سایر منابع:
سایر خبرها
دریادار سیاری/ ماجرای نبرد ایران و آمریکا در خلیج فارس
خارک هر روز یک بار مورد تهاجم دشمن قرار گرفته جزیره خارک هم یک جزیره است و نفت از این جزیره صادر می شود. طول جنگ حدود 2800 روز است. برابر آمار 2800 بار وضعیت جزیره خارک قرمز اعلام شده است. وضعیت قرمز یعنی حمله قطعی است. به طور متوسط هر روز یک بار جزیره مورد تهاجم قرار گرفته است. حالا چگونه جزیره خارک حفظ شد. دریای جزیره را نیروی دریایی، داخل جزیره را سیستم پدافند هوایی و کار تخصصی را نفتی
هر میدانی برای سپاه مثل کیسه بوکس بود/ من نخستین بار نام خودم را در رادیو عراق شنیدم
قبضه کلت به داخل عراق برسانند و آمادگی ایجاد بکنند، یعنی در دورهِ فعالیت مخفی به سر می بردند. شمخانی: در هر حال، ما اقدامی نمی کردیم که دشمن را تحریک بکنیم، البته، تحلیل بنی صدر این بود که سر مرز اقدامات تحریک آمیز صورت می گیرد. رشید: می گفت در مرز اقدامات تحریک آمیز صورت می گیرد؟ شمخانی: بله، یعنی این اقدام را من انجام می دهم. درودیان: آیا خودش به این
مهدی باکری از اینکه پیکرش به عقب بیاید شرم داشت
رسیده و تنها راه موفقیت در عملیات بدر حفظ دجله است، او مانده بود چکار کند، چون دیگر دجله قابل حفظ نبود. رفتار او من را یاد تلاش حضرت ابوالفضل (ع) برای حفظ مشکی که دیگر قابل حفظ نبود، می اندازد. مهدی دچار حالت شرمندگی شده بود و عملا پیش از آنکه گلوله به او بخورد کشته شده بود. لذا در آن لحظه گلوله ای به پیشانی او می خورد و روی زمین می افتد. پس از آن قایقی می آید که او را به عقب بیاورد اما
بمباران قبرستان، اجساد شهدای دفن شده را بار دیگر تکه تکه می کرد/فقط روز اول و دوم 64 زن و کودک دفن کردند
مجاهد، پرستار، امدادگر و ... در دل جنگ های خیابانی و تن به تن قرار گرفت و به جانبازی نائل شد. آنچه می خوانید بخش دوم گفت وگوی طنین یاس با این بانوی جانباز است که روایت کننده حال و هوایی خرمشهر در آن روزهاست، روزهایی که هرگز فراموش نمی شوند و روایت هایی که همچنان شنیدنی اند . از روند شکل گیری درگیرهای قومیتی که نوعی آغاز جنگ تحمیلی بود گفتنید حال از شروع جنگ تحمیلی برایمان بگویید
نخستین روحانی شهید دفاع مقدس + عکس
در ساختمان های مسلط بر خیابان، محور مرکزی و اصلی ترین راه پشتیبانی و رفت و آمد نیروهای مدافع را بستند. شهادت با آرپی چی هفت دشمن، ماشین حامل شهید شریف قنوتی را در این خیابان هدف قرار داد. پس از اصابت هفت، هشت گلوله به بدن این روحانی مبارز، خودرو، بر اثر اثابت گلولۀ آرپی جی هفت، واژگون شد. دشمن که از همان ابتدا در پی دستگیری و شهادت شهید شریف قنوتی بود، پیکر مجروح او را اسیر کرد و با سر نیزه کلاشینکف، به شقیقه او ضربه زدو او را به شهادت رساند.
