سایر منابع:
سایر خبرها
روایتی از بانی ضریح شیر و شکر رضوی که مردم هند عکس او را کنار عکس گاندی در خانه داشتند/ پنجره فولاد حرم ...
گروه فرهنگی گفتمان ، دهه معروف به دهه کرامت، ده روز ابتدایی ماه ذی العقده است که با ولادت حضرت معصومه علیهاالسلام شروع می شود و با ولادت امام الرئوف حضرت اباالحسن علی بن موسی الرضا علیه السلام پایان می یابد. این دهه یادآور بسیاری از مطالب عالی و مفاهیم بلند و سازنده و ارزشمند است. دهه کرامت یادآور لطیف ترین علائق و مهر و وفاهای کم نظیر یک خواهر نسبت به مقام شامخ و معنوی برادرش است. مهر
مسجد؛ قلب تپنده ی تمدن اسلامی
به گزارش گروه اندیشه ایرنا، مساجد اولیه بناهایی ستون دار با تعداد زیادی پایه ستون مجزا و نسبتا کوچک بودند و در فضاهایی نامحدود ساخته می شدند که علاوه بر کاربرد عمومی آن بعنوان مکانی مقدس برای بجا آوردن نماز در معنایی سمبولیک بود که یادآورحضور پیامبر (ص) در مساجد است. این بناها که برای استفاده ی تمام مؤمنان در هر شهری در نظر گرفته شده بود، نیاز به فضایی متناسب داشتند و گونه های مختلف این نوع مسجد
مزار مؤلف بحار الانوار کجاست ؟
می گوید: در خواب دیدم که در خانه محمدباقر مجلسی هستم و او خوابیده است و ناگهان رسول خدا(ص) با حضرت علی(ع) وارد شدند و بازوهای او را گرفته و با خود بردند، من گمان می کنم که او از دنیا رفته است، بنابراین، آن ها بلافاصله به سمت خانه او می روند و از احوال او جویا می شوند و متوجه می شوند که او در همان شب از دنیا رفته است. سرانجام آن علامه پس از عمری پر برکت در راه تألیف، تصنیف، تدریس، تعلیم و تربیت شاگردان دانشمند و خدمتگزار در شب 27 رمضان سال 1110 قمری در اصفهان به دیار باقی شتافت و در کنار مسجد جامع شهر و نزدیک خانه اش و در جوار پدر علامه اش ملامحمد تقی مجلسی مدفون شد. ...
برخی می خواهند سبک زندگی اسلامی را میان تئوری های غربی بیابند
بشر شرقی است که از غرب آن زمان هم متأثر بوده و با آن داد و دهش داشته است. اینکه فکر کنیم نباید هیچ اثری از هیچ کس بپذیریم، هیچ کس نباید در ما اثر بگذارد و ما هم نباید برهیچ کس اثر بگذاریم غلط است. بدون شک جوامع و بشر غرب و شرق در یک داد و دهش مستمر است. قبلاً هم همینطور بود. با اینکه در عهد حضرت رسول الله (ص) هم حدود و ثغور کشورهای اسلامی محافظت می شد اما در باب فرهنگی میان کشورهای اسلامی و روم
رمضانی که با سال های قبل متفاوت بود
الا بذکر الله تطمئن القلوب با همه وجود احساس می شد. برای نماز صبح بچه ها را با ماشین به شهرک بازگرداندند و این آغازی بود برای حرکت عظیم رمضان. تمرینی بود برای پرواز تا اوج زیبایی ها، گذر از خاک به افلاک و انس با خدا و درک عظمت زیبایی رمضان. زیبایی ای که برای هر کسی قابل درک نبود؛ چون پاداش رمضان خدا بود و درک رمضان یعنی درک مظهر زیبایی ها و همه رمضان سال 61 برای ما این گونه بود؛ بوی عشق
زایران قبل از سفر این حدیث نورانی را مرور کنند
ابْنَ رَسُولِ اللّه ِ. فَقال ( علیه السلام ) : اَنَزَلْتَ المیقاتَ وَ تَجَرَّدْتَ عَنْ مَخِیطِ الثِّیابِ وَ اغْتسَلْتَ؟ قالَ: نَعَم. قالَ ( علیه السلام ) : فَحینَ نَزَلْتَ المیقاتَ نَوَیْتَ اَنَّکَ خَلَعْتَ ثَوْبَ الْمَعْصِیَةِ وَ لَبِسْتَ ثَوْبَ الطاعَة؟ قالَ: لا قالَ ( علیه السلام ) : فَحینَ تَجَرَّدْتَ عَنْ مَخِیطِ ثِیابِکَ نَوَیْتَ اَنَّکَ
نقش شبکه های اجتماعی درفتنه های آینده
پیام احساس بدی پیدا می کند. جالب است که از اول فروردین آن سال تا 13 فروردین تمام شبکه های خارجی از العربیه، الجزیره، بی بی سی، من تو و... شروع کردند به خوانش ارائه کردن. بلکه از همان شب نشست های سیاسی برای تحلیل آن شروع شد. مثلاً می آمدند تحلیل می کردند آقای خامنه ای ایران را در آستانه یک جنگ جهانی قرار داده است یا این خوانش را درست کردند که ایرانی ها با این حرف های مرعوب کننده خودشان را
ذکری که در برزخ خیلی مفید است!
