سایر منابع:
سایر خبرها
تاثیر زیارت امام رضا در نشاط روحی و روانی زائران
ما به زیارتشان می رویم، آنان صدای ما را می شنوند؟ فرمود: بله، به خدا سوگند، چنین است، مسلّما آنان از آمدن شما خبردار شده و شادمان می گردند و با شما انس می گیرند. محمد بن مسلم می گوید: عرض کردم: وقتی به زیارت ایشان رفتیم چه بگوییم؟ فرمود: بگو: بار خدایا زمین را از پهلوهای ایشان دور ساز (کنایه از آن که فشار قبر را از ایشان بگردان) و روان هایشان را به سوی خود بالا بِبَر، و از جانب خویش
مدت زمان فتح دنیا توسط امام زمان(عج)
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس به نقل از خبرگزاری تسنیم، برخوردهای آغازین امام مهدی(عج) با اهل کتاب چگونه است؟ عادلانه و همراه با رأفت و مدارا یا سهمگین و همراه خشونت؟ در قسمت نخست نوشتار حاضر ، بر مسالمت آمیز بودن رفتار امام مهدی(عج) با اهل کتاب ذکر شده است. بر اساس این، قرآن تنها شماری از اهل کتاب که متعصبانه حق را انکار می کنند در جریان فتح دنیا به دست سپاه امام مهدی(عج) کشته
جهان اسلام با حمایت از ولایت و دژ توحید پیروز است
زبانی نیست بلکه منظور باور قلبی به خدا و یگانگی اوست به این که باور داشته باشیم همه چیز در قبضه قدرت او است و هرچه هست از آن او است. وی گفت: امام در ادامه فرمودند: و أنَا مِن شُروطِها که منظور از این جمله پذیرفتن ولایت ائمه اطهار(ع) است ولایت امیرمؤمنان(ع) دژ مستحکم الهی است؛ ولایتی که هر زمان حاکم بود اسلام و قرآن هم عزیز بود. خطیب جمعه تهران در ادامه افزود: توحید وقتی دژ است که
وهابی ها دنبال فرصتی برای تخریب قبر مقدس رسول خدا هستند
با اشاره به اینکه روز یوم الهدم روز ویران کردن عنوان گرفته است، گفت: وهابیان هشت شوال سال 1344 هجری قمری به سرکردگی عبدالعزیز بن سعود قبور ائمه بقیع را ویران کردند به طوری که در جریان این واقعه بارگاه امام حسن مجتبی(ع)، امام سجاد(ع)، امام محمد باقر(ع) و امام جعفر صادق(ع) نیز ویران شد. وی ادامه داد: آنان به همین مقدار بسنده نکرده و ضریح فولادی ائمه بقیع را که در اصفهان ساخته شده بود و روی
چه کسی جنگ قرقیسیا در آخرالزمان را به پا می کند؟
السند امام باقر علیه السلام بیان می دارد که سفیانی بعد از جنگ با ابقع و اصهب در راه رفتن به عراق به نبرد قرقیسیا می پردازد بنابراین جنگ قرقیسیا را خود سفیانی انجام می دهد و دلیلی بر مقدمه بودن داعش برای سفیانی وجود ندارد. صاحب السفیانی استاد کورانی برای اثبات مقدمه بودن داعش برای سفیانی، در ادعایی دیگری گفته است منظور از صاحب سفیانی در روایت ذیل شخصی به نام "زرقاوی" است.
اقتصاد در حکومت مهدوی
آورده، اموال را میان مردم تقسیم می کند و اسلام شکوه دوباره خود را باز می یابد . (6) هم چنین می فرماید: در آخرنی دوران امت من، خلیفه ای خواهد بود که اموال را مشت مشت به مردم می دهد و آن را نمی شمارد . (7) عبدالله بن سنان می گوید: پدرم به امام صادق (علیه السلام) گفت: من مقداری از زمین های خراجی را در اختیار دارم و در آنها کشت و زرع کرده ام. حضرت قدری ساکت ماند؛ آن گاه فرمود: اگر قائم ما
ازدواج شهربانو با امام حسین (ع) و فیلم رستاخیز
که بیش اهل بیت (ع) درست تر از دیگران است ارائه دهد. اما این کار را در قالب یک داستان تاریخی ارائه کرده است. این متن را از کتاب تاریخ خلفا و مقتل امام حسین که مدتی قبل به کوشش بنده و همکارم جناب آقای دکتر وثوقی منتشر شد، انتخاب کرده تقدیم شما می کنم تا با ادبیات داستان تاریخی آشنایی بیشتری پیدا کنیم. صد البته که اهل تاریخ ادبیات فارسی با حجم انبوه این داستانها آشنا هستند، و این ارائه
داشتن صبر لازمه زندگی بهتر برای ماست
نظر قرار می گیرد، ولی برای نظم، معانی عمیقی هم می توان در نظر گرفت. نظم یعنی حساب شدگی. کسی که حساب شده رفتار کند و حساب شده نیت کند، او آدم مطلوب دین است و دین واقعاً انسان را این گونه بار می آورد. دین آن قدر به نیت های انسان حساسیت دارد که وقتی شما نیت های خودتان را-طبق دستور دین- کنترل کنید واقعاً آدم حساب گری می شوید و آدم با حساب و کتابی می شوید(امام صادق(ع) : حَاسِبُوا أَنْفُسَکُم
وصف مشهد و قم از زبان کیکاوس پسر فتحعلی شاه قاجار در سال 1254ق
سبب شد آن را نقل کنم، بیش از همه، ارزش تاریخی این متن از زبان یک شاهزاده قاجاری است که حاکم شهر قم بوده است. از اینجا به بعد گزارشی است که او نوشته است گزارش مشهد مقصد دهم: در بیان فضیلت و زیارت و ذکر مصیبت حضرت امام همام ثامن ضامن علی بن موسی الرضا – علیه التحیّة و علی آبائه- است، و کیفیّت اصل شهر مشهد مقدّس، و شرح صحن مبارک، و مجملی در بیان منازل راه از دارالخلافه
معرفت شناسی دینی از دیدگاه آیت الله جوادی آملی
برد. مرتبه ی فراتر از این، آمادگی نظر به جبروت و شایستگی نظر به عرش الهی است. این مقام نظیر مقام حارثه بن مالک است که گفت: کَأَنِّی أَنظُرُ إِلَی عَرشِ رَبِّی (کلینی، 1365، ج2: 54) اما در مرتبه ی نهایی، که مقام برترین است، گویا شخص عارف، خدا را می بیند. این نصیب افرادی چون امیرالمؤمنین می شود که در جواب ذعلب می فرماید: افأ اعبد ما لا أری (نهج البلاغه، خطبه ی 179) آیا خدایی را بپرستم که نمی بینم
مردم به اعمال مداح هم نگاه می کنند/آقا فرمود مجالستان خالی از موعظه نباشد
به معروف و نهی از منکر را از موضع قدرت و از بالا مطرح کرد . فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَیِّناً خدا به حضرت موسی گفت با فرعون با زبان ملایم سخن بگو، با تندی اثرگذار نخواهد بود . همه ما ممکن است غافل شویم و گناهانی از ما سر بزند ولی این هنوز جا نیافتاده که مجلس امام حسین و حضور در مجلس امام حسین(ع) با گناه سازگاری ندارد. یعنی فرد هم گناه می کند و هم به مجلس روضه می آید . این هم یک
در چه روزها و ماه هایی زیارت امام حسین(ع) مستحب است؟
] 3. روز عرفه: امام صادق(ع) فرمود: کسی که در روز عرفه با معرفت و شناخت به حق آن حضرت به زیارت قبر مطهّرش برود خداوند منّان ثواب هزار حج و هزار عمره مقبول و هزار بار جنگ نمودن با دشمنان خدا در رکاب نبی مرسل یا امام عادل به او می دهد .[4] 4. ماه رجب و ماه شعبان: احمد بن محمّد بن ابی نصر بزنطی می گوید: از حضرت امام رضا(ع) پرسیدم: در چه ماهی حضرت امام حسین(ع) را زیارت کنیم؟ آن
متن پژوهی در گسترۀ استان یزد(فهرست متون چاپ شده در استان یزد از آغاز تا 1390ش)
