سایر منابع:
سایر خبرها
زندگی با ترکشی درجمجمه
. پسر بزرگم مریضی قلبی دارد، زمان سربازی به خاطر همین بیماری، قلبش 45دقیقه ایست کرده بود و خدا او را دوباره به من داد. تنها پشتوانه زندگی ام دردی را تحمل می کند که شاید تحملش برای هر کسی ممکن نباشد. مادر و برادرهایم چند سال قبل فوت کردند و من تنها هستم. وضعیت جسمی خودم هم خوب نیست. من مستعد سرطان هستم چون خانواده ام مبتلا به این بیماری بوده اند. هر چند وقت یک بار باید آزمایش بدهم اما اگر پول
عشق یعنی از خودگذشتگی
موبایلش است و کارش را هم درست انجام نمی دهد. این مشکلی است که اکنون در همه جا می بینیم. سن و سال هم نمی شناسد، اگر کنترلش نکنیم، همه را معتاد می کند. حتی من جدیدا خانم های خیلی مسن را می بینم که از همه چیز افتاده اند و سرشان به موبایل های جدید و اندروید و... گرم است. شما فکر می کنید چگونه می شود از این اعتیاد جدید رهایی یافت؟ من فکر می کنم چون این صنعت
جیرانی: التماس کردم کار را پخش نکنند
هم نخواندند. مشکلات و عجله برای ساخت باعث شد که کار را کامل ننویسم. * خیلی از آمریکا و سریالهای آمریکایی حرف زدید، شرایط در آنجا چگونه است؟ در آنجا یک فرد به اسم تهیه کننده اجرایی وجود دارد که به همه چیز اشراف داشته و متن را می گیرد، سپس سرمایه گذار پیدا کرده و در انتها با کارگردان برای تولید کار به توافق می رسد. در ایران به اینگونه نیست. این حرف را به عنوان یک کارگردان به شما می زنم، در ایران کارگردان سالاری وجود دارد. یعنی من فریدون جیرانی طرحی را به شورا می دهم و وقتی تصویب شد، برای خودم تهیه کننده ام را انتخاب می کنم! منبع: راه دانا ...
آماری عجیب از تمایل دختران برای همسر دوم شدن
بعد از ازدواج حاضر شوم شریک زندگی ام را با خانم دیگری تقسیم کنم! الناز ادامه می دهد: مردی که خانمی را برای زندگی انتخاب کرده است و بعد از مدتی سراغ من می آید تا همسر دومش باشم، از نظر من قابل اعتماد نبوده و امکان دارد من هم روزی دلش را بزنم و دنبال نفر سومی بگردد. دوست ندارم شوهری داشته باشم که بخشی از فکر و ذهن او برای من باشد زهرا، دختر 23 ساله ای که تا به حال
مجلس عروسی در مسجد! +عکس
ادامه تحصیل و به مخصوص کار در مدرسه علاقه دارد. همین اختلاف کوچک باعث شد که از طرف دختر همه چیز تمام شده باشد و بهتر دانست که صحبت های بعدی هم ادامه پیدا نکند، چون حاضر نبود کارش را رها کند. به ظاهر همه چیز تمام شده بود. خانواده پسر مخالف کار کردن عروس بودند و دختر هم عاشقانه کارش را دوست داشت. اما بعد از مدتی پسر پیغام می دهد که می خواهد دوباره صحبت کند و عنوان می کند که اگر امکان دارد
گذری بر تجربه های سخت زنان جنگ زده
