سایر منابع:
سایر خبرها
برگزاری شب شعر و خاطره با محوریت شهید ورمقانی در سنندج
بود و هنگامی که پدر گرامیش برای زیارت خانه خدا می رفت درخواست کرد، در کنار قبر پیامبر اکرم(ص) برایش طلب شهادت کند که سرانجام بنا به میل باطنی خودش در سال 75 به درجه رفیع شهادت نایل آمد. وی در پایان یادآور شد: ترویج فرهنگ ایثار و شهدا و ارائه سبک زندگی ایرانی اسلامی به نسل جوان از جمله رسالت های حوزه هنری است که در این راستا به برگزاری یادواره های شهدا اقدام می کند. یادآور می شود، در
هرگز بر سر ملت منت ندارم
نصیریان را به همه مردم ایران و علاقه مندان به فرهنگ و هنر تبریک گفت و خطاب به نصیریان اظهار کرد: شما خدمات فراوانی به این مملکت ارائه کرده اید که بر کسی پوشیده نیست. او از نصیریان به عنوان یکی از پیشگامان نمایشنامه نویسی در ایران نام برد که آثار ارزنده ای ارائه کرده و سال ها قبل باعث شده نمایشنامه بلبل سرگشته در خارج از کشور مطرح شود و جایزه بگیرد. راد با اشاره به تعطیلی تئاتر بعد
زنان را زنانه ندیدیم
نوع از فیلم ها را می سازند باید دقت و توجه بیشتری کنند. مشکل اصلی ما این است که بیشتر سوژه های ما فاقد پژوهش است و پژوهش کاملا مغفول مانده است. یعنی همه به فکر ساختن فیلم هستند و به هر حال فیلم هم مسیر خود را می رود اما من می گویم کاری که ما می کنیم مقدس است. یعنی وقتی شما نماز می خوانید خود را منزه کرده و بعد در مقابل خدا می ایستید، فیلمسازی هم همین است و تقدس دارد چون یک فیلمساز با روح و روان مردم
وظیفه مسلمانان است که چهره واقعی اسلام را به دنیا نشان دهند
نشان کرد: پرتاب ماهواره ملی فجر به فضا، بسیار ارزشمند است و نقطه اوج جهان اسلام و جمهوری اسلامی و دانشگاه های ما را نشان می دهد و همه مسلمانان باید به دنبال آن حرکت کنند. امام جمعه تهران در خطبه های نخست نماز جمعه امروز با اشاره به روش امام عصر (عج) در مکاتبات ایشان تصریح کرد: "محمد بن ابراهیم مهزیار اهوازی" در زمان امام عسگری زندگی می کرد. پدر او وکیل امام یازدهم بود و وقتی که این پدر
جدال بر سر بچه دار شدن
فکر می کند که شوهرم این همه مشکل دارد، به جهنم از بچه هم می گذرم. علت دیگر، مسئولیت پذیر نبود فرد است که نوعی اختلال شخصیتی است. افرادی که لذت شیرین وجود یک بچه کوچک را در خانه حس نکرده اند، حس پدر و مادری در آنها وجود نداشته و این طور فکر می کنند که خب من که این حس را ندارم، پس برای چه بچه بیاورم؟ پول و هزینه بدهم؟ دردسر دارد. اینها از نظر شخصیتی افراد ضعیفی هستند. نوع نگاه زن در این
جانشین بر حق من این نشانه ها را دارد!