حسین مسرّت نبود مرکز یا کتابخانه ای در ایران، که تمامی کتاب های چاپ شدۀ ایران – یا دست کم فهرست آن- را در برداشته باشد، باعث شده است که به رغم وجود فهرست های گوناگون کتاب های چاپی در ایران، اعم از فهرست کتاب های چاپی فارسی و عربی اثر خانبابا مشار، و کتاب شناسی ملّی ایران از سلسلۀ انتشارات کتابخانۀ ملّی ایران و نشر ایران، چاپ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بسیاری از کتاب ها راهی بدین فهرست های پیدا نکنند. هنوز هم به رغم مرکز فیپا و مراکز صدور مجوز و اعلام وصول کتاب در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و ادارات کلّ فرهنگ و ارشاد اسلامی استان ها، بسیاری از کتاب در مراکز شهرستان ها و حتّی در تهران چاپ می شود که نام و نشانی از آن ها در جایی ثبت نمی شود. این کاستی به ویژه در نزد ناشران دولتی و دانشگاهی که کمتر خود را موظّف به اخذ فیپا و مجوز می دانند بیشتر به چشم می خورد. این است که مثلاً در کتاب شناسی های خاص، مانند کتاب شناسی فرّخی یزدی؛ فردوسی و . . . نام بسیاری از کتاب های چاپ شده در ایران دیده می شود که نیمی از آن را کتابخانه های بزرگ ایران مانند : کتابخانۀ ملّی، مجلس شورای اسلامی، آستان قدس رضوی و مرعشی ندارند. فهرست حاضر می کوشد نام و نشانی متونی را که از آغاز تا پایان دورۀ قاجار (1340ق/1304ش) به زبان فارسی و عربی تألیف شده و از آغاز صنعت چاپ در یزد تا آغاز 1390 ش در این استان چاپ شده است، در اختیار پژوهشگران بگذارد. نخست در نظر بود بنا به سفارش زنده یاد ایرج افشار، فهرستی از آثار چاپ شدۀ یزدیان و یا دربارۀ یزد فراهم آید که چون از حوصلۀ یک مقاله بیرون بود و خود کتابی مستقل و مفصّل می شد، عجالتاً از این کار صرف نظر شد؛ وگرنه چه بسیار از این آثار در تهران، قم، اصفهان، مشهد، کرمان، بمبئی، استانبول و غیره چاپ شده اند که ممکن است در فهرست های موجود نباشد از این رو فعلاً این فهرست بر اساس یافته های کتابخانه های گوناگون ایران به ویژه پایگاه اینترنتی www.lib.ir و پایگاه سیمرغ کتابخانۀ مرکزی آستان قدس رضوی و موجودی کتابخانۀ وزیری یزد و کتابخانۀ شخصی نگارنده به ترتیب الفبایی نام کتاب ها فراهم آمد تا در آینده و به همان گونه که زنده یاد ایرج افشار از نگارنده خواسته بود، گردآوری و منشر شود : هم امید است آقای حسین مسرّت که اینک با شوری تمام به معرّفی کتاب های چاپ شدۀ یزد و نیز کتاب های یزدی ها را که در شهر های دیگر به چاپ رسیده است، به روش درست و امروزی کتاب شناسی گردآوری کند تا علاقه مندان بدانند در روزگار صنعت چاپ چه کتاب ها و رساله ها و جزوه هایی در آن شهر و یا از یزدیان در شهر های دیگر به چاپ رسیده است. (افشار، 1366 : دیباچه ، ص7. نک : فتوحی یزدی، 1382) 1.آن گنج سعادت [ به گزیدۀ مجالس الواعظین]؛ تألیف : اسماعیل بن محمّد اردکانی، به کوشش : اسماعیل ثقفی اردکانی، اردکان : آرتاکاوا، 1385ش، وزیری، 226 صفحه. 2. ابوبکر، و عمر و سایر یاران پیغمبر دربارۀ شخصیّت علی (ع) سخن می گویند : نجم الدّین جعفر شریف عسکری، با مقدّمه و ترجمۀ ابراهیم وحید دامغانی، یزد : کتابخانۀ عمومی امام صادق، 1351ش، 239ص. 3. اصول دین : محمّدتقی یزدی،[ چاپ سنگی] یزد : بی نا، کارخانۀ ملّا محمّد، 1277ق، 174ص. 4. برگزیدۀ آثارعین القضاة همدانی : عبدالله بن محمّد عین القضاة، به کوشش و گزینش : یدالله شکیبا فر و محمّد کاظم کهدویی، یزد : خانۀ کتاب یزد، 1373ش، وزیری، 273ص. 5.برگزیدۀ حدیقة الحقیقة سنایی غزنوی : مجدود بن آدم سنایی، به کوشش و گزینش : یدالله شکیبافر، یزد : سازه، 1374 ش، وزیری، 253ص. 6.برگزیدۀ سندبادنامه : محمّد بن علی ظهیری سمرقندی، به کوشش و گزینش : محمّد باقر کمال الدّینی، یزد : نشر کمال، 1379ش، وزیری، 90ص. 7. بستان نیاز و گلستان راز : سیدمحمّدکاظم طباطبایی یزدی، به کوشش : حسین مسرّت، در : شکوه پارسایی و پایداری [حسین مسرّت]، چاپ دوم، یزد : فرمانداری یزد، 1375ش، صص 105-131. 8. بستان نیاز و گلستان راز (مناجات نامه) : سیّدمحمد کاظم طباطبایی یزدی؛ به کوشش حسین مسرّت، یزد : انجمن آثار و مفاخر فرهنگی استان یزد؛ وصال، 1383ش، رقعی، بیست + 39ص. 9.بینش، غرض آفرینش : بهاءالدّین محمّد بن الحسین اصفهانی (فاضل هندی)، به کوشش : جواد مدرّسی یزدی، یزد : بی نا، بی تا، رقعی. 10. بینش، غرض آفرینش : بهاء الدّین محمّد بن الحسن اصفهانی + تفسیر سورۀ التوحید و الدهر و القدر؛ صدرالدّین محمّد الطباطبایی یزدی (د.1154ق)، به کوشش : جواد مدّرسی یزدی، یزد : گلبهار، بی تا، رقعی، 153ص. 11. پیغام جمال؛ برگزیدۀ احوال و اشعار جمال الدین عبدالرّزاق اصفهانی؛ به کوشش : یدالله شکیبافر و محمّدکاظم کهدویی، یزد : علم نوین، 1387ش، رقعی، 292ص. 12. تاریخ جدید یزد : احمد بن حسین بن علی کاتب یزدی، [مصحّح؟] یزد : ادارۀ فرهنگ یزد،1317ش، رقعی، 299ص. 13.تذکرۀ تحفۀ سامی : سام میرزا صفوی، به کوشش : احمد مدفّق یزدی، یزد : سامی، 1388 ش، وزیری،632ص. 14.تذکرۀ شبستان : محمّدعلی مدرّس (شهلای یزدی)، به کوشش : اکبر قلمسیاه، یزد : گیتا، 1379 ش، وزیری، 906ص. 15.تذکرۀ شمع انجمن : محمّدصدّیق حسن خان، به کوشش : محمّد کاظم کهدویی، یزد : انتشارات دانشگاه یزد، 1385ش،وزیری، بیست و دو+977ص. 16.تذکرۀ میکده : محمّدعلی مدرّس (وامق یزدی)، به کوشش : حسین مسرّت، ویرایش دوم، یزد : اندیشمندان یزد + ریحانة الرسول، 1381 ش، وزیری، 784ص ( ویرایش نخست، تهران : فرهنگ ایران زمین، ما، 1371، وزیری، 14+ 1088ص). 17. تذکرۀ نصرآبادی : محمّدطاهر نصرآبادی، به کوشش : احمد مدقّق یزدی، یزد : دانشگاه یزد، 1379ش، وزیری، 14+1088ص. 18. حیات جاوید (مجموعۀ اسناد موقوفات شهرستان میبد) : محمّد جواد عرفان فر، 2ج، میبد و قم : ادارۀ کلّ حج و اوقاف و امور خیریّۀ شهرستان میبد، نسیم کوثر قم، 1383-1384ش،وزیری، 168+206 ص. مصوّر. 19. خاطرات نوّاب وکیل : سید محمّد رضوی، به کوشش : اکبر قلمسیاه، یزد : گیتا، 1378 ش، وزیری، 608ص. 20. خلاصۀ تاریخ یزد (اثر جعفر بن محمّد بن حسین جعفری)؛ تلخیص : محمّد حسین منشی زاده، در : خاطرات و یادداشت های پراکنده، به کوشش : محمّدباقر منشی زاده، چاپ دوم، یزد : ریحانة الرسول، 1387ش، ص 373-195. 21. دستور دبیری : محمّد بن عبدالخالق میهنی، به کوشش : علی رضوی بهابادی، یزد : بهاباد، 1375ش، وزیری، بیست و دو +209ص. 22. دیوان غزلیّات حاج میرزا محمّدعلی طبیب، متخلّص به حکیم، به کوشش : محمود ملکی، [یزد] : بی نا، بی تا، وزیری، 128+156ص. مصوّر. 23. رباعیّات حکیم عمر خیّام نیشابوری، یزد : بنگاه گلبهار یزد، بی تا، مصوّر. 24.