سایر منابع:
سایر خبرها
یک هفته هفت چهره؛ از مهدوی کیا تا تتلو
علیرضا منصوریان و یا یحیی گل محمدی را روی نیمکت تیم های لیگ برتری دارد و معمولی ترهایی چون خداداد عزیزی و علی دایی ، اما داستان مهدوی کیا متفاوت است مثل روز خداحافظی اش؛ تلخ ترین خداحافظی فوتبال ایران، روزی که مهدوی کیا اسیر لج بازی هم بازی سابقش شد و از بخت بد پرسپولیس جلوی چشم هزاران هوادارش باخت و خداحافظی موشک تلخ تر از زهر شد، داستان مهدی متفاوت است؛ مثل سالهای بازیگری اش، کسی که 11 سال در
نخستین اقدام جمعی سینماگران در حمایت از یک فیلم
کیف انگلیسی نیز در نامه ای سرگشاده به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، پایین آوردنِ فیلم دینی- مذهبی رستاخیز را برای مسئولان ارشد وزارت فرهنگ و ارشاد و سازمان سینمایی، اصحاب فرهنگ، هنر و سینماگران و ایضاً سرمایه گذاران بخش خصوصی، رویدادی تلخ و غم انگیز خواند و خواستار تشکیل هیاتی پنج نفره برای رایزنی و تامین نظر موافق علما با این اثر شد. مجتبی راعی کارگردان عصر روز دهم نیز گفت: درست است. من
هنر وارد می شود
پارکینگ طبقاتی از ساعت 9 تا 19 میزبان علاقه مندان خواهد بود. من 4 با موضوع ریشه ها که تا کنون سه دوره از آن برگزار شده شامل آثار هنرمندان تجسمی است که به انتخاب جاوید رمضانی جمع آوری شده اند، در قسمتی از بیانیه ی این نمایشگاه آمده است: ریشه ها نمادی مفهوم ریشه ها به مجموعه ای از فراشدهای حاصل از ثبات و ایمان می پردازد که تکیه بر مفهوم هویت و دیگر شدن و بودن دارد. دغدغه این مجموعه
بررسی واکنش مردم به برنامه های احسان علیخانی!!
گوش هایشان پر شده از پیام های محبت آمیز و قدرشناسی مردم. ماه عسل این جوانان هنرمند اگرچه گاهی کاممان را تلخ و سفره افطارمان را اشک آجین می کند اما یک وقت هایی لازم است قصه زندگی رازآلود مردمی را که در کنارمان هستند و ما از دردشان غافلیم، در حضور خودشان ورق بزنیم، داشته هایمان را کنار انبوه نداشته های آنان بگذاریم و آنگاه قضاوت کنیم. احسان و دوستانش این فرصت را برایمان فراهم کرده اند؛ ماه همه شان عسل
کارتون بچه های کوه تاراک رو یادتونه؟!
از این رویدادها در مقیاس کوچک تر، کارتون بچه های کوه تاراک است. این کارتون که در 26 قسمت توسط کارخانه انیمیشن سازی ژاپنی ها طراحی و تولید شد، در سال های نه چندان دور از شبکه های سیما پخش شد. سه شخصیت اصلی آن را جکی و جیل و آلیس کوچولو تشکیل می دادند که در دهکده کوهستانی سر سبز و زیبایی که یادآور زندگی هایدی در سوییس بود، اتفاق می افتد. استاد ناصر نظامی، صدا پیشه این اثر، راوی داستان بود که تا حدی
چهره ها در شبکه های اجتماعی (137)
در پشت صحنه برنامه خندوانه. بر خلاف انتظارهایی که از حضور علی صادقی در خندوانه میرفت این برنامه خیلی خنک و معمولی برگزار شد. البته عدم حضور جناب خان هم بی ربط به این موضوع نبود. سلفی برزو ارجمند با اکبر خان زنجانپور در نمایی از سریال تنهایی لیلا ساخته محمدحسین لطیفی. استاد هم که اصلاً سلفی برزو را تحویل نگرفته و به دور دست ها خیره شده است. این سلفی ها و مسخره بازی های مریم
دندون طلا از 12 مرداد در شبکه نمایش
نشست رسانه ای و مراسم رونمایی از مجموعه دندون طلا ، شامگاه سه شنبه با حضور برخی از عوامل اصلی این اثر شبکه نمایش خانگی و جمعی از هنرمندان و اصحاب رسانه در خانه همایش برگزار شد. ابتدا و در نشست خبری این مجموعه، داوود میرباقری (نویسنده و کارگردان)، مهران برومند (تهیه کننده)، مهدی فخیم زاده، ستاره اسکندری، حمیدرضا آذرنگ و حامد بهداد، بازیگران نقش های اصلی، درباره مینی سریال دندون طلا صحبت
نگاهی به رابطه معنا دار ادبیات فارسی و نگارگری
بودجه های سازمانی نبوده و نیست. هرهنرمندی به دنبال یک الگو است که این الگو برای یک نگارگر مسلمان، می تواند حضرت محمد (ص) باشد، تمام نگارگران همانند پیامبر خود که به دنبال تبلیغ دین خود بود، باید آموزش ببیند که چگونه اثر خود را عرضه کنند. این سلوک در آثار ادبی و عرفانی ما در قالب داستان ها و اشعار خودش را به خوبی نشان داده است و این فهم و ذخیره عرفانی در اختیار هنرمند نگارگر بوده است تا او نیز از
معرفت شناسی دینی از دیدگاه آیت الله جوادی آملی
به گزارش خبرگزاری مهر ، کسب معرفت از طریق صحیح آن، یکی از دغدغه های عالمان است، اما اهمیت فراگیری معرفت صحیح زمانی بیشتر می شود که متعلق معرفت، امر مهمی همچون دین باشد. معرفت شناسی باورهای دینی علی رغم اینکه طریق صحیح وصول به باور دینی را به ما می نمایاند، در میان علمای دین کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این علم با بررسی تحلیلی دین و مبانی کسب معارف آن، درصدد ارائه طریق مطمئن برای نیل به این
عکس هایی از سلفی های آنجلینا جولی
آرایش در سال 2014 پیوست تا در مبارزه با سرطان، شرکت کند. یکی از سلفی های که خانم جولی در آن حضور داشت و بازتاب جانی پیدا کرد و برخیان را، معروف ترین سلفی جهان می دانند، سلفی بود که الن د جنرس، مجری مراسم اسکار 2013، از شماری از هنرمندان مراسم گرفت. (سلفی معروف مراسم اسکار با حضور جولی، براد پیت و الن د جنرس) (سلفی تاریخی جولی، به دنیای کارتون سیمپسون ها هم وارد شد)
خبر آرشیوی: معاون اول رئیس جمهوری خبرداد:بازگشت 150 معدن رانتی/تمام خاطرات تلخ مردم بافق از خصوصی ...
