سایر خبرها
ابهام 11 ساله در پرونده جنایت دسته جمعی
قاتل آغاز شد. در ادامه جست و جوها تیم تحقیق متوجه شد که بهنام آخرین بار سه پسر جوان را به عنوان مسافر سوار خودرواش کرده است. بنابراین تحقیقات درباره شناسایی و دستگیری این سه پسر آغاز شد و درنهایت آنها در یک عملیات پلیسی بازداشت شدند. یکی از این سه متهم 18 ساله در بازجویی ها با اعتراف به قتل بهنام به کارآگاهان جنایی گفت: من و دو نفر از دوستانم سوار خودروی این پسر شدیم. در راه وسوسه شدیم که از او
مرگ تلخ یک پدر 5 ماه بعد از مسمومیت
نیاز به مراقبت های ویژه داشت، باید مرخص می شد. خانواده بابک هرچه اصرار کردند، نتیجه ای نداد و به ناچار مجبور به ترخیص کردن وی شدند. وقتی بابک در وضعیت بسیار بدی راهی خانه اش شد، خانواده اش با همکاری بهزیستی ساکشن و تخت گرفتند مرد جوان 5 ماه در این حالت قرار داشت تا اینکه 10 شهریور ماه بار دیگر دچار تشنج شدید شد و با آمدن اورژانس و تزریق مسکن به حالت اولیه برگشت تا اینکه روز جمعه 13
مردی برای اینکه همسرش را سر سفره شام ساکت کند، او را کشت
در بخش رودبست شهرستان بابلسر با گریه ها و فریادهای کمک خواهی مرد همسایه خود را به در خانه او رساند.مرد گریان در حالی که به شدت مضطرب و نگران بود با اشاره به داخل حیاط خانه اش ادعا کرد سه مرد نقابدار نیمه شب به خانه او حمله کرده و بعد از بی هوش کردن او، زنش را به قتل رسانده اند.بدین ترتیب با تماس این مرد به دستور سرهنگ فتحعلی پور فرمانده پلیس بابلسر اکیپی از مأموران در جریان ماجرا قرار گرفته و
بوی گاز میهمان همیشگی خانه های عسلویه
منطقه ای عواقبی دربر دارد که تنها با اعمال مدیریت مناسب و ایجاد راهکارهایی مناسب می توان آن را به حداقل رساند. اگر از اظهارات مهدی یوسفی درباره افتتاح فاز 15 و 16 پارس جنوبی و به تصویرکشیدن وضعیت این دو فاز بگذریم، باید این گفت وگو را در یک جمله خلاصه کنیم: بوی گاز مهمان همیشگی خانه های عسلویه . آنچه در ادامه می خوانید، گفتگوی "آذر جزایری" در روزنامه شرق با مدیرعامل منطقه ویژه
اعترافات تکان دهنده زن تاجیکی فراری از داعش
داشتم. وقتی شوهرم با مخالفت شدید من روبرو شد ساکت شد و من خودم هم فکر می کردم که شوخی بود. شریف آدم مذهبی و از خانواده مذهبی بود و حتی در روسیه هم نماز و مسجد را ترک نمی کرد. پول بسیار کمی به دست می آورد و به سختی اجاره خانه را پرداخت می کردیم. اما یک روز شریف به من گفت می خواهد به ترکیه برود و عملاً من را در برابر عمل انجام شده قرارداد. بعد از یک ماه از ترکیه به من زنگ زد و گفت در استانبول کار پیدا
تبریزی: آیت الله طالقانی عضو نهضت آزادی نبود
آیت الله طالقانی آنها را در خانه خود پناه می دهد. سال 1327 که شهید نواب صفوی تحت تعقیب بود، آیت الله طالقانی او را با اسم مستعار به طالقان می فرستد. آقای طالقانی آنها را به دلیل ایمان و اخلاصشان دوست داشت. بعد از کودتای انگلیسی- آمریکایی 28 مرداد 1332 هم که مجددا فدائیان اسلام تحت تعقیب قرار می گیرند، دوباره آنها را در خانه اش پناه می دهد. آقای محمد مهدی عبدخدایی نقل می کرد یک روز موقع اذان صبح
هم نشینی با دایی افتخار است
دیدم. صبح ها هم اگر فرصت داشته باشم، بازی تیم ملی والیبال را می بینم. تیم ملی مقابل هند چطور بود؟ بازی خوبی بود. اتفاقاً رفته بودم خانه و با پدرم و دوستم روزبه نشستیم بازی را دیدیم. تیم ملی خیلی خوب بازی کرد. با اینکه تیم جوان شده، بچه ها خوب بودند. از لحاظ پاسکاری و کار فنی و تاکتیکی تیم ملی امیدوارکننده بود. کروش هم تعویض های خوب و به موقعی انجام داد. پس به این تیم
مادر افسرده 2 کودک خردسالش را سر برید!
