سایر منابع:
سایر خبرها
شیداترین شاعر زبان فارسی
دارد. شعر وحشی، سراسر درد و سوز است، سوزی عاشقانه از یک عشق مادی و ملموس، و به حقیقت باید گفت که شعر وحشی، همه برخاسته از شعور باطن انسانی است که سراسر عمر را در عاشقی و شیدایی و بی خویشتنی گذرانده است، و شعر وحشی، الگویی است، از یک شعر از دل برخاسته، در مقایسه با شعر اهل مدرسه، که به صنایع دل خوش می داشته اند و در شعرشان، گاه، اندکی از شور و شعور شاعرانه نیست. وحشی، مردی عاشق پیشه، بلند
اگر خبر شهادتم را شنیدید علت آن را جز رحیمی خدا ندانید/خودتان را برای جنگ با اسرائیل آماده کنید+عکس
به پای قافله بسم الله النور... صَلی الله علیک یا اُماه یا فاطمه الزهرا"سلام علیک" وَلاتَحسَبن الذینَ قُتلوا فی سَبیل الله اَمواتا، بَل احیاء عند رَبِهم یُرَزقون هرگز نمیمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جدیده عالم دوام ما... چند ساعتی بیشتر به رفتن نمانده است، هرچه به زمان رفتن نزدیک تر می شوم قلبم بی تاب تر می شود... نمی دانم چه بنویسم و چگونه حس و
منتخبی از اشعار درباره خداحافظی و وداع
/> ~~~~~ ✦✦✦ ~~~~~ به تودیع تو جان می خواهد از تن شد جدا حافظ به جان کندن وداعت می کنم حافظ خداحافظ ثنا خوان توام تا زنده ام اما یقین دارم که حق چون تو استادی نخواهد شد ادا حافظ من از اول که با خوناب اشک دل وضو کردم نماز عشق را هم با تو کردم اقتدا حافظ تو صاحب خرمنی و من گدایی خوشه چین اما به انعام تو شایستن نه حد هر گدا
شعر جدایی (بهترین اشعار درباره جدایی و فراق)
ذارم کسی عاشق نباشه ماهُ بین همه قسمت می کنم وقتی گاهی من و دل تنها می شیم حرفهای نگفتنی رو میشه دید میشه تو سکوت بین ما دو تا خیلی از ندیدنی ها رو شنید قصه جدایی ما آدما قصه دوری ماست از خودمون دوری من و تو از لحظه عشق قصه سادگی گمشده مون... ترانه سرا: افشین یداللهی متن آهنگ جدایی
غوغای مردم نجف آباد در #بازگشت_قهرمان/ اهالی خطه سرداران شهید فرزند دلیر ایران را به آغوش کشیدند+ تصاویر
به گزارش خبرگزاری فارس از اصفهان، یک صبح دل نشین متفاوت با تمام روزهای عمر یک سرزمین شروع شده است، روزی که یک ملت انتظارش را کشیده بودند و بیشتر از همه یک خانواده عاشق، خانواده حسینی، علی اکبرشان آمده، بابای علی آقا آمده، علی هم مردانه انگار انتظار این روز را می کشیده است. وارد شهر که می شوی انگار شهر یکی یکی است، همه با هم مهمان نوازی می کنند در ایستگاه های صلواتی، همه دارند برای یکی
برای ستون خیمه دین در فضای مجازی چه کرده ایم؟
اهداف و آمال و آرزو ها بار دیگر البته این بار به شکل دیگری و با استفاده از ابزار و شیوه های پیچیده تری قصد تعدی و تجاوز و چپاول گری کرده است. او در این سال ها با استفاده از سلاحی مدرن تر، برنده تر و مجهزتر از قبل یعنی سلاح نرم از جمله فضای مجازی و شبکه های اجتماعی برای نبرد و رویارویی با جوانان تازه نفس این کشور اسلامی وارد نبرد شده است و تجهیزات خود را آلوده به تمام ابزار شیطان اعم از جهل و غفلت و
