سایر منابع:
سایر خبرها
اعلامیه های انقلاب را رایگان چاپ می کردیم/مسجد شاه چگونه مسجد امام شد؟
ناصر کلاری مدیر چاپخانه تواضع در گفت وگو با خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس درباره خاطراتش از قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، بیان داشت: قبل از اینکه به تأسیس چاپخانه تواضع بپردازم قبل از انقلاب چاپخانه ای را با عنوان پیام نو اداره می کردم که به دست ساواک منحل شد. به گفته وی، در چاپخانه پیام نو اعلامیه های نهضت آزادی، روحانیت مبارز و عکس هایی از رهبر کبیر انقلاب امام خمینی (ره
شیرین عبادی عامل شکنجه جوانان در ایران
حالت سلام ایستادم. دو سگ شاه شروع به لیسیدن پای شاه کردند، شاه هم خم شد با آنها بازی و نوازش شان کرد و همراه سگ ها رفت. اصلا به من سپهبد نگاه کرد که دقایقی به حالت سلام ایستادم. آن شب آمدم منزل، خیلی گریه کردم که من برای چه کسی خدمت می کنم، من از سگ پیش شاه کمتر بودم.
راهی که آوینی با سوره پیمود/ سید هرگز دچار دگردیسی فکری نشد
، تلقی اشتباهی از این کار دارند. نباید فکر کنند حوزه هنری در قبال این مجله اعتباری به دست می آورد بلکه اعتبار همه ما از انقلاب و امام و شهداست. * یعنی دوستان فکر می کردند حوزه هنری در حال سوء استفاده از آنهاست؟ نمی دانم. این را هم از سید شنیدم که نقل کردم. آقای آوینی می گفت وجودمان باید وقف انقلاب شود نه اینکه فکر کنیم وجودمان قرار است به جایی اعتبار دهد. با این حال آقای
قرار فیسبوکی برای قتل پدر
مقتول اطلاع داده شده؛ دختر مقتول به نام مرجان (18 ساله) در اظهارات اولیه خود و در خصوص نحوه اطلاع از مرگ پدرش به کارآگاهان گفت که برای خوردن نهار و به همراه برادرم به خانه مادربزرگ در طبقه اول رفتیم؛ در ساعت 16:30 و پس از خوردن نهار، به همراه برادر کوچکترم به طبقه سوم آمدیم اما زمانیکه در خانه را باز کردیم، دو نفر نقابدار را در خانه مشاهده کردیم که با چاقو بالای سر پدرمان ایستاده بودند؛ آنها ما
مرد دلسوز، پسرخوانده اش را در آتش سوزاند
این ترتیب مرد میانسال بازداشت شد. مرد شصت و هفت ساله به نام محسن در جریان تحقیقات مدعی شد من خواب بودم و با صدای داد و بیداد بیرون آمدم که متوجه شدم آتش سوزی اتفاق افتاده است. مادر مقتول هم گفت: ساعت 3 بعدازظهر از منزل خارج و به خانه یکی از همسایه ها رفته بودم. پس از دقایقی از سر و صدای همسایه ها متوجه شدم که خانه ام آتش گرفته و پسرم همراه دو نفر دیگر که در زیرزمین خانه بودند، دچار
از پخش اعلامیه تا دیدار با امام خمینی(ره)
و من دوباره گفتم: ما طرفدار امام خمینی هستیم و تا زمانی که شاه است ما با شما مبارزه می کنیم. قادری با اشاره به اینکه همسایه ها دیده بودند ساواک به خانه ما ریخته به برادر بزرگترم خبر داده بودند، اظهار کرد: برادرم آمد و آنها اجازه ورود به برادرم را ندادند و ساواکی ها به من گفتند این صورتجلسه را امضا کن و با ما بیا که برادرم گفت: به جای او من را ببرید که برادرم را به ژاندارمری بردند و شکنجه
اهدای دختران معصوم همدانی به میهمانان شاه در جشن دوهزار پانصد ساله