نیرو های جوان و خلاق در قالب سیاست های اقتصاد مقاومتی است که مورد تاکید رهبر معظم انقلاب است، صورت پذیرد. تاریخ انتشار : دوشنبه 3 شهریور 1393 با حضور اسحاق جهانگیری پنج طرح توسعه ای فولاد مبارکه به بهره برداری رسید گروه صنایع معدنی فولاد - با حضور اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهوری، پنج طرح تولیدی در مجتمع فولاد مبارکه اصفهان به بهره برداری رسید. به گزارش
رهبر معظم انقلاب در چه روزی متولد شد
زندگینامه سید علی حسینی خامنه ای فرزند مرحوم حجت الاسلام و المسلمین حاج سید جواد حسینی خامنه ای، در فروردین ماه سال 1318 شمسی برابر با 1358 قمری در مشهد مقدس چشم به دنیا گشود. او دومین پسر خانواده بود و زندگی مرحوم سید جواد خامنه ای هم مانند بیشتر روحانیون و مدرسان علوم دینی، بسیار ساده: پدرم روحانی معروفی بود، اما خیلی پارسا و گوشه گیر [...] زندگی ما به سختی می گذشت. من یادم هست شب هایی اتفاق می افتاد که در منزل ما شام نبود. مادرم با زحمت برای ما شام تهیه می کرد. [...] آن شام هم نان و کشمش بود. ...
منتظر حمایت دولت نباشیم
عسل عباسیان: ایران درّودی در هفتاد ونهمین تابستان زندگی اش همچنان به آفرینش هنری مشغول است. او شب ها تا صبح قلم مو به دست، بر بوم های سپید، نقش می زند و پرتوان، مشغول نقاشی است. این بانوی نقاش در گفت وگوی پیش رو، وضعیت هنرمندان مسن را در ایران با آنچه در نمونه های خارجی، به ویژه در فرانسه دیده مقایسه کرده است. بزرگ ترین چالش یک هنرمند مسن که روزگاری هر کجا پا می گذاشته مورد توجه و
شورای شهر، شهرداری و عدم پاسخگویی
رضا سلطان زاده مدیر مسئول هفته نامه آیینه یزد به ما آموخته اند روزنامه نگاری که در پی چاپ روزی نامه نباشد حتی با تحمل ضررهای مادی هم از خداوندی که به قلم و آنچه می نویسند، سوگند یاد کرده است درخواست می نماید او را موفق بدارد تا به وظایف خود عمل کند. به طور قطع کمال مطلوب هر مدیر مسئول منصف این است که هنگام نوشتن امانت را رعایت و شخصیت و کرامت انسان ها را حفظ و در احقاق حق شهروندان تلاش کند و به وظیفه خویش که تملق نگفتن و درج واقعیت ها است عمل نماید. داستان آیینه و شهرداری یزد بدین منوال است که در این هفته نامه مکرر از عملکرد شهرداری یزد به جد یا از سوی زبان دراز به طنز انتقاد به عمل می آید اما هیچ کس پاسخگو نیست. این امر بدان معنی و مفهوم است که به زبان حال می گویند این قدر بنویسند تا خسته شوند بالاخره خودشان قلم را غلاف خواهند کرد!!. در شهریور ماه 93 خبرها حکایت از آن داشت که شهرداری یزد بدون داشتن مصوبه ای از شورای شهر در یک اقدام غیرقانونی توافق نموده و طی نامه ای به سازمان عمران شهرداری یزد دستورالعملی صادر کرده که حدود پانصد سرویس ماسه شسته و انواع شن جهت احداث و ساخت مدینه العلم کاظمیه به محل پروژه بفرستد. چهار ماه بعد در یکصد و سی و هفتمین جلسه شورا که در تاریخ 20/10/93 تشکیل گردید در بند 5 صورتجلسه مطالبی به شرح زیر به تصویب رسید.!! احتراماً باستناد ماده71 قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور و انتخاب شهرداران، مصوب سال 1375و اصلاحیه بعدی آن،(1) بدینوسیله به پیوست صورتجلسه توافق در خصوص همکاری شهرداری در احداث مرکز علمی در حال احداث مدینه العلم الکاظمیه جهت استحضار و طرح در شورای اسلامی شهر ارسال می گردد. خواهشمند است موضوع را در شورای اسلامی شهر مطرح تا در صورت موافقت با کلیات امر، نسبت به پیش بینی اعتبار و تمهیدات لازم جهت اجرایی شدن بند یک صورتجلسه موصوف اقدام شود. لازم به ذکر است اعتبار مورد نیاز بالغ بر 000/000/800/1 ریال (یک میلیاردوهشتصد میلیون ریال)، (بدون احتساب هزینه حمل) می باشد. ضمناً آقای سیدعلی مشتاقیون به عنوان نماینده جهت ارائه توضیحات بیشتر معرفی می گردد. عظیمی زاده – شهردار یزد. موضوع در صحن علنی شورا مطرح، با توجه به بررسی های بعمل آمده در کمیسیون برنامه و بودجه و توضیحات نائب رییس آن کمیسیون و پس از بحث و تبادل نظر و استماع نظرات مخالف و موافق پیشنهاد فوق با مبلغ پنجاه درصد (50%) تخفیف مورد تصویب قرار گرفت. در نهایت پس از بررسی های لازم مصوبه مذکور مورد تایید فرمانداری که مرجع رسیدگی به مصوبات شورای اسلامی شهر است قرار نمی گیرد و در اول اردیبهشت ماه 1394 در جلسه 177 شورا اعضای شورای اسلامی شهر یزد نیز از نظر خود عدول نمی کنند و بنا را بر این می گذارند که وجه شن و ماسه را از ماده 17 بپردازند. این بدان معنی است که شورای شهر علی رغم مخالفت مرجع ذی صلاح که باید بر مصوبات شورا صحه بگذارد. بعد از مدت 8 ماه مجدداً کمک به آن موسسه را به تصویب می رساند. مدارک موجود