سایر منابع:
سایر خبرها
امام زمان (عج) در صحرای عرفات به زن تازه مسلمانی که گم شده بود کمک کرد.
سر می بردم تا اینکه ایام حج رسید و ما هم رهسپار خانه خدا شدیم. شاید شما حج را به اندازه ما قدر ندانید. چون ما تازه مسلمانیم و برای یک تازه مسلمان خیلی جالب و دیدنی است که باشکوه ترین مظاهر دین جدیدش را از نزدیک ببیند. وقتی اولین بار خانه کعبه را دیدم، به طوری متحول شدم که تا به آن موقع این طور منقلب نشده بودم. تمام وجودم می لرزید و بی اختیار اشک می ریختم و گریه می کردم. روز عرفه که به
مردی همسر خود را در برابر چشمان همسرصیغه ای اش کشت/ قاتل، همسرش را به داشتن رابطه با یک مرد متهم کرد
اش شد و گفت: من و همسرم با هم مشکلاتی داشتیم اما هیچ وقت قصد کشتن او را نداشتم. روز حادثه او از خانه پدرش به خانه خودمان آمد؛ ناهید هم در خانه بود من به خاطر اینکه بدون اجازه من از خانه پدرش به خانه آمده، عصبانی شدم و گفتم باید با من تماس می گرفتی و خودم دنبالت می آمدم؛ سر این موضوع با هم جروبحث کردیم و ملیحه جلوی ناهید با من بدرفتاری کرد و می خواست با حالت قهر خانه را ترک کند برای اینکه جلوی این
شاهین مرا آزار داد و گفت آبرویم را می برد... | آزار جنسی جوان 19 ساله در خودرو
بازجویی ها منکر آزار کامران شد و گفت: مدتی قبل پولی به کامران قرض دادم. قرار بود یک ماهه پولم را پس بدهد، اما نداد. چند بار با او تماس گرفتم اما تلفن هایم را هم جواب نداد. من از طریق یکی از دوستانم برای کامران پیغام فرستادم که اگر پولم را ندهد از او شکایت می کنم. او هم حالا ماجرای دروغین آزار را مطرح کرده تا دیگر حرفی از پولی که به او قرض داده بودم نزنم. یونس نیز ادعا کرد از ماجرای آزار بی خبر
اجیرکردن دختر برای زنده کردن طلب 10 میلیونی
مند شدم و به همین دلیل پس از چند روز ارتباط پیامکی، پیشنهاد ازدواج دادم. شهره قرار شد با خانواده اش مشورت کند و بعد به من خبر بدهد تا اینکه امروز تماس گرفت و برای آشنایی بیشتر در یکی از خیابان های شهرک غرب قرار ملاقات گذاشت. خیلی خوشحال شدم و با خودروی 206 خودم راهی محل قرار شدم. کنار خیابان منتظر شهره بودم که ناگهان چهار مرد ناشناس که چهره شان را پوشانده بودند به من حمله کردند و قصد
معلمی از زبان یک معلم موفق بازنشسته
. گاهی اوقات هم از طریق همین افراد یادداشت می گرفتم یا به بزرگ دیگری معرفی می شدم و به این ترتیب جلب اعتماد می کردم. در آن سال ها کتابی از آقای قاضی طباطبائی خوانده بودم با عنوان تحقیق در اربعین که سؤال هایی برایم پیش آمد. تصمیم گرفتم خدمتشان برسم و سؤالاتم را از ایشان بپرسم و شرح حال هم بگیرم. وقتی در قم به آقای خسروشاهی گفتم می خواهم این کار را بکنم و اول تابستان بروم تبریز، ایشان گفتند من
به بچه های کار قول این نمایشگاه را داده بودم
گالری گلستان نمایشگاه انفرادی داشتم و درست بعد از اختتامیه برای اولین بار به افغانستان سفر کردم. کشوری که هیچ شناختی از آن نداشتم و باوجود اینکه وانمود می کردم خیلی خوشحالم از سفرم، حقیقت این بود که خیلی بیشتر از آنکه بتوانم به زبان بیاورم از رفتن به آن سرزمین می ترسیدم؛ آن هم تنها بدون اینکه کسی منتظرم باشد و بدون هیچ گونه حمایتی. اتفاقا همین ترس بیشتر وادارم می کرد که به خودم اجازه ندهم که پا
می خواستم اعدام شوم!
