سایر منابع:
سایر خبرها
شهدای 30 تیر بعد از 65 سال
روایتی نظامیه تیر خورد. حسین شاه حسینی که در آن لحظه در میدان بهارستان بود نحوه تیر خوردن او را چنین شرح داده است: در خیابان اکباتان امیر محمدی بیجاربند که از اعضای حزب زحمتکشان بود به شهادت رسید. این جوان از دانشجویان دانشکده افسری بود و با خون خود روی زمین نوشته بود یا مرگ یا مصدق. این روایت بعد ها در یکی از عکس های متعلق به آن روز ثبت می شود و دستمایه تصویرسازی ها قرار می گیرد. اما این امیر محمدی
روایت محسن هاشمی درباره قالیباف
یک سال از شما بزرگ تر هستند؟ بله. فائزه هم یک سال از من کوچکتر است. به دوران بچه کمتر رفتیم و مهدی 8 سال با من فاصله دارد و یاسر ده سال با من فاصله دارد. از میان خصلت های پدر صبر به شما رسیده است. نخستین خاطره ای که از پدر در کودکی دارید چیست؟ اولین خاطره این است که حدود 4 سال داشتیم که قدری در گوشه ذهن من است و به درستی به یاد ندارم، از بس مادر تعریف کردند این
پدر آموزش عشایر ایران هنوز یک یادمان ندارد اگر بهمن بیگی نبود
سال از مرگش می گذرد، هنوز جز سنگ قبری که روی آن چند جمله از او نوشته شده، آرامگاهی ندارد. جملاتی که پس از مرگ هم مردم را به سواد آموزی دعوت می کند: کلید حل مشکلات ما در لابلای الفبا خفته است و من اینک شما را به یک قیام مقدس دعوت می کنم؛ قیام برای باسواد کردن مردم ایلات . مرارت ها در پیش است حیاط خانه کوچک است و باصفا. 7 سال پیش، بهمن بیگی که از بیماری های دوران کهولت رنج می برد، به آرامی
بیزارم از اینکه افراد ضد رهبر سر جنازه ام حاضر شوند
این امانت ناقابل را سالم به صاحبش برگردانید متشکرم و می دانم مادر که چقدر برای این امانت ناقابل زحمت کشیدی و من نتوانستم جبران این زحمات را کنم و اما تو ای پدر عزیز از اینکه مرا همیشه متوجه حق کردی و زحمتم را کشیدی، سپاسگزارم و امیدوارم که رویتان را در دو جهان سفید کرده و باعث سربلندی شما شوم و اکنون ای خواهران و برادران از شما هم متشکرم که همیشه یار و یاور من بودید و مرا در راه رسیدن به حق یاری
جای من خوب است برایم ناراحت نباشید!
هستم و چند روز بعد به حج می روم و درست چند روز بعد حمید به شهادت رسید. از معلمی قرآن تا گذراندن دوره های پارتیزانی برای جهاد با دشمن در ادامه برادر شهید در خصوص فعالیت های برادرش، گفت: حمید برادر کوچکتر ما بود از دوران نوجوانی فعالیت های فرهنگی مختلفی داشت مهمترین کار وی آموزش قرآن در مسجد امام رضا(ع) بود. با شروع جنگ احساس وظیفه کرد و به منطقه رفت، آموزش های سخت
مدیران دولت باید با شایسته سالاری انتخاب شوند/ راه علاج ما اقتصاد مقاومتی و خود کفایی داخلی است
آل سعود از مهم ترین مطالبی بودند که در نمازجمعه های استان تهران به آن پرداخته شد. مشروح خطبه های نماز جمعه در استان تهران امام جمعه تهران: تحریم های جدید آمریکا تجمیع تحریم های قبل نیست حجت الاسلام کاظم صدیقی امام جمعه موقت این هفته نماز جمعه عبادی سیاسی تهران در خطبه اول با اشاره به موضوع آغاز دهه کرامت گفت: شفاعت حضرت زهرا(س) در بهشت یک شفاعت سری است. بهشی ها وقتی
مدیران دولت باید با شایسته سالاری انتخاب شوند / راه علاج ما اقتصاد مقاومتی و خودکفایی داخلی است
مطالبی بودند که در نمازجمعه های استان تهران به آن پرداخته شد. مشروح خطبه های نماز جمعه در استان تهران امام جمعه تهران: تحریم های جدید آمریکا تجمیع تحریم های قبل نیست حجت الاسلام کاظم صدیقی امام جمعه موقت این هفته نماز جمعه عبادی سیاسی تهران در خطبه اول با اشاره به موضوع آغاز دهه کرامت گفت: شفاعت حضرت زهرا(س) در بهشت یک شفاعت سری است. بهشی ها وقتی وارد بهشت می شوند منزلت خود
آیت الله فاضل لنکرانی: علما، روحانیت و آنهایی که زمام امور به دستشان هست درمعرض خطر هستند/ وقتی که بدعت ...
