سایر منابع:
سایر خبرها
کل کل عباسی و زیبا کلام برسر مدرک تحصیلی
داشت: این استاد دانشگاه امروز مجیز گوی غرب شده و دو سه بار مزخرفاتی را گفته تا بی آبرویش برای همه مشخص شود خطاب به این فرد می گویم که به تک تک دانشگاه ها می روم به هر جا که سخنرانی داشت اعلام می کنم که امروز یک سخنرانی را به زبان انگلیسی انجام دهد تا معلوم شود کسانی که در انگلیس مدرک دکترا گرفته اند چیز دیگری جز مدرک در آنجا گرفته اند. کارشناس مسائل استراتژیک تاکید کرد: این را گفتم که
خوش تیپ های بی مجوز و قرارداد!
. ناگهان دست هایش شروع می کند به لرزیدن و قرمزی پوست صورتش از میان لایه های کرم پودر بیرون می زند: من فوق دیپلم حسابداری دارم و بعد از دو سال بی کاری و خانه نشینی مجبور به انتخاب این شغل شدم. از طرفی نمی توانستم به پدرومادرم بگویم چون به شدت مخالف بودند. خلاصه بدون اطلاع آنها کارم را در خیابان ها شروع کردم. ماه های اول را در خیابان ها و میدان های اصلی شهر تستر عطر و آبمیوه پخش می کردم. علاوه بر اینکه هر
گلر استقلالی میهمان دیشب خندوانه
، وارد شد و گفت: چون از مسابقه خنداننده ها حذف شدم ، الان دارم خودم را برای این یکی آماده می کنم! و بعد در همین راستا حالت های مختلف افراد را در هنگام مطالعه با حرکات و رفتار خود به طور جالب به تصویر کشید. بعد از رفتن او، آهنگ بکوب پا،دست خوانده شد و پس از یک رفت و برگشت جوان در مورد آدم هایی حرف زد که بزنگاه های زندگیشان را می شناسند و از آن بهترین استفاده ها را می کنند، درست مثل یک دروازه
نود با طعم کشتی و چالش بازیکنان سرباز
خواستم نظم رعایت شود، به کرار اجازه ترک اردو را ندادم. وی افزود: اما کرار ساعت 12 شب اردو را ترک کرد و صبح هنگام صرف صبحانه برگشت و با فرزاد مجیدی درگیری لفظی داشت. من هم پس از اطلاع از این موضوع کرار را از اردو اخراج کردم. من مسئولیت ایجاد نظم و انضباط اردوها را به مجیدی داده ام. حرفی که همکاران من می زنند حرف من است. وی تصریح کرد: به باشگاه نامه دادم کرار در اختیار کمیته
مشق نوشتن آرزوی این بچه هاست!
6 سال ابتدایی رسیده است و بعد از آن باید کنج خانه بشینند و یا همپای بزرگترها کار کنند. ذهنم به کار می افتد که باید در کنار پوشش تصویری بچه های جهادی راوی محرومیت دختران این سرزمین باشم. با بچه های جهادی صبح ها زود از خواب بیدار می شویم. آنها دست به کار می شوند برای تعمیرات روستا. مساجد و خانه های فرسوده را بازسازی می کنند. دیوار مدرسه ها را رنگ می کنند. نیمکت ها را جوش می دهند و کلاس
هر آنچه در برنامه دیشب گذشت
را پس از اطلاع به خاطر بی انضباطی اخراج کردم. من مسئولیت نظم و انضباطی اردوها را به مجیدی داده ام و ایشان عصای دست من است. حرفی که همکاران من می زنند حرف خود من است. به من اطلاع دادند و آمدم ایشان را از اردو اخراج کردم و به باشگاه نامه دادم کرار در اختیار کمیته انضباطی قرار بگیرد. ایشان در کمیته انضباطی اظهار ندامت کرد و از کادرفنی و کل مجموعه استقلال هم عذرخواهی کرد و به جای اخراج برای او جریمه ای
هیجان و تفریح به سبک نیما شاهرخ شاهی
فعالی سینما هستی. تفریح هایت را با دوستهای سینمایی است می گذرانی؟ برخلاف تصور، دوستان سینمایی زیادی ندارم و ترجیح می دهم کمتر رفت و آمد داشته باشم. با غیرسینمایی ها چطور؟ چرا دوستانی دارم که بیست سی سالی است با آنها دوست هستم و بیشتر تفریحاتم را با آن ها می گذرانم. خیلی مواقع هم در خانه استراحتی می کنم و به کارهای انفرادی مثل دیدن تلویزیون و... می پردازم...