نشانگر این است که شهرداری می تواند با رعایت ضوابط و قوانین طبق ماده 17 وجوهی را در امور مختلف از جمله:1- کمک به مؤسسات خصوصی و اشخاص2- هدایا و پرداخت های تشویقی3- کمک و اعانات به مستمندان4- کفن و دفن اموات بلا صاحب و... هزینه نماید. ضمناً نظر خوانندگان آیینه را به مصوبه دیگری جلب می نماید. در یکصد و هفتاد و ششمین جلسه شورای اسلامی شهر یزد در ساعت 30/16 روز شنبه مورخ 29/1/94 با حضور تمامی اعضاء مصوبه ای به شرح زیر تنظیم و تصویب می گردد: نامه شماره 917109- 24/1/94 مدیریت حوزه علمیه استان یزد ثبت دبیرخانه شورا بشماره 941000277- 29/1/94 با موضوع مساعدت مالی جهت تشریف فرمایی مرجع بزرگوار تقلید حضرت آیت ا... العظمی نوری همدانی (دامت برکاته) به شهر دارالعباده یزد موضوع در صحن علنی شورا مطرح پس از بحث و تبادل نظر و استماع نظرات مقرر گردید شهرداری مبلغ یکصد و بیست میلیون ریال (000/000/120 ریال) از ردیف اعتبارات ماده 17 سهم خود را برای تشویق طلاب نخبه به آن حوزه پرداخت نماید. بدیهی است علاوه بر روزنامه نگاران، علاقه مندان به اجرای عدالت، هر شهروندی می تواند از شهرداری و شورای شهر درخواست نماید به پرسش های زیر پاسخ دهند: 1- قبل از مصوبات شورا درباره ارسال شن و ماسه به مدرسه کاظمیه که به تایید مقامات ذی صلاح نرسیده بود آیا شن و ماسه ای ولو یک سرویس در اختیار پروژه مذکور قرار گرفته است؟ 2- اگر هزینه کردن برابر با ماده 17 از اختیارات اعضای شورا می باشد و نیازی به تایید مرجع دیگری ندارد همان طور که مطلع هستیم صدها دانش آموز یتیم و بی بضاعت و بی سرپرست و بدسرپرست در آموزشگاههای شهر با هزار مشقت و سختی و مشکلات روحی و روانی با قوت بخور و نمیر به تحصیل اشتغال و بعضی از آنها از نظر هوش و استعداد در سطح بالایی قرار دارند یا بعضی از خانواده های زندانی که ادامه زندگیشان مردن تدریجی است و در یزد روزگار می گذرانند آیا از سوی شورا مبلغی حتی اندک برای بهبود زندگی خانواده های زندانیان یا تشویق دانش آموزان فوق الذکر اختصاص یافته است؟ گرچه تشویق طلاب نیز کاری ارزشمند و اثر گذار می باشد. 3- ترمیم و تکمیل و یا آسفالت بعضی از میدان ها و چهار راه ها که از سوی مردم به میدان تصادف و یا مرگ و نظایر آن نامگذاری شده و گاه صدا و سیمای یزد هم به آن پرداخته است و یا کمک به تعمیر بعضی از مدارسی که در حال تخریب می باشد نباید در اولویت کار شورای شهر و شهرداری باشد؟ آیا با وضعیت موجود، ارسال پانصد سرویس شن و ماسه جهت ساختمان یک موسسه علمیه ضروری و لازم بوده است؟ 4- به نظر مسئولان شهرداری و اعضای شورای شهر که نویسنده برای یکایک آنها احترام قائل می باشد آیا اصل پاسخ گویی به پرسش های منتقدان نباید مورد عنایت قرار بگیرد؟ 5- بخشی از مطالب و سئوالاتی که در شماره های گذشته آیینه مطرح گردیده و تاکنون به روال معمول پاسخی ارسال نشده است دیگر بار جهت استحضار اعضای شورای شهر و مسئولان ذی ربط و مردم مومن و صبور و زحمتکش دارالعباده درج می گردد: شهروندان یزدی می دانند و به این امر واقف هستند اصلاح امور در همه زمینه ها از جمله وقتی که پل ها، بزرگراه ها، خیابان ها از جهات مختلف با دقت و با طرح های مطالعه و تایید شده از طرف کارشناسان احداث گردد به نفع همگان می باشد. بنابراین هرگاه به طور دقیق و حساب شده به سئوالات زیر پاسخ داده شود ابعاد موضوع کاملاً روشن و مشخص می گردد و دیگر در کوچه و بازار و داخل تاکسی ها و اتوبوس ها و در نهایت در هر مجلس و برزن و محلی سخن از شایعاتی که جامعه نمی داند چه مقدار آنها واقعیت دارد نخواهد بود. میدان شهدای محراب یزد در این یکسال و نیم اخیر چند بار تغییر شکل داده است؟ چند بار مسیرهای اطراف آن تسطیح یا جدول بندی یا خاکریزی و آسفالت یا مجددا ً تخریب گردیده است؟.. .. هزینه هایی که در یکسال و نیم شده است چند صد میلیون تومان می باشد ؟.. ..با وجود اینکه به ظاهر مدت هاست پل زیر گذر ابوذر افتتاح شده چند بار تاکنون برای تعمیر و ترمیم اقدام شده و راه را بسته اند؟ آیا وجهی که بابت احداث این پل و نرده های اطراف آن پرداخت گردیده به عنوان هزینه ی یک طرح اجرایی درجه یک می باشد؟... گرچه داستان ترمیم و آسفالت مجدد کوچه ها غم انگیز و نگران کننده است گاه عده ای می پرسند چرا آسفالت بیشتر خیابان های یزد بعد از گذشت کمتر از یکسال از بین می رود یا نیاز به تعمیر پیدا می کند و یا پستی و بلندی های فراوان نمودار می گردد؟ 2 مدیرمسئول پی نوشت ها: 1- توضیح: با مراجعه به کتاب قانون مشخص گردید ماده 71 مربوط به موضوع دیگری است نه آنچه که در متن صورتجلسه بدان اشاره شده است. 2- سرمقاله شماره 386 آیینه یزد ...