؟ ثم دنی ؛ امام هشتم(ع) کودک بود و نزدیک پدر شد. فضمّه إلیه فقبّله حضرت فرزند مبارک خودش را بوسید و قال یا بنی تدری ما قال ذان؟ به امام هشتم(ع) فرمود می دانی این دو نفر چه می گویند؟ عرض کرد نعم یا سیدی، هذان یشکان فیّ ؛ اینها در من شک دارند. بعد امام(ع) فرمود قَالَ لَهُمَا إِنْ جَحَدْتُمَاهُ حَقَّهُ أَوْ خُنْتُمَاهُ فَعَلَیْکُمَا لَعْنَهُ اللَّهِ وَ الْمَلائِکَهِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ یَا زِیَادُ
یکی از وظایف ما حفاظت حدود خداوند و احیاء دین برای رضای اوست
زمان است. کسانیکه برای امام عزاداری می کنید و زیارت عاشورا می خوانید (انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم الی یوم القیامه) و بدانید که هم اکنون وقت عمل است و باید شعار را به عمل تبدیل کنید چون شعار لقلقه زبان. مرگ باعزت و سربلندی که شهادت درراه خداست انتخاب کنید، این خون شهداست که مانند شمع در محفل جامعه انسانی می سوزد و نور و گرمابه آن ها می بخشد و خود را فانی می کند تا دیگران باعزت
شهیدی که هیچ چیز کم نداشت جز نوش شهد وصال/روایت کوتاه مادر شهید از شیر بیست وسه ساله سپاه قدس /حسین در ...
گروه حماسه و مقاومت-رجانیوز: بسیار از مقام مادر گفتیم و خواندیم و نوشتیم. از صبوری و مهربانی اش، از نجابت دستان آسمانی اش، از همه محبت های بی منتش اما نگفتیم آن که عزیزکرده سال های جوانی اش را به مسلخ عشق می فرستد در دلش چه غوغایی است. مگر می شود جوان رعنا قامتت را، پاره جگرت را به میان آتش بفرستی، بی خیال روزگار را سپری کنی . مادر که باشی انگار تکه ای از وجودت را از دست می دهی، جوانت لحظه هایش را پیشت قد کشیده و حالا دیگر نمی توانی قد کشیدنش را ب
هیچ وقت شهادت مرا به رخ دیگران و جامعه نکشید
روستای گراب وصیت نامه خود را با نام خدا و نام امام زمان و نایب بر حقش امام خمینی شروع میکنم بارخدایا تو را شکر گزارم از اینکه به من توفیق دادی که ندای هل من ناصر ینصرنی حسین زمان نایب برحق حضرت مهدی(عج) امام خمینی را لبیک گفته و عاشقانه برای ستیز با یزیدیان زمان عازم میدان نبرد شوم . به مادر و همسر و همه خویشان و برادران توصیه می کنم. که اگر خداوند شهادت را نصیبم کرد برای من گریه نکنید و
ردپای عشق در خاطرات یک شهید/پسرم را به یاد علی اکبر(ع) روانه مرصاد کردم
عملیات یکی از افتخارآمیزترین و موفق ترین عملیات های دفاع مقدس است. غلامرضا سلم آباد فراهانی یکی از شهدای این عملیات غرورآفرین اعزامی از شهرستان فراهان بود که شجاعانه جنگید و مظلومانه به شهادت رسید. بعد از 14 سال دعا و نذر و نیاز صدای فرزندی در خانواده سلم آبادی طنین انداز شد. غلامرضا در سال 1349 در روستای سلیم آباد فراهان متولد شد. تا 6 سالگی سایه پر مهر پدر بر سر
دلدادگی حضرت معصومه به برادر؛ دلیل حضور ایشان در ایران