وقتی جنگ در برابر صنعت نفت ایران زانو زد
: در یکی از حملات هفت تا هشت نفر از همکارانمان مورد اصابت موشک قرار گرفتند که شدت حادثه به قدری بود که مجبور شدیم برای جمع آوری اجساد آنها، چند ساعت وقت صرف کنیم. وی در همین باره اظهار کرد: خدا رحم کرد موشک وقتی به خارک اصابت کرد که ساعت حدود 4 تا 5 بعدازظهر بود و کار تعطیل شده بود وگرنه در ساعات کار اگر این اتفاق می افتاد معلوم نبود چند نفر شهید می دادیم. *منبع: روزنامه جام جم **گروه اطلاع رسانی**9165**9131
7 خاطره خواندنی رهبر انقلاب از دوران دفاع مقدس
، پیرمردِ پشت خمیده ی با عصا، ایشان چند بار جبهه رفته. یک بار ایشان از جبهه برگشتند آمدند تهران، می رفتند مشهد، با بنده ملاقات کردند؛ خدمت امام رسیدند. به من گفتند که من وقتی رفتم جبهه، دیدم بچه ها من را به چشم یک پیرمرد نگاه می کنند، گفتم نخیر از من هم کار بر می آید. بعد به من گفتند که پس شما پای خمپاره بیایید، آقای آقا میرزا جواد آقا را بردند پای خمپاره. ایشان گلوله ی خمپاره را می انداختند
بابک زنجانی یا بابک مرتضی زنجانی متولد 1353 تاجر ایرانی /معمای قرن 21 که قوه قضاییه از آن پرده برداری ...
پول های زیادی می آورند سالامبور فروش ها [و کسانی که پوست گوسفند می فروشند]، ارزهای زیادی به داخل کشور می آورند. * مثلا در چه ارقامی؟ – از 10 میلیون دلار گرفته تا 30 میلیون دلار. آنها پوست گوسفند را جمع می کردند و به خارج از کشور می بردند. در ترکیه و ایتالیا می فروختند و پولش را به داخل کشور می آوردند. آن زمان با یکی از این سالامبور فروش ها آشنا شدم. گفتم این کار چطور است. گفت: شما چرا
روزهای نامزدی، ازدواج و بازگشت پیکر عیسی؛ "9 دی " های متفاوت همسر یک شهید
/> بخاطر مجروحیت هشتاد و یک روز مرخصی داشتند اما هر سه برادر تا توانستند بدون عصا راه بروند، دوباره عازم جبهه شدند . برادر شوهر آخری ام عباس تعرف می کند: یک روز در جبهه به اتفاق بچه ها مشغول آب تنی و بازی بودیم. دیدم داداش عیسی کنار رودخانه ایستاده و به بچه ها خیره شده و تو فکر است. از آب بیرون آمدم و گفتم: بیا تو آب، به چی فکر می کنی؟ داداش عیسی آه بلندی کشید و گفت: به این فکر می کنم
یک نبرد، سه راهبرد
عملیات دفاعی- تهاجمی در خاک ایران، با ماهیت جنگ تعاقبی- تهاجمی در خاک دشمن، تفاوت داشت. ملاحظات یادشده، در تصمیم گیری سیاسی ایران برای ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر و طراحی عملیات رمضان و حتی والفجر مقدماتی و یک، مورد محاسبه قرار نگرفته بود. چنان که شکست در عملیات های یادشده، موجب بازبینی شرایط جدید نظامی و مقایسه تفاوت های جنگ در خاک عراق شد که اسناد آن موجود و در حال آماده سازی برای انتشار است.
پاسخ به انتقادات راهبردی
... . به زبان ساده می خواستیم بگوییم با وضع موجود و محدودیت نیروی انسانی، منابع، امکانات و یگان موجود، اقدام بزرگی علیه دشمن نمی توان انجام داد و چنان که افزایش نیرو و امکانات در حد مقدورات کشور انجام شود، می توان دو هدف مهم و استراتژیک را درون خاک عراق، تأمین کرد و بهتر از گذشته جنگ را پیش برد.پس از فتح خرمشهر، ما همیشه با صد تا 150 گردان نیروی آفندی سپاه، تهاجم می کردیم و با همین نیرو فاو را هم
آخرین نفری بودم که حاج همت را پیش از شهادت بوسیدم/ فکر کردند زنده نمی مانم، خبر شهادتم را دادند!
