سایر خبرها
چهره پدر شهیدم آنقدر آرام بود که احساس می کردم خوابیده است
/> خادم مسجد تعریف می کرد: کنار کاک نبی روی زمین نشستم و برای اینکه حرف هایش را درست بشنوم خم شدم و صورتم را نزدیک صورتش بردم. کاک نبی که انگار نفس های آخرش را می کشید به من گفت: صبح اول وقت خودت را به خانه ما برسان و پیغامم را به مادرم برسان. به مادرم بگو، نبی در آخرین لحظات عمرش گفت: مادر جان! بعد از من سرپرستی فرزندانم بر عهده شماست، دخترانم امانتی هستند در دست شما، امانت دار خوبی باشید .
آخر هفته با فیلم های تلویزیون
کیارا اوچیدا در مورد مردی است که در یکی از شهرهای ژاپن رستوران کوچکی داشته و با پخت غذاهای محلی، کسب و کار محدودی را اداره می کند. روزی زنی مسن به او مراجعه کرده درخواست می کند اجازه دهد در رستورانش به کار مشغول شود. مرد که سن بالای زن را می بیند، موافقت نمی کند، اما.... فیلم سینمایی سه روز بعد به کارگردانی پائول هاگیز، جمعه 19 آبان ماه ساعت 23:30 از شبکه دو سیما پخش خواهد شد.
زندگی و زمانه نجم السلطنه ، مادر نخست وزیر در تبعید
زندگی می کرد و رابطه خوبی با ولیعهد داشت. نجم السلطنه زمان زیادی در تبریز نماند و به تهران بازگشت. زن و شوهر به اتفاق فرزندان شان در خانه موروثی خیابان حافظ فعلی زندگی می کردند. روز قبل از جشن پنجاهمین سال سلطنت ناصرالدین شاه، شاه به قصد زیارت حضرت عبدالعظیم به ری رفت و با گلوله میرزا رضا کرمانی از پیروان سید جمال الدین اسدآبادی به قتل رسید. مظفرالدین شاه شوهر خواهر نجم السلطنه به سلطنت
اسرار درگیری مرگبار در دست نوشته قربانی
هتل پرداختند که پی بردند شب حادثه متوفی با همکارش درگیر و دست به یقه شده است. پس از آن قربانی یک تاکسی کرایه کرده تا به سمت خانه اش برود اما در بین راه ناگهان حالش بد شده است. با به دست آمدن تصاویردوربین مداربسته هتل، قاضی جنایی دستور بازداشت همکار متوفی را صادر کرد تا مشخص شود ماجرا از چه قرار است. مرد46ساله که او هم کارمند هتل است در تحقیقات گفت: روز حادثه با همکارم صحبت می کردیم که
روزگار غریب زنان کولبر
کنم تا اطرافیانم - خودشان را به ندانستن می زدند - متوجه واقعیت زندگی من نشوند. دو سالی گذشت و من با اینکه فقط 30 سال داشتم، شبیه به زن های پا به سن گذاشته شده بودم. جلوی آینه دیگر پنهانکاری فایده ای نداشت، چهره تکیده ام دستم را رو کرده بود. به سراغ پدر و مادرم رفتم و گفتم که مدتی است شوهرم راه خانه را گم کرده و حالا چند وقتی است که تمام روز را زیر پل معروف شهر چمباتمه می زند و وقتی هم که نشئه نیست
زنم را بخاطر ارتباط با مردان غریبه طلاق دادم | دختر 16 ساله ام پنهانی پسر جوان را به خانه می آورد
شده بودند، به همین دلیل به حاشیه شهر نقل مکان کردم تا به همراه دخترانم زندگی آرامی را تجربه کنم غافل از این که دختر 16 ساله ام از رفتارهای زشت مادرش الگو گرفته بود و با یکی از پسرهای محل ارتباط داشت و من از این موضوع بی خبر بودم. فکر می کردم دخترم که تحصیل می کند سرش با درس و مدرسه گرم است و به این گونه موضوعات توجهی ندارد تا این که شب گذشته حادثه تلخی رخ داد که داغ دل مرا تازه کرد. آن
ستاره زنده زنده در حمام خانه پدری جان داد!
