سایر منابع:
سایر خبرها
آرزوی امیرالمؤمنین(ع) تحقق حماسه ای همچون 9 دی بود/ برخی خودی ها زمینه ساز نفوذ می شوند/ اگراعتماد عمومی ...
سال است. یک سال که تمام حق بر تمام باطل پیروز شد؛ طلایه داران راه عشق این بار با عزمی راسخ تر از گذشته فریاد جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ را سر دادند و برای مبارزه با تبرهایی از جنس درخت، چهره غبار و فتنه انگیزی را از درودیوارها شستند و این گونه بود که در بعدازظهری سرد خورشید دوباره طلوع کرد و 9 دی عَرق شرم را از ماجرای سقیفه زمانه مان زدود. مطمئن باشید که روز نهم دیِ هم در تاریخ
سیدعلی خمینی: چرا خیال می کنیم همه کارها با لحن دستوری پیش می رود؟/ مردم انتظار دارند ما آدم باشیم
بتواند به خلق خدمت کند، رضایت خداوند را در پی خواهد داشت و ناراحت شدم که اگر بر مردم سخت گیری کند عذاب الهی را در پی خواهد داشت و بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد. وی ادامه داد: مطالب خیلی عمیقی در این رساله وجود دارد. در ابتدای این رساله آمده است که بدان خلاص و نجات تو در دنیا و آخرت در هفت مورد است. اول اینکه نسبت به خون مردم و جان انسان ها هشیار باش و مراقب جان انسان ها باشد. این دستور العمل
هندوانه شب یلدا
رفتن هنوز چند قدم از من دور نشده بود که صدایش کردم. جلو رفتم و هندوانه ای را که خریده بودم به او دادم. دخترکه انگار توقع چنین کاری را نداشت، گفت: من گدا نیستم. گفتم: من نگفتم گدایی. خواستم امشب که شب یلداست این هندونه رو به تو و خونوادت هدیه کنم. دختر گفت: آخه خودتون چی، مگه... نگذاشتم حرفش تمام شود، گفتم: مهم نیست میرم الان یکی دیگه میخرم. به سمت میوه فروشی راه افتادم. نگاه به جیبم کردم دیدم از 25
اسرار شب و وقت سحر
، انجام بده، اما نتیجه آن به خودت باز خواهد گشت و روزی تو با همین عمل ملاقات خواهی کرد و آن روز، عمل به سوی تو بر می گردد. در ادامه به پیامبر عرض کرد: وَ اعلَم أنَّ شَرَفَ المُؤمِنِ قِیامُهُ بِاللَّیلِ وَ عِزَّهُ استِغناؤُهُ عَنِ النّاسِ (بحار الانوار، جلد 17 ، ص 5)،شرف مومن به نماز شب است. شب را برای عبادت برخیز وآگاه باش که عزت مومن در آن است که تمام امیدش فقط خداوند متعال بوده، چشمانش را
مردم انتظار دارند ما طلاب آدم باشیم
استانداری اهواز برگزیده شده و او اگر بتواند به خلق خدمت کند، رضایت خداوند را در پی خواهد داشت و ناراحت شدم که اگر بر مردم سخت گیری کند عذاب الهی را در پی خواهد داشت و بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد. وی ادامه داد: مطالب خیلی عمیقی در این رساله وجود دارد. در ابتدای این رساله آمده است که بدان خلاص و نجات تو در دنیا و آخرت در هفت مورد است. اول اینکه نسبت به خون مردم و جان انسان ها هشیار باش
راه اجابت دعا از منظر امام صادق(ع)
سرچشمه صاف اسرار آفرینش، سیراب گردد. به راستی، جهان آفرینش، و نقش های بدیع و طرح های زیبا و دل انگیز آن و نظامات خیره کننده ای که بر آنها حکومت می کند کتاب فوق العاده بزرگی است که هر حرف و کلمه آن دلیل بسیار روشن، بر وجود و یکتائی آفریدگار جهان است. نقشه دلربا و شگفت انگیزی که، در گوشه و کنار این جهان و در پهنه هستی به چشم می خورد، آن چنان قلوب صاحبان خرد را به خود جذب می کند
تجلی شب یلدا در شاهکارهای ادبی پارسی
کشورها که دارای فرهنگ مشترک با ما هستند بر اساس یک سنت دیرین دور هم جمع شده تا لحظه های شیرین و به یاد ماندنی را در کنار اعضای خانواده ثبت کنند. برخی یلدا را فرصتی مغتنم برای گردآمدن اقوام و بستگان دانسته و بعضی دیگر آن را بهانه ای برای تحبیب قلوب، صلح و آشتی، رفع کدورت ها و استحکام پیوندهای عاطفی عنوان کرده اند. نگاه به کارنامه هزار ساله ادبیات فارسی، نشان می دهد که شاعران
دکوراسیون منزل یک بانوی تمام عیار: دل خانه ام زنده شد به عشق!
