سایر خبرها
فرار با کفن کهنه
برای نمردن از گرسنگی. به موازات این جنگ بی سابقه و سنگین، بمباران روانی مردم نیز در جریان است؛ چه بسا سنگین تر از آن. روز را شب و سیاه را سفید جلوه می دهند و فضایی می سازند که گویی همه اقصی نقاط عالم بهشت برین است و ایران دوزخ لعین! آنهایی که سرمایه و تخصص و استعدادی قابل عرضه دارند بهتر است هرچه زودتر جان خود را بردارند و رخت و بخت خود را از این دیار بیرون کشند و آنان هم که نمی توانند برزخیان روی
ناجی نادیده عامه و رنج های تاریخی جامعه
بالا. مردها پیاده شدن که به گاریچی کمک کنن[.] دیدن خودشون نمی تونن وایسن. عباها را سرشان کشیدن و راه بیابونو گرفتن و رفتن. گاریچی و وردستش هم اسبا رو باز کردن و سوار شدن و رفتن. ای وای خدایا من یک زن تنها موندم. عصر می شد با خودم می گفتم خدای من با سرما و تاریکی شب، با گرگ و حیوونات درنده چه کار کنم؟ [...] خدایا خودت به من رحم کن، ای خضر زنده تو که پشت و پناه مسلمون ها هستی تو که مردمو توی بیابون
تفنگ بی فشنگم را بر سر قبرم بگذارید
در یک شب پیدا کردم و خدایا از تو می خواهم که در آخرین نفس چشم هایم را باز بگذاری تا همه بدانند این راه را چشم بسته نرفته ام، دست هایم را از قبر بیرون بگذاری تا همه ی منافقین ببینند و بدانند که از این دنیای فانی چیزی با خود نبرده ام، دهانم را باز بگذاری تا همه بدانند که تا آخرین نفس جز کلمه ی زیارت و شهادت چیزی بر زبانم جاری نبوده، تفنگ بی فشنگم را بر سر قبرم بگذارید تا همه بدانند که تا آخرین نفس
بعد از 2سال و 4ماه پیکر همسرم پیدا شد
؟ مخالفت نکردید چرا باید سوریه باشد؟ خیلی نگران شدم. من را در جریان رفتنش قرار نداده بود که نکند مانع تصمیمش شوم. برای همین در جوابش گفتم پس ما چه؟ همسرم تنها یک جمله گفت من شما را ابتدا به خدا بعد به بی بی زینب(س) سپردم. ماجرای رفتنشان به سوریه مربوط به چه سالی می شود؟ اولین اعزامش سال 1393 بود. همسرم پنج،شش بار اعزام شد. هر بار هم که می آمد با من تماس می گرفت و تلفنی با هم صحبت
فرماندهی سپاه که مقام نیست
از پیوند مبارکشان بگوید. مدتی بود که همه می گفتند تو و احمد برای هم هستید. بچه سال بودم و از این حرفها چیزی سردرنمی آوردم. کلاسی پنجم ابتدایی که تمام شد، یک شب احمدآقا با یک جعبه شیرینی به خانه ما آمد، به او گفتم شما کجا بودید جرا شیرینی خریده اید؟ گفت این شیرینی گواهینامه رانندگی منه، کمی که گذشت به مامان گفتم چرا نمی رود؟ گفت: احمدآقا زودتر آمده حالا خاله و شوهرش هم برای نامزدی تو به اینجا می
سید علی گرامیان
تشخیص راه سعادت مانع می شود. چشم باز و گوش باز و این عمی حیرتم از چشم بندی خدا پیامبر اکرم(ص) فرمودند: آنچه از همه چیز بر امتم بیشتر می ترسم هوای نفس است و آرزوی دراز، هوای نفس آخرت را از یاد می برد. امام صادق علیه السلام فرمودند: از هوای نفس خود بترسید، همان گونه که از دشمنان خود می ترسید زیرا هیچ دشمنی گزندش به اندازه پیروی از هوای نفس و سخنان بی جا نیست. پیامبر
چهره ها در شبکه های اجتماعی (600)
