سایر منابع:
سایر خبرها
حاج احمد با شهادت بازنشسته شد
در آنجا می ماند. در جوار امامزاده همسر شهید در مورد خصوصیات اخلاقی حاج احمد می گوید: همسرم با وجود مشغله و مأموریت هایی که داشت، هر وقت برمی گشت در امور خانه کمکم می کرد. همه خریدها و کارهای بیرون از خانه را هم انجام می داد. حاجی در زندگی اش دو بار به حج رفت. یک بارش را من همراه ایشان بودم. کلاً به زیارت ائمه علاقه زیادی داشت و هر سال دو مرتبه به پابوس آقا امام رضا(ع) می
محمد جوانی بی کینه مهربان و دلسوز بود
شکوفه زمانی محمد فقیری از رزمندگان لشکر فاطمیون بود که به دور از خانواده سال ها در ایران زندگی کرد و از همین جا راهی جهاد در سوریه شد. محمد که طعم غربت و تنهایی را چشیده بود، در هفدهم مردادماه 1396 سرش توسط تروریست ها بریده شد. محمد در همان عملیاتی به شهادت رسید که شهید حججی طی آن به اسارت درآمد. گفت و گوی ما را با محمد اسحاق اصغری، پسرعموی پدر شهید که از معدود اقوام محمد در ایران است
پدر و پسری که برای شهادت از هم سبقت گرفتند
به گزارش بلاغ ، آنقدر آرام و متین و شمرده شمرده صحبت می کند که در برخورد اول باور نمی کنیم که او به تازگی داغ پدر دیده است، از برادر که حرف می زند جایی از صحبت ها لحنش عوض می شود و آهنگ کلامش تغییر می کند، می گوید مهدی برای ما خیلی عزیز بود، بین سه خواهر و چهار برادر مهدی پسر اول خانه و عزیزدردانه مادر و رفیق خواهر بود، آنقدر که حتی بعد از گذشت دو سال از شهادتش، وقتی از برادر صحبت می کند تغییر
بیرانوند: با کی روش، نه رونالدو ترس دارد و نه حتی اسپانیا/ از عشایرم و دنبال زرنگ بازی نیستم
باشد. شماره یک تیم ملی و پرسپولیس شدن شوخی نیست... قبول دارم. باید بیشتر مراقب باشم. آتو دست کسی ندهم و از این ماجرا درس بزرگی گرفتم. راستی بارانا و طاها چطورند؟ دختر و پسرم همه دل خوشی من هستند. طفلکی خانواده ام این مدت خیلی اذیت شدند. بارانا متوجه می شود که پدرش فوتبالیست ملی پوش و بزرگی است؟ هنوز خیلی نه، ولی طاها خیلی باهوش و فهمیده است
دوازده هزار سکه مهریه که زوجی را به دادگاه کشاند
مرد شدم به کلی طرح و برنامه راه اندازی شرکت رؤیایی ام به هم ریخت و هیچ یک از خانواده ها حمایتی نکردند تا اینکه سال دهم ازدواجمان قهر کرد و به خانه پدرش رفت. در این مدت حتی یک ریال هم خرجی نداده. از آن روز تا به حال پرونده های متعددی علیه هم در دادگاه های خانواده درست کردیم تا به این نتیجه رسیدیم که بهتر است به طور توافقی از هم جدا شویم. خصوصاً بچه ای هم نداریم. قاضی گل آور نگاهی به پرونده
خواب مادر شهید و بازگرداندن مدال علیرضا کریمی!