. آنگاه که بزرگتر شدم و توفیق انس و معاشرت با ایشان را دریافتم متوجه شدم این دانشمند بزرگوار در حال رفتن به مسجد به یکی از این سه کار اشتغال داشت؛ یا ذکر خدا می گوید و اذکار مخصوص اوقات را می خواند، یا نافله را به جا می آورد و یا در اندیشه حل معضله ای از علم فقه، اصول یا دیگر علوم است. تهیه و تنظیم: نوید نوروزی منبع:حوزه 211008
آنچیزی که خداوند ندارد و ما بعنوان هدیه باید نزد او ببریم تا از ما قبول کند + صوت
رهبر معظم انقلاب در دانشگاه ها اضافه کرد: روایتی است که وقتی بنده ای نتوانست نافله اش را بخواند بعدا داشت قضای آن را می خواند، خداوند متعال تمام ملائک را صدا می زند مباهات میکند به این بنده. عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: می شود ده دقیقه زودتر بلند شویم برای سحری یا نماز صبح، وقتی نمی گیرد که 11 رکعت نماز شب بخوانیم؛ علامه طباطبایی می گوید که آیت الله قاضی به وی توصیه می کند که اگر
مسجد حاج آقا صابر اراک پایگاه معنوی برای حضور جوانان// مرکزی فرهنگی در قلب شهر
پشت محراب نیز فاطمیه حضرت ام البنین در 5 طبقه به عنوان قسمتی با کاربری آشپزخانه، صحن مسجد، قسمت اداری، صوتی و تصویری و سویت مهمان در سال 93 احداث شد. هزینه های عمرانی مسجد مرحوم حاج آقا صابر اراک از طریق رحمت بی انتهای الهی، وهمت و همکاری مردم و مسئولین خدا باور اراکی و خیرین شهر تامین شده است که بسیاری از این عزیزان همواره در احیای این مسجد و مرکز بزرگ فرهنگی فعالیت داشته اند.
خلاصه ای از خاطرات هزار و یک شب اسارات دختر 17 ساله ایرانی
از میان نامه هایی که برایم می رسید، فقط نامه های مادرم بود که بی اعتنا به محدودیت کاغذ و سطر و ستون نامه پر از کلمه بود. یکی از نامه هایش که خیلی جگرم را سوزاند و بی قرارم کرد جوابی بود که به اولین نامه ام داد. مادرم در آن نامه ملتمسانه مرا از خدا زنده طلب کرده و این طور تعربف کرده بود که: یکی از زن های همسایه به دیدنم آمد، از احوال تو پرسید و من از غصه فراق و سختی اسارت و
دوران اسارت فصل جدیدی از زندگی ام را رقم زد
آنان در تلاوت قرآن، خواندن نماز شب، ترک غیبت، ایثار و از خودگذشتگی، خدمت خالصانه و بی ریا خلاصه می شد؛ نه رقابت بر سر مد و نه لباس شیک. اسیر شدن و قطع ارتباط با گذشته، تولدی دیگر و تغییری همه جانبه از زندگی من بود. از آن پس در معرض اضطراب جدایی و دلواپسی قرار گرفتم. به لطف خداوند زود فهمیدم که نیازی بزرگ تر و باارزش تر از نیاز به دیگران وجود دارد و آن رابطه با خالق هستی است. در ارتباط با
اعمال ماه ذی القعده
یکشنبه ماه ذی القعده فرمود: مردم! کدام یک از شما می خواهید توبه کنید؟ راوی می گوید: گفتیم: رسول خدا! همه ما می خواهیم توبه کنیم. حضرت فرمودند: غسل کرده، وضو گرفته و چهار رکعت نماز به جا آورید. در هر رکعت یک بار (فاتحةالکتاب)، سه بار (قل هو الله احد) و یک بار معوذتین (قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق) بخوانید. آنگاه هفتاد بار استغفار نموده و در پایان (لا حول و لا قوة الا بالله) بگویید. سپس
سه سال شاگرد حاج آقا ابوترابی بودم/ عراقی ها برای تعبیر خواب به من مراجعه می کردند
را شرمنده این جوانان شهید 15ساله دیدم. آن روزها در خیابان ها با بلندگو صدا می زدند و مردم را برای حضور در جبهه دعوت می کردند و امام جمعه هم در خطبه هایش مردم را به دفاع از کشور دعوت می کرد. در همان ایام مجله ای به دستم رسید که پشت جلد آن تصویری از امام(ره) با ردایی سبز رنگ بود و زیر آن یک رباعی نوشته شده بود: کشیدی ابروان در هم ، گره کردی ز نیرو مشت که یعنی دشمن دین را
ماجرای کلاش در مقابل تانک های عراقی و فرار کردن تانک ها/ فقط عشق و علاقه در ما موج می زد
تکیه داده بودیم و منتظر بودیم که رمز عملیات را اعلام کنند تا حرکت کنیم، نماز مغرب و عشاء را با پوتین و در حالت نشسته خواندیم. رمز عملیات را اعلام کردند: یا صاحب الزمان(عج) ادرکنی و رمز شب هم پیکان ژیان بود و ما حرکت کردیم. خدا لعنت کند ستون پنجم را که به عراق خبر داده بود این ها می خواهند عملیات کنند، به خاطر همین هم ما که از خاک ریز بالا رفتیم، نرسیده به خاک ریزهای مثلثی
بنیاد در آینه مطبوعات
طوری نشدم اینجا می خواهد طوری بشوم! همان شب پدرش با ناراحتی آمد و گفت: الآن از حرم آمده باز رفته توی اتاق برق را هم خاموش کرده و نماز می خواند و هی گریه می کند. می ترسم خدا این بچه را از ما بگیرد. می گفت: خدایا، ببین این جوان چقدر به تو نزدیک شده. وای به حال ما، وای به حال ما. وقتی هم برای بدرقه اش رفتیم راه آهن، هی نگاه به قدوبالاش می کردیم و اشک می ریختیم. مثل اینکه کسی به ما گفته باشد