سایر منابع:
سایر خبرها
کریمی: پرویز مظلومی اشکم را درآورد
. *برگشتی استقلال که طعم قهرمانی در لیگ را بچشی ؟ بله هر کس آن روزها راجع به استقلال صحبت می کرد حرف از قهرمانی زودهنگام این تیم می زد چون تیمی داشتیم که به راحتی آب خوردن می توانست چند هفته زودتر جشن قهرمانی بگیرد. چند هفته ابتدایی هم فوتبال خوبی بازی کردیم و همه چیز روبراه بود اما یکی، دو باخت بعد از بازی با نفت و بدشانسی و اشتباهات فردی گریبان گیر ما شد تا نتوانیم به آن چه می
با چشمانم دیدم که شاهرودی به تقلید صدای دایی خندید
و خودمان ناراحت شدیم. می گفتند به سامان گفته بودیم چنین کاری نکند. کارگردانی که خودش پشت صحنه کلی می خندید، گفته بود من مخالف بودم چنین برنامه ای اجرا شود. برای قسمت دوم خندوانه دوستان با من تماس گرفتند که برگرد ولی من قبول نکردم. یک جورهایی پل های آینده را جلویم خراب کردم ولی حداقل نان دلم را می خورم. مشکلی برای تقلید صدای علی دایی نداری؟ نه، مشکلی ندارم. علی آقا هم می گفت مشکلی
امیرحسین صادقی زیرآب رحمتی را زد تا کاپیتان شود
پیش می برد. این ها به رفاقت و رفت و آمدهای تو و مهدی به مشهد ربطی ندارد؟! شما در حالی در مورد ماجرای رفت و آمدهای ما به مشهد صحبت می کنید که خود مهدی هرگز در این مورد صحبت نکرده و اولین بار فتح ا...زاده در یک برنامه تلویزیونی در مورد این ماجرا صحبت کرد و از آنجا بود که همه متوجه ارادت عجیب و شدید مهدی به امام رضا(ع) شدند. یادم هست که در آن برنامه در مورد دستمزد رحمتی صحبت می
صحبت های مرا در خندوانه سانسور کردند!
از حضور شما در خندوانه راضی بود. جناب خان لطف دارد و همان طور که دیدید خاطره های عجیب و غریبی در مورد من تعریف می کرد. چند تا خاطره و ماجرای اساسی از ما تعریف کرد که کلی خوشم آمد. البته شنیدیم که بعضی از صحبت های شما را در خندوانه سانسور کرده بودند. بله بعضی از صحبت های من سانسور شده بود و شنیدم که آنها را بریده اند تا مردم نبینند... نامردها! چطور؟
در خندوانه دیشب چه خبر بود؟
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی قم فردا ، شب گذشته برگی دیگر از دفتر خندوانه به همراه مهمانان و اتفاقات خاص خودش ورق خورد، شبی که این بار در آن پر بود از حرف های قشنگ و دلنشین... . جوان ابتدا شادی برنامه را به همه ی کسانی که با داشتن یک عالمه مشکل هنوز بلدند که لبخند بزنند و مثبت فکر کنند، تقدیم کرد و بعد از 20 ثانیه خنده ای که همراه با حاضران انجام شد، گفت: ما دیدیم که واقعا خنده ی مصنوعی
صرفا جهت اطلاع!
صرفا جهت اطلاع پخش شد ، گله نکنیدا .... از ما گفتن بود . داغ ترین صحبت هفته صرفا جهت اطلاع هم مربوط میشد به خاطره جالب آیت الله مهدوی کنی از اتوبوس سواری که آنرا در جمع طلاب حوزه مروی نقل کرده بود . آیت الله مهدوی کنی گفت : در زمان رژیم سابق که جوان بودیم ، گاهی ما را سوار ماشین شخصی نمی کردند. سوار اتوبوس می شدیم یک خانم آن طرف، یک خانم این طرف، یک دفعه ترمز می زد می افتادیم در دامن
انواع کاندوم مردانه و کاندوم زنانه +عکس و آموزش
شده که با رطوبت بدن انسان شروع به گرم شدن می کنند و این میتونه حس شما رو در هنگام رابطه جنسی زیاد کنه. البته بعضی ها خودشون دارند در آتیش درونی خودشون میسوزند و نیازی به استفاده از این نوع کاندوم ندارند. کاندوم های خوراکی ! این کاندوم ها رو که در ایران هم گیر نمیاد فقط برای تفریح و خنده درست کردند چون طرف میتونه کلا بخورتش ! این کاندوم ها در کنار خورده
من،اسدالله عسگراولادی یک کاسب جزء هستم
هم هستند. در کشور 5 تا 6 هزار نفر از من ثروتمند تر هستند. من اصلاح می کنم. در اتاق بازرگانی 5، 6 نفر از من دارایی شان بیشتر است. یعنی قبول ندارید در میان افراد ثروتمند هستید؟ من اصلا ثروتمند نیستم. من یک تاجر کوچکی هستم. در حد خودم و در اندازه یک تاجر کوچک به نیاز دیگران احتیاجی ندارم وگرنه اصلا ثروتمند نیستم. من چیز اضافی ندارم. من نه سرمایه کلان دارم و نه ثروتمند هستم. آن صحبت من
خواننده محبوب پاپ،یک استقلالی 4 آتیشه + عکس
با شما دوباره بیان کردم. چقدر اهل توپ و فوتبال و جنجال هایش هستی؟ دروغ نمی گویم فوتبال را دوست دارم ولی جنجال و حاشیه را نه، چون بیشترین صدمه ای که یک فرد می تواند بخورد از حاشیه است. روپایی چند تا می زنی؟ فکر کنم قصد دارید اذیتم کنید. (با خنده) اصطلاحا با شورت ورزشی عکس داری؟ اگر قول می دهید دیگر به این سمت از سوال ها نروید همین
پورحیدری: اگر پول و امکانات باشد، ستاره سوم هم می آید / فیلم بازی های بنگلادش را نمی بینم تا خاطراتش ...