برترین ها - امیررضا شاهین نیا: سلامی دوباره خدمت همه شما عزیزان و همراهان اینترنتی برترین ها. مثل همیشه با گزیده ای از فعالیت چهره ها در شبکه های اجتماعی در روزهای گذشته در خدمتتان هستیم. ممنون از اینکه امروز هم همراه ما هستید. به شماره 600 رسیده ایم، حس بسیار دلنشینی است وقتی به این فکر میکنم 600 شماره و 600 روز در کنار شما عزیزان بوده ایم و 600 بار به ما اعتماد و ما را همراهی کرده
گزارش زنده: نود؛ مستقیم از استودیو 11
آی اسپورت- به راه پر ستاره می کشانیم/ فراتر از ستاره مینشانیم/ نگاه کن/ من از ستاره سوختم/ لبالب از ستارگان تب شدم/ چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل/ ستاره چین برکه های شب شدم چه دور بود پیش از این زمین ما/ به این کبود غرفه های آسمان/ کنون به گوش من دوباره میرسد/ صدای تو/ صدای بال برفی فرشتگان...(فروغ جان فرخزاد). -خانم ها، آقایان، دلاوران، نام آوران،دوشنبه شب تان بخیر. برای یک گزارش زنده
پس گرفتن شکایت ریزه اسپور و تمدید قرارداد برانکو
دوم در باشگاه پرسپولیس، گفت: لازم است که خسته نباشید ویژه به طاهری بگویم. ما دو سال و چهار ماه با هم همکار بودیم. کار بزرگی که صورت گرفت و بیشترین تلاش را در این راه طاهری انجام داد، بحث آشکار کردن درآمدهای نهان باشگاه پرسپولیس بود. خیلی جاها این درآمدها معلوم نبود کجا هستند ولی مسیری را طی می کنیم که شفاف سازی کنیم. خدا را شکر درآمدهای مان بیشتر شده است. این را بگویم که بحث پرداخت کامل ایرانسل
پرهیز از پیوند دوستی(4/2)(پرسش و پاسخ)
الهی را که نسخ شده اند، مطرح می کند؛ این جا بطور کلی اوّل اهل کتاب، بعد مدار را باز می کند و بعد از چند آیه، می گوید: وَ الْکُفَّار مطلب را توسعه می دهد. یعنی خیال نکن که نصرانیت و یهودیت در موضوع نهی، مدخلیت دارند! آنچه مدخلیت دارد مسئله تقابل بین پیوندهای درونی اعتقادی شما است. مثلاً کسی هم که کمونیست است، شامل این نهی از رفاقت می شود چون او نصرانی یا یهودی نیست ولی کافر که هستند! وَ الکُفّار
عشق واقعی 20 نشانه بیشتر ندارد
امتیاز خبر: از تعداد رای دهندگان مجله سیب سبز: اگر گشت کوتاهی در اینترنت بزنید یا این که چند ایمیلی که به تازگی برایتان رسیده را باز کنید، قطعا با تعداد زیادی از این تست ها روبه رو می شوید؛ تست هایی که می خواهند میزان عشق یا صداقت شما را بسنجند و گاهی آنقدر جالب هستند که باورشان می کنید اما اگر کمی بیشتر به این سوال ها دقت کنید، می بینید که هیچ ارتباط منطقی میان آن ها و اتفاقی مثل دوست
گروه تروریستی که داعش را رو سفید کرد+تصاویر
. وقتی همه جمع شدند، با یک بیل پایش را قطع کردند. بعد نوبت به دست هایش رسید. بعد پلک هایش را با تیغ بریدند و پس از آن ساعدهایش را در پشت سرش بستند. او هنوز زنده بود. شورشیان او را از پا به درختی حلق آویز کردند و به ما گفتند، تا زمانی که جان از بدنش خارج شود، او را بزنیم . ملانی زمانی که توسط ارتش مقاومت خداوند ربوده شد، 13 ساله بود. او نزدیک به 5 سال در اسارت این گروه بود. او ماجرا را اینگونه
پرسش در قبر از چه زمانی شروع می شود
به تأخیر می افتاد) و خدا شما را از ( عذاب ) خود بر حذر می دارد، می فرمایند: ای مردم از خدا بترسید و بدانید بازگشت همه شما به سوی خداست. سپس حضرت ادامه می دهند: بدان اولین چیزی که دو فرشته نکیر و منکر از شما سؤال می کند از پروردگارت که او را عبادت می کردی و از پیامبری که به سوی شما فرستاده شد و از دینی که به آن پایبند بودی و از قرآنی که آن را می خواندی و از امامی که ولایت ور رهبری آن را