احمدی نژادی ها مسائل ابتدایی اقتصاد را هم نمی دانستند
انتخابات. این را از این جهت می پرسم که خودتان هم قصد حضور دارید ولی اصلا نمی خواهم این گفتگو جنبه تبلیغاتی داشته باشد، پس اگر اتفاقا کار به چالش کشید ناراحت نشوید. من همراه هستم و آماده چالش، هرگز از انتقاد ناراحت نشده و نمی شوم. متاسفانه اکنون پول به جای تخصص و تجربه نشسته است و برخی کاندیداها با خریدن شورت ورزشی و توپ نماینده می شوند درحالیکه باید منطقا فروشگاه لباس ورزشی بزنند.
فرار مرگبار جوان معتاد از کمپ ترک اعتیاد
: "کجا برم" که گفتم "فقط برو". داخل ماشین زدم زیر گریه. من قصد زدن مقتول را نداشتم فقط از ترس اینکه خودم را نجات بدم به این کار را کردم. به خانه یکی از دوستانم در اسلام شهر رفتم. در طی این مدت فقط گریه می گردم ؛ آن شب را در خانه دوستم خوابیدم تا اینکه پس از چند روز به آگاهی آمدم. سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: با
برادرزن کرار در اردوی استقلال
: در تیم و تمرینات مسائل انضباطی را به مجیدی سپرده ام و او عصای دست من است. همکاران من وقتی در تیم حرف می زنند، حرف من است، البته کرار پس از این اتفاق ابراز ندامت کرد و از کل مجموعه تیم عذرخواهی و حتی مصاحبه کرد و به همین دلیل جریمه ای برای او در نظر گرفته شد. سرمربی استقلال در مورد اختلاف نظر مسئولان استقلال در مورد کرار تصریح کرد: ما در باشگاه استقلال هماهنگی کامل داریم. من نمی توانم
ماجرای اعتصاب غذای ایرانی ها روبروی کاخ سفید/ نماز جمعه در مقابل پنتاگون
. فقط می خواستم به ایران بیایم و کاری بکنم. منتها خانواده گفتند صبر کن به موقع می روم که الحمدالله بالاخره پس از مدتی هم به ایران برگشتیم. وقتی خبر به ما رسید من در کالیفرنیا بودم. وقتی کشتار 17 شهریور به بچه های ایرانی رسید، چه مسلمان و چه غیر مسلمان، همگی منقلب شده بودند. تمام بچه ها می گفتند ما آمده ایم اینجا درس بخوانیم و حالا در آمریکا به دور از میدان مبارزه در امنیت به سر می بریم
بازار گرم شغل های زیرزمینی
خانم ها اینها فروشی است، قیمتشان خیلی مناسب است، زیر قیمت بازار. آرام حرف می زد و یکجا نشسته بود. تقریبا همه نخستین بارشان بود که می دیدند، چشمان پر از تعجبشان روی روسری ها و زن فروشنده و نگاه یکدیگر می چرخید و گاهی به هم گره می خورد و یکی زیرلب غری می زد. بالاخره یک نفر قیمت پرسید و خرید کرد. حالا چندسالی از آن ماجرا می گذرد... . تجریش تا 7 تیر 50سال را رد کرده، یکی از دست
روشن: کرار شخصیت استقلال را زیر سوال برده/ برای اسطوره های باشگاه متاسفم!