برای من بسیار ارزشمند کرده و اجازه نمی دهند به راحتی از آن بگذرم. امیر صادقی امیر صادقی *** اگر روزی قرار بر این باشد که این خانه و کل محتویات آن را به یک نفر ببخشی، او کیست؟ به شخصی می بخشم که مثل خودم عاشق هنر باشد. کسی که دلش پر از عشق بوده و مانند من به همه چیز این خانه عشق بورزد. امیر صادقی *** اگر یک نفر با تو و شخصیت تو آشنا
افسانه اَمیل و مَمیل
دو پسرش روبرو می شود فریاد می زند: امیل مرد و ممیل مرد دل وه کی کنم خوش؟ چومتی بیرم عالمی بزنم تش (حالا که امیل و ممیل مردن دیگه به کی دل خوش کنم؟ پس باید مشعلی بردارم و دنیا رو به آتش بکشم) سپس مشعل روشنی برداشته در هوا می چرخاند و به سمت دنیا پرتاب می کند اگر این مشعل در آب افتاده و خاموش گردد سال بعد سالی سرد و پر باران خواهد بود و اگر این مشعل در خشک فرو آید سالی گرم بر زمین چیره خواهد شد. لذا
حاج خلیل یار دیرینه علی خوش لفظ
دل پر دردی دارد و امروز در فراق یار و دوست دیرینه اش چه غم بزرگی بر را بر دوش می کشد، درکش برایم سخت است، ولی می دانم این ایام به حاج خلیل الهی تبار خیلی دارد سخت می گذرد. برایم از سختی تحمل درد ناشی از جراحات دوران جنگ علی خوش لفظ گفت، از رنجی که هر لحظه کنار علی بود و شاید هر کس دیگری بود نمی توانست این همه درد و رنج را تحمل کند. در آخر هم به او گفتم حاج خلیل حس و حال عجیبی داری و برایت آرزو می کنم به دوست خوش لفظ و خوش معنا و خوش زخمت برسی و او هم در پاسخ فقط گفت: دعایم کن شهید شوم. ...
مادر که به ملاقاتش آمد شهید شد
مذهبی که به آن از صمیم قلب اعتقاد دارم. خوشحال و شکرگزارم که به من نعمت جهاد در راه خودت عطا نمودی تا با یاد و نام تو در این راه قدم بردارم و بتوانم در راه دفاع از حرم شریف خطبه خوان کربلا و سه ساله مولایم حسین (ع) با قلبی راسخ قدم بردارم. ای پدر و مادر عزیزم که شما را در این دنیای خاکی نزدیک ترین فرد به خود می دانم، شرمسارم از رفتاری که شایسته برخورد با شما نبود و من در حق شما روا داشتم. به خدا
سریع ترین پسر ایران از رویاهایش می گوید
که در تیم ملی و کنار دوستانم بدوم و با هم بتوانیم یک مدال بگیریم. *فکر می کنی برنامه ات چقدر هزینه خواهد داشت؟ برآورد هزینه اش را نمی دانم. *تو اگر به دایموند لیگ می رفتی در شرایط مسابقه بیشتر قرار می گرفتی و اگر مدال می گرفتی شرایطت بهتر می شد و جایزه نقدی هم می بردی. ولی در شما این انگیزه دیده نمی شود که به این مسابقات بروی. به نظر می رسد سقف آرزوهای دونده های سرعتی ما فقط
امباپه: حیف که زود بزرگ شدم و نتوانستم کارهای احمقانه انجام دهم
جا کرد. در واقع منتظر ورودم به پاری سن ژرمن بود. اواخر زمان نقل و انتقالات هر روز برایم پیام می فرستاد و می نوشت: کی به پاریس می آیی؟ . در جوابش می گفتم: صبر کن، می رسم . البته آن زمان کار یک ذره به درازا کشید و حتماً باید به خودش گفته باشد: دروغ گفت، به اینجا نمی آید . به محض اینکه رسیدم سعی کرد شرایط را برایم راحت کند. در زمین مدام به من پاس می داد. وقتی بازیکنی با این شیوه حواسش به تو است خب خیلی سریع می توانی خودت را در رختکن تیم جا کنی.
