سایر منابع:
سایر خبرها
صدای پیرسالاری از کابینه دوم روحانی به گوش می رسد/اعترافات تلخ مسئولان دولتی درباره احیای مخازن نفتی/ ...
خصوص نداشتم اما به عنوان فعال اصلاح طلب هر زمانی که کمکی از من خواسته شد دریغ نکرده و سعی کردم سهم خود را برای تسهیل جریان اصلاحات ادا کنم و در این موقعیت نیز بر خود تکلیف دانستم که به عنوان یک استاد دانشگاه زن و فعال سیاسی که به برابری انسان ها اعتقاد دارد پا به میدان گذاشته و سعی دارم در کنار نگاه سخت افزاری به شهر به جنبه های اجتماعی شهر نیز توجه شود. آفتاب یزد می افزاید: کولایی البته
پیرزن 64 ساله از کاسبی شیشه می گوید!/ صف طولانی مشتریان در مقابل خانه های کاسبان مواد + عکس
کتک خوردم. اما هیچ فایده ای نداشت و همسرم به لودگی و هم صحبتی و شوخی نامتعارف با زن ها عادت کرده بود. از طرفی هم چون خودم در مصرف موادی مثل هرویین غرق شده بودم حال و حوصله سر و کله زدن با او را نداشتم و از خانه بیرون زدم و دیگر به آنجا برنگشتم. منصوره می گوید که چیزی از جوانی نفهمیده یا خمار بوده و در جستجوی مواد و یا از ترس اینکه همسرش ردی از او پیدا کند و به سراغش بیاید همیشه استرس
دردل های آنجلینا جولی ؛ مادری تنها با قلبی شکسته (1)
خانه در شهر باتام بنگ رفت و به خود قول داد که فقط به یک یتیم خانه برود و مثل خرید کردن در پاساژ، دور نزند. ولی همان موقع که در اتاق های یتیم خانه گشت می زد و با بچه ها دیدار می کرد، حس خوبی نداشت و در این مورد می گوید: با هیچکدومشون حس پیوند داشتن نمی کردم. بعدش گفتن: "یه بچه دیگه هم هست"... مدوکس کوچولو در جعبه ای که از سقف آویزان بود خوابیده بود. جولی به او نگاه می کند و او به جولی می نگرد و بعد
نمی دانیم در تبریز2018 چه اتفاقی می افتد/ تعدد موزه های تبریز واقعاً جالب و جذاب است/گرما همه ما را ...
کرد، هزینه زیادی نیز گرفت. این مسافر افزود: در حالی که وقتی با یکی از دوستان تبریزی همان مسیر را دوباره با هم طی کردیم، متوجه شدم مسیرم چقدر کوتاه بوده و این راننده تاکسی چقدر مرا سرکار گذاشته و هزینه زیادی گرفته بود. خودروهای فرسوده دور از ذهن بود انگار ما تبریزی ها در شهر خودمان حواسمان به خودروهای فرسوده نیست ولی کوچک ترین نکته ها از تیررس نگاه گردشگران دور نمی ماند
شکنجه مرگبار همسر با شیلنگ
خانه می آیی یا نه؟ به حرف هایش مشکوک شدم و خودم را به نزدیکی خانه ام رساندم. در کوچه کمین کردم و منتظر سمیه شدم. چند دقیقه بعد پیدایش شد و به دیدن سعید رفت. از این کارش فیلم گرفتم و سپس به خانه رفتم. وقتی سمیه آمد پرسیدم چرا پیش سعید رفته بودی؟ گفت رفته بودم غذا بخورم. سر همین موضوع با هم درگیر شدیم و من چاقو برداشتم. به حیاط رفتم و قسمتی از شیلنگ را بریدم و برگشتم. با آن چند ضربه به سمیه زدم. می
برنج تهرانکنار کیلویی 13 هزار تومان
، دور از محل. همه جوره هست. توی همه هم برنج می کاریم. دوتایی شروع می کنند به تعریف از برنج این منطقه و درهم و برهم آدرس می دهند. وارد محل می شوم. خانه ها آجری و کوتاه هستند. گرمای ظهر تابستان خیابان ها را خلوت کرده و گوشه های پیاده رو آدم های مچاله نشسته اند. نخستین بنگاهی را که می بینم داخل می روم. پیرمردی با جثه کوچک و خالکوبی روی دست، روی صندلی نشسته و مرد میانسالی پشت میز مدیریت. خودم
قاتل: مقتول را کشتم چون فاسد بود!