رسالۀ شکواییه : سیّدجعفر ذاکر بفرویی میبدی، به کوشش : حسین مسرّت، در : میراث اسلامی ایران، به کوشش رسول جعفریان، قم :کتابخانۀ آیت اله مرعشی نجفی، 1376 ش، ج6، صص70-81// در : یزد، یادگار تاریخ : حسین مسرّت، یزد : انجمن کتابخانه های عمومی استان یزد، 1376، ج 1،صص651-662 // در : تذکرۀ میکده؛ محمّد علی وامق یزدی، به کوشش حسین مسرّت، ویرایش دوم، یزد : اندیشمندان یزد، 1381ش،صص 602-612. 25. رسالۀ مسئله با حواشی ( اثر: مرتضی بن محمّد امین انصاری)؛ محشّی : محمّد علی یزدی، [چاپ سنگی]، بی جا [گویا یزد]، بی تا، رقعی، بدون صفحه شمار. 26. الروض المنمنم، (شرح فارسی قصیدۀ بانت سعاد در مدح حضرت محمّد (ص)) : ابوموسی احمد حق، به کوشش : محمّدکاظم کهدویی و رضا افخمی عقدا، یزد : دانشگاه یزد، 1380ش، وزیری، ص. 27. زبدة العقاید : محمّد ابراهیم حاجی آخوندی لاری، یزد :[ چاپخانۀ گلبهار]، 1314ش، 38ص. 28. زبدۀ نظامیه، در احوالات حضرت فاطمه (س): حبیب الله نظام الدّین، بی جا، بی نا، [چاپخانۀ گلبهار یزد ]، 1328 ش، 196 ص. مصوّر. 29. سفرنامۀ منشی زاده : محمّد حسین منشی زاده، به کوشش : محمّد باقر منشی زاده، با مقدّمۀ ایرج افشار، یزد : ناشر مؤلّف، 1371ش، وزیری، 266ص. 30. سفرنامۀ یزد، [گویا اثر : هوتم شیندلر]؛ به کوشش : حسین مسرّت، در : یزد، یادگار تاریخ : حسین مسرّت، یزد : انجمن کتابخانه های عمومی استان یزد، 1376ش، ج 1،صص 56-75. (چاپ بخش یزد ؛ سفرنامۀ تلگرافچی، نسخه های خطِّی کتابخانۀ ملّی ملک) 31. شرایط الایمان : محمّد دعایی یزدی زارچی، یزد : بی نا، [چاپخانۀ گلبهار]، 1329ق، جیبی، 114ص. 32. شعب المقال فی احوال الرجال (عربی)؛ ابوالقاسم بن محمّد نراقی، به تصحیح : محمّد علی نحوی، به کوشش : حسین صفائی، یزد : دیوان الانتشارات الدینیه، 1376ق، رقعی، 246ص. 33. شهاب الحکمه (در آداب و اخلاق و حکمت عملی . . . ، ترجمۀ الشهاب فی الحکم و الآداب، به انضمام رسالۀ تذکرة المجتهدین فی تراجم مشایخ الشیعه)؛ به کوشش و ترجمه : عبدالله روشن بین ( حکمت)، یزد و تهران : ریحانة الرسول + برگ رضوان، 1384ش، وزیری، 448ص. 34. صورت وقف نامۀ مرحتشان رضوان آشیان؛ حاجی محمّدصادق ناظم التجّار، [چاپ سنگی]، یزد : مطبعۀ مدرّسی، 1338ق، رقعی، 23ص. 35. عقد الحسینی (الطهماسبی) : حسین بن عبدالصمد عاملی، ویلة الحجة فی وجوب صلوة الجمعه : محمّد مقیم یزدی، ویله شرح دعای ندبه : محمّد الطباطبایی، یزد : بی نا، بی تا، رقعی، 162ص. (عربی) 36. غدیریّه (خطبۀ رسول مکرّم اسلام در روز غدیر) [ برگزیدۀ نهج الفصاحه ] : ابوالقاسم پاینده، یزد : نیکوروش، 1385ش، جیبی، 61ص. 37. غزلیّات واصل یزدی : محمّد واصل یزدی، یزد : مطبعۀ شیرکوه، 1350 ق، رقعی،243ص. 38.فتح نامه : محمّد فرّخی یزدی، [چاپ سنگی]، یزد: بی نا، [مطبعۀ شیرکوه]، وزیری، 34ص. 39. فهرست اسناد موقوفات ایران؛ دفتر پنجم؛ شهرستان یزد و حومه : محمّد جواد عرفان فر، یزد : ادارۀ کلّ حج و اوقاف و امور خیریّۀ استان یزد و عرشیان، 1387 ش، وزیری،755 ص، مصوّر، رنگی. 40. قرآن یک معجزۀ دائم؛ محمّد حسین بن محمّد علی شهرستانی، ترجمه : جعفر غضبان، [یزد] : چاپخانۀ شرکت پایندۀ یزد، 1332ش، رقعی، 92ص. 41. قصّۀ هزار گیسو [برگزیدۀ جوامع الحکایات ] : سدیدالدین محمّد عوفی، به کوشش : علی رضوی بهابادی، چاپ دوم، یزد : بهاباد، 1380ش، رقعی،456ص. 42. کتاب النبوة؛ (عربی)، محمّد بن علی ابن بابویه، به کوشش : مؤسسة الضحی الثقافیه، یزد : انجمن آثار و مفاخر فرهنگی استان یزد، 1381ش، وزیری،399ص. 43. کلیّات نظامی گنجوی (خمسۀ نظامی)؛ مخزن الاسرار : الیاس بن یوسف نظامی، به کوشش : حسن وحید دستگردی، یزد : بهاباد، 1382، 2ج. 44. کلیله و دمنه : ابوالمعالی نصر الله منشی، به کوشش : علی رضوی بهابادی، چاپ پنجم، یزد : بهاباد، 1383 ش، وزیری، پانزده + 411ص. 45. گزیدۀ دیوان میرزا سید علی نقی مدرّس (حجاب یزدی) : ابوالفضل سعیدی ریحان، به کوشش : اکبر قلمسیاه ، یزد : گیتا، 1382ش، رقعی، 121ص، مصور. 46. گلدستۀ اندیشه : محمّد امین وقاری طبسی یزدی، به کوشش محمّدرضا ابویی مهریزی، یزد : اندیشمندان یزد، 1384ش،وزیری، 254ص. 47. گلزار شریف : محمّد الشریف پناه، یزد : گلبهار، 1300ش. 48. محضر الشهود فی ردّ الیهود : حاجی بابا قزوینی یزدی، به کوشش : احمد حسینی اشکوری، یزد : کتابخانۀ وزیری، 1348ش، وزیری، 195ص. 49. معادن الحکمه فی مکاتیب الائمّه (عربی) : محمّد بن المحسن بن مرتضی کاشانی(علم الهدی)، به کوشش : علی اکبر غفاری، 2ج، یزد و تهران : کتابخانۀ وزیری + مکتبة الصدوق، 1388 ق، وزیری،136 + 346ص. 50. منتخبی از دیوان قضایی یزدی : انجمن ادبی کتابخانۀ وزیری یزد، یزد : ناشر مؤلّف، [1366ش]، وزیری، 186ص. 51. نادر فرخنده پیام : وحشی بافقی [ برگزیدۀ اشعار وحشی بافقی]؛ کمال الدین محمّد وحشی بافقی، ویراسته : حسین مسرّت، یزد : ادارۀ کلّ آموزش و پرورش یزد، 1372 ش، وزیری، 72ص. 52. نخبة اللغات : علی اکبر محمّد جعفر یزدی لغوی، [ چاپ سنگی]، بی جا. [گویا یزد]، بی نا، 1280ق، جیبی، بدون صفحه شمار. 53. نمکدان : محمّد جیحون یزدی؛ به کوشش : حسین مسرّت، در : یزد، یادگار تاریخ؛ حسین مسرّت، یزد : انجمن کتابخانه های عمومی استان یزد، 1376ش، ج1، صص 631.650. 54.نور الابصار فی فضیلة الانتظار؛ محمّدتقی موسوی اصفهانی، یزد : مؤسسۀ خیریّۀ علمی و دینی مهدیۀ اشکذر یزد، 1361ش، رقعی،8ص. 55. پیام پیامبر (ترجمۀ نهج الافصاحه)؛ تدوین و ترجمه : بهاء الدّین خرمشاهی و مسعود انصاری، یزد و تهران : کتابفروشی فرهنگ + جامی، 1385ش، وزیری، 972ص. 56. وقف نامۀ جامع الخیرات : سید رکن الدین محمّد حسینی یزدی [ترجمه : جعفر غضبان]، یزد : هیئت امناء موقوفه، 1369ش، رقعی، 39ص. 57.وقف نامۀ حاج محمّد ابراهیم نورالله محلۀ تل، خانۀ وقفی امام حسینی؛ یزد : هیئت امناء موقوفه، 1369 ش، رقعی، 39 ص. 58. وقف نامۀ مرحومین امیرچخماق و زوجۀ او ستی فاطمه بنت سلطان محمّد، سنۀ 849 هجری؛ یزد : شعبۀ یک هیئت اسلامی یزد، 1327ش، جیبی،45ص. 59. هدایت الاحمدیه : احمد یزدی ابرقوئی، به کوشش : محمّد قیومی ابرقوئی، یزد : ناشر مؤلّف، 1332 ش، وزیری، ج اول، 133ص. 60. یادگار ماندگار، مجموعۀ موقوفات یزد : محمّدرضا تصدیقی، یزد : ادارۀ کلّ حج و اوقاف و امور خیریّۀ استان یزد ؛ ستایش، 1380ش، وزیری، ج1، 539ص، مصوّر. ...