بررسی آسیب شناسانه معضلی به نام آقازادگی / آقازاده ها
که آنها در یک دایره بسته قرار بگیرند و در موارد بسیار نادر فردی را به درون این دایره نزدیک به قدرت راه می دهند. از این رو برای اینکه این دایره همچنان بسته باقی بماند و بهره گیری زیاد از رانتهای قدرت باعث به خطر افتادن موقعیت آنها نشوند، تلاش بسیار زیادی برای ایجاد ازدواج های آقازادگی انجام می دهند. البته الزاماً نیازی نیست که فرد برای آقازادگی حتماً به عنوان اقوام درجه یک مدیران و مقامات ارشد محسوب
روانشناسی شخصیت محمدرضا پهلوی /محمد رضا پهلوی در سفر ی که هر گز بازنگشت!!!
بازخوانی تاریخ جزییات آخرین لحظه های شاه در ایران فرح در خاطرات خود آخرین لحظات شاه در ایران را اینگونه روایت می کند : عزیمت اشک آلوده محمدرضا و من در 26 دی ماه 1357 انجام شد. دخالت امریکا در امور داخلی ایران به اندازه ای رسیده بود که دیگر حتی ما را هم در جریان امور قرار نمی دادند، مثلا ژنرال رابرت هایزر مدتها بود به ایران آمده و فعالیت می کرد در حالی که ما اصلا اطلاع نداشتیم . وقتی محمدرضا فهمید ژنرال هایزر در تهران است بیشتر مشکوک شد و به من گفت: به محض اخذ رای اعتماد توسط بختیار کشور را ترک خواهیم کرد. ما در روزی که بختیار به مجلس رفته بود در فرودگاه بودیم و جریان مجلس را از طریق تلفن بی سیم گوش می کردیم. محمدرضا بیم آن را داشت که ما به سرنوشت ژنرال داوود خان رئیس دولت افغانستان که به اتفاق تمام اعضای خانواده اش اعدام شد دچار شویم. خوشبختانه محمدرضا با پیش بینی درست از ماه ها قبل همه اعضای خانواده دیبا و پهلوی را به خارج فرستاده بود فرزندانم در امریکا بودند بیشتر اعضای خانواده محمدرضا هم به جز والاحضرت شمس و شوهرش در امریکا بودند و جایشان امن بود. اما من و محمدرضا ماهها بود از وحشت این که به دست انقلابیون بیفتیم خواب راحت نداشتیم. روزی که برای خروج از کشور به فرودگاه رفتیم (26دیماه57) ارتشبد قره باغی آمد جلوی هلی کوپتر و احترام کرد .بعد سپهبد بدره ای جلو آمد و من و محمدرضا را بوسید. محمدرضا به قره باغی و بدره ای ، خسرو داد ، ربیعی و اسیر افسران عالی رتبه حاضر در پاویون سلطنتی گفت: ما برای مدت کوتاهی استراحت می کنیم تا ببینیم چه می شود؟ افسران حاضر مثل بچه های کوچک گریه می کردند. سپهبد ربیعی فرمانده نیروهای هوایی دست محمدرضا را گرفته بود و رها نمی کرد. عده ای خود را روی پای محمدرضا انداخته بودند. محمدرضا به عنوان آخرین دستورات به آنها گفت: ما در این شرایط احتیاج به نهایت میهمن پرستی شما داریم. قره باغی با صدای نسبتا بلند گفت: اعلیحضرت چه دستور می دهند؟محمدرضا گفت: ابتکار عمل به دست خود شما است همان که گفتم احتیاج به میهن پرستی در نهایت معنی آن داریم امیدواریم خودتان را نشان بدهید. محمدرضا از آن که مجبور به ترک وطن شده بود به شدت متاثر و ناراحت بود ساعت از یک بعد از ظهر گذشته بود که ما در میان بدرقه دکتر شاهپور بختیار (نخست وزیر) دکتر جواد سعید (رئیس مجلس شورای ملی) دکتر علی قلی اردلان (وزیر دربار) و فرماندهان عالی رتبه ارتش و گروهی از رجال و شخصیت های مملکتی فرودگاه مهر آباد تهران را ترک گفتیم. محمدرضا در گفتگوی کوتاهی که پای پلکان هواپیما با خبرنگاران انجام داد گفت: برای چند روز استراحت به اسوان (مصر) می رود او اضافه کرد همان طور که در موقع تشکیل این دولت گفته بودم مدتی است که احساس خستگی می کنم و احتیاج به استراحت دارم ضمنا گفته بودم بعد از این که خیال ما راحت شود و دولت مستقر شود به مسافرت خواهم رفت و این سفر اکنون آغاز می شود. امروز با رای مجلس شورای ملی که پس از سنا داده شد امیدوارم که دولت بتواند هم در جبران گذشته و هم در قانون گذاری آینده موفق شود و برای این کار ما مدتی به همکاری و حسن وطن پرستی به معنای اشد کلمه احتیاج داریم سخن دیگری غیر از حفظ مملکت و انجام وظیفه بر اساس میهن پرستی ندارم... محمدرضا همین اندازه گفت که خسته است و برای معالجه کشور را ترک می کند و از پاسخ به این پرسش که کی باز خواهد گشت خودداری نمود و گفت که این به وضع مزاجی اش بستگی خواهد داشت. محمدرضا در حالی که از پلکان هواپیما بالا می رفتیم گریه می کرد. در هواپیما خودش به کابین خلبان رفت و هدایت هواپیما را به عهده گرفت و تا فرودگاه اسوان بدون استفاده از خلبان اتوماتیک شخصا هواپیما را هدایت کرد. ما پنج روز در مصر بودیم اما امریکایی ها به ما دستور دادند تا خاک مصر را ترک کنیم در روز پنجم سفیر امریکا به دیدار محمدرضا در اسوان آمد و بدون مقدمه چینی ها تشریفاتی به صراحت گفت شما باید فردا صبح خاک مصر را ترک کنید. تاریخ اساطیر سرزمین آموزش آواز در باب ققنوس مرغ مشهور می گویند که موسیقی دانان هندی چندی از دستگاه های موسیقی خود را مدعی هستند که از ققنوس آموخته اند . مجمل احوال این حیوان آنکه ققنوس مرغی است در یکی از جزایر هندوستان ، طاق است ، او را جفت نباشد و هزار سال عمر می کند و چون نزدیک به مردن رسد ، سه روز قبل از موت ، هیزم