تصمیم گرفتم زنان ودختران را بدزدم و... اما می دانی تجاوز تنها جرمی نیست که مجازات اعدام دارد؟ شهامت قتل را نداشتم. می دانستم که با کشتن یک نفر هم محکوم به اعدام می شدم. اما در خودم نمی دیدم که یک انسان را به قتل برسانم. من گلوی یکی از قربانیانم را بشدت فشار دادم ولی او را هم نمی خواستم بکشم. فقط چون مقاومت کرد چنین حرکتی کردم. ولی به محض اینکه دیدم حالش دارد بد می شود سریع دستم را
بلای شومی که برادر دوست نوعروس بر سر او آورد / فریبا همه چیز را به داماد گفت و !!!
/> وقتی ماجرا را فهمیدی چه عکس العملی نشان دادی؟ شوکه بودم. باورم نمی شد. می خواستم حبیب و فریبا را با هم بکشم، اما چند شبانه روز به این ماجرا فکر کردم تا این که همسرم پیشنهاد قتل حبیب را مطرح کرد. من هم پذیرفتم. چطور نقشه قتل را اجرا کردید؟ من فریبا را مجبور کردم با حبیب تماس بگیرد و او را به باغ دعوت کند. او با حبیب تماس گرفت و گفت باید به باغ بیاید و در غیاب من
ظاهر مردم، باطن مسئولان است
مدرسه احضار شدم، به من گفتند این حرف ها را در مدرسه نزن و بعد از آن انشاء مورد شماتت قرار گرفتم. بعد از دوره دبیرستان در دانشگاه شیراز در رشته برق درس می خواندم. در اعتراضات دانشجویی در سال 49 برای اولین بار دستگیر شدم و 11 روز بازداشت بودم. این سرآغاز فعالیت ها و کشمکش های سیاسی من با نظام شاهنشاهی بود. در آن برهه زمانی من سه بار بازداشت شدم که در سومین بار به هشت ماه زندان محکوم شدم ، از دانشگاه
داماد 40 میلیون از عروس گرفت و فرار کرد!
؟ مثلاً نمی شد شما هم با او می رفتید یا صبر می کردید به وطن برگردد؟ شبنم آهی کشید و گفت: دیگر نمی تواند برگردد. پناهنده شده. قبل از ناپدید شدنش به من هم می گفت بیا با هم برویم. اما من می دانم درد تنهایی چیست. نمی خواستم بروم اسیر غربت شوم. یک روز صبح بلند شدم دیدم رفته. مدارکش در خانه نبود. چند هفته از او خبری نداشتم. تا اینکه به خانواده اش زنگ زده و خبر داده بود در ترکیه است. بعد از آن
خداداد عزیزی : مربی تیم ملی به من گفت به علی دایی پاس نده
روزهای خوب را ندید. من در 17 سالگی وارد ابومسلم شدم و ماهانه 2500 تومان حقوق می گرفتم که 2400 تومن را به مادرم می دادم و 100 تومان را خودم بر می داشتم. در سال های بعد شرایطم بهتر شد و در سن 19 سالگی که همه کاره ابومسلم شدم 50 هزار تومان پیش گرفتم. خداداد عزیزی به خاطره حضور خود در اردوی تیم ملی اشاره کرد و اینکه چرا اردوی تیم ملی را ترک کرد: زمانی که به اردوی تیم ملی آمدم
خواب نوزاد کنار جسد مادر
ها در خیابان راه رفتم و در نهایت وقتی خسته شدم به خانه یکی از دوستانم رفتم. تقریبا یک شبانه روز از جنایت گذشته بود که به مادر منیر زنگ زدم و ماجرا را گفتم. بعد هم از ترس دستگیر شدن به تهران رفتم، اما از آنجا که خون مقتول همیشه دامن قاتل را می گیرد، پلیس مرا دستگیر کرد. من مطمئن بودم اگر به آن طرف دنیا هم فرار کنم باز هم دستگیر می شوم. همسرم زن خوبی بود و هر چند گاهی اوقات به او حق می دادم، اما پولی نداشتم که بخواهم به او بدهم. من قاتل شدم چون پول کافی نداشتم تا خواسته های زنم را برآورده کنم. سرهنگ مداحی – رئیس پلیس سابق آذربایجان شرقی ضمیمه تپش جام جم ...
