سایر خبرها
امیراحمدیان: راه توسعه ایران از اقیانوس است/ چابهار را باید احیاء کرد/ شانگهای ما را اسیر خاک می کند
زمانی که زیر سایه قدرت بزرگی مثل روسیه قرار داریم هیچ گاه پیشرفت نخواهیم کرد. مادامی که در تاریخ روسیه بالای سر ما بوده است ما ضعیف شده ایم. جهان امروز، جهان تجارت دریایی است، شما بروید ساحل زنگباردر تانزانیا را ببینید، 800 سال پیش ایرانی ها به آنجا رفته اند و کار کرده اند. زبان ما با زبان آنها ترکیب شد و زبان سواحیلی نام گرفت. یعنی ما حتی در آن زمان، زبان فارسی را تا آفریقا توسعه داده ایم. ما جهان
یک و نیم موزائیک جا برای خوابیدن داشتیم
. تا ساعت 11:30 دقیقه صبح بچه ها مقاومت کردند، البته از بعضی از خطوط عراقی ها نفوذ کردند و به خط دوم رسیدند، ما سه نفر در سنگر بودیم که به اسارت دشمن درآمدیم، عراقی ها کاملاً ما را محاصره کرده بودند، تمام راه هایی که می شد عقب نشینی کرد را بستند، قبل از این که نیروهای پیاده شان به منطقه ای بروند، با حجم وسیعی از گلوله های توپ و خمپاره آن منطقه را شخم می زدند، به طوری که هیچ جنبنده ای
دارایی ام را با خدا نصف کردم
و ضد انقلاب باعث شد تا بارها مورد تهدید و آزار آنها قرار بگیرد. وقتی راهی سپاه شد سال آخر دبیرستان بود. به او گفتم پدر جان درست را تمام کن و بعد برو! گفت نه، در سپاه هم می توانم درسم را ادامه بدهم. آن زمان 17 سال بیشتر نداشت. من هم هر روز به سپاه می رفتم تا او را ببینم. با همت و پیگیری حسین بسیج محل را راه اندازی و محفلی برای جوانان علاقه مند کردیم. پسرم کتابخانه محله را هم افتتاح کرد
اتفاقات عجیبی که باید در موزه دیده شوند
بخش دیگری از سخنانش درباره ی فعالیت انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس، اظهار کرد: انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس که من نیز یکی از اعضای هیئت موسس آن هستم، توانسته در این سال ها بیش از یک میلیون فریم عکس از تصاویر دوران جنگ را که در حال از بین رفتن بودند جمع آوری، اسکن و نگهداری کند. کاری که بچه ها در انجمن انجام داده اند به خاطر علاقه مندی و دغدغه شان در این حوزه بوده است. آن ها برای این که یک عکس
شهریِ ناموزون شده ایم
درک شما از فضا چیست. متأسفانه از سیحون به بعد همه فقط یک فلسفه دارند، ولی تبدیل به فضا نمی شود. امروز هم که بچه های دانشگاه روبه ضعف می روند. شاید دلیلش این باشد که اتودهای شان را کامپیوتر ترسیم می کند. شما پشت سیستم یک خواست از خط دارید و با یک دگمه اجرا می شود، اما وقتی با دست بکشید یک فکر و ترسیمی از خط دارید که روی کاغذ پیاده می کنید. در دوره شما تعداد دانشجویان دختر خیلی کم بود. شرایط
خاطرات شاکری از دبیر جبرش؛ شهید رجایی/ ماجرای شکل گیری سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و مخالفت عده ای با ...