پس از اهدای این مدال با تمجید از مقام شامخ شهدای مدافع حرم گفت:این مدال با ارزشترین مدالی بود که دریافت کردم چرا که اولین مدال من در رویدادهای بین المللی بود. اما علیرضا کریمی کشتی ایران دوسال پیش نیز مدال طلای خود در کشتی آزاد جوانان آسیا را به خانواده شهید امر به معروف و نهی از منکر کرج شهید محمود توفیقیان اهدا کرد. دو روز بعد از این اقدام ارزشمند علیرضا کریمی، پدر و مادر
ناپدید شدن مرموز 5 کودک خردسال در انزلی +عکس و فیلم
به یکباره ناپدید شد و جست وجوها برای یافتن او بی نتیجه ماند تا جایی که با گذشت 8ماه همچنان اثری از این کودک 4 ساله به دست نیامده است. مادر جوان درحال شیردادن به دختربچه یک سال و 6 ماهش بود که خبر ناپدیدشدن حسین رسید. همه سراسیمه بودند. هر کسی به سویی می رفت اما هیچ اثری از حسین نبود. پدر حسین که هنوز منتظر خبری هرچند کوتاه از تنها پسرش است، می گوید: حوالی ظهر 13فروردین ماه به همراه خانواده
زندگی با یک کودکِ در خودمانده!
ساعت آموزش توان بخشی ببیند که نیمی از آن در کلینیک و نیمی در خانه صورت می گیرد و با هزینه های زیادی حدود یک میلیون و پانصد تا سه میلیون تومان در ماه همراه است که در توان همه خانواده ها نیست. توکلی با بیان این که حتما باید خانواده ها، پدر و مادر و حتی خواهر و برادر کودک اتیستیک هم آموزش و مشاوره ببینند، می افزاید: شرایط کودکان اتیستیک و 25 ساعت توان بخشی در هفته باعث مشکلاتی در خانواده می شود که
خوابی برای بخشش قاتل مامور پلیس
پیاده شدن از ماشین با پای پیاده به فرار خود ادامه دادند و استوار احمدی به تعقیبشان پرداخت. او به چندقدمی متهمان رسیده بود اما ناگهان یکی از آنها به نام حجت، اسلحه اش را بالا گرفت و با شلیک دو گلوله به پا و قلب مامور، او را به شهادت رساند و متواری شد. دستگیری قاتل سه سال پس از حادثه، متهم متواری در جریان یک سرقت دستگیر شد و در بازجویی ها به قتل مامور پلیس اعتراف کرد. او در جلسه
روایت طلبه عضو فاطمیون و غیرتمندی سومین شهید خانواده افغانستانی
در اینجا ادامه داد. دو سالی بود که در قم درس می خواند. زیارت کربلا و مشهد هم رفت. 20 سال داشت که به شهادت رسید. او ادامه می دهد: طلبه بود و در قم درس می خواند. سه ماه تعطیلی بود که رفت سوریه تا در جهاد آنجا شرکت کند و در نهایت به شهادت رسید. به ما نگفته بود که به سوریه می رود. من در افغانستان بودم و از جزئیات اطلاع نداشتم. پسرم دفاع از حرم حضرت زینب(س) را دوست داشت و آن را انتخاب کرد و به شهادت رسید و شهید شدنش در این راه برای ما هم افتخار است.
مراسم رونمایی از سردیس جوان ترین مدافع حرم دانشگاه برگزار می شود
: با گوشی خودم نمی توانم به کسی زنگ بزنم. این کار را کرد تا من متوجه موضوع نشوم و کسی من را خبردار نکند. منزلمان هم تلفن ثابت ندارد و با خیال راحت بیرون رفت . وقتی شنیدم مصطفی مثل علی اصغرِ امام حسین(ع) شهید شده، آرام شدم همسرم به همه اطلاع داده بود و خواسته بود به من حرفی نزنند و به همراه خانواده خواهرم، همه مقدمات را آماده کرده بودند و به معراج شهدا رفته و پیکر پسرم را دیده
دیگه بچه نمیخوام، انگار رو ابرام
لذت ببرم و قدردان آن چه که دارم باشم یعنی دو فرزند سالم و بی نظیر. پذیرش یکی از دوستانم سه بچه دارد و هنوز خودش و همسرش در مورد اینکه چهارمین بچه را داشته باشند یا نه مطمئن نیستند و هر چند وقت یک بار در مورد آن در خانه رای گیری می کنند. اما من نه. من دیگر می دانم که بعد از فرزند دوم کار تمام است و حالا دیگر می توانم به آینده چهار نفرمان به عنوان یک خانواده فکر کنم. من تصمیم خودم و همسرم را می پذیرم و بسیار از این تصمیم خوشحالم.