در این باره آمده است که ابوالادیان نقل کرده است: من خدمتکار حضرت امام حسن عسکری (ع) بودم و نامه های آن بزرگوار را به شهرها می بردم و چون حضرت در بستر بیماری بودند؛ همان بیماری که به شهادتشان انجامید، من به خدمت حضرت شرف یاب شدم. حضرت چند نامه نوشته و فرمودند: این نامه ها را به مدائن می بری، سفر تو پانزده روز طول می کشد، روز پانزدهم وارد سامرا خواهی شد، از خانه من صدای ناله و گریه خواهی
ماجرای درخواست یک دانش آموز از امام(ره)
در یزد مورد توجه مردم است. علت این که من قم به دنیا آمدم این است که مرحوم پدرم برای ادامه تحصیلات دینی به این شهر آمد و تا شاگردی مرحوم آیت الله بروجردی هم پیش رفت. بعد هم که به درس آیت الله گپایگانی رفتند. ایشان همان زمان مُبَلِغ بود و آخر هفته را به تهران می آمد و در ایام تبلیغی ماه های رمضان، محرم و صفر به شهرهای مختلف به خصوص یزد و کرمان سفر می کرد. مادرم هم از سادات چاووش قم است و
پدر صنعت ایران چرا موفق شد؟/ راهی به طول 60 سال
دولت وقت دعوت شد و در همین دوره پایه گذاری برق نوین مملکت بعد از مرحوم امین الضرب انجام گرفت. مرحوم پدرم با خواسته دولت و همکاری چکوسلواکی کارخانه برق 6 هزار کیلو واتی "اشگودا" را تاسیس کرد و برای شبکه اش در تهران زحمات زیادی کشید. دکل های برق و کابل کشی برای بخش خانگی از همان سال آغاز شد. مردم آن زمان که چنین چیزی ندیده بودند علیه او شکایت کردند به طوری که 400 اعلام جرم علیه محمود خلیلی
آیا با داشتن لاک(ناخن) هم می توان وضو گرفت؟
آب داد و ماموریت این کار را نداشت و حتی فراری بود و گرسنه بود. او پیش شرط نکرد که اگر من این کار را کردم شما به من چیزی بدهید .او به گوسفندان آب داد و پشتش را به آنها کرد. دخترها به خانه رفتند و گفتند که جوانی به ما کمک کرد تا به گوسفندان آب بدهیم .پدر دخترها گفت که او را بیاورید. یکی از این دخترها گفت که پدرم شما را دعوت کرده است. ( این آیه نشان می دهد که مرد باید از مرد دعوت کند) و می خواهد به
پیش قراولانی خاموش در بستر انقلاب/ از کفش هایی پاره تا حضور ساواک در جلسه تفسیر قرآن
را می گشایند. با نگاهی به فعالیت های جامعه بانوان در ایران می توان دریافت که زنان ایرانی علاوه بر حضور در صحنه های مهم سیاسی و اجتماعی کشور در دوران قبل و بعد از مشروطه، حرکت ای انقلابی خود را همگام با نهضت امام خمینی(ره) در سال 1342 آغاز کردند. بانوان ایرانی نه تنها به شکل غیر مستقیم و در قالب پشتیبانی و حمایت از پدران، پسران و همسران خود در پیروزی انقلاب اسلامی نقش داشتند
ناگفته های جالب و شنیدنی از محمود کریمی
دوران کودکی به دلیل مبارزات پدر و به دستور رژیم طاغوت به شاهین شهر اصفهان تبعید شدیم. آن موقع من هفت ساله بودم و نخستین بار در مسجد شاهین شهر اصفهان خواندم و نخستین صله را هم همان موقع پدرم به من داد، صله ای که 2 تومان بود. *حالا به عنوان یکی از بهترین مداحان کشور چقدر به موضوع صله اهمیت می دهید؟ من از 13 سالگی که پدرم شهید شد، کاسبی می کردم. یادم می آید جایی بنایی می کردم با