/> دفاع پرس: خاطره ای هم از آن روز دارید که برای ما بیان کنید؟ شاکری: وظیفه ما این بود که نظم را در مسیر برقرار کنیم تا راه بسته نشود. آن روز حس و حال وصف ناپذیری داشتیم. قرار بود کسی را ببینیم که سال ها به انتظارش نشسته بودیم و او نماد ائمه اطهار(ع) بود. او نماد دین در عصر کنونی ما بود. استقبال بی نظیری شده بود. از فرودگاه مهرآباد تا بهشت زهرا(س) آدم موج می زد. استقبال از امام بی سابقه
آیت الله صدیقی: دشمن را با حمله به شورای نگهبان و مجلس خبرگان نباید شاد کرد
هشدارهای حکیمانه رهبر بصیر که مصداق بارز یک مومن و هشدارهایش به موقع است و در زمان خودش قرار می گیرد این توطئه دشمن را برای طولانی شدن مذاکرات ناکام گذاشت. اینکه دولت توانست بالاخره موضوع هسته ای را به جایی برساند و از این حالت فرسایشی بیرون بیاورد، جای تقدیر است. آیت الله صدیقی ادامه داد: باید در زمینه دو سه اولویت اهتمام بیشتری را مردم از مسئولان امر به نظاره بنشینند. دشمن در پس تحریم
گفتگوی جنجالی با امیر تتلو
مجله اینترنتی کمونه (Kamooneh.com) : گیاهخوار شدن، خوندن از موضوع های ملی و میهنی چطور دغدغه امیرتتلو شد؟ والا من از وقتی که تو خیابان چند تا از پدرها و مادرهایی رو دیدم که بچه های کوچیک داشتن و به ما می گفتن که بچه 4، 5 ساله ما باعث شده آهنگ تو رو گوش بدیم، حس کردم نسبت به آن بچه که داره با آهنگ های من بزرگ می شه مسوولم. برای همین سعی کردم خودم رو به بهترین جا برسونم
پسر آیت الله جنتی که نجّاری می کند (+تصاویر)
ملاقات ها، برنامه کامل روزانه شان چی هست؟ صبح زود قبل از اذان پا می شوند. مقید به نماز شب هستند. پدرشان هم همینطور بودند. صبح آفتاب زده کمی می خوابند حدود نیم ساعت تا سه ربع. توی روز اگر ملاقاتی دارند انجام می شود یا نامه ها را مطالعه و بررسی می کنند. بعد از ظهر هم یک ساعتی می خوابند. شبها هم حدود 11 خواب می روند . قرارشان با مردم است یا مسوولان؟ هم با مردم هم با
تحمل قفس به امید رهایی
فرزندان بافق در آن عملیات اسیر شدند. از شب 21 تا ساعت 9 الی 10 صبح روز بعد محاصره بودیم و سپس اسیر شدیم. افق کویر بعد از اسارت به شما چه گذشت؟ حدود هفت سال و نیم اسیر بودیم. نیروهای دشمن بعد از اینکه ما را به اسارت در می آوردند با هلهله و تیراندازی هوایی خوشحالی خودشان را بروز می دادند؛ حدودآً تا ساعت 4 عصر دستور رسید که ما را از آن منطقه منتقل کردند، در آنجا یک دستگاه لودر کار
خاطره جالب ظریف از دوران نامزدی و ازدواجش
سال ها پیش در مصاحبه ای گفتم مردم ایران به تهدید آلرژی دارند و واکنش شان به تهدید به گونه ای است که طرف مقابل را از تهدید پشیمان می کنند. مردم ایران بسیار باگذشت و خوب هستند و اگر کسی می خواهد ببیند مردم ایران چگونه اند نگاه کند امروز با همسایه سابقشان که رفتار خوبی با آنها نداشته است چطور برخورد می کنند. وی تأکید کرد: اگر با زبان احترام و تکریم صحبت کنند خواهند دید که مردم ایران اهل گفت