گزارشی از وضعیت زنان فروشنده در مترو
می شود، به مدت یک ماه در این یا آن ایستگاه می فروشند. 2. زنانی که در ازای فروشندگی شان در یک غرفه یا مغازه، از صاحب آن غرفه یا مغازه حقوق ثابت می گیرند. 3. زنان دستفروش که آزادی عمل بیشتری دارند و حضورشان در یک ایستگاه، نه دایمی است نه ماهانه؛ بلکه ممکن است در طول یک روز، چند بار ایستگاه عوض کنند. مترو برایم مثل زندان است عصر روز چهارشنبه 29 شهریور، وقتی که با قطار خط 2 به
شاعر فارسی از 68 سال شعرسرایی در عرصه دفاع مقدس و عاشورا می گوید
چیزی باعث شد به سمت و سوی اشعار مذهبی بروید و چه شعری از اشعارتان را دوست دارید؟ عشق به اهل بیت، زیرا عشق برتر عشق و نگاه به اهل بیت انسان ساز است و اشعاری را که در مدح اهل بیت سروده ام را بیشتر از همه دوست دارم. یکی از خاطرات خود در دوران دفاع مقدس و محرم را بگویید؟ در عملیات خیبر همراه با حاج کاظم محمدی در جبهه بودیم، یک شب که بچه ها روی خاک نشسته بودند و فرمانده گروه در حال
گفت و گوی خواندنی با حاج صادق آهنگران/ مداحی بدون روضه فایده ندارد/ درآمد آهنگران از مداحی چقدر است؟
شده، آدم دیگر کمتر مداحی و روضه مشکل دار می شنود، اما به نظرم رسانه ها هنوز خیلی جای کار دارند. اشعاری را که شما در مداحی ها می خوانید ، از چه منابعی دریافت می کنید؟ زمان جنگ از اشعار مرحوم حبیب الله معلمی استفاده می کردم. روحیه انقلابی عجیبی داشت. خودم شعر نمی گفتم. حالا هم چند سالی است که از اشعار محمد زمان گلدسته، شاعر گرگانی استفاده می کنم. مثلاً آن شعری را که در محضر
اشعار ویژه شب هشتم ماه محرم+اشعار زیبای خود را ارسال کنید
جوانی حیدر بمان علی اکبر به دست غصه نده چشم دخترانم را تمام دلخوشی کاروان علی اکبر ببین که تیر فراقت نشسته بر جگرم ببین قدم ز غمت شد کمان علی اکبر عصای پیری بابا مقابلم نشکن توان بده به من بی توان علی اکبر کنار جسم تو رسم جهان عوض شده است نشسته پیر کنار جوان علی اکبر مسیح زندگی ام روی خاک افتاده ست
پا برهنه پسرم خیمه به خیمه گشتم / قطره ای آب نبود، ای گل ریحان رباب
/> وایِ من بر سه هدف او به سه جا زد بد زد اصلا اینبار کماندار چه با زور کشید به سه شعبه همه یِ حَنجره را زد بد زد دست و پا داشت که می زد پدر انداخت عبا آخرین بار نَفَس زیرِ عبا زد بد زد اولین بار که چشمش به ربابش اُفتاد اندکی حرف نزد بعد صدا زد بد زد بُرد در بینِ عبا تا که نبیند چه شده مادرش گفت بگو تیر کجا زد بد زد؟ گرچه بر
برای روزنامه نگاران دیروز و امروز شرق
انسان را به وجد می آورد و به تعظیم به آن مرد وادار می کند، می گوید: دارم زحمت می کشم که پای آمریکا به کره ماه برسد، نقل از خود روزنامه شرق است، حال اجازه می خواهم نظری به روزنامه جامعه داشته باشیم و بنیان گذار شجاعش ماشاءالله شمس الواعظین و همکاران تشکیل دهنده اش، دکتر حمیدرضا جلایی پور و علیرضا رجایی که بیماری صعب العلاجی در وجودش رخنه کرده و برای آن عزیز اندیشمند از خدای بزرگ شفای عاجل می طلبم و