خط آرایش یافت. فرمانده گروهان شهید رسولی بود. ساعت 2 نیمه شب گفتم: صدای لودر می آید. شهید رسولی گفت: نه تانک ها حرکت کردند. صبح که هوا روشن شد تا جایی که چشم کار می کرد تانک بود که به سمت ما می آمد. فاصله ما تا بعثی ها حدود 8 کیلومتر بود. فرمانده گردان گفت: ده نفر از رزمندگان شهادت طلب، داوطلب شوند تا از پیشروی دشمن جلوگیری کنند و گردان عقب نشینی کند. من داوطلب شدم ولی قبول نکردند. با
هفت خاطره رهبر انقلاب از دوران دفاع مقدس
نیروی عراقی آن جا گسترش یافته بود و نیروهای ما این قدر بود. اینها از ترس همان یک تیپ، جلو نمی آمدند. ببینید در چشم آنها ما زیاد می شویم. در عوض بچه های ما، یک تیمهای کوچکِ مثلاً پنجاه نفری، شصت نفری تشکیل می دادند از نیروهای داوطلب یا سپاه یا مخلوطی از داوطلب، سپاه، گاهی هم ارتشیها، و اینها می رفتند، نفوذ می کردند در داخل دشمن، در دل دریای دشمن، واقعاً دریایی از دشمن بود، نفوذ می کردند
100هزار عمل جراحی در بیمارستان های صحرایی
شدند و حدود 1000 نفر از بخش بهداری دراین عملیات به شهادت رسیدند. دشمن بعثی بر خلاف معاهده های حقوق بشر در طول جنگ تحمیلی بیش از 200 پست امدادی و 150 اورژانس را هدف خمپاره قرار داد. آنها حتی به پنج بیمارستان به طور مستقیم حمله کردند. چنان که در عملیات والفجر8 بیمارستان حضرت فاطمه(س) مورد اصابت بمب های شیمیایی بعثیان قرار گرفت. بر اثر همین حمله ها، طراحی و ساخت بیمارستان ها نیز تغییر کرد
روزی که اوقات آیت الله خامنه ای تلخ شد
در بین بچه ها پیچید. دشمن در جبهه شرقی از سمت جاده سوسنگرد به اهواز، زیر آتش شدید توپخانه ارتش ایران قرار گرفته و در حال گریز است. هیچ کس خبر را باور نمی کرد. از هر گوشه شهر تانک های دشمن شروع به عقب نشینی کردند، باقی مانده بچه ها هم به سمت مدخل شهر رفتند. آنچه باعث شد آن روز صبح زود طرح اجرایی شود، تلاش بی وقفه نماینده امام بود چرا که می دانست اگر در آن نیمه شب، تحرکی از خود
راز ماندن "مهدی باکری" در آن سوی دجله چه بود؟
به آن کیسه ای می گفتند. محل ماموریت لشکر 31 عاشورا در این منطقه بود. آن ها می بایست با پیشروی در دل نیروهای عراق شکافی ایجاد می کردند تا ارتباط شمال به جنوبشان قطع شود. فرمانده سپاه در دوران جنگ با بیان اینکه لشکر عاشورا این نقطه را به دست آورد و به هدف رسید، اظهار داشت: اما در روز دوم و سوم عملیات اوضاع برمی گردد و از آقامهدی خواسته می شود که به عقب برگردد اما نمی آید. سوال این است که
چگونگی حضور نیروهای کمیته انقلاب در جبهه
بودم. به خودم می گفتم: "مهدی! تو بین کشورت هستی و دشمنت. اگه یه لحظه خوابت ببره، ممکنه آرامش خواب مردم از بین بره که تو مسئولی". به خودم افتخار می کردم که من حد فاصل دشمن و کشورم بودم. یک روز صبح که برای نماز صبح بیدار شدیم به همراه یکی از دوستان برای گرفتن وضو به پشت خاکریز رفتیم. انجا جایی بود که آب جمع می شد. همان اطراف سنگری بود که شبها بچه ها به داخل ان می رفتند و این سنگر تقریباً 20
رحمانی فضلی نمایندگان را قانع کرد ربیعی کارت زرد دوم را گرفت
نیروهای متجاوز از خاک ایران اسلامی انجام شد که این کار همزمان با اعلام بی کفایتی رئیس جمهور وقت (ابوالحسن بنی صدر) و تائید امام شروع شد که این روند در نهایت عملیات بیت المقدس و فتح خرمشهر منتهی شد که پس از فتح خرمشهر دشمن از مناطقی هم که عملیاتی در آنجا نشده بود عقب نشست. فرمانده نیروی دریایی سپاه اظهار داشت: آمریکا و غرب عراق را تجهیز کردند تا در دریا سکوهای نفتی ما را بزند و این کار آنها باعث
داعش مشهد را به حمله تهدید کرد/ نظر سردار نقدی درباره نحوه نگهداری خاوری/ فروش 260 قطعه زمین با اسناد ...