مدیریت استقلال هم مقصر است. اگر 90 درصد تقصیر کرار باشد 10 درصد هم مدیریت باشگاه مقصر است. ملی پوش پیشین فوتبال ایران همچنین متذکر شد: مظلومی اگر بازیکن خارجی آورده باید تمام بازی ها فیکس بازی کنند و اگر پول ندارند به جای بازیکن خارجی 2 تا جوان داخلی را بیاورند. پیشکسوت باشگاه استقلال درباره درگیری های لفظی نظری جویباری و معینی اظهار داشت: وقتی کسی مثل وی معاون باشگاه استقلال
یک روز سرمربی تیم ملی فوتبال می شوم
. جا دارد که از خشایار محسنی هم در این مورد تشکر کنم چون با این بازی ها و این برنامه ها کلی انگیزه برای بچه ها ایجاد می شود و دیدید که چطور دور هم جمع شدند. * در مدت زمانی که وین بودید صحبت هایی هم در مورد حضور تو در عرصه مربیگری شد. - من مدارک مربیگری را گرفتم و بعد از مدرک B به سراغ A رفتم. حتی توی باشگاه های ایران کار کردم و دوست داشتم که کارم را شروع کنم. * همین
کشتار بی رحمانه مردم در جمعه سیاه توسط چه کسانی صورت گرفت/ رمز گشایی از یک فاجعه
رفت تا برای مردم سخنرانی کند. سریع به او گفتم یک لحظه به من فرصت بدهید. بلندگو را به دست گرفتم و خود را معرفی کردم. به آنها گفتم: من اهل شیراز هستم و هموطن شما؛ مسئولیتم برقراری امنیت و آرامش در این منطقه است، کاری به سیاست مملکت هم ندارم. شما برنامه تان هر چه هست اجرا کنید. من می خواهم در پایان مراسم شما را تا دانشگاه به سلامت اسکورت کنم. همه تلاش من این است که اتفاقی نیفتد. هنوز سخن
داستان یک تحول: خانم زیبایی دستم را گرفت؛ رها کردم و گفتم: نه
از این حقیقت دور ماندم و در زمان کارناوال برزیل بازنگری بر این موضوع داشتم، ناگهان دلیلی منطقی در قرآن کریم برای خودم پیدا کردم. یک ضرب المثل ایرانی می گوید در خانه اگر کس است، یک حرف بس است آیات ابتدایی قرآن را حدود سیزده چهارده بار می خواندم و فکر می کردم که مگر می شود انسان بعد از هزار و چهارصد سال نتوانسته باشد یک جمله ده کلمه ای مانند قرآن بگوید؟ کوچکترین سوره قرآن را شمردم که ده
سفری به دنیای معلولان ذهنی/ اینجا لبخندها بی کلک است
انداخته. نزدیک تر می روم تا بتوانم صورتش را ببینم. معصومیت غریبی پشت مردمکِ چشم هایش پنهان کرده. لبخند می زند و دستش را جلو می آورد. مربی یادش داده به همه دست بدهد ... محراب دوست دارد به همه سلام کند. عینک ته استکانی اش صورتش را جذاب تر کرده. مدام از این طرف به آن طرف می رود و برای همه سر تکان می دهد. همه شان مثل بچه های خودم هستند. دو روز نبینمشان حالم بد می شود... نرگس معصومی، مربی بچه
طلاق به خاطر تلفن های مشکوک شوهر
آفتاب : به گزارش خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان چندی پیش زن جوانی با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد و درخصوص علت آن به قاضی گفت: آقای قاضی شک و تردید نمی گذارد زندگی راحتی داشته باشم. من بدون هیچ شناختی با شوهرم ازدواج کردم و زندگی مشترک ما شروع شد. اما از همان روزهای اول نسبت به شوهرم شک کردم و همه رفتارهایش مرا عذاب می داد. وی افزود:او مرد خیلی پر رمز و رازی است و اصلا حرف
خاطره جالب مرتضی احمدی از دربی 52
/> دل توی دلم نبود. گفتم یا ابوالفضل (ع) هر گلی که پرسپولیس بزند، صد تومن را صدقه کنار می گذارم. تیم پرسپولیس گل اول را زد، صدتومن را از جیبم در آوردم و در آن جیب گذاشتم. گل دوم را زدیم، صدتومن دیگر درآوردم و در آن جیبم گذاشتم. همین طور گل سوم و چهار و پنجم. گل ششم را که زدیم گفتم یا ابوالفضل(ع) غلط کردم، حداقل صدتومن برای خودم بگذار! من بدون پول چکار کنم. به هر جهت آن روز یکی از روزهای فراموش نشدنی عمرم بود . ش
مهدی پاکدل؛ بازیگر، کارگردان و خواننده!
