سایر منابع:
سایر خبرها
روایت خبرنگار آلمانی از یک هفته تهران گردی
رانندگی ویژه براند، مجازات می شود. تبلیغات و سانسور وقتی در شهر می گشتم، مسحور زیبایی خانه ها و کاخ هایی از دوره های تاریخی کشور پارسیان شدم. فهمیدم که این کشور چقدر باشکوه است. اما مردم بیشتر مرا تحت تأثیر قرار دادند. آن ها علاقه بسیار زیادی به اخبار جهانی دارند... بعد از گردش روزانه در شهر اغلب خسته به هتل برمی گشتم. اگر بخواهم در این باره حرف بزنم، باید بگویم
براساس نیازی که داشتم اختراعم شکل گرفت
. سین : معلولیت چیه چند سال معلول هستید؟ جیم : بیماری دیستروفی عضلانی دارم از سن چهارده سالگی به صورت ژنیتیکی به این بیماری مبتلا شدم و تا الان 70 درصد معلولیت بدن مرا فرا گرفته ولی من همچنان پایبندم و از پا نشسته ام . سین : شما به نوعی شعار معلولیت محدودیت نیست را تحقق بخشیدید درسته ؟ جیم : معلولیت محدودیت نداره و خواستن توانستن است سین : اختراع
مسیر رجبی پس از کسب سهمیه تغییر می کند/ امیدواری به افزایش سهمیه
آن دسته از دوومیدانی کارانی که شانس کسب سهمیه دارند در حال پیگیری است. وی ادامه داد: رشته های در دسته بندی کمیته ملی المپیک به 5 گروه تقسیم شده اند و با توجه به چالشهای بودجه ای طبقه بندی شده اند. نگاه ما در وزارت ورزش و جوانان جنسیتی نیست و جنبه حمایتی دارد. طبق جلسات ما با فدراسیون دوومیدانی قرار است خانم طوسی،توکلی و چند ورزشکار دارای شانس سهمیه اردوی مشترک داشته باشند.
بازگشت جوان یاسوجی از سرزمین ارواح + عکس
جام جم نوشت: نیمه های شب یکی از ماموران پلیس آگاهی شهرستان یاسوج پسر جوانی را به بیمارستان شهید بهشتی این شهر منتقل کرد. در یک درگیری خیابانی 10 گلوله به پسر 18 ساله اصابت کرده بود که دو تیر باعث آسیب دیدگی ریه و قلبش شده بود. پزشکان با مشاهده وضعیت پسر جوان، بسرعت او را به اتاق عمل بردند. نیم ساعت از عمل جراحی قلب فرشید 18 ساله می گذشت که ناگهان قلب او از تپش افتاد. پزشکان
گوینده کارخانه داری که بخاطر زبان کردی سیلی خورد!
ایران و عراق از بارزترین خبرها بودند. به نظر من نباید برای گوینده فرقی بین خبر اول تا خبر آخر باشد و باید اهمیت خبر را بخواند. شاید سخت ترین خبر، اعلام اوقات شرعی است که در آن ساعت، دقیقه، تاریخ و روز وجود دارد که گوینده را وادار به تپق زدن می کند. عجیب ترین پرسشی که درباره شغل گویندگی از شما پرسیده شده است؟ در زمینه گویندگی 2 کتاب نوشتم و در حال حاضر در دانشگاه های گوناگون
گشتی در دل غسالخانه تهران
فکرشم هم به ذهن نرسیده بود. غسالخانه را بعد از پرس و جوهای بسیار پیدا کردم و به در آنجا رسیدم ؛ با کمی تردید در را گشودم و با جمعی از کارمندان زن جوان که شاید کمترین آنها 27 و 28 سال داشت روبه رو شدم. کارهای آنها توجهم را جلب کرد، اینجا هر کسی می داند چکار می کند برعکس هر مرد و زنی که در دنیای بیرون اینجا هر روزشان با هزاران سوال "چه کنم" آغاز می شود... اینجا یکی شماره های مردگان
ربودن زن جوان 10 روز بعد از آزادی از زندان
در خودرو را باز کردم و به بیرون پریدم. پسر جوان به نام عباس در بازجویی با قبول اتهامش ادعا کرد آن روز خیابان خلوت بود، وقتی دختر جوان را تنها دیدم، وسوسه شدم و او را سوار کردم، اما دقایقی بعد او خود را ازخودرو به بیرون پرت کرد. در ادامه تحقیقات مشخص شد، پسر جوان ده روز قبل از زندان آزاد شده است. او پیش از این نیز به جرم ربودن زن جوانی دستگیر و پس از رضایت شاکی آزاد شده بود