رهبر معظم انقلاب در چه روزی متولد شد
زندگینامه سید علی حسینی خامنه ای فرزند مرحوم حجت الاسلام و المسلمین حاج سید جواد حسینی خامنه ای، در فروردین ماه سال 1318 شمسی برابر با 1358 قمری در مشهد مقدس چشم به دنیا گشود. او دومین پسر خانواده بود و زندگی مرحوم سید جواد خامنه ای هم مانند بیشتر روحانیون و مدرسان علوم دینی، بسیار ساده: پدرم روحانی معروفی بود، اما خیلی پارسا و گوشه گیر [...] زندگی ما به سختی می گذشت. من یادم هست شب هایی اتفاق می افتاد که در منزل ما شام نبود. مادرم با زحمت برای ما شام تهیه می کرد. [...] آن شام هم نان و کشمش بود. ...
مراتب اعتماد به خدا
از دیدگاه امام خمینی، قم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی+. حر عاملی، محمد بن حسن، 1409 ق، تفصیل وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، قم، مؤسسه آل البیت(علیهم السلام). حرّانی، حسن علی ابن شعبه، 1404 ق، تحف العقول عن آل الرسول|، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم. حسینی شیرازی، سید محمد، 1424 ق، تقریب القرآن الی الاذهان، بیروت، دار العلوم. زحیلی، وهبه بن مصطفی، 1422 ق، تفسیر
درسی که بعثت پیامبر(ص) به عالمان و حاکمان آموخت
رضا سلطان زاده مدیر مسئول هفته نامه آیینه یزد حضرت محمد مصطفی(ص) روز 27 ماه رجب در سن چهل سالگی مطابق با 610 میلادی و سال چهلم از عام الفیل به پیامبری مبعوث شد. نجاشی پادشاه حبشه سپاهیانی را به فرماندهی ابرهه برای ویران کردن خانه کعبه فرستاد. چون سپاهیان حبشه تعدادی فیل با خود آورده بودند آن را عام الفیل نامیده اند در قران کریم به این داستان اشاره شده است که خداوند به پیامبر (ص) می فرماید: آیا ندیدی پروردگارت با اصحاب فیل چه کرد؟(ترجمه آیه اول سوره فیل) یکی از اهداف سوره فیل یادآوری خاطره بزرگ نعمت های عظیم خداوند به قریش است تا به آنها نشان دهد که اگر لطف پروردگارت نبود نه آثاری از این کانون مقدس یعنی مکه و کعبه وجود داشت و نه از قریش، شاید از مرکب غرور فرود آیند و به دعوت پیغمبر اکرم(ص) گردن نهند.. . هنگامی که پیامبر گرامی اسلام(ص) این آیات را برای مشرکان مکه خواند احدی آن را انکار نکرد، هرگاه مطلب مشکوکی بود لااقل گروهی اعتراض می کردند و اعتراض آنها مانند سایر اعتراض هایشان در تاریخ ثبت می شد به خصوص اینکه قران با جمله الم تر مطلب را ادا کرده است. 1 در آن روزگار مردم بسیاری از سرزمین ها با بی عدالتی، ظلم و ستم، تبعیض و اختلافات طبقاتی روبرو بودند و با مصائب و مشکلات و خودسری هایی که پادشاهان و حاکمان و روحانیون یهودی و مسیحی و زردشتی برای آنها به وجود آورده بودند دست و پنجه نرم می کردند. در میان بادیه نشینان و قبایل گوناگون عرب نیز دزدی و غارتگری رواج داشت. زنان را به صورت کالا خرید و فروش می کردند. وجود دختران را ننگ می دانستند و آنان را زنده به گور می کردند. گرچه شجاع و مهمان نواز بودند اما از هجوم به دیگران و خانواده حتی برادر خود پروایی نداشتند. چه بسا کوچکترین حادثه سبب می شد سال ها بین دو یا چند قبیله آتش جنگ و فتنه ادامه یابد. بت می پرستیدند، شعر و شاعری در میان آنان رواج داشت و مضامین بسیاری از این اشعار وصف شراب، افتخار به جنگ و حمله و آدم کشی و هوسرانی بود. حضرت محمد(ص) چهل سال از عمر خویش را در زمان جاهلیت و در میان قبایل متجاوز بی فرهنگ گذرانده و امین لقب یافته بود اکنون خویشتن را در آستانه مسئولیت شگرف می دید. در ایام نزدیک بعثت بیشتر اوقات از شهر و جنجال دور می شد هرسال یک ماه در کوه حرا به عبادت می پرداخت در آن ماه هر مستمندی نزد او می رفت او را طعام می داد و چون یک ماه سپری می شد پیش از این که به خانه خود باز گردد به کعبه می رفت و طواف می کرد. چون سال بعثت رسید محمد(ص) به کوه حرا رفت. به هنگام مبعث جبرئیل نزد او آمد و گفت: بخوان، گفت: چه بخوانم. جبرئیل گفت: بخوان به نام پروردگارت که آفرید. 2 در مدت 23 سال پیامبر بزرگوار(ص) با تحمل رنج ها و سختی ها و استقامت و پایداری در برابر آزار و اذیت و شرکت در جنگ هایی که بت پرستان و منافقان و مخالفان در مکه و مدینه براه انداختند با عرضه نمودن آیات شریفه قران مجید که بر قلب مبارکش نازل می شد چنان دگرگونی و تحولی در مردم ایجاد کرد که نه تنها اعراب بادیه نشین بلکه مردم سرزمین های دور از هر رنگ و نژاد و مذهب امت واحده ای تشکیل دادند که روز به روز شعاع نورانی آن پر رونق تر و افزون تر شده و خواهد شد. مولای متقیان حضرت علی بن ابی طالب (ع) ره آورد عظیم بعثت پیامبراسلام(ص) را این گونه بیان می فرماید: حال به نعمت های بزرگ الهی که به هنگام بعثت پیامبر (ص) بر آنان فرو ریخت بنگرید، که چگونه اطاعت آنان را با دین خود پیوند داد؟ و با دعوتش آنها را به وحدت رساند؟ چگونه نعمتهای الهی بالهای کرامت خود را بر آنان گستراند، و جویبارهای آسایش و رفاه برایشان روان ساخت؟ و تمام برکات آیین حق آنها را دربرگرفت؟ در میان نعمتها غرق گشتند، و در خرمی زندگانی شادمان شدند، امور اجتماعی آنان در سایه قدرت حکومت اسلام استوار شد، و در پرتو عزتی پایدار آرام گرفتند، و به حکومتی پایدار رسیدند، پس آنان حاکم و زمامدار جهان شدند، و سلاطین روی زمین گردیدند، و فرمانروای کسانی شدند که در گذشته حاکم بودند، و قوانین الهی را بر کسانی اجرا می کنند که آنها مجریان احکام بودند، و در گذشته کسی قدرت درهم شکستن نیروی آنان را نداشت، و هیچ کس خیال مبارزه با آنان را در سر نمی پروراند. 3 شایسته است عالمان با ایمان و حاکمان دوستدار ملت و مجری قانون در زندگی، ساده زیستن و رفتار پسندیده و حسن خلق را معیار و ملاک قرار دهند و به عدل و داد رفتار نمایند. به طور قطع زندگی کردن همانند انبیاء و ائمه علیهم صلوات ا... غیر ممکن است. اما گام برداشتن در مسیر رسیدن به قله هدایت امکان پذیر می باشد. می توان به یاد ناتوانان و فقیران بود و در جهت بهبود زندگی آنها قدم برداشت. از هم نشینی با زراندوزان خودداری کرد و توصیه و سفارشی هم برای سوء استفاده آنان ننمود و از خودپسندی و ارعاب و غرور اجتناب کرد. پیامبر گرامی اسلام می فرماید: دو دسته از مسلمانان هرگاه اصلاح شوند مسلمانان همه درست می شوند و هرگاه فاسد شوند مسلمانان هم فاسد می شوند گفتند ای پیامبر خدا این دو دسته کیانند؟ فرمود عالمان و حاکمان. در اصول کافی از پیامبر (ص) نقل گردیده است که فرمود: خدایا! به نان ما برکت ده و میان ما و آن جدایی مینداز، که اگر نان نبود، نه می توانستیم روزه بگیریم، نه نماز بخوانیم و نه دیگر واجبات پروردگار خویش را به جا آوریم. 