سایر منابع:
سایر خبرها
در این مدرسه هر روز تنبیه می شویم
کنیم؟ کجا بریم؟ سقف اتاق پر از لکه و نم است درست مثل کلاس بغلی: سقف رو ببینید، کل زمستان لگن می ذارم، همه جا زرد شده. ترس این رو داریم یه شب خراب بشه روی سرمون. اون طرفتر جا می اندازم. گاز هم که نداریم. من زن دست تنها، خسته شدم بس که کپسول جا به جا کردم. مهم ترین خواسته زن این است که در یک جای مناسب زندگی کند و به زندگی دخترش هم سر و سامان بدهد: یک اتاق هم برای من کافیه. اتاقی که بدونم
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (441)
متین دو حنجره داره از کدوم حنجره ش استفاده میکنه؟ 4. محسن مسلمان میره بوتیک از هر لباس دوتا میخره یکیشو میده مهدی طارمی، اشکال هم نداره ولی کاش هردوتا لباس رو یه سایز نخره. کریس رونالدو هم از تیپ جدیدش برای محرم امسال رونمایی کرد 5. من همیشه نوید محمد زاده رو با جانی دپ اشتباه میگیرم. اشتباهات خودمه به کسی ربط نداره. 6. یه بچه بود که دائم با انگشت دندوناش
روایت تکان دهنده فرار دو کودک کار و خیابان از مرکز شبانه روزی بهزیستی
اینهمه مدت اونجا موندن. از موقع فرار دقیقا یک ماه است که روز و شب علی به زندگی در این پارک گره خورده. برای رهگذران هر روزه این پارک علی یک چهره آشناست. اما کسی نمی داند او شب و روزش را چگونه می گذراند. شب و روزم تو همین پارکه. پیش اون آقام! اشاره اش به مردی است که سوار بر ویلچر قرمز رنگ برقی از دور به سوی او می آید. با دیدنش کمی دست و پایش را گم می کند. این را می شود از قفل کردن
پاهایت را جمع کن!
مشکات: چند وقت پیش سوار تاکسی شدم و کنارم یه آقایی نشسته بود که انگار اصلا حواسش نبود منم تو ماشینم. بهش اعتراض کردم که آقا لطفا جمع تَر بشینید. اون خیلی بی ادبانه جواب داد که بیام رو سر تو بشینم؟ من خیلی از جوابش بدم اومد و از این بیشتر ناراحت شدم که راننده هیچ واکنشی نشون نداد. برای ارسال دیدگاهتان و تکمیل این گزارش، اینجا را کلیک کنید. انتهای پیام/ سجاد بنام
مشتری گل؛ از ورزشکار معروف تا هنرمند"خفن"
بینم؛ گل های فشرده سبز کدر با رگه های قرمز. استرس می گیرم و دائم به سر و ته کوچه نگاه می کنم. چطور می تواند این همه استرس را تحمل کند؟ اگر یک بار گیر بیفتد زندگی اش نابود می شود. پکی 200 هزار تومن می فروشم. واسه هر کسی هم نمی برم. مشتریام هم باید تو لول خودم باشن. یعنی کسی که برای خرید یه پک علف، 200 هزارتومن پول بده. باهاش حال کنم و آدم رو مخ و مزخرفی نباشه. گاهی هم چیزای دیگه براشون
بسته خبری دوشنبه 20 شهریورماه 1396
تیراندازی در منطقه پلانو در ایالت تگزاس و کشته شدن 8 نفر در این تیراندازی خبر دادند پلیس عامل تیراندازی را کشت ✅ @safir_channel شبکه خبری سفیر, [11.09.17 08:18] [ Photo ] وزیر امور خارجه پاکستان در راس یک هیات بلندپایه دقایقی پیش عازم تهران شد ✅ @safir_channel شبکه خبری سفیر, [11.09.17 08:20] هشدار کره شمالی به آمریکا درباره تشدید
پاشنه آشیل تک فرزندی
بودیم که انگار قراره تو بیست سالگی نابغه ای، مخترعی، فرار مغزهایی چیزی بشیم. با همون شهریه بیست تک تومنی یه جوری درس می خوندیم که به جای خارج مدرسه های نمونه مردمی اپلایمون می کردن و بورسیه مون می شدیم. بعد هم کنکور دادیم بعد از ده ماه فرصت کردیم خودمون رو تو آینه نگاه کنیم، هنوز هم بعضی شب ها کابوس اون روز رو می بینیم ولی خوبی چندتا بچه داشتن اینه که فشار از روت برداشته می شه یعنی همزمان که تو
برخورد تند آیت الله طالقانی با مسعود رجوی
