سایر منابع:
سایر خبرها
ابوذر انقلاب از نگاه امام خمینی
از پاکی و صداقت ایشان دارد ابوذر انقلاب! رفتی و نگفتی که فلق چشم بر مناجاتِ که بگشاید؟ رفتی و نگفتی که درختان در قنوت شاخه هایشان چه بگویند؟ یاد باد هنگام شیرین بودنت، ای سلسله جنبان آلاله و شقایق. امروز اگر تو نیستی و به آرزوی همیشگی خود رسیده ای، راهت را پاس داشته ایم و از ارزش های انقلاب با جان و دل پاسداری می کنیم. آیت اللّه طالقانی جلوه ایمان بود. در سیمای پرمهرش نور عشق و ایمان
لحظات ناب اولین غباروبی ضریح امامزادگان باقریه علیه السلام با حضور خبرنگاران
السلام پرداختند و من با خود زمزمه می کردم: غبار صحن تو بر درد جان دواست بقیع خرابه های تو باغ بهشت ماست بقیع قسم به چار امامی که در بغل داری برای ما حرمتت مثل کربلاست بقیع زمزمه های دعا و نیایش و ذکر اهل بیت در فضا پیچیده و اینگونه اشک روان، آه سوزان، دل پاک و روح لطیف دردمندان شفا بر سفره وجود هر یک از دعاکنندگان آماده شد تا هر یکی با گوشه
شب نکوداشت های سینمای ایران برگزار شد/ از سعید پورصمیمی و فرهاد ورهرام تا احمدرضا درویش و علیرضا ...
است که می توان درد و دل کرد، چون اگر اسم خانه را از آن بگیریم می شود باشگاه. این فیلمساز سپس متنی را که تنظیم کرده بود قرائت کرد. احمدرضا درویش در این نوشتار آورده است: "در ابتدای سخن برخود لازم می دانم در این مجلس با شکوه ، شکوه شما بزرگواران و بزرگان عرصه سینمای کشور عزیزم را ارج بگذارم. این مراسم نشانه ای روشن از روح سخاوت ، همدلی و همزبانی است که از دیرباز در فرهنگ ما
سرگردان میان اثری فاخرو فیلم فارسی
نجات، می رفت تا تنهایی لیلا را به یکی از بهترین آثار سینمایی و تلویزیونی با مضمون عشق تبدیل کند. اما متأسفانه استفاده از برخی نشانه ها و روش های متداول در فیلم فارسی، به ساختار و محتوای این سریال آسیب رساند. شاخصه هایی چون حضور یک زن مجرم و گریخته از زندان به عنوان یاری دهنده قهرمان داستان با پرداختی بسیار اغراق آمیز و به دور از باورپذیری، تلاش مرد مسن متمول برای تصاحب زن بیوه، بدنام شدن لیلا نزد
"نور خدا" جانباز پاسداشت کیان مملکت است
دلان آموختن عشق یعنی سوزش پروانه ها شورش دل ، خون سرخ لاله ها عشق یعنی صوت بلبل در بهار خنده گُل بر فراز شاخسار عشق یعنی وامق و عَذرا شدن بهر صید دُر سوی دریا شدن عشق یعنی زندگی را ساختن دل به معبود گرامی باختن عشق یعنی در ره او سربدار عشق یعنی لحظه های بی قرار عشق یعنی بیستون
آشنایی با زندگانی امام علی (ع)
خلق،خلق الانسان من علق،اقرا و ربک الاکرم،الذی علم بالقلم،علم الانسان ما لم یعلم... (1) بخوان بنام پروردگارت که (کائنات را) آفرید،انسان را از خون بسته خلق کرد.بخوان بنام پروردگارت که اکرم الاکرمین است، خدائی که بوسیله قلم نوشتن آموخت و بانسان آنچه را که نمیدانست یاد داد. چون نور الهی از عالم غیب بر ساحت خاطر وی تابیدن گرفت بر خود لرزید و از کوه خارج شد بهر طرف مینگریست جلوه آن
درددودل و گلایه در جشن تقدیر از بزرگان سینمای ایران
باید بگویم ، آن هم وقتی که مدت هاست سکوت کرده ام، اما بعد دیدم چه خوب است اسم تشکیلات صنفی ما خانه است و اینجا اتفاقا جایی است که می توان درد و دل کرد، چون اگر اسم خانه را از آن بگیریم می شود باشگاه. این فیلمساز سپس متنی را که تنظیم کرده بود قرائت کرد. احمدرضا درویش در این نوشتار آورده است: در ابتدای سخن برخود لازم می دانم در این مجلس با شکوه ، شکوه شما بزرگواران و بزرگان عرصه
