سایر منابع:
سایر خبرها
فضای مجازی در آیینه نگاه دختران
از گلیمش درازتر کند. او ادامه می دهد: اتفاق دیگری که در فضای مجازی من را ناراحت می کند و چندی پیش باعث شد که حضور زیادی در شبکه های اجتماعی نداشته باشم، انتشار جوکها، شوخیها، سوالات یاعکسهایی بدور از شان است که متاسفانه به وفور در گروه های شبکه های اجتماعی دیده می شود؛ به ویژه رواج جکهایی با هدف قرار دادن دختران به عنوان جنس دوم و کسی که نمی فهمد، می خندد. همچنین در این جوکها دختران را
برنامه روز اول نمایش فیلم های جشنواره فیلم و عکس مادر اعلام شد
به گزارش هنرنیوز، جدول نمایش فیلم ها در دوشنبه 26 مردادماه اولین روز برگزاری جشنواره فیلم و عکس مادر به شرح ذیل است: *سالن 2 پردیس سینمایی چارسو ساعت 12 الی 14 کارگاه نقش مادر در سینما توسط امیر پوریا ساعت 14:30 الی 16 زنده ام زندگی / محمد صفا / مستند(34 دقیقه) مادرانه / مریم اسمی خانی / داستانی(3 دقیقه) دایره گچی / بهار کیامقدم، سهیل سراجی، امین جوادی
دلایل دختران مجرد برای ازدواج نکردن
، حتی نامزد هم ندارند و اینطوری من اولین عروس در جمع دوستانه مان می شوم که هیجان بیشتری دارد. در جواب این که منظورش از اعتماد چیست، می گوید: این که مرا نگذارد و برود سراغ خوشگذرانی خودش، این که قدر زحمت هایی که می کشم را بداند، این که وقتی دیگر جوان نبودم باز هم مرا دوست داشته باشد، بی وفایی نکند. من زندگی پدر و مادر خودم را دیده ام؛ سال ها سختی و اجاره نشینی. دیده ام که مادرم چطور خسته
طبیب زخم های روح
اند و با سفر به تهران در پارک ها و سرای محله و فرهنگسراها اقدام به برپایی کارگاه های خانواده و همچنین مشاوره به خانواده ها و زوج های جوان می کنند. شور و شوق را می توان از نگاه آنها دید و بهترین لحظات زندگی شان زمانی رقم می خورد که یک زوج با اختلاف عمیق به آنها مراجعه و ساعتی بعد با لبخند و دست در دست هم از آنجا خارج می شوند. حجت الاسلام امیدی از ایده تشکیل این گروه تبلیغی و کارهایی که در این چند
خوابی که محل دفن سردار شهید را مشخص کرد
اند،افزود: از همان ستاد معراج تهران، به رسم ادب با یک جلد قرآن نفیس به سمت کرمان و خانه مادربزرگمان آمدیم تا رضایت عاطفی ایشان مبنی بر دفن پدر شهیدمان را در شهر قم جلب کنیم اما با وجود التماس و پابوسی ایشان، راضی نشدند. وی ادامه داد:شب قبل از برگشت به قم، بنده قبل از خواب وضو گرفتم و به روح بزرگوار پدرم متوسل شدم که خودشان گره گشایی کنند. صبح روز بعد برای خداحافظی به منزل مادر بزرگ و از
خانه بی چراغ
تندتر است. پسر کوچک خانواده می خواهد دختر دار بشود چون اعتقاد دارد دختر پشت و پناه آدم است. ابراهیم می گوید: من که اصلا قرار بوده دختر باشم. لباس های دخترانه دارم که مامانم هنوز هم نگه شان داشته. مادرش اضافه می کند که واقعا دوست داشتم بچه ام دختر باشد، یعنی چون فقط خواهرهایم را دیده بودم فکر می کردم بچه یعنی دختر ! به همین خاطر هم لباس های سیسمونی ابراهیم بیشتر دخترانه است. وقتی پسرها به