. این شد پاداش قهرمانی استقلال. آن موقع بچه ها اصلاً مادی فکر نمی کردند. شما در بنگلادش قهرمان شدید؛ در همان مقطعی که حجازی فقید در تیم محمدان این کشور مربیگری می کرد. بله، اتفاقاً با محمدان هم بازی کردیم و یک- یک شدیم. ناصر واقعاً کمک حال مان بود. اصلاً در آن مقطع با ما زندگی می کرد و خیلی در بنگلادش کمک حال مان شد. روحش شاد. واقعاً کمک مان کرد. از آخرین قهرمانی استقلال در
خاطره جالب خداد عزیزی از سرعین+فیلم
به گزارش خبرنگار ،به نقل از چشمه لر ، خداداد عزیزی که در برنامه خندوانه حضور یافته بود درباره اینکه خوش اخلاق است یا نه اظهار داشت: من در زمین خوش اخلاق نیستم اما بیرون با خانواده و دوستان خوش اخلاقم. فوتبالیست ها نباید زیاد خوش اخلاق باشند. وی درباره اینکه چه حرفی درباره بازی ایران و استرالیا دارد گفت: چی بگویم؟ 18 سال است از آن بازی می گوییم. در بحث فوتبالی، فوتبال ما چیزی نداشته است
فیلم: لیونل مسی در تبلیغات تلویزیونی
از راه می رسد و از مسافر جوان ما می پرسد که آیا بستنی میل داری؟ کودک، بدون توجه به مسی و برایانت، به سمت ظرف بستنی می رود... . این همه، یک تبلیغ ویدئویی معروف و نوستالژیک ترکیش ایرلاینز با حضور دو ستاره فوتبال و بسکتبال بود که با مخاطبان زیادی همراه شد. (دو فریم از تیزر تبلیغاتی ترکیش ایرلاینز – 2011 میلادی) یک ویدیوی ساده از لیونل مسی بازگشتی موفق را برای Turkish Airlines در
گفتگو با همسر و دختر شهید رحیمی/ شهید رحیمی خود را نه رایزن فرهنگی که مبلغ انقلاب می دانست
/> این کلاس ها پوششی بود برای این که مردم را به کلاس ها جذب کنیم و در کلاس ها از امام (ره) و انقلاب صحبت شود؛ شهید رحیمی از کم ترین فرصت ها برای معرفی انقلاب و امام (ره) بهره می گرفت؛ کلاس ها به اندازه ایی شلوغ می شد که در چند نوبت در صح و بعد از ظهر برگزار می شد؛ در اولین 22 بهمن در مولتان مراسم دهه فجر داشتیم و این مراسم با برنامه ها بسیار پرباری برگزار شد؛ در دهه فجر هر روز نمایشگاه برپا بود و
دختر بلاروس، عاشق تاریکی و افتخار، زیر پرچم ایران
فوتبال هم کل کل می کنید، کری می خوانید؟ جیم: پیمان: من فوتبالی نیستم، اما استقلال را دوست دارم و دوستانم هم بیشتر پرسپولیسی اند از جمله حسین ماهینی که همشهری هم هستیم. سین: فوتبالیست محبوبتان کیست؟ جیم: پیمان: مجاهد خزایرابی که الآن بازی نمی کند. سین: خانم رجبی شما پرسپولیسی را می شناسید؟ جیم: لیلا: بله، علی کریمی. سین : الگوی
بعد از کنکور، یک دست فوتبال جانانه زدیم!