امنیت کامل به سمت خراسان حرکت کردند. نیک با اشاره به واهمه و ترس حکومت از این حرکت، اظهار کرد: راهزنان حکومتی در راه به کاروان ایشان حمله کرده و یاران ایشان را به شهادت رساندند تا از ادامه حرکت این بانوی بزرگوار جلوگیری کنند و به روایتی نیز حضرت را مسموم کرده و ایشان پس از 17 روز در بیت النور منزل یکی از یارانشان درگذشتند. این کارشناس مذهبی با اشاره به حضور حضرت زینب(س) در نهضت عاشورای
نامه نوشتن تو باعث می شود که من آسوده خاطر شوم
در رود، ای ناجی دریا، ای خسی در میقات. چه گویم که توانم نیست. ای اسطوره خوبیها. ای که هر شب در زیر نور مهتاب بر درخت تکیه می دهی و چون عابدی هستی که می خواهی از عبد بودن، به ملائکه برسی و تو می خواهی از "من" بودن، به "ما" هجرت کنی و از ما بودن، به انبیاء ... با عرض سلام...، امیدوارم که حالت خوب باشد. منظور از نوشتن این نامه، پاسخ به نامه پر مهر و صداقت جنابعالی بود. امیدوارم از مقدمه ای که
خبر شهادتش رابه بدترین نحو در یکی کانال ها خواندم+تصاویر
از سختی و نبودن هایش در زندگی برایم گفت. البته از آنجایی که پدر من هم نظامی بودند تقریباً به این سختی ها واقف بودم. علیرضا در همان صحبت های ابتدایی از قناعت برایم گفت و اینکه باید قناعت را در زندگی مان همواره مد نظر داشته باشیم. ما در تاریخ 10 فروردین ماه سال 1387 عقد کردیم. آن زمان 19 سال داشتم. در دوران عقد خیلی کم حضور داشت، اما وقتی که بود در واقع نبودنش را جبران می کرد. علیرضا
گزیده ای از بهترین اشعار باباطاهر عریان
و صوفی و الفتوحات الربانی فی اشارات الهمدانی است. از اشعار باباطاهر مجموعه موثقی در دست نیست، به همین جهت نمی توان در صحت انتساب تمام اشعاری که به او نسبت می دهند به یقین حکمی کرد. باباطاهر پس از 85 سال زندگی، در همدان وفات یافت. آرامگاه قدیمی باباطاهر عریان در همدان قرار دارد و یک آرامگاه منسوب به باباطاهر نیز در خرم آباد وجود دارد. بنای مقبره باباطاهر در گذشته چندین بار بازسازی شده
شهیدی که از بهشت برای فرزندش نامه نوشته است +سند
به گزارش گروه پایداری خبرگزری ایمنا ، محمود رضا ساعتیان برای فرزندش سه نامه نوشته و از او خواسته در دوران کودکی، نوجوانی و جوانی آن ها را بخواند و زودتر از آن بازشان نکند. این شهید بزرگوار همچنین در نگارش نامه هایش حتی خط لازم را مد نظر قرار داده و برای سنین کودکی از خط بسیار ساده و روان استفاده کرده است نامه اول (هفت تا دوازده سالگی) فرزند عزیزم ابوذر سلام من پدر
ناگفته هایی از عملیات "مرصاد"/حکایت ناکامی جلادان در "چهار زبر"
ایستادگی کردند می پردازیم، سردار شهیدی که در سال 67 به عنوان فرمانده گردان حضرت قاسم ابن الحسن(ع) بود. شهید ملکی با شروع جنگ تحمیلی به جبهه های حق علیه باطل شتافته و در موقعیت های خطرناک جنگی، شجاعت و شهامت نهفته خود را به عرصه آورد، او در سال 60 به عنوان کادر رسمی گردان 153 لشکر انصارالحسین(ع) به خدمت مشغول شد و پس از آن چند مرتبه مجروح شده و به درجه با شکوه جانبازی نائل می شود.