تنها دختر نعلبند ایران +تصاویر
ساله بودم که برای اولین بار سوار اسب شدم. در یکی از پارک های تهران، پدرم مرا سوار یکی از این اسب هایی کرد که صاحبش برای سواری از مردم پول می گرفت. وقتی سواری ام تمام شد، پدرم از من پرسید: خوب بود؟ من هم درجواب گفتم: نه ...کم بود. همین شد که پدرم فردای آن روز مرا در یک باشگاه اسب سواری ثبت نام کرد.آن موقع آن قدر کوچک بودم که نمی توانستم به تنهایی روی اسب بنشینم. پدرم با یک دست مرا روی اسب نگه می داشت
فرار پسر 13ساله از دست گروگانگیر با گاز گرفتن دست او
...، وقتی مرا رها کرد روی زمین افتادم و توانستم فرار کنم. پشت خودروهای پارک شده مخفی شده بودم که متوجه خودروی پلیس شدم، خودم را به مأموران رسانده و با نشان دادن آن مرد موضوع را به آنها اطلاع دادم. بنیامین 40 ساله که بررسی های پلیسی نشان داد بارها به خاطر سرقت به زندان افتاده است انگیزه خود از کودک ربایی را دزدی دانست و گفت : با این شیوه و شگرد از نوجوانان 10 تا 12 ساله و به بهانه های مختلف کمک می خواستم و زمانی که به من نزدیک می شدند، برای سرقت پول و دیگر اموال با ارزش همراهشان اقدام به گرفتن آنها می کردم تا بتوانم جیب هایشان را خالی کنم. اخبار حوادث - ایران ...
تفریحات بچه پولدارها چقدر آب می خورد؟
از 850 خودرو از نوع خودروهای لوکس بوده است. دوئل با سرمایه داران تقلبی سیده فاطمه مقیمی، عضو هیات رییسه اتاق های بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران که چندین سال است در عرصه معدن فعالیت می کند هم به این موضوع اشاره می کند اما او قبل از اشاره به طبقه نوظهور سرمایه داری، به تربیت خانواده ها اشاره دارد. او می گوید: اخیرا در سطح شهر و در ساعت های نامتعارف از شبانه روز، شاهد
زنی که با همدستی کارفرما، شوهرش را کشت
است اما راست نمی گفت. من ساعت 5/11 شب، همراه شام، قرص ها را در غذای شوهرم ریختم. او آنها را خورد و من فکر می کردم می خوابد! جلال در همان دفتر حمل و نقل، خانه ای سرایداری به ما داده بود و محل کارم و خانه ام در یک مکان بود! جلال به در خانه آمد و گفت بالاخره شوهرت مرد. واکنش تو بعد از شنیدن این جمله چه بود؟ خیلی ترسیدم. نمی خواستم این اتفاق بیفتد. گفتم تو باعث شدی من مرتکب قتل
عامل نابینایی دختر 4 ساله قصاص می شود(+عکس)
فاطمه از هر دو چشم نابینا شد. با گزارش ماجرا به پلیس، ماموران شوهر عمه او را بازداشت کردند. متهم با انتقال به پلیس آگاهی شهرستان سنندج در بازجویی ها به ریختن آهک در چشمان دختر بچه اعتراف کردو گفت: آن شب برادرزنم همراه خانواده اش مهمان ما بودند. بعد از صرف شام، تا دیر وقت بیدار بودیم و هنگام خواب، من و پدر فاطمه در راهرو خوابیدیم و فاطمه هم اصرار داشت نزد پدرش بخوابد که من مانع او شدم
تنها دختر نعلبند ایران +تصاویر
: سه ساله بودم که برای اولین بار سوار اسب شدم. در یکی از پارک های تهران، پدرم مرا سوار یکی از این اسب هایی کرد که صاحبش برای سواری از مردم پول می گرفت. وقتی سواری ام تمام شد، پدرم از من پرسید: خوب بود؟ من هم درجواب گفتم: نه ...کم بود. همین شد که پدرم فردای آن روز مرا در یک باشگاه اسب سواری ثبت نام کرد.آن موقع آن قدر کوچک بودم که نمی توانستم به تنهایی روی اسب بنشینم. پدرم با یک دست مرا روی اسب نگه
ماجرای یک روحانی با 7 دختر جوان!
