سایر منابع:
سایر خبرها
نهاد نظارت بر موسسات آموزش زبان در همدان تشکیل شود
کجای نقطه شهر واقع شده اند، توجه می کنند که این نیز به نوبه خود جای بحث دارد. با توجه به مطالب ارائه شده رئیس اداره مشارکت های مردمی و مدارس غیردولتی آموزش و پرورش استان همدان در گفت وگو با خبرنگار تسنیم در همدان اظهار داشت: حدود 80 موسسه زبان در سطح شهر همدان وجود دارد. وجود 80 موسسه آموزش زبان در شهر همدان سیدهادی آبرومندی با اشاره به اینکه 8 درصد دانش آموزان در
آموزش و تربیت مهمترین و اثرگذارترین عامل زندگی آدمی شمرده می شود
پاک سرشت و نمونه، آن را از همه ی نظام های تربیتی متمایز و برجسته می سازد که به مواردی اشاره می نماییم: 1-22. الاهی بودن در تربیت دینی همه ی تصمیم گیری ها و فعّالیت ها بر اساس شریعت الاهی طرّاحی شده و اهداف تربیت به نحوی تعیین می شوند که تحقّق آن ها انسان را به خداوند متعال نزدیک سازد. پرورش انسان خدا محور، متفکّر و تزکیه شده، از جمله اهداف تربیتی است، همه بر اساس مکتب تربیتی
فعالیت 60 پایگاه انتخاب رشته کنکور در شهر تهران
اتفاقی بیفتد و هنگام ثبت یک کد جابه جا شود و حقی از داوطلب ضایع شود و مسئولیت نهایی بر عهده داوطلب و خانواده است. خانواده های شهدا، ایثارگران و فرهنگیان از 50 درصد تخفیف برخوردار هستند رئیس اداره مشاوره آموزش و پرورش شهر تهران در پاسخ به این پرسش که آیا مبلغی برای انتخاب رشته دریافت می شود؟ ، گفت: مبلغی که سال گذشته برای انتخاب رشته از داوطلبان می گرفتیم 50 هزار تومان بود که
حساب بانکی یکپارچه مدارس جایگزین حساب های دولتی می شود
می تواند در مقاوم شدن اقتصاد آموزش و پرورش موثر واقع شود. بطحایی پیرامون زمان رونمایی از طرح حساب پشتیبان مدارس بیان کرد: این طرح در ابتدای سال 94 به صورت پایلوت در مدارس شهرستان های تهران مورد آزمایش قرار گرفت و مرداد 94 با حضور وزیر آموزش و پرورش رونمایی نهایی از طرح حساب پشتیبان و یکپارچه مدارس انجام می شود. وی در زمینه اختصاص کد 17 رقمی اختصاصی به حساب های یکپارچه مدارس
نرخ سرویس مدارس شهر قزوین 21 درصد افزایش یافت
است. وی اظهارکرد: از مبالغ بندهای تعیین شده سه درصد بابت مالیات، سه درصد حق الزحمه کارگروه سرویس مدرسه و سه درصد دیگر جهت پرداخت به تعاونی، شرکت های طرف قرارداد کسر و مابقی به رانندگان و تعاونی پرداخت می شود. این عضو شورای اسلامی شهر قزوین در رابطه با روند کنترل ناوگان اظهارداشت: کارگروه آموزش و پرورش و اداره راهنمایی و رانندگی در این رابطه انجام وظیفه می کنند و در صورت
ماجرای کودکهای آدمکش داعش
سوریه پیوستند. همچنین چهار دختر از یک آکادمی در لندن در فوریه ناپدید شدند که بعدا والدین آنها اعلام کردند که به داعش پیوسته و با جنگجویان خارجی در سوریه ازدواج کرده اند. صدها کودک دیگر نیز از نقاط مختلف اروپا، خاورمیانه و جنوب آسیا، راهی سوریه شده اند. زمانی که آنها وارد خاک سوریه می شوند، در مدارس مذهبی ثبت نام می شوند. دو مدرسه نیز مخصوص برای کودکان انگلیسی زبان وجود دارد. این مدارس
دورخیز اقتصاد ایران برای تحول
از آموزش و پرورش تا رادیو و تلویزیون و ... وقتی موسیقی فاخر، اصیل و سنتی ما از صدا و سیما پخش نمی شود طبیعی است که جوانان جذب موسیقی های بی محتوا می شوند. این روزنامه از زبان سید جواد میری هم نوشت: به نظر می رسد در ایران و در حوزه درک و استقبال از موسیقی اتفاقات و تحولاتی درحال شکل گیری است. برای نمونه اگر تا 50 سال پیش تنها یک نوع خاص از موسیقی در بین مردم پسندیده محسوب می شود امروز با توجه
کودکانی که سایه بی عدالتی بر سرشان سنگینی می کند
تمامی روز های هفته در مدرسه حضور یابد و به همین دلیل برای ادامه تحصیل با مشکل مواجه می شود . بهمن ماه سال گذشته معاون ابتدایی وزیر آموزش و پرورش درباره وضعیت دانش آموزان فاقد شناسنامه در گفت وگو با ایلنا گفته بود: در آموزش و پرورش منعی برای ورود دانش آموزان فاقد اوراق هویت به مدارس نداریم، اما تا زمانی که مساله صدور کارنامه و گواهی نامه تحصیلی مطرح نباشد. محمد دیمه ور تاکید
پاسخی به واکنش های مقاله ممنوع التصویری آیینه یزد در یزدفردا
رضا سلطان زاده مدیر مسئول هفته نامه آیینه یزد بعد از نشر سرمقاله شماره 411 مورخ 23/2/94 تحت عنوان آیا ممنوع التصویری سیدمحمد خاتمی قانونی است؟! حجت الاسلام محمدهادی سمتی از شهرستان قم نوشته ای به سایت یزد فردا فرستاده که این گونه آغاز شده است. پاسخی به یادداشت مدیر مسؤل هفته نامه آیینه یزد. آیا ظلم به نظام و ملت قانونی است؟ بنابراین نگارنده این سطور ضروری می داند قبل از پرداختن به اصل موضوع توضیحی را در خصوص این عنوان و سئوال به استحضار خوانندگان آیینه برساند: شاید مناسب باشد برای ارزیابی پاسخ به آنچه در سرمقاله این نشریه مورد بررسی قرار گرفته تعریفی از منطق آورده شود. منطق عبارت است از روش درست اندیشیدن و در اندیشه درست، اجتماع نقیضین محال است. ظلم از مقوله تجاوز و تعدی به حقوق دیگران است در جان و مال و عرض و ناموس و مرتکب ظلم از حد خویش تجاوز کرده و حیات و هستی دیگران را اعم از خود و جامعه به قصد نابودی هدف قرار داده است. لذا عمل ظالم خلاف و مغایر مشی و منش حیات معقول و زیستن انسانی است قبل از آنکه از دیدگاه ادیان الهی این عمل ناپسند و منفور باشد. از طرفی قانون عبارت است از قراردادهای اجتماعی که نخبگان هر جامعه برای زیستن مسالمت آمیز انسان ها طی ادوار مختلف وضع کرده اند. گرچه ممکن است زمینی و انسانی آن بعضا ً مخدوش و جای ایراد و اعتراض هم داشته باشد اما قوانین و مقررات آسمانی و الهی تغییرپذیر نیست و خداوند بر بشر عرضه داشته است تا با عمل به آن راه هدایت و تکامل را طی کند ولی به هر تقدیر مجموعه