سایر منابع:
سایر خبرها
الناز شاکردوست و بازیگر هالیوودی/ من ترانه 32 سال دارم/ رسایی و دبه دولت/ جناب خان در پاریس
اشتراک گذاشت، احتمالا روناک خانم هنگام عکاسی این سلفی کمی غمگین بوده که روی شب تاکید کرده است. وی نوشت: سلفی من و شب و تهران ... محله گل و بلبل هم که این روزها مهمان خانه های مردم است ، صحنه های طنز کمی ندارد، داریوش فرضیایی هم با انتشار تصویری از حرکات پدرش در گل و بلبل اظهار تعجب کرد. عمو پورنگ معتقد است پدرش در محله گل و بلبل یک سوپرمن یا بشقاب پرنده است که با
درگیری خونین پدر با پسر شیشه ای
مرد سالخورده ای که متهم است بعد از مشاجره با پسر معتادش وی را به قتل رسانده حادثه را شرح داد. به گزارش جماران به نقل از جوان، ساعت 3 و 30 دقیقه سحرگاه پنج شنبه هشتم مردادماه کارکنان بیمارستان بهارلو مرگ مشکوک مرد جوانی را به کلانتری 112 ابوسعید خبر دادند. مأموران پلیس پس از حضور در بیمارستان با جسد خونین مرد 37 ساله ای روبه رو شدند که با دو ضربه چاقو به قلب و پهلو فوت شده بود. پس از آن
به مقتول گفتم: توی محله ما این جوری راه نمی رن!
یکی از اقوام او جلو آمد و با تکه آجری ضربه ای به سرم زد. خشم همه وجودم را گرفته بود. خونم به جوش آمد و دیگر نفهمیدم چه کار می کنم. چاقو کشیدم و ضربه ای به گردنش زدم. من بیهوش شدم و وقتی چشمانم را باز کردم دیدم برادرم مرا به خانه اش برده است. مرتضی در حالی که قطرات اشک را از روی صورتش پاک می کرد آهی کشید و افزود: با شنیدن خبر مرگ آن پسر جوان، از ترس پا با به فرار گذاشتم. نمی دانستم کجا
طبقه متوسط ناتوان تر شد
پدیده ای است که طی چند سال درباره کشور ما اعمال شده، البته این تحریم هایی که در مورد جمهوری اسلامی ایران اتفاق افتاده است یکی از بی رحمانه ترین نوع تحریم ها و تهدیدات- من اسم این رفتار را تهدیدات می گذارم- است که تاکنون در مورد یک کشور به اجرا گذاشته شده است. این تحریم ها ضربه های زیادی به اقتصاد ما وارد کرده و به سیستم بانکی ما ضربه های زیادی زده و زندگی مردم را تحت تاثیر قرار داده است. به هر حال
انسان چه زمانی می تواند حقیقت ایمان را در خود کامل کند
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حج، آیت الله روح الله قرهی مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) حکیمیه تهران در تازه ترین جلسه اخلاق خود به موضوع مراقبه با طرح مسأله ابزار ورود و راه غلبه بر خطورات نفسانی و شیطانی چیست، پرداخت که مشروح آن در ادامه می آید: *هر خواسته غیرالهی نفس، شهوت است! پروردگار عالم، خلقت ما را هم به نور تقوا مرحمت کرده است و هم آن را عجین به ظلماتی به نام فجور قرار
برادرم آمد ولی پسر همسایه مان مفقود الاثر شد اما مادرش همچنان چشم انتظار
چرا غذا نمی خورید گفتیم سیریم . انگار مادرم متوجه رفتارغیر منتظره مان شده بود چند لحظه بعد کوبه در به صدا در آمد یکی از اقوام به منزلمان آمد و چند لحظه ای ازاین طرف و آنطرف صحبت کرد ولی دید مادرم اطلاعی ندارد چیزی نگفت و رفت در همین حال چند نفر دیگر از همسایه ها و اقوام به خانه آمدند و از هر دری صحبت کردند اما دیدند مادرم اطلاع ندارد تا اینکه برادر کوچکم حسن رضا وارد خانه شد و گفت مردم روستا می