اشعار شب هشتم محرم _حضرت علی اکبر (ع)
/> وقت معراج شد چه معراجی، ای که از زخم بال و پر داری از میان تمام اهل جهان عرش پایین پا نصیب تو شد عشق می داند و جنون که چقدر شوق پابوسی پدر داری شوق پابوسی تو را داریم حسرت آن ضریح شش گوشه گوشه چشمی، عنایتی، لطفی، تو که از حال ما خبر داری در مدیح تو از مدایح تو یا علی هر چه بیشتر گفتیم با نگاهی پر از عطش دیدیم حُسن ناگفته
سعید فرج پوری: موسیقی ایران حال و روز خوشی ندارد
موسیقی و به کل در هنر اصلاً باید نداریم. هر کسی هر طور دوست دارد کار می کند. من از دیدگاه خودم نظر می دهم و قرار نیست که نسخه تجویز کنیم و بگوییم تو باید این طور آهنگ بسازی. من دیدگاه خودم را می گویم و چیزی که می پسندم و دوست دارم به این شکل است. ما در گروه دستان زمانی که یک کار را اجرا یا تنظیم می کنیم، می گوییم که دوست داریم این مؤلفه ها را داشته و به این شکل باشد. همان طور که تأکید کردم دوستان
مسیحای من
چی؟ گفتم می خواهم بروم سوربن درس بخوانم. گفت: تو اگر سوربن بروی نفهم می شوی؟ گفتم چطور؟ گفت من مأموریتم این است که تا این جا بیایم جنبه های اقتصادی و فرهنگی کشورم را تبلیغ کنم تا مردم شما بروند آن جا درس بخوانند اما چون رفیق تو هستم و دوستت دارم به تو می گویم که اگر بروی سوربن هیچ چیزی از تو درنمی آید. گفت: تو گیاه وحشی کویری هستی و باید به همان حالت بزرگ بشوی. ولی حتما سفر به فرانسه را امتحان کن
دوبار ممنوع القلم شدم
موزه ها دارند و این یعنی من مسیر درستی را طی کردم. امروز با وجود رسانه ها وضع طوری شده که می توان آثار دیگران را هم دید و مقایسه کرد که کامبیز درمبخش الان کجاست، چه کار می کند و تفاوتش با دیگران چیست؟ خود من هم به عنوان یک کاریکاتوریست عاشق کاریکاتور هستم و مرتب کار دیگران را دنبال می کنم و دوست دارم. درواقع یک شناخت کلی از این کار دارم که از بچگی شکل گرفته و همه جوانب کار را می شناسم. البته آن
هیئتی معرفت زاست که منبری و ذاکرش اهل معرفت باشد
کلهم نور واحد ، اما خب باید اذعان داشت که خدا بنا به دلایلی و بهتر بگوییم بر اساس برنامه ای الهی، مصباحِ امام حسین(ع) را پرنورتر قرار داده است. اینکه گفته شده مصباحِ امام حسین(ع) پر نورتر است، کشتی نجات ایشان سریع تر و وسیع تر است، اینکه تمام انبیا و رسولان قبل از اینکه امام حسین(ع) پا به سرزمین کربلا بگذارد، به این زمین آورده و با ماجرای امام حسین(ع) آشنا شدند، اینکه همۀ ائمه(ع) به جدشان امام حسین
غوغای "شهید بی سر" در اصفهان/تشییع باشکوه شهید حججی در اصفهان +عکس
موقعیت تحویل گرفتن شهید حرکت می کنند. سلام رفیق به شهرم خوش آمدی سلام رفیق که داری به شهر من می آیی نه به شهر من به شهر خودت می آیی شهر هم حال و هوای عجیبی گرفته است؛ عجیب بوی تو را از همین الان احساس می کنم دارم برای دیدنت لحظه شماری می کنم. چند صباحی در دیارم نبودی، اما من برای تو خیلی سوختم؛ نه من همه مردم شهرم اصفهان برای تو خیلی سوخته است، در و دیوار بوی تو را گرفته
