سایر منابع:
سایر خبرها
85 سال زندگی با ناصر ملک مطیعی+تصاویر
زورخانه ای هم بلد بودم و یه روز سر مسابقه کشتی به خاطر فن تندری که تخصصش رو داشتم، حریفم را بلند کردم و زمانی که روی تشک افتادیم، مچ دستم شکست و دو سه ماه تو گچ بود، دیگه ترسیدم ادامه بدم و البته می ترسیدم گوشم بشکنه. هر چند خودمو با افتخار جز خانواده گوش شکسته ها می دونم. بعد در سال 1330 داور کشتی شدم، منتهی بعد دو سه بار قضاوت دیگه نتونستم ادامه بدم، باید بگم این سینما منو بلعید هر چند چیزی
دستور عملی آیت الله بهجت برای کنترل خشم
نماز است؟ همه چیز را بهم نزن، با او مثل یک آشنای گمراه رفتار کن و فرزندت را تربیت کن -با سلام خدمت استاد گرانقدر من دو سوال را اجمالا می پرسم امید دارم مثل پاسخ های قبل شما برایم حجت و راهگشا باشد. من تقریبا فرد آرامی بودم تا اینکه در زندگی با مسایل مختلفی روبه رو شدم که باعث زودرنجی من شده. فرزند من دختر یک سال و نیمه است. با او به ایمان خودم و تایید اطرافیان بسیار مهربان هستم اما وقتی
کلاه بزرگ پسر ناخلف بر سر پدر
خود اعتراف کرد. متهم در اظهاراتش گفت: دچار مشکلات مالی شده بودم. بنابراین زمانی که متوجه شدم پدرم هنوز قصد احداث مجتمع مسکونی در زمین 400 متری اش را ندارد، تصمیم گرفتم با جعل سند این زمین را به نام خود کنم و بعد بفروشم. بنابراین با همدستی مرد محضردار این کار را انجام دادم و توانستم با فریب مردی، زمین پدرم را 300 میلیون تومان بفروشم، که مبلغی از این پول را به صاحب دفترخانه پرداختم. سرهنگ قدرت الله دالوند، رئیس پلیس آگاهی استان لرستان در این باره گفت: با اعتراف این دو متهم، برای آنها قرار قانونی صادر شد. اخبار حوادث - جام جم آنلاین ...
شهیدکاظمی به بنی صدر:تکه تکه ات میکنم
شهید شعبان کاظمی و خواهر شهید ولی الله کاردگر هستم، سال 1352 با شهید کاظمی ازدواج کردم که ثمره ازدواجم با ایشان 4 فرزند بود، زادگاه من و همسر شهیدم، روستای بالاده بود ولی در حال حاضر در ساری ساکن هستم. از همسرتان بگویید، او را چگونه یافتید که با ایشان ازدواج کردید؟ ما بچه های یک محل بودیم، شناخت کاملی از خانواده شان داشتم، من مادرم را در 8 سالگی از دست داده بودم، به نوعی
دختر 8 ساله قربانی انتقام سیاه
مرد 21 ساله، ماموران راهی خانه او شده و طلای معصومه را کشف کردند. قربانی هستم پس از کشف راز جنایت،جسد به پزشکی قانونی و متهم به پلیس آگاهی منتقل شد. متهم به قتل در بازجویی خاطر نشان کرد؛ یکساله بودم که پدر و مادرم در حادثه ای جان باختند. مردی که نسبت دوری با پدر و مادرم داشت، سرپرستی ام را به عهده گرفت و مرا از زادگاهم به روستای چهل من سنگ آورد. در اینجا بزرگ شدم و
عشقم پرسپولیس است تا آخر عمرم در آن می مانم