ستاره ها چطور به سلامت شان اهمیت می دهند؟
است! این برنامه، مخصوص یک روز است. برنامه ورزشی او برای روز بعد این است که حدود 40 دقیقه با دوچرخه ثابت ورزش می کند و البته اسپینینگ و تردمیل هم در برنامه دارد. نکته جالب در مورد این هالیوودی این است که حتی در سفر هم از برنامه ورزشی عقب نمی ماند. خودش معتقد است که ورزش و مدیتیشن به کاهش استرس هایش کمک می کند و وقتی در هتل تمرینات مراقبه و آرامش بخشی را انجام می دهد، آرامش بیشتری به دست
یک ساعت کتابخوانی در خیابان
مجله مهر - فاطمه حکیمی : چند جلد از کتاب های دوست داشتنی ام را برمی دارم تا برای ملاقات مصاحبه ای که در پیش دارم، دست خالی نرفته باشم و مگر می شود اصلا دست خالی رفت سراغ بوکتاب؟ آقای بوکتاب هر روز یک ساعت در گوشه ای از شهر بساط کتاب هایش را پهن می کند و کتاب قرض می دهد و قرض می گیرد و حالا این قرار کتابخوانی خیابانی حسابی در مشهد گرفته است. مراجعین و علاقه مندان زیادند و سوال هایشان فراوان . سرش
دختر دهه هفتادی دنبال ابداع و خلاقیت است/ نسل ما، خسته است!
؛ درحالی که زمان شما، در سن سی سالگی هم یک دختر سیگار دستش نبود. مهرخانه: یعنی دوستان شما سیگاری هستند، یا کلاس می گذارند؟ مهسا : نه، سیگاری اند. عارفه : این بچه ها معمولاً یا تک فرزندند یا خانواده بالا سرشان نیست. مهدیه : وقتی من به این نگاه می کنم، می بینم هم سن من است؛ چهار نفر هم دورش را گرفته اند، خوب منم دوست دارم جای او باشم و چند نفر دورم را بگیرند.
آنچه والدین از مهارت های مقابله با اعتیاد باید بدانند
خودآگاهی است. در این مهارت به بچه ها یاد می دهیم که شما چه کسی هستید؟ از کجا آمدی؟ چه ارزش هایی داری؟ بچه ها باید خودشان را دوست بدارند و عزت نفس داشته باشند. داشتن عزت نفس باعث می شود که از مشکلاتی مانند اعتیاد جلوگیری شود. باید به کودکان الگوهای سالم در حوزه های مختلف را معرفی کنیم. مهارت همدلی: یعنی افراد دیگر را به خوبی درک کنیم و خود را به جای آنها بگذاریم، مثلا معلم، مدیر، دوست و
پسر صورت زخمی از خاک ساحل و سربازی برای تیم ملی می گوید
سخت شده بود و مریضی مادرم هم بود. چون فشارها و استرس ها در بازی هایی که من دارم به خانواده ام انتقال پیدا می کند و دوست داشتم از آن فضا بیرون بیایم. ولی خب الان حال مادرم بهتر شده صحبت هایی که آقای نادری و آقای هاشم پور و ... کردند گفتند الان در اوج پختگی هستی و تجربه ات به درد می خورد و حالا حالاها می توانی از آن استفاده کنی. فعلا صرف نظر کردم. ولی تا وقتی که بدانم می توانم مفید باشم
نقد کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان که این روزها دوباره بر طبل آن می کوبند!