پولدارشدن وموفقیت به روایت اسد..عسگراولادی
را دارم این گونه تقسیم کرده ام: 20 درصد مال خدا 20درصد مال انفاق 20 درصد خرج خانواده و با بقیه اش چیزی می خرم. الان که به عنوان یک تاجر روبه روی شما نشسته ام یک ریال به هیچ بانکی بدهکار نیستم و در هیچ رانت دولتی مشارکت نکرد ه ام. در هیچ معامله دولتی هم نبوده ام. من در تجارت به 3 اصل سخت و سفت پایبند هستم: کیفیت، رقابت، خوش قولی، وقتی تعهد می کردم برای فروش یک جنس، اگر بعد از فروش قیمت ترقی می کرد
چگونه عالم بزرگ جهان عرب عاشق این دختر شد؟ (+عکس )
سخنرانی من صحبت کردی؟! گفتم: بله. بخاطر مطالب و نکاتی که مطرح کرده بودم، از من خیلی تشکر کرد. از آن لحظه به بعد، شیخ بیشتر به من نزدیک شد. هر به هر بهانه ای سعی می کرد سر حرف را با من باز کند. گاهی هم که بهانه نداشت، کتاب های خود را به من هدیه می داد، و این کار را بهانه می کرد تا باز هم با من صحبت کند. شیخ برای اینکه مرا با لفظ عزیزم خطاب کند، روی کتاب های خود می نوشت: هدیه ای به دختر
امام خمینی(ره) از مصادیق آمنوا و عملوا الصالحات بود
می خواهی، خانه می خواهی، باغ می خواهی، چه می خواهی؟ هرچه می خواهی به تو می دهیم. دست از پیغمبری بردار. فرمود: اگر ماه را در دست راستم بگذارید. خورشید را دست چپ من بگذارید. من دست برنخواهم داشت. انسان وقتی به یقین رسید نباید بگوید... حقوقش تأخیر بیافتد. خوب شود. بد شود. تحریم اقتصادی شود. امام حسین گفت: زیر سم اسب می روم، زیر بار زور نمی روم. سرم به نی می رود ولی جلوی ناکس خم نمی کنم. همه چیز مرا
اقامتگاه امام زمان (عج) کجاست؟
حضرت تولد یافته و تاکنون زنده و در پرده غیبت است و روزی حکومت عدل را به پا خواهد کرد. اعتقاد به قدرت خدا، حل مسائل مربوط به پرسش های یاد شده را برای انسان آسان می کند، به طوری که نمی توان از آن غافل شد. اثبات عدم استبعاد، خود به تنهایی کافی است که انسان نسبت به آن ها آرامش قلب گیرد. * اقامتگاه امام مهدی(عج) درباره محل اقامت امام زمان در عصر غیبت گفت وگوی فراوان شده
تلخی ها و شیرینی های زندگی دو عروس در یک خانه روستایی
چقدر سخت و همراه با مشکلات فراوان است. روز عروسی فاطمه و الهام با چادر سفیدی که به سر کرده بودند، کنارم نشستند. همه با لبخند به ما نگاه می کردند و عاقد پس از گفتن مقدمات جواب بله را از هر دوی آنها گرفت و از آن ساعت به بعد من مرد دو خانواده شدم. روی خوش زندگی تنها نگرانی داماد 16 ساله در آن روزها فقط خدمت سربازی بود، اما وقتی نخستین فرزندش به دنیا آمد پی برد، برای موفقیت در
جزییات تازه از نشست جنجالی احمدی نژاد
برخورد سیاسی و ... باشد. * داریم به نقطه اوج می رسیم ، اگر غفلت کنیم ضربه ای خواهیم خورد که تا 500 سال نتوانیم بلند شویم. * می خواستند به سوریه حمله کنند به دبیر کل گفتم برو به همه بگو اگر ناتو پایش را بگذارد به سوریه، منطقه منفجر خواهد * در داخل کشور مشکلات و نارضایتی کم نیست، در انتخابات 88 حدود 14 میلیون نفر به مخالفین که به این مشکلات پرداختند رای دادند، ما هم همان حرفها را می زدیم اما مردم احساس