بازی تا پایان لیگ باقی مانده و با توجه به اینکه تیم جوانی داریم این انتظار می رفت که در ابتدای لیگ کم تجربه باشیم، اما خوشبختانه روز به روز بهتر می شویم و قطعاً تا پایان لیگ زمان زیادی باقی مانده است. چند روز است که با سرماخوردگی دست و پنجه نرم می کنی. فکر می کنی چه زمانی شرایطت ایده آل شود؟ ویروس قوی به بدنم وارد شده، به طوری که حتی نای راه رفتن هم نداشتم. بدن درد وحشتناک، تب
کرار: سرم را برای مظلومی می دهم
در زمین فوتبال دنیایی تفاوت داشت، تفاوتی از زمین تا آسمان. وقتی این موضوع را به خودش گفتیم، خندید و جواب داد: جاسم کرار واقعی همین است. در بچگی ساکت و آرام بودم! می خواهم به سال ها پیش برگردم، به روزی که متولد شدم، یازدهم ژوئن سال 1987 بود. پدر و مادرم درباره به دنیا آمدنم، خیلی حرف می زنند. برای سلامتی ام نذر کرده بودند، نذر حضرت علی (ع). وقتی این اتفاق افتاد، همه فامیل به
رانندگی کردن ما
چند هفته پیش، محمود طلوعی، نویسنده و مورخ 85ساله، بر اثر برخورد با یک موتورسیکلت در تهران درگذشت. دکتر ابراهیم قیصری، حافظ پژوه 79ساله هم چند روز پیش، روی خط عابر پیاده تصادف کرد. دقت کردید؟ 85 سال تاریخ و روزنامه نگاری و دانایی، فدای یک لحظه عجله شد. پیرمرد در یک بعدازظهر گرم، لابد داشته به خانه می رفته. شاید عصر هم برنامه ای و قراری داشته. شاید مطلب بکری در ذهن داشته که وقتی رسید به
جدال مرگ و زندگی در یک تئاتر
شهاب آگاهی کارگردان نمایش وقتی ما مردگان برمی خیزیم در گفتگو با خبرنگار حوزه تئاتر گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان ؛ پیرامون این اثر گفت: داستان هنرمند مجسمه سازی است که شاهکاری را خلق کرده اما به خاطر اتفاقاتی که در زندگیش می افتد در حالی که آثارش برگزیده ی جهانی است اما خودش احساس رضایت از زندگی هنری و روزانه ی خود نمی کند. وی افزود: بازی بازیگران به نوعی است که به نوعی به مخاطبان
درویش باید هاله نور بر چهره بازیگر ابوالفضل (ع) بی اندازد
سینما با حضور جنتی، ایوبی، جمعی از مدیران سینمایی و اهالی سینما و رسانه در کاخ سعد آباد برگزار شد. فرش قرمز پهن است و جمعی که به دعوت ایوبی آمده اند میهمان مراسم باشکوهی شده اند. باشکوه تر از دوسال گذشته. کاخ سعدآباد است و اینجا هوا از مرکز شهر سردتر است. چنارهای کاخ سعدآباد سر به طاق آسمان چسبانده اند. اجرای مراسم با فرزاد حسنی است. طبق معمول دو سال گذشته، جنتی و ایوبی سخنرانان
گزارش سفر دو روزه سردار نقدی به قزوین
: انقلاب اسلامی، عزت، استقلال و عظمت را برای ملت ایران رقم زد و همین مسائل نیز موجب ناراحتی استکبار و دشمنی اش با مردم ایران در عرصه های مختلف شده است. رئیس سازمان بسیج به این جلسات اکتفا نکرد و به سراغ واحدهای صنعتی نیز رفت. در بازدید از چند واحد صنعتی در قزوین با اشاره به منویات مقام معظم رهبری در خصوص اهمیت توجه به تولید داخلی و شکوفایی اقتصاد، اظهار داشت: باید توجه به صنعت
فرشته مرگ چای بدست!