اظهاراتش گفت: صبح که خانه را به قصد رفتن به محل کارم ترک کردم، همسرم و بچه ها کنار هم خوابیده بودند. ظهر که به خانه برگشتم کسی در را باز نکرد. در را با کلیدباز کردم و وارد خانه شدم. چند بار همسرم را صدا زدم اما پاسخی نداد. دلهره عجیبی داشتم. به سمت اتاقی که اعضای خانواده ام آنجا خوابیده بودند، رفتم که با صحنه دلخراشی روبه رو شدم. وی اضافه کرد: پسر12 روزه مان محمدجواد و دخترم حدیث 6 ساله
بررسی تاثیر خشونت والدین در بروز اعتیاد فرزندان
به پیامدهای سوء آن که در نظم و سلامت جامعه اختلال و آشفتگی ایجاد می کند و منشاء بسیاری از رفتارهای انحرافی همچون سوءمصرف مواد و الکل، خودکشی، روسپیگری، فرار از خانه، رفتارهای بزهکارانه و جرایم جنسی و غیره اقتضا می کند که این معضل را جزو آسیب های اجتماعی بسیار جدی به شمار آوریم. عوامل زیادی در بروز خشونت خانگی نسبت به کودکان و نوجوانا نقش دارند. والدین آزاردهنده، اغلب خود قربانی سوء
پسر خردسال، شیطان را به دام انداخت
داد. با تشکیل پرونده قضایی و همزمان با شروع تحقیقات، ماموران جستجو برای یافتن پسر خردسال را آغاز کردند تا این که او به خانه بازگشت و ماجرای تلخی را که برایش رخ داده بود، برای والدینش تعریف کرد و تصمیم به شکایت از مرد آزارگر گرفت. ربودن در مسیر باشگاه ماموران به تحقیق از این کودک پرداختند که وی در اظهاراتش گفت: عصر روز حادثه به خانه باز می گشتم که مردی با خودروی پرایدش سد راهم شد و
اعتراف به قتل پس از 10 سال
آژانس کار می کرد. حالا چند روزی است که به خانه بازنگشته و گم شده است. چند بار به موبایلش زنگ زدم، خاموش یا از دسترس خارج بود. حتی از دوستان و اقوام نیز جویای حالش شدم اما آنان هم از سرنوشت پسرم بی اطلاع هستند. با ادعاهای این پدر نگران بازپرس به تیمی از پلیس دستور داد تا تحقیقاتی را برای یافتن جوان گمشده آغاز کنند. روز 31 شهریور ماه بود که جسد عقیل از دره ای واقع در جاجرود بیرون کشیده شد و پلیس با
بداخلاق نیستم، حقم را می خواهم/ کرار: همسرم گفت من و بچه هایت مهم تر هستیم یا اردوی استقلال؟!