قوانین و مقررات چه آسمانی و الهی و چه زمینی و انسانی به قصد تنظیم امور زندگانی و اداره جوامع و رشد و ارتقای بشر تدوین شده است و مقوله ظلم و ستم و تجاوز به حقوق دیگران و سازگاری آن با قانون، اساساً نادرست می باشد و طرح چنین سئوال و پرسشی جواب روشن دارد: چون نه تنها ظلم به نظام و ملت بلکه ستم بر هر یک از افراد هیچ تناسب و سنخیت و هم خوانی با قانون ندارد. از مفاهیم قرآنی نیز برمی آید که هر کس از حدود و مرزهای الهی تجاوز کند ستمگر است و همچنین هر کس از پاسداشت قانون و عمل به احکام قانونی کوتاهی ورزد از ستمگران به خویشتن به شمار خواهد آمد. محمدهادی سمتی در بخش اول مقاله به نقل از آیینه نوشته است: مدیر مسؤل هفته نامه آیینه یزد در یادداشتی به موضوع ممنوعیت پخش تصاویر رئیس دولت اصلاحات پرداخته است که البته حاوی مطالبی به دور از انصاف و منطق بود بنابر این لازم می دانم در چند جمله به یادداشت ایشان پاسخ بدهم. ایشان در ابتدا مرقوم داشته اند که: مادام که برابر با قوانین مصوب، دادگاه حکمی صادر نکرده باشد مخالفان سیاسی، اشخاص، صاحبان تریبون های رسمی، خطیبان جمعه و یا روزنامه نگاران و افراد وابسته به احزاب و گروه ها و انجمن ها نمی توانند و نباید برابر با تشخیص خود علیه فرد یا گروهی و یا شهروندی حکمی صادر و پخش و درج نمایند. اولاً باید خدمت ایشان عرض کنم که ما هم مصرانه خواستار برگزاری دادگاه سران فتنه و از جمله رئیس دولت اصلاحات هستیم... نامبرده اذعان می کند تاکنون دادگاهی تشکیل نشده و به عمد یا به سهو کلمه تنها را از این بخش حذف کرده است. ماده سی و ششم قانون اساسی حکم به مجازات و اجرای آن را تنها از طریق دادگاه صالح و به موجب قانون می داند و در اصل 166 آمده است احکام دادگاه ها باید مستدل و مستند به مواد قانونی و اصولی باشد که بر اساس آن حکم صادر شده است. بنابراین آیا مطالب آیینه دور از انصاف و منطق می باشد؟ وانگهی مطلب آیینه چه منافاتی با اصل 176 ناظر بر وظائف قانونی شورای عالی امنیت ملی دارد؟ که البته اصلی قانونی است ولی نمی شود بر اساس خواست گروهی یا فردی نومن ببعض و نکفر ببعض گردید بلکه باید آن را از طریق هماهنگی احکام صریح و روشن ناظر به حقوق ملت و قوه قضاییه و قانون اساسی مورد بررسی و ارزیابی قرار داد نه اینکه از دیدگاه احساسی و صرفاً تمایلات جناحی و فهم گروهی انسجام و منطق قانون را نادیده گرفت و انشاء نوشت! وی در ادامه می نویسد: سؤال بعدی از جناب سلطان زاده این است که چطور شما دولت نهم و دهم را به انواع فساد محکوم می کنید اما حاضر نیستید جرائم و تخلفات سران فتنه از جمله رئیس دولت اصلاحات را بپذیرید؟... همگان می دانند هر دولتمردی مسئول عملکرد خود می باشد سازمان های نظارتی و مقامات قضایی و دادگاههای صالح محکومیت افراد را مشخص می نمایند مدیر مسئول آیینه هیچگاه فردی را به انجام کاری متهم ننموده بلکه گوشه ای از آنچه احمدی نژاد و یاران او در دوران 8 سال انجام داده اند بنا به رسالت روشنگری مردم مستنداً به رشته تحریر درآورده است. لذا هر خواننده ای با عنایت به موارد مندرج در سرمقاله 411 بدور از کلی گویی باید مشخص نماید کدامیک از مطالبی که درباره عملکرد دولت نهم و دهم ذکر شده و دیگر بار به شرح زیر یادآوری می گردد قابل تکذیب می باشد؟ در مدت 8 سال فردی اداره امور اجرایی کشور را به عهده داشت که دولت خود را پاک ترین دولت تاریخ می دانست اما همگان دیدند و شنیدند که نه تنها در آن دوران سوء استفاده های اقتصادی کلان، اختلاس، ارتشاء و رانت خواری های فراوان صورت می گرفت بلکه بعضی از نزدیکان دولت را به جرم تخلفات مالی و اداری محاکمه و به زندان افکندند. رییس جمهوری که مجلس را در راس امور نمی دانست، هر قانونی را که تشخیص می داد مخالف قانون اساسی می باشد بدان عمل نمی کرد، وزیری را در مسافرت خارج برکنار می نمود، وزیر دیگری را چون حاضر نمی شد دولتمردی را از سمتش برکنار کند برای وارد کردن دارو به وزارتخانه تحت سرپرستی اش ارز اختصاص نمی داد یا در بین دو نماز حکم به برکناری یکی از وزرا می داد. در مجلس شورای اسلامی با شوخی و کنایه مطالبی می گفت که حکایت از به سخره گرفتن نمایندگان داشت، در مواقع مختلف دم از جیب و کیف خود می زد که اسامی رانت خواران و دزدان مال و ثروت را در آن گذاشته است اما هیچ گاه مردم لیستی و نامی از آن گروه را ندیدند. در مجلس در برابر نمایندگان نوار صدای فردی را که غیر قانونی ثبت و ضبط کرده بودند پخش می کرد، بارها درباره تحریم ها ادبیاتی را به کار می برد که بسیاری از جمله بعضی از مراجع وعلما، دلسوزان نظام و رییس قوه قضاییه را به شگفتی و انتقاد وامی داشت، قطعنامه های صادر شده از طرف استکبار غرب و شرق را کاغذ پاره می نامید، در آن روزگار با حدود 800 میلیارد دلار درآمد نفتی، مع ذلک به دلیل سبک مدیریتی گرانی و تورم چهل درصدی کمر مردم را شکست. اقتصاد کشور رشد منفی داشت و سرمایه های ملت به ثلث تقلیل یافت و بنا به گفته نماینده صریح اللهجه و شجاع مجلس علی مطهری: احمدی نژاد نباید حتی یک روز رئیس جمهور باقی می ماند و به قول جواد منصوری دیپلمات و اولین فرمانده سپاه جمهوری اسلامی ایران: احمدی نژاد کلاه بزرگی بود که سر مملکت رفت. پاسخگوی محترم نگران این است که چرا در مقاله مورد بحث از حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمد خاتمی به عنوان یک شخصیت بین المللی و مورد احترام میلیون ها نفر ایرانی و انسانی فرهیخته یاد شده است و می نویسد: اگر این همه تعریف و تمجید در حق شخص مورد حمایت شما بر اساس عدالت و بر طبق آن چیزی باشد که در واقع وجود دارد پس چگونه است یک انسانی با این همه ویژگی خود را ملزم به رعایت حقوق ملت نمی داند؟ چطور یک انسان فرهیخته می تواند به خود اجازه بدهد که رأی ملت پایمال شود؟ چگونه یک انسان مسلمان روشنفکر که اتفاقا از علاقه میلیونی مردم هم برخوردار است نسبت به جان و مال همین مردم می تواند بی اهمیت باشد و با تدارک آتش فتنه جان و مال مردم را به خطر بیاندازد؟ در پاسخ باید گفت اولاً هنوز عامه مردم از تشکیل دادگاه صالحی خبر ندارند که پس از بررسی و محاکمه در صورت اثبات ادعاهایی که شده حکمی در محکومیت رییس دولت اصلاحات مبنی بر پایمال کردن رای ملت و نظایر آن صادر شده باشد. ضمناً توضیح این نکته ضروری است برابر با اصل سی و نهم قانون اساسی حتی هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت زندانی یا تبعید شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است علاوه بر آن آگاه به اسرار و رموز دل ها پروردگار است و هیچ مخالف یا موافق و مجتهد و عالم و حاکمی نمی تواند بهشتی یا جهنمی بودن مسلمانی را مشخص نماید. خداوند می فرماید:.. ...و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود هرگز کسی از شما پاک و پاکیزه نمی شد ولی خداست که هر کس را بخواهد پاک می گرداند و خدا شنوا و داناست.(ترجمه آیه 21 سوره مبارکه نور ) جالب آنکه ذیل این آیه در بعضی تفاسیر روایت تکان دهنده ای از پیامبر اکرم (ص) نقل شده که:... هیچ کس با عملش به تنهایی نجات نخواهد یافت. راوی حدیث می پرسد حتی شما ای رسول خدا؟ فرمود: حتی من! مگر اینکه خداوند مرا مشمول رحمتش کند. پس ما را نمی رسد به آسانی در رابطه عملکرد افراد به مسند قضاوت و حکم بنشینیم! ثانیاً فرهیخته به انسانی می گویند که علم وادب آموخته باشد از نویسنده محترم باید پرسید در 8 سال دوران ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی و سال های بعد از آن با این همه ادعاهایی که علیه وی مطرح شده است!! کجا سراغ دارید که مشارالیه عکس زن مومن و همسر محترمه یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری که در آن زمان شورای محترم نگهبان صلاحیت وی را تایید نموده بود در تلویزیون بر سر دست بلند کند و بگم بگم راه بیاندارد، یا چه موقع از خاتمی شنیده اید که در برابر دوربین صداوسیما بگوید: آب بریزند آن جایی که می سوزد یا بدون توجه به حیطه و نوع مخاطب و اثرگذاری آن بنفع مصالح ملی مملکت اظهار نماید مه مه را لولو برد با این توضیح مختصر آیا نباید گفت سیدمحمد خاتمی انسانی مودب و فرهیخته است. راقم این مطالب در جلسه ای 3 نفره کنار شهید محمدعلی رجایی نشسته بود تا به عنوان نماینده تام الاختیار آن شهید والامقام گزارش امور مربوط به آموزش و پرورش سیستان و بلوچستان را ارائه نماید ناگهان عده ای وسط حیاط وزارت آموزش و پرورش واقع در میدان بهارستان جمع شده و شعار می دادند مرگ بر بازرگان، پیر خرفت ایران شهید محمدعلی رجایی رو به حقیر و شهید بزرگوار حادثه هفتم تیرماه حجت الاسلام والمسلمین سیدکاظم موسوی که در جلسه حاضر بودند نمود و گفت: اینها نمی دانند وقتی در کوچه ها گردو بازی می کردند مهندس بازرگان در تبعید و زندان های شاه با حکومت دیکتاتوری و دست نشانده آمریکا مبارزه می کرده است.!! آقای محمدهادی سمتی! در گفتار و نوشتار باید نام بزرگان را گرامی داشت و به آنها احترام گذاشت. فرد دیگری به نام علی اصغر باقری به تقریب در همان روال و دیدگاه مطالبی نوشته و بی ارتباط به موضوع و فهم مطلب توسن قلم تاخته و زمین و آسمان به هم بافته که در سایت یزد فردا آمده است که نظر خوانندگان را به خلاصه ای از نگاشته های وی جلب می کند: بسم الله القاصم الجبّارین... اما آقای سلطان زاده که خود فرهنگی بوده و در دوران انقلاب هم جزء انقلابیون فعال بوده و خود را روزنامه مستقل می نامد جای بسیار نگرانی است....اگر واقعاً اینقدر در تشخیص حقیقت مشکل دارید چرا دست به قلم شده و دیگران را نیز به گمراهی می کشید؟! اگر هم واقعیات برایتان روشن است و عامدانه در خط و مسیری حرکت می کنید که عزالدین حسینی و امریکا و اسرائیل و انگلیس می خواهند، مردانه بگویید و اینقدر با کلمات بازی ننموده و از قانون نگویید... پس معلوم می شود که قانون برای شما جنبه ابزاری داشته و هر جا که به وفق مرادتان باشد از آن دم می زنید و هر جا نباشد از آن دوری و یا زیر پا می گذارید!!... و امروز کسانی که هم فکر شما هستند به گمانشان با مذاکره می توانند این تحریم ها را کاهش دهند و در حالیکه صنعت هسته ای ما به تعطیلی کشیده شده و در شرف نابودی است و ذخایر 20 درصدمان را نابود کردیم و چتر امنیتی ما بر سر حامیانمان در جهان کاهش یافته و جنگی ناجوانمردانه علیه مسلمانان یمن که جرمشان این است به جمهوری اسلامی علاقه مند بودند راه افتاده و در حقیقت شماها به آمریکا اجازه دادید که چنین جنگی را علیه یمن و سوریه و عراق و دیگر جاها طراحی کند... همین که علی اصغر باقری حقیر را مسبب تمام جنگ های دنیا معرفی ننموده جای شکرش باقیست! یادآوری می نماید ارزیابی ارتباط و منطق اینگونه حرف ها را در نقد سرمقاله این نویسنده به خوانندگان وامی گذارد، زمان درباره همه چیز قضاوت می کند. خوشا به حال آنانکه گفته ها را می شنوند و در ترازوی عقل و با نور علم می سنجند و بهترین آن را پیروی می کنند. خدای، همه ما را به سخن سدید و استوار و با منطق درست و رعایت حکمت و موعظه حسنه و جدال به احسن و به جا گفتن موفق بدارد بلکه کردارمان شایسته و اصلاح گردد و خدای مهربان از گناهانمان در گذرد. امید آنکه ایشان که ید طولایی در رهایی عنان قلم دارد از این پس هر مطلبی می نویسد با آیه رحمت بسم الله الرحمن الرحیم که سرآغاز 113 سوره قرآن حکیم آمده و جمعاً 114 بار در آن مصحف شریف تکرار شده آغاز نماید. خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار مدیرمسئول ...