؟ - راستش نه، ترجیح دادم کاملا از کارگردانی لذت ببرم و تمرکزم روی این کار باشد. از ابتدا هم این شرط را با خودم گذاشته بودم که وسوسه بازی نداشته باشم. بازیگران فیلم تان را چطور انتخاب کردید؟ بعضی از آنها اولین کارشان در سینما بود، درست است؟ - بله. سوده شرحی و مجید آقا کرمی برای اولین بار بود که در سینما حضور داشتند و ترجیح دادیم از بچه های تئاتر استفاده کنیم. حال و
دست فروشی در آیینه دستفروشان
است عنوان کرد. وی می گوید: استاندارد نبودن کالاهای عرضه شده در این بازار ها به دلیل مشخص نبودن مسیر توزیع دستفروشان از دیگر معایب دستفروشی است. ** پای حرف دستفروشان یکی از فروشندگان بین راهی به نام محمد گلدره ای در این باره می گوید: به علت گرانی اجاره مغازه نمی توانم جایی را اجاره کنم برای همین یک وانت خریده و هر روز به میدان تره بار می روم و خربزه و هندوانه خریداری کرده و به
از دستمزد 3 هزار یورویی تا ادعای کارنابلدها!
؛ اما آیا این همه ی ماجرا است یا مسائل دیگری پشت پرده است؟ این سوال را یک بار هم از پیروز ارجمند – مدیرکل سابق دفتر موسیقی – پرسیدیم و او پاسخ داد: من هم نمی دانم تکلیف نوازندگان خارجی در ایران چیست؟ حضور نوازندگان خارجی در ایران با مشارکت وزارت امور خارجه انجام می شود و این هنرمندان به جای ویزای توریستی، ویزای کار می گیرند. این در حالی است که لغو کنسرت های خارجی در کشور
فرار مرگبار جوان معتاد از کمپ ترک اعتیاد
گفت: "کجا برم" که گفتم "فقط برو". داخل ماشین زدم زیر گریه. من قصد زدن مقتول را نداشتم فقط از ترس اینکه خودم را نجات بدم به این کار را کردم. به خانه یکی از دوستانم در اسلام شهر رفتم. در طی این مدت فقط گریه می گردم ؛ آن شب را در خانه دوستم خوابیدم تا اینکه پس از چند روز به آگاهی آمدم. سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: با
درس ها و عبرت هایی از فاجعه 17 شهریور
دیگر ارزش خود را از دست داده است و همه جوامع شاه را شناخته اند. 12- تکلیف ملت: ما در غرب و شما در شرق به عزای عمومی می نشینیم، تا دست جنایتکار ابرقدرتهای نفتخوار در کشور نفت خیز ما باز است درهای سعادت و آزادی و استقلال بسته است. 13- برنامه ادامه نهضت: -- عزیزان من! همت کنید و زنجیرهای اسارت را پاره کنید و مهره های خیانتکار را یکی پس از
گفت وگو با شاهد عینی واقع 17 شهریور
نظامیان جلو آمد و با مشت به سینه ام کوبید و با دشنام به من گفت: برو وگرنه تو و فرزندت را هم به رگبار می بندیم. زود از اینجا برو. پس از آن، صحنه را ترک کردم و به خانه بازگشتم. *آن پیرزن چه شد؟ از تیراندازی جان سالم به در برد؟ در آن شلوغی او را نیز گفتم کردیم. ازدحام جمعیت تمام پهنای خیابان را گرفته بود. *نگران همسر و خواهرتان نبودید؟ در آن لحظه هیچ کس به