کند. هر وقت در کوچه و خیابان بازی می کردم، می آمد و تماشا می کرد. اگر بگویم مشوق اصلی ام پدرم بود، عین حقیقت است. یک روز در زمین خاکی محل مان، بازی داشتیم. خیلی خوب بودم، آن قدر خوب که نماینده باشگاه نجف مرا صدا زد و گفت فردا بیا برای تمرین. این یک اتفاق بزرگ در زندگی ام به وجود آورد. در لیگ برتر برای نجف بازی کردم. خیلی زود به بازیکن ثابت تبدیل شدم. اولین قراردادم به پول ایران 50 هزار تومان بود
سفالگری، هنر پنجه های خاکی در دماوند
. حالا دست به دست هم داده ایم و داریم طرح های سفارشی را اجرا می کنیم. مشکلات شما چیست؟ مشکل ما بازار فروش است. هر کاری با تبلیغات جواب می دهد. چند بار با کارت و کاتالوگ یا سی دی خواستم تبلیغ کنم. دست تنها نمی شود. باید چند مرد پای کار باشند و تبلیغ کنند. این شوهرخواهر من جای دیگری مشغول است و وقت ندارد. خیلی ها نمی دانند ما در اینجا چه کار می کنیم. همسایه ها هم مدت ها بعد
زن جوان، شکارچی مردان پولدار
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان ، زنی که با همدستی شوهرش از مردان پولدار اخاذی می کرد بعد از خودکشی یکی از قربانیانش شناسایی و دستگیر شد. تحقیقات پیرامون این پرونده از زمانی آغاز شد که به پلیس یاسوج خبر دادند، جسد مردی در خانه اش پیدا شده است. وقتی مأموران به محل حادثه رفتند جنازه را در حالی که جلوی در حمام افتاده و خون آلود بود، یافتند. بررسی های اولیه نشان داد مچ هر دو دست این
امانتی خدا را صحیح و سالم تحویلش دادم
داد. 14 سالش که شد گفت مادر می خواهم به جبهه بروم. گفتم مادر تو هنوز بچه ای، ببین خانه مان مرد ندارد و تو مرد خانه هستی، کجا می خواهی بروی. گفت مادر من که هستم! شما خدا را دارید، حالا اگر اجازه بدهید به جبهه بروم. چند بار برای اعزام به جبهه اقدام کرد ولی قبولش نمی کردند. می گفتند سنت پائین است و هنوز بچه ای و نمی توانی در جبهه حاضر شوی. روز آخر اسم نویسی محمدرضا شناسنامه اش را دستکاری کرد و سنش را
اعتیاد در زنان، دروازه ظلمات خانواده
دخترانی است که برای ترک به این مرکز مراجعه می کند او نیز از نحوه اعتیادش اینگونه می گوید: بعد از مرگ پدرم، مادرم با یک مرد دیگر ازدواج کرد و من با آنها زندگی می کنم و سه تا خواهر و برادر دارم. وی ادامه می دهد: زندگی بدی نداشتیم، وضع به روال عادی می گذشت تا اینکه برای یادگیری فنون آرایشگری به مغازه دوستم رفتم، بعد از مدتی به پیشنهاد دوستم، شروع به کشیدن سیگار کردم، اولش برای تفریح و کلاسش مصرف می
پدر بی رحم 30 سال دخترش را قربانی اعمال پلید خود کرد + تصاویر
/> در همان موقع مادرم که دیگر امیدی به ادامه زندگی با پدرم نداشت ،ما را ترک کرد و من با هیولای زندگی ام تنها ماندم . پس از مورد تجاوز قرار گرفتن توسط او در سن 14 سالگی ،تصمیم به درخواست کمک از معلم خود گرفتم و برای بار دوم با شکایت از او و حمایت مسئولین از این مرد بی شرم و سرکوب من به بهانه ی هزیان گفتن او به جنایت خود ادامه داد پس از شکایت و مضنون به تجاوزشدن سرپرست من ، تصمیم
اعتراف دختر پسرنما به سرقت از مسافران