رهبر معظم انقلاب در چه روزی متولد شد
زندگینامه سید علی حسینی خامنه ای فرزند مرحوم حجت الاسلام و المسلمین حاج سید جواد حسینی خامنه ای، در فروردین ماه سال 1318 شمسی برابر با 1358 قمری در مشهد مقدس چشم به دنیا گشود. او دومین پسر خانواده بود و زندگی مرحوم سید جواد خامنه ای هم مانند بیشتر روحانیون و مدرسان علوم دینی، بسیار ساده: پدرم روحانی معروفی بود، اما خیلی پارسا و گوشه گیر [...] زندگی ما به سختی می گذشت. من یادم هست شب هایی اتفاق می افتاد که در منزل ما شام نبود. مادرم با زحمت برای ما شام تهیه می کرد. [...] آن شام هم نان و کشمش بود. ...
چرا آسیب های مردانه، زنانه شده اند؟
/> کردونی: یکسری اتفاقاتی اخیرا افتاده است اولا ما در بحث آمار در کشور مشکل داریم. سال 81شورای اجتماعی وزارت کشور مصوب می کند که تجمیع اطلاعات بین دستگاه های مختلف در حوزه های اجتماعی اتفاق بیفتد اما خروجی آن چه بوده؟ الان 17دستگاه داریم که به نام آسیب های اجتماعی بودجه می گیرند. کاری که ما الان انجام می دهیم ساماندهی بانک های اطلاعاتی موجود است . ما در بحث کودکان که بسیار کلیدی است این تفاهم بوجود آمده
35 درصد تصادفات اصفهان مربوط به بزرگ راه ها است
اصفهان وی در حوزه کنترل نامحسوس خودروها گفت: یک سری دوربین های سیار تیم های گشتی در جاده ها وجود دارد که در استان اصفهان به 80 دستگاه دوربین سیار جاده ای تجهیز است که سرعت خودروها را رصد می کند و سال گذشته نیز 49 هزار تخلف را ثبت کرده است. رئیس پلیس راه استان اصفهان در مورد فرهنگ سازی پلیس و رفع تخلفات تصریح کرد: تا کنون 5هزار کلاه ایمنی در روستاها بین موتورسیکلت سواران توزیع
تازه ترین فتاوی رهبری درباره اینترنت، ماهواره، تحصیل در دانشگاه مختلط، خلوت با نامحرم، جادوگری، قمه زنی ...
یقین به سرایت نجاست کند فقط در این موارد باید حکم به نجاست کنند. استمرار اجرای این حکم در مورد افراد مزبور تا زمانی است که این حساسیت به طور کلی از بین برود. احکام وضو دفعات شستن اعضای وضو 34٫ شستن صورت و دست ها بار اول واجب است و بار دوم جایز و بیش از آن غیرمشروع است. تعیین کننده ی بار اول یا دوم یا بیشتر، قصد وضو گیرنده است، یعنی می تواند به قصد بار اول، چند مرتبه آب
روانشناسی شخصیت محمدرضا پهلوی /محمد رضا پهلوی در سفر ی که هر گز بازنگشت!!!
بازخوانی تاریخ جزییات آخرین لحظه های شاه در ایران فرح در خاطرات خود آخرین لحظات شاه در ایران را اینگونه روایت می کند : عزیمت اشک آلوده محمدرضا و من در 26 دی ماه 1357 انجام شد. دخالت امریکا در امور داخلی ایران به اندازه ای رسیده بود که دیگر حتی ما را هم در جریان امور قرار نمی دادند، مثلا ژنرال رابرت هایزر مدتها بود به ایران آمده و فعالیت می کرد در حالی که ما اصلا اطلاع نداشتیم . وقتی محمدرضا فهمید ژنرال هایزر در تهران است بیشتر مشکوک شد و به من گفت: به محض اخذ رای اعتماد توسط بختیار کشور را ترک خواهیم کرد. ما در روزی که بختیار به مجلس رفته بود در فرودگاه بودیم و جریان مجلس را از طریق تلفن بی سیم گوش می کردیم. محمدرضا بیم آن را داشت که ما به سرنوشت ژنرال داوود خان رئیس دولت افغانستان که به اتفاق تمام اعضای خانواده اش اعدام شد دچار شویم. خوشبختانه محمدرضا با پیش بینی درست از ماه ها قبل همه اعضای خانواده دیبا و پهلوی را به خارج فرستاده بود فرزندانم در امریکا بودند بیشتر اعضای خانواده محمدرضا هم به جز والاحضرت شمس و شوهرش در امریکا بودند و جایشان امن بود. اما من و محمدرضا ماهها بود از وحشت این که به دست انقلابیون بیفتیم خواب راحت نداشتیم. روزی که برای خروج از کشور به فرودگاه رفتیم (26دیماه57) ارتشبد قره باغی آمد جلوی هلی کوپتر و احترام کرد .بعد سپهبد بدره ای جلو آمد و من و محمدرضا را بوسید. محمدرضا به قره باغی و بدره ای ، خسرو داد ، ربیعی و اسیر افسران عالی رتبه حاضر در پاویون سلطنتی گفت: ما برای مدت کوتاهی استراحت می کنیم تا ببینیم چه می شود؟ افسران حاضر مثل بچه های کوچک گریه می کردند. سپهبد ربیعی فرمانده نیروهای هوایی دست محمدرضا را گرفته بود و رها نمی کرد. عده ای خود را روی پای محمدرضا انداخته بودند. محمدرضا به عنوان آخرین دستورات به آنها گفت: ما در این شرایط احتیاج به نهایت میهمن پرستی شما داریم. قره باغی با صدای نسبتا بلند گفت: اعلیحضرت چه دستور می دهند؟محمدرضا گفت: ابتکار عمل به دست خود شما است همان که گفتم احتیاج به میهن پرستی در نهایت معنی آن داریم امیدواریم خودتان را نشان بدهید. محمدرضا از آن که مجبور به ترک وطن شده بود به شدت متاثر و ناراحت بود ساعت از یک بعد از ظهر گذشته بود که ما در میان بدرقه دکتر شاهپور بختیار (نخست وزیر) دکتر جواد سعید (رئیس مجلس شورای ملی) دکتر علی قلی اردلان (وزیر دربار) و فرماندهان عالی رتبه ارتش و گروهی از رجال و شخصیت های مملکتی فرودگاه مهر آباد تهران را ترک گفتیم. محمدرضا در گفتگوی کوتاهی که پای پلکان هواپیما با خبرنگاران انجام داد گفت: برای چند روز استراحت به اسوان (مصر) می رود او اضافه کرد همان طور که در موقع تشکیل این دولت گفته بودم مدتی است که احساس خستگی می کنم و احتیاج به استراحت دارم ضمنا گفته بودم بعد از این که خیال ما راحت شود و دولت مستقر شود به مسافرت خواهم رفت و این سفر اکنون آغاز می شود. امروز با رای مجلس شورای ملی که پس از سنا داده شد امیدوارم که دولت بتواند هم در جبران گذشته و هم در قانون