میرکریمی: آقای روحانی دیگر نگویید خانه سینما را باز کردیم
می شود که گنجینه های سینما هستند. در ادامه قرار است از یک شهروند تقدیر کنیم چرا که با رنج مردم آشنا است. در طی دو سال گذشته واقعاًبا اهالی سینما همدل بوده و پای درد و دلهای ما نشسته است. در ادامه مراسم برای تقدیر از این شهروند که میرکریمی نامبرده بود هیئت مدیره خانه سینما ابراهیم مختاری، محمد رضا معینی، بهمن اردلان، سیدمهدی خادم، عبدالله اسفندیاری، و شادمهرراستین به روی صحنه آمدند و برای
مثنوی اشک و آتش
دون و پست – شیشۀِ عمر و وجودم را شکست شعله زد اهریمنی بر کویِ عشق – تا شکافد میخ در، پهلویِ عشق در میان شعله ها و واهمه – یادم آمد ناگهان از فاطمه یادم آمد کوچه و دلواپسی – غربتِ زهرا به شهر بی کسی دست و بازو بسته دیدم عشق را – از نگاه او شنیدم عشق را ضجه می زد بی صدا چشم علی – عرش حق لرزان از خشم علی خون دل دیدم به چشمِ ماهِ عشق
برای شمس که جلال خورشیدش بود
، زبان حال یکی از عشاق آن پدر است، یکی از عشاق که سعادت نیافت تا خود را فدای فرامین آن پیر کند . آنچه از نگاه شمس آل احمد، در ملاقات با حضرت امام به ادراکی عمیق از درک او می توان اشارت داشت، نشستن مهر پدری بر دل پسر و فرزندی است که از خدای خویش خواسته است که به او توانایی سعادت در اطاعت از فرامین پدر بر فرزند را، حضرت حق بر او عطا کند و این باور، درست در لحظه ای به یقین می رسد که شمس در
کتابشناسی 131 عنوان اثر دینی منتشرشده در پنج روز/ پنجاه درس اصول عقاید آیت الله مکارم به چاپ سی ام رسید
صفحه، جلد 2، وزیری (شومیز)، چاپ 7 سال 1394، 1000 نسخه، 200000 ریال. آموزش فقه: مطابق با فتاوای سیزده تن از مراجع معظم تقلید: با ویرایش جدید و اصلاح و اضافه محمدحسین فلاح زاده، نشر معروف، 456 صفحه، وزیری (سلفون)، چاپ 8 سال 1394، 5000 نسخه، 150000 ریال. رساله توضیح المسائل فقیه اهل بیت عصمت و طهارت حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ یوسف صانعی (مدظله): با تجدید نظر و اصلاحات
از نیامدن وزیر ارشاد تا حمایت سینماگران از درویش
وجود که اسمش جشن است؟! پیش خودم فکری کردم که جایی مانند خانه سینما وجود دارد و ما می توانیم در آن درد و دل کنیم، چون خانه سینما محل بیان دردها، رنج ها و ... است و اگر اسم خانه را از آن بگیریم به مکانی مانند باشگاه تبدیل خواهد شد باشگاهی که همه دور هم هستند. هدیه مشترک و ویژه که همان سفر به آفریقای جنوبی است از طرف شرکت سرمایه گذاری میراث فرهنگی و گردشگری ایران و باشگاه گردشگری ایران به
شهید عبدالحسین حمایتی
بود که همراه با فرمانده گردان حضرت فاطمه زهرا (س) ،در آن بندر پیاده شد .شهید حسین حمایتی پس از پیروزی عظیم ،با سر بلندی به بوشهر باز گشت و به خدمت در کمیته انقلاب اسلامی ادامه داد. او همچنین مسئولیت گروهی از امداد رسانان به سیل زدگان استان بوشهررا درسال 1365به عهده داشت و با تمام توان به نجات و یاری سیل زدگان شتافت .او اگر چه فرماندهی گردان دریایی کمیته انقلاب اسلامی بوشهر را عهده دار بود
منظومه ای از خرد و شیدایی در کلام امیر بیان/ غمگنانه و مظلومانه و غریب در مصاف درد و واژه/ وقتی علی در ...