مخاطب وقتی کتاب شهدا را می خواند، چه خوب که وقتی کتاب را بست با خود نگوید که ای بابا من کجا و شهدا کجا؟ ...
درست و حسابی را مجذوب می کند و به راه می آورد. عاشق روضه و بلکه شیدا و دیوانه روضه اهل بیت بوده. سرش درد می کرده برای گریه گاه و بی گاه و سینه زنی برای ارباب حسین (علیه السلام). با این سن و سال نسبتا کم و با همه جوانی اش، به هیچ وجه از پا نمی نشیند و صبح و شب مشغول است و دایما در همه جا از هیأت و بسیج و اردو و خانواده و انتخابات و جنگ سوریه و... دارد بدو بدو می کند. فهم خوب دارد. اهل هنر
گزارشی از اجلاسیه اساتید سطوح عالی و خارج حوزه/ هشدار آیت الله علوی بروجردی نسبت به ایجاد فاصله بین ...
آیند دست به زیر معجرشان می کنند و یک پیراهن خونین را در می آورند و روی سر می اندازند و می گویند: یا رب شیعتی جبرئیل نازل می شود و می گوید یا زهرا خدا به تو سلام می رساند و می فرماید این پیراهن را از سر بردار آن چه می خواهی ما به تو می دهیم. السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین اللهم لا تفرق بیننا و بینهم ابدا و اجعل عواقب امورنا خیرا. انتقاد آیت الله
یلدای انتظار تو آقا سحر شود/ یلدا ز یمن حضور تو چون گهر شود/ امشب شب یلداست شب ناب ، غزل های فراوان
خدا این سفر بس است چشمم به زیارت رویت مفتخر شود بی تو تمام لحظه ها آمیزه با غمند آقا بیا که یلدای ما چون شکر شود مولا اگر نبودنت عادت شود بد است جان حسین بیا که ز ما رفع شر شود در این شب قشنگی که چشمم به راه توست مگذار که انتظار ظهورت هدر شود آقا بیا که باغ دلم گل دهد دمی با تو تمام باغ جهان پر ثمر شود مولا، رها به
بدرقه پاییز در شه و چله به شیوه کردها
گرم به استقبال سرما می روند و یلدا را جشن می گیرند تا نشانگر تقابل سرما، پژمردگی و مرگ با گرما، روشنایی، سبزی و زندگی باشد. وی ادامه داد: در این شب به اندازه همون یک دقیقه که به همچین شبی اینگونه منزلت داد، تو اوج شادی هایمان به یاد غم دیگران باشیم و برای شادی دلشون از ته قلب خدارو صدا کنیم تا دل غمگین ها هم شاد شود حتی اندازه همون یک دقیقه .. شب یلداست امشب، شبی آکنده از
دستوری که خدا غروب پنج شنبه صادر می کند
الله تبدیل کرد و بی واسطه با او حرف می زند. این مرد هم با آن چوب خشک وارد میدان شد. جادوگرها وقتی چشمشان به موسی افتاد، گفتند این را که با یک انگشت هول بدهیم، داغون است! چه برسد به اینکه جادوگری خودمان را آشکار بکنیم، در همان لحظه اول نابود است. شب اول گفتم که به هیچ کس به چشم حقارت نگاه نکنید و هیچ کس را کوچک نبینید، کسی را با لباس و آستین کهنه و با کفش پاره ارزیابی نکنید! آن وقت که
قیمت های سرسام آور ملزومات شب یلدا حال دورهمی را گرفته
دیگرکسی دل ودماغ یلدا را ندارد. این روزهای آخر پاییز زمستان دارد با آمدنش خرج تراشی می کند. زمستان تو می روی و روسیاهی می ماند به زغال. می دانی چرا آخر خیلی چیزها گران شده. کاش دانه دانه برف هایت می شد خوراکی های شب یلدا و از اسمان همان مردی می بارید که نمی تواند دست پر به خانه برگردد. یلدا می خواهم دوباره مثل بچگی هایم دوستت داشته باشم. تقصیر تو نیست
افسانه ها و متیل های زیبا شب یلدا از زبان پدر بزرگ و مادر بزرگ های دنا نشین/شبی بیادماندنی در محفل ...