بودند. گاهی اوقات وقتی تلویزیون برنامه مورد علاقه مان را پخش می کرد، با وجود علاقه زیاد سعی می کردیم از ثانیه ها بهترین استفاده را ببریم و یک گام به موفقیت نزدیک تر شویم. بهترین زمان تفریح ما نماز مغرب و عشا بود. لحظاتی قبل از اقامه نماز در مسجد حاضر می شدیم و پس از به جا آوردن نماز با دوستان و هم محله ای ها کمی صحبت می کردیم. بارها پای خاطرات پدر از دوران 8ساله اسارت نشستیم. پدر سختی های زیادی را
از بی پولی جلوی باشگاه خوابیدم و مردم برایم پول روی زمین ریختند
ماه عسل چقدر روی نگرش مردم نسبت به تو تاثیر داشت؟ این برنامه فرصت خوبی برای من، رحمتی و رضا عنایتی ایجاد کرد که به مردم نشان دهیم بازیکنان پول مفت نمی گیرند. در آن برنامه همه سختی هایی که در راه رسیدن به موفقیت سپری کردم را گفتم و نگفتم که این موضوع برای من افت دارد. آیا خاطره ای وجود دارد که از آن برنامه جا مانده باشد و هنوز جایی نگفته باشی؟ من به مهدی گفتم تو
کیایی: ما هیچ عقده ای از آقازاده ها نداریم فقط نقدشان کردیم
که من نقش حامد کمیلی رادوست دارم که البته می دانم آنقدر به من لطف داشتند که حتی اگر همین را می خواستم شاید همان نقش را هم به من می دادند (چون آن زمان هنوز حامد کمیلی نیامده بود). ولی من گفتم نقش براتعلی را دوست دارم. گفت اما بهروز اصلا اینطور درمورد تو فکر نکرده. گفتم: من این نقش را دوست دارم، می شود بیایم و صحبت کنیم؟ گفت: بیا. آنقدر با انرژی رفتم و با بهروز در مورد این نقش صحبت کردم
خنده های سوشا پس ازدیدن موتورسواری که عدد 4را نشان داد
بیرون منتظر آژانس هستم که سر تمرین بروم. قبل از تماس شما یک پیک موتوری از جلوی من رد شد و با ادا و شکلک شماره 4 را نشان داد! لابد استقلالی بوده است. واکنشی نشان ندادی ؟ حتماً استقلالی بوده ولی واکنشی نشان ندادم. اتفاقاً کلی با هم خندیدیم. طرف وقتی خنده مرا دید خودش هم خنده اش گرفت و صحنه جالبی به وجود آمد! انصافاً ناراحت نشدی؟ نه بابا! نمک فوتبال همین کری های آبی
100 دانستنی جذاب پیرامون مغز انسان
بلند بخوانید: بلند بلند خواندن و بلند بلند صحبت کردن با بچه ها می تواند موجب ترغیب و رشد بیشتر مغز آن ها شود. احساسات: ظرفیت احساساتی نظیر شادی، سرخوشی، ترس و خجالت فرد از همان زمان تولد در وی به وجود می آید. سبک خاص بزرگ کردن بچه ها به هر چه بارورتر شدن یا سرکوب این احساسات می انجامد. نخستین حس: نخستین حسی که در آدمی شکل می گیرد حس لامسه است. از هفته ی هشتم لب ها و گونه ها و تا هفته ی
خدا نگذرد از مادرم من را شوهر داد به یک مرد 40ساله
نداشتم که بدهم. سراغ بچه هایم نمی روم. دلم که خیلی تنگ بشود، می روم از دور نگاهشان می کنم. زن دارند، شوهر دارند. ولی آنها بدون من خوشبخت ترند. دلم نمی خواهد از عروس و داماد، یا حتی بچه های خودم کنایه و سرزنش بشنوم. زندگی ام هر گندی که بوده، مال خودم بوده. از خودم مایه گذاشتم. از دیوار کسی هم بالا نرفتم. حالا روزگارم اینه، هست دیگر، چه کنم. امروز اگر شما نبودید من را ببرید بیمارستان، تا حالا صد دفعه از تب مرده بودم. می مردم. راحت می شدم به خدا. برای کی مهم است مگر؟ بود و نبود من.