دیروز در صفحات توئیتر خطاب به تمامی شیعیان نوشت: رافضی ها بدانند که هدف ما تخریب نماد شرک آلود در نجف، کربلاء و سامرا است. بدانید که بعد از تخریب این نمادها در عراق به ایران خواهیم آمد و مشهد ایران را با خاک یکسان خواهیم کرد. به گزارش صبح توس در پایان، داعش از تمامی مسلمانان درخواست کرد که برای تطهیر زمین از رافضی ها بسیج شوند، تا هر چه سریعتر اسلام اصیل در جهان جریان یابد. گروه تکفیری داعش ضمن
منتظر آمدن ملک الموت از لای نیزارها بودم
روزهای جبهه دور گردنم انداختم. در یکی از عملیات ها با اصابت چندین ترکش مجروح شدم، شرایط سختی بود، آتش دشمن هر لحظه شدیدتر می شد و در آن شرایط نمی توانستم به سرنوشت خودم فکر کنم، چندباری بچه ها به سراغم آمدند تا مرا به عقب ببرند اما موافقت نکردم و گفتم نمی خواهم مرا به عقب ببرید، شما به نبردتان ادامه دهید. در آن شرایط تنها کاری که از دستم برمی آمد گفتن ذکر ائمه اطهار (ع) بود و من
آرزوهایی که صدام با خود به گور برد
همراه یک سرباز به شهادت رسید. بوشهر: در حمله هوایی عراقی ها به پایگاه های هوایی و دریایی بوشهر تنها خسارت جزیی به باند فرودگاه این شهر وارد شده که به سرعت جبران شده و باند تعمیر شد. اصفهان: یک هواپیمای عراقی با انداختن بمب های خود در منطقه ای بیابانی به سرعت اقدام به فرار کرد تا با اسکرامبل و خطر تعقیب هواپیماهای اف 14 این شهر در امان باشد. هدف اعلام شده در اصفهان بمباران
سکوت زندگی ام را دوست دارم
را کار کرد. (قسمت هفتم سری دوم که نقی و ارسطو و... در رستوران گیر می کنند و...) من هیچ وقت دوست نداشتم نقش مجری را بازی کنم. به خاطر همین خیلی سختم بود به آقای مقدم نه بگویم. ولی گفتی! - باور کن سخت بود. تو خودت در جریان بودی! به سختی گفتم، چون نتوانستم با خودم کنار بیام، نه گفتم. تا اینکه محسن آنجا گفت هومن به درد رحمت خروس باز می خورد! آن زمان برای رحمت خروس باز با بازیگر
سرقت های پلیس قلابی با کارت جعلی + عکس
چرخ های خودروی او را هدف گرفتند و پس از اصابت چند گلوله به چرخ ها، خودرو متوقف شد. این اما پایان ماجرا نبود؛ چرا که راننده تصمیم گرفت با پای پیاده به فرار ادامه دهد که مأموران او را هدف گرفتند و با شلیک گلوله به پایش، وی را دستگیر کردند. مرد جوان به خودروی پلیس منتقل شد و مأموران در بازرسی بدنی او، یک کارت شناسایی جعلی با عنوان سرگرد پلیس مبارزه با مواد مخدر کشف کردند. به این ترتیب وی
شهید همت در سپاه مظلوم بود
. از همان جا به اینها ظنین شدم. به خودم گفتم: بنی صدر چکار با نیروهای انقلاب دارد؟ از همانجا بود که به آنها شک کردم. این طور نبود که بگویم چون توحیدی صف هستم، به تشکیلات اینها بروم. حتی محمد بروجردی هم نرفت. آقا محسن رضایی، آقای ذوالقدر، آقای نجات و دیگر آقایان همه به سپاه رفتند. به هر حال اصل اختلاف را آنها پایه گذاری کردند. آنها حساب شده می دانستند که علیه آقا محسن و آقای ذوالقدر و آقای نجات تبلیغ
حل سیاسی بحران سوریه فقط با بشار اسد - توافق هسته ای شرایط ایران را بهبود بخشید