. مادر ستاره درباره حادثه گفت: ستاره پس از جدایی با ما زندگی می کرد. من و پدرش با او مشکلی نداشتیم و با روی باز او را پذیرفتیم. روز حادثه ستاره به حمام رفت و دقایقی بعد مرا صدا زد و گفت حالش بد شده است و از من خواست به او آب بدهم. من یک لیوان آب به او دادم و بعد از اینکه خورد، گفت حالش بهتر شده است. قرار شد، ستاره خیلی زود از حمام بیرون بیاید. مشغول کارهای خانه شدم که دقایقی بعد نگرانش
اخبار حوادث
با یک آرایشگر آشنا شدم. او گفت زنی تنها را می شناسد و می تواند مرا به او معرفی کند. دو سه روز نزد آن زن ماندم، اما عذرم را خواست. دیگر هیچ راهی نداشتم. به خانه دوستم رفتم و با صحبت های او مجاب شدم به پدر و مادرم زنگ بزنم و از ماجرا باخبرشان کنم. با ثبت این اظهارات، تحقیقات درباره حمید آغاز و مشخص شد او از آهنگسازها و خواننده های مشهور رپ است و پیش از این با چند خواننده رپ دیگر هم همکاری
پایان تلخ شوخی نابه جای 2 همکار
دو همکار حین کار در هتلی در مرکز تهران با یکدیگر شوخی کردند اما این شوخی، پایانی تلخ و مرگ یکی از این دو را رقم زد. به گزارش جام جم، شامگاه 24 شهریور ماه سال جاری دو دوست به نام حامد و سهیل که با هم در یک هتل کار می کردند با یکدیگر درگیری لفظی پیدا کرده و ساعتی پس از این حادثه حامد 36 ساله حالش بد شد و یکم مهر ماه در حالیکه در بیمارستان سوم شعبان بستری بود، جان باخت. پس از
دختر جوان قاتل پدرش را بخشید
باعث شد مادرم مریض شود و حدود 4 ماه قبل بمیرد. بعد از مرگ مادرم متوجه شدم که پدرم قصد دارد دوباره ازدواج کند و همین مسأله خشم من را برانگیخت و او را به قتل رساندم. با اعتراف این پسر جوان به قتل، جسد مرد میانسال در داخل کمد خانه پیدا شد و به دستور بازپرس جنایی متهم بازداشت شد. اما در شرایطی که تحقیقات همچنان در اداره آگاهی ادامه داشت، خواهر متهم و تنها دختر مقتول پیش پلیس رفت و مدعی شد از
پایان 7سال کابوس نوعروس
بعد از ازدواج در جریان یک درگیری زن و شوهری ناخواسته همسرش را به قتل رساند و به همین دلیل فاصله ی چندانی با طناب دار نداشت اما چند روز قبل توانست با کمک افراد خیر دیه ی مقتول را پرداخت کند و نجات یابد. اما این ماجرا از کجا آغاز شد؟روز 20 بهمن ماه سال 89 زنی با کلانتری 131 شهرری تماس گرفت و از حادثه ای هولناک خبر داد. او گفت چند ساعت قبل با شوهرش درگیر شده و با ضربه ی چاقو وی را به قتل
مجنون های قاتل زیرپوست شهر
اخیر آن، قتل یک روحانی در متروی امام خمینی(ره) تهران بود که توسط مردی مبتلا به جنون اتفاق افتاد؛ قاتل اکنون در بیمارستان روانی بستری است. این قبیل حادثه ها که بعضا با قتل اعضای خانواده و فرزندان خردسال نیز همراه بوده است از دو منظر قابل بررسی است. نخست آن که ریشه بسیاری از این اختلالات شدید روحی و روانی در خانواده است و والدین نیز در درمان فرزندانشان کوتاهی می کنند. دوم این که چنین افرادی، با وجود
دوست دارم همچو مولایم حسین(ع) بی سر بمیرم + عکس