/> با صدای بلند گفتم:” السلام علیکم”. و او سکوت کرد. ما دو نفر در صبح یک روز سرد ماه مارس سال 2012 در یک چایخانه که در واقع یک کلبه حلبی نامطبوع در یک خیابان پر رفت و آمد و خاکی شهر راولپندی بود با هم ملاقات کردیم، در همان چایخانه ای که راننده های کامیون ها صبحانه خود را در آن جا می خوردند. چند ماه پیش از آن به رابطم با گروه طالبان پاکستان گفته بودم که مایلم با یکی از آن مردان
کنکاش درباره دو محور اقتصادی که دغدغه آقای وزیر است/آخوندی:ابهام های کسب و کار در دولت گذشته بدتر شد
هایی در دستور کار دارید؟ اصلی ترین بحث ما چه به لحاظ ایمنی یا افزایش رفاه شهروندان و یا بهینه سازی مصرف انرژی نوسازی ناوگان است.این نوسازی به خصوص در ناوگان هوایی با میانگین عمر 20 سال سن ،بخش ریلی با بیش از 28 سال سن و در جاده ای با فرسودگی بالا دردستور کار است. بنابراین نوسازی نوگان اصلی ترین محور است.در تمام مذاکرات بر روی نوسازی ناوگان کار می کنیم و این کار نیاز به سرمایه گذاری چند
مراسم گلاب خوران
این قسمت را به من واگذار کند اما چون کوچک بودم مامان صلاح نمی دید. شاید فکر می کرد به میهمان بی احترامی بشود. این بود که در روزهای نهمین بهار عمرم خودم وارد عمل شدم. آقای رمضانلو و حاج خانم -همسایه روبه رویمان- از راه رسیدند. تا به پشتی های ترکمنی تکیه دادند من به سمت ظرف گلاب دان شیرجه زدم. زمان مناسبی بود. مامان توی زیرزمین بود و بابا رفته بود که ورود میهمان ها را به او خبر دهد. خودم
صدای چکمه باواریایی ها به گوش می رسد
حال حاضر آلمان است. مربی گری را از سال 1985 از "وی اف ال بوخوم" شروع کرد و در سال 1988 به نورنبرگ پیوست. سپس از سال 1990 تا 1995 در خدمت بایرن مونیخ B بود و فصل 6-95 را دوباره در نورنبرگ گذراند. اما باشگاه "تنیس بروسیا برلین" در سال 1996 از وی دعوت به عمل آورد و تا سال 1998 میزبان او بود. فصل 2000-1999 برای گرلند در آرمینیا بیلفد گذشت و بعد از آن به "اس اس وی اولم" رفت و فصل 1-2000 را در آنجا طی کرد
روزهای سخت اسارت به روایت یک نوجوان
نفر سرباز عراقی دیدم. هشت سال و چهار ماه و 22 روز به همراه 23 نفر از هم سن و سالان خود در بند اسارت بودم و شرایطی را در آن برهه درک کردیم که خارج از تصور بسیاری است. دوری از خانواده،شکنجه و سن پایین همه فشارهایی بودند که به ما وارد می شد، اما در آن برهه به خاطر خودباوری که بین نوجوانان و جوانان بود تحمل کردن کار راحتی بود. اعتماد شرط اصلی خودباوری است که در این رابطه کم کاری
مردم بین هنرمند و هنرمندنما تفاوت قائل شوند
بیشتری کرده اند. فارس: اساساً موسیقی زیرزمینی چه آسیب هایی برای موسیقی اصیل ما ایجاد می کند؟ فریدون فراهانی: در چند سال اخیر نوعی موسیقی باب شده به نام موسیقی زیرزمینی، در عین حالی که باید گفت این پدیده بیش از اندازه بزرگ نمایی شده و کسانی در آن فعالیت می کنند که اصلاً در حد و اندازه موسیقی نیستند که بشود آنها را هنرمند خطاب کرد؛ البته ما می توانیم از آن ها هنرمندانی خوب هم پیدا
مصاحبه با استاد حسن رمضانی درباره علامه سیدعلی آقا قاضی