گذاری آینده موفق شود و برای این کار ما مدتی به همکاری و حسن وطن پرستی به معنای اشد کلمه احتیاج داریم سخن دیگری غیر از حفظ مملکت و انجام وظیفه بر اساس میهن پرستی ندارم... محمدرضا همین اندازه گفت که خسته است و برای معالجه کشور را ترک می کند و از پاسخ به این پرسش که کی باز خواهد گشت خودداری نمود و گفت که این به وضع مزاجی اش بستگی خواهد داشت. محمدرضا در حالی که از پلکان هواپیما بالا می رفتیم گریه می کرد. در هواپیما خودش به کابین خلبان رفت و هدایت هواپیما را به عهده گرفت و تا فرودگاه اسوان بدون استفاده از خلبان اتوماتیک شخصا هواپیما را هدایت کرد. ما پنج روز در مصر بودیم اما امریکایی ها به ما دستور دادند تا خاک مصر را ترک کنیم در روز پنجم سفیر امریکا به دیدار محمدرضا در اسوان آمد و بدون مقدمه چینی ها تشریفاتی به صراحت گفت شما باید فردا صبح خاک مصر را ترک کنید. تاریخ اساطیر سرزمین آموزش آواز در باب ققنوس مرغ مشهور می گویند که موسیقی دانان هندی چندی از دستگاه های موسیقی خود را مدعی هستند که از ققنوس آموخته اند . مجمل احوال این حیوان آنکه ققنوس مرغی است در یکی از جزایر هندوستان ، طاق است ، او را جفت نباشد و هزار سال عمر می کند و چون نزدیک به مردن رسد ، سه روز قبل از موت ، هیزم بسیار جمع کرده ، بر سر هیمه نشیند ، و نزدیک هزار سوراخ در منقار اوست ، شروع به خواندن می کند ، و هر گونه آواز از منقار او بیرون آید ، و جمیع وحوش و طیور آن صحرا نزد آن مرغ جمع شوند ، بعضی از آواز او مدهوش شوند و برخی بمیرند . و چون وقت فوتش در رسد ، بال و پر بر هم زند ، و آتشی از بال او بجهد و به هیزم افتد و آن مرغ را بسوزاند و خاک و خاکستر گرداند ، آنگاه بادی بوزد و از زیر خاکستر ققنوسی دیگر پیدا شود . برهمن های هند و ریاضت کشان آن دیار به آن جزیره رفته و علم موسیقی را از آن مرغ فرا گرفته اند به نقل از کتاب ریاض السیاحه مستعلی شاه تلخک شیخ عطار و طنازی موقع شهادت نقل است که شیخ عطار در زمان فترت چنگیز خان به دست لکشر مغول اسیر شد و در قتل و عام شهید گشت و سسب شهادت او آن بود که طوطی روح مبارکش از زندان قفس بدن ملول شده ، می خواست که به شکرستان وصال رسد . گویند که مغولی می خواست که شیخ را به قتل برساند و مغول دیگر گفت : این پیر را مکش که خونبهای او هزار درهم بدهم . مغول خواست که ترک قتل شیخ نماید . شیخ گفت : مفروش که بهتر از این خواهندم خرید. شخصی دیگر گفت که این پیر را نکش که به خونبهای او یک توبره کاه می دهم . شیخ گفت : بفروش که به از این نمی ارزم ... سرباز مغول از این شوخی و حرکات شیخ خشمگین شده شمشیر کشید و شیخ شربت شهادت نوشید . به نقل از تذکره دولتشاه شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت... از 26 دی 1357 که محمدرضا پهلوی در بحبوحه انقلاب اسلامی از ایران گریخت تا 5 مرداد 1359 که در بیمارستان رمادی قاهره درگذشت، در سرگردانی و آوارگی بود. او در اولین مرحله از سفر بدون بازگشت خود وارد آسوان مصر شد و به هنگام ورود به مصر مورد استقبال رسمی و تشریفاتی انورسادات رئیس جمهور این کشور قرار گرفت. سادات، میهمانان را به هتلی در یک جزیره مصنوعی در وسط رود نیل انتقال داد. شاه یک هفته در این هتل اقامت کرد. سپس در دوم بهمن 1357 با بدرقه رسمی سادات، مصر را به قصد مراکش ترک کرد. گرچه شاه به دعوت پادشاه مراکش به آن کشور رفت ولی در رباط از آن تشریفات رسمی که در مصر به عمل آمد خبری نبود. ملک حسن پس از دیداری کوتاه و رسمی با شاه، ترتیب انتقال وی و همراهانش را به کاخ جنانالکبیر در حومه پایتخت داد. شاه 67 روز در این کاخ که در وسط باغ بزرگی بنا شده بود، ماند. در طول این مدت از یکسو امامخمینی از نوفللو شاتو به تهران آمد و 10 روز بعد انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 به پیروزی رسید و از سوی دیگر در مدت زمان دو ماهه اقامت شاه در مراکش، اکثر درباریان و اطرافیان شاه که وی را در خروج از ایران به مصر و از آنجا تا مراکش همراهی کرده بودند، به تدریج او را رها کرده و رهسپار اروپا و امریکا شدند. تنها جمعی از خدمه بودند که شاه را هنگام ترک مراکش همراهی کردند. از سوی دیگر دولت مراکش نیز به دلیل آنکه تصمیم گرفته بود روابط سیاسی با جمهوری اسلامی ایران را حفظ کند مایل نبود اقامت شاه طولانی شود. این موضوع را خود شاه و اطرافیانش نیز از فحوای مقالات مطبوعات مراکش فهمیده بودند. شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت تصمیم گرفته بود شاه را به آنجا انتقال دهد اما دولتمردان سوئیس مایل نبودند روابطشان با دولت جدید ایران به خاطر وفاداری به رئیس یک دولت سرنگون شده به خطر بیفتد. محمدرضا پهلوی در شرائطی که نتوانسته بود کشوری را به عنوان پناهگاه بیابد، به پیشنهاد مشترک راکفلرو کیسینجر مجبور شد به باهاما در آمریکای مرکزی،1 برود. این سفر با هواپیمای اختصاصی شاه حسن مراکشی صورت گرفت زیرا خلبان معزی چند روز پس از آنکه شاه و همراهانش را به رباط رساند، با موافقت شاه، مراکش را به مقصد تهران ترک کرد. 2 هواپیما صبح روز 10 فروردین 1358 فرودگاه رباط را به مقصد جزایر باهاما ترک کرد. در فرودگاه باهاما هیچ یک از مقامات دولتی برای پذیرائی از شاه حضور نیافتند و شاه و همراهان توسط رابرت آرمائو عضو ارشد سیا و دوست اشرف پهلوی به مقصد از پیش برنامهریزی شده هدایت شدند. شاه، همسرش و یک پیشخدمت به یکی از جزایر و بقیه همراهان