لو رفته بود، چون من اهل برازجان بودم و در تهران کار رسمی و دولتی نداشتم، گفتم: آقا به برازجان بروم. ایشان گفت: برو. بعد پیش آقای سحابی که مدیر مدرسه کمال بود رفتم چون در مدرسه کمال درس می دادم به ایشان گفتم: باید به برازجان بروم ایشان گفت: کاش که عزت الله سحابی هم می توانست با تو بیاید. اول مهر 1350 به برازجان رفتم اما مرتب با دوستان در تماس بودم، متوجه شدم در ماه مبارک رمضان آیت الله
نگاهی به پنج جلد از مجموعه اوج بندگی
می دونم که از هر دری حرف می زدیم تا همدیگر را بخندونیم. فردای اون روز، نزدیک ظهر، از هم جدا شدیم. من برگشتم تهران و اونها برگشتند خرم آباد. محسن قبلش نامه ای درآورد و به هم داد و گفت: این را برای تو نوشتم! نامه بلند بالایی بود و برای همین فرصت نمی شد پیش خودش بخونم. بعدش وقتی اون را خوندم، نگاهم به محسن پر از سؤال شد! تلفنی در مورد سؤالاتم باهاش حرف زدم. پرسیدم: تو نامه چی می خواهی بهم بگی
بسته خبری یکشنبه 19 شهریورماه 1396
اظهار داشت که حزب الله بخش جدایی ناپذیر محوری است که از جمهوری اسلامی ایران تا دمشق، بیروت و حتی فلسطین اشغالی امتداد دارد ابومصطفی خاطر نشان کرد که تصمیم حاضر شدنش در تلویزیون مستقیما از سوی سید حسن نصرالله بوده است. وی که به همراه نیروهای سوری در فرودگاه دیرالزور بیش از 8 ماه محاصره بود، اظهار داشت که مدافعان دیرالزور در معرض حملات گسترده داعش قرار داشتند، ولی این گروه ترویستی هیچ
پاراگراف کتاب (134)
حالی گذرا. اگر این پا و آن پا نمی کرد و نمی ایستاد و به راه رفتن ادامه می داد، هیچ اتفاقی برایش نمی افتاد.. روزی مثل امروز | پتر اشتام 6_ هرکسی حق داره برای زندگی خودش تصمیم بگیره، این اصلیه که همه قبول دارن. هیچ کس تو این دنیا وصی و قیم لازم نداره. اما یه چیزای دیگه ام هست، آدم تنها واسه خودش زندگی نمی کنه. اگه غیر این بود که حرفی نداشتیم، اما دیگرونم هستن، اونایی که ادم به اون
کاروانِ سینما رو
با صراحت و شیطنت خاصی توی کلامش می گوید: من یه مدت سادیسمِ پوستر دزدیدن داشتم. داداشم آن موقع مجارستان بود و ترمیناتورم تازه رفته بود اونجا واسه اکران. بهش گفتم: برو پوسترش رو از سینما برام بگیر، گفت: نمی تونم روم نمیشه! گفتم: بدزد! قهقهه می زند و می گوید: آقا اون موقع پوستر فیلم ها خیلی قشنگ بود... . صدایش را بالاتر می برد و ادامه می دهد: خطِشون که دیگه هیچی! من عاشق فونت نوشتاریشون بودم مثه
بودائی های افراطیِ میانمار، خدای اسلام را به مبارزه طلبیدند
گذشته اعلام شد 200 تروریست طالبان و 300 چچنیِ داعشی به سوی میانمار حرکت کردند، عقل سلیم متعجب می شود، این گروه ها که همگی ساخته و پرداختۀ خود غرب هستند و هنوز از باتلاقِ عراق و سوریه رهایی نیافته اند که توان جنگی دیگر داشته باشند! مگر اینکه حیلۀ شیطانی دیگری برنامه ریزی شده باشد و این بدبخت هایِ حلقه به گوش آمریکا، باز باید در صحنۀ شطرنج سیاست و منافع شیطان بزرگ، پیش مرگ شوند و سربازان آمریکا دور
جانبازی که به تنهایی یک واحد فرهنگی است!
زمان جنگ گروه آدم خوارها را درست کرده بود که فکر کنم نگهبان در کاباره در زمان شاه بود ولی امثال ضرغام ها جبهه می آمدند و عوض می شدند. یکی از بچه ها تعریف می کرد که خمپاره ای در مدرسه ای که ما در آنجا بودیم زده شده بود و یکی از لات های شمرون گفت وضو گرفتن چجوریه و بلد نبود ولی فهمیده بود که دیگر اواخر کار است و ممکن است هر لحظه مرگش فرا برسد و واقعا توبه می کردند و درست می شدند. مثلا آن یکی که
کاش معاون اولی احمدی نژاد را پذیرفته بودم!