از او فاصله گرفتم وخیلی زود بیرون رفتم وخودم را به کرج رساندم. بعد هم چکشی خریدم و اینبار با دوستم به خانه مورد نظر رفتیم. چکش را داخل ساک به اتاق خواب بردم و از دوستم خواستم آهنگ گوشی اش را زیاد کند تا صدای فریاد این زن بیرون نیاید. همچنین خواستم به بهانه ای سر مرد شیطان صفت را گرم کند. وقتی داخل اتاق شدم با چکش چند ضربه به سر زن زدم و از اتاق بیرون آمدم. بعد هم با همان چکش ضربه هایی به سرمرد
ذخایر غنی فکری داریم اما مدیران توانمند برای استخراج آن نداریم/ نباید سخنان گذشتگان، دغدغه امروز رساله ...
رسانه و کانال های مختلف، این همه خبرگزاری، ولی جامعه ما به حرف ما با شک و تردید نگاه می کند، من چون اهل فلسفه و اهل دین هستم، نقدی می کنم و چیزی می نویسم، من دنبال رسانه های مجازی هم می روم، یک هجمه عجیبی است نه هجمه دشمنانه، ممکن است یک رگه های دشمنی هم باشد، ولی اکثراً اقتضاء روزگار است، در زمان شاه وقتی ما در قم بودیم، می گفتند دو سه مجله را نخرید، مجله امید ایران و اطلاعات مصور بود، چون اینها عکس
فرجام بی اطلاعی از طاعون قرن
گوید: به جز همسرم هیچ کس از این موضوع اطلاعی ندارد. من اصلا خانواده ای ندارم و این موضوع را هم به هیچ کس نگفتم. فقط میان خودم و شوهرم است. بچه هایم هم نمی دانند، چون شکست می خورند. دخترم 14 سالش است و ازدواج کرده، چون می دانستم او هم شکست می خورد، چیزی نگفتم. حتی بعدا هم به آنها نمی گویم، می خواهم زندگی کنند. نمی توانم ببینم که دارند با من می سوزند. مریم از همان ابتدا پذیرفته که بیمار است
قتل همسر زیر ضربات شلنگ | متهم دوست همسرش را صیغه کرده بود
می کرد. یک روز به من گفت دنبال شوهر می گردد و من هم گفتم مگر دست خودم کج است که نتوانم تو را بگیرم و او را صیغه کردم. ژیلا هم از این موضوع مطلع بود و چیزی نگفت. آنها رابطه خوبی با هم داشتند تا اینکه یک روز لاله به من گفت دوربینی در خانه من و ژیلا کار گذاشته و متوجه شده ژیلا به من خیانت می کند. او فیلم هایی را به من نشان داد که متوجه شدم مردی غریبه به خانه ام آمده و با ژیلا هم رابطه نزدیکی دارد
مشاورین املاک:نظارت بر منازل مجردی برعهده اداره اماکن است/پلیس اماکن:حق دخالت در اماکن خصوصی را نداریم
نهادی خاص برای بررسی و تعیین نرخ اجاره بها و رفع مشکلات در این زمینه اظهار داشت: اگر مرجعی به مانند شوراهای حل اختلاف دادگستری برای املاک تشکیل شود که در زمینه قیمت گذاری اجاره بها و قیمت املاک اعمال نفوذ داشته و حرف نهائی را بزند، بازار آشفته و بی حساب و کتاب قیمت ها سر و سامان خواهد یافت. این مشاوراملاک یکی از دلایل افزایش خانه های مجردی را، پرداخت بالای اجاره توسط این افراد دانست و
سروده ای در مدح امام هشتم(ع)
، مبارک! جناب سلطان طوس آمد منی که لبریز التماسم دگر سرازپا نمی شناسم شدم همان آهوی رمیده نفس نفس کو به کو دویده رضا خودش دست این گدارا گرفته و تا حرم کشیده گمان کنم خواهرش دوباره برای سلطان مراخریده شبیه آن پیرزن که خودرا کشیده با قامت خمیده به زور تا این حرم رسیده صدای نقاره حرم را دوباره با گوش جان شنیده
پرس و جوهای سرنوشت سازِ قبل از ازدواج
شد تا با اجبار پدرم در دوران عقد از او جدا شوم. مهدی نیز یکی دیگر از کسانی است که درباره تجربه ازدواجش می گوید: دختری که برای ازدواج انتخاب کرده بودم بسیار مهربان و خوش رو و زیبا بود که در محل کار با او آشنا شدم. رفتار و اخلاقش دقیقا همانی بود که می خواستم به همین دلیل به او پیشنهاد ازدواج دادم و او نیز پذیرفت. بعد از 6 ماه آشنایی با یکدیگر ازدواج کردیم اما متوجه شدم همسرم سال ها پیش ازدواج کرده و
سلام بر شهید ماجرای نیمروز 17 خرداد!