4 حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمود: مردم، فقیر، محتاج، گرسنه و برهنه نگشتند مگر در اثر گناه توانگران 5 ما ظلمی نظیر ظلمی که در مورد قرآن کرده ایم در مورد سیره پیغمبر و ائمه اطهار کرده ایم. وقتی می گویند پیغمبر (ص)چنین بود، می گوئیم: او که پیغمبر بود، یا وقتی می گویند علی(ع) چنین بود، می گوئیم: او که علی بود، تو ما را با علی(ع) قیاس می کنی؟! ما را با پیغمبر(ص) قیاس می کنی؟! ما را با امام جعفر صادق(ع) قیاس می کنی؟! آنها که از آب و خاک دگر و شهر و دیار دگرند؟! و چون ز آب و خاک دگر و شهر و دیار دگرند دیگر به ما مربوط نیست، کار پاکان را قیاس از خود مگیر. گاهی یک تک مصراع ضررش برای یک ملت صد بار از وبا و طاعون بیشتر است. از آن تک مصراع های گمراه کننده در دنیا یکی همین است: کار پاکان را قیاس از خود مگیر. البته این تک مصراع از نظر گوینده اش یک معنا دارد و در میان ما معنایی دیگر رایج است. ما می خواهیم بگوئیم کار خود را قیاس از پاکان مگیر، این را با این تعبیر می گوئیم: کار پاکان را قیاس از خود مگیر. 6 از جمله مسائلی که می توان از سیره رسول گرامی اسلام (ص) و ائمه اطهار آموخت این که نباید از هر سرمایه و پولی در تبلیغ دین استفاده کرد. معمولاً افرادی یافت می شوند که مثلا صدها میلیون تومان خرج تاسیس و احداث و یا ترمیم و تعمیر حسینیه، مسجد، مدرسه و درمانگاه می کنند یا در روزهای عزاداری و یا اعیاد مذهبی مبالغی جهت تهیه و توزیع غذا و شربت و شیرینی هزینه می نمایند. اما به عنوان نمونه معادل چند برابر آن وجه از پرداخت مالیات خودداری و یا از راههای مختلف با ظاهرسازی سوء استفاده وگران فروشی و رانت خواری می کنند و این از وظایف عالمان و امیران به معنای عام است که ضمن مبارزه با فقر و ناتوانی مردم جامعه خود را گرفتار رفتار و کردار این گروه ننمایند. از دیگر نکاتی که سزاوار است بدان عنایت و توجه داشت این که نباید از هر وسیله نامشروع و یا جعل حدیث و یا نقل روایات دروغ و غیر صحیح برای پیشبرد اهداف دینی و مقدس استفاده کرد. من می خواهم یک مسجد بسازم، برای خودم که نمی خواهم بسازم. واقعا هم در مسجد ساختن هدف نا مقدسی ندارم. من جزء کسانی هستم که بانی شده ام در فلان محل که مسجد ندارد مسجدی ساخته بشود که در آنجا مردم بیایند نماز بخوانند، مجالس وعظ تشکیل بشود، بچه ها بیایند دستورهای دین را یاد بگیرند و جلساتی باشد. این مسجد مصالح می خواهد، گرفتاریهای دیگر دارد، اشکالات اداری ممکن است پیدا کند، و از مردم نیز باید پول گرفت. حالا یک آدم اهل خیر پاشنه گیوه را ور کشیده برای اینکه کار این مسجد را درست کند. نزد کسی می رود، یک حرفی می زند که هر جور هست از او پول در بیاورد، چهار تا دروغ می گوید ولی بالاخره پنج هزار تومان پول برای مسجد در می آورد. دو تا دروغ به یک نفر دیگر می گوید، چهار تا تملق و چاپلوسی نسبت به دیگری می کند که شما چنین هستید، چنان هستید، ما به شما از قدیم ارادت داریم، خواب دیدم که داشتید در بهشت کله معلق می زدید، حتما هم چنین چیزی هست. ده هزار تومان هم از این می گیرد. پنجاه هزار تومان از یکی دیگر می گیرد. حال این را ما چه می گوییم؟...این مطلب قبلا در ذهن خودم مکرر آمده بود، همین امروز که باز تفسیر المیزان را در همین زمینه مطالعه می کردم دیدم ایشان(علامه طباطبائی) ادب تبلیغ نبوت را که از قرآن استنباط کرده اند - که به طور کلی چه آدابی را همه انبیاء و از جمله رسول اکرم رعایت می کردند - از جمله همین مطلب را ذکر کرده اند که هرگز انبیاء در سیره و روش خودشان، برای رسیدن به حق از باطل استفاده نمی کنند، برای رسیدن به حق هم از خود حق استفاده می کنند... 7 آری این سیره پیامبر مکرم اسلام (ص) و ائمه طاهرین(ع) نجات بخش بشر و هدایت گر انسانها در زندگی است هر گاه عالمان و حاکمان به حق و انصاف گرایند و در جهت تحقق روش و شیوه زندگی رسول اکرم(ص) و امامان معصوم(ع) تلاش کنند بی تردید جامعه نمونه مدنی که مورد تاکید آن بزرگواران بود به وجود خواهد آمد و آن جمله مشهور امام علی(ع) که فرمود شما نمی توانید چون امامتان زندگی کنید ولی مرا به وسیله خویشتن داری و تلاش و پاکدامنی واستواری کمک کنید در این صورت اهداف جامعه اسلامی محقق خواهد شد به امید آنچنان روز. مدیر مسئول پی نوشت ها: 1- تفسیر نمونه ، جلد 27.چاپ 1366. صفحه 342-341 2- بعثت، غدیر، عاشورا، مهدی ، استاد محمد رضا حکیمی. صفحه 21 و 22 3- نهج البلاغه ، ترجمه محمد دشتی(ره)، فرازی از خطبه 192، صفحه 283 -282 4- الحیاه ، استاد محمد رضا حکیمی. ترجمه احمد آرام، جلد ششم، صفحه 195 5- همان، گزارشی درباره جلد سوم تا ششم 6- سیری در سیره نبوی، متفکر شهید استاد مرتضی مطهری. انتشارات صدرا. صفحه 30 7- همان، صفحات 106و 107 و 108 و 109 ...
کنکاشی در ماجرای مک فارلین
شورای اسلامی با طرح سوالی از وزیر خارجه خواستار توضیح وی درباره این ماجرا شدند؛ اما بیانات امام در این باره سبب شد که آنها سوال خود را پس بگیرند.امام خمینی در این باره فرمودند: من امیدوارم شما توجه کنید به دنیا، توجه کنید به قدرت خودتان، نشکنید این قدرت را، دل ملت را نشکنید، هی تندرو، کندرو درست نکنید، دودستگی ایجاد نکنید، این خلاف اسلام است. ...رئیس جمهور آمریکا در این رسوایی باید عزا بگیرد و
خاطرات هاشمی رفسنجانی در مورد سقوط فاو و جنگ/دفاع سردار قربانی: اشتباه کرده است !!با تحلیل های آبدوغ ...
این چنین بروز می دهند، بسیار با ارزش است. این حرکتی که مردم ما برای خدا، انقلاب و اجرای فرمان امام برای دفاع از اسلام، داوطلبانه و با شور و نشاط انجام می دهند و به جبهه می روند، پدیده بسیار بزرگی است و در تاریخ جایگاه برجسته ای خواهدداشت، بخصوص در مورد استان گیلان و مازندران، جایی که دشمنان اسلام در آنجا با برنامه ریزی و به کارگیری امکانات مختلف سعی در تضعیف دین و اخلاق داشتند و فکر می کردند که
بررسی آسیب شناسانه معضلی به نام آقازادگی / آقازاده ها
عراق به من امکان می دهد قفل سر بسته دهانم را باز کنم و آنچه را رهبران ایران به نام مذهب و خدا بر سر مردم ایران می آورند را افشا سازم. بدانید دیکتاتورهای مذهبی قادر نخواهند بود مانع من شوند. مهمترین خواسته من جدایی دین از حکومت است چرا که تا زمان امام دوازدهم هیچکس نمی تواند به نام خدا و اسلام حکومت را به دست بگیرد انتشار این مصاحبه در رسانه های مختلف، آنچنان تکان دهنده و شگفت انگیز و در انتقاد از
روانشناسی شخصیت محمدرضا پهلوی /محمد رضا پهلوی در سفر ی که هر گز بازنگشت!!!