سردار دلها روی سرها بدرقه شد
شهید حججی همدردی کنم، آمده ام به دنیا بگویم هیچ جایی از جهان غیورمردان ایران و مردم ایران پیدا نمی شود، همه ما باید در عمل نشان دهیم که راه شهدا را ادامه می دهیم. در بین جمعیت دختری عکس شهید حججی را در دستانش گرفته بود و با اشک هایی که گونه هایش را لمس می کرد حال و هوایی معنوی داشت و گفت: حسی مثل حس بودن در کربلا را دارم، شهید حججی آمد و چه زمانی آمد، محرم است و همه جا روضه می خوانند و
بی مقدم تو باغ شکوفا نمی شود(چشم به راه سپیده)
شهیدان دگر جوانی نیست برای مرغ شکسته پری که جا مانده به غیر منزل دلدار آشیانی نیست جواد حیدری ستاره شرقی تو را ستاره شرقی، سلام مولایِ... دل آشنای غزل ها سلام همسایه! دوباره وقت اذانست، حضرت خورشید صدای گرم قدم های تو کجاهایِ بلند آبی صبح ظهور جامانده...؟ که واژه واژه دلم شد اسیر آرایه...؟ وَ عشق خاطره سبز ایل باران ست که قطره
سلام فدایی حسین(ع)
، سلام بابا جان. چند کلمه ای می خواستم با تو حرف بزنم...ببخشید باباجان که توی سن کودکی ولت کردم و رفتم. اگه ما نمی رفتیم به حرم حضرت زینب جسارت می شد...بعضی وقتا دل کندن از یه سری چیزای خوب باعث میشه یه سری چیزای بهتر بدست بیاری. من از تو و مامانت دل کندم تا بتونم نوکری حضرت زینب رو بدست بیارم. آرزو دارم خدا تو این سفر بهم نگاه کنه. خیلی دوستتون دارم. مواظب خودتون باشید (به اینجا که می رسد صدایش می
می زنی لبخند پیدا می شود سرهای تیر..
گروه معارف-رجانیوز: و پلک گشودی دنیایی را که برایت کوچک بود.خدا تو را برای تاریخ مقدّر کرد تا چیزی را به ادراک برسیم.خورشید چشمانت را به زمین تاباند تا دنیا را از دریچه نگاه نافذ تو ببینیم.چه تقدیری داشتی، طفل آفتاب! درست لحظه ای آمدی که زمین در تیر رس نگاه سرد زمستان بود و در اسارت شیطان. درست یک گام مانده به آغاز فراخوان بزرگ عشق و حماسه، آمدی؛ لحظه ای که تاریخ، در آستانه یک اتفاق
تا عرش رفت مرثیه سُرخِ حنجرش ... جبریل روضه خواند و خدا هم عزا گرفت
/> تازه گلِ پرپرم، من ز تو عاشق ترم اصغرم ای اصغرم، ای گل گلزار عشق غنچه آغوش من، زینت خاموش من یار کفن پوش من، یار من و یار عشق دشت پر از های و هوست، مشتری عشق، اوست ای شده قربان دوست، اوست خریدار عشق. انتهای پیام/2258/آ40
درآمدی بر درک اجتماعی- فلسفی از پدیده شهید حججی
ایرانیان تبدیل کرد؛ پس از آن البته به جهان زندگی او، بیش و پیش از این دو تصویر راه یافتیم. ازجمله به عالم و ارزش های متفاوتی که در دست نوشته ها و نامه هایش منعکس بود. چه چیزی محسن حججی را در ذهن ما متمایز و پدیده کرد؟ پاسخ دقیق تر این سوال نیاز به بررسی و تحلیل محتوای نوشته هایی دارد که در چند موج شبکه های اجتماعی را در بر گرفت. این بررسی برای ثبت و تثبیت هر گونه پاسخ به سوال فوق لازم است اما