شعر بیشتر از ظرافت و احساسی بودنش خیلی بی رحم و زمین کوب است
پایگاه خبری تحلیلی هم نوا در روزهای شنبه هر هفته قرار است گفتگویی با شاعران شمالغرب کشور به منظور معرفی و اثرهای چاپ شده آنها ترتیب دهد، در دهمین بخش این گفتگو خبرنگار هم نوا با علی عظیمی شاعر جوان تبریزی گفتگویی ترتیب داده است که در مطلب زیر می خوانید. *** لطفا خودتان را برای خوانندگان هم نوا معرفی کنید؟ بنده علی عظیمی متولد نوزدهم مرداد ماه سال 1363 هستم و در
گفت وگو با راحله بهارلو همسر محمد عرب ایرانی مقیم امریکا در باره محجبه شدنش + تصاویر
حفاظ بود. درست است ابتدا نمی فهمیدم ولی برای من اثرات خوبی داشت. من را از هر خطر و تهدید حفظ کرد. کسانی که پوشش بدی دارند خودشان را در معرض خطر قرارمی دهند. خدا زنان را زیبا آفرید و اگر این زیبایی را در معرض دید بگذارد امنیت خودش سلب می شود؛ وقتی از سر جهالت پوشش ناجور داشته باشیم یعنی به طرف مقابل اجازه جسارت داده ایم. من به دختران جوان می گویم خداراشکر امروز احساس پشیمانی از حجاب نمی کنم زیرا همان یک تکه پارچه اگر نبود نمی دانم درمعرض چه اتفاقاتی قرار داشتم که الان پشیمان می شدم. روزنامه جوان ...
عبادت بدون پشتوانه علمی خطرناک است/مجالس دعا و مناجات را طولانی نکنیم
سید عبدالله فاطمی نیا با همه دغدغه ها و فکر مشغولی هایی که دارد درخواست عقیق و همشهری آیه برای گفت وگو را پذیرفت و با ما همکلام شد. *حاج آقا! از چه سالی در مهدیه تهران خطیب بودید؟ دقیقا یادم نیست از چه سالی و چند سال در مهدیه خطیب بودم اما اجمالا می دانم زمان زیادی بود که در آن مکان مقدس صحبت می کردم. *چه کسی شما را به مهدیه تهران دعوت کرد؟ دعوت بنده به
ثواب زیارت کربلا، پاداش اطاعت از امام زمان خویش
دستور تعقیب و دستگیری وی را صادر کرد و لذا حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) برای مصون ماندن از خطر خلیفه عباسی، خودرا از چشم مأموران پنهان می کرد و در شهرهای مختلف به صورت ناشناس، رفت و آمد می کرد و این وضع ادامه داشت تا اینکه حضرت عبدالعظیم(ع) به شهر ری رسید و در آنجا قصد اقامت نمود.(8) حضرت عبدالعظیم(ع) در ری حضرت عبدالعظیم(ع) به صورت یک مسافر ناشناس، وارد رِی شد و در محله ساربان در کوی
دیدار با مردی که حافظه مکتوب ایران را ساخت
می کند و با او قرار می گذارد. پر هام که یک سال پس از کودتای 28 مرداد سال 1332 از آمریکا به ایران بازگشته بود، هیچوقت حاضر نشده بود با دستگاه دولتی کار کند، پدرش که رئیس شواری شهر شیراز بوده، البته علاقه داشته که فرزندش پس از گرفتن دکترای علوم سیاسی راهی وزارت امور خارجه شود و در قامت یک دیپلمات به کارش ادامه بدهد، اما پرهام رویاهای دیگری در سرداشته و دلش نمی خواسته به دستگاهی خدمت سیاسی
حساسیت های غیرطبیعی درباره رستاخیز / بمباران سنگین اصلاح طلبی علیه احمدی نژاد و قالیباف