راز لبخند شهید در زیارت عاشورا
ماهه بود که به شهادت رسید و از نکات جالب توجه شهادت سید رسول این است که وی دقیقا در روزی که بدنیا آمد در همان روزهم به شهادت رسید. همسرم باید خواهر شهید باشد آقا رسول بیشتراوقات بدلیل مسئولیتی که داشت در اهواز بود تا اینکه یک روز آمد یزد و به مادرش گفت من می خواهم ازدواج کنم مادرش گفت پسرم شما که بیشتر اوقات جبهه ای و اینجا نیستی کدام خانواده ای با شرایط شما کنار می آید و به
شهرام قائدی یک پدر پر مشغله
: (خنده فراوان) هر شب قبل از خواب طوری به من ابراز علاقه می کند که به او می گویم مگر می خواهی بروی سفر؟! در چند مرحله مرا می بوسد و می گوید که دوستم دارد. این کاری است که هر شب انجام می دهد. البته شب هایی که سرکار هستم و گاهی شده که دیروقت به خانه می آیم و سارینا خواب بوده و ناگهان بیدار می شود، در همان حالت خواب و بیداری می گوید: بابا دوست دارماااا. یک بازیگر برای یک خاندان
مطهری:با صادقیان حرف هم نمی زدم اما او عوض شده
برایش افتاد و فرصت عرض اندام در لیگ را پیدا کرد و گفتند او قرار است پدیده فوتبال ایران شود؟ (خنده) هیچ کس به ما پدیده نگفت تا بعد از این مراسم. اما رسانه ها بارها به این مساله اذعان کردند؟ دقیقا حرف شما را قبول دارم و به جز رسانه ها، کارشناسان روی این مساله مانور ندادند. شاید یکی از دلایل آن نبودن پخش مستقیم بود که چندین گل و پاس گل های من نمایش داده نشد و به خوبی به چشم نیامد
قزوه: دیدیم کسانی که با امریکا قهوه خوردند چه برسرشان آمد
/> مانند ابرهای بهار اشک ریخت مانند ابرهای بهار بی قرار بود سی سال اگه چو عمر کمی نیست بی گمان این بهترین هدیه آن انتظار بود... زخاک تیره ولی استخوان در آوردیم سعید بیابانکی دیگر شاعری بود که در جمع شاعران حضور داشت و او همان شاعری بود که به گفته مجری برنامه ، به هنگام قرائت این شعر در محضر مقام معظم رهبری ، مورد تفقد و توجه ایشان قرار گرفت.این شاعر شعر میان خاک سر
اکبرآقا آمده تا مازندران را لیگ برتری کند !
می کند برای من بوی همان شموشک را می دهد که همه چیزش نو و تازه است از ساختمان اداری بگیر تا تفکرات لیگ دویی بازیکنان و ... به همین خاطر کار خیلی سختی در پیش دارم تا از صفر همه چیز را شروع کنم. *با توجه به اینکه بچه شمال هستید، به نظر بهترین موقعیت نصیبتان شد. (با خنده) البته من مشهدی هستم چون خانمم بچه مشهد است اما گذشته از شوخی من همیشه دوست داشته ام که در شمال مربیگری کنم چون اینجا
لحظه های شاد جبهه + تصاویر
! جسارتاً شما جلو راه بیفتید، ما هم پشت سرتان؛ توی دلم گفتم؛ دارم برات عباس! نخستین بارم بود که سوار چهارپایی مثل قاطر می شدم، دو نفر کمکم کردند که سوار بشوم، نیروها هم هر کدام سوار قاطرهاشان، دنبالم، عباس با طناب سر قاطرم را گرفته بود، بدون آن که کسی از بچه ها متوجه حرف هایش بشود، آمد جلو و دم گوشی گفت؛ حامی! خُب، یاد گرفتی حالا؟ سر طناب را می دهم دست خودت، از اینجا به بعد را باید خودت برانی، یک
وحید قلیچ: پرسپولیس کاروانسرا شده!
برنج به بازیکنان می داد اما نمی گذاشت کسی از بیرون تیم بیاید و پول بدهد. به ما می گفت شما گداهای سربلند هستید. من هنوز هم همان اخلاق را دارم. الان با موتور می آیم و می روم اما هیچ وقت دست دراز نکردم پیش کسی. هیچ وقت نشده بروم سر راه مدیرعامل سبز شوم. همه بچه های آن دوره همان جوری مانده اند. هنوز هم همان گداهایی سربلند علی پروین ایم. دو بار عمل قلب باز انجام دادم ولی یک بار هم نشد بگویم
گفتگو با هنرمند کلاله ای /مجتبی طالبی صدای کلاله در گلستان
رسانه ملّی نمی شدی،چه شغلی را دوست داشتی؟ خدمت در کمیته امداد امام خمینی(ره) را دوست داشتم و دوست دارم و هنوز با خاطره ی زندگی با مددجویان(خصوصاً هنرجویان کانون ولایت کمیته ی امداد کلاله)زندگی می کنم.البتّه با این نهاد همکاری را قطع نکرده و از طریق برنامه ی "مهرماندگار" در رادیو گلستان،خود را امدادگر می دانم. *یک روز کاری تان چطور می گذرد؟ صبح ساعت 9 اداره می