سایر منابع:
سایر خبرها
راز قتل دختر 17ساله یاسوجی
فجیعی این دختر را به قتل رسانده بطوری که علاوه بر سه گلوله ای که از یک سلاح کمری به او شلیک شده آثار ضرب و شتم و شکستگی بینی و همچنین ضربات چاقو بر بدن او مشخص بود. نظریه پزشکی قانونی فرضیه تجاوز به دختر جوان را رد کرده است و هنوز مشخص نیست که انگیزه قاتل یا قاتلان از ارتکاب به این جنایت چه بوده است.
کشتار بی رحمانه مردم در جمعه سیاه توسط چه کسانی صورت گرفت/ رمز گشایی از یک فاجعه
اتفاق از هشت و پانزده دقیقه به بعد شروع می شود. هنوز یک ربع نگذشته بود که درگیری شروع شد و من هم داخل درگیری نیامدم. شنیدم تعدادی زن و مرد شهید شده اند. مردم در حال فرار بودند. درب خانه ها باز بود و به مردم پناه می دادند. اینکه آقای شیخ یحیی نوری می گوید: من از مردم دعوت نکرده بودم؛ خود یک نکته ابهام است. فردای آن روز در دانشکده فرماندهی ستاد همه عزادار بودیم. صحبت از این بود که هزاران نفر کشته شده
ریشه ها و پیامدهای قیام خونین 17 شهریور
رها کند. فرازهایی از فرمایشات حضرت امام خمینی (ره) ** توطئه های مداوم آمریکا علیه انقلاب اسلامی ما در طول پنجاه و چند سال گرفتار آمریکا و دولتهای بزرگ بودیم و آلت فعلشان هم رضاخان و محمدرضا پهلوی بودند که آن قدر به این ملت فشار آوردند و آن قدر قتل و غارت کردند که بالاخره ملت به جان آمد و با تمام قوا، با نداشتن هیچ اسلحه، در مقابل اسلحه های مدرن ایستادند و با قدرت
راز جنایت هولناک در آتش سوزی بازار ارامنه فاش شد /لجبازی با پدر از من قاتل ساخت/قتل دوست قدیمی توسط مرد ...
به گزارش خبرنگار حوزه حوادث گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران جوان ،اخبار حوادث و انتظامی امروز، در این بسته خبری گردآوری شده است ... راز جنایت هولناک در آتش سوزی بازار ارامنه فاش شد همزمان با کشف جسد سوخته پسر جوانی در بازار تهران،تحقیقات برای دستگیری قاتل او آغاز شد. لجبازی با پدر از من قاتل ساخت قاتل کارمند کمپ ترک اعتیاد علت اعتیاد و ارتکاب جنایت را اختلاف با
تصاویری که جهان را تکان دادند
برد که گفته می شود به خاطر تاثیرات این اتفاق بود. تصاویری از شکنجه زندانیان در زندان ابوغریب که افشای آن موجی از اعتراض به سیاست های آمریکا را در پی داشت. عکس "وادد بالیلتی" که برنده جایزه پولیتزر نیز شد. در این عکس که در سال 2007 گرفته شده یک زن در مقابل نیروی امنیتی اسرائیل که می خواهند او را از خانه و کاشانه اش بیرون کنند ایستاده است. عکس "ژان مارک بوجو" از اسیر
متهم: در کمپ ترک اعتیاد ابروهایم را تراشیده بودند
. ابتدا برادرم امیر را با چاقو هدف قرار داد. من و برادر دیگرم قصد کمک به امیر را داشتیم که پسر معتاد به طرف ما حمله کرد. او با چاقو ضربه ای به کتف من زد. بعد راه فراری به طرف در خروجی پیدا کرد و از محل گریخت. در حالی که تلاش کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی برای بازداشت متهم جریان داشت، متهم 26 ساله دو روز قبل خودش را تسلیم پلیس کرد. سعید به ارتکاب قتل امیر و زخمی کردن میثم اقرار کرد و در
راز شلیک های آدمکش اجاره ای در جاده بابل قائمشهر+عکس
وارش نیوز: شلیک های یک آدم کش اجاره ای کافی بود تا مرد جوان به کام مرگ فرو رود.مرد تیرانداز با کمین بر سر راه قربانی حادثه با شلیک یک گلوله به زندگی او پایان داد. بنا بر این گزارش، اواسط هفته قبل بود که صدای شلیک گلوله ای رانندگان خودرو های عبوری در جاده قائمشهر به بابل را وحشت زده کرد. آنان وقتی خود را بر بالین مرد جوان که گلوله به سینه اش اصابت کرده بود رساندند او نیمه جان روی زمین افتاده بود. با تماس یکی از حاضران در محل حادثه پلیس بابل در جریان ماجرای شلیک قرار