شود. از روزهای انقلاب چیزی در خاطراتان مانده است؟ قبل از انقلاب زیاد مطالعه میکردم وهمیشه به همراه همسرم نوارهای امام را به صورت پنهانی گوش میدادیم و آنها رابه روی کاغذ پیاده میکردیم و به همراه آقای جنتی و دیگرآشنایان علیه شاه اطلاعیه های امام را پخش میکردیم و در تظاهرات شرکت میکردیم و این کار باید با احتیاط زیادی انجام میشد و هیچ کس نباید از ای کار باخبر می شد مگر افراد
ماجرای درخواست یک دانش آموز از امام(ره)
دارم. چون من هم به جلسات می رفتم و آنجا مسائلی مطرح می شد. منتها من از کودکی یک ارتباط و علاقه ای به حضرت امام داشتم. یادم است مدرسه که می رفتم؛ گاهی در ایامی که پدرم قم نبود، از خیابان بهروز، که الان 19 دی شده است، پیاده می رفتم به منزل امام. چون ماشین و پول نداشتم، پیاده می رفتم. کلاس ششم ابتدایی بودم و تقریبا سال 41 بود. * برخی از شبکه های ضد انقلاب، مدعی هستند که امام خمینی تا قبل
بسته ویژه خبری از پشت پرده سیاست ایرانی؛
و آنقدر تکرار کردند که دیگر قاشق و چنگال طلا را حذف کردند. سنت یارانه، پول امام زمان است را اصلاح کنید آیت الله سید یوسف طباطبایی نژاد در دیدار رئیس جمهوری با طلاب و علمای اصفهان اختصاص یارانه ها را برای اقشار کم درآمد جامعه و فقرا دانست و خواستار توقف پرداخت یارانه به قشر پردرآمد شد. آیت الله طباطبایی نژاد با بیان این که در زمان دولت آقای احمدی نژاد، بارها اعلام کردم که هدفمند کردن
شرم آورترین اتهام زنی های تاریخ معاصر ایران!
سختی را در راه مبارزه تحمل کردند.این اتهام به قدری جا افتاد که هنوز هم بعد از گذشت ده ها سال کسانی در حوزه و دانشگاه سیدجمال را بابی می دانند.در زمان محمد علی شاه که انقلاب مشروطیت رخ داد و بعد انقلاب به انحراف کشیده شد، به تبع آن اتهام زنی ها نیز اوج گرفت. افراد بسیاری به مسلخ برده شدند از جمله آنها فقیه مجاهد آیت الله شیخ فضل الله نوری بود. نخست گفتند که وی زندگی مرفه دارد و با اعیان و اشراف در
پدر صنعت ایران چرا موفق شد؟/ راهی به طول 60 سال
مرحوم مصدق رساندم. تا اینکه در خیابان کاخ آن زمان و فلسطین امروز دیدم جمعیتی آن را اشغال کرده بودند و افراد بی اصول تمام اموال منزل مرحوم مصدق را به تاراج بردند. این صحنه اشک از چشمانم جاری کرد. شهر تعطیل بود و وسیله نقلیه ای نبود. گریه کنان خودم را از خیابان کاخ به خیابان دربند، کوچه خلیلی رساندم. این مسیر شاید سه ساعت طول کشید. من با خود بسیار فکر کردم. از خودم پرسیدم محسن آیا کسانی که منزل
پیش قراولانی خاموش در بستر انقلاب/ از کفش هایی پاره تا حضور ساواک در جلسه تفسیر قرآن
در شهر مشهد عنوان کرد و افزود: بانو طاهایی، مؤسس و مدیر مکتب نرجس(س) که از بانوان بی نظیر انقلابی هستند، جلسات فراوانی را برگزار می کرد و ما در این جلسات مطالب مختلفی را با هدایت گری بزرگان انقلاب مطرح می کردیم. مشاور کنونی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با بیان اینکه پدر من نیز یکی از فعالان انقلابی در شهر مشهد بود، گفت: هیچ گاه از یاد نمی برم که روزی در خانه بودم و مأموران ساواک وارد خانه
هفدهم بهمن 1357- حمایت مردم از دولت بازرگان