قرار تلگرامی برای اجرای نقشه آدم ربایی
همین حرف ها فریبم داد و یک روز گفت که می خواهد مرا ببیند. اصلا فکرش را نمی کردم که او نقشه ربودن مرا در سر دارد و حالا هم نمی دانم چرا چنین نقشه ای کشیده بود. دستگیری با اظهارات پسر جوان، قاضی رستمی بازپرس شعبه چهارم دادسرای ویژه سرقت تهران دستور بازداشت پرستو را صادر کرد. از سوی دیگر شماره پلاک خودروی شاکی در اختیار تمامی واحد های گشت پلیس قرار گرفت تا اینکه چند روز بعد این
شیر زنی که با 150 هزار تومان کارآفرین شد!
کنیم. سرمایه اولیه شما برای این کار چقدر بوده؟ چه میزان خلاقیت و سرمایه گذاری را تلفیق کردید تا یک جوان موفق و کارآفرین شوید؟ ابتدای کار هیچ سرمایه ای نداشتم، تنها با 150 هزار تومان که آن هم برای اجاره زمین بود کارآفرینی را آغاز کردم. با توجه به اینکه سرمایه ای نداشتم نهال ها را از یکی از بانوان که توسط فنی وحرفه ای معرفی شده بود امانت گرفتم و قرار شد موقع برداشت محصول در قبال
نواد در آغوش مادر رده پیدا شد
در خیابان راه رفتم و در نهایت وقتی خسته شدم به خانه یکی از دوستانم رفتم. تقریبا یک شبانه روز از جنایت گذشته بود که به مادر منیر زنگ زدم و ماجرا را گفتم. بعد هم از ترس دستگیر شدن به تهران رفتم، اما از آنجا که خون مقتول همیشه دامن قاتل را می گیرد، پلیس مرا دستگیر کرد. من مطمئن بودم اگر به آن طرف دنیا هم فرار کنم باز هم دستگیر می شوم. همسرم زن خوبی بود و هر چند گاهی اوقات به او حق می دادم، اما پولی نداشتم که بخواهم به او بدهم. من قاتل شدم چون پول کافی نداشتم تا خواسته های زنم را برآورده کنم.
قهرمان المپیک زنان امریکا 7 سال هدف تعرض پزشک تیم ملی
ایران آنلاین /مک کایلا مارونی از 7 سال تجاوز تعریف کرد. مک کایلا مارونی قهرمان المپیک سال 2012 در ژیمناستیک هنری در ترکیب تیم آمریکا تعریف کرد که به مدت 7 سال مورد تجاوز لاری ناسار پزشک تیم قرار گرفته بود.ورزشکار 21 ساله در تویتر نوشت که از سن 13 سالگی بطور منظم مورد آزار جنسی قرار گرفته است. من در آرزوی شرکت در بازی های المپیک بودم و برای رسیدن به آرزویم مجبور به تحمل خیلی چیزهای چندش آور شدم
ناگفته های زنان تهرانی که سوار ارابه شیطان شدند / التماس کردم که رحم کن ولی...