بارانهای آذرماه را داشتیم، خوشحال و کنجاو از این بودیم که دوباره به محفل گرم و دلنشین مادر بزرگ می رفتیم تا ننه برایمان از داستانها و افسانه های قدیمی قصه بگه و دوباره دوران زیبا و کودکی ما محو این داستانهای زیبا شود. یادش بخیر...، وقتی زیر یه چتر خیس، قدم زنان زیر برف وبارون زیبای پاییز در کوچه پس کوچه های روستا راه می رفتیم و در یک چشم بهم زدن خودت رو زیر ایون زیبای خانه ننه بزرگ می دیدی
هزار کار نکرده و راه نرفته هنری، وقتی برای فعالیت سیاسی نمی گذارد
یک نگاه کالبدشکافی درواقع رای به اسمش آورد، خیلی ها لایه های درونی وی را نمی شناسند و این اعتماد درواقع به کاراکتر "دنگ خاص" بود، نه "ابراهیم مرادی". حال که مرادی به وادی قدم گذاشته دلم می خواهد دوستانه به او می گویم که رای آوردی و این بسیار خوب است اما عملکرد تو باعث ماندن یا رفتنت می شود که این مهم مقداری سخت خواهد بود، اگر ابراهیم مرادی بخواهد از "دنگ خاس" جدا نشود، اقداماتش جنبه مضحک
گفت و گو با جی-زی از ازدواج و سیاهپوست بودن در آمریکای ترامپ
تو فقط امیدواری که برایشان وسایلی فراهم کنی. مانند مهربانی، همدردی، شفقت و قلب پر از عشق. و این چیزها در هر محیطی یکسان هستند. اینها چیزهای بنیادینی هستند که هر کسی برای فرزندش می خواهد، یا حداقل من برای فرزندم می خواهم. اینکه با مردم آنطور که هستند برخورد کنند، هر که می خواهند باشند، از هر جای دنیا که می خواهند باشند، نه اینکه با فردی از منصبی بسیار بالا بسیار خوب و مهربان باشند یا با کسی که از
4روایت دلتنگی
صحبت را با او باز می کنم، از آن روزی می گوید که شهید برای کار به حرم حضرترضا(ع) می رود و همان جا به استخدام در می آید.ماجرا را این گونه برایم تعریف می کند: من هر کاری داشتم به حرم می رفتم و با آقا درد دل می کردم. آن روزها دخترم زینب که نوزاد بود، مریض شده بود و کمی نگران بودم. یکی از همین روزها به زیارت حضرت رضا(ع) رفتم. به آقا گفتم، آقاجان خودت کمک کن که دخترم سلامتی اش را به دست بیاورد. در خاطرم
یلدای بهزیستی، بی رونق و با صفا
غربت یلدا در کلبه محزون بهزیستی رنگ می بازد و خنده هایشان مرحمی می شود بر غمی که از غصه هایشان بر دلم نشسته بود و گل لبخند بر لبهایم می نشیند. حکیم طوس هم از قاب شاهنامه اش افسانه نبرد رستم و سهراب می سراید تا بزم یلدا را تکمیل کند و پیرزنی که برای مادر سهراب آهسته اشک می ریزد و در دفتر خاطرات یلدای امشب ماندگار می شود. باید مراقب باشی تا چیزی از اتفاقهای شیرین امشب از قلم نیفتد و دل کسی
پیشنهادهای فرهنگی آخر هفته