مشروح سخنرانی سید حسن نصرالله
در امنیت به سر خواهند برد. با این ضربه نظامی طومار جبهه النصره برای همیشه در لبنان پیچیده خواهد شد البته تهدید امنیتی به طور کامل از بین نمی رود. مبارزان ما، مجروحان ما و خانواده های شهدا، این پیروزی قطعی و محقق شده را که ما تکمیل آن را انتظار می کشیم، به همه لبنانی ها تقدیم می کنند. این پیروزی همچون دیگر پیروزی هایی که در سال های 2000و 2006 به دست آمد به همه لبنانی ها و همه ملت های
خطرناک ترین آفت، نفوذ خطوط انحرافی در خط امام است
فراگیرید و در عمل نیز آن ها را به کارگیرید. به خصوص عبدالرضا و محمود و حمیده شما فرزندان انقلاب هستید. من هر چه باشد مدت زیادی از سنم در زمان طاغوت گذشته است، اما شما امروز (از) نعمت حکومت اسلامی برخوردارید و این بزرگ ترین موهبتی است که خداوند به شما ارزانی داشته است. قدر آن را بدانید و شکر نعمتش را بجا آورید. در آخر می خواهم که 14 روز روزه و سه ماه نماز قضا برایم بجا آورید و
دیدار والدین یک شهید با فرزندشان پس از 33 سال
اما تمام اسکلت بدنش درون بادگیری که به تن داشت سالم باقی مانده است. این مادر شهید خاطرنشان کرد: مهدی را از روی پلاک شناسایی کرده اند و از جیبش دو شانه و در مچ دستش نیز ساعتش همراهش بوده است. 20 سال پیش خوابی دیدم در آن از مهدی خواستم بازگردد اما در جوابم گفت من را می خواهی چه کنی؟ از آنجایی که می دانستم شهید شده است از او عذرخواهی کردم. او خواسته بود مانند حضرت زهرا در بیابان اثری از
واکنش کاربران به تیتر آری ؛ اینها لایق شهادت بودند و اکنون ......!
/> ** بسم رب الشهدا والصدیقین شهید باکری به سال 1333 ه.ش در شهرستان میاندوآب در یک خانواده مذهبی و باایمان متولد شد. در دوران کودکی، مادرش را – که بانویی زندگی نامه شهید باکری باایمان بود – از دست داد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در ارومیه به پایان رسانید و در دوره دبیرستان (همزمان با شهادت برادرش علی باکری به دست دژخیمان ساواک) وارد جریانات سیاسی شد. پس از اخذ دیپلم با وجود
وصیت نامه شهید تازه تفحص شده: دوست دارم پیکرم در صحنه نبرد بماند
رگبارهای گلوله اش قرار دهد تا ببیند اگر چه سرم، چشم هایم، دست هایم، پاهایم و قلبم را از من گرفت ولی نتوانست یک چیز را از من بگیرد و آن ایمان به خدا و هدفم بود. من دوست دارم که مانند جدم لب تشنه شهید شوم. من دوست دارم که مانند جدم پیکرم در صحنه نبرد بماند. پدر و مادر عزیزم! می دانم که شما از شهادت من ناراحت می شوید ولی شما را به مادرم زهرا(س) قسم می دهم که اگر می خواهید گریه کنید در یک جای خلوت
مشروح نخستین شب طنز انقلاب اسلامی نطنز در حسینیه هنر
اش را به زبان طنز قرائت کرد: بعدِ یک روز سخت پر کشتار من نشستم یه نامه بنویسم جز تو هیچکی نخونه نامم رو من به جز سر بریدن و کشتن یه هنرهایی تو خودم دارم حرف های عاشقونه هم بلدم نگهی کن بر این دل زارم و ... مطالب مرتبط : نخستین شب طنز انقلاب اسلامی برگزار می شود از سوی باشگاه طنز
نفوذ فکر داعش ما را هم تهدید می کند/ به اسم نقد داعش، نباید اهل سنت را تخریب کرد