روی دست هایش پر است از آثار زخم. می گوید که زخم ها به خاطر انسولین است چرا که دیابت دارد. او متولد 72است و این پنجمین باری است که دستگیر می شود. گفت وگوی همشهری با این متهم را می خوانید. تحصیلاتت چقدر است؟ دیپلم. پرونده ات نشان می دهد که سابقه درگیری و سرقت داری. چه شد که این بار دست به خشن ترین جرم یعنی تجاوز به دختران و زنان زدی؟ می خواستم زودتر اعدام execution شوم. راستش
گفت و گوی کاوه رضایی در مورد همسرش و زندگی در بلژیک
گفتم من اهل چالش هستم. در هر صورت همیشه وقتی باشگاه عوض می کنید، سخت است؛ اما این بار علاوه بر آن باید کشور، فرهنگ و زبان را هم عوض می کردم؛ ولی من خودم را برای سخت تر از اینها آماده کرده بودم. شما تا کنون کم باشگاه عوض نکرده اید. آیا قصد دارید با شارلروا ادامه دهید؟ من همیشه آرزوهای بزرگی داشته ام و برای همین از کشورم خارج شدم؛ ولی از این به بعد می خواهم در باشگاهی که هستم
نیکوهمت: عصر جمعه برای طلای جهان می جنگم
برسم. برای کسب مدال طلای دنیا سخت تلاش کرده و به این مهم دست پیدا خواهم کرد. وی افزود: مسابقه اول با نماینده کانادا با رنکینگ یک دنیا بود که به خوبی او را شکست دادم. دور دوم نماینده از رقیب یونانی زیاد شناخت نداشتم را از پیش رو برداشتم و دور سوم حریف روسی را شکست دادم که دو سال قبل در مسابقات جهانی اندونزی به او باخته بودم و اینجا انتقام آن شکست را گرفتم. دور بعد نماینده مصری با طلای
حکم قطع دست برای دانشجوی دکتری به خاطر ورود به خانه نوعروس از بالکن + عکس
نوبت به متهمان رسید تا از خود دفاع کنند. نخستین نفر که پیش از دستگیری دانشجوی مقطع دکتری رشته معماری بود گفت: من فقط در 2سرقت حضور داشتم. آن زمان با اینکه دانشجوی دکتری بودم اما وضعیت مالی خوبی نداشتم و مجبور شدم دست به سرقت بزنم. من در این سرقت ها وارد هیچ خانه ای نشدم و فقط جلوی در کشیک می دادم. دومین متهم گفت: چند ماه قبل از این سرقت ها تازه از زندان Prison آزاد شده بودم اما چون کاری نداشتم
مرحوم حاج آقا مصطفی جلوی هیچ کس خودش را نمی باخت/ کسی نزدیک تر و در عین حال گمنام تر از مرحوم عراقی به ...
شهید صادق امانی بودم. مرحوم شفیق و حاج مهدی و آقای توکی بینا هم بودند. آن شب زیارت عاشورای عجیبی خواندیم و درباره اعدام منصور تصمیم گرفتند، اما بعد باز من دستگیر شدم و در جریان بقیه ماجرا نبودم. *آخرین بار امام را کی دیدید؟ یک سال مانده به رحلت ایشان، ملاقاتی داشتیم. مرحوم آسید محمد صادق لواسانی هم بودند. گفتگویی طولانی و دلپذیری بود. امام گفتند: آقای مروارید! شما برای من خاطره انگیز هستید و به این شکل از خدمات و همراهی های من تقدیر کردند. *با تشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید. انتهای پیام/ ...
غذاها وصنایع دستی فراموش شده ابرکوه در کومه بی بی سیّد احیا شد
ها به خانه پیرزنی در یک روستا رفته بودم، با آن پول 2 عدد سفره خمیری و یک دستگاه چَخ (دستگاه نخ ریسی) خریداری کردم. وقتی به خانه برگشتم جرأت نداشتم بگویم آن پول را صرف خرید این وسایل قدیمی کرده ام. اکرمی خاطرنشان کرد: گاهی اوقات وقتی به خانه برمی گشتم با صحنه ای روبرو می شدم که برایم بسیار سخت بود؛ وسیله های قدیمی را که به زحمت تهیه کرده بود، مادرم به عنوان وسایل دورریختنی که برای من حکم
آزار زنان متاهل با ماشین های سرقتی
قانونی در اختیار اداره شانزدهم پلیس آگاهی قرار گرفت و تحقیقات تکمیلی از او برای شناسایی سایر شکات و مال باختگان در دستور کار کارآگاهان قرار دارد . گفت وگو با متهم محمد که به اتهام آزار هشت زن دستگیر شده است، می گوید می داند مجازاتش اعدام است. برای چه دستگیر شدی؟ تجاوز و سرقت خودرو. چطور قربانی هایت را پیدا و به آنها تجاوز می کردی؟