قتل خیاط در بازار ارامنه
کار می کردیم. چند ساعت قبل حسن با یکی از دوستانش به نام شهاب قرار داشت. ما از او خبری نداشتیم تا اینکه متوجه آتش سوزی شدیم. شهاب وقتی مورد تحقیق قرار گرفت، گفت: من و حسن با هم شام خوردیم. او به کارگاه خیاطی رفت و قرار شد ساعتی بعد پیش من بیاید و با هم برای چسباندن آگهی روی دیوار به خیابان برویم اما او نیامد تا اینکه پسر دایی اش خبر قتل او را به من داد. مأموران در صحنه حادثه سه پسر جوان را به عنوان مظنون حادثه بازداشت کردند. جسد به دستور قاضی منافی آذر برای انجام آزمایش های لازم و مشخص شدن دلیل اصلی مرگ به پزشکی قانونی فرستاده شد. تحقیقات از متهمان برای روشن شدن زوایای پنهان حادثه ادامه دارد. ...
زوج میانسال پس از 4 سال پسر شان را در یک آسایشگاه یافتند
نشدند، پسرم را تحویل دهند. شاکی در توضیح ماجرا گفت: من بازنشسته بانک هستم و دو پسر دارم که محمد بیماری ذهنی دارد. روز هشتم اسفندماه سال 90 همراه محمد خانه را ترک کردم تا از داروخانه ای نزدیک میدان نبوت دارو بخرم. او داخل خودرو بود که وارد داروخانه شدم اما وقتی برگشتم از پسرم خبری نبود. وقتی از پیدا کردنش ناامید شدم به اداره پلیس رفتم. بعد از شکایت هم پرونده به دستور قاضی در اختیار کارآگاهان
سوزاندن جسد پسر جوان پس از قتل
مرد است که جای اصابت چاقو روی پهلویش مشهود است. با مشخص شدن جنسیت مقتول ماموران در تحقیقات از اهالی محل متوجه شدند جسد متعلق به "شهرام" 25 ساله است که در یکی از کارگاه های پوشاک زنان در روبروی محل کشف جسد کار می کند. با شناسایی هویت مقتول تعدادی از بستگان او شناسایی شدند. پسر عموی مقتول در بازجویی ها گفت: "شهرام" چند سال قبل برای کار از زنجان به تهران آمد و در این کارگاه مشغول
اطلاعات آمریکایی ها از زنده بودن امام موسی صدر
نیروهای حافظ صلح هستند. مسلمان ها مخالف تمرکززدایی و موافق تجدید نیروهای حافظ صلح هستند. 3. امام غائب هیاتی لبنانی به ریاست رئیس کابینه عمر الموسا کی در روز 13 سپتامبر به لیبی اعزام شد تا دربارهٔ ناپدید شدن امام موسی صدر تحقیق کند. هنوز اطلاعات دقیقی از محل امام در دست نیست. پسر صدر به النهار گفته که فکر می کند پدرش هنوز در لیبی است. اکثر نظریه های محلی لیبی را گناهکار می دانند
جدال همیشگی جلال با دوگانگی
. او یک متفکر نبود. او از سیاست شروع کرده و به سیاست ختم کرده. این وسط هم یک مقداری کار ادبی کرده و گرنه اندیشمندی که غرب را بشناسد و انتقاد هایش عمیق باشد، نبوده است. در مقابل عبدالله انوار همچنان معتقد است: جلال یکی از تأثیرگذار ترین روشنفکران عصر خود بود که مطلع از جریان های سیاسی روز بود و هر جریانی که به ایران وارد می شد را خوب لمس می گرفت، پس از آشنایی کامل با آن جریان یا تفکر تصمیم
تسلیم قاتل افیونی نزد پلیس
به گزارش بولتن نیوز به نقل از روزنامه ایران، از ساعت 3 بعد از ظهر 11 شهریور ماه سال جاری وقتی یک جنایت تلخ در خیابان همیلای محله پونک تهران رخ داد، پلیس خود را در برابر قاتلی افیونی دید که با لباس راحتی از خانه شان گریخته بود . مأموران در تحقیقات میدانی شنیدند سه برادر که مأمور کمپ ترک اعتیاد بوده اند پس از تماس پدر یک پسر افیونی به خانه آنان رفته و ناگهان از سوی وی که چاقوی آشپزخانه در دست داشت
آدم ربایی به خاطر خریدن گوشی آیفون!