حوالی هرچقدر که به سمت مرکز و جنوب تهران پیش برویم خیلی زود درمی یابیم که دیگر از آن نقش و نگارها خبری نیست و حتی رنگ های مرکز و جنوب هم تغییر کرده و زردی و کدری جای سبزی و سرخی را گرفته است. این تضاد دورن شهری، ساخته و پرداخته ذهن آقای شهردار تهران است که شهر تهران را به خانه ای با ظاهر زیبا اما با زیربنایی نازیبا مبدل کرده است . همان ذهنی که سر منشاء سیاست های یک بام و دوهوای محمد باقر قالیباف
ماجرای هم سفره شدن سردار رشید و ژنرال عراقی/ وقتی بچه های گردان تخریب در شب عملیات اعتصاب کردند
از فوت امام ( ره) و به پیشنهاد آقای مسیح بروجردی که نوه امام بود، مدتی مسئول خاطرات دفتر نشر آثار امام ( ره) بودم. یک سالی نیز مسئول خبری سید احمد آقا بودم. مصاحبه و گزارش های ایشان را تنظیم می کردم و به مطبوعات می دادم. بعد هم احساس کردم روزنامه نگاری چیزی ندارد که به من اضافه کند، برای همین از مطبوعات بیرون آمدم و رفتم سراغ فیلم و سینما و تلویزیون. به سمت نگارش فیلم نامه رفتم. اولین
گریه های همسر سعید امامی واقعی بود
ماهنامه اندیشه پویا - عذرا فراهانی- خبرنگار روزنامه سلام: اول تیرماه 1378 بود که اعلام شد مهره اصلی عامل قتل های زنجیره ای با واجبی خودکشی کرده است: سعدی امامی. شانزده سال از آنروزها گذشته اما هنوز این ماجرا برایم مبهم است. همه چیز این اتفاق رمزآلود بود حتی نام این فرد نیز حالتی رازگونه داشت. من خبرنگار سرویس قضایی روزنامه سلام بودم. بعد از انتشار خبر مرگ سعید امامی و دفن او، شایعات زیادی درست شد
سلطان ری! دلت نشود بی خیال من...
بردند .حضرت عبدالعظیم علیه السّلام نیز از کینه و دشمنی خلفا در امان نبود و بارها تصمیم به قتل آن حضرت گرفتند و گزارشهای دروغ سخن چینان را بهانه این سختگیری ها قرار می دادند، در چینن دوران دشوار و سختی بود که حضرت عبدالعظیم علیه السّلام به خدمت حضرت امام هادی علیه السّلام رسید و عقاید دینی خود را بر آن حضرت عرضه کرد، حضرت امام هادی علیه السّلام او را تأیید فرموده و فرمودند: تو از دوستان ما هستی.
امام زاده ای که ثواب زیارتش با زیارت سیّدالشهدا برابری می کند
کرده است: پینه دوزی بود سر کوچه حمّام وزیر که منزل ما در آنجا بود و ما کفش های خود را برای پینه و وصله به او می دادیم؛ یک روز با حالت گریه به منزل آمد و این قضیّه را برای پدرم که عالم محلّه بود تعریف کرد و من صغیر بودم و خوب به خاطر دارم؛ می گفت: ما کفش دوزها عادتمان بر این است که چون بخواهیم میخ هایی را به کفش بزنیم، یک مشت از آن را در دهان خود می ریزیم، سپس یکی یکی درمی آوریم و به کفش می کوبیم؛ من
بازیگر مختارنامه شهادت در راه حرم را برگزید
حرف می زند. تنها تکیه کلامش به من و برادرم این بود که شاید روزی من نبودم، شما باید روی پای خودتان بایستید. قبل رفتن، بابا من و برادرم را به همسرم سپرد و از ایشان رضایت گرفت که من بروم بعد از من تو مرد خانه ام هستی ! من بعد از رفتن پدر به عراق ، هر شب با ایشان تلفنی حرف می زدم. آخرین بار صدای حاجی قطع و وصل شد. بعد از آن هم هر چه تلاش کردم نتوانستم تماس بگیرم. دو روزی گذشت. هر چه به مادر می گفتم چرا
الناز شاکردوست: برای عشقم جان می دهم!