فاحشی با دیگر مناطق داشت. کبری خدامرادی درباره شرایط زندگی اش قبل از جنگ می گوید: قبل از آغاز جنگ خانه و زندگی تقریباً مرفهی در قصرشیرین داشتیم. همسرم کشاورز بود. امکانات مان در حد مطلوب بود و همه چیز به خوبی پیش می رفت. من هم مثل همه زنان دیگر خانه و زندگی ام را دوست داشتم و آرزوهای زیادی برای آینده داشتم، اما وقتی قرار شد خانه را ترک کنیم با یک بقچه کوچک از آن جا رفتیم. آنقدر بی وسیله
در شبهات مطرح شده درباره خانهٔ موسیقی، نظر وزارت ارشاد فصل الخطاب است
از اولین روز انتخابات خانهٔ موسیقی – در 15 سال گذشته - تاریخ آن مشخص نبوده و در هرسال زمانش عوض شده است، درواقع هیچ وقت هفت دورهٔ انتخابات خانهٔ موسیقی در تاریخ مشخصی نبوده و نگفته ایم مثلا هر سال در ماه بهمن یا اردیبهشت انتخابات برگزار شود. هر ساله همین بوده و پنج، شش یا هفت ماه زمانش تغییر داشته یا حتی است. چرا؟ به همان دلیلی که خدمتتان عرض کردم یعنی به خاطر زمان بر بودن پروسهٔ ثبت تغییرات
قاطعیت رهبری فتنه 88 را نقش برآب کرد
مشهد بمانند، اما جدم به بروجرد برگشت. در سال 1327 ازدواج کردم و صاحب 9 فرزند شدیم که بزرگ ترین آنها، حسین در جریان تظاهرات منجر به پیروزی انقلاب به شهادت رسید. بنده یک سال در محضرآیت الله حاج شیخ هاشم قزوینی در مشهد تلمذ کردم. صرف و نحو و مکاسب و کفایه را در مشهد خواندم و بعد چون دیدم به محتوا و غنای درسی بیشتری نیاز دارم به قم رفتم. در قم مدتی با یکی از دوستان همخانه بودم و بعد خودم اتاقی را
آرامش پس از 30 سال انتظار
کرده اند؛ درباره حسی که در دیدار با آقا داشت می گوید: سی سال بود منتظر این چنین روزی بودم. شکر خدا، قسمت مان شد و بالاخره چند لحظه ای توفیق دیدار ایشان را داشتیم و از نزدیک آقا را زیارت کردیم. همسر این جانباز صحبت هایش را این گونه پایان می دهد: یادمان نرود برای این کشور، اسلام و انقلاب، خون های زیادی ریخته شده است. حتما محافظ این انقلاب باشیم، در هر سن و شغلی که هستیم فرقی نمی کند. ما
گفت وگویی با پدیده خندوانه
سالهای من دوستم داشتند. مثلا معلم خیلی جدی می گفت اگر جلسه بعد کسی تکلیفش را ننویسد سخت تنبیهش می کنم. اما من هفته بعد واقعا ننوشتم. با خودم می گفتم بگذار ببینم می خواهد چه کار کند. جلسه بعد وارد کلاس که شدم همان اول گفت: مسعودی دفترتو بردار بیار من هم با کمال پر رویی گفتم: ننوشتم! علی مشهدی ادامه می دهد: از سال 68 ورزش می کنم و با این همه شیطنت هیچ وقت سراغ کار خلاف نرفتم. من حتی لب به
25 چیزی که زنها آرزو دارند مردها میدانستند
. بیشتر مردها قلباً مثل بچه ها هستند اما اگر قرار باشد کمی بیشتر از بغل کردنتان انجام دهیم (غذایتان را هم برایتان تکه تکه کنیم تا بخورید) مطمئناً مشکل بزرگی خواهد بود. 6. گوش کنید و علاقه نشان دهید. بعد از یک روز پرمشغله تنها چیزی که می خواهیم این است که مردمان به حرف هایمان گوش کند. زن ها عاشق حرف زدن اند و احساساتشان را بیرون می ریزند. ما به شما تکیه می کنیم چون اعتماد داریم