با هم زندگی می کنیم. چندی پیش مادرم به من گفت که وقتی با ساناز بیرون رفته بودند او از یک پسر جوان حدودا 22 ساله که در یکی از مغازه های مبل فروشی این خیابان کار می کرد شماره تلفن گرفته است. از آنجا که فکر می کردم موضوع چندان اهمیتی نداشته باشد توجهی نکردم تا اینکه دخترم روز چهارشنبه چهارم شهریور امسال از خانه فرار کرد. این مرد ادامه داد: وقتی ساناز فرار کرد متوجه شدم که او مقداری پول و
از تشکیل سپاه در کامیاران تا شهادت در رزمگاه آوزین
ارتفاعات شیاکوه در کنار یک تپه زخمی شده، که یکی از آنها به شهادت می رسد و پیکرش در درون مواضع دشمن بجای مانده بود. شهید صفر بعد از 7 روز به گیلانغرب بازگشت. بچه های سپاه او را به خانه پدرش در نیان برده و او را به استراحت فراخواندند اما او در جواب به آنها گفت که دوستانم در آن شرایط به سر می برند و من استراحت کنم. هنگامیکه هنوز زخم هایش ترمیم نشده بود به میان جبهه ها باز گشت. در
نقشه قتل شوهر در لاین کلید خورد
عنوان کرد تا این که بعد از مدتی سکوتش را شکست و اعتراف کرد با همدستی مردی که ساکن مشهد است این جنایت را رقم زده است. زن جوان در اعترافاتش گفت: من با مردی در شبکه اجتماعی لاین آشنا شدم و ارتباطمان روزبه روز بیشتر می شد به طوری که برای دیدن او چند بار به مشهد رفتم. من اوایل به او گفته بودم مجرد هستم و از شوهرم و بچه هایم حرفی نزده بودم. اما زمانی که علاقه بین ما بیشتر شد، تصمیم گرفتم ماجرای
اعتراف به جنایت شبانه
و سینه به قتل رسیده است. با اعلام خبر کشف جسد به پلیس آگاهی، تیم بررسی صحنه جرم اداره دهم و تشخیص هویت در محل کشف جسد حاضر شدند و فهمیدند جنایت در محل دیگری رخ داده و عامل یا عاملان جنایت، جسد را به آنجا منتقل کردند. هم زمان با آغاز تحقیقات برای شناسایی هویت جسد، اعضای خانواده ای با مراجعه به پایگاه نهم پلیس آگاهی بیان کردند پسر 20ساله آنها به نام محمدرضا روز 31 مرداد از منزل
دنیای گمشده در انزلی / اظهارات عجیب نماینده مردم فومن
بغض درباره روز حادثه می گوید: بعد از شستن دست و روی دنیا در سرویس بهداشتی که در حیاط کوچک خانه مان قرار دارد به داخل آشپزخانه رفتم تا یک قالب یخ را در پارچ آب خالی کنم. همیشه درِ حیاط خانه مان قفل بود اما نمی دانم چرا آن روز نیمه باز مانده بود. با وجود آنکه اطمینان کامل داشتم که دنیا هرگز از در خانه خارج نمی شود اما با این حال حضورم در آشپزخانه کمتر از 5 دقیقه طول کشید و به سرعت به حیاط برگشتم و