بزرگترین افتخار دوران ورزشی ام تمرین در محضر رهبر معظم انقلاب بود
برخورداری مسئول آموزش تیپ سیدالشهدا(ع) صحبت کردیم و یک گود زورخانه در پادگان دوکوهه کندیم تا بچه ها ورزش کنند. ستون های زورخانه را زدیم و قرار بود سقف بزنیم اما بعد از عملیات علی برخوردرای به شهادت رسید و من هم مجروح شدم و آن زورخانه کامل نشد. استقامت بدنی شهید موحد دانش مثال زدنی بود قهرمان رشته کامپوند در سال 2010 در کشور چک هم چنین با بیان خاطره ای از شهید علیرضا موحد دانش گفت
چگونه یک مهد کودک خودگردان داشته باشیم؟
اتاق دیگر. قبل تر هم به نرگس گفته بودم من نمی توانم آن قدر فداکار باشم که بروم توی یک اتاق بنشینم و با بچه ها کار کنم. می خواهم روضه و سخنرانی را هم بشنوم. دور و برم پر از بچه بود. وسایلم خیلی کم بود. در واقع فقط برای سرگرم کردن محمد حسام توی کیفم گذاشته بودم شان. آن شب تصمیم گرفتم به محتویات کیفم چیزهای بیشتری اضافه کنم، تا دیگر مجبور نباشم دفتر یادداشتم را ورق ورق کنم و هی توی کیفم دنبال خودکار
زندگی متفاوت پسر آیت الله جنتی در لادان/عکس
؟ ایشان خیلی به کارِ با برنامه اعتقاد و اصرار دارند. مثلا اگر قرار ملاقاتی دارند باید دقیق سر وقت انجام شود وگرنه ناراحت می شوند. بجز ملاقات ها، برنامه کامل روزانه شان چی هست؟ صبح زود قبل از اذان پا می شوند. مقید به نماز شب هستند. پدرشان هم همینطور بودند. صبح آفتاب زده کمی می خوابند حدود نیم ساعت تا سه ربع. توی روز اگر ملاقاتی دارند انجام می شود یا نامه ها را مطالعه و بررسی
خبرنگاران محور مقاومت با چه مشکلاتی مواجهند
، لبنانی، و روس همکاری می کنند از طرفی به دلیل حرفه ای نبودن ساختار رسانه هایشان و از طرف دیگر به دلیل رقابت با رسانه های غربی تحت فشارهای شدید قرار میگیرند، فشارهایی مانند بایکوت توسط کشورها، عدم صدور روادید، و تحریم توسط نهادهای بین المللی. خبرنگار بین الملل مشرق برای بررسی مشکلات موجود بر سر راه خبرنگاران رسانه های ایرانی در خارج از کشور با مانوئل اوشنرایتر، کامران نجف زاده، مرتضی غرقی
شهید گمنامی که با رؤیای دخترش شناسایی شد
که نمونه ها را به تهران می فرستیم و در تطبیق دی ان ای این دو شهید با نمونه آزمایشتان شما را در اولویت قرار می دهیم. آن روز که به گمانم مصادف با شهادت امام موسی کاظم(ع) بود دو شهید را کمی بالاتر از مهمانسرای دررود و در تپه مرتفعی دفن کردند و ما در انتظار آمدن جواب آزمایش ماندیم. مهدی دررودی، همسر سمیه سادات حسینی در ادامه این گفت وگو می افزاید: باید این نکته را اضافه کنم که سال 93 و با
دختری که سرباز عراقی را به اسارت گرفت!