مناسب با سرقت کیفش فرار کردم. در یکی از پارک ها لباس های زنانه را درآورده و دوباره با پوشیدن تی شرت و با تیپ پسرانه به پارکی که پاتوقمان بود رفتم. یک بار نیز با زن جوانی که برای دیدن اقوامش به تهران آمده بود در ترمینال جنوب آشنا شدم. او که فکر می کرد من دختر خوبی هستم به من اعتماد کرد اما در یک لحظه جیب او را زدم و 250 هزار تومان از او سرقت کردم. برای این که شناسایی نشوم بلافاصله تیپ
حرفهای تکان دهنده یک دختر خیابانی +عکس
دلیلی برای ماندن در شهر خودشان نداشته است. شبانه به سمت شهری دیگر راهی می شود. در این شهر با مرد متاهلی به نام حمید آشنا می شود و بعد از ادواج موقت با او باردار می شود. حمید به سقط جنین اصرار دارد اما فریبا زیر بار نمی رود و از دست حمید فرار می کند. خانه ای برای خودش اجاره می کند و تا به دنیا آمدن کودک همان جا می ماند. از قضا یکی از همسایه ها از همان واسطه ها بوده است. زیر پایش می نشیند که با یک
سقوط دختر نوجوان هنگام فرار از دست مرد شیطان صفت
سقوط دختر 17 ساله که از ناحیه مهره گردن آسیب دیده بود در مورد علت سقوطش گفت:چندی قبل از خانه فرار کردم و شب ها در خیابان می خوابیدم تا اینکه با پسر جوانی به نام میلاد آشنا شدم. او ادعا کرد می توانم در خانه اش زندگی کنم. وقتی به خانه او رفتم او سه روز مرا مورد آزار و اذیت قرار داد و بعد از آن ادعا کرد قرار است دوستانش را به خانه بیاورد که من از ترس خودم را از طبقه اول به پایین پرتاب کردم تا فرار کنم
تجاوز به دختر 8 ساله در دستشویی مدرسه یک روستا
. کریم به سمت سرویس بهداشتی رفت. در آن از بیرون با نخی بسته شده بود. کریم نخ را باز کرد و با جسد معصومه در داخل آن رو به رو شدیم. بازپرس سپس از ماموران خواست درباره ادعاهای مرد جوان تحقیق کنند که مشخص شد او راست گفته و در زمان قتل در محل کارش بوده است. دستگیری قاتل در ادامه کریم به عنوان مظنون اصلی جنایت دستگیر و در بازجویی منکر قتل شد و گفت: وقتی تمام روستا را گشتیم به فکرم رسید شاید برای بازی
پیرزن تنها را چه کسی کشت؟
بودم و ناچار شدم از کوکب که رابطه خوبی با هم داشتیم مبلغی پول قرض بگیرم. قرار بود آن مبلغ را زود پس بدهم، اما مشکلات مالی باعث شد نتوانم به عهدم عمل کنم. از طرفی کوکب برای گرفتن طلبش مرتب مرا در فشار می گذاشت و همین امر باعث شده بود با هم دچار اختلاف شویم، تا اینکه روز حادثه به خانه او رفتم و وی را بعد از کمی جروبحث به قتل رساندم . نفیسه چند روز بعد از اعتراف به جنایت حرف هایش را پس گرفت
زندگی در بهشت روی زمین ! + تصاویر
در انرژی، برخلاف کره جنوبی، شهرها خاموش است. خط مرزی بین کره شمالی و جنوبی در این عکس با نور چراغ ها کاملاً قابل تشخیص است. علاوه بر این برق هنوز در این کشور کالایی کمیاب است. حتی در پیونگ یانگ، پایتخت کره شمالی شب ها تاریکی سراسر شهر را می پوشاند. در شهرها روشنایی ها ساعت 11 خاموش می شود و برای صرفه جویی در مصرف برق در طول روز آسانسور 15 دقیقه خاموش نگه داشته می شود. کره شمالی در
مجری نیمرخ سکوتش را شکست
کمی خام اما خوب است و با تمرین بهتر هم می شود و مهم این است که زمینه را دارم. این اولین باری بود که استاد مقامی به من لطف داشت و البته بعدها هم که وارد کار دوبلاژ شدم و دوره های آن را پیش خانم رفعت هاشم پور گذراندم باز هم آقای مقامی از صدای من تعریف می کرد. بنابراین سال 69 اولین بار بود که من وارد تلویزیون شدم بعد از آن کمی تئاتر کار کردم و سپس در یک تست گویندگی شرکت کردم که در مرکز مازندران برگزار