ایرانی ها چادر و در بین عرب ها در حال حاضر عباست، پیشنهاد می کند و روایات ما رنگ مشکی را مطرح می سازند که قطعاً رنگی است که اولاً، برخلاف گفته ی مخالفان حجاب، اساساً هیچ تنش عصبی و هیجانی ای در بیننده فراهم نمی کند و ثانیاً، چندان تنوع بردار نیست و کم تر می توان آن را وارد بازار مدل یابی نمود . نتیجه آن که، اگر ما تعریف مترقی و انسانی از حضور اجتماعی داریم و خواستار آن هستیم که جامعه از هنر، حرفه
گفتگوی منتشر نشده با محمدعلی سپانلو
شما به کدام معلم بیشتر بود در این مدرسه؟ - همان دو معلم ادبیات آقای پورشانی و آقای مؤتمن، به خصوص زین العابدین مؤتمن که آدم سرشناسی بود، نویسنده آشیانه عقاب و کتاب ادب فارسی. این کتاب ها را خوانده بودید؟ - بله، من خوانده بودم. جزو همان کتاب های کرایه ای بود که می گرفتم و می خواندم. البته ادب فارسی برای من سنگین بود اما با مؤتمن رابطه بیشتری پیدا کردم چون بعد در
اس ام اس تبریک روز دختر 94
مانیکوریا پدیکوریا ودر کلا همه اونایی که می کوبند از نو می سازند خجثطه باد . . . . یه روز یه دختر دعا می کنه خدایا : من چیزی برای خودم نمی خوام فقط یه داماد خوب و خوشگل نصیب مادرم کن . . . . دو راه برای خانم مهندس شدن هست: 1اینقدر درس بخونی تا خانم مهندس شی 2 یه شوهر مهندس
مصاحبه با فائزه هاشمی: زندگی سیاسی از مجلس تا بازداشت مهدی
/> وضع مالی او خوب بود؟ بله، آن موقع هم که دلار و سفر آن قدر گران نبود. آن موقع سفررفتن خیلی کار سختی نبود. اگر دیگران هم هزینه می کردند، من آنها را هم می فرستادم. ضمنا کاملیا با دست پر برمی گشت. گزارش های خوبی می آورد. گاهی هم مزیت روزنامه ما نسبت به دیگران، همین گزارش های کاملیا بود. در کنار روزنامه دوست هم بودیم. دختر شادی بود و من هنوز هم دوستش دارم. سر انتشار آن
جورچین بازی کودکان با قطعه های خلاقیت و صمیمیت
را برای خود و اطرافیان پدید می آوردند. هنوز صدای دست زدن بچه ها که اگر به ما آب ندهید این جوری می شیم در گوشم زنگ می زند و چقدر شیرین و خوشبو بود بچگی بچه های دیروز. آن روزها که ما بچه بودیم بچگی مان را با گرگم به هوا، لی لی، الک و دولک سپری کردیم و بچه های امروز بچگی شان را با انگری برد و باب اسفنجی و ساب وی سرف سپری می کنند. آن روزها که ما بچه بودیم یک عروسک پلاستیکی داشتیم و خاله بازی می کردیم
محمدرضا گلزار:تا سال 96 ازدواج می کنم
است؟ خوشبختانه من بچه خانواده ام و جدا زندگی کردن من از پدر و مادر بیشتر شبیه یک اصطلاح است و به نحوی که برخی دوستان من را بچه ننه خطاب می کنند. مادرم را یک روز در میان می بینیم و به خاطر استقرار کاری پدرم در مشهد تا حد امکان سعی می کنم به دیدن او نیز بروم. در کل دست هر دوی آنها را می بوسم و معتقدم بعد از حمایت خدا، دعای خیر پدر و مادر دار و ندار زندگی من است. به ازدواج فکر
به محافظ بابا زنگ زدم بیاید سوسک را بکشد تا به مجلس برسم
/> قبل از آن نبود؟ نه. به پیشنهاد خانم های نماینده تشکیل شد. یادم است خودم و به نظرم همه خانم ها تقاضا کرده بودیم که در این کمیسیون باشیم. اگر اشتباه نکنم، کمیسیون 15عضو داشت، هشت نفر را از آقایان گذاشتند و هفت نفر هم از خانم ها. درواقع اکثریت کمیسیون را به آقایان دادند. چون همه خانم ها برای عضویت در این کمیسیون تقاضا کرده بودند، هیأت رئیسه دست به انتخاب زد. آقای ناطق به عنوان رئیس
ممکن بود الان گوشه ای نشسته بودم و لبو می فروختم!