مجتبی برزگر رهبر معظم انقلاب همانند همیشه صریح و دلسوزانه با مردم سخن گفتند، از مظلومیت دهه 60 گفتند و همه فهمیدند ایشان منظورشان مظلومیت امام(ره) و حکم تاریخی ایشان برای دفاع از جان عموم مردم در برابر جنایات اجداد داعش یعنی منافقان جنایتکار است. اما احکام جلادان منافق دست مایه سوء استفاده برخی قرار گرفت که آن را دستاویز تبلیغات انتخاباتی کنند. همه می دانیم اگر حکم امام(ره) نبود اجداد
متهم: می خواستم همسرم را تنبیه کنم، کشته شد
از آنها هم عکس داشتم و هم فیلم، اما هر بار از مریم سؤال می کردم، طفره می رفت و می گفت اشتباه می کنی، آن مرد را نمی شناسم. این گذشت تا اینکه روز حادثه به بهانه کار از خانه بیرون رفتم و در کوچه خلوتی کمین کردم. ناگهان همسرم را دیدم که سوار موتور آن مرد شد و رفت. دنبالش رفتم و با گوشی ام از آنها فیلم گرفتم. او در راه متوجه شده بود آنها را تعقیب می کنم، به همین دلیل وقتی به خانه برگشت به من اعتراض کرد. عصبانی شدم و خواستم توضیح دهد که با هم درگیر شدیم. از عصبانیت او را با شیلنگ تنبیه
ساخت آتل از نوع بادی از ایده تا عمل منطبق با شعار سال/هرگز امیدی به حمایت دولتی نداشته و نداریم/سنگ ...
در دانشگاه علوم پزشکی تبریز هستم که در یک خانواده کوچک چهار نفری و صمیمی زندگی می کنم. وی با بیان اینکه رتبه 74 قبولی کنکور پزشکی را به دست آورده ام همچنین حائز رتبه اول ورودی دانشگاه هستم، افزود: به خاطر انتخاب ایده پیشنهادی آتل بادی در مدرسه پاییزه کسب و کار ، سال گذشته جوان نمونه استان از طرف سازمان جوانان و ورزش شدم. نخبه برتر استان به دوران کودکی اشاره کرده در زمینه
بازیگر مشهور را با آمبولانس در تهران ربودند / دادگاه حکم داد و ...
مرحله از این ماجرا برای انتقال آقای بازیگر مقابل در خانه وی رفته بود گفت: من از نقشه آدم ربایی بی خبر بودم. یک مرد با من تماس گرفت و برای انتقال پسر بیمارش به یک کمپ آمبولانس خواست. وقتی من به خانه آنها رفتم با آقای بازیگر روبه رو شدم. او حاضر نبود همراهم به کمپ بیاید. به همین خاطر چندین ساعت با هم درگیر شدیم تا چند نفر از دوستانش سر رسیدند. هیات قضایی دیروز با توجه به اعلام رضایت بازیگر
عشق لباس مارک دار سارقم کرد
کردن موتورسیکلتم به مغازه موتورسازی رفته بودم، با پسری آشنا شدم. پای حرف های او که نشستم، متوجه شدم بیکار است واز راه دزدی پول در می آورد. با من حرف زد و وسوسه ام کرد. می گفت، گوشی تلفن همراه سرقت می کند و با فروش هر کدام، 100 هزارتومان نصیبش می شود. او ادعا می کرد، گوشی دزدی خیلی راحت است. بعد از آن دوباره او را ملاقات کردم. آن قدر وسوسه ام کرد که با او همراه شدم. آن موقع چند بار سرقت
روایت صالحی از یک سفر بی موقع احمدی نژاد/گفت وگوی 2 ساعته در خانه سعود الفیصل/احمدی نژاد چگونه مذاکره با ...