بازخوانی تاریخ جزییات آخرین لحظه های شاه در ایران فرح در خاطرات خود آخرین لحظات شاه در ایران را اینگونه روایت می کند : عزیمت اشک آلوده محمدرضا و من در 26 دی ماه 1357 انجام شد. دخالت امریکا در امور داخلی ایران به اندازه ای رسیده بود که دیگر حتی ما را هم در جریان امور قرار نمی دادند، مثلا ژنرال رابرت هایزر مدتها بود به ایران آمده و فعالیت می کرد در حالی که ما اصلا اطلاع نداشتیم . وقتی محمدرضا فهمید ژنرال هایزر در تهران است بیشتر مشکوک شد و به من گفت: به محض اخذ رای اعتماد توسط بختیار کشور را ترک خواهیم کرد. ما در روزی که بختیار به مجلس رفته بود در فرودگاه بودیم و جریان مجلس را از طریق تلفن بی سیم گوش می کردیم. محمدرضا بیم آن را داشت که ما به سرنوشت ژنرال داوود خان رئیس دولت افغانستان که به اتفاق تمام اعضای خانواده اش اعدام شد دچار شویم. خوشبختانه محمدرضا با پیش بینی درست از ماه ها قبل همه اعضای خانواده دیبا و پهلوی را به خارج فرستاده بود فرزندانم در امریکا بودند بیشتر اعضای خانواده محمدرضا هم به جز والاحضرت شمس و شوهرش در امریکا بودند و جایشان امن بود. اما من و محمدرضا ماهها بود از وحشت این که به دست انقلابیون بیفتیم خواب راحت نداشتیم. روزی که برای خروج از کشور به فرودگاه رفتیم (26دیماه57) ارتشبد قره باغی آمد جلوی هلی کوپتر و احترام کرد .بعد سپهبد بدره ای جلو آمد و من و محمدرضا را بوسید. محمدرضا به قره باغی و بدره ای ، خسرو داد ، ربیعی و اسیر افسران عالی رتبه حاضر در پاویون سلطنتی گفت: ما برای مدت کوتاهی استراحت می کنیم تا ببینیم چه می شود؟ افسران حاضر مثل بچه های کوچک گریه می کردند. سپهبد ربیعی فرمانده نیروهای هوایی دست محمدرضا را گرفته بود و رها نمی کرد. عده ای خود را روی پای محمدرضا انداخته بودند. محمدرضا به عنوان آخرین دستورات به آنها گفت: ما در این شرایط احتیاج به نهایت میهمن پرستی شما داریم. قره باغی با صدای نسبتا بلند گفت: اعلیحضرت چه دستور می دهند؟محمدرضا گفت: ابتکار عمل به دست خود شما است همان که گفتم احتیاج به میهن پرستی در نهایت معنی آن داریم امیدواریم خودتان را نشان بدهید. محمدرضا از آن که مجبور به ترک وطن شده بود به شدت متاثر و ناراحت بود ساعت از یک بعد از ظهر گذشته بود که ما در میان بدرقه دکتر شاهپور بختیار (نخست وزیر) دکتر جواد سعید (رئیس مجلس شورای ملی) دکتر علی قلی اردلان (وزیر دربار) و فرماندهان عالی رتبه ارتش و گروهی از رجال و شخصیت های مملکتی فرودگاه مهر آباد تهران را ترک گفتیم. محمدرضا در گفتگوی کوتاهی که پای پلکان هواپیما با خبرنگاران انجام داد گفت: برای چند روز استراحت به اسوان (مصر) می رود او اضافه کرد همان طور که در موقع تشکیل این دولت گفته بودم مدتی است که احساس خستگی می کنم و احتیاج به استراحت دارم ضمنا گفته بودم بعد از این که خیال ما راحت شود و دولت مستقر شود به مسافرت خواهم رفت و این سفر اکنون آغاز می شود. امروز با رای مجلس شورای ملی که پس از سنا داده شد امیدوارم که دولت بتواند هم در جبران گذشته و هم در قانون گذاری آینده موفق شود و برای این کار ما مدتی به همکاری و حسن وطن پرستی به معنای اشد کلمه احتیاج داریم سخن دیگری غیر از حفظ مملکت و انجام وظیفه بر اساس میهن پرستی ندارم... محمدرضا همین اندازه گفت که خسته است و برای معالجه کشور را ترک می کند و از پاسخ به این پرسش که کی باز خواهد گشت خودداری نمود و گفت که این به وضع مزاجی اش بستگی خواهد داشت. محمدرضا در حالی که از پلکان هواپیما بالا می رفتیم گریه می کرد. در هواپیما خودش به کابین خلبان رفت و هدایت هواپیما را به عهده گرفت و تا فرودگاه اسوان بدون استفاده از خلبان اتوماتیک شخصا هواپیما را هدایت کرد. ما پنج روز در مصر بودیم اما امریکایی ها به ما دستور دادند تا خاک مصر را ترک کنیم در روز پنجم سفیر امریکا به دیدار محمدرضا در اسوان آمد و بدون مقدمه چینی ها تشریفاتی به صراحت گفت شما باید فردا صبح خاک مصر را ترک کنید. تاریخ اساطیر سرزمین آموزش آواز در باب ققنوس مرغ مشهور می گویند که موسیقی دانان هندی چندی از دستگاه های موسیقی خود را مدعی هستند که از ققنوس آموخته اند . مجمل احوال این حیوان آنکه ققنوس مرغی است در یکی از جزایر هندوستان ، طاق است ، او را جفت نباشد و هزار سال عمر می کند و چون نزدیک به مردن رسد ، سه روز قبل از موت ، هیزم بسیار جمع کرده ، بر سر هیمه نشیند ، و نزدیک هزار سوراخ در منقار اوست ، شروع به خواندن می کند ، و هر گونه آواز از منقار او بیرون آید ، و جمیع وحوش و طیور آن صحرا نزد آن مرغ جمع شوند ، بعضی از آواز او مدهوش شوند و برخی بمیرند . و چون وقت فوتش در رسد ، بال و پر بر هم زند ، و آتشی از بال او بجهد و به هیزم افتد و آن مرغ را بسوزاند و خاک و خاکستر گرداند ، آنگاه بادی بوزد و از زیر خاکستر ققنوسی دیگر پیدا شود . برهمن های هند و ریاضت کشان آن دیار به آن جزیره رفته و علم موسیقی را از آن مرغ فرا گرفته اند به نقل از کتاب ریاض السیاحه مستعلی شاه تلخک شیخ عطار و طنازی موقع شهادت نقل است که شیخ عطار در زمان فترت چنگیز خان به دست لکشر مغول اسیر شد و در قتل و عام شهید گشت و سسب شهادت او آن بود که طوطی روح مبارکش از زندان قفس بدن ملول شده ، می خواست که به شکرستان وصال رسد . گویند که مغولی می خواست که شیخ را به قتل برساند و مغول دیگر گفت : این پیر را مکش که خونبهای او هزار درهم بدهم . مغول خواست که ترک قتل شیخ نماید . شیخ گفت : مفروش که بهتر از این خواهندم خرید. شخصی دیگر گفت که این پیر را نکش که به خونبهای او یک توبره کاه می دهم . شیخ گفت : بفروش که به از این نمی ارزم ... سرباز مغول از این شوخی و حرکات شیخ خشمگین شده شمشیر کشید و شیخ شربت شهادت نوشید . به نقل از تذکره دولتشاه شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت... از 26 دی 1357 که محمدرضا پهلوی در بحبوحه انقلاب اسلامی از ایران گریخت تا 5 مرداد 1359 که در بیمارستان رمادی قاهره درگذشت، در سرگردانی و آوارگی بود. او در اولین مرحله از سفر بدون بازگشت خود وارد آسوان مصر شد و به هنگام ورود به مصر مورد استقبال رسمی و تشریفاتی انورسادات رئیس جمهور این کشور قرار گرفت. سادات، میهمانان را به هتلی در یک جزیره مصنوعی در وسط رود نیل انتقال داد. شاه یک هفته در این هتل اقامت کرد. سپس در دوم بهمن 1357 با بدرقه رسمی سادات، مصر را به قصد مراکش ترک کرد. گرچه شاه به دعوت پادشاه مراکش به آن کشور رفت ولی در رباط از آن تشریفات رسمی که در مصر به عمل آمد خبری نبود. ملک حسن پس از دیداری کوتاه و رسمی با شاه، ترتیب انتقال وی و همراهانش را به کاخ جنانالکبیر در حومه پایتخت داد. شاه 67 روز در این کاخ که در وسط باغ بزرگی بنا شده بود، ماند. در طول این مدت از یکسو امامخمینی از نوفللو شاتو به تهران آمد و 10 روز بعد انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 به پیروزی رسید و از سوی دیگر در مدت زمان دو ماهه اقامت شاه در مراکش، اکثر درباریان و اطرافیان شاه که وی را در خروج از ایران به مصر و از آنجا تا مراکش همراهی کرده بودند، به تدریج او را رها کرده و رهسپار اروپا و امریکا شدند. تنها جمعی از خدمه بودند که شاه را هنگام ترک مراکش همراهی کردند. از سوی دیگر دولت مراکش نیز به دلیل آنکه تصمیم گرفته بود روابط سیاسی با جمهوری اسلامی ایران را حفظ کند مایل نبود اقامت شاه طولانی شود. این موضوع را خود شاه و اطرافیانش نیز از فحوای مقالات مطبوعات مراکش فهمیده بودند. شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت تصمیم گرفته بود شاه را به آنجا انتقال دهد اما دولتمردان سوئیس مایل نبودند روابطشان با دولت جدید ایران به خاطر وفاداری به رئیس یک دولت سرنگون شده به خطر بیفتد. محمدرضا پهلوی در شرائطی که نتوانسته بود کشوری را به عنوان پناهگاه بیابد، به پیشنهاد مشترک راکفلرو کیسینجر مجبور شد به باهاما در آمریکای مرکزی،1 برود. این سفر با هواپیمای اختصاصی شاه حسن مراکشی صورت گرفت زیرا خلبان معزی چند روز پس از آنکه شاه و همراهانش را به رباط رساند، با موافقت شاه، مراکش را به مقصد تهران ترک کرد. 2 هواپیما صبح روز 10 فروردین 1358 فرودگاه رباط را به مقصد جزایر باهاما ترک کرد. در فرودگاه باهاما هیچ یک از مقامات دولتی برای پذیرائی از شاه حضور نیافتند و شاه و همراهان توسط رابرت آرمائو عضو