پای قرارداد رفتم که پدرم برایم خریده بود؛ منظورم این است که هیچ وقت نیاز مالی به این کار نداشتم و پول هرگز دغدغه من نبوده. اگر به خاطر پول وارد کار شده بودم در این یک دهه کارم باید میلیاردها تومان درمی آوردم. فکر می کنم برای خوشبخت زندگی کردن آنقدر که به احساس خوب و رضایت شخصی نیاز است، احتیاجی به پول نیست. آدم ثروتمند فردی است که به بی نیازی روحی رسیده باشد و ذهن روشنی داشته باشد. بی نیازی به
بشنو از نی قلیان حکایت می کند
شریکیم 2 قرون گیر هرکدوممون می آد. کنار ما هم چند تا کارگر برای زن و بچه شون نون می برن. دستی به سیبل هایش می کشد و می گوید: باباجون فکر کنم یا مأموری یا می خوای قهوه خونه بزنی! ازت خوشم اومد خیلی زرنگی بعد قهقهه کنان داد می زند پسر2تا چایی 2رنگ با نبات بیار اینجا مهمون خارجی داریم. سرظهر است. مشتری زیاد نیست،کولر گازی، قهوه خانه را خنک می کند،وای فای هم هست.آن طرف چندتا جوان لابه لای دود
پرونده مرد همسرکش دوباره ورق می خورد
دختری جوان را پیدا کردم. همان لحظه بهداد، پسر یکی از ساکنان ساختمان از راه رسید و گفت که جسد متعلق به نامزدش است و نمی داند چه حادثه ای اتفاق افتاده است. بهداد پسر 20 ساله وقتی مورد تحقیق قرار گرفت گفت: شب گذشته سهیلا به خانه ما آمد. شب از نیمه گذشته بود که او را به خانه شان بردم اما نمی دانم جسدش در انباری ما چه می کند. بعد از آن پدر و مادر مقتول مورد تحقیق و بازپرسی قرار گرفتند. مادر
من هاروکی موراکامی هستم
/> از آن به بعد هر شب وقتی دیروقت به خانه برمی گشتم، پشت میز آشپزخانه می نشستم و می نوشتم، همان چند ساعت پیش از سپیده دم عملا تنها زمان خالی من بود. در شش ماه آینده صدای باد را بشنو را نوشتم. اولین نسخه را درست با پایان یافتن فصل بازی های بیسبال تمام کردم... صدای باد را بشنو کار کوتاهی است، بیشتر یک داستان بلند است تا رمان. با این حال زمان و انرژی زیادی از من گرفت. البته بخشی از آن به محدودیت
انتظار شاگردان برای بازگشت پیکر معلم قرآن
نمازهایش را می خواند. در خانه خیلی ساکت بود و از کارهایش برای ما چیزی نمی گفت و رفتارش با ما خیلی خوب بود و در مدرسه هم خیلی از او تعریف می کردند. صدای قرآن از آسمان می آید مادر شهید ادامه داد: همسایه های ما می گفتند که صبح خیلی زود بعد از اذان صبح صدای قرآن در محل شنیده می شود و بعد از بررسی در مورد صدای قرآن متوجه شدیم که محمد در پشت بام منزل به قرائت قرآن مشغول است.
تکمیل ساختار انسانی با ربایش و قاچاق انسان از زبان عضو سابق گروهک پژاک
! کارم را تعطیل کردم و 2- 3 ماهی دنبال برادرم گشتم اما هیچ خبری نتوانستم از او به دست آورم. وقتی به قهوه خانه و مغازه و جاهای عمومی می رفتم می گفتند ما هم بچه هایمان را گم کرده ایم و خبری از آنان نداریم و بعضی ها عقیده داشتند پژاک بچه های آنان را دزدیده است. می دزدیدند!؟ بله؛ پسر خاله 11 ساله ام و برادر 13 ساله ام و بسیاری از بچه ها را دزدیدند. آنها در طی 6 یا 7 ماه بسیاری را
خطرناک ترین مقاصد گردشگری دنیا برای زنان کجاست؟
است می گوید که در سفرهایش چندان احساس امنیت نمی کرده و بر اهمیت تفکیک واقعیت از تبلیغات تاکید می کند. او می گوید: من خیلی خوش شانس بودم. در هیچ جایی مانند آفریقای جنوبی احساس خطر نکرده ام. در حالی که آمار جرم و جنایت در آنجا بالاتر است و گردشگران در آنجا هدف دزدی خشونت آمیز قرار می گیرند، بنابراین من مواظب بودم پس از تاریک شدن هوا تنها بیرون نروم و چیزهای با ارزش به همراه نداشته باشم.