بسیار جمع کرده ، بر سر هیمه نشیند ، و نزدیک هزار سوراخ در منقار اوست ، شروع به خواندن می کند ، و هر گونه آواز از منقار او بیرون آید ، و جمیع وحوش و طیور آن صحرا نزد آن مرغ جمع شوند ، بعضی از آواز او مدهوش شوند و برخی بمیرند . و چون وقت فوتش در رسد ، بال و پر بر هم زند ، و آتشی از بال او بجهد و به هیزم افتد و آن مرغ را بسوزاند و خاک و خاکستر گرداند ، آنگاه بادی بوزد و از زیر خاکستر ققنوسی دیگر پیدا شود . برهمن های هند و ریاضت کشان آن دیار به آن جزیره رفته و علم موسیقی را از آن مرغ فرا گرفته اند به نقل از کتاب ریاض السیاحه مستعلی شاه تلخک شیخ عطار و طنازی موقع شهادت نقل است که شیخ عطار در زمان فترت چنگیز خان به دست لکشر مغول اسیر شد و در قتل و عام شهید گشت و سسب شهادت او آن بود که طوطی روح مبارکش از زندان قفس بدن ملول شده ، می خواست که به شکرستان وصال رسد . گویند که مغولی می خواست که شیخ را به قتل برساند و مغول دیگر گفت : این پیر را مکش که خونبهای او هزار درهم بدهم . مغول خواست که ترک قتل شیخ نماید . شیخ گفت : مفروش که بهتر از این خواهندم خرید. شخصی دیگر گفت که این پیر را نکش که به خونبهای او یک توبره کاه می دهم . شیخ گفت : بفروش که به از این نمی ارزم ... سرباز مغول از این شوخی و حرکات شیخ خشمگین شده شمشیر کشید و شیخ شربت شهادت نوشید . به نقل از تذکره دولتشاه شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت... از 26 دی 1357 که محمدرضا پهلوی در بحبوحه انقلاب اسلامی از ایران گریخت تا 5 مرداد 1359 که در بیمارستان رمادی قاهره درگذشت، در سرگردانی و آوارگی بود. او در اولین مرحله از سفر بدون بازگشت خود وارد آسوان مصر شد و به هنگام ورود به مصر مورد استقبال رسمی و تشریفاتی انورسادات رئیس جمهور این کشور قرار گرفت. سادات، میهمانان را به هتلی در یک جزیره مصنوعی در وسط رود نیل انتقال داد. شاه یک هفته در این هتل اقامت کرد. سپس در دوم بهمن 1357 با بدرقه رسمی سادات، مصر را به قصد مراکش ترک کرد. گرچه شاه به دعوت پادشاه مراکش به آن کشور رفت ولی در رباط از آن تشریفات رسمی که در مصر به عمل آمد خبری نبود. ملک حسن پس از دیداری کوتاه و رسمی با شاه، ترتیب انتقال وی و همراهانش را به کاخ جنانالکبیر در حومه پایتخت داد. شاه 67 روز در این کاخ که در وسط باغ بزرگی بنا شده بود، ماند. در طول این مدت از یکسو امامخمینی از نوفللو شاتو به تهران آمد و 10 روز بعد انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 به پیروزی رسید و از سوی دیگر در مدت زمان دو ماهه اقامت شاه در مراکش، اکثر درباریان و اطرافیان شاه که وی را در خروج از ایران به مصر و از آنجا تا مراکش همراهی کرده بودند، به تدریج او را رها کرده و رهسپار اروپا و امریکا شدند. تنها جمعی از خدمه بودند که شاه را هنگام ترک مراکش همراهی کردند. از سوی دیگر دولت مراکش نیز به دلیل آنکه تصمیم گرفته بود روابط سیاسی با جمهوری اسلامی ایران را حفظ کند مایل نبود اقامت شاه طولانی شود. این موضوع را خود شاه و اطرافیانش نیز از فحوای مقالات مطبوعات مراکش فهمیده بودند. شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت تصمیم گرفته بود شاه را به آنجا انتقال دهد اما دولتمردان سوئیس مایل نبودند روابطشان با دولت جدید ایران به خاطر وفاداری به رئیس یک دولت سرنگون شده به خطر بیفتد. محمدرضا پهلوی در شرائطی که نتوانسته بود کشوری را به عنوان پناهگاه بیابد، به پیشنهاد مشترک راکفلرو کیسینجر مجبور شد به باهاما در آمریکای مرکزی،1 برود. این سفر با هواپیمای اختصاصی شاه حسن مراکشی صورت گرفت زیرا خلبان معزی چند روز پس از آنکه شاه و همراهانش را به رباط رساند، با موافقت شاه، مراکش را به مقصد تهران ترک کرد. 2 هواپیما صبح روز 10 فروردین 1358 فرودگاه رباط را به مقصد جزایر باهاما ترک کرد. در فرودگاه باهاما هیچ یک از مقامات دولتی برای پذیرائی از شاه حضور نیافتند و شاه و همراهان توسط رابرت آرمائو عضو ارشد سیا و دوست اشرف پهلوی به مقصد از پیش برنامهریزی شده هدایت شدند. شاه، همسرش و یک پیشخدمت به یکی از جزایر و بقیه همراهان به جزیره دیگر برده شدند. به شاه و فرح اجازه خروج از جزیره داده نشد. شاه 70 روز در این جزیره به سر برد. انتشار خبرهای مربوط به برقراری نظام جمهوری اسلامی در 12 فروردین 1358، شناسائی جهانی جمهوری اسلامی ایران، اعدام هویدا و امرای ارتش شاه در ایران، ورود عرفات به تهران، تبدیل سفارت اسرائیل به سفارت فلسطین، تعقیب بینالمللی شاه و تشدید بیسابقه مراقبتهای امنیتی برای حفظ جان شاه و ممانعت از ربوده شدن وی، بدترین خبرها و رویدادهائی بود که شاه طی 7 هفته اقامت خود در باهاما با آنها مواجه شده بود. علاوه بر این، در همین مجمعالجزایر بود که شاه توسط پزشکان اعزامی از فرانسه، از بیماران سرطان لنفاویش مطلع شد. 3 شاه و باقیمانده همراهان روز 20 خرداد 1358 با یک هواپیمای کرایهای از باهاما راهی مکزیک شدند و در یک خانه ویلائی که