مصاحبه تفصیلی علامه کورانی/ ایرانیان اصلی ترین یاران امام زمان(عج) هستند/ فرمانده کل قوای حضرت حجت، ...
علامه کورانی مصاحبه کرده است و گفته است که بعد از مرگ عبدالله پادشاه عربستان ظهور نزدیک خواهد بود؛ و شما از ایشان ناراحت شدید. بفرمایید ماجرا از چه قرار است. بله درست است. روایتی داریم که از نظر من معتبر است. در روایت آمده است شاهی در عربستان به نام عبدالله خواهد آمد و بعد فوت خواهد کرد و بعد بر سر قدرت اختلاف میان خانواده اش رخ می دهد و حکومت شان فقط یک سال عمر می کند و بعد حضرت ظهور
ملاقات خوبی با وزیر ارشاد داشتم/ قصه های مجید را قرار بود داریوش فرهنگ بسازد
زندگی اش گفت: من دو فرزند دارم، پسرم اول دبستان است و دخترم هم یک سال و نیم دارد. من امروز بافق یزد بودم و مردم برای شما خیلی دعای خیر کردند و همچنین برای بی بی که ان شاءالله روحشان شاد باشد. این قدردانی مردم بزرگترین سرمایه ما است و باعث می شود بدانیم زحمتمان هدر نرفته است. می گویند که فلان فیلم را 35 روزه "جمع کردند"! می گویم مگر زباله است که جمعش می کنند؟ پوراحمد هم
زندگی سخت قربانیان
موقع من و برادر کوچکترم مبتلا به ایدز شدیم؛ امیر خونریزی شدید معده داشت، آزمایش دادیم، گفتند کل خانواده باید آزمایش دهند، جواب آزمایش که آمد، فهمیدیم که من هم مبتلا به ایدز شده ام، دو، سه سال بعدش حدود سال 70 بود که امیر به خاطر بیماری ایدز، جانش را از دست داد. او نخستین قربانی مبتلا به ایدز در پرونده فرآورده های خونی آلوده بود. وقتی فوت کرد، تازه متوجه شدیم که مبتلا به ایدز بود، آن موقع جواب
سقوط یک فرشته
مردم نیوز : به نقل از پایگاه خبری پلیس، اسمم فرشته است 21 سالمه و سه فرزند دارم، در فرهنگ ما رسم بر این است که دختران را در سن پایین شوهر می دهند و متاسفانه این فرهنگ غلط تا کنون ادامه داشته است. دختران خانواده ما نیز از این قاعده غلط مستثنی نبودند. 12ساله بودم که پدرم مرا شوهر داد، تو سن پایین هیچی از زندگی و رابطه زناشویی نمی دانستم، حتی زمان ازدواج به سن بلوغ هم نرسیده بودم. شوهرم 7 سال
سریال گرفتن پول های اجباری از دانش آموزان در مدارس ماهنشان
محصل دارم که هر از گاهی مدارس به بهانه های مختلف از جمله، پول برگه های امتحانی، پول بیمه، کمک به مدرسه و یا هر فعالیت علمی یا غیره که در مدرسه دارند از بچه هایمان پول می خواهند. وی افزود: اخیرا از دخترم 20 هزار تومان و از پسرم 60 هزار تومان هزینه برگه های امتحانی خواستند و در روزهای گذشته هزینه های کمک به مدرسه و ... هم خواستند که بااین شرایط بد اشتغال و نبود کار خصوصا برای کسانیکه که شغل
مرگ نخل ها مرگ سرزمین شادگان است