به گزارش پایگاه انقلاب نیوز، لذا وقتی وارد اتوبوس شدم کمی ترسیدم از اینکه عجب سفر سختی در پیش دارم. نمی دانستم با این همه بی حجاب و... چگونه باید برخورد کنم مخصوص چند نفر از آن ها که خیلی شیطنت داشتند ناچار مثل همیشه به ناتوانی خود در محضر حضرت وجدان عزیز اعتراف کرده و دست به دامن صاحب کرامت امام ثامن حضرت رضا (ع) شدم. یکی از اتفاقاتی که باعث شد خستگی سفر را به طور کلی فراموش کنم لطف
ایرانی ها ثابت کردند که تحریم آنها را متوقف نخواهد کرد/آمریکا نمی تواند با 535 وزیرخارجه مذاکره ...
خارجی بوده ام؛ در آن هنگام من مخالف جنگ بودم و برای عضویت در این شورا دعوت شدم. آنها در آن مقطع زمانی به حضور اعضای جوان در شورا علاقه نشان می دادند (خنده). ریچارد هاس: ایشان هم زمانی، جوان بودند. اما خب ببینید؛ من مدت زمانی طولانی – 29 سال در سنا- با این قبیل مسائل سر و کار داشته ام و بسیار افتخار می کنم که در آن زمان صد در صد از اسرائیل حمایت می کردم. فکر نمی کنم تا به حال کسی
نقاش بدون دست و پا
هم برای زولی بسیار سخت بوده و همیشه از طرف دانش آموزان مدرسه مورد آزار و اذیت قرار می گرفته؛ به همین خاطر بارها مجبور شده که مدرسه اش را عوض کند. زولی می گوید: از 6سالگی متوجه شدم که با بقیه هم سن وسال هایم متفاوت هستم و ناگهان فهمیدم که آن ها می توانند بدوند؛ اما من نمی توانم. بارها از مادرم پرسیدم که چرا من با بقیه فرق می کنم؟ اما او همیشه در جواب می گفت که تو با دیگران متفاوت نیستی
چهره ها در شبکه های اجتماعی (142)
. هانیه، کلوز آپِش عالیه! دوستان هنرمند و ورزشکار در مراسم افتتاحیه فروشگاه مسعود شجاعی در پاساژ پالادیوم. مهراب قاسمخانی و شقایق دهقان در کنار سیاوش اکبرپور و علیرضا نیکبخت در کنار سایر عزیزانی که میهمان بازیکن خوش تکنیک تیم ملی کشورمان بودند. نگار خانم جواهریان در کنار پدر و مادرش جشن تولد 32 سالگی اش را جشن گرفت. تبریک به دختر هنرمندِ سینما. اعتراض
شنیدم او را دست بسته پیدا کردند خیلی ناراحت شدم/ فقط 16 سال داشت ولی عقل و شعورش 90 ساله بود + عکس
بنشینند تا پیکر شهید به مازندران برسد، خودشان آمده اند استقبال. بعد از ظهر چهارشنبه هفتم مرداد خانواده بالویی بعد از 29 سال شهیدشان را دیدار می کنند. شهیدی که از 13 سالگی لباس رزم بر تن کرد و با وجود آنکه سن و سال زیادی نداشت اما معرفتش بسیار بود. خوب می دانست انقلاب به جوان ها نیاز دارد، رزم در میدان نبرد را به هرچیز دیگری برتر دید. رفت و دل به دریا زد و حالا بعد از 29 سال برگشته است.
