سایر منابع:
سایر خبرها
و جنگ اینگونه آغاز شد.../ عبور از سد بنی صدر برای نجات شهرها/ روزی که اوقات آیت الله خامنه ای تلخ شد + ...
های دشمن شروع به عقب نشینی کردند، باقی مانده بچه ها هم به سمت مدخل شهر رفتند. آنچه باعث شد آن روز صبح زود طرح اجرایی شود، تلاش بی وقفه نماینده امام بود چرا که می دانست اگر در آن نیمه شب، تحرکی از خود نشان ندهد بر سر سوسنگرد همان خواهد آمد که در خرمشهر رخ داده بود. * امام اولتیماتوم می دهد پس از وخامت اوضاع سوسنگرد و اشغال این شهر، در جلسه ای در اهواز با حضور آیت الله
بازخوانی بیانات رهبر معظم انقلاب در مجمع عمومی سازمان ملل
مأموران و کمک مردم نمیبود باید همان پیش بینی ژنرال امریکائی اتفاق میافتاد. حمام خون و کشتارهای میلیونی آن هم بیش از یکبار. بزرگترین، دردناکترین و فاجعه آمیزترین خصومت دشمنان ما به راه انداختن جنگ تحمیلی بود. تحریک حس جاه طلبی یک همسایه، تشویق او به حمله و دلگرم کردن او به پشتیبانی و کمک. امروز دیگر پس از گذشت هفت سال همه به روشنی میتوانند یقیین کنند که حمله ی ارتش عراق در 31 شهریور 59 - یعنی 19 ماه
سخنرانی آیت الله خامنه ای، رئیس جمهور وقت، در مجمع عمومی سازمان ملل
کارشان برگردانند و در این مدت هزاران نفر از مردم جلو چشم دیگران، در خیابان ، در مسجد، در دانشگاه، در محیط کار کشته شده بودند، اما حضور مردم روز به روز بیشتر شده بود. در آخرین ماه ها خشونت دستگاه بیشتر و متقابلا حضور مردم هم بیشتر شد. رژیم که زیر فشار خشم مردم دست از جان شسته، قادر به مقاومت نبود مجبور شد بزرگترین امتیاز خود را بدهد: شاه رفت ... و بعد از آن عقب نشینی هایش پی در پی و سریع شد. رهبر
درباره مردان اقتصادی بازمانده از جنگ/ همیشه رزمنده
محمد نه شهید که جانباز شده بود: گلوله به پاهایم خورد. چند لحظه احساس کردم که مرده ام. همه چیز را از بالا می دیدم و دشت زیرپایم بود. دوستانم فکر کردند شهید شده ام و آمده بودند جنازه ام را به عقب ببرند ولی من زنده بودم. او اکنون همان آرمان خواه بزرگ بود و تنها یک تفاوت با گذشته داشت؛ محمد یک پا نداشت. زندگی در امتداد آرمان ها او می گوید: برای من زندگی روی ویلچر و به گوشه ای
دیدگاه 95 فرمانده دفاع مقدس در مورد 95 ماه جنگ تحمیلی
فرمانده سابق سپاه روح الله و یکی از فرماندهان هشت سال دفاع مقدس: هفته دفاع مقدس نماد استکبار ستیزی ملت ایران است. *امیر سرتیپ محمدرضا عزیز سلطانی فرمانده مرکز آموزش درجه داری پدافند هوایی حضرت علی اکبر(ع) اراک: دفاع مقدس یادآور ایمان و اعتقاد راسخ ملت ایران به آرمان ها و اهداف امام راحل است. *پاسدار محمدرضا رضایی فرمانده سپاه ناحیه اراک: دفاع مقدس بیانگر عهد و پیمان ملت ایران به پیر و مراد خود
ملت ایران تا آخرین لحظه با امام شان ماندند
عقب نشستند که تعدادی از تانک های شان جا ماند و نفرات شان فرار کردند. نیروی زمینی دشمن که کم آورد، هواپیماهای شان شروع کردند به بمباران کردن منطقه اما بچه ها به این راحتی ها میدان را به حریف وانگذاشتند. چند بار مجروحیت ظهر روز بعد از شروع عملیات با شلیک گلوله مستقیم توپ دشمن مجروح شدم. یکی از برادرهای امدادگر سرم را با باند بست. باز در منطقه ماندم و صحنه را ترک نکردم. با یکی از
فرهنگ در رسانه
برنامه بار دیگر چه زمانی روی آنتن خواهد رفت. تعطیلی برنامه به این دلیل است که من فیلم سینمایی خواهم ساخت که باید برای حضور در جشنواره فیلم فجر آماده شود و بعد از آن فصل سوم خندوانه را آغاز خواهم کرد . این پاسخی است که جوان درباره تعطیلی موقت برنامه اش می دهد. ظاهرا فرصتی فراهم شده که از فعالیت های دیگرش که فیلم سازی است عقب نماند و با دست پر در جشنواره امسال حضور داشته باشد. او در پاسخ