گفت زنم پدر من را درآورده، گفت چرا؟ گفت چون هر روز می آید به خلفا فحش می دهد، شیخ گفت او به خلفا فحش نمی دهد او به قاتل حضرت زهرا فحش می دهد تو هم قاتل حضرت زهرا را لعن کن، او غاصب حق علی بن ابیطالب را لعن می کند تو هم غاصب حق او را لعن کن، تو کسی را قبول داری که نه غاصب است و نه قاتل او هم دشمن کسی است که هم قاتل است و هم غاصب، پس بین شما تفاوتی نیست، یعنی این نگاه، نگاه تقریبی است و 120 بیت
اولین جلسه ستاد اربعین مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام "برای صفر 1439" برگزار شد
هر سال که روی بروشورها و زیارتنامه ها و... درج شود؛ برای هر روز یک محور یا سؤال را مطرح کنیم و نشست ها یا میزگردهای صحرایی کوچک داشته باشیم؛ با نوجه به ضریب نفوذ بالای شبکه های ماهواره ای، در موکب ها بحث "سواد رسانه ای" به شکل کارگاههای کوچک مطرح شود تا مردم عراق در برابر رسانه های مهاجم بیمه شوند؛ تمرکز بر زوار غیر ایرانی، با تأکید بر شعار "وحدت مسلمین" و "پیام جهانی و بین
وصیت نامه شهید سید اسحاق موسوی را بخوانید تا حسینی شوید
بست. سید اسحاق تحت تکفل مادر بزرگش بی بی شیرین حسینی قرار گرفت؛ چندی نگذشت که بی بی شیرین بر اثر اصابت موشک های بالگردهای شوری سابق مصادف با 27رمضان سال 58 به شهادت رسید. پدر سید اسحاق با خانم لیلا حسینی ازدواج کرد و شهید سید اسحاق موسوی زیر چتر مادرانه ی خانم لیلا سادات حسینی رشد یافت.هنوز6ساله نشده بود سید اسحاق که پدر بخاطر جنگ و بیماری های حاصل از جنگ و قحطی، برای حفظ جان خانواده اش تصمیم به
زیارت حضرت معصومه (س) زیارت کل چهارده معصوم است/اگر استاد پیدا نکردید زندگی اساتید و بزرگان را مطالعه ...
می خواهی انجام بده تو را می کشم.گفت بکش.در راه اعتقادم می ایستم.بعضی ها در راه اعتقادشان حاضر نیستند حتی پول خرج کنند جه برسد به جان دادن.فرعون کسی را که می خواست بکشد به چهار میخ میکشاند.آسیه،همسر خودش را اعدام کرد.او را به میخ کشید و سنگ بزرگی را بر روی سینه اش گذاشت و گفت دست از اعتقاداتت بردار.آسیه گفت برنمی دارم. خدا می فرماید مومن می خواهی باشید مثل این زن باشید . واقعا بعضی زنها از هرچه
گلچینی از بهترین اشعار حمید مصدق
حمید مصدق 9 بهمن 1318 در شهرضا به دنیا آمد. چند سال بعد به همراه خانواده اش به اصفهان رفت و تحصیلات خود را در آنجا ادامه داد. او در دوران دبیرستان (دبیرستان ادب) با منوچهر بدیعی، هوشنگ گلشیری، محمد حقوقی و بهرام صادقی در یک مدرسه بودند و با آنان دوستی و آشنایی داشت. مصدق در 1339 وارد دانشکده حقوق شد و در رشته بازرگانی درس خواند. از سال 1343 در رشته حقوق قضایی تحصیل کرد و بعد هم مدرک کارشناسی ارشد
راز وصیت عجیب شهید فاطمیون
ببیند، نمی تواند دیگر نرود. اعزام آخرشان برای شما چه تفاوتی با سایر اعزام هایشان داشت؟ آقا جواد همیشه دوست داشت مثل خانم زهرا(س) از ناحیه بازو و پهلو به شهادت برسد. سری آخر که رفتنش به سوریه با تأخیر انجام شد، از من خواست برای شهادتش دعا کنم. در مراسم شهید مرتضی عطایی بودم و دست مادر شهید عطایی را بوس کردم و از او خواستم دعا کند همچون سعادتی قسمت ما هم شود. حتی یادم است روز دهم محرم سال