که خشم شما را به حرکت درآورد؟... (خطبه 39) گل عذاران را چه آمد، شهر یاران را چه شد؟! در این میانه اما ردای سرخ این هرم سبز بر دوش کلمات وقتی به درخششی خون باره می رسد که حضرت در غم فراق یاران همدل و دینش شعر تنهایی می سراید. غم فراق برادران و یارانی که بر پیمان خویش ماندند و در این مسیر جان باختند؛ مردانی که نام هایشان بر تارک مردانگی و شهامت و شجاعت و غیرت می
توی قاب خیس این پنجره ها عکسی از جمعهٔ غمگین می بینم
آید این شام تیره / در شب تیره آتشفشان کن (2) دست در کن / شو خطر کن / خانهٔ ظلم زیر و زبر کن (2) جان خواهر، روستایی، برادر/ پیشه ور، ای جوان، ای دلاور ما همه یک صف و در برابر/ آن ستمکار، آن تاج بر سر خواهر من، گرامی برادر / چون به هر حال تنهاست مادر من به خاک افتادم تو بگذر/ بهر ایجاد دنیای بهتر (2) ای شما ای صف بیشماران / اشک من در
آشنایی با شهدای قیام خونین 17 شهریور آران و بیدگل
آشنا شد. در این سال، خبر شهادت برادرش علی محمد عبداللهی در شهر خون و قیام(قم) به مردم آران و بیدگل، تحرک خاصی بخشید و آن ها را در ادامه مبارزه شان مصمم تر و استوار کرد. شهادت برادرش علی محمد خشم و کینه مزدوران رژیم شاه را چنان در دل جواد شعله ور ساخت که در تمام راهپیمایی ها و تظاهرات ضد رژیم، جلوتر از همه و بلندتر از دیگران شعار مرگ بر شاه را فریاد می کرد. چندین بار مزدوران
آشنایی با شهدای 17 شهریور آران و بیدگل
شد. در این سال، خبر شهادت برادرش علی محمد عبداللهی در شهر خون و قیام(قم) به مردم آران و بیدگل، تحرک خاصی بخشید و آن ها را در ادامه مبارزه شان مصمم تر و استوار کرد. شهادت برادرش علی محمد خشم و کینه مزدوران رژیم شاه را چنان در دل جواد شعله ور ساخت که در تمام راهپیمایی ها و تظاهرات ضد رژیم، جلوتر از همه و بلندتر از دیگران شعار مرگ بر شاه را فریاد می کرد. چندین بار مزدوران رژیم
از میدان ژاله تا سرچشمه؛ خانواده ای که 3 شهید تقدیم انقلاب کردند
، احادیث و روایات از جمله فعالیت های شهید آشتیانی بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی از شهرستانهای تفرش و آشتیان و خلجستان نماینده مجلس شد. او به تمام روستاهای حوزه خود سر می زد و به درد دل آنها گوش می داد و در رفع مشکلات آنها تلاش می کرد. سرانجام حجت الاسلام والمسلمین دکتر غلامرضا دانش آشتیانی، معمم و مجاهد فداکار اسلام در 7 تیر سال 1360 با شهادتش به آنچه که معتقد بود عمل کرد . قسمتی
از تشکیل سپاه در کامیاران تا شهادت در رزمگاه آوزین
شهید صفر نبود آن شب جوی خون راه می افتاد و همه بچه ها سربریده می شدند. به دنبال عقب نشینی دشمن مزدور از خاک کامیاران، صفر و سایر همرزمانش پیروزمندانه به شهر حماسه و خون گیلانغرب همیشه جاوید و قهرمان پرور بازگشتند. آغاز جنگ تحمیلی و حماسه ی بچه های گیلانغرب در یکی از روزها که شهید خوشروان مشغول رفع گیر یک قبضه کلت از رده خارج بود، ناگهان گلوله ای از لوله سلاح به سمت بچه های