ارشد سیا و دوست اشرف پهلوی به مقصد از پیش برنامهریزی شده هدایت شدند. شاه، همسرش و یک پیشخدمت به یکی از جزایر و بقیه همراهان به جزیره دیگر برده شدند. به شاه و فرح اجازه خروج از جزیره داده نشد. شاه 70 روز در این جزیره به سر برد. انتشار خبرهای مربوط به برقراری نظام جمهوری اسلامی در 12 فروردین 1358، شناسائی جهانی جمهوری اسلامی ایران، اعدام هویدا و امرای ارتش شاه در ایران، ورود عرفات به تهران، تبدیل سفارت اسرائیل به سفارت فلسطین، تعقیب بینالمللی شاه و تشدید بیسابقه مراقبتهای امنیتی برای حفظ جان شاه و ممانعت از ربوده شدن وی، بدترین خبرها و رویدادهائی بود که شاه طی 7 هفته اقامت خود در باهاما با آنها مواجه شده بود. علاوه بر این، در همین مجمعالجزایر بود که شاه توسط پزشکان اعزامی از فرانسه، از بیماران سرطان لنفاویش مطلع شد. 3 شاه و باقیمانده همراهان روز 20 خرداد 1358 با یک هواپیمای کرایهای از باهاما راهی مکزیک شدند و در یک خانه ویلائی که قبلاً برای اقامت آنان در نظر گرفته شده بود، مستقر شدند. گفته میشود وزارت خارجه مکزیک مایل به ورود شاه نبود اما خوزه لوپز پورتیلو رئیسجمهور آن کشور تحت فشار آمریکا مجبور شده بود، وی را در حومه مکزیکوسیتی برای مدتی اقامت دهد. شاه و معدود همراهان وی مدت 4 ماه در این اقامتگاه ماندند. در دوازدهمین روز اقامت آنان در مکزیک دوم تیر 1358 انورسادات از پارلمان مصر تقاضا کرد قطعنامهای تصویب کند و به شاه اجازه دهد تا به عنوان پناهنده سیاسی برای همیشه در مصر بماند. در پارلمان مصر از این پیشنهاد با کفزدنهای بسیار، استقبال شد. 4 هفته پس از ورود شاه به مکزیک بیماری وی تشدید شد. او یک تومور سرطانی بدخیم در ناحیه گردن داشت و از یرقان شدید نیز رنج میبرد. پس از 4 ماه اقامت در مکزیک وی مطلع شد که دولت کارتر با سفر او به آمریکا صرفاً با هدف معالجه بیماریش موافقت کرده است. از این رو در 30 مهر، مکزیکوسیتی را به مقصد بیمارستان نیویورک همان بیمارستانی که 17 ماه پیش امیراسدالله علم وزیر پیشین دربار به بیماری مشابهی در آن درگذشت 4 تر ک کرد و به مدت 54 روز در آنجا بستری شد در این مدت دو بار تحت عمل جراحی طحال و کیسه صفرا قرار گرفت. کمتر از دو هفته پس از ورود شاه به این بیمارستان، سفارت آمریکا در تهران به تصرف دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در آمد و این امر بیش از پیش کارتر را به صحت دیدگاههایش که مایل نبود شاه به آمریکا بیاید، متقاعد کرد. دستور مسدود ساختن دارائیهای ایران در بانکهای آمریکائی 22 آبان 1358 واقعه دیگری بود که اوضاع را پیچیدهتر کرد. مشاهده خشم ضد آمریکائی مردم ایران و اصرار آنان برای تحویل گرفتن شاه، از تلویزیون اتاق بیمارستان نیویورک از جمله مهمترین نگرانیهای شاه بود. علاوه بر این خبر آزاردهنده دیگر این بود که به شاه اطلاع داده شد به محض بهبودی نسبی باید خاک آمریکا را ترک کند. در همین حال سفیر مکزیک نیز به همراهان شاه اطلاع داد که بعد از تصرف سفارت امریکا در تهران، دولت مکزیکوسیتی به خاطر حفظ روابط سیاسی خود با حکومت تهران مایل به میزبانی مجدد شاه نمیباشد. بدترین لحظه شاه و همسرش زمانی بود که در 11 آذر 58 از بیمارستان نیویورک مرخص شدند ولی هنوز مقصدی برای سفر نداشتند. در نتیجه آنان با یک هواپیمای نیروی هوائی آمریکا به مقصد تکزاس پرواز کردند تا 2 هفته باقی مانده از روادید خود را در آنجا در داخل آپارتمانی کوچک بگذرانند. اما در حین راه به همراهان آمریکائی خبر رسید که آپارتمان مزبور هنور آماده نیست. در نتیجه شاه و همسرش به مکانی که بعداً معلوم شد، تیمارستانی برای نگهداری بیماران روانی است برده شدند. با ورود به این مکان همسر شاه برای نخستین بار با داد و فریاد به همراهان آمریکائی خود اعتراض کرد و گفت: آیا ما در اینجا زندانی هستیم؟ آیا کارتر ما را زندانی کرده است؟ ما در این جا دیوانه خواهیم شد؟ باید بیرون برویم و .......... 5 برای فرونشاندن اعتراضات همسر شاه تلفن در اختیار وی گذاردند و او توانست بستگان خود را در جریان قرار دهد. پس از چند ساعت آنان به آپارتمان مورد نظر در پایگاههای نظامی لک لند تکزاس برده شدند. مقامات آمریکائی با پایان مهلت اقامت شاه در آمریکا به وی اطلاع دادند که به دلیل عواقب ناشی از تصرف سفارت آمریکا در تهران امکان تمدید روادید وی وجود ندارد و به همین دلیل در پاناما جائی مناسب برای اقامت وی و همسرش در نظر گرفته شده است. شاه که غیر از پذیرفتن، چاره دیگری نداشت به اتفاق همسرش در 24 آذر 1358 با هواپیمای نیروی هوائی آمریکا از فرودگاه تکزاس به پاناما در آمریکائی مرکزی برده شدند. وقتی شاه و همسرش در فرودگاه پایگاه هوائی هوارد در پاناما سیتی از هواپیما خارج میشدند جز جمعی از سربازان گارد ملی پاناما، افسران امنیتی ، دستیاران عمر توریخوس 6 و سفیر آمریکا کسی در فرودگاه نبود. شاه، همسرش و پزشک مخصوص آنها با هلیکوپتر از فرودگاه به یک پایگاه در جزیرهای به نام کونتا دورا متعلق به پاناما انتقال داده شدند. توریخوس روز 25 آذر به ملاقات شاه آمد. او در پایان این ملاقات به یکی از مشاورینش گفت شاه مانند پرتقالی است که تا آخرین قطره آبش را گرفتهاند و تفالهاش حتی به درد غذای خوکها هم نمیخورد. این سرانجام کسی است که کشورهای بزرگ او را چلاندهاند، شیرهاش را کشیدهاند و تفالهاش را دور انداختهاند. 7 شاه و همسرش در پاناما با دو دردسر عمده مواجه شدند. نخست شدت گرفتن بیماری شاه که وی مایل نبود پزشکان پانامائی بدون اطلاع از ماهیت و عمق بیماریش معالجات را از صفر شروع کنند؛ او بویژه از نگرانی پزشکان پانامائی از عواقب جراحی خبر داشت. دیگری اطلاعاتی بود که براساس آن مقامات وزارت خارجه دولت ایران در تماس مداوم با مقامات پانامائی بودند تا بتوانند راهی برای استرداد شاه بیابند.8 راه رهائی از این دو دردسر، خروج شاه و همسرش از پاناما بود. با همه این مشکلات، شاه و همسرش 100 روز در پاناما ماندند و سپس به اصرار رئیس جمهور مصر و همسرش، روز سوم فروردین 1359 با یک هواپیمای پانامائی رهسپار قاهره شدند. این بار نیز در فرودگاه مصر انورسادات و همسرش استقبال رسمی از شاه به عمل آوردند. شاه روز 8 فروردین در بیمارستان معادی قاهره تحت عمل جراحی طحال و کبد قرار گرفت. آزمایشهای انجام شده بر روی بافتها نشان میداد سرطان بدخیم تمامی سیستم خون و کبد وی را فرا گرفته است. با ورود شاه به مصر مجلس نمایندگان این کشور نیز دستور رئیسجمهور در مورد تصویب طرح اعطای پناهندگی به شاه را به اجرا در آورد. ورود شاه همچنین از یکسو خشم مردم ایران علیه آمریکا و حکومت مصر را برانگیخت و از جانب دیگر سبب رنجش خاطر گروههای اسلامی مصر گردید و تظاهراتی را در قاهره و چند شهر دیگر با هدف واداشتن دولت به اخراج شاه براه انداخت. تشخیصهای گروهای مختلف پزشکی راجع به درمان شاه و تجویز راهحلهای مختلف، خود یکی از عوامل نگران کننده برای شاه بود. شاه در مصر دو بار مورد عمل جراحی قرار گرفت و بهبود نیافت. او در کاخ قبه که معمولا در اختیار سران کشورهای بازدید کننده از مصر قرار میگیرد برده شد. آخرین مصاحبه شاه قبل از مرگش، در خرداد 1359 در همین کاخ صورت گرفت. وی در این مصاحبه که با کاترین گراهام مدیر مؤسسه مطبوعاتی واشنگتن پست انجام داد، از بیمهری رهبران دولتها که مایل به پذیرفتن وی نبودند، از فرصتطلبی دولتمردان آمریکائی و انگلیسی و از اینکه در برابر انقلاب ایران دست به کشتار بیشتر و بیرحمانه تر نزد اظهار تاسف کرده است. حال عمومی شاه در اقامت دومش در مصر هفته به هفته و ماه به ماه وخیمتر شد. آزمایشات انجام شده در ماههای خرداد و تیر 1359 نشان میداد که عفونت تمامی بدن وی را احاطه کرده است. در اولین روزهای مرداد تیم پزشکی اعزامی از فرانسه نسبت به نجات جان شاه اظهار ناامیدی کرد و محمدرضا پهلوی 4 ماه پس از سفر دوم خود به مصر در 5 مرداد 1359 درگذشت .جسد شاه در مسجد زیدالرفاعی، جائی که معمولاً اجساد پادشاهان مصر در آن دفن میشد، به خاک سپرده شد. جنازه رضاخان پدر شاه نیز که در 1323 در آفریقای جنوبی درگذشت برای مدت 6 سال در مصر و در همین مسجد نگهداری میشد.9 شاه در حالی درگذشت که 9 ماه از گروگانگیری دیپلماتهای آمریکائی در تهران میگذشت و استرداد شاه به ایران از جمله شرائط آزاد کردن دیپلماتها اعلام شده بود. از این رو هیچ یک از کشورها حاضر به پذیرفتن شاه نبود. ...