23 سال تلاش و تحصیل با پا های مصنوعی 20 کیلویی
نیمه های شب در آنجا می ماند و وقتی به خانه برمی گشت ساعت به یک بامداد هم می رسید. یعنی یک جانباز 50 و چند ساله از هشت صبح تا یک شب سرپا بود و کار می کرد. این چیزی غیر از حفظ روحیه رزمندگی نیست. پس پدر شما به عنوان یک پزشک جانباز در امور خیر هم شرکت داشت؟ بله، شهید به منشی مطبش گفته بود هیچ کس را به خاطر فقر و نداشتن پول رد نکنید. خودم بارها شاهد بودم هر کس به مطب شان می آمد و
من میتوانم بهترین پنالتی زن پرسپولیس باشم
! در خودم این توانایی را می بینم که حتی در دربی پنالتی بزنم. لابد می دانی محمد نوری یک پنالتی در دربی خراب کرد و چند سال پنالتی نزد؟ بزرگترین بازیکنان دنیا هم پنالتی خراب می کنند. مگر لیونل مسی هفته اول لالیگا پنالتی خراب نکرد؟ این اتفاقات طبیعی است. من گفتم آمادگی اش را دارم. در نفت که پنالتی نمی زدی؟ نه ولی در شهرداری تبریز 5 پنالتی را گل کردم و آمار نسبتاً خوبی
دیوید بکام استقلالی ها:من 41 ساله شدم مشکل استقلال حل نشد!
سال ها در کنار هم باشند. راستی درباره بازی با ستارگان حرف نزدی، فردای بازی به اتریش رفتید؟ خوب شد پرسیدید، دست تمام عزیزانی که زمینه این بازی بزرگ را فراهم کردند درد نکند، حضور ستارگان جهان می تواند تبعات مثبت زیادی داشته باشد، بحث برد و باخت نبود و نیست، اول اینکه کار خیریه بود و دوم اینکه مردم از تماشای ستاره های محبوبشان لذت زیادی بردند. شرایط این روزهای استقلال
طنز؛ آدما برای چی با هم می جنگن؟
/> + خب سخته بابا. یهو سوالاتت رو از زیست شناسی می بری تو فاز سیاسی آدم هنگ می کنه. - بابا بگو دیگه. + ببین پسرم ... هرکس برای چیزی که نداره می جنگه. - اینو کوروش کبیر نگفته بود؟ + نخیر. اینو اولین بار من گفته بودم، کوروش تو فیس بوک با اجازه شیر کرد. - نخیرم. کوروش دو هزار و پونصد سال قبل شما زندگی می کرد. پس اول اون گفته! + بچه تو این چیزا رو از کجا می دونی؟
گرین کارت چهره های ورزشی مشهور ایران
چند بار برای انجام فعالیت های فوتبالی در ایران اقداماتی انجام داده بود، وقتی با بی مهری مواجه شده، بلافاصله ایده هایش را در آمریکا پیاده کرده. او در مورد مدرسه دروازه بانی که قرار بود در ایران راه اندازی کند و بعد همان مدرسه در آمریکا افتتاح شد، می گوید : از قبل، همه کارها هماهنگ شده بود تا برای بچه های 7 تا 16 سال کلاس آموزشی داشته باشیم. حتی لوازمی را که دلم خواست و موردنیاز بود