ملت بزرگ ایران در بهمن ماه 1357 هجری خورشیدی، خالق یکی از مهم ترین رویدادهای تاریخ معاصر شدند. آنان به رهبری امام خمینی در برابر ظلم و جور حکومت پهلوی ایستادگی کردند و کشتی انقلاب را به سلامت به سر منزل مقصود رساندند. گروه اطلاع رسانی به مناسبت سی و ششمین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران و به منظور پاسداشت یاد و خاطره ی آن دوران، گزیده ای از رویدادهای سرنوشت ساز دوازدهم تا بیست و دوم بهمن 1357
روایت سیما از سوءتفاهمی که زیبایی اش را سوزاند
مردی هراسان یک چادر دور وی پیچید و به بیمارستان امام خمینی (ره) دهدشت منتقل کرد. همزمان پلیس نیز در جریان قرار گرفت و با اعزام به محل اسیدپاشی به تحقیقات میدانی دست زد. کسانی که در صحنه اسیدپاشی بودند به مأموران گفتند پس از شنیدن فریادهای دلخراش دختر جوان به سمت وی برگشته و دیده اند زنی جوان که روی وی اسید پاشیده پا به فرار گذاشته و سوار بر موتوری صحنه را ترک کرده است. در این صحنه دو زن و یک مرد نیز
حضور فعال بانوان دیار علویان در جریان پیروزی انقلاب
ذوق زده شده بود تا رفت دست امام را ببوسد، آقا کمی از منبر به پایین کشیده شدند. همان موقع در من جرقه ای زده شد، یعنی از 13 سالگی، همراه با قیام امام وارد میدان شدم و الحمدلله تا الان پابرجا هستم. تازه نامزد کرده بودم، خانواده همسرم از خانواده روحانیت بودند، همسرم همراه پدرم می رفت قم و از آنجا خبرهای تازه می آوردند، 15 خرداد که امام را گرفتند برای ما وضعیت نگران کننده ای بود و
ناگفته های جالب و شنیدنی از محمود کریمی
تذکر هم داده اند اولین باری که خدمت رهبر معظم انقلاب خواندید چه سالی بود؟ سال 78 که خاطره خوبی از آن مجلس در ذهنم نقش بسته است. *شما در جلسات بر روی ازدواج جوانان خیلی تاکید دارید. آن هم با این مشکلات مالی، فکر می کنید جوانی تن به ازدواج بدهد؟ درمورد مسائل مالی جای نگرانی نیست. چرا که خودم الان با داشتن دو فرزند، مستاجرم و منزل پدری ام هم از 60 متر بیشتر نیست. ولی به حول و قوه
کسی که با او ارتباط داشتی را سوزاندم!!
منطقه تبادکان مشهد خبر داد. مأموران کلانتری هلالی مشهد نیز با تأیید این خبر، مراتب را به قاضی موحدی راد (قاضی ویژه قتل عمد در زمان حادثه) اطلاع دادند و بدین ترتیب با حضور مقام قضایی در محل کشف جسد، بررسی ها در این باره آغاز شد. جسد نیمه سوخته داخل اتاقک کوچکی شبیه حمام در خانه متروکه بالای تپه افتاده بود که انگشتری نیز در دست داشت. گزارش حاکی است: به دستور مقام قضایی تلاش کارآگاهان اداره
زندگی 37 شهید 15 خرداد/ تصاویر کمتر دیده شده قیام در تهران
همین دوست با مرجع خویش امام خمینی(ره) آشنا شده و در راه تبلیغ انقلاب مقتدایش بسیار تلاش کرد؛ ثمره ازدواج پر برکتش، چهار فرزند به نامهای حسن، حسین، عباس و زینب است. آن بزرگوار از صحن امامزاده جعفر(ع) پیشوا تا باقرآباد با قیام کنندگان همراه بود و سرانجام در غروب 15 خرداد، هدف گلوله جلادان شاه قرار گرفته و به شهادت رسید و پیکر خونین آن شهید توسط نظامیان رژیم در مسگرآباد، غریبانه به خاک
عامل اصلی ماندگاری انقلاب، توجه به اسلام ناب محمدی است