همه آنچه که وحید زارع با آقا نجوا کرد
دانشجوی بسیجی ادامه داد: هم سیاسی هستیم و هم سیاسی نیستیم؛ سیاسی نیستیم به این معنا که مخالف سیاسی کاری و سیاسی بازی هستیم و سیاسی بودن ما از آن جهت است که به فرموده حضرت آقا دانشجو باید قدرت تحلیل پیدا کند تا متوجه مسائل کشور، اسلام و جهان باشد. مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد شیراز بیان داشت: دانشجو نباید نسبت به مسائل جامعه و کشور بی تفاوت باشد، به فراخور عصر تکنولوژی، مردم درگیر هستند
شیراز سومین حرم اهل بیت یا سکولارترین؟!/ برخی می خواهند پنجه بر رخ آفتاب بکشند!
در مورد این شهر و مردم آن اینطور بیان کردند: مردم سرمایه گذاری آنها را با عمل خودشان و با ایستادگی خودشان باطل کردند. علاوه بر همه این ها، شهرستان های فارس هر کدام مزین به نام یکی از ائمه اطهار(ع) و یاران پیامبر اسلام(ص) است، شیراز شهر گنبدهای نیلی، داراب شهر امام حسن مجتبی(ع)، خرامه شهر حضرت زهرا(س)، اقلید شهر امام زمان(عج)، سپیدان شهر 1000 مسجد و شهر امام حسن عسکری(ع)، کازرون شهر سلمان
سواد، مردم را به خدا نزدیک نمی کند
می دهند). پیش امام خمینی(ره) گفتم فلانی تیزهوش است، المپیادی است. امام(ره) گوش می کرد اما پرسید و کیف صلاة؟ یعنی نمازش چطور است؟ وی افزود: می گویند همه دیپلمه ها را لیسانس می کنیم، من می گویم آیا تارک الصلاة ها را نمازخوان بار می آورید؟ برای رفع تکبر چه راهی از نمازخواندن بالاتر است؟ در روز 34 مرتبه بلندترین جای بدن که پیشانی است را در نماز به خاک می مالیم. برای غرورزدایی چه کاری از نماز
کارگزاران دولت امام مهدی(ع) چه کسانی هستند
که در حکومتی که امام مهدی رهبری آن را به عهده دارد کارگزاران و مسئولان حکومت نیز باید از بزرگان و نیکان امت باشند. از این رو می بینیم در روایات ترکیب دولت امام مهدی (ع) را از پیامبران، جانشینان آنان، تقواپیشگان و صالحان روزگار و امت های پیشین و از سران و بزرگان اصحاب پیامبر بیان می کنند که نام برخی از آنان بدین گونه است. حضرت عیسی (ع)، هفت نفر از اصحاب کهف، یوشع وصی موسی(ع)، مومن آل
نتیجه مذاکرات و راز نرمش قهرمانانه نظام
اقلاً در هر نماز دو بار، و هر روز اقلاً ده بار، خدمت پروردگار عرض می کنید: اهدناالصّراط المستقیم (1). معمولاً انسان یک بار دعا می کند. این که دایم صراط مستقیم را از خدا می خواهیم، همان استجابت استقم کما امرت (2) است؛ استقامت. بخصوص ماها که کارگزار و مسؤولیم، بارمان سنگینتر است.1369/09/14 4- عزیزان من! فرزندان من! مواظب باشید دشمن حرکت شما را متوقف نکند. خدای متعال در دو جای قرآن به
پیامبر اکرم(ص) از این پدران بیزار است
/> مهرورزی با فرزندان رسول خدا (ص) فرمودند: هر کس فرزندش را ببوسد، خدا برایش نیکی می نویسد؛ (الکافی، ج 6، ص 49)؛ همچنین فرمودند: فرزندانتان را زیاد ببوسید به راستی که برای شما در برابر هر بوسه درجه ای در بهشت است که مسافتش پانصد سال است. (روضه الواعظین، ج 2، ص 369) عبدالله ابن مسعود گوید: نزد پیامبر (ص) بودم. وقتی حسین ابن علی (ع) وارد شد، پیامبر (ص) وی را گرفت و او را بوسید
انتشار 21 عنوان کتاب جدید از سوی پژوهشکده حج در بهار 94
یا غیرمعصوم؟!؛ زمان آن چه وقت است؟ قبل از زیارت یا بعد از آن؟ و ... حج در اندیشه حضرت امام رحمةالله علیه و مقام معظم رهبری عبدالناصر خلیلی، ناصر سیدابراهیمی و علی خلیلی، 308صفحه، رقعی . نشر: خرداد 1394 حج، یکی از مناسکی است که امام خمینی به عنوان ظرقیتی عظیمی بدان می نگریست، چرا که از نظر ایشان، قدرت و وحدت، تعامل و همدلی و آگاهی از اوضاع سرزمین های
نظام اسلامی سبب پیشرفت چشم گیر حوزه های علمیه شده است/ تا رسیدن به موقعیت مطلوب بسیار فاصله داریم
گفت در چین آن روز علوم مختلفی تدریس می شد که مسلمانان به یادگیری آن تشویق می شدند. وی با اشاره به روایتی از امام صادق(ع) ادامه داد: در حدیثی از امام صادق(ع) می خوانیم اگر مردم می دانستند که علم چه فوایدی دارد، هر آینه در جستجوی آن بر می آمدند، گرچه در راه آن خون بریزند و در ژرفای دریاها فرو روند . حضرت آیت الله مکارم شیرازی ابراز کرد: آیا در قعر دریاها و اقیانوس ها حوزه علوم
معیار ارزش در انسان ها بلوغ عقلانی و معنوی است
[نوجوان] برادر، وصی، وزیر و جانشین من در میان شما خواهد بود. دستور او را بشنوید و از او اطاعت کنید!. آنان بعد از شنیدن این سخن به یکدیگر نگاه کرده، خندیدند و به ابوطالب گفتند: شنیدی! به تو دستور داد تا از پسرت اطاعت کنی!. (3) * مصعب بن عُمیر هنگامی که مردم مدینه با پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله و اهداف بلند او آشنا شدند، از محضر ایشان درخواست کردند تا مُبلّغی
کاغذی که همیشه در جیب شهید همت بود
تحویل بگیر، می گوید می ترسم! می ترسم یک جا خدای ناخواسته یک دستور غلط بدهم، بعد این گروهان برود و بیست نفر شهید بدهد، آن وقت پس فردا من نتوانم جواب خدا را بدهم. پس می بینید که همه می ترسند! من این مطلب را یک بار در اهواز خدمت سایر برادرها گفته بودم؛ حالا این جا هم به شما می گویم: یک بار ما خدمت حضرت امام رفته بودیم، فرمانده سپاه شهرستان شوش به امام عرض کرد: امام! ما از بس عملیات انجام دادیم و در