مشکل پرسپولیس با تیم زیر ه اسپور حل شد
برای حضور هدایتی به عنوان اسپانسر دوم در باشگاه پرسپولیس، گفت: لازم است که خسته نباشید ویژه به طاهری بگویم. ما دو سال و چهار ماه با هم همکار بودیم. کار بزرگی که صورت گرفت و بیشترین تلاش را در این راه طاهری انجام داد، بحث آشکار کردن درآمدهای نهان باشگاه پرسپولیس بود. خیلی جاها این درآمدها معلوم نبود کجا هستند ولی مسیری را طی می کنیم که شفاف سازی کنیم. خدا را شکر درآمدهای مان بیشتر شده است. این را
روایت ماجرای درخواست "طلاق همسر" یک مرد تاجر
؛ یعنی هیچ تکلیفی را معطل نمی کرد. به محض ارائه تکلیف، باید وارد عمل می شد و یک دانه از آن سی تا تکلیف هم ذبح کردن پسرش بود که خدا در 90 سالگی به او عطا کرد. یک پدری که 90 سال مزه شیرین اولاد را نچشیده و حالا بچه اش چهارده ساله شده، صدایش می کند و می گوید: إِنِّی أَریٰ فِی اَلْمَنٰامِ أَنِّی أَذْبَحُک ﴿الصافات، 102﴾، محبوب من به من تکلیف کرده که تو را در پیشگاهش قربانی کنم؛ حتی از پروردگار نپرسید
5 عمل برای کاهش سختی لحظات مرگ!
روی یقین است. گفتم: بگو: گواهی می دهم که حضرت علی (ع) وصیّ و جانشین رسول الله (ص) و خلیفه ی بعد از او و امامی است که اطاعتش واجب است. گفت: گواهی می دهم. گفتم: این شهادت به حال تو سودی ندارد، مگر این که از روی یقین باشد. گفت: از روی یقین شهادت می دهم. سپس امامان معصوم (ع) را یکی پس از دیگری نام برد و او به امامت همه ی آن ها اقرار کرد و گفت: گواهیم از روی یقین است و پس
فقر مطلق در قلعه گنج
جلوی غریبه ها کثیف کند. بلقیس وقتی یک ساله شد و شروع کرد به راه رفتن نمی توانست جایی را ببیند. نتوانست چشم به روشنایی باز کند درست مثل دو برادرش جان محمد 50 ساله و اسلام 35 ساله و خواهرش نارون . بلقیس 15 ساله شد و او را به همسری پیر مرد 80 ساله ای درآوردند. اسلام می گوید: شوهر بلقیس کشاورز بود، زمین داشت. کنجد، ماش و گندم می کاشت. چند سال پیش از دنیا رفت. الآن دیگه نمی تونیم چیزی بکاریم
وقتی پایم روی پدال بی حرکت شد
داشتم اصرار بر رفتنم می کردم، البته دوستانم می گفتند نیت تو خوب نیست، اما آنها نمی دانستند که در رأس نیت های من، رضای خدا وجود دارد و انتقام، هدف بعدی من است؛ اما همیشه می گفتم هنگام رفتن نیتم را خالص می کنم. تا اینکه بیست و هشتم اردیبهشت ماه 95 اعزام شدم؛ سه ماهی بود که همه از تصمیمم با خبر بودند اما این بار رفتنم قطعی بود؛ البته همان موقع که ثبت نام کرده بودم آماده بودم، نه این که به طور
آداب حضور در شبکه های اجتماعی
آسیب وارده کم نموده و با حفظ تعادل در استفاده از آنها، لذت بیشتری از این تکنولوژی جدید ارتباطی ببریم. 1- بهتر است هر مطلب و محتوایی را فوراً به اشتراک نگذارید. ابتدا آن را کامل مطالعه و در آن تأمل نمائید. مورد داشتیم طرف مطلب نخونده و عکس باز نشده رو برای گروه های خانوادگی فرستاده، بعداً باباش شب خونه راهش نداده و تو راه پله خوابیده. والا... 2- هرچیزی را از هرجا کپی نکنید.