به جزیره دیگر برده شدند. به شاه و فرح اجازه خروج از جزیره داده نشد. شاه 70 روز در این جزیره به سر برد. انتشار خبرهای مربوط به برقراری نظام جمهوری اسلامی در 12 فروردین 1358، شناسائی جهانی جمهوری اسلامی ایران، اعدام هویدا و امرای ارتش شاه در ایران، ورود عرفات به تهران، تبدیل سفارت اسرائیل به سفارت فلسطین، تعقیب بینالمللی شاه و تشدید بیسابقه مراقبتهای امنیتی برای حفظ جان شاه و ممانعت از ربوده شدن وی، بدترین خبرها و رویدادهائی بود که شاه طی 7 هفته اقامت خود در باهاما با آنها مواجه شده بود. علاوه بر این، در همین مجمعالجزایر بود که شاه توسط پزشکان اعزامی از فرانسه، از بیماران سرطان لنفاویش مطلع شد. 3 شاه و باقیمانده همراهان روز 20 خرداد 1358 با یک هواپیمای کرایهای از باهاما راهی مکزیک شدند و در یک خانه ویلائی که قبلاً برای اقامت آنان در نظر گرفته شده بود، مستقر شدند. گفته میشود وزارت خارجه مکزیک مایل به ورود شاه نبود اما خوزه لوپز پورتیلو رئیسجمهور آن کشور تحت فشار آمریکا مجبور شده بود، وی را در حومه مکزیکوسیتی برای مدتی اقامت دهد. شاه و معدود همراهان وی مدت 4 ماه در این اقامتگاه ماندند. در دوازدهمین روز اقامت آنان در مکزیک دوم تیر 1358 انورسادات از پارلمان مصر تقاضا کرد قطعنامهای تصویب کند و به شاه اجازه دهد تا به عنوان پناهنده سیاسی برای همیشه در مصر بماند. در پارلمان مصر از این پیشنهاد با کفزدنهای بسیار، استقبال شد. 4 هفته پس از ورود شاه به مکزیک بیماری وی تشدید شد. او یک تومور سرطانی بدخیم در ناحیه گردن داشت و از یرقان شدید نیز رنج میبرد. پس از 4 ماه اقامت در مکزیک وی مطلع شد که دولت کارتر با سفر او به آمریکا صرفاً با هدف معالجه بیماریش موافقت کرده است. از این رو در 30 مهر، مکزیکوسیتی را به مقصد بیمارستان نیویورک همان بیمارستانی که 17 ماه پیش امیراسدالله علم وزیر پیشین دربار به بیماری مشابهی در آن درگذشت 4 تر ک کرد و به مدت 54 روز در آنجا بستری شد در این مدت دو بار تحت عمل جراحی طحال و کیسه صفرا قرار گرفت. کمتر از دو هفته پس از ورود شاه به این بیمارستان، سفارت آمریکا در تهران به تصرف دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در آمد و این امر بیش از پیش کارتر را به صحت دیدگاههایش که مایل نبود شاه به آمریکا بیاید، متقاعد کرد. دستور مسدود ساختن دارائیهای ایران در بانکهای آمریکائی 22 آبان 1358 واقعه دیگری بود که اوضاع را پیچیدهتر کرد. مشاهده خشم ضد آمریکائی مردم ایران و اصرار آنان برای تحویل گرفتن شاه، از تلویزیون اتاق بیمارستان نیویورک از جمله مهمترین نگرانیهای شاه بود. علاوه بر این خبر آزاردهنده دیگر این بود که به شاه اطلاع داده شد به محض بهبودی نسبی باید خاک آمریکا را ترک کند. در همین حال سفیر مکزیک نیز به همراهان شاه اطلاع داد که بعد از تصرف سفارت امریکا در تهران، دولت مکزیکوسیتی به خاطر حفظ روابط سیاسی خود با حکومت تهران مایل به میزبانی مجدد شاه نمیباشد. بدترین لحظه شاه و همسرش زمانی بود که در 11 آذر 58 از بیمارستان نیویورک مرخص شدند ولی هنوز مقصدی برای سفر نداشتند. در نتیجه آنان با یک هواپیمای نیروی هوائی آمریکا به مقصد تکزاس پرواز کردند تا 2 هفته باقی مانده از روادید خود را در آنجا در داخل آپارتمانی کوچک بگذرانند. اما در حین راه به همراهان آمریکائی خبر رسید که آپارتمان مزبور هنور آماده نیست. در نتیجه شاه و همسرش به مکانی که بعداً معلوم شد، تیمارستانی برای نگهداری بیماران روانی است برده شدند. با ورود به این مکان همسر شاه برای نخستین بار با داد و فریاد به همراهان آمریکائی خود اعتراض کرد و گفت: آیا ما در اینجا زندانی هستیم؟ آیا کارتر ما را زندانی کرده است؟ ما در این جا دیوانه خواهیم شد؟ باید بیرون برویم و .......... 5 برای فرونشاندن اعتراضات همسر شاه تلفن در اختیار وی گذاردند و او توانست بستگان خود را در جریان قرار دهد. پس از چند ساعت آنان به آپارتمان مورد نظر در پایگاههای نظامی لک لند تکزاس برده شدند. مقامات آمریکائی با پایان مهلت اقامت شاه در آمریکا به وی اطلاع دادند که به دلیل عواقب ناشی از تصرف سفارت آمریکا در تهران امکان تمدید روادید وی وجود ندارد و به همین دلیل در پاناما جائی مناسب برای اقامت وی و همسرش در نظر گرفته شده است. شاه که غیر از پذیرفتن، چاره دیگری نداشت به اتفاق همسرش در 24 آذر 1358 با هواپیمای نیروی هوائی آمریکا از فرودگاه تکزاس به پاناما در آمریکائی مرکزی برده شدند. وقتی شاه و همسرش در فرودگاه پایگاه هوائی هوارد در پاناما سیتی از هواپیما خارج میشدند جز جمعی از سربازان گارد ملی پاناما، افسران امنیتی ، دستیاران عمر توریخوس 6 و سفیر آمریکا کسی در فرودگاه نبود. شاه، همسرش و پزشک مخصوص آنها با هلیکوپتر از فرودگاه به یک پایگاه در جزیرهای به نام کونتا دورا متعلق به پاناما انتقال داده شدند. توریخوس روز 25 آذر به ملاقات شاه آمد. او در پایان این ملاقات به یکی از مشاورینش گفت شاه مانند پرتقالی است که تا آخرین قطره آبش را گرفتهاند و تفالهاش حتی به درد غذای خوکها هم نمیخورد. این سرانجام کسی است که کشورهای بزرگ او را چلاندهاند، شیرهاش را کشیدهاند و تفالهاش را دور انداختهاند. 