از رنگ خون خدا عکاسی کردم
شاترش قفل کرد و همیشه دوست داشتم دوباره تعمیرش کنم ولی خب هیچ وقت از لحاظ امکانات ارضا نشدیم. *فارس: بهترین هدیه ای که به خاطر عکاسی دریافت کردید چه بود؟ *مویدی: سال 70 در یک مسابقه عکاسی شرکت کرده بودیم که جایزه مان ده حلقه نگاتیو رنگی بود. برنده شده بودم و عکسم برتر شده بود خیلی خوشحال بودم. هر حلقه نگاتیو حدود 25 تومن بود اما خب پیدا نمی شد. نگاتیو های بی کیفیت دیگری هم
خاطرات بی بی زهرا از جبهه اش+عکس
خواهیم این بچه را به یک خانواده ای که بچه دار نمی شوند، بدهیم و ما هم چون دیدیم ثواب این کار بیشتر است، قبول کردیم؛ اما همین جدایی یک داغ روی دل ما گذاشت. پسرم با شناسنامه دوستش به جبهه می رفت سی سالی می شود که از شهادت پسرش می گذرد و چند روز دیگر سالگرد فوت پدر این خانواده است و همین داغ ها باعث می شوند تا مادر پرانرژی سال های جنگ با هر با اسم بردن از پسر و همسرش، صدایش بلرزد
جوانان ایرانی که با افغانی ها ازدواج می کنند
ترغیب کرد. همچنین این حکایت را پسری از ایران بازگو می کند. حمید 26 ساله دانشجو درباره علاقه بین دو طرف می گوید: من و همسرم در دانشگاه باهم آشنا شدیم و به هم علاقمند شدیم و همین عاملی شد که برای ازدواج با او به خانواده ام اصرار کنم. *اختلافات خانوادگی ایجاد می شود زمانی که علاقه بین طرفین در میان باشد، بدلیل تصمیم گیری با آگاهی کم می تواند آنها را با مشکل
گفتگو با اولین مجری نابینای رسانه ملی
است. هیچ اشکالی ندارد. بحث به اینجا که می رسد از ازدواج خودش می پرسیم. خانم علایی می گوید همسرم من را در محل کارم دید، خودش می گوید همانجا به من علاقه مند شد. اما ابتدا می ترسیدم. چون هیچوقت باور نمی کردم کسی من را برای ازدواج بپسندد که خودش سلامت جسمی کامل و موقعیت اجتماعی خوب داشته باشد. به خاطر اینکه تصور از یک معلول واقعا در اجتماع بد است. بسیاری هم معتقدند که معلولان باید فقط با
بادیگاردهای مشهور ایرانی را بشناسید
درگیری اصلا در شأن ما نیست بلکه تمام وظیفه و ماموریت ما حفاظت و مراقبت از افراد مختلف است. حالا این افراد می توانند گروهی خاص یا یک جمع بزرگ باشند یا حتی یک فرد؛ و من می توانم به جرأت به این نقطه قوت خودمان اشاره کنم که از سال 85 تا به امروز هیچ درگیری نداشتیم و به این موضوع افتخار می کنیم. اعتقاد من بر این است که ما زمانی در بیزینس و اجتماع مان موفق هستیم که مردم ما را دوست داشته باشید. من همیشه
تنها پسرم را خودم به جبهه فرستادم/ عاشقانه های من و اصغر تمام نشدنی است/ آرزویم دیدار با مقام معظم رهبری ...