. فرنگیس که آن روز دختری نوجوان بود و حالا در روستای اشغال شده شان در برابر سربازان دشمن گزینه مقاومت را انتخاب کرده بود، درباره حس و حال خود در آن لحظه می گوید: خودم هم بهت زده بودم اما چاره دیگری نبود. بلافاصه و قبل از اینکه سرباز دوم عکس العملی نشان دهد سنگی را از زمین برداشتم و بر سر او نیز کوفتم. تا به خودش بیاید. دست و پایش را بستم و اسیرش کردم. از چه باید می ترسیدم؟
دنیای مجازی و آدم های مجازی
با فلاکت و تیره روزی آدم ها به ماشین به چشم یک نان بُر بی رحم می نگریستند. حال اینکه به واقع امر، خود کرده را تدبیر نیست! چیزی را ابداع کردیم که زندگی مان را راحت تر کند، غافل از آنکه شاه دزدی مال مان را بُرد! به یکباره دشمن چرخدنده ها شدیم. در قرن حاضر اما، ماشین ها دیگر دشمن قسم خورده ی ما نیستند. انقلاب صنعتی سال های دور، زمینه ساز ورود بشر به انقلاب ارتباطات و دنیای جدید شد. سال هاست
ایران در مقابل همه استکبار ایستاده است/ مباحث هسته ای سبب اختلاف و دودستگی در کشور نشود
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در سمنان، پرویز فتاح، رییس کمیته امداد امام خمینی(ره) ساعتی پیش در آیین گرامیداشت شهیدان والامقام رجایی و باهنر و روز کارمند که با حضور مدیران دستگاه های اجرایی استان سمنان در سالن هلال احمر شهر سمنان برگزار شد، اظهار داشت: تردیدی در عزت و عظمت استان سمنان در پرورش فرزندانی رشید برای دفاع از نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نیست . وی با گرامیداشت یاد و خاطره
اسوه های صبر و مقاومت در همین نزدیکی
صمیمی هم داشتید که با هم اسیر شوید؟ جیم: در دوران دفاع مقدس همه بچه های گردان با هم دوست، رفیق و همدل بودیم و همه احساس می کردیم که از یک خانواده هستیم. سین: ویژگی منحصر به فردتان؟ جیم: راضی بودن به هر آنچه خداوند متعال به من داده است و افتخار به همسر و فرزندانم. سین: خاطره ای از دوران اسارت و همجواری با آقای ابوترابی تعریف کنید. جیم: بعد از
در راه سربدارن از دماوند تا فرشته را دویدم
/> وی در ادامه از کودکی اش، آیکیو پایین (البته از قول خودش) و علاقه شدید به بازیگری از آن زمان ها تعریف کرد و گفت: وقتی بچه بودم از پشت سینما نزدیک خانه مان که در محله نظام آباد و امام حسین بود فیلم های دور ریخته شده را خمع می کردم و به هم می چسباندم و می دیدم،و بعد از اینکه برادرم آپاراتی را از روی کتابش درست کرد، فیلم های قدیمی را می گرفتم و در آشپزخانه متروک خانه مان برای دوستانم نمایش می
در جبهه محسن رضایی فرمانده بود و من بسیجی، در اسارت من پدر بودم و محسن رضایی فرزند
نیاورید! این خاطره در هوای گرم تابستان، تقریباً همین موقع ها بود که اتفاق افتاد. قبل از اینکه اسیر بشوم ازدواج کردم بودم و دو فرزند داشتم به نام های محسن و روح الله. زمانی که مرا به اسارت در آوردند، به شدت زخمی شده بودم، به طوری که 45 روز در بیمارستان الرشید بغداد بستری بودم در همان زمان بود که صلیب سرخ به دیدار ما آمد و اسامی و آدرس اسرا را برای ثبت و ارسال به ایران گرفت.
چرا همسرم محافظ نداشت؟
. از بی مهر و محبتی کسانی که تصورش را نمی کردند خیلی فشار روی ذهنشان بود. در این گونه مواقع به شدت کار می کردند. هیچ وقت هم درباره این چیزها با کسی صحبت نمی کردند. من یک وقت هایی به بچه ها می گفتم پدرجان خیلی تحت فشار هستند. مدتی بود که می گفتند، جدم بیشتر از 63 سال عمر نکردند، من چرا باید بمانم؟ یک شب خوابی دیدم و زنگ زدم به عالیه خانم، همسر شهید مطهری که سکته کرده بودند و گوشی را بر نمی داشتند
کریمی قدوسی:درهی درخشان هسته ای را تقدیم آمریکا کردیم