7 شاه و همسرش در پاناما با دو دردسر عمده مواجه شدند. نخست شدت گرفتن بیماری شاه که وی مایل نبود پزشکان پانامائی بدون اطلاع از ماهیت و عمق بیماریش معالجات را از صفر شروع کنند؛ او بویژه از نگرانی پزشکان پانامائی از عواقب جراحی خبر داشت. دیگری اطلاعاتی بود که براساس آن مقامات وزارت خارجه دولت ایران در تماس مداوم با مقامات پانامائی بودند تا بتوانند راهی برای استرداد شاه بیابند.8 راه رهائی از این دو دردسر، خروج شاه و همسرش از پاناما بود. با همه این مشکلات، شاه و همسرش 100 روز در پاناما ماندند و سپس به اصرار رئیس جمهور مصر و همسرش، روز سوم فروردین 1359 با یک هواپیمای پانامائی رهسپار قاهره شدند. این بار نیز در فرودگاه مصر انورسادات و همسرش استقبال رسمی از شاه به عمل آوردند. شاه روز 8 فروردین در بیمارستان معادی قاهره تحت عمل جراحی طحال و کبد قرار گرفت. آزمایشهای انجام شده بر روی بافتها نشان میداد سرطان بدخیم تمامی سیستم خون و کبد وی را فرا گرفته است. با ورود شاه به مصر مجلس نمایندگان این کشور نیز دستور رئیسجمهور در مورد تصویب طرح اعطای پناهندگی به شاه را به اجرا در آورد. ورود شاه همچنین از یکسو خشم مردم ایران علیه آمریکا و حکومت مصر را برانگیخت و از جانب دیگر سبب رنجش خاطر گروههای اسلامی مصر گردید و تظاهراتی را در قاهره و چند شهر دیگر با هدف واداشتن دولت به اخراج شاه براه انداخت. تشخیصهای گروهای مختلف پزشکی راجع به درمان شاه و تجویز راهحلهای مختلف، خود یکی از عوامل نگران کننده برای شاه بود. شاه در مصر دو بار مورد عمل جراحی قرار گرفت و بهبود نیافت. او در کاخ قبه که معمولا در اختیار سران کشورهای بازدید کننده از مصر قرار میگیرد برده شد. آخرین مصاحبه شاه قبل از مرگش، در خرداد 1359 در همین کاخ صورت گرفت. وی در این مصاحبه که با کاترین گراهام مدیر مؤسسه مطبوعاتی واشنگتن پست انجام داد، از بیمهری رهبران دولتها که مایل به پذیرفتن وی نبودند، از فرصتطلبی دولتمردان آمریکائی و انگلیسی و از اینکه در برابر انقلاب ایران دست به کشتار بیشتر و بیرحمانه تر نزد اظهار تاسف کرده است. حال عمومی شاه در اقامت دومش در مصر هفته به هفته و ماه به ماه وخیمتر شد. آزمایشات انجام شده در ماههای خرداد و تیر 1359 نشان میداد که عفونت تمامی بدن وی را احاطه کرده است. در اولین روزهای مرداد تیم پزشکی اعزامی از فرانسه نسبت به نجات جان شاه اظهار ناامیدی کرد و محمدرضا پهلوی 4 ماه پس از سفر دوم خود به مصر در 5 مرداد 1359 درگذشت .جسد شاه در مسجد زیدالرفاعی، جائی که معمولاً اجساد پادشاهان مصر در آن دفن میشد، به خاک سپرده شد. جنازه رضاخان پدر شاه نیز که در 1323 در آفریقای جنوبی درگذشت برای مدت 6 سال در مصر و در همین مسجد نگهداری میشد.9 شاه در حالی درگذشت که 9 ماه از گروگانگیری دیپلماتهای آمریکائی در تهران میگذشت و استرداد شاه به ایران از جمله شرائط آزاد کردن دیپلماتها اعلام شده بود. از این رو هیچ یک از کشورها حاضر به پذیرفتن شاه نبود. ...
فرصت های و ظرفیتهای سرمایه گذاری در خراسان جنوبی ظرفیت های یگانه مغفول مانده
صنایع و معادن هستند، از خراسان جنوبی به عنوان استانی نمونه در گرانیت های سبز نام برد و اذعان داشت: در این استان تنوع خوبی از حیث گرانیت های سبز وجود دارد که در دنیا مشابه آن نیست، اما در حال حاضر بازار ندارد و نبود بازار مهم ترین دلیل تعطیلی معادن در کشور است . گفتنی است خراسان جنوبی در سال گذشته با صدور 112 گواهی کشف رتبه نخست گواهی کشف در کشور را به دست آورد و با صدور این گواهی ها، 380
شهیار قنبری: اول آرتیست شوید، بعد ترانه بنویسید
ترانه چه گونه است؟ در جهان پیشرفته همه چیز یاد گرفتی است. گرفتم این که مقوله ا ی مثل کار هنری و خلاقه، مقوله ای نیست که بشود با مدرسه رفتن حل اش کرد اما باید آموخت اش. اگر مدرسه به عنوان ساختمان درسی و شیوه آموزشی وجود ندارد یا نمی خواهید بروید، اما مدارس حرفه ای وجود دارند که خودِ کارند. مثلاً سینما را از خود سینما بیشتر می شود یاد گرفت تا در مدرسه ی سینمایی. ترانه نویسی را هم در خود
چه چهره هایی نویسنده رادیو بودند؟
کار خود را در رادیو با نویسندگی برنامه داستان شب گسترش داد و تلاش هایش در این کار تا سال 1342، ادامه داشت. از دیگر نویسندگان داستان های شب رادیو می توان به محمد مجلسی ، ابوالقاسم جنتی عطایی و حسن مشیربهرام اشاره کرد. وقتی صحبت از داستان و نمایش رادیویی می شود، علاوه بر نام هایی که در بخش پیشین از آن ها یاد شد، این نام ها نیز قابل ثبت هستند: زهره سطوت، محمدامیر یاراحمدی، جهانشاه
پیش دبستانی چالش بین بهزیستی و آموزش و پرورش
. فانی، وزیر آموزش و پرورش با بیان اینکه اگر امکانات فراهم باشد و یا بخش خصوصی بخواهد پیش دبستانی دایر کند، این دوره می تواند دو ساله هم باشد گفته بود: در برخی مناطق که فضای آموزشی و نیروی انسانی کافی در اختیار داشتیم، پیش دبستانی هم ایجاد کردیم، اما در حال حاضر بدلیل آنکه امکانات دولتی آموزش و پرورش محدود است، کودکان پنج سال تمام را ثبت نام می کنیم. در واقع امکانات موجود اجازه نمی دهد
آموزش و پرورش پنج هزار نیرو استخدام می کند
گذشته در شهرستان های تهران رونمایی شد و اواسط مرداد ماه با حضور وزیر آموزش و پرورش به صورت کشوری رونمایی می شود. وی به کد 17 رقمی شناسه واریز حساب یکپارچه مدارس اشاره کرده و یادآورشد: نام استان ، نام منطقه، نوع واریزی پول، کد مدرسه و کد کنترلی در کد 17 رقمی شناسه واریز حساب یکپارچه مدارس قابل مشاهده است. پایان پیام نام و نام خانوادگی: * پست الکترونیک: متن نظر: * لیست نظرات تا کنون نظری به ثبت نرسیده است!