طباطبایی ( ره ) می فرمودند: من قبل از ارتباط با مرحوم قاضی یک حرف از اسفار را نفهمیده بودم. مرحوم شیخ محمد تقی آملی هم در دفترچه خاطراتشان که توسط خودشان در اختیار علامه حسن زاده آملی قرار گرفت و ایشان از آن دفترچه این خاطره را برای من نقل کردند می گوید: من به هدف بهره بردن و دست یافتن به علوم و معارف انبیا و اولیا وارد حوزه علمیه شدم و مدارج علمی را یکی پس از یکی طی کردم و به بالاترین درجات
زندگی شیشه ای
و از پنجره هم دیدم که بیرون از خانه می رود. او از خانه به بیرون رفت تا مامور خبر کند. من هم که از این موضوع ترسیده بودم، لباس هایم را پوشیدم و خواستم فرار کنم. چون درها قفل بود، به طرف بالکن رفتم. به دلیل استفاده زیاد مواد حس کردم ارتفاع کم است و خواستم از آنجا بپرم پایین و فرار کنم که پرت شدم. کارشناس اعتیاد در این برنامه درباره مصرف مواد محرک گفت: این مواد محرک مثل شیشه قسمتی از مغز
واکنش نقی معمولی به خبر درگیری با خداداد عزیزی
به گزارش صاحب نیوز، خیلی ها به خداداد عزیزی انتقاد کردند که چرا طی یک هفته هم با مجیدی درگیر شده و هم با محسن تنابنده. عزیزی این خبر را تکذیب کرد اما کسی حرف او را قبول نداشت. در این رابطه به سراغ محسن تنابنده، بازیگر نقش نقی معمولی رفتیم تا اصل ماجرا را از زبان این هنرمند بشنویم. تنابنده که زیاد اهل مصاحبه نیست، وقتی متوجه شد از پایگاه خبری تحلیلی ورزشی تماس می گیریم راضی شد در این
مجری نیمرخ سکوتش را شکست و دلیل کناره گیری اش را گفت!
گرفت. او درباره صدای من گفت که کمی خام اما خوب است و با تمرین بهتر هم می شود و مهم این است که زمینه را دارم. این اولین باری بود که استاد مقامی به من لطف داشت و البته بعدها هم که وارد کار دوبلاژ شدم و دوره های آن را پیش خانم رفعت هاشم پور گذراندم باز هم آقای مقامی از صدای من تعریف می کرد. بنابراین سال 69 اولین بار بود که من وارد تلویزیون شدم بعد از آن کمی تئاتر کار کردم و سپس در یک تست گویندگی شرکت
لیلا بلوکات: به ازدواج فکر می کنم، ولی...
روی خودم و اطرافیانم برای کمک به سایرین حساب کنم، گامی طولانی و بلندی را در این راه بر نمی دارم، به همین خاطر از سایر دوستان هنرمند و ورزشکار دعوت کردم تا آنها هم در این مراسم ها حضور داشته باشند و حضور آنها باعث تشویق آنهایی می شود که می خواهند کمک کنند. کمک هایی که با قلب است خوشبختانه، در طول سال های اخیر، موسسه مهر لیلا هر روز بر اعتبارش، اضافه می شود و دوستان عزیز، من را
گفتگو با مرتضی حیدری، مجری خندان تلویزیون
/> فرصتی برایم فراهم نشد شاید از اواخر دوره راهنمایی و دوره دبیرستان برای ورود به صدا و سیما تلاش کردم ولی موفق نشدم تا اینکه بعد از پایان دوره طرح و سربازی بر اساس یک اطلاعیه که در مجله سروش چاپ شده بود و با تکمیل آن فرم وارد سازمان شدم. چرا گویندگی خبر؟ من همیشه به گویندگی علاقه داشتم نه هر گویندگی و اجرایی را بلکه فقط گویندگی خبر را دوست داشتم. حس و حال
عموهای فیتیله ای
ایشان است. این تقسیم کار باعث می شود که ما کارمان را درست انجام بدهیم. مردی از تهران حمید گلی: برای بچه ها شبانه روز کار می کنیم من حمید گلی هستم. متولد 1348 در تهران، دیپلم انسانی دارم، دو سال دوره بازیگری را در مدرسه هنر و ادبیات صدا و سیما گذراندم. مرکز آموزش فیلمسازی ارشاد بودم. یک دوره هم خدمت استاد سمندریان بودم. دو تا پسر دارم، محمدسالار پسر بزرگ ترم است و