تاثیر رفیق در اندک زمان عمر از لسان آیت الله جاودان
. دیگر می روم. دیگر نمی ایستم. به محض اینکه ایستادی بدی های او به تو می چسبد. درست بالعکس خوبی هایش هم می چسبد. یک حرف دیگر که خیلی حرف اصلی است. خیلی اصلی است. آقا همه چیز در این دنیا تمام می شود و می رود؟ همین شصت هفتاد سال است؟ بعدش تمام است؟ نه. من عملا چه می گویم؟ همین است؟ تمام؟ همه کوشش و زحمت و فکر و غصه و همه چیز ما در حول و هوش همین دنیا است. شما اگر درس می خوانید درس خواندید
شهید حججی پرورش یافته منبر و روضه است
تحریم کنیم. وقتی مداح نرود این همه اتفافات وحشتناک فرهنگی در شهرستان ها اتفاق می افتد. روی سخنم به بعضی مداحان است. حداقل ماهی یک بار می توانی بروی. برو مرکز استان همه استان به خاطر همین آبرویی که خدا به تو داده می آیند. پس کی و کجا می خواهیم هزینه کنیم؟ آدم وقتی در خیابان ها قدم می زند، دست کفر را در ظاهر، در لباس و در خوراک می بیند. یک خواننده وقتی یک نصیحت کند شخص برمی گردد. این یعنی او یک عنصر
شهید بی سر بر سر دست مردم/ از همه دل کندم تا نوکر حضرت زینب(س) باشم
در سن کودکی رهایت کردم و رفتم. اگر ما نمی رفتیم به حرم حضرت زینب (س) جسارت می شد یا خدایی ناکرده همان خرابه های شام برای حرم حضرت رقیه (س) اتفاق می افتاد، علی جان من خیلی دلم می خواهد روسفید و شهید شوم و یک بار قبل از ظهور و یک بار بعد از ظهور امام زمان (عج) شهید شوم. تو باید خیلی مواظب خودت باشی، نه تنها تو باید مواظب خودت باشی بلکه باید مواظب اطرافیانت هم باشی؛ اسمت را گذاشتم علی تا مولا و
برای بهترین بابای دنیا!
نداری ..!! دست ات را هم که با خود نیاوردی که به دست کوچکم گره بزنی !! لب و دندانت هم که ...!! حتی موی تو را نسیم بیابان جای من شانه زد..!تو بگو بابا ! تو بگو من با این دست کودکانه ، این همه حسرت را کجا برم ..؟! اصلا بی خیال ، بابای خوبم ! همین که بی "سر "و دست این همه راه ، برای دیدنم آمدی کافیست !! همین که مرا از سر دلتنگی با پای کوچکم تا آن غریبستان نکشاندی ، کافیست !! خوش
مداحی هیجانی و غیر تخصصی آفتی در مسیر عزاداری صحیح
سنتی می شود. شعری که مداح میخواند باید غنی و همه فهم باشد مداح جوان شهر همدان در خصوص اشعار و مرثیه سرایی اشاره داشت :کتاب های شعر بسیاری در زمینه مداحی وجود دارد هر یک مداحان با یک یا چند شاعر در ارتباط هستند .در مداحی شعر باید از لحاط محتوا غنی و همه فهم و فاخر باشد .اگر مداحی شعر را غلط بخواند باعث ایجاد لطمه در ذهن مخاطب می شود همچنین اگر معیارهای عقیدتی صحیح را رعایت
ویژه برنامه عصر آفتاب برگزار شد
بهشتی شود تو را آسان به راه عشق نیاید به دست، دست سقای کربلایی و ساقی است، نام تو تا آب هست و آینه باقی است نام تو شاعر:محمد سعیدمیرزایی من سیه پوشم ولی در فکر ماتم نیستم من که مَحرم نیستم ، اهل مُحرم نیستم باز وقت نوحه شد، در خلق عالم شورش است من که آرامم شریک اشک عالم نیستم مرد می خواهد بگرید پا به