ضرورت آسیب شناسی مدارس غیردولتی/ نظارت بیشتر مسئولان بر این مدارس
با مشارکت مالی مردم اداره می شود، از این مدارس تا چند سال قبل با عنوان 'غیر انتفاعی' یاد می شد اما بدلیل عدم تناسب آنها با کارکرد شان، عنوان آن به غیردولتی تغییر یافته است . از زمان شکل گیری این نوع مدارس تاکنون مزایا و معایب بسیاری در پرونده آنها ثبت شده است که نوآوری و انعطاف پذیری، افزایش گزینه های انتخاب، افزایش رقابت و پاسخگویی نسبت به مراجعه کنندگان از محاسن این مدارس عنوان شده است
5 مطالبه مهم دکه داران مطبوعاتی
کنند و در کل فعالیت فرهنگی دکه ها فراموش شده است. وی با اشاره به اثرات سوء این دیدگاه می افزاید: در حال حاضر به دلیل داشتن برچسب تجاری دکه دارها مجبورند هزینه آب و برق بسیار بالایی پرداخت کنند که با سطح درآمدشان هیچ سنخیتی ندارد. این روزنامه فروش درباره مطالبه خود از دولت بیان داشت: لازم است تجدیدنظری درباره دکه های مطبوعاتی انجام گیرد و برای هزینه آب و برق تعرفه پایین تری در نظر گرفته شود.
تمام مدارس قائم شهر مشکل فضا و تجهیزات دارند / بسیاری از مدارس روستایی تعطیل شده اند
...: برای جلوگیری از دانش آموزان روستایی به شهرها امسال تدابیر سختی برای مدیران در نظر گرفته شد که با ثبت نام یک دانش آموز از روستا، مدیر مربوطه با لغو ابلاغ مواجه می شود. رسولی یادآور شد: امسال با استقرار پایه نهم مشکلاتی در فضا و تجهیزات برای مدارس قائم شهر ایجاد کرد و اکنون نیز در پایه نهم اول با کمبود معلم مواجه هستیم. وی در پایان با بیان اینکه در دوره دوم متوسطه که سال اول آن حذف شد، گفت: حدود 340 معلم متوسطه دوم نیروی مازاد وجود دارد که در دوره ابتدایی به 84 نفر معلم نیاز است و باید در این راستا اقدامات لازم شکل گیرد. انتهای پیام/3141/ن30/ ...
دریافت سلیقه ای شهریه در برخی مدارس ادامه دارد!
دولتی همان خدمات ادعا شده را هم ارائه نمی دهند. سلیمی یادآور شد: علیرغم تذکراتی که به مسئولان ذیربط داده شده متأسفانه این رویه اصلاح نشده است و اخیراً نیز شهریه 12 میلیونی در یکی از مدارس دریافت شد که با وجود نامه نگاری های انجام شده باخبر شدیم مدرسه مورد نظر روش خود را اصلاح نکرده است! وی خاطرنشان کرد: به نظر می رسد وزارت آموزش و پرورش باید بخش نظارتی خود را فعال تر کند و مجوز مدارسی را
ماجرای جناب خان از کجا شروع شد؟/ گفت وگو با کارگردان کوچه مروارید
سومین اصل بسیار مهم ، ایجاد تقاضا در جامعه مخاطب قبل از پخش اولین قسمت مجموعه می باشد . ما در دو مورد اول نسبتا موفق بودیم.یعنی با بهترین پخش ها همکاری داشتیم و در خصوص محتوی باید بگویم ما سال 92 ضبط سری اول پلاتو های کوچه مروارید را انجام دادیم و آن را در مدارس و مهدکودک های منتخب نمایش دادیم و متوجه شدیم هنوز این کاربدرستی مورد توجه و علاقه کودکان نیست. پس کل راش های تصویربرداری را دور ریختیم و
باید محله محوری را مبتنی بر مسجد تعریف کرد
مسجد وجود دارد اما در ساختارهای رسمی خیلی شاید بها داده نمی شود. مثلا شهرداری ها بیایند اساس بافت شهری را بر مبنای محله محور مبتنی بر مسجد تعریف بکنند. شورای عالی انقلاب فرهنگی می تواند این را پیگیری و مطالبه بکند. در مورد مدارس همینطور، آن خلأ نظام تربیتی در سیستم های رسمی را، بیایند در سیستم های مسجد مرتفع کنند. یک بخش از فعالیت های مدرسه را با مسجد ترکیب و تلفیق کنند. مثلا در بحث ورزش ببینید
توانمندی های عقب ماندگان ذهنی را بپذیرید
را فعال می کند و در این راستا لازم است که آموزش و پرورش آنها بدون قیدوشرط انجام گیرد. زری مقدم اظهار کرد: کودکان عقب افتاده بویژه عقب ماندگان خفیف به هیچ عنوان نباید در شرایط آموزشی جداسازی شوند. بلکه می توان با پذیرش ظرفیت آنها شرایطی ایجاد کرد که در کنار دیگر دانش آموزان تحصیل کنند. به هیچ عنوان نیازی به ایزوله کردن آنها وجود ندارد بلکه با آموزش های بدون سوگیری و تکنیک های رفتاری می
مدیران نمی توانند پول آب و برق مدارس را بهانه ای برای دریافت اجباری کمک به مدرسه قرار دهند
موظف هستند تا شرایط تحصیل را برای تمام دانش آموزان فارغ از توانایی مالی شان آماده کنند،گفت: مدیران مدارس حق ندارند دانش آموزان را برای کمک به مدرسه اجبار کنند. وی، یادآورشد: اجبار کردن هر مبلغ با عنوان کمک به مدرسه حتی برای ارائه دادن خدمات آموزشی از دانش آموزان تخلف قانونی است و در صورت ارائه گزارش با مدیران متخلف برخورد می شود. بشیری افزود: باید گفت در اینکه اداره مدارس