خشایار اعتمادی: درباره موسیقی پاپ سیاه نمایی نکنید
به خیل هوا داران یک سبک خواهد شد. اما باید جست وجو کرد و علت تفننی بودن موسیقی پاپ را جویا شد و اگر نظرشان قسمتی از موسیقی پاپ بوده ما هم متقابلاً معتقدیم در موسیقی سنتی هم ضعف هایی وجود دارد. اگر بخواهیم قدری جزئی تر وارد این عرصه شویم باید بگوییم که چند سالی است که موسیقی پاپ سرعت پیشرفت خود را از دست داده است و به نوعی با ورود بسیاری از جوانان به موسیقی و خوانش غیر اصولی این سبک سیر
رازهای موفقیت آرمیتا مرادی از زبان مادرش
خیلی سخت تر بود. فیلم اول و دوم خیلی سخت بود. تا یک سال من خودم کنار کارگردان بودم. کنار کارگردان می نشستم و از آرمیتا بازی می گرفتم تا اینکه بعد از یکی دو سال بهتر شد. دیگر خودم کار را یاد گرفته بودم تا جایی که در چند کار دستیار کارگردان بودم. بازیگری کاملا یهویی من اصلا فکر نمی کردم آرمیتا بازیگر شود؛ خیلی اتفاقی بازیگر شد. یک روز در جاده شمال، یک گروه تیزرساز آرمیتا را دیدند
طلایه دار مقاومت و آزادی
و سال بودم. هم پدرم و هم مادرم ناراحت بودند که قرار شده بود من ازدواج کنم و از کنار آنها بروم، اما یکی از اقوام اصرار داشتند و این اصرار در نهایت منجر به ازدواج من شد. با این حال بعد از اینکه ازدواج کردم و صاحب فرزند شدم اصرار داشتند که باید وارد اجتماع شوی. من کمی برایم عجیب بود و عرض کردم چطور می توانم با وجود فرزند و زندگی وارد عرصه کار و اجتماع شوم. گفتند مادرت در امر نگهداری فرزندان کمک می
در مراسم سالگرد درگذشت آیت الله طالقانی چه گذشت؟
معتقد بود دین خدا بیش تر از آن که یک نظام حقوقی باشد یک عقیده و ایمان است و به جای آن که از ابتدا جوان ها را با باید و نبایدهای فقهی روبه رو کنیم باید عقیده دینی را به دل و مغز آن ها وارد کنیم. او معتقد بود دعوت اسلام دعوت به رحمت و آزادی است. رییس دفتر رییس جمهور در پایان گفت: این مساله را نشانه توفیق الهی می دانم که این فرصت حاصل شد بعد از حدود 46 سال که در زمان حیات مرحوم طالقانی به این جا آمده بودم توانستم امروز در مجلس بزرگداشت مرحوم طالقانی حاضر شوم تا در کنار مردم یاد آن بزرگ مرد را گرامی داریم. طالقانی به درستی و به زیبایی ابوذر زمان لقب گرفت. ...
مطالعه این مطلب را از دست ندهید!
گوته به عنوان یک روشنفکر آلمانی، نگرش نو به مقوله دین و مذهب دارد. گوته به عنوان یک فرد خداشناس، جهان بینی او بر محوریت کل شب نمایان است و اندیشه های فلسفی، اجتماعی او نیز بر همین اساس بود. کتاب دیوان شرقی گوته مترجم فاضل و ادیب امامی شجاع الدین شفا در سال 1328 شمسی آن را ترجمه کرده بود که این کار گامی بزرگ برای شناساندن گوته به فرهیختگان ایرانی برداشته شد. این کتاب به وسیله نشر
یک آسیب بزرگ برای جنگ
بودم و متوجه شدم در کی یف، یک موزه جنگ هست که بخشی از این موزه به نمایش و نگهداری عکس های جنگ جهانی دوم اختصاص دارد. عکس هایی از حرفه ای ترین عکاسان تا عکس هایی که در کیف بغل سربازان کشته شده در جنگ پیدا شده بود، در این موزه وجود داشت. بنابراین ما با موضوع بسیار وسیع و گسترده ای مواجه هستیم، اما متأسفانه چنین نگاهی از سوی مسؤولان در ایران دنبال نشده است. این عکاس اضافه کرد: من نمی دانم