اشد مجازات برای سارقان خانه عروس و داماد
. به همین خاطر پیشنهاد برادر کوچکم احسان را برای سرقت پذیرفتم. من در هر دو سرقت وارد خانه ها نشدم و فقط مقابل در خانه کشیک می دادم. اشتباه کرده ام و حالا تقاضای بخشش دارم. سپس احسان 28ساله که یک فقره سابقه سرقت در پرونده اش دارد در جایگاه ویژه ایستاد و گفت: سال 92 به خاطر سرقت دستگیر شدم اما وقتی از زندان بیرون آمدم دوباره دست به سرقت زدم. برادر بزرگم در سرقت ها دست نداشت و فقط در دو
گوشی قاپی؛تخصص باند دزدان 17 ساله
/> 15 روز بعد از آزادی از زندان چون برای تأمین هزینه های اعتیادم نیاز به پول داشتم این باند را تشکیل دادم . چه نقشی در زمان سرقت داشتی؟ گاهی اوقات پشت فرمان موتور می نشستم و با یکی از همدستانم به سراغ طعمه هایمان می رفتیم و گاهی اوقات نیز خودم نقش اصلی را بر عهده می گرفتم و اقدام به قاپیدن کیف یا گوشی موبایل می کردم . شیوه و شگردتان چطور بود؟ سوار بر
اخاذی از زنان جوان با تهدید به انتشار عکس های غیر اخلاقی
کرد خیلی ناراحت شدم و تصمیم گرفتم از او انتقام بگیرم به همین دلیل تهدید کردم اگر به رابطه اش با من ادامه ندهد و پول پرداخت نکند، فیلم ها را منتشر خواهم کرد حتی چند عکس را هم منتشر کردم. من تصور می کردم این زن از ترس آبرویش در برابرم تسلیم می شود و شکایت نمی کند . مأموران بعد از ثبت اعترافات آرش پرونده او را به مرجع قضائی ارجاع دادند تا تحقیقات دراین باره تکمیل شود. دومین پرونده که با
شهید سید هدایت الله حسینی ده بزرگ از نگاه یاران (+تصاویر)
دیدم واویلا مرحوم پدرم رنگ از رخسارش پریده و منو نگاه میکنه، زمین زیر پایم نعره می کشید دیدم گونه های برادرم سید قدرت قرمز شده و لبه اش لرزانه، عموهای عزیزم مرحوم سیدغلامحسین، سید خلیل سید منان وخیلیهای دیگه با چشمان اشک بار منتظر من هستند، با اینکه از درون متلاشی بودم ولی خودم را دلداری دادم، دست و روی همه را بوسیدم گفتم خیر باشه؟ چه خبر شده؟ اینجا چکار می کنید؟
تجاوز به زنان ودختران در پوشش مسافرکش
آرمان - سرپرست پلیس آگاهی تهران بزرگ از دستگیری سارق سابقه داری خبر داد که با سرقت خودروهای مدل بالا، اقدام به آزارواذیت زنان در سطح شهر تهران می کرد. در تاریخ سیزدهم مرداد ماه خانم جوانی با مراجعه به کلانتری 128 تهران نو به ماموران اعلام داشت که توسط راننده یک دستگاه خودروی پراید سفیدرنگ ربوده شده و با تهدید و ضرب وشتم شدید، مورد آزارواذیت قرار گرفته است.با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع آدم
8 زن، قربانی تجاوزهای پسر شیشه ای
ساوالان خبر (savalankhabar.ir) سرقت خودرو و تردد در خیابان ها، سوار کردن زنان و دختران جوان به عنوان مسافرکش، شگرد محمد برای انجام نقشه های شومش بود. این پرونده در مردادماه سال جاری با شکایت زن جوانی مبنی بر ربوده شدن و تجاوز از سوی راننده یک پراید در یکی از خیابان های شرق تهران به جریان افتاد و با گذشت مدت زمان کوتاهی تعداد شاکیان پرونده بیشتر شد. این جوان سابقه دار
التماس کردند که شوهر دارند ولی من کار خودم را کردم!
تهدید چاقو و کتک کاری آنها را در خیابان های خلوت و در حاشیه های اتوبان مورد آزار و اذیت قرار می دادم. واکنش زنان چه بود؟ "به من التماس می کردند و می گفتند شوهر دارم خواهش می کنم این کار را نکن". چطور شد دستگیر شدی؟ در حال پارک کردن خودرو بودم که پلیس بهم شلیک کردم و من هم از ترسم فرار کردم که در ادامه بعد از برخورد به چند خودرو دستگیر شدم. اگر