شهید مدافع حرم امیر سیاوشی،تکاور نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی/ تک تیر اندازها با قناسه زدنش؛ ...
. سرش را خم می کرد و می گفت اصلاً با هم شهید می شویم و می خندید. من خیلی به امیر وابسته بودم و همیشه از این دوری که شرایط کارش ایجاب می کرد، ناراحت بودم. حتی زمانی که داخل خاک خودمان به مأموریت می رفت امکان نداشت دو ساعت از هم بی خبر باشیم. همیشه یا زنگ می زد یا پیام می داد که حالش خوب است و نگرانش نباشم. من ماندم با همه بی تابی ام ما هر شب با هم بیرون می رفتیم. اگر نمی توانست
سریال ماهین زند نقش مثبتی در تغییر نگاهها به زن بلوچ داشت
به زبان محلی هم بود استقبال خوبی از آن صورت گرفت. اصولا کاری را که مردم بپسندند کار خوبی بوده است. خاطره ای از زمان ساخت سریال دارید؟ یادم هست برای ساخت سریال لوکیشن نداشتم و برای این منظور از فضای خانه استفاده کردم، پسرم کوچکم داخل اتاقش نقاشی می کشید، زمانی که برای فیلم می گفتیم 3 ، 2 و 1 شروع، پسرم وارد می شد و می گفت مامان، مامان نقاشیمو ببین. همه می گفتند اه باز دوباره ...
گرشاسبی: مصاحبه های برخی از افراد باعث محکومیت باشگاه پرسپولیس شد
راه مناسب را تعامل دیدیم. در سفری که اردوغان به ایران داشت در آن جلسه پیگیر شدیم. از سلطانی فر تشکرمی کنم که در میز ناهار این مسئله را مطرح کردند و قول دادند موضوع را حل کنند و همان جا به صورت تلفنی با ریز اسپور صحبت کردند. به اتفاق مسئولان بخش حقوقی به استانبول رفتیم و جلسه پنج ساعته ای با دوستان داشتیم. آنها گفتند 795 هزار و 500 یورو را واریز کنید که بعد ما بگوییم چقدر تخفیف می دهیم و به چه شکل
خانه لرزید، خانواده اما نه...
شوهر او هم خانه نیست و یک دختر کوچک دارد. خواستم بروم کمکش اما همه جا خیلی تاریک بود، غبار هم بود. داد زدم: لیلا جان، من شما را نمی بینم خاله، چطوری بیایم پیش شما؟ اما از شانس دخترم وقتی خوابش برده بود موبایلش توی دستش بود، وقتی هم که من دستش را گرفتم آوردم بیرون این موبایل را همچنان با خودش داشت، بعد در حالی که می لرزید گفت مامان من موبایل دارم. ریحانه همان موقع چراغ قوه موبایل را
نگاهی به دومین نشست تخصصی حیوان؛ ابژه یا دگرسوژه؟
صفر میل کند و از سوی دیگر بر اساس خودآگاهی که دارد در برابر تک تک جانوران مسئول است. درواقع اشرف مخلوقات بودن انسان نوعی مسئولیت داشتن است نه اینکه همه چیز در خدمت او باشد. وی همچنین با اشاره به یک حدیث مضمون آن را این چنین بیان کرد که خدا به انسان می گوید اگر یک ماهی در عمق اقیانوس بمیرد و روی درخت شاخه ای به ناحق شکسته شود و در آسمان ستاره ای به ناحق خاموش شود من تو را مسئول می دانم. همچنین طرح
در معراج شهدا اطلاع رسانی ضعیف است/ عکس را که دیدم شوکه شدم!