. ابوموسی سرزمین ماست اما ما داشتیم آماده مذاکره می شدیم که سوءتفاهم برطرف شود و بیش از یک سال هم آنها ادعایشان را در شورای همکاری و اتحادیه عرب تکرار نکردند که یکباره آن اتفاقی که شما گفتید رخ داد. مگر با وزارت خارجه هماهنگی نشده بود؟ من از اخبار صداو سیما متوجه شدم آقای احمدی نژاد به ابوموسی رفته است. وزیرخارجه امارات فکر کرد من مطلعم در حالی که من از اخبار فهمیده بودم.
تابوی وزیر زن در دوره های قبلی شکسته شد
به عرصه واقعیت نگاه می کنیم، این حرف منطبق با واقعیت نیست، وقتی 175 نماینده می آیند و نامه ای می نویسند، یعنی قوه مقننه ما این برداشت را از واقعیت ساختار اداری ما ندارد، یعنی منطبق با برداشت آقای رئیس جمهور نیست. شاید ما زنان در جلوبردن خواسته و رسیدن به وزیر و نماینده زن کمی نمادین عمل می کنیم. این فشار از زمان انتخابات مجلس شروع شد، یعنی حق 30درصدی مطرح شد و خانم ها یادشان افتاد که حقی
بنیتا، دخترِ بی همتا
در نبودِ دهشت بار بنیتایمان، می توان در این روزها حس کرد دل مُردگی مردمی را که زیرِ چرایی و چگونگی رفتن این نوزاد معصوم، کمر اندیشه شان علامت سؤال شده و وجدانِ بودنشان نشانه ای از تعجب. غریب می آید وقتی که این مرداد را ورق می زنم و به هفتم مردادماه سال 1376 می روم، روز دستگیری غلامرضا خوشرو ؛ روزی که دوربینی برداشتم تا فیلم مستندی از این سوژه به زعم خودم بِکر بسازم. مستندی درباره مردی که 9 زن و
بحران مارکسیسم
این قرار است که حدود ساعت سه نصف شب، مردی به نام ایوان با صدای مشت های محکمی که بر در خانه اش می خورد از خواب می پرد. بیدار می شود و دم در می رود تا ببیند چه خبر است. دم در مرد جوانی را می بیند به نام گرگوری که هراسان فریاد می زد: بدبخت شدم، بدبخت ... لطفاً با من بیایید . گرگوری جوان ایوان را به کشتزاری می برد که در وسطش درخت بلوط باشکوهی است. شب است و چشم هایشان درست نمی بیند. گرگوری جوان می گوید
بحران بازتولید و پیدایش پرولتاریای قانون شکن جدید
امروزه کسی که بخواهد کار مزدی پیدا کند مجبور است دست کم مقداری کار بی مزد هم انجام دهد. در یونان عده ای از مردم به من گفتند این روزها لازم است شش یا هفت ماه مجانی کار کنی با این امید که بتوانی کاری با دستمزد پیدا کنی، و این در زمینه های متفاوت بسیاری صدق می کند: شما را مجانی استخدام می کنند، شش یا هفت ماه کار می کنید و بعد دوباره خانه نشین می شوید. کار بی مزد اجباری حتی شایع تر است. دانشگاه ها اولین
تعبیر وارونه رؤیای احمدی نژاد
کشور رها شده و بلاتکلیف مانده است. اگرچه نباید تأثیر تحریم های فلج کننده بر پیشبرد اهداف اقتصادی در ونزوئلا را نیز نادیده گرفت. برخی از پروژه ها به دلیل تلاقی شان با تحریم ها قابل ادامه دادن نبود. پتروپارس دست از پا درازتر به خانه بازگشت یکی از بزرگ ترین پروژه هایی که قرار بود ایران به عنوان یک کشور نفتی در سرزمین برادر نفتی اش اجرا کند، مشارکت در بلوک نفت سنگین دوبوکوبی در ونزوئلا بود
ماجرای مسلمان شدن مجری آمریکایی+عکس