آیت الله ایمانی بودند. در این زمان عده ای از فعالان مجاهدین خلق علیه آیت الله ایمانی جوسازی کردند و کار را به جایی رساندند که آیت الله ایمانی از کازرون به قم رفتند. در آن زمان من عضو شورای فرماندهی وظیفه سپاه بودم و با عده ای از دوستان در منزل آقای معنوی جمع شدیم و بنا شد که به حضور امام برسیم و موضوع را با ایشان در میان بگذاریم. من و یکی از بازاری ها به نمایندگی از جمع به حضور امام
پاکپور: ولایت عامل ماندگاری نهضت اسلامی ایران است
" این جمله در شرایطی مطرح شد که در مملکت ما هیچ بیدار باشی برای شروع انقلاب داده نشده بود و کسی نمی دانست شاه می رود این جمله حضرت امام خمینی(ره) نخستین جرقه را ایجاد کرد. در آن سال ها سرباز بودم و به یاد دارم که این جمله در فضای پادگان طنین انداز شده بود و یک دسته با صدای بلند می گفتند چه بخواهد و چه نخواهد و دسته دیگر می گفتند رفتنی است، همه می دانستند که چه می گویند اگرچه نام شخص شاه را
روایت یک فرمانده از فرار از ارتش شاهنشاهی تا مجروحیت در خرمشهر
سر و سامان دادن به کارها شروع کردیم به هماهنگی و کمیته ای برای آموزش و سازماندهی مردم در آن جا تشکیل دادیم. به علاوه، برای جلوگیری از غارت و چپاول، از حدود 8 هزار گاو و گوسفند و اسب مردم حفاظت می کردیم. این یکی از کارهای مفیدی بود که جزو درخواست های مردم بود. مرداد ماه سال 58 بود و چند ماه بیشتر از پیروزی انقلاب نمی گذشت. حجت الاسلام محمودی؛ امام جمعه فعلی ورامین، در آن زمان مسئولیت کل
از املت بیت رهبری تا کتری دفتر رئیس جمهور
. اصغر صحرایی یکی از محافظان ایشان می گوید: وقتی استاندار یا مسئولان دیگر به منزل می آمدند، برای پذیرایی فقط چای می دادند و می گفتند من نمی توانم از بیت المال خرج کنم و وسع خودم هم در همین حد است. این محافظ آیت الله دستغیب می گوید وقتی به ایشان پیشنهاد تغییر خانه را دادیم گفتند: من این خانه را دوست دارم و می خواهم در جنوب شهر و بین مردم باشم. ایشان حتی ماشین شورلت قدیمی ضدگلوله را هم که از سوی امام
زندگی چهار روزه مدیرعامل با جسد همکارش!
23 آذر ماه سال جاری مرد جوانی نزد پلیس رفت و خبر از ناپدید شدن برادر 30ساله اش به نام هادی داد. وی گفت: برادرم یکی از عوامل فیلمسازی است و در یک مؤسسه در پایتخت کار می کند اما از 20آذر ماه به طرز مرموزی ناپدید شده و دیگر به خانه برنگشته است. من و خانواده ام به شدت نگران هستیم و همه جا را برای پیدا کردن او گشته ایم اما اثری از وی به دست نیاورده ایم.از طرفی همکارانش هم از او بی اطلاع هستند. برای
ماجرای دو نامه رهبرانقلاب به خانم یحیایی
در اوقاف و آستان قدس در چهارراه شهدا نصب و عکس شاه را پائین می کشیدند. همان شب هم فرهنگیان و وکلای انقلابی در دادگستری مشهد، تحصن و اعتصاب کرده بودند و حسن آقا مقاله ای بسیار صریح و پرشور علیه دستگاه و در تجدید بیعت با امام(ره) خواند و اهانت هایی که به او شده و کتک هایی که به او زده بودند را گزارش کرد. مقاله را چنان احساساتی خواند که واقعا شهر شلوغ شد. حیف که آن مقاله را گم کردیم . سؤال
مردم مهریز شعارهای انقلابی را مستقیم از وزیر شعار می گرفتند/روایت حمله به دفتر حزب رستاخیز مهریز