ناگفته های مادر غواص شهید/ پسرم را خیلی سخت بزرگ کردم!
/> او که هنوز بی تاب است و آرام نگرفته ادامه می دهد: هروقت شهیدی می آوردند یا وقتی اسیری آزاد می شد من هم منتظر خبری بودم که برایم بیاورند اما وقتی دیگر با هیچ گروهی برنگشت گفتم حتماً شهید شده است وگرنه به من خبر روشنی از شهادت نداده بودند. همیشه می گفتم خدایا هرجور تو صلاح می دانستی همان خوب است و تو را شکر می کنم. وقتی دلتنگش می شدم به پای مزار شهدای گمنام می رفتم و درد و دل می کردم.
نقش حضرت زهرا(سلام الله علیها) در احیای امامت الهی
را در فرزندان آنان قرار داد. (14) درباره حضرت موسی آمده است که وی از خداوند تقاضا کرد از خاندانم یکی را وزیر و معاون من قرار بده. چنان که در دعای وی آمده است: خدایا برادرم هارون را وزیر من گردان و با او پشت مرا محکم کن و او را در امر رسالت من شریک ساز. (15) در آیاتی دیگر خداوند به داوود که خلیفه خود بر روی زمین بود، سلیمان را عطا کرد و او را وارث داوود قرار داد. (16) نمونه قرآنی دیگر جانشینی زکریا
فکر می کردند با دادن خبر شهادت حمید، گریه می کنم
، منتظر شنیدن خبر شهادت صاحب ماندم. روزی در حال بازگشت از خانه برادرم بودم که دیدم دوستان صاحب از جبهه به مرخصی آمده اند اما خبری از صاحب نیست، هر چه از دوستانش خبرش را گرفتم، خبر درستی دریافت نکردم و این موضوع بیشتر نگرانم می کرد. آن روز دلهره عجیبی به سراغم آمد که مانع می شد در منزل بمانم، مرتب به بهانه های مختلف به منزل افراد فامیل می رفتم و تحمل ماندن در خانه را نداشتم، غروب
رابطه پنهانی به عضویت در پ.ک.ک انجامید
این فرد همان کامران، متهم به قتل فراری است. کامران ضمن اعتراف به اعمال مجرمانه در گروهک پ ک ک به قتل احمد نیز اقرار کرد و توضیح داد با زینت همسر احمد رابطه داشت و قتل نیز به همین خاطر اتفاق افتاد.نماینده دادستان ادامه داد با توجه به مدارک موجود در پرونده درخواست صدور حکم قانونی را دارم. سپس اولیای دم در جایگاه حاضر شدند و درخواست صدور حکم قصاص کردند.در ادامه کامران در جایگاه حاضر شد. او اتهام را
جنایت مرد 29 ساله؛ 3 سال بعد از آشنایی خیابانی
جنایی، مامور پیگیری پرونده شد. چند ساعت بعد سرگرد نجفی، متهم 29 ساله را در حالی که حلقه های قانون بر دستانش خودنمایی می کرد مقابل قاضی ویژه قتل عمد مشهد نشاند. او سعی می کرد باز هم همان قصه های تکراری را بازگو کند. این درحالی بود که قاضی حسینی همچنان با آرامش به اظهارات متهم گوش می داد. الف که دید داستان هایش دیگر کارآمد و قابل باور نیست نگاهی به دستبندهای آهنین انداخت او که در برابر سوالات تخصصی
عقاید یک دلقک
از جایش بلند می شد و با صدای بلند این عقیده من را اعلام می کرد . مادر ترامپ تبار اسکاتلندی داشت و پدربزرگ پدری اش از سوئد به آمریکا مهاجرت کرده بود. این خانواده در بدو ورود در محل کویینز نیویورک ساکن شده و پدرش فرد ترامپ به ساخت خانه های مسکونی و اجاره آنها مشغول می شود. دونالد ترامپ پس از دوران مدرسه در شرکت پدربزرگش به کار مشغول شد و سپس به منهتن رفت تا به گفته خودش پدربزرگ را شگفت زده