از ارزش بسیاری برای اهالی شهرستان شادگان و مردم خوزستان برخوردار است به گونه ای که آن را مقدس می دانند و اگر این درخت قطع شود گویی یک انسانی به قتل رسیده است. شاوردی نخلدار روستای شاورد شهرستان شادگان با بیان اینکه 35 سال است نخلستان دارد، می گوید: 250 نخل بزرگ و نهال در نخلستان دارم، از این درختان نخل 300 محصول از انواع نخل استعمران، گنتار و غیره را تحت پوشش دارم. با احتساب برداشت
منتخب بهترین حکایت ها از گلستان سعدی
همی گفت: چه بودی گر من آن درخت بدانستمی کجاست تا دعا کردمی و پدرم بمردی. خواجه شادی کنان که پسرم عاقل است و پسر طعنه زنان که پدرم فرتوت. سال ها بر تو بگذرد که گذار نکنی سوی تربت پدرت تو به جای پدر چه کردی خیر؟ تا همان چشم داری از پسرت *** روزی به غرور جوانی سخت رانده بودم و شبانگاه به پای گریوه ای سست مانده. پیرمردی ضعیف از پس
رنگ آمیزی قبور شهدا و دل هایی که رنگ تازه می گیرند
که در گروه تفحص بود شهیدی را به من معرفی کرد که بعد از 13 سال بدون کوچک ترین پوسیدگی او را از زیر خاک بیرون آورده بودند، حتی خون او هم خشک نشده بود. نام این شهید داریوش نویم بود که او را به عنوان برادر معنوی خود انتخاب کردم. شهید نویم شخصیتی چون مجید اخراجی ها داشته است که در جبهه متحول و ساخته می شود و سپس به شهادت می رسد. اما آنچه او از رفت و آمدهای زیاد در گلستان شهدا و در میان خانواده های شهدا
پسرم یادم می آید، جوانی و قد و قامتش! فرزندی که آبرومندانه و با لیاقت باشد سال ها که استخوان هایش هم تکه ...
شود. از خدا و حضرت زینب(س) می خواهم پیکر پسرم برگردد تا مزاری باشد برای تسلی دلم پسرم 17 اردیبهشت سال 95 در منطقه خان طومان به شهادت رسید اما پیکرش برنگشت. خواسته ام از خدا و حضرت زینب(س) و همه کسانی که ابرویی پیش خدا دارند این است که پیکر پسرم برگردد تا حداقل یک مزار باشد برای تسلی دلم. شب ها از خواب می پرم و به این فکر می افتم که پسرم چه سر و رویی داشتی! چه خوبی هایی داشتی
زندگینامه امام صادق (ع) از ولادت تا شهادت
مورخان از جمله شیخ مفید و کلینی و شهید، ولادت آن حضرت را در سال 83 هجری می دانند. رسول خدا سالها قبل ولادت امام صادق را خبر داده و فرموده بود نام او را صادق بگذارید، زیرا از فرزندان او کسی است که همنام اوست، اما دروغ می گوید. تولد امام صادق و پیامبر در آخرین روز هفته وحدت والدین امام صادق (ع) پدر امام صادق (ع)، امام محمدباقر (ع) امام پنجم شیعیان و مادر آن حضرت
بیکاری و نبود آینده روشن دغدغه قهرمان جهرمی شنای کم بینایان
کند.همچنین در آبان ماه سال 96 در مسابقات قهرمانی کشور 5 مدال طلا و یک نقره را با خود به خانه آورده است. دلیر از خاطراتش و اینکه با چه ذوق و شوقی این ورزش را دنبال می کرده است، می گوید: یاد دارم باران شدیدی می بارید و همه جا را آب گرفته بود آن روز ، روز تمرین من بود و هرگز حاضر نبودم آن را از دست بدهم. دقایق زیادی را زیر باران ایستادم تا بتوانم سوار تاکسی شوم و خودم را به استخر برسانم.