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا ؛ کاظم سبحان زاده از رزمندگان انقلاب اسلامی در مهریز و خبرنگار با سابقه استان یزد در مصاحبه با خبرنگار صبح مهریز به تشریح برخی از خاطرات دوران انقلاب در مهریز پرداخت که شاید کمتر جایی در خصوص آن صحبت به میان آمده باشد. سبحان زاده گفت: مردم ولایی و متدین مهریز نقش مهمی در تحولات قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی داشته و به حق به خوبی نسبت به نظام الهی
فسادهای جنسی و اخلاقی فرح دیبا
بوسند و خیلی صمیمانه با زنان یکدیگر در حضور هم می رقصند، سخت تعجب می کرد، ولی هنوز غرق در تعجب بود که کندی هم چند دور با فرح رقصید و محمدرضا هم درحالی که دست هایش را دور کمر ژاکلین حلقه کرده بود با او رقصید. (22) چند سال بعد در آستانه انقلاب، همین موضوع تکرار شد. فرح با کارتر در شب ژانویه (11 دی ماه 1356) در کاخ نیاوران رقصید و همین مسئله یکی از شعارهای مردم ایران در تظاهرات روزانه آنها شد
گنجینه خاطرات سید موسی از روزهای انقلاب در خوزستان/برادرم روی دستانم شهید شد
"بود آن روز بر ما عید مطلق/که در جنبش در آید پرچم حق" *سال 43 که امام را گرفتند و زندانی کردند وقتی آزاد شد من این توفیق را داشتم که با هزار دردسر در آن زمان که یک جوان 21 ساله بودم رفتم و خانه امام را پیدا کردم ، علی رغم فشارهایی که بود و ممانعت ژاندارم ها اما داخل خانه امام رفتم و حدود یک ساعت در خدمت امام بودیم آنجا سه چهار نفر بیشتر نبودیم ،پهلوی امام نشستم دست ایشان را بوسیدم و
از مبارزی که اولین بار عکس امام را در شهربانی نصب کرد تا دوستانی که به فاصله یک روز از هم به شهادت رسیدند
به ایران نیامده بود، ساواک برای ترساندن مردم جنگ روانی بپا کرده بود و حتی در شهر شایعه انداخته بودند که قرار است خانواده شهید حمدالله مبارکی که بر علیه شاه مبارزه کرده اند را کلا" اعدام کنند. در این بین شجاعت مادر حمدالله مثال زدنی بود و در جواب می گفت اشکالی ندارد من پسرم را در راه خدا داده ام و حاضرم تمام خانواده ام را فدای امام خمینی (ره) و انقلاب نمایم. مبارکی گفت: مادر شهید بسیار
روایت هاشمی از حصر امام و حبس رهبری
گوید و بر فریبکاری های شاه و صداقت امام تأکید می کند که از 15 خرداد 42 شروع شد و جمله معروف امام را می گوید که تا مردم با ما هستند از چیزی نمی ترسیم . لشگری از توپ و تانک و سرمایه و رسانه در دست شاه بود و ابزار امام فقط دو چیز بود، سخنرانی و مردم . هاشمی راز اصلی انقلاب را در همین نکته می داند. می گوید امام حتی اجازه ترور شاه را هم ندادند، چون انقلابی که مردم دارد، ترور نمی خواهد. اسلامی که اقناع
ناگفته های عکاس و خبرنگار انقلاب اسلامی در کبودراهنگ
برای آنان در پی داشت. وی ادامه داد: پس از این ماجرا به خانواده های آنان که در پایگاه ساکن بودند اخطار داده شد تا 48 ساعت خانه های سازمانی خود را ترک کرده و از پایگاه شاهرخی بیرون بروند. 10 بهمن/ راهپیمایی شبانه مردم کبودراهنگ رضا معصومی با بیان اینکه هزاران نفر از مردم کبودراهنگ در روز 10 بهمن ماه سال 57 اقدام به راهپیمایی علیه رژیم شاه کردند ادامه داد: این راهپیمایی تا ساعت