می گرفت یا خدا؟ سال 93 بود برگشت ایران که بماند، همان ایام جنگ سوریه هم آغاز شده بود اما من از همه جا بی خبر بودم. اولین باری که به سوریه رفت خبر نداشتم و تا سه ماه از او بی خبر بودیم. برادرش می گفت رفته دنبال کار اما وقتی که بی قراری من را دیدند گفتند رفته سوریه، بعد از سه ماه که آمد خیلی از دستش ناراحت بودم. می گفتم چرا بدون اینکه به من بگویی رفتی. در تمام این سال های زندگی مان این
روستاهایی با آمار زیاد معلول زایی در کرمان
چین و چروک اطراف چشم های زن عمیق می شود: اسلام که جایی رو نمی بینه همینجا آب گرم می کنم و می شورمش. زمستان ها هم که سرما بیاد بچه ها تب و لرز می کنن. از کجا بیارم ببرمشون شهر پیش دکتر، همین که داروهای اعصاب اسلام رو می خرم کمرم شکسته. چرخ همه ما با یارانه و مستمری بهزیستی می گذره باز خدا خیرشان بده. زن هر واژه ای که از دهانش بیرون می آید سکوتی کوتاه کنارش می نشیند شبیه کسی که در نقطه کوری ایستاده باشد.
پسته می شکنم تا خرج سالگرد شهیدم را جورکنم! / هیچ مسئولی حتی به درخانه ما نیامد/ نه حقوق می خواهیم و نه ...
می خواهم همراهش بروم. می خواهم همسنگر حامد باشم. گفتم نه مادر جان تو کوچکی، کاری از دستت بر نمی آید. امسال نه، سال دیگر برو. گفت شاید سال بعد جنگ تمام شود! گفتم خدا را شکر که تمام می شود ان شاء الله با پیروزی اسلام هم تمام شود. دیگر حرفی نزد. همان شب دقیق یادم نیست، ساعت دو یا سه نیمه شب بود. با فریادهای یا زینب یا زینب عوض از خواب بیدار شدم. در خواب می گفت یا زینب من می آیم. فریاد می زد و خانم را
بیایید، بیایید که جان دل ما رفت/ شهادت عزتمندانه حاج مهدی سامع به ما درس ایثار آموخت
سزاوار نیست ما از شهادت امثال حاج مهدی درس ایثار بیاموزیم؟ آیا بهتر نیست برای عاقبت به خیر شدن خودمان جهد کنیم؟ آیا به نفع خودمان نیست که در انجام واجبات و ترک محرمات کوشا باشیم، به هم نوع خودمان کمک کنیم و... والدین محترم شهید سامع و حاج اکبر گرامی، منِ کوچک تر به نمایندگی از همهٔ رزمندگان و ایثارگران شهرضا به خاطر زحمات طاقت فرسایتان در این 34 سال به شما خداقوت می گوییم و دستانتان را می
ایجاد فرصت های بهینه ثمره مدیریت مهاجرت
کشورهای دیگر می کنند، اما در موج های گسترده جا به جایی ها، مهاجران و پناهندگان در یک مسیر هستند و از نظر آسیب پذیری، نیازهای انسانی و حقوق بنیادین بشری یکسان هستند. در ادامه آمده است: روز 18 دسامبر که روز تصویب کنوانسیون بین المللی حمایت از حقوق همه کارگران مهاجر و خانواده آنها است، به عنوان روز بین المللی مهاجرت انتخاب شده است. این روز یادآور هزاران انسانی است که در مسیر مهاجرت جان خود را
آیا خدا به مردودی ها اجازه ی تلاش مجدد می دهد
ربطی است؟! دوما:حال آیا این معلم مهربان، عقل، درایت و حکمت هم دارد یا ندارد، آیا خبیر، بصیر و مدبرالامور هم هست یا فقط مهربانی دارد؟ دوستی و مهربانی بدون علم، حکمت، خبر، بصیرت، تدبیر و سایر کمالات که "همان خاله خرسه" می شود! اگر شاگرد مردود گردنکشی کند، چه می کند؟ اگر مزاحم تحصیل بقیه شود چه می کند؟ اگر پس از گذشت ده یا بیست سال از تحصیل، باز در کلاس اول بماند و مردود شود، چه می