زندگی می کند. بازگشت مینو که روزگاری عاشق هم بوده اند و شنیدن حقایق درباره دلایل رفتن او، امیرعلی را مجاب به بازگشت دوباره و افشای اسراری می کند که بابت آن ها خود را بازنشسته کرده. از سوی دیگر سارا که دل در گروی عشق سردبیرش دارد، راه و رسمی متفاوت از پدر برای زندگی اش انتخاب کرده است... تماشاخانه: هر کاری جدیدی از جلال تهرانی به اندازه کافی وسوسه برانگیز است. نمایش های او دنیای چند وجهی و
الویس؛ مرده پر درآمد
رمانتیک. پر واضح است که مخاطبان وی که به سینما می آمدند دوستدارانش از نسل جوان بودند. بازی های الویس یکدست و در نوع خود کلیشه ای بود؛ تنها یکی از فیلم هایش وحشی در دهکده 18 داستان یک مثلث عشقی است و الویس در نقش یک نویسنده مبتدی ظاهر شده است که منتقدان آن را بهترین نقش آفرینی او دانسته اند. فهرست فیلم های الویس به قرار زیر است: من را با لطافت دوست بدار (1956) دوست داشتن تو (1957) راک زندان
واکنش بنیامین بهادری به زلزله تهران از امریکا! عکس
و به شوق فردا که تو را خواهم دید چشم به راه می مانم تن من پاره ای از آن تن توست و قشنگ ترین شبای پُر ستاره شب توست دیشب تهران لرزید دل عزیزانم ترسید قلب من هم همین طور از راه دور آدم نگران تر میشه همش به خودم می گم من چرا نیستم؟ چرا نیستم پیش #پدرم_مادرم_خانواده_ام_رفیقام_همسایه_ها_و_همه_همشهری_ها آدم یه جور عذاب وجدان می
مثنوی یلدای مهدوی تقدیم به حضرت بقیة الله الاعظم امام زمان(عج)
سَحَر؟ -در فراقت تا کجا خون، چشم تر ؟ تا کجا تا کِی تو را در انتظار - یوسفِ گُم گشتۀ زهرا تبار بی تو ما را تا کجا این فصلِ سرد؟ - نوبهارا ؛ دشتِ دل را دَرنَوَرد ای نگاهت بی قرارِ آمدن - یوسف گُم گشتۀی دور از وطن نورِ چشمانِ غریبِ بی مَزار - تا کُجا داغِ تو بر دل هایِ زار ای دلت از جورِ یاران غرقِ درد - در میانِ شهر غم ها کوچه گرد ای
از پنت هاوس فرشته تا کوچه پس کوچه های فقر
چاه ویل مشکلات است؛ با بی پولی دست و پنجه نرم می کند و نوشته هایش خریدار ندارد؛ صاحبخانه جوابش کرده و با عقب افتادن قسط ها، امید به زندگی اش دو چندان شده است! پس این شادی که قرار است آن را تقسیم کنیم کجاست ؟ آیا وجود خارجی دارد؟ در جیب جا می شود؟ جامد است ؟ مایع است یا چون گاز می پرد؟ من هم مثل شما تا هفته پیش وجود عنصر مجهول الهویه شادی را انکار می کردم! اما زمانی که با یکی از
حرف دل
انسان علمش، عملش نامحدود است نه آن نامحدود به معنای لغوی، آنچه خداوند بخواهد به انسان ها می آموزد و انسان ها یاد می گیرند، چیز هایی را که انسان ها می دانند فرشتگان نمی دانند انسان ها به جایی می رسند که فرشتگان آن جا نمی توانند بروند، پروبالشان می سوزد انسان قدر خودت را بدان، تو گل سر سبد همه موجودات هستی بدان در چه موقعیت و مقامی هستی خودت را خوار و ذلیل نکن همواره درصدد خودسازی خودت باش سعی کن