زنند ولی در باطن و پشت خدعه می کنند. وی یادآور شد: هدف مأمون عباسی آن بود که یاران و حامیان امامت را در آن زمان دچار سرگردانی کنند و قدرت تشخیص را از آنها بگیرند، چنانچه امروز فکر کنیم که فتنه بزرگتری در راه نیست ساده انگاری محض است. کریمی قدوسی اذعان کرد: دشمنان خارجی و خائنان داخلی امروز فهمیده اند که با شعار مقابله با ولایت نمی توان راه به جایی برد بر همین اساس دم زدن ظاهری
دختر شینا با طرح جدید منتشر شد
دفاع در برابر دشمن بود. این کتاب حکایتی از یک زندگی در پشت صحنه جنگ است؛ خاطرات زنی که در طول هشت سال ازدواجش با یکی از سرداران دفاع مقدس، با دشواری های دوری همسر و بزرگ کردن فرزندانش، کنار آمد و به تنهایی زندگی را اداره کرد، چهار دختر و یک پسر به دنیا آورد و همسرش فقط موقع به دنیا آمدن یکی شان در کنارش بود. دختر شینا از معدود کتاب های خاطرات است که زندگی پرفراز و نشیب یک
عراقی گفت کاش از نواب جدا نمی شدیم
مشهد که شب های دوشنبه پدرم تفسیر می گفت، آنجا دیده بودم. آقای واحدی با صدای بلند گفت: مردم این پسر یک آیت الله است، فردا می خواهد به زندان برود. قرار شد همه در مسجد باب همایون جمع بشویم تا به دادگستری برویم. فدائیان اسلام یک نوع صلوات مخصوص می فرستادند. صلوات شان آهنگ خاصی داشت. با صلوات وارد دادگستری شدیم. به اتاق دادستان رفتیم. آقای عراقی هم به همراه ما بود. آن روز دادستان در دفترش
چگونه یکی از نزدیکان صدام مرید حاج آقا ابوترابی شد؟
به گزارش افکارخبر ، رزمنده ای را تصور کنید که یک چشمش تخلیه شده، جمجمه اش صدمه دیده و چهار روز است که در یخبندان ارتفاعات، بین مرگ و زندگی معلق است. در این هنگام سه سرباز دشمن بالای سر می رسند تا تیر خلاص را به او بزنند. در آخرین لحظه یکی از سربازان شیعه عراقی رشادت به خرج داده و و درحالی که دیگری اسلحه را به سمت این رزمنده ی مجروح نشانه رفته تا با تیر خلاص او را به شهادت برساند، با پا زیر تفنگ
یک گفتگو با امیر تتلو: دوست داشتم حرف هایم را بزنم... راه اش موسیقی رپ بود
درس می خوندم دوست نداشتم. باید تکالیفم رو سر زمان خودش انجام می دادم و این هیچ وقت حس خوبی بهم نمی داد. خیلی باهوش بودم. چون شب امتحان می خوندم و قبول هم می شدم. نمره قبولی یا نمره خوب؟ نمره قبولی رو به خوب دیگه. آخه سوال های امتحان و با توجه به درک خودم جواب می دادم. یعنی اول سعی می کردم سوال رو بفهمم بعد جواب بدم. کلا خیلی بچه جالبی بودم. دم خودم گرم! چند تا خواهر
متن تک نگاری شایسته تقدیر در مسابقه ریزنگاه به نمایشگاه کتاب
می داد، در حالیکه والدینش تماشاچی بودند و مادر با لبخند، بچه اش را که در نقش عروسک گردان آن طرف صحنه نشسته بود، تماشا می کرد. پشت میز کار با سفال بچه هایی در سنین مختلف -از سنین پیش دبستانی تا پسرهای 14، 15 ساله- نشسته بودند، و در بخش نقاشی، پدر و مادرها هم به شرط نشستن پشت میز، ملزم به کشیدن نقاشی و مشارکت بودند. مادرهایی که خسته شده بودند اما شادی را در چهره شان می شد دید، در انتهای این غرفه به
به خاطر آهوهای سرزمین مان که در حال انقراض هستند این دو محیطبان را عفو کنید
یاسوج منتقل شده است. اولین بازجویی که از او صورت گرفته، به زندان رفته و تا امروز در زندان است. به قول خودش، قلب همسرش بیمار و دو پسر و یک دخترش در این دو سال و 9 ماه مرده اند و او فقط در زندان است. تنگه شملیه دان میمند، ارتفاعات خاکی و منطقه میشک شور بزرگ دنا، روز 24 تیر سال 89، شاهد حادثه ای بود که دومین محیط بان دنا را به انتظار مرگ برده است. 500 متر مانده به قله قدویس در چهار هزار و 400