روحیه اقتصاد مقاومتی با تأسی از دفاع مقدس در جامعه نهادینه شود
به گزارش خبرگزاری تسنیم از بروجرد ، بهرام بیرانوند عصر امروز در جمع خبرنگاران اظهار داشت: عرصه های دفاع برای هر کشور و جامعه ای در تاریخ خود ماندگار و تأثیرگذار بر نسل های آینده است. وی با بیان اینکه ملت ایران، ملتی است که هیچ گاه زیر بار ظلم و ستم نمی رود، عنوان کرد: دفاع مقدس عرصه ای برای مطالبه حق ملت بزرگ ایران از ابرقدرت هایی بود که فکر تسلط بر کشور را در سر داشتند چرا که دشمنان
رقص عاشقانه یک شهید لابه لای حجله های اروند
از گذشت چند ساعت، به دلیل خونریزی شدیدی که داشتم از هوش رفتم و به عقب منتقل شدم، ماه ها از این داستان گذشت که بهبودی نسبی پیدا کردم و خواستم بار دیگر به جبهه ها اعزام شوم که دوستم را دیدم، تعجب و خوشحالی در چهره اش موج می زد، فکر نمی کرد با آن مجروحیت و خونریزی زنده مانده باشم، گفتم: چه خبر از جبهه ها ؟ ، با دستپاچگی گفت: نگران نباش انتقام خونت را از عراقی ها گرفتم! هر گلوله ای که شلیک می کردم به
همسر جانبازان اعصاب و روان بیشتر از خودشان زجر می کشند
برایمان آورد. بار سوم که آمد گرمش شده بود آمده بود آب بخورد و صورتش را بشوید پایش لیز خورد و داخل آب افتاد سریع قناسه ها شروع کردند به زدن. تا دستم را گرفتم و بیرون آوردمش پایش تیر خورد. به محض اینکه تیر خورد چون تیر دو زمانه بود این طرفش هم شکافت و استخوان هایش پخش زمین شد. پایش له شده بود با مکافات به عقب فرستادیمش. سه چهار ماه بعد با همان وضعیت به منطقه کربلای پنج آمد که متاسفانه چون پایش هنوز
وصیت نامه اش با یا علی اکبر لیلا آغاز شد و شهادتش را هم از امام رضا(ع) گرفت
اغلب همان مقلدین امام بودند که دستور امام را واجب الاطاعة می دانستند. نیروهایی که محلشان ناامن بود به ایران می آمدند و به جبهه ها می رفتند و در پشت جبهه حاضر می شدند. ما سال 65 که به ایران آمدیم و طلبه شدیم، یک حزب جهادی به نامه جبهه متحد که یکی از رهبرانش شهید مصباح بود؛ مدرسه هجرت را گرفته بود و ما 30 نفر آنجا درس می خواندیم حدود سه سال آنجا درس خواندیم و در حوزه پذیرفته شدیم.
شهید همت در سپاه مظلوم بود
حجمی از کاغذها و پرونده هایی است که نشان از مشغله های فراوان او دارد. مصاحبه مان سر وقت آغاز می شود. از خاطرات کودکی و فعالیت های سیاسی شروع کردیم و به فرماندهی او بر لشکر 27 محمد رسول الله(ص) رسیدیم. در نهایت هم به روایتی ناگفته از فتنه 88 و حواشی آن رسیدیم.
یک گلوله آر پی جی تانک های دشمن را فراری داد
در حال پیشروی به سمت شهر بودند و تقریبا بندر را به اشغال خود درآورده بودند. به همایون گفتم، خط آتش را به تو می دهم تا تانکی را که در جلو قرار دارد، هدف قرار دهی. همایون خود را آماده کرد تا به هدف شلیک کند، ما خط آتش سنگینی با اسلحه های خود درست کردیم، همزمان دو آر.پی.جی زن با هم شلیک کردند و یکی از گلوله های آر.پی.جی به هدف اصابت کرد و بقیه تانک ها با آتش گرفتن تانک اول، سر و ته کرده و پا به فرار
روایت شهیدی که با شهادت به پابوسی امام حسین (ع) رفت
به گزارش خبرگزاری فارس از شهرستان میاندورود، هشت سال دفاع مقدس یادآور حماسه آفرینی های مردان و زنانی است که با لبیک به امام زمان خود بر دشمن زمانه تاختند، یکی با حضور در جبهه، یکی با پشتیبانی از نیروهای رزمنده، یکی با قلم، یکی با دوربین و یکی با جان شیرین خود، هفته دفاع مقدس بهانه ای شد تا از یکی از جوانان شهید مازندران یادی کنیم، آن چه در ادامه می خوانید شرحی است بر زندگی شهید محمدقلی طالبی.