نقاش ایرانی مقیم ترکیه: هنر در ایران ارج و قرب زیادتری دارد/ جوانان مقدار فرهنگ و تمدن ایران را بدانند
خانوارهای بسیاری ساکن آنجا بودند، اما گویا همه اعضای یک خانواده بودند؛ تردد میان همسایگان زیاد بود و این خوب ترین حس من از سال های زندگانی در تبریز در دوران کودکی هست که متاسفانه امروز پایین ترین نشانی از آن باقی نمانده هست. آ از دوستان همان سال ها تعداد معدودی مانده اند. پدرم پیمانکار شرکت نفت بود؛ ابتدا دو دستگاه اتوبوس داشت و بعد از آن چند دستگاه نفتکش خرید و به پیمانکاری
تازه پدر و مادرها چرا دعوا می کنند؟ (1)
برابر می کند. شاید کمی عجیب به نظر برسد ولی آمارها نشان می دهد که بعد از زایمان یک خانم علاوه بر کارهای روزمره باید 350 نوع کار جدید مرتبط با نوزاد را نیز در طی یک هفته انجام دهد! به همین خاطر ممکن است سر تقسیم کارهای خانه و نوزاد اختلافاتی میان پدر و مادر جوان بروز کند که البته خیلی هم عجیب و غیر معمول نیست. اگر نمی خواهید که دعوا بشود از همسرتان انتظار ذهن خوانی نداشته باشید. اگر
همرزم حاج احمد، مرد لحظات خطر بود
درآمدند، حسن هم عضو پیشمرگه ها گردید. آنان از نخستین نفرات سازمان بودند. پسرم در سپاه توسعه فراوانی کرد. ( عنوان کرد: امروز مأموریت دارم به سنندج بروم. شهریور سال 61 یک روز صبح ساعت 9 بود که خبر آوردند حسن شهید شده هست. اما توفیق – همسرم- عنوان کرد: خدا را سپاس می کنم که پسر بزرگم در راه انقلاب و اسلام شهید گردید. خدیجه داربرزین همسر شهید مقلد امام مقلد امام سال 1354 با شهید
همرزم حاج احمد، مرد لحظه های خطر بود
یافت و با ضدانقلاب و دشمن بعثی به مبارزه پرداخت. از این شهید بزرگوار که همرزم حاج احمد متوسلیان بود، خاطرات زیبای بر جای مانده است که در گفت وگو با خانواده و چند تن از همرزمانش گوشه هایی از این خاطرات را تقدیم حضورتان می کنیم. مادر شهید امین سپاه پسرم حسن سال 32 در روستای بلکر از توابع مریوان به دنیا آمد. البته من مادر واقعی او نیستم. حسن مادرش را در سنین کودکی از دست داده
هرچه داشت از برکت زیارت عاشورا بود
کد خبر: 576902 || تاریخ: 12 آذر 1396 قدس آنلاین - سال 67 خداوند بخشنده محمد را به عنوان چهارمین فرزند به مادر و پدرش عطا کرد. محمد جاودانی که نزدیک به دو ماه از شهادتش می گذرد، شهید مدافع حرمی است که مادرش او را متفاوت از سایر فرزندان خطاب می کند، فرزندی که از همان روزهای کودکی، نوجوانی و جوانی نگاهش عطر شهادت می داد و دلش پر از هوای رفتن به سمت دیار جانان بود. این قصه زندگی شهید مدافع حرمی
آنقدر به سوریه می روم تا شهید شوم
پدر و مادر برای دیدار با پیکر فرزند، خود را از افغانستان به ایران برسانند. محمداکبر حسینی پدر شهید حسینی با اشاره به هدف فرزندش از حضور در جبهه سوریه گفت: عبدالخالق در راه دفاع از حرم حضرت زینب (س) به شهادت رسید، خودش این راه را انتخاب کرده بود، حرفش این بود که می روم تا شهادت قسمتم شود. پدر شهید ادامه داد: پسرم جوان بسیار شجاع، دلیر و غیرتمندی بود که هدفی جز جهاد و شهادت
کودکان گم شده ای که خبری از آنان نیست
دخترش حکایت دارا باشد، به دست نیاورده هست. او ادامه می دهد: ما خودمان هم همان طور به دنبال دخترم هستیم. تقریبا چهار سالی می گردد که دنبال دخترم می شویم. همسرم و پسرم که دانشجو هست حالشان مطلوب نیست و همان طور به امید نشانه ای از مائده می باشند. منحصرا امید به خدا و پس از ان به مدیران داریم که با جدیت زیادتری این پرونده را دنبال کنندهی کنند و دست کم ردی و نشانه ای از دخترمان پیدا کنند.