سراغم آمد، خداوند کریم است و گره از امور می گشاید. به حال فرزندم غبطه می خورم من هیچ شماتتی را محل نمی گذاشتم و ناراحت نمی شدم، چون می دانم که از حضرت زینب(س) بالاتر نیستم؛ او همه چیزش را در راه خدا و برای امام حسین(ع) داد خیلی هم مورد شماتت واقع شد اما باز هم صبر کرد. من هم ناراحت نیستم چون پسرم به آرزویش رسیده و اتفاقا به حال اصغرم غبطه می خورم. آناج: دوست
10 داستان عاشقانه برتر هر کس باید بخواند
کند که خواهر زن دوست شاعرش است. طبعتا تاتیانا هم دل به یوگنی می دهد و دلبسته او می شود اما یوگنی بعد از مدتی از تاتیانا سیر می شود و می رود سراغ خواهرش اولگا که زن همان شاعر است. سر همین با دوست شاعرش دوئل هم می کنند ولی اولگا هم خیلی زود از چشمش می افتد و می رود شهر پی عیاشی خودش. تاتیانا هم بعد از مدتی چشم انتظاری، عاقبت ازدواج می کند و راهی سن پترزبورگ می شود. بعد از چند سال گذر یوگنی
اسید پاشی به چهره اقتصاد ایران (قسمت نخست)
برای عوام و سیاستمداران این قلم در ده سال گذشته مأموریتی که برای خود انتخاب کرده این است: ساده کردن اقتصاد به گونه ای که هم عوام بفهمند و هم سیاست مداران. به همین علت، نه تمایل به داشتن ده ها مقاله ISI داشته ام و نه مأموریتی برای خود در بسط دانش جهانی احساس کرده ام. همه تلاش فکری من در این سال ها معطوف به انجام کمکی ناچیز به گذار آرام تر جامعه و کشورم از بحران های در پیش رو بوده است و برای این کار
کسب اعتبار و درآمد از خانه ادیبان
زندگی شاعران، نویسندگان و موسیقیدانان بنامی بوده که حتا پس از چند قرن، هویتش حفظ شده و اکنون نیز معبر هنری و صنایع دستی مسکو به شمار می رود. مجسمه پوشکین و ناتالی از بناهای معروف این خیابان، خانه-موزه ی الکساندر پوشکین ، شاعر پرآوازه ی قرن 19 روسیه است که پس از ازدواج با همسرش ناتالی و قبل از دوئل معروفی که به مرگش منجر شد، چند هفته در آن زندگی کرده است. پوشکین که در کنار پتر
والدینی که کودکانشان از مدرسه فرار می کند، بخوانند
/> بادکنک هم خوبه واسه روز اول. اگر بشه که بادکنک هوا بکنن بچه ها هم گریه شون نمی گیره. هر بچه ای باید یه عالمه دوست داشته باشه، اگر من مدیر مدرسه بشم می گم هر بچه ای باید حداقل ده تا دوست داشته باشه، بی دوست نباشه. لباس همه بچه ها هم باید بنفش باشه. هیچ عیبی هم نداره که بچه ها لاک پشت های نینجا با خودشون مدرسه بیارن و اگه می شه کارتون هیولا در پاریس رو هم نشون بدن توی حیاط. چون که من هیولا در پاریس
سرمقاله های روزنامه های 31 شهریور
و امید و اتکا به ذات اقدس الهی جای خود را به لبخند دشمن و روی خوش او داده، باید به خود آمد و در آن تجدیدنظر کرد که خداوند وعده فرموده: به عزت و جلال خودم، هر کس به غیر از من به دیگری امید بندد، امیدش را ناامید می کنم تجربه 35 سال پیش، چون آئینه ای تمام نما از افتخار و عزت پیش روی ماست، نباید این سند افتخار را به طاق نسیان و فراموشی بسپاریم. تاملی بر علت ناتوانی ایران در بازدارندگی صدام
بنی صدر خائن نبود!/ سال 88 به کروبی رای دادم/ حرف بزنم خیلی جاها به انقلاب صدمه وارد می شود
احزابی که در آن زمان وجود داشتند مثل توده و دیگر احزاب رابط نفرستادند تا شما را مجاب کنند که عضویت شان را بپذیرید؟ جرات نمی کردند سراغ من بیایند. من سال 39 در اصفهان دبیرستانی بودم که 90 نفر را به نام حزب توده دستگیر کردند. برخی همکلاسی هایم در همین ماجرا دستگیر شدند. یکی از همکلاسی هایم پس از این اتفاق می گفت که ما چون می دانستیم تو از بچگی پیش نماز بودی هرگز سراغت نیامدیم. من از روز اولی