، چند روز بعد مادرم نانوایی را به من نشان داد و گفت بروم و نان بگیرم. آمدم که حرکت کنم سر کوچه محمدرضا را دیدم با لباس های سیاه و بقچه ای دستش بود، جلو رفتم و گفتم: سلام داداش، از جبهه آمدی؟ گفت: بله. به من گفت: کجا می روی؟ گفتم: نانوایی می روم. به او گفتم به خانه برو تا برگردم. گفت: باشه. اینجا بود که دیگر مادر شاهد قضیه بود. مادرم می گفت: وقتی به خانه رسیدم همه ی اتاق ها را به دنبال
سه فرزند شهیدم استاد من بودند + عکس
پلاتین دارم 6 تا از مهره هایم را فیکس کرده و برایم پلاتین گذاشته اند. 5 بار هم جراحی مهره داشته ام. یک جراحی دیگر هم در راه دارم. این حادثه تلخ در سال 66 اتفاق افتاد؛ یک خواهر دیگر هم داشتم که ازدواج کرده بود و یک پسر 3 ساله داشت. او شب در خانه ما خوابید. قرار بود بعد از ظهر آن روز به سمت شهرستان حرکت کنیم. 12 اسفند سال 66 بود که تقریبا موشک باران تهران شروع شده بود. خانه ما 17 اسفند موشک
راهبردهای سوگواری در حدیث عاشورایی امام رضا(ع)
زکریا (ع) مستجاب گردید. در سفارش امام به ریان به مناسبت ایام ماه محرم اعمالی ذکر شده که موجب خودسازی،تزکیه نفس و دوری از خرافات در بین عاشقان حسینی می شود. در اینجا به آداب و اذکار آن پرداخته می شود. اعمال شب اول محرم: الف: روزه گرفتن شیخ عباس قمی می گوید: روزه دهه اول محرم مستحب است ولی روز عاشورا تا بعد از عصر از خوراکی و آشامیدنی خودداری کند، آنگاه کمی
پیدا شدن دست نوشته پس از مرگ مشکوک کارمند هتل
به گزارش دولت بهار، روز شنبه اول مهرماه امسال بود که قاضی مدیر روستا، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران با تماس تلفنی مأموران پلیس از مرگ مشکوک مرد 31 ساله ای به نام حمید در بیمارستان سوم شعبان با خبر و راهی محل شد. بررسی ها نشان داد، حمید لحظاتی قبل از اینکه به کما برود، دستنوشته ای از خود به جا گذاشته و در آن نوشته بود که شامگاه 24 شهریور ماه با یکی از همکارانش به نام حامد درگیر و در راه
سه فرزند شهیدم استاد من بودند
پسر 3 ساله داشت. او شب در خانه ما خوابید. قرار بود بعد از ظهر آن روز به سمت شهرستان حرکت کنیم. 12 اسفند سال 66 بود که تقریبا موشک باران تهران شروع شده بود. خانه ما 17 اسفند موشک خورد. بعضی وقت ها تشخیص داده می شد و آژیر قرمز به صدا در می آمد اما گاهی هم مشخص نمی شد. وقتی صدای آژیر می آمد، یکی از خواهرهایم را بغل می کردم و به انباری که زیر پله ها بود، می رفتم و پنهان می شدم یا گاهی به کوچه فرار می
بیکاری و خم شدن زیر بار مسئولیت دو خانواده / مسئولان پاسخگو نیستند+ عکس
و مراجعه کردم اما هیچکدام پاسخگو نبودند و همچنان بیکارم. وی گفت: من هیچ چیز نمی خواهم فقط دنبال یک شغل هستم که هم امرارمعاشی برای خانواده خودم باشد و هم خانواده خواهرم چرا که شوهرش طلاق گرفته و با پسر 7 ساله اش زندگی می کند در همین حین چشمم به دست و پاهای یکی از دختران این مرد افتاد گویا انگشتان دست راست و پای چپ این دختر دچار مشکل شده بودند و انگشتانش رشد نکرده اند وقتی پرسیدم گفتند
عقل که نباشد جان در عذاب است/صحنه های قتل جوان مهابادی صادق برمکی توسط دوستانش+فیلم