قبلاً برای اقامت آنان در نظر گرفته شده بود، مستقر شدند. گفته میشود وزارت خارجه مکزیک مایل به ورود شاه نبود اما خوزه لوپز پورتیلو رئیسجمهور آن کشور تحت فشار آمریکا مجبور شده بود، وی را در حومه مکزیکوسیتی برای مدتی اقامت دهد. شاه و معدود همراهان وی مدت 4 ماه در این اقامتگاه ماندند. در دوازدهمین روز اقامت آنان در مکزیک دوم تیر 1358 انورسادات از پارلمان مصر تقاضا کرد قطعنامهای تصویب کند و به شاه اجازه دهد تا به عنوان پناهنده سیاسی برای همیشه در مصر بماند. در پارلمان مصر از این پیشنهاد با کفزدنهای بسیار، استقبال شد. 4 هفته پس از ورود شاه به مکزیک بیماری وی تشدید شد. او یک تومور سرطانی بدخیم در ناحیه گردن داشت و از یرقان شدید نیز رنج میبرد. پس از 4 ماه اقامت در مکزیک وی مطلع شد که دولت کارتر با سفر او به آمریکا صرفاً با هدف معالجه بیماریش موافقت کرده است. از این رو در 30 مهر، مکزیکوسیتی را به مقصد بیمارستان نیویورک همان بیمارستانی که 17 ماه پیش امیراسدالله علم وزیر پیشین دربار به بیماری مشابهی در آن درگذشت 4 تر ک کرد و به مدت 54 روز در آنجا بستری شد در این مدت دو بار تحت عمل جراحی طحال و کیسه صفرا قرار گرفت. کمتر از دو هفته پس از ورود شاه به این بیمارستان، سفارت آمریکا در تهران به تصرف دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در آمد و این امر بیش از پیش کارتر را به صحت دیدگاههایش که مایل نبود شاه به آمریکا بیاید، متقاعد کرد. دستور مسدود ساختن دارائیهای ایران در بانکهای آمریکائی 22 آبان 1358 واقعه دیگری بود که اوضاع را پیچیدهتر کرد. مشاهده خشم ضد آمریکائی مردم ایران و اصرار آنان برای تحویل گرفتن شاه، از تلویزیون اتاق بیمارستان نیویورک از جمله مهمترین نگرانیهای شاه بود. علاوه بر این خبر آزاردهنده دیگر این بود که به شاه اطلاع داده شد به محض بهبودی نسبی باید خاک آمریکا را ترک کند. در همین حال سفیر مکزیک نیز به همراهان شاه اطلاع داد که بعد از تصرف سفارت امریکا در تهران، دولت مکزیکوسیتی به خاطر حفظ روابط سیاسی خود با حکومت تهران مایل به میزبانی مجدد شاه نمیباشد. بدترین لحظه شاه و همسرش زمانی بود که در 11 آذر 58 از بیمارستان نیویورک مرخص شدند ولی هنوز مقصدی برای سفر نداشتند. در نتیجه آنان با یک هواپیمای نیروی هوائی آمریکا به مقصد تکزاس پرواز کردند تا 2 هفته باقی مانده از روادید خود را در آنجا در داخل آپارتمانی کوچک بگذرانند. اما در حین راه به همراهان آمریکائی خبر رسید که آپارتمان مزبور هنور آماده نیست. در نتیجه شاه و همسرش به مکانی که بعداً معلوم شد، تیمارستانی برای نگهداری بیماران روانی است برده شدند. با ورود به این مکان همسر شاه برای نخستین بار با داد و فریاد به همراهان آمریکائی خود اعتراض کرد و گفت: آیا ما در اینجا زندانی هستیم؟ آیا کارتر ما را زندانی کرده است؟ ما در این جا دیوانه خواهیم شد؟ باید بیرون برویم و .......... 5 برای فرونشاندن اعتراضات همسر شاه تلفن در اختیار وی گذاردند و او توانست بستگان خود را در جریان قرار دهد. پس از چند ساعت آنان به آپارتمان مورد نظر در پایگاههای نظامی لک لند تکزاس برده شدند. مقامات آمریکائی با پایان مهلت اقامت شاه در آمریکا به وی اطلاع دادند که به دلیل عواقب ناشی از تصرف سفارت آمریکا در تهران امکان تمدید روادید وی وجود ندارد و به همین دلیل در پاناما جائی مناسب برای اقامت وی و همسرش در نظر گرفته شده است. شاه که غیر از پذیرفتن، چاره دیگری نداشت به اتفاق همسرش در 24 آذر 1358 با هواپیمای نیروی هوائی آمریکا از فرودگاه تکزاس به پاناما در آمریکائی مرکزی برده شدند. وقتی شاه و همسرش در فرودگاه پایگاه هوائی هوارد در پاناما سیتی از هواپیما خارج میشدند جز جمعی از سربازان گارد ملی پاناما، افسران امنیتی ، دستیاران عمر توریخوس 6 و سفیر آمریکا کسی در فرودگاه نبود. شاه، همسرش و پزشک مخصوص آنها با هلیکوپتر از فرودگاه به یک پایگاه در جزیرهای به نام کونتا دورا متعلق به پاناما انتقال داده شدند. توریخوس روز 25 آذر به ملاقات شاه آمد. او در پایان این ملاقات به یکی از مشاورینش گفت شاه مانند پرتقالی است که تا آخرین قطره آبش را گرفتهاند و تفالهاش حتی به درد غذای خوکها هم نمیخورد. این سرانجام کسی است که کشورهای بزرگ او را چلاندهاند، شیرهاش را کشیدهاند و تفالهاش را دور انداختهاند. 