سعید ابک لزوم زنگ هنر تئاتر در مدارس پایه
مشغله شان را به واسطه هدایتی روشن تخلیه نمایند. همان طور که اشاره شد کودکان تماما در ذهن خویش تخیل را سرلوحه افکار خود قرار می دهند. پس آن ها لحظه ای را جدای از به خاطر سپردن جمع و تفریق ها را طلب می کنند که در آن لحظهٔ طلایی خلاقیتش را به تخیلاتش تزریق نموده و بدین واسطه سفری به اعماق ذهنشان داشته باشند. بدین گونه است که اکتشافاتی جدید را به کوله پشتی ذهنشان افزون می سازند. اما در حال کنونی و در
گیبادولین: نامه آیت الله خامنه ای برای ما، یادآور نامه امام به گورباچف بود
چه دارم از مطالعه آزاد و شخصی خودم است. چه شد که به ایران علاقمند شدی و درباره اندیشمندان مسلمان ایران کار پژوهشی را آغاز کردی؟ گیبادولین: دانشجوی سال اول که بودم، موضوع پایان نامه ام تاریخ امپراتوری اردوی زرین و تاریخ دولت تاتار بود و بعد از آن چون به دو زبان ترکی که شبیه زبان مادری ما بود و عربی که در مدرسه اسلامی آموختم، تسلط داشتم، به ایران و زبان فارسی هم علاقمند شدم
راز عمر طولانی ساکنان دره صدسالگان
با وجود کهولت سن قادر به انجام کارهای روزمره خود، چون تهیه غذا هستند. مسی و خاویر 30 نتیجه و نبیره دارند و در سلامتی به سر می برند، قوای شنوایی و بینایی شان هنوز چندان ضعیف نشده است. خاویر 106 ساله از مهم ترین عوامل عمر طولانی و سلامتی خود را این می داند که همیشه در حال حرکت و جنب و جوش است. او می گوید که حدود شش سال پیش که صد ساله شده تصمیم گرفته دیگر کار نکند، اما از 95
پشت پرده زندگی ترنس ها
جراحی در بعضی موارد، افراد ترجیح می دهند که این عمل را انجام دهند و زندگی عادی داشته باشند. حالا آنهایی که از سوی خانواده و جامعه اطراف حمایت می شوند، بعد از عمل به سوی بهبودی و توانمندی پیش می روند و کسانی که از این حمایت محروم هستند، با نابسامانی و بحران مواجه می شوند و مسیر توانمند شدنشان ناهموار می شود. طاهرخانی از بیمار شصت و چند ساله ای می گوید که سال ها پیش ازدواج کرده و دارای
همدلی جانبازها با آقای جانباز/ میزبانی شانه های رهبر جانباز از اشک های فرزندانش/ آقا گفتند این را به ...
. -چه زود گذشت! -خدا کنه این وقت رو جزو حق الناس به گردن ما ننویسن... وسط احوالپرسی با جانباز بعدی که اهل جهرم است حرف می کشد به سن و سال و جانباز می گوید: نوه دار شدیم، پیرمرد شدیم... آقا می گویند: چه نوه دار بشی چه نوه دار نشی ربطی به پیرمردی نداره... -نه دیگه الان مثلاً به من میگن آقا بابا.. -عجب... پس تو جهرم به پدربزرگ میگن آقا بابا... آقابابا گفتن
حمایت بیماران سرطانی از رکاب زنان حرم ضامن آهو
هشتم شیعیان، از آن امام صحت و سلامت مردم ایران اسلامی، شفای همه بیماران و به ویژه بیماران مبتلا به سرطان را می خواهم. به گزارش فارس، کسری اطهر دیگر رکاب زن عازم مشهد مقدس نیز با سن کم هدف های والایی دارد و در گفت وگو با فارس به درد دل با مردم پرداخت که با هم می خوانیم: چند سال سن دارید و با چه هدفی رکاب زنی را آغاز کردید؟ کسری اطهر 15 سال سن دارم و خیلی خوشحالم که با
مهدی باقربیگی، نوجوانی ام بعد از مجید تمام شد (عکس)
/> می خواستم خدمتی به مردم شهرم بکنم حدود 22 سال است که از قصه های مجید می گذرد. نمی توانید تصور کنید در این سال ها مردم خوب اصفهان و حتی همه مردم در ایران چقدر به من لطف داشته اند و خدا را شکر هنوز هم دارند. همیشه هم برایم سوال بوده است که چرا برای من اینطور است و فکر می کنم فقط لطف خدا بوده است. به همین دلیل دوست داشتم در ازای این همه لطف، خدمتی به مردم شهرم بکنم. سال ها