دختر بلاروسی، عاشق تاریکی و افتخار، زیر پرچم ایران
و در پایتخت بلاروس تمرین می کردم. سین: چرا پرتاب وزنه را انتخاب کردید؟ جیم: لیلا: ابتدا که دوومیدانی را شروع کردم رشته ام پرتاب وزنه نبوده بعد از تست استعدادیابی برای پرتاب وزنه انتخاب شدم. سین : از روی اجبار پرتاب وزنه را ادامه دادید؟ جیم: لیلا: چون سنم کم بود با این رشته آشنایی زیادی نداشتم، اما بعد از کسب چند مقام، پیشرفتم را که دیدم، از پرتاب وزنه
چوپانی که هزاران هوادار اینستاگرامی دارد
پمپ بنزین که بنزین بزنم. یک آقایی تا مرا دید سلام و علیک گرمی کرد و سریع تلفن همراهش را در آورد و خواست با من عکس بگیرد که من سریع گفتم آقا اشتباه گرفتید. من اصلا چوپانم این هم لباس چوپانیم. من این بنده خدایی را که می گویی اصلا نمی شناسم. همین تهران هم سوار تاکسی که شدم راننده مرا شناخت و گفتم اشتباه گرفته است. در مترو هم دیدم چندتا جوان مدام من را نشان همدیگر می دهند و صحبت می کنند که سریع گفتم
تصاویر/ تنها دختر نعلبند ایران
هرچیز مدیون جسارت و پشتکار در کارهایش است. قهرمان 22 ساله گزارش ما عاشق اسب است به قول معروف از بچگی نافش را با سوار کاری بریده اند، پس بودنش بین چهاردیواری یک اصطبل کنار یک اسب منتظر تعویض نعل، در باشگاه های اسب سواری خیلی هم عجیب نیست: سه ساله بودم که برای اولین بار سوار اسب شدم. در یکی از پارک های تهران، پدرم مرا سوار یکی از این اسب هایی کرد که صاحبش برای سواری از مردم پول می گرفت. وقتی
پشیمانی دیر هنگام پسر از قتل پدر
شد تا این که دو روز پیش نظریه پزشکی قانونی در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت که نشان می داد، پیرمرد به قتل رسیده و علت مرگ او ضربه های محکم و متعددی بوده که بر جمجمه وی وارد و مرگ او را رقم زده است. با مشخص شدن این موضوع ماموران دیگر اطمینان یافتند محمدرضا پسر خانواده مرتکب این جنایت شده است بنابراین موضوع به بازپرس مجتبی حسین پور، کشیک ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران گزارش شد و
طلاق توافقی در 3 سوت!
اول پایان نیابد. بهانه هایی برای جدایی زن جوان صرفاً به دلیل اینکه با عروس قبلی خانواده مقایسه می شد، از همسرش طلاق توافقی گرفت. این زن به قاضی پرونده اش گفت: زن دوم همسرم هستم، اما از وقتی با او ازدواج کرده ام، مادرشوهرم مرتب مرا با عروس سابق اش مقایسه کرده وتلاش هایم برای تغییر رفتار او بی اثر بوده است. همسرم هم نتوانسته است رفتارمادرش را درست کند و به همین دلیل تصمیم به
شایعه سقوط سنگ نورانی در حوالی میدان آزادی چه بود؟/گرفتار در تله شیطان به خاطر یک اشتباه/ نوزاد بی گناه ...