عاشق اسلام از اندلس تا قم
را در وزارت دفاع اسپانیا مشغول شدم. بعد از مدتی یک پیشنهاد کاری خوب از کمپانی IBM که یک شرکت آمریکایی است داشتم و در آنجا مشغول به کار شدم. شاخه ای که من در آن کار می کردم شاخه بسیار جالبی بود که به هوش مصنوعی ارتباط داشت. بعد از مدتی برای طی کردن دوره ای آموزشی به لابراتوار کمپانی IBM در کالیفرنیا رفتم. آنجا به یادگیری سیستم های پیشرفته تحلیل داده ها مشغول شدم که پس از پایان دوره، گواهینامه بین
بازداشت یک نویسنده سینما به اتهام آدم ربایی
کارگردانان مشهور سینمای ایران معرفی کرده بود درباره ادعایش به بازپرس پرونده گفت: دوم مرداد امسال برای ضبط برنامه ای از رشت به تهران آمده بودم که یکی از دوستانم به نام رضا دنبالم آمد و با هم برای صرف ناهار به خانه ام رفتیم. بعد از خوردن ناهار داشتم استراحت می کردم که ناگهان دو مرد غریبه همراه دوست نویسنده ام وارد خانه شدند و مرا به زور به یکی از کمپ های ترک اعتیاد در کرج بردند. دوستم مدعی بود من به مواد
انگلستان، مهد برده داری مدرن
که برای فرار از رنجی که برایشان پیش آمده بود چه در اجتماع و چه در خانه کورکورانه به دامان جنبش به اصلاح آزادی زنان (فمینیسم) رفتند می دانستند که قرار است چه بر سرشان بیاید و به نام آزادی در برده داری نوین به اسارت درآیند به جای برابری زن و مرد به عدالت بین زن و مرد فکر می کردند، آزادی را به بی بندوباری تعبیر نمی کردند. در کشور انگلستان، زنان وضعیت بدی دارند و به مثابه بدنی که از درون
کمپین رسانه ای تصاویر آیلان از کدام مرکز مدیریت می شود؟
به ساحل می اندازد، نه عمودی. کسی حتی شک نکرد که چرا این تصویر، تقریباً به طور هم زمان در تمام روزنامه ها و رسانه های کشورهای عضو ناتو منتشر شد. عکسِ گوشه این تصویر، در رسانه های مختلف منتشر شده است حضور عکاس رسمی ترکیه، نظریه تصویرسازی را تقویت می کند دورتر، افرادی دیده می شوند که ظاهراً برای شنا به ساحل آمده اند هم زمان با این هیاهوی رسانه ای، شبکه های تلویزیونی
جزییات شکنجه های وحشتناک در کمپ ترک اعتیاد ملارد
جوان شد. شهریور سال گذشته نیز 3 مسئول کمپ ترک اعتیاد که در راه انتقال مرد معتاد به کمپ، او را به قتل رسانده بودند، به اتهام قتل غیرعمد به 3سال حبس و پرداخت دیه محکوم شدند. مرد جوان در راه انتقال به کمپ اعتیاد مورد ضرب و جرح قرار گرفت و از سوی مسئولان کمپ جان باخت. این پسر که یک بار برای ترک اعتیاد به کمپ رفته و از آن جا گریخته بود، به درخواست مسئولان کمپ قرار شد باز هم به آن جا برگردد. اما
پایان سناریوی ربودن کارگردان سینما با آشتی
اختلافمان را حل کنیم. شاپور با خودش مقداری غذای خانگی آورده بود که بعد از خوردن آن به خواب سنگینی رفتم. وقتی بیدار شدم او را همراه دو مرد غریبه بر بالین خودم دیدم. آنها مدعی شدند مأمور هستند و به بهانه بازجویی مرا از خانه خارج و سوار یک خودرو کردند. بعد هم مرا تحویل کمپ ترک اعتیادی حوالی کرج دادند. ماجرا را برای مدیر کمپ توضیح دادم و گفتم که معتاد نیستم اما حرف هایم را قبول نکرد. 27 روز در آنجا حبس شدم