواده اش