خیلی اقتضا نمی کند وارد حاشیه شوم. البته این طبیعت شغل ماست و ممکن است برای هرکس اتفاق بیفتد، من دراین مورد تنبل هستم. یعنی تنبلی باعث شده وارد حاشیه نشوم، اگرچه استعداد زیادی در این زمینه دارم (می خندد). طرفداران تان دوست دارند از نوع زندگی شما چیزهایی بدانند. من زیاد شهری نیستم، از دیدن زندگی بچه چوپان ها بیشتر از شلوغی تهران لذت می برم. او سرش را بلند می کند آسمان را می
چگونه کودکانی شاد تربیت کنیم؟
به سراغشان نرفته است، به بچه های مستمندی که می شناسد، اهدا کند. کودک در این حال به آرامش روحی و روانی دست می یابد و از صمیم قلب احساس راحتی و شادابی می کند. در تشویق فرزندتان خلاق باشید وقتی فرزندتان در انجام کاری موفق شده و توانسته است به هدفش برسد، با گفتن جمله هایی که شادی شما را از این پیروزی نشان دهد، او را تشویق کنید. البته مراقب باشید که تشویق هایتان اغراق آمیز و بیش
بی پرده از دوران عاشقی تا خانه سینما از زبان علیرضا رئیسیان
ارائه شد. سپس خانم محبعلی و محقق با حضور مکرر در دفتر و با خود من به سیناپس رسیدیم که در این مرحله نقش محبعلی بیشتر بود و عمل حرفه ای این بود که چون قرارداد نگارش مشترک بود بین من و هر دو نفر مذکور باید اسم خانم ها محبعلی و محقق مشترکا در تیتراژ آورده می شد که این کوتاهی از جانب من بود و بعدا تصحیح شد. به هرحال نسخه کامل فیلم نامه شامل سکانس بندی و دیالوگ ها توسط خود من و در موقع اجرا کامل شد؛ مثل
قتل عام خانوادگی به دلیل مخالفت با خواستگاری + عکس
به پدرم زدم. او و خواهرم قصد فرار داشتند که آنها را نزدیک در ورودی زدم و بعد مادرم را در راه پله ها مجروح کردم. بعد از آن نمی دانستم چکار کنم. به اتاقم رفتم و ماموران آمده و مرا دستگیر کردند. مادر هم جان باخت تحقیقات در این زمینه ادامه داشت تا این که مادر خانواده هم بر اثر شدت خونریزی جان خود را از دست داد. همزمان با مرگ سه عضو خانواده، به دستور سعید احمد بیگی
یحیی سکوت نکرد: تلخک زندگی و بازی روزگار
یحیی سکوت نکرد نوشته طلا معتضدی است. او پیش از این عمدتا در زمینه ملودارم هرآنچه نگاشته بود کارهای کشدار تکراری بودند و یا طنزهای عادی. این فیلم اما شاید بهترین کار نویسندگی او باشد. شکی نیست که بازی های خوب نقص های فیلمنامه را پوشش داده اند با اینهمه دیالوگ های کاراکترها و داستانک ها موثر سروشکل داده شده اند. یحیی پسربچه ای است هشت ساله که پدرش رهایش کرده و مادرش نیز به طرز غریبی فوت کرده است. او را به عمه اش می سپارند که ساکن م
دیدار با رهبری قلبمان را تسکین بخشید
احتمال قطع نخاع شدنشان خیلی زیاد بود. وقتی به هادی پیشنهاد ازدواج دادم گفت: احتمال دارد من فلج شوم. شما حاضرید با یک آدم فلج زندگی کنید؟ می توانید من را تحمل کنید؟ گفتم با کمال میل حاضرم با شما زندگی کنم. خانواده شما مشکلی با این تصمیم نداشتند؟ من پدرم را از دست داده بودم اما مادرم با این تصمیم من مخالفت می کردند. مادر می گفت ایشان از لحاظ جسمی معلول است، تو چطور می توانی با
نقش علمی حضرت معصومه(س) در عالم اسلام