قرار وثیقه به زندان معرفی شدند. پدر صادق برمکی، در پیامی به مردم مهاباد گفته است: من پدر صادق برمکی هستم. قتل پسرم صادق برای همه مردم ایران و به خصوص مهاباد بسیار ناراحت کننده بود. من و خانواده ام از این حادثه بسیار ناراحت هستیم و مرگ صادق برای مان خیلی گران تمام شده است.از همه مردم مهاباد به خاطر ابراز همدردی با ما و شرکت در مجلس ختم فرزندم قدردانی می کنم و همه مهابادی ها را به آرامش
به نوشتن پناه بردم
روز می گویم: آقا نخواستم. ... به گزارش بولتن نیوز به نقل از جام جم آنلاین، حالا چرا حوصله قطب الدین صادقی از روزگار سر رفته و خلق اش تنگ، به مرکز آموزشی و تالار تئاتری برمی گردد که راه اندازی کرده و اما با مشکلات مالی زیادی روبه رو شده است و اکنون دست تنها باید از عهده بدهی های خیلی زیادی بربیاید و کسی نیست یاری اش کند؛ نه می شود از دوست و آشنا توقع داشت و نه دولت کمکش می کند وام کم
نگاهی به آثار آلبر کامو در زادروزش
، کارمند الجزایری است که از سرنوشت خود در زندگی خسته شده است. او مرد کهنسالی با نام زاگرس را ملاقات می کند که او را کشته و از وی دزدی می کند. پول مورسو را از زندگی همراه با مشقت کارمندی می رهاند و او زندگی در سفر را آغاز می کند. او ناراضی به الجزیره باز می گردد تا زندگی لذت جویانه ای با سه دختر جوان داشته باشد. هر چند زندگی باز هم در خوشنودسازی او شکست می خورد. در نهایت او خلوت را برمی گزیند و خوشحالی
خواهر، برادر متهم به قتلش را بخشید
کردند تا اینکه پسر 19ساله او 2روز بعد به اداره پلیس رفت و به قتل پدرش اقرار کرد. او گفت: مادرم 3 ماه پیش به خاطر رفتارهای بد پدرم فوت شد. درواقع از دست پدرم دق کرد. از همان زمان در فکر انتقام از پدرم بودم چراکه او را مقصر اصلی مرگ مادرم می دانستم. تا اینکه شنیدم پدرم قصد ازدواج دارد. همین شد که نقشه قتل او را کشیدم. وی ادامه داد: روز حادثه (14مهرماه) سراغ پدرم رفتم. او در حال استراحت بود که
سرنخ تازه در پرونده جنایت آتشین
به گزارش شریان نیوز ،به نقل از همشهری، ساعت 7:40صبح شنبه 13آبان رهگذری هنگام عبور از خیابان اشرفی اصفهانی، کوچه شقایق چشمش به جسد سوخته ای افتاد که داخل جوی آب افتاده بود. وی بلافاصله با پلیس تماس گرفت که طولی نکشید مأموران کلانتری 140باغ فیض در محل حاضر شدند. بررسی ها نشان می داد که مرد جوان به قتل رسیده و بعد از جنایت قاتل یا قاتلان جسدش را به آتش کشیده اند. در ادامه ماجرا به قاضی
جنایت عجیب و هولناک دو خواهر که فرانسه را تکان داد! +عکس
اضافه شد و خانم لنسلن را گرفت کریستین به او دستور داد که چشمه ای خانم را از حدقه درآورد. سپس کریستین به آشپزخانه رفت و چاقو و چکش آورد. به محل حادثه رفت و دو خواهر، مادر و دختر را له ولورده کرده و سپس قطعه قطعه کردند. خواهران وحشی از یک پارچ آهنی که روی میز بود برای له کردن سران دو زن نگون بخت استفاده کردند. کارشناسان تخمین زدند که پروسه ی این جنایت حدود سی دقیقه به طول انجامیده است. اما در
پنج قاره