گذشت، بیشتر رو به برادر گذاشت. تولد در روز فرار رضاشاه از ایران، پدر سیاسی، مادر سیاسی و برادرهای سیاسی، خانه را برای مهدی مدرسه سیاست کرد و خیابان را برایش دفتر مشق: تظاهرات و شعار و اعلامیه. هفت، هشت ساله بود که یک مصدقی تمام عیار شد و طرفدار ملی شدن صنعت نفت. چمران این روزها مدام در حال رفتن است، از شورای شهر، از شورای عالی استان ها و از ایران. برنامه اش برای آینده رفتن به سوریه است، آن هم
توییت ورزشی
کاربران توییتر در واکنش به برخی اتفاقات روز ورزش توییت های جالبی مخابره کردند. برخی از این جملات را بخوانید: آدم حتی اسم بعضیا رو هم میبینه دلش میخواد به احترامشون بایسته! علی کریمی یکی از اون آدماست! تا چند سال قبل ستاره ها و اسطوره های فوتبالمون امثال علی کریمی، علی دایی، مهدوی کیا، هاشمیان و کریم باقری و ... بودن! الان اما وقتی به مسلمان و طارمی و آزمون و... فکر می کنم دلم می گیره
دوره شهرداری احمدی نژاد شبیه بعد انقلاب بود و نیروها با سلامت کار می کردند
؟ نه، ما بچه سه راه سیروس بودیم، چاله میدان معروف؛ مغز میدان سید اسماعیل که به میدان سیداسمال معروف است، کوچه پولک. بعد از دبستان در آن محله، به دارالفنون رفتم. مصطفی هم دارالفنون بود. معلمان دارالفنون که در مدرسه البرز هم بودند، به مصطفی گفتند بیا البرز چون آنجا سطحش بالا بود. آقای آذرنوش که معلم جبر و مثلثات مان بود، به من گفت تو هم برو البرز. من هم کلاس ششم به البرز رفتم و دکتر مشفقی که
به فوت پدرمان مشکوکیم
ایشان بوده است . * مهدی طالقانی : محمود دولت آبادی با ایشان در اوین هم سلول بوده است. محمود دولت آبادی هم اتهامش این بوده که چپ بوده ولی می گوید من هر غصه و گرفتاری ای که داشتم، می آمدم و به آقای طالقانی می گفتم. صبح ها با آقای طالقانی در حیاط زندان قدم می زدیم، یک سیگار او می کشید و یک سیگار هم دست من می داد و با هم صحبت می کردیم. می گفت مرا تهدیدات بسیار بدی کرده بودند که به زندگی ات
آیت الله طالقانی یک روحانی تشکیلاتی
انقلاب بایگانی تاریخ از رئیس شورای انقلاب، تصویری به یادگار دارد در کنار صادق قطب زاده، نخستین رئیس سازمان رادیو تلویزیون، یدالله سحابی و فرزندش عزت الله از دیگر اعضای شورای انقلاب و در کنارشان ابراهیم یزدی، وزیر امور خارجه دولت موقت. 22 دی ماه 1357، شورای انقلاب به فرمان امام خمینی تشکیل می شود. ایده شکل گیری آن، آذرماه 1357 در جریان سفر شهید مطهری به پاریس با امام مطرح شد و امام همان روز
ماجرای رای کبود آیت الله طالقانی به ولایت فقیه
را فقط برای شما گفتم و جای دیگر بیان نمی کنم." چند روز بعد حاج مهدی عراقی از زندان آزاد شد. یعنی گروه 66 نفر آزاد شدند که 44 نفرشان مارکسیست بودند و 22 نفرشان از مسلمان ها مانند. آقای کروبی، آقای انواری، حاج مهدی عراقی جزو مسلمان ها بودند. ما به دیدن حاج مهدی عراقی رفتیم، من از آقای عراقی پرسیدم که این جریان نجس و پاکی چیست؟ گفت: ساواک این ها را از نظر نظامی به طور کامل شکست داد، از نظر
انواع آسانی و گشایش برای انسان/ ماجرای شرور عاقبت به خیر/ وسیله ای برای خاموش کردن غضب خداوند
خواهند عزیزی را ذلیل کنند، تو صبوری کن. او یکون صادقا تو درست می گویی امّا فیتهم این فقط مخصوص به حالاست، یک موقع می گوییم از کاه کوه درست می کنند امّا این ان یکون صادقا فیتهم یعنی اصلاً هیچ چیز هم ندارد. گاهی این طور هم می شود امّا صبوری کن. او یدعوا الی الحق دعوت به حق می کنی فیستخف به تو را خفیف و ذلیل می کنند و خوارت می شمارند. او ان یؤذی بلا جرم باز اذیتت می کنند، بدون این که هیچ جرمی
بیداد اجاره و بی خبری سواره از پیاده
بکنه. * این اجاره ها برای مالک ها نمی صرفه محسن سالاروند - تماس تلفنی - همدان: واقعاً اجاره نمی صرفه، صاحب خونه هزار و یک مشکل پیدا میکنه شما در نظر بگیرید ماهی 500 بگیری فکر کنید دو سال می شود 12 میلیون و حالا اگر کسری های پول در دو سال رو از پانصد هزارتومان کم کنیم مثل پول مشاور املاک واسه قرار داد و تمیز کاری خونه، نقاشی، شیرآلات درست کردن و ... حدودا 4 میلیون. بعد دو سال