/> اما خبر صحیح درباره چرایی ورود حضرت فاطمه معصومه این گونه است: روایت صحیح و درست آن است که چون خبر به آل سعد رسید همه اتفاق کردند که قصد ستی (2) فاطمه کنند و از او درخواست نمایند که به قم آید. از میانه ایشان موسی بن خزرج تنها هم در آن شب بیرون آمد و چون بشرف ملازمت ستی فاطمه رسید زمام ناقه او بگرفت و بجانب شهر بکشید و بسرای خود او را فرود آورد و هفده روز در حیات بود مردم قم از ایشان خواهش
اشلی یانگ: رونی تمرین را هم جدی می گیرد
شاید بتوانم یکی از گل های اسکولز را انتخاب کنم. خودت چه؟ قشنگ ترین گلی که در تمرین زده ای، کدام بوده است؟ واضح است که تعدادشان خیلی زیاد است (می خندد)! یک گل زده ام که خیلی دوست دارم ؛ توپ را از کناره ها گرفتم و بعد به سمت مرکز خط حمله رفتم و مستقیم توپ را به کنج بالایی دروازه فرستادم. خیلی خوب می شود اگر یکی از اینها را در مسابقه هم بزنم. کدام بازیکن تمرین را به نسبت
مسلم خدا خدا می کرد مثل مادرش زهرا(س) مفقود شود
زاری نکنید و شیون نزنید. وی ادامه داد: مسلم از بچه های مسجد جامع، گلزار شهدا و تکیه معصوم زاده بود، عضو یک گروه شده بود که نامش را کوثر گذاشتند و فعالیت می کردند، آن روزها مسلم و دوستانش در گروه کوثر با محوریت حضرت فاطمه زهرا (س) کار می کردند. مادر شهید رسولی کناری در پایان گفت: فعالیت های آنها بیشتر قرآنی، احکام، فرهنگی و حتی ورزشی بود، جوانان زیادی را دور خود جمع کرده بودند، به خاطر همین عشق زیاد به حضرت زهرا (س) می گفت دوست دارم مفقود شوم و همین هم شد. منبع: مشرق + 1 - 1 ...
سه روایت از زندگی سه بانوی معتاد
گوید و ادامه می دهد: 29 ساله هستم در یک خانواده چهار نفره بزرگ شدم، عزیز پدر و مادرم بودم، در 11 سالگی نامزد کردم، دو ماه بعد از نامزدی پدرم که راننده ماشین سنگین بود به همراه مادر تصادف کرده و فوت کردند، همسرم برای نخستین بار به بهانه فراموشی داغ پدر و مادرم سیگار را به دستم داد. از آنجایی که یک برادر کوچک تر از خود داشتم زندگیمان را هر چه زودتر آغاز کردیم، پس از مدت کوتاهی متوجه شدم همسرم معتاد
حضرت فاطمه الگوی زنان مسلمان/ مادر بودن رسالت اصلی زن در دنیا است
مسلمان است در رابطه با نحوه تشرف خود به دین مبین اسلام گفت: مادر من یک کاتولیک مسیحی بود و من در سن 11 سالگی مادرم را از دست دادم. وی افزود: من از همان زمان به خدا اعتقاد داشتم و در کلیسا هم دعا می خواندم تا این که لطف خدا شامل حال من شد و مسلمان شدم. خانم استیمن گفت: من در دوران دانشجویی با مسلمان ها آشنا شدم و در مباحث آن ها شرکت می کردم و به کلاس های مذهبی و تفسیر قرآن می
علی حاتمی، سعدی سینمای ایران
تولد علی آقا می نویسد. زنی که هرگز از رفتن زودهنگام همسرش گله ای نکرد و همیشه از شیفتگی اش به او گفت، شیفتگی که در لحظه لحظه زندگی مشترک زهرا و علی حاتمی به خوبی قابل مشاهده است. زهرا حاتمی شیفته و عاشق همسر هنرمندش بود. عشقی که باعث شد سر میز اولین شام بله بگوید، سه هفته بعد بنشیند پای سفره عقد، یک سال بعد مادر شود و 25 سال همسرداری کند و سال های بعد از او را هم عاشق مردی بماند که برای او هنرمندی بی نظیر است. دریغا نمی دانستم هجرانی ابدی در انتظار ماست و چطور جدایی مان زودهنگام رقم می خورد. دریغا دست سرنوشت فرزندی عاشق هنر ایران را شتابان از دامان مردمش ربود. ...