فعالیت خبری شما در ایران به چه صورت بود؟ - بعد از مسلمان شدنم با مردی ایرانی ازدواج کردم و ما به ایران آمدیم. آن سالها به این دلیل که تجربه فعالیت در رسانه را داشتم، در رادیو و بعد در شبکه سحر به برنامه سازی و اجرا مشغول شدم. بعد از چند سال همسرم را از دست دادم و به همین دلیل تدریس زبان را به جای کار خبری برای درآمدزایی انتخاب کردم چراکه در آن مدت این را متوجه شده بودم که با کار اجرا و خبر
خودزنی فوران خشم های فروخورده
؟ اصلا در مورد این مسئله دیگر با او حرف نزدم و او را یاد اتفاقات جالب مدرسه انداختم و از او خواستم فردا صبح اولین نفری باشد که به مدرسه می آید. فردا صبح کمی استرس داشتم دیر امد مرا که دید بی اختیار خندید و گفت : تیغ روی دستم بود اگر به من زنگ نزده بودی و ان اتفاقات جالب را برایم تعریف نمی کردی و امید و انگیزه به من نداده بودی خودم را از بین برده بودم. حالا بعد از گذشت مدتها که برای خود مهندسی شده و
کژترازوی ناراست خوی نباشید!
به خانه برگردیم و با انگیزه ای بیشتر، ماه جدید را شروع کنیم، باید کارمان را شسته رفته تحویل بدهیم. تخصص از آن ویژگی هایی است که کمتر کسی می تواند به سادگی از کنار آن بگذرد، حتی اگر کمی خنده تان کمرنگ باشد؛ مخصوصا در شغلی مانند خیاطی که دیگر هنر دست حرف اول را می زند؛ خب ما جنس یا کالایی نمی فروشیم که بگوییم مشتری های گذری داریم و یا قرار نیست امروز اینجا باشیم و فردا نباشیم که کسی دیگر ما را پیدا
فرسایش شغلی در کمین روزنامه نگاران
/> م.باقی: آنچه می گویم فقط نظر شخصی من در سال هایی است که در این حرفه مشغول به کار بوده و هستم. پرسش شما پرسشی است سهل و ممتنع که امیدوارم بتوانم از پس پاسخ برآیم؛ البته نوشتن دراین باره مجالی طولانی می طلبد. به قول جناب سعدی: تو صورتی طلبی زین سخن که دست نهی دهم به دست تو گر دست دستیار بود سهل از این نظر که در تمام این سال ها تنها راه امرارمعاش من از طریق روزنامه نگاری بوده و
درها روی کسی پلمپ شد که صدایش در خون مردم است
شدیم، با ما این رفتار می شود، اظهار کرد: موسیقی ای که قرار بود برای شما اجرا کنیم، دربرگیرنده اشعار فردوسی است زیرا اینجا خانه حضرت فردوسی است. من می توانم بپذیرم که این شهر فضای مذهبی دارد و برای همه ما قابل احترام است، حتی اگر یکی از جوانان تازه کار موسیقی به این شهر بیاید و برایش مشکلی ایجاد شود، طبیعی است اما پدر من، مردی است که جوانان و رزمندگان ایران با صدایش شهید شدند، چطور ممکن است با این
رئیس جمهوری احمق که گرفتارش شدیم
داشته باشم. فیلمنامه را فرستاد و مطالعه کردم و با خودم گفتم بامزه است که با یک چیزهایی شوخی کرد؛ نقش هایی که به خاطرش شهرت داشته ام. یعنی دستشان بیندازید. گاهی اوقات شوخی خوب است. پیش از این جکی براون ساخته کوئنتین تارانتینو را در استیتن آیلند در سینما تماشا کردم که اهل همین منطقه هستم. لحظه ای که در فیلم شما را می کشند جوانی پشت سرم گفت: چه شوخی مسخره ای؟ دنیرو رو می کشید؟ این