ارتباطی موجب بروز اختلال در رفت وآمدها در چندین استان ویتنام شده است. این در حالی است که ماه گذشته وقوع سیلاب در شمال ویتنام بیش از 80 کشته بر جا گذاشت. مادر آمریکایی 2 فرزندش را کشت یک مادر آمریکایی اهل ایالت تگزاس متهم به قتل دو دختر پنج و هفت ساله اش شد. او زمانی که فرزندانش در خواب بودند، به سمت آنها شلیک کرد و بعد از شلیک گلوله به همسرش گفت که بچه ها را کشته است. سارا هندرسون
چرا برخی از مجرمان بعد از سال ها عذاب وجدان تسلیم قانون می شوند؟/این خون پاک نمی شود
. اواسط اردیبهشت ماه سال جاری هم مرد جوانی با مراجعه به دادسرای مشهد به کودک آزاری و قتل یک دختربچه 5ساله اعتراف کرد. این مرد که عذاب وجدان را دلیل اصلی معرفی خود عنوان می کرد، در اعترافاتش به بازپرس گفت: روز حادثه در خانه بودم که با همسرم بحثم شد. چند روزی بود که بیکار بودم و همسرم بر سر این مسأله با من مشکل داشت. وقتی دعوایمان شد، رقیه از خواب پرید. او جیغ می کشید و گریه می کرد. عصبانی شدم و
خداحافظی از زندگی باکلاس مرد بازنشسته تهرانی + عکس
برای حفظ زندگی تان باقی نمانده؟ نیره می گوید: آقای قاضی همسر من حاضر نیست به خاطر من هم که شده کمی دست از کلاس رفتن بردارد. من هم یک زن هستم و هر روز در خانه تنها هستم و از لحاظ مالی در مضیقه ام. اما همسرم این ها را درک نمی کند. برای همین فکر می کنم بعد از چندین سال تردید برای طلاق دیگر وقت آن است که برای زندگی ام یک تصمیم جدی بگیرم. با اصرار نیره و احمد برای صدور طلاق توافقی، قاضی گل آور حکم طلاق را صادر می کند.
ذره بین
. با ادعای این پسر تیمی از ماموران پلیس ماموریت یافتند تا راز این پرونده مرموز را کشف کنند. 2روز از این ماجرا گذشته بود که پسر جوان به جنایتی تلخ در خانه شان اعتراف کرد. رضا این بار در اعترافاتش گفت: 4ماه قبل مادرم به دلیل بدرفتاری های پدرم به کام مرگ فرو رفت و از همان زمان به دلیل کینه ای که از پدرم داشتم، تصمیم به قتل او گرفتم و مدت ها بود که به دنبال فرصت می گشتم تا نقشه ام را اجرا کنم. روز
کیخسرو پورناظری: پدرم گفت مردم قدر هنر را نمی دانند و به تو به چشم مطرب نگاه می کنند
مضراب می زد و سهراب آهنگ ها را. بدون اینکه حرفی بزنم؛ ساز دستشان دادم. خیلی هم آسیب زدند؛ تهمورس همان ویولونی که یادگار مادرم بود، دو تکه کرد. یک تار کوچک داشتم که اولین مشق های تار را با او کرده بودم که سهراب آنقدر آن را به در و دیوار زد که چند تکه شد. البته درستش کردم. در خانواده ی من کمتر شبی بود که نوازنده های گروه و دوستانمان در خانه مان نباشند. همه بودند. دوستانم قبل از شمس؛ بعد هم که
این زن ارواح را دیده و با آنها صحبت می کند! + عکس
/> چند سال بعد در دوران نوجوان ی ام باز هم این اتفاق تکرار شد ، مردی بلند قد هرشب اطراف خانه ی ما وسایل حیاط را جابه جا می کرد ، ابتدا هیچ کس به این جابه جایی دقت نمی کرد تا اینکه یک شب او را بازهم دیدم و روز بعد برای مادرم تعریف کردم ؛ او برای آنکه مرا متقاعد به اشتباهم بکند تا از این افکار دور شوم گفت امشب همه چیز را کنترل می کنیم تا مطمئن شویم. نیمه های شب باز هم مرد قد بلند را دیدم و