اسلحه جنگی مادر خود را در اندیمشک به قتل رساند. قتل در حین فرار از صحنه تصادف/ سرباز سابق ارتش قربانی خشونت پسر جوان + تصاویر یک پسر 18 ساله به اتهام قتل ، درست چند ساعت پس از تولدش بازداشت شد. همسرم به جای فرزند من به فرزند خواهرش محبت می کند مرد جوان زمانیکه دید همسرش بچه خواهرش را به فرزند او ترجیح می دهد، به دادگاه خانواده رفت و درخواست جدایی داد. جدایی پایان
اعتراف جوان معتاد به پدرکشی
بیدار شدم فهمیدم پدرم نفس نمی کشد و فوت شده است . صمد در ادامه اعترافاتش گفت: از اتفاقی که افتاده بسیارناراحت بودم و نمی دانستم باید چه کنم. در حالت پریشانی و با همان لباس های خون آلود از خانه بیرون رفتم. تصمیم گرفتم برادرم را از موضوع مطلع کنم، به همین سبب به منزل او رفتم و ماجرا را برای همسر برادرم تعریف کردم. او بعد از شنیدن حرف هایم از حال رفت. بعد از آن از خانه برادرم فرار کردم
سرقت های تازه داماد یک شب پس از عروسی
این دو برادر سارق که پیش از این بارها زندان را تجربه کرده اند سحرگاه دوشنبه در طرح پلیس آگاهی پایتخت در جنوب تهران دستگیر شدند. آنها از بهمن ماه سال گذشته با شکایت مرد جوانی تحت تعقیب پلیس قرار گرفتند. شاکی در توضیح ماجرای سرقت گفت: از آنجا که شغلم آزاد است برای برداشت پول از حسابم به بانکی در جنوب غرب تهران رفتم. 37میلیون تومان از حسابم برداشت کردم و از بانک بیرون آمدم و به سمت ماشینم
متهم تحت تغقیب دستگیر شد
به گزارش خبرنگار گروه استانهای باشگاه خبرنگاران جوان از کرمان؛ و بنا به اعلام پایگاه خبری پلیس ، سرهنگ "حمید رضا سعید " در تشریح جزئیات این خبر گفت : در پی صدور حکم جلب از سوی اجرای احکام دادسرای عمومی فاریاب در خصوص شناسایی و دستگیری متهم تحت تعقیب به نام "م – چ" به جرم قاچاق مواد مخدر، سرقت خودرو، سر قت منزل و موتو ر سیکلت از آن جا که متهم مدت 2سال متواری بود موضوع به طور ویژه در دستور کار
نقض حکم قصاص متهم به همسرکشی
به خانه پدرش رسانده و برگشته و نمی داند در حال حاضر جسد او در انباری چه می کند . پدر و مادر مقتول نیز به مأموران گفتند: نیمه شب بود که دخترمان به خانه آمد. ناراحت بود، لباس های گرمش را همراهش نیاورده بود و بعد هم گفت گوشی اش را خانه نامزدش جا گذاشته است. بعد تلفن همراه پدرش را برداشت و به اتاقش رفت. چند ساعت بعد رفتیم او را صدا کنیم که متوجه شدیم در خانه نیست. از آژانس محل جویا شدیم
از درگیری با صوفیان گناباد تا کشف حجاب رضاخانی
ناگهان شخصی نفس زنان خود را به مسجد رساند و فریاد کشید: آقا همسرتان درد زایمان گرفته است. فوری به منزل بیایید. شیخ نظام نماز را به پایان برد و عازم منزل شد. ساعتی بعد صدای گریه نوزاد در خانه پیچید، طفل که هفت ماهه متولد شده بود، چهارده ساعت بیهوش بود و زمانی که به هوش آمد، شیخ به سجده افتاد و طفل را محمدتقی نام نهاد. علّت اشتهار وی به لقب بهلول، به گفته خودش، این بود که: در سنین کودکی
شب هولناک در اطراف کرج/ اعدام دو پسرخاله سحرگاه دیروز + تصاویر
کند اما دو مرد دیگر که گمان می کردم مسافر هستند، با چاقو تهدیدم کردند. راننده با عبور از جاده ساوجبلاغ به سمت بیابان های این شهر تغییر مسیر داد و با توقف در بیابان، سه نفری مرا از خودرو پیاده کردند. شاکی خاطرنشان کرد: آنها بشدت کتکم زدند و مرا مورد آزار و اذیت قرار دادند. بعد مقداری پول، گوشی تلفن همراه و چند قطعه طلا را که همراهم بود، سرقت کردند. مردان شیطان صفت پیکر نیمه جانم را داخل