چرا وجدان عمومی در غرب صدها سال عقب است؟
پرستان فقط به سرمایه ی بیشتر فکر می کنند در آن به انگاره ای قدیمی تبدیل شده و حالا تقریباً همه می دانند و بدتر از آن قبول کرده اند که سرمایه داران بدون مرز - بخوانید بدون خطِ قرمز - دیگر به کمتر از تجربه ی خدا گونگی رضایت نمی دهند و بنایشان در اختیار گرفتن مقدرات بشریت است. مهمی که بدون کنترل جریان تولید و تبادل اطلاعات و به دنبال آن کنترل ذهن و ضمیر انسان ها ممکن نخواهد بود. کنترلی که اگر در دست
خاطره ای از دوست شهید به بهانه تماشای خانه ای کنار ابرها
/> بهمن سال 1364 نیز نظیر یکی دو سال قبل از فرصت تعطیلی بین دو ترم دانشگاه استفاده کردم و به دیدن پدر و مادرم در شهر خشت (از توابع کازرون) رفتم. در این فصل خشت مثل قطعه ای از بهشت است. کوه و در و دشت سرسبز، رودخانه شاپور پر آب و باران زنگوله ای دیدنی است. عملیات والفجر 8 شروع شده بود و رادیو هر روز مارش پیروزی می نواخت. دو برادرم یعنی باقر و موسی در این عملیات حضور داشتند. روز 24
بولتن سینما ؛ ویژه نامه روزانه جشنواره فیلم فجر/4
: من به عنوان عضو کوچک تیم این فیلم، از همه عوامل تشکر می کنم و به نظرم اگر آقای فردین خلعتبری در این فیلم حضور نداشت، این کار به سرانجام نمی رسید. فردین خلعتبری(آهنگساز،تهیه کننده و طراح صحنه) این چهار قصه جدا از هم نبود و برای ساخت روح موسیقی فیلم هم تم هایی را انتخاب کردم. موسیقی فیلم ایران اصولا بد نیست اما باید دقت شود که تم ها در زمان مناسبی پخش شود. ارنواز صفری(بازیگر
از مبارزی که اولین بار عکس امام را در شهربانی نصب کرد تا دوستانی که به فاصله یک روز از هم به شهادت رسیدند
وقوع پیوست. بعد از این تجمع در درب مسجد جامع بود که در حین متفرق شدن مبارزان و در هنگام بازگشت به خانه ها مزدوران رژیم شاه دیگر تاب و تحمل این حرکت آزادای خواهانه را نداشتند و شروع به تیر اندازی کردند و مردم بی گناه را به رگبار بستند. وی گفت: در آن میان جهانبخش حسنی پدر این جانب بر اثر اصابت گلوله مستقیم شهید و شخصی دیگری دیگر بنام جمال اسدی مجروح شدند. بعد از آن واقعه بود که خون شهدا
شهیدی که توسط ضدانقلاب خورده شد+عکس
اردیبهشت سال 59 و در جریان عملیات آزادسازی شهر سنندج بعد از نبردی دلاورانه، مجروح شد و توسط کومله به اسارت گرفته شد. همان لباس با آرم سپاهی که پوشیده بود، کفایت می کرد تا خون خواران کومله تا لحظه شهادت بلاهایی بر سر او بیاورند که باور این رفتارها برای یک انسان بسیار سخت است. شهید سعید وکیلی ناطق 75 روز زیر شکنجه بود، ابتدا به هردو پایش نعل کوبیده و به همین ترتیب برای آوردن و چوب و سنگ
سیستم های مخابراتی مازندران را مختل می کردیم/امام گفت: مگر من پهلوی هستم که دور من را می گیرید؟!