جنایت پسر 17 ساله در سوپر گوشت
روز نو : معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ از دستگیری پسر 17 ساله ای که اقدام به کشتن جوانی 20 ساله در مغازه پدرش کرده بود، خبر داد. در ساعت 01:30 بامداد نخستین روز شهریور ماه از طریق مرکز فوریتهای پلیسی 110، خبر کشف جسدی مجهول الهویه متعلق به جوانی حدودا 20 ساله، در میدان تبائین به کلانتری 170 کهریزک اعلام شد که با حضور مأموران کلانتری در محل و انجام بررسی های اولیه
ورشکستگی جامعه انسان دوستانه جهانی
، به سمت سوریه و پیوستن به داعش یا به سمت خانه در تگزاس و خانواده نگران که پیغام های شان تلفن همراه او را پر کرده بودند. پسر 19 ساله گوشی اش را درآورد و شماره گرفت. او به پدرش که در اتاق نشیمن خانه شان همراه همسر و فرزندانش نشسته بود گفت: می خوام برگردم خونه . چند ساعت بعد و بدون ترک کردن فرودگاه، او سوار هواپیما شد و به خانه بازگشت. خانواده اش او را از سرنوشتی نامعلوم در سوریه نجات داده بودند، اما
ترک اعتیاد اجباری جنایت آفرید
تا اینکه چند روز قبل از حادثه بعد از دعوای سختی که با پدرم کردم از خانه بیرون رفتم. چند روزی در خیابان با ماشین پرسه می زدم تا اینکه بی خوابی و خستگی به سراغم آمد. آنجا بود که تصمیم گرفتم به خانه برگردم و استراحت کنم. بعد از اینکه به اتاقم رفتم و خوابیدم یک دفعه سر و صدایی شنیدم و از خواب پریدم. به سمت آشپزخانه دویدم. فکر کردم توهم به سراغم آمده اما وقتی در باز شد و 3مرد را دیدم تمام
جزییات دستگیری قاتل پسر بچه 10 ساله + تصاویر
و کارتن خوابم. کارتن خوابی ژنتیک در خون ماست. برادرم هم که چند بچه بزرگ دارد چند سالی است به تهران آمده و کارتن خواب شده است. مرد معتاد درباره روز جنایت ادعا کرد: چند روز قبل برادرم به خانه مان آمد و مدام از چاقوی آشپزخانه حرف می زد. آن روز صدای پیرمرد خوش سیمایی را شنیدم که گفت عجله کن و چاقو را بردار و به خیابان برو! چاقو را از خانه برداشتم و در کوچه پسری را دیدم که شبیه بچگی های خودم
جهان شرمسار از یک کودک سه ساله
اینترنشنال بیزینس تایمز نوشت: کشورهای عربی باید درهای خود را به سوی پناهجویان سوری باز کنند. او می نویسد کشورهای حاشیه خلیج فارس در مجموع از میان حدود 9 میلیون سوری که آواره شده اند، هیچ کدام را پناه نداده اند و آمار پناهنده سوری به این کشورها صفر است. این در حالی است که این کشورها در سال 2012 مجموعا بیشترین پول را در جهان صرف خرید اسلحه کردند.