حداکثر چند ماه سقوط خواهد کرد غافل از اینکه وضعیت سوریه کاملا متفاوت از بقیه بود. وی تاکید کرد:از پنجاه سال پیش تاکنون مردم سوریه و ارتش این کشور به گونه ای تربیت شده اند که در صف اول موضوعات مهمی مانند فلسطین و مقاومت و ضدیت با اشغال عراق توسط آمریکا قرار گیرند و مانند بیشتر کشورهای عربی نیستند که دست دوستی به اسراییل داده و خود را تهی از روحیه آرمان خواهی کرده باشند. اگرچه ژنرال السید
دولت چهاردهمین اخطارش را دریافت کرد/ آمار درگیری نیروی انتظامی با موتورسواران متخلف
امسال بالای 98 درصد است که هدف گیری ما کودکان زیر 5 سال بودند. ربیعی در ادامه یادآور شد: در بخش مسکن تحولات اساسی رخ داده است.تا پایان سال 95 هیچ معلولی که در خانواده آنها دو معلول به بالا هستند نیست که صاحب خانه نباشد 31 هزار نفر از جمعیت را تحت پوشش قرار دادیم و برای کار مسکن در حال دنبال کردن آن هستیم. امسال در 6 ماهه اول 3800 واحد مسکن تحویل معلولان دادیم و با انسجام در حال حرکت
چرا بعد از فتح خرمشهر جنگ متوقف نشد؟
مجموعه کودتا و روش را عوض می کند. میشل عفلق از آنجا فرار می کند و حافظ اسد دیگران را کنار می زند و اسم حرکت را حرکت تصحیحی می گذارد و معتقد بودند واقعیت حزب بعث آن چیزی است که حافظ اسد به آن عمل می کند. * ستون فقرات داعش همان بعثی ها و نقش بندی ها هستند که عزت ابراهیم در رأس شان بود عفلق ِ گریخته از حافظ اسد، به عراق می آید و مورد استقبال صدام قرار می گیرد که صدام افکار
فرهنگ در رسانه
احتمالاً بیش از یک ساعت این احوالپرسی ها طول خواهد کشید. گفتم که این دیدار، مقدمه اش مفصل تر است. خیلی از جانبازها به خاطر گریه نمی توانند صحبت کنند. هق هق گریه اجازه نمی دهد. آقا با گفتن جملاتی مثل احوالتون چطوره و شما خوبید و چه خبر و... و در عین حال دست کشیدن به سر رو روی جانباز، آنها را آرام می کنند. جانبازی اهل بیرجند، کودک چند ماهه ای را در آغوش گرفته و بچه گریه می کند. آقا می گویند بچه رو
اختلاف سپاه و ارتش در جنگ راهبردی نبود
متوقف شود نظر شما در این مورد چیست؟ به هر حال بعد از فتح خرمشهر با واقعیتی مواجه بودیم و آن اینکه بخش هایی از سرزمین ما همچنان تحت اشغال بود، ولی دشمن در مواردی که ضربه خورده بود و احساس می کرد یکی از راه ها برای جلوگیری از ضربه های بعدی، رفتن به سوی راهکاری مثل آتش بس است، پیشنهادهایی را مطرح کرد. کسانی هم تصور می کنند اگر ما در آن دوران به سمت پذیرش آتش بس و صلح می رفتیم، بدون
بالای سر فرزندان زهرا(س) فریاد می زدیم "یازهرا"+تصاویر
زمین و آسمان به سرمان می بارید و بچه ها یک به یک به خاک می افتادند. مهماتمان هم در حال تمام شدن بود. خبری هم از نیروی کمکی نبود. بالاخره فرمانده تیپ دستور عقب نشینی داد. امکان مقاومت وجود نداشت. 20 نفر آدم چطور می خواستند با دو لشکر پیاده و یک تیپ زرهی مقابله کنند. سوار کامیون ها شدیم. هنوز درست ننشسته بودم که صدای مهیبی شنیدم و کامیون به شدت لرزید. گلوله مستقیم تانک به باربند کامیون