7 شاه و همسرش در پاناما با دو دردسر عمده مواجه شدند. نخست شدت گرفتن بیماری شاه که وی مایل نبود پزشکان پانامائی بدون اطلاع از ماهیت و عمق بیماریش معالجات را از صفر شروع کنند؛ او بویژه از نگرانی پزشکان پانامائی از عواقب جراحی خبر داشت. دیگری اطلاعاتی بود که براساس آن مقامات وزارت خارجه دولت ایران در تماس مداوم با مقامات پانامائی بودند تا بتوانند راهی برای استرداد شاه بیابند.8 راه رهائی از این دو دردسر، خروج شاه و همسرش از پاناما بود. با همه این مشکلات، شاه و همسرش 100 روز در پاناما ماندند و سپس به اصرار رئیس جمهور مصر و همسرش، روز سوم فروردین 1359 با یک هواپیمای پانامائی رهسپار قاهره شدند. این بار نیز در فرودگاه مصر انورسادات و همسرش استقبال رسمی از شاه به عمل آوردند. شاه روز 8 فروردین در بیمارستان معادی قاهره تحت عمل جراحی طحال و کبد قرار گرفت. آزمایشهای انجام شده بر روی بافتها نشان میداد سرطان بدخیم تمامی سیستم خون و کبد وی را فرا گرفته است. با ورود شاه به مصر مجلس نمایندگان این کشور نیز دستور رئیسجمهور در مورد تصویب طرح اعطای پناهندگی به شاه را به اجرا در آورد. ورود شاه همچنین از یکسو خشم مردم ایران علیه آمریکا و حکومت مصر را برانگیخت و از جانب دیگر سبب رنجش خاطر گروههای اسلامی مصر گردید و تظاهراتی را در قاهره و چند شهر دیگر با هدف واداشتن دولت به اخراج شاه براه انداخت. تشخیصهای گروهای مختلف پزشکی راجع به درمان شاه و تجویز راهحلهای مختلف، خود یکی از عوامل نگران کننده برای شاه بود. شاه در مصر دو بار مورد عمل جراحی قرار گرفت و بهبود نیافت. او در کاخ قبه که معمولا در اختیار سران کشورهای بازدید کننده از مصر قرار میگیرد برده شد. آخرین مصاحبه شاه قبل از مرگش، در خرداد 1359 در همین کاخ صورت گرفت. وی در این مصاحبه که با کاترین گراهام مدیر مؤسسه مطبوعاتی واشنگتن پست انجام داد، از بیمهری رهبران دولتها که مایل به پذیرفتن وی نبودند، از فرصتطلبی دولتمردان آمریکائی و انگلیسی و از اینکه در برابر انقلاب ایران دست به کشتار بیشتر و بیرحمانه تر نزد اظهار تاسف کرده است. حال عمومی شاه در اقامت دومش در مصر هفته به هفته و ماه به ماه وخیمتر شد. آزمایشات انجام شده در ماههای خرداد و تیر 1359 نشان میداد که عفونت تمامی بدن وی را احاطه کرده است. در اولین روزهای مرداد تیم پزشکی اعزامی از فرانسه نسبت به نجات جان شاه اظهار ناامیدی کرد و محمدرضا پهلوی 4 ماه پس از سفر دوم خود به مصر در 5 مرداد 1359 درگذشت .جسد شاه در مسجد زیدالرفاعی، جائی که معمولاً اجساد پادشاهان مصر در آن دفن میشد، به خاک سپرده شد. جنازه رضاخان پدر شاه نیز که در 1323 در آفریقای جنوبی درگذشت برای مدت 6 سال در مصر و در همین مسجد نگهداری میشد.9 شاه در حالی درگذشت که 9 ماه از گروگانگیری دیپلماتهای آمریکائی در تهران میگذشت و استرداد شاه به ایران از جمله شرائط آزاد کردن دیپلماتها اعلام شده بود. از این رو هیچ یک از کشورها حاضر به پذیرفتن شاه نبود. ...
آیت الله شهید مرتضی مطهری ، از تولد تا شهادت
این مجالست نیز بر او اثری بس نیکو می گذارد . استاد مطهری در خصوص آشنایی با مکاتب مادی جدید می گویند : تحصیل رسمی علوم عقلی را از سال 23 شمسی آغاز کردم . این میل را همیشه در خود احساس می کردم که با منطق و اندیشه مادیین از نزدیک آشنا گردم و آرا و عقاید آنها را در کتب خودشان بخوانم . دقیقاً یادم نیست ، شاید در سال 25 بود که با برخی کتب مادیین که از طرف حزب توده ایران به زبان فارسی منتشر می
قمار رسانه ای با ساحت های قدسی احمد سیاح
صدر اسلام، که حضور قوی شان در فیلم کاملا احساس می شود ولی تصویری از ایشان نمی بینیم چیست؟ چرا بیننده ای که قهرمانان اصلی داستان را نمی بیند بارها و بارها به پای این فیلم می نشیند اما بسیاری آثار که با نهایت هنر خویش به نمایش چهره ها پرداخته اند را حتی یکبار تا پایان دنبال نمی نماید؟ در بعد داخلی نیز اثر فاخر روز واقعه با بهره گیری از نوای هل من ناصر ینصرنی ، که مطابق با متن زیارت امام
محسن تنابنده :به قطار ِدر حال حرکت سنگ می زنند
فیلم مدنظر بود. مثلا سه برادر داستان، شباهت های کمی به خصوص از لحاظ موی سر با هم داشتند که حضور عطاران خیلی به باورپذیری آن کمک می کرد. از قبل دلم می خواست که با هم کار کنیم که در گینس فرصتش به وجود آمد. به عبارت بهتر هم شیمی رابطه برادرها برایم مهم بود و هم ریاضی گیشه و فروش. مثل اینکه قرار بود اکبر عبدی هم در فیلم حضور داشته باشد. بله. آقای عبدی قرار بود نقش غنچه را بازی کنند که
ضربه ای سخت بر پیکر نحیف سینمای ایران
مسوولین و هنرمندان را به توقف اکران این فیلم می خوانیم. سیدضیاءالدین دری در نامه ای سرگشاده به وزیر ارشاد و عبدالحسین مختاباد در اظهاراتی به لغو اکران رستاخیز واکنش نشان دادند. به گزارش ایسنا، دری در نامه ای خطاب به وزیر ارشاد از ویژگی های فیلم رستاخیز گفت و درخواست کرد که با تعیین یک هیات پنج نفره تلاش ها برای کسب نظر موافق علما با این اثر انجام شود. در بخش هایی از این نامه خطاب به علی جنتی آمده است
چرا مردم به ماهواره گرایش دارند؟
فرصت فوق العاده ای برای هنرمندان است که بدون واسطه با مردم در ارتباط باشند ؛ البته نمی توان گفت هیچ واسطه ای نیست چرا که ما تحت یکسری قوانین کارها را تولید می کنیم ولی به هر حال مشکلات کمتر است. از طرفی جاذبه های بیشتری هم دارد. در سینما شما سخت تر می توانید قضاوت کنید که چقدر کارتان مورد استقبال تماشاگر قرار گرفته است. در تلویزیون این ارتباط ضعیف تر هم هست و نتایج نظرسنجی درباره ی سریال ها از طرف
دست گشاده شبکه های زیرزمینی توزیع فیلم!