اعتراف قاتل 17 ساله
دیگر این بار به سرم زد که سر و صورتم پر از خون شد. او گفت: با مقتول درگیر شدم و قصد فرار داشتم اما نمی توانستم؛ نفهمیدم چطور چاقو را از دستش گرفتم و به سمتش بردم تا فرار کنم؛ خیلی ترسیده بودم، گیج بودم، متوجه نبودم که دارم چه کار می کنم؛ چند ضربه چاقو به سمت مقتول پرتاب کردم اما نفهمیدم که چاقو چطور وارد بدنش شد؛ فقط می خواستم فرار کنم که دیدم محمدرضا افتاد روی زمین، در آن موقع بود متوجه
مرد انتقامجو قاتل اجیر کرد
مردی که در جریان اختلاف خانوادگی با پسر 25 ساله ای برای کشتن وی آدمکش اجیر کرده و او را به قتل رسانده بود، همراه همدستش دستگیر شد. به گزارش جام جم، روز های پایانی هفته گذشته فردی با مرکز فوریت های پلیسی 110 شهرستان بابل تماس گرفت و خبر داد مرد 25 ساله بر اثر شلیک گلوله زخمی شده و در حاشیه جاده قائمشهر به بابل افتاده است. ماموران با اعزام به محل حادثه، فرد زخمی به نام حسن را به
گفت وگو با عامل قتل وحشیانه پسر 10 ساله تهرانی
دادم مرفین گرفتم. من برای مواد لباس تنم را هم می دهم و آن روز چاقو را دادم. با مادرت تنها زندگی می کنی؟ مادرم 90 سالش است. چون برادر و خواهرانم سالی یک بار به او سر می زنند همیشه تنها است من هم گاهی کارتن خوابی می کنم. بعد از قتل پسر کوچولو کجا رفتی؟ با کارتنی که همیشه برای خواب دارم به خیابان رفتم و گوشه ای خوابیدم. چند بار به زندان افتاده ای؟ پنج بار سابقه
دنیای کوچک بندر انزلی به مائده پیوست؟!+جزئیات
گوید: بعد از شستن دست و روی دنیا در سرویس بهداشتی که در حیاط کوچک خانه مان قرار دارد به داخل آشپزخانه رفتم تا یک قالب یخ را در پارچ آب خالی کنم. همیشه درِ حیاط خانه مان قفل بود اما نمی دانم چرا آن روز نیمه باز مانده بود. با وجود آنکه اطمینان کامل داشتم که دنیا هرگز از در خانه خارج نمی شود اما با این حال حضورم در آشپزخانه کمتر از 5 دقیقه طول کشید و به سرعت به حیاط برگشتم و دنیا را صدا کردم اما در
رفتن احمد برای دفاع از حرمین چون رازی در دل او ماند
سخت می شد. بنابراین می خواستیم خانه مان را عوض کنیم. احمد همه کارها را انجام داد. همه وام ها و حساب ها را تسویه کرد. همه وسایل من را آماده کرد. همه وسایل خانه را شست و تمیز کرد. حتی برای فرزندمان که هنوز به دنیا نیامده همه چیز حتی پوشک را هم خرید. قرار بود اول یا دوم شهریورماه به خانه جدیدمان برویم که خبر شهادتش را در همان روز برای مان آوردند. احمد قبل از رفتن به من گفت معلوم نیست که من به خانه
تیراندازی های زنجیره ای بعد از جنایت رامهرمز
ماجرا وجود داشته باشد، اما درحال حاضر پرونده در اختیار دادستان و نیروی انتظامی قرار گرفته و تحقیقات در این مورد ادامه دارد . در همین حال عباس طلایی که داماد خانواده کردزنگنه و یکی از مصدومان این حملات است به خبرنگار ما گفت: در تاریخ 23 تیر من از درمانگاه تأمین اجتماعی در حال رفتن به خانه بودم که دو موتورسوار که صورت خود را پوشانده بودند و اسلحه شکاری داشتند به من حمله کردند و مرا هدف گلوله
کشتارگاهی که شیفت قصابانش عوض می شود
ماشین پیاده شدم. یک زن فریاد زد: "این محناد است!" نزدیکتر شدم و جسد یک پسر را روی یک برانکارد دیدم. ژاکت زردی به تن دارد که گلی شده است. به جسد بی جان پسربچۀ حدوداً ده ساله خیره شدم. پسرک سر ندارد. او را سر بریده اند. از زمان شروع انقلاب عکاس شده ام. آن موقع، جهان می خواست بداند که در لیبی چه می گذرد. این روزها دیگر هیچکس برایش مهم نیست که در دِرنا چه خبر است. کشتارگاهی که هر چند ماه شیفت