، یک بار هم برای جلوگیری از تخریب و سرقت اموال شاه عبدالعظیم رفتم که برای اولین بار آقای خلخالی را آنجا دیدم که داشت جلوی دو نفر که داشتند فرش بزرگی را می بردند، گرفته بود. از حمله به ساواک بگویید؟ در ساواک سلطنت آباد همه درها قفل بود و از داخل محوطه و پشت بام هم به سمت مردم شدیداً تیراندازی می شد، من توانستم خودم را از درب غربی ساواک به اتوموبیل آتش نشانی که در حیاط پارک بود
شقایق، مهراب و زندگی متفاوتشان (1)
کاری است که دارم انجام می دهم و معلوم نیست کار بعدی کی خواهد بود ولی خب خدا را شکر این اتفاق هیچ وقت نیفتاد و من بعد از اتمام یک کار مستقیما سر کار بعدی رفته ام. غیر از سالی که پدرم فوت کرد و من بنا به شرایط روحی ای که داشتم یک سال هیچ کاری انجام ندادم. کدام یک از نقش هایی را که بازی کرده اید و مهراب نوشته است را بیشتر از بقیه دوست دارید؟ - من همه نقش هایی را که بازی کرده ام
گفتگویی متفاوت با رامبدجوان، هنرپیشه ای که عاشق دیزی وفلافل است
بعد تصویری از کودکی او را کنار صورتش قرار داد. این حرکت جوان را شگفت زده کرد و او را به خاطرات بچگی اش برگرداند: من ننه مریمی داشتم که مرا بزرگ کرد. خانم مسن لری با دامن های بلند که آبله رو بود. ما خیلی همدیگر را دوست داشتیم، خدا رحمتش کند. آن زمان پدر و مادرم سرکار بودند و ننه مریم از صبح تا شب می زد و من بالا و پایین می پریدم! همه چیز خیلی لذت بخش بود. شاید نتیجه همان روزها بود که از جایی به بعد
خاطرات تکرارنشدنی از رفقای قرآنی/ سرهنگ بیگلری عبای استادی را با افتخار به تن می کرد
دوست قرآنی خود داشته باشد. تلاوت قرآن توسط یوسف افراش دوست سال های دور پس از اینکه عطر آیات کلام خدا فضای خانه مرحوم اسدی را معطر کرد استاد رنجبر یادی از پدر شهید اسماعیل اسدی کرد و از این گفت که پدر اسماعیل او را با قرآن آشنا کرد و به این دلیل که خود و همسرش فردی قرآنی و بسیار متدین بودند فرزندانی قرآنی نیز تربیت و از همان دوران کودکی و نوجوانی، ، پای فرزند خود را به جلسات قرآن باز
سرگذشت یک زندگی شور انگیز
همه راهها به روی من بسته شده و دیگر نه می توانم با استاد جواد نجار تماس داشته باشم نه با دکتر کراکف ، نه با پدر کاترین و نه با خود کاترین. حتی رفتن من به بیمارستان مسیحی و کتابخانه هم تحت نظر است. کار دارد به جاهای باریک می کشد باید امشب نامه را برای پدر بخوانم و از او کمک بگیرم. بالاخره او پدر من است و تنها کسی است که خیرم را می خواهد. تمام بعد از ظهر را خواب بودم می ترسیدم از خانه خارج شوم و
زنده به گور
بچه با دایی ام همه شهر را زیر پا گذاشتیم تا پیدایش کنیم. چند ماهی بود که پولی به حساب خاله ام نریخته بود، در واقع هروقت دوست داشت پول واریز می کرد. جا و مکانی نداشت تا اینکه وقتی من و دایی ام بعد از دستگیری امیر دنبال او می گشتیم به صورت کاملا اتفاقی در خیابان شناسایی اش کردیم و به پلیس خبر دادیم. او را بازداشت کردند و به زندان انداختند تا اینکه یک نفر کفیلش شد. البته به ما گفته بود
تجلیل رهبر معظم انقلاب از حاج عبدالله والی
شهر و خانه و زندگی، به مرکز مأموریت منتقل می کند و برادرهایش را هم می کشاند، دنبال خودش می برد. شماها هم انصافاً ایستادید.... شما زندگی و خانواده و زن و بچه و مادر و پدر و همه اینها را گذاشتید اینجا، رفتید آنجا بی سرو صدا مشغول خدمت شدید، نه جایی ثبت کردید، نه جایی تابلو زدید. بعضی ها هستند، هر کاری می خواهند بکنند، قبل از اینکه کار انجام بگیرد، تابلویش را می زنند! مدتها این تابلو آنجاست، هیچ کاری
مانند یک سامورایی وارد شدم
این فیلم برای من شکستن خاطرات بود. شما دیدید که فیلم با یک وی اچ اس شروع شد. زمانی که آن اتفاق در چهارچوب تلویزیون رخ می دهد و گلوله به آن برخورد می کند این همان شکستن خاطرات است و از نقطه ای به بعد در فیلم دیده می شود که خاطرات خانواده کمرنگ تر می شود و حتی نگاه آنها به هم فرق می کند. *این ایده ای است که شما آن را دوست دارید اما می خواهم بدانم آیا وجه اشتراکی هم با دنیای امروز و مردم این