. در واقع دست اندرکاران صنعت نمایش خانگی در برابر رقبای نااهل متوسل به راهبردهای فناورانه نشدند و به اقدامات کم اثر و نمایشی بسنده نمودند. گام سومی که سوء استفاده کنندگان از ظرفیت های اقتصادی شبکه نمایش خانگی برداشتند، بهره گیری از فناوری اطلاعات و ارائه خدمات غیرمجاز بر بستر وب بود. در این مرحله ساعتی پس از انتشار نسخه دی وی دی فیلم ها و دیگر تولیدات نمایش خانگی، خاطیان بی دغدغه اقدام به
100 شخصیت بزرگ تاریخ سینما +عکس
کاراکتر می گذارد و نامش را به ایندیانا جونز تغییر می دهد. 2- جیمز باند حضور: مجموعه جیمز باند (1962- 2015) خالق: ایان فلمینگ نقش آفرین: شان کانری، جرج لازنبی، راجر مور، تیمتی دالتون، پیرس برازنان و دانیل کریگ نکته جالب در مورد شخصیت: از میان جیمز باندهای ارجینال ایان فلمینگ فقط ریسیکو ، تحفه هیلدبراند ، اموال یک خانم و 007 در نیویورک تبدیل به نام فیلم نشده اند. در
دندون طلا کهنه نشده است
. هنوز نمی دانم چه اتفاقی افتاده اما امیدوارم هرچه هست، خوب باشد. حامد بهداد دیگر بازیگر مجموعه دندون طلا نیز عنوان داشت: در کل دندون طلا تجربه خوبی بود و البته در ریز به ریز و دقایق و لحظات هم خوب بود. این سریال مرثیه و سوگی درباره از بین رفتن نمایش روحوضی و نماد جریان موسیقی مطربی که پس از انقلاب با شماتت مواجه شد و الان که 35 سال می گذرد، برخی موارد سرجای خود برگشته اند زمان مناسبی
ماشین سینمای ایران هر تنوعی را له می کند
سالها سایه سنگین شب های روشن ،روی او سنگینی می کرد و هیچ گاه به اندازه این فیلم، برای او توجه و موفقیت رسانه ای کسب نکرد. خداحافظی طولانی تازه ترین اثر فرزاد موتمن و برنده ی دو سیمرغ بلورین و یک دیپلم افتخار از جشنواره ی فجر سی وسوم است. این فیلم در اکران عید فطر به سینماهای آمده است. در کارنامه کارگردانی موتمن فیلمهایی چون شبهای روشن ، سایه روشن ، هفت پرده ، صداها و البته
ثبت مالکیت معنوی 109 اثر در حوزه مد و لباس
برجسته معاصر در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی انتخاب شده اند که از هر کدام یک داستان یا متن طنز در کنار بیوگرافی و کاریکاتورشان در کتاب می نشیند. علیرضا لبش نویسنده این کتاب در مورد چگونگی انتخاب این شخصیت ها نیز گفت: در پژوهش هایم سعی کردم هر کسی که در سالهای پس از انقلاب اسلامی به نوعی متن و نثر طنز داشته را در این کتاب بگنجانم و به همین خاطر چهره هایی مانند امرالله احمدجو و احمدرضا احمدی
داستان دنباله دار خشکسالی و بحران آب در خراسان جنوبی/ مدیریت تنها راه نجات از بحران
گریبان سرزمین مان را گرفته و کم آبی و بحران آب پیش چشم مان رژه می رود. امروز داستان کمبود آب در کشور ماجرای تازه ای نیست و حرف و حدیث های مربوط به کم آبی به گوش همه آشناست و بیشتر شهروندان از این واقعیت تلخ که کشور با بحران آب دست و پنجه نرم می کند، آگاه هستند. بحران آب نگرانی های وسیعی در سطح مردم و مسئولین ایجاد کرده است که مسئولین از آن به عنوان بزرگترین تهدید حال حاضر ایران و فراتر از
سه روایت از زندگی سه قربانی اسیدپاشی
محبوبه فقط سه زنی هستند که به سراغ آنها رفته ایم؛ سه زنی که قربانی اسیدپاشی شده اند. هرکدام داستان متفاوتی دارند، اما هر سه طعم تلخ بارها جراحی شدن، بی هوشی، بیمارستان و هزینه های کمرشکن و دردهای بی پایان را چشیده اند، اما زنان دیگری هم هستند که این وضعیت را دارند. الهام، مهناز، طاهره و آمنه و ... سراغ هرکدام که می روی، اول داستان زندگی شان را می گویند؛ داستانی که امروزش با گذشته یک دنیا فاصله دارد. آنها آرزو دارند زندگی کنند، مثل همه؛ یک زندگی عادی، بدون اینکه فراموش شوند.
شهیار قنبری: اول آرتیست شوید، بعد ترانه بنویسید
هرکس خط بر تاریخ می اندازد و صورت امروزی خودشان را زخمی می کند. به پرسش هایم درباره ی ترانه ها و ترانه سراهای امروز فکر می کنم و می بینم که این برهوت زشت و لخت، حاصل آن سه نقطه بازی های بی بار است که جلو کار و حضور یک ترانه نویس درخشان و یک آموزگار درجه یک را گرفته اند. نوشته و عذرخواهی سردبیر مجله با صدای شهیار قنبری در گوش ام می پیچد که از تاریخ چه گونه باید دل جویی کرد؟ از این تاریخ
چه چهره هایی نویسنده رادیو بودند؟
وضعیت ها نیز یک مدیر، تابِ حضور افراد باسوادتر از خود را نداشته باشد و برای آن ها موانعی ایجاد کند. برعکسِ آن ها، هستند مدیرانی که فکرشان نه به خود، به کار است و برایشان مهم نیست نیرویی را که به کار می گیرند قیافه اش خوب است یا بد، فقط از تخصص او برای پیشبرد کار بهره می گیرند. برای همین هاست که گاهی حضور نویسندگان و شاعران مطرح